معنویت- سلاحِ پنهان در دفاعِ مقدس
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
مقدمه و تبیینِ «جنگِ میانِ مادیات و معنویت»
«إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ» - سوره غافر، آیه ۵۱
عزیزانِ من، امروز میخواهیم دربارهیِ پدیدهای صحبت کنیم که از نظرِ علومِ نظامی و تحلیلهایِ سیاسیِ غرب، "غیرقابلِ باور" و "ناممکن" جلوه میکرد.
ما دربارهیِ سالهایِ دفاعِ مقدس صحبت میکنیم؛ سالهایی که در آن، یک ملتِ در حالِ توسعه، در برابرِ یکی از قدرتمندترینِ ارتشهایِ منطقه، با سلاحهایِ ناچیز، ایستادگی کرد.
اما پرسشِ اصلیِ ما امروز این نیست که "چگونه جنگیدند؟" بلکه این است که «چگونه پیروز شدند؟». چرا آنهایی که در جبههها بودند، وقتی از مرگ و انفجار و خون صحبت میکردند، چشمانشان از شوق میدرخشید؟ چرا آنهایی که در میانِ خاک و خون بودند، از "خدا" و "معشوق" حرف میزدند؟
در واقع، در دفاعِ مقدس، ما شاهدِ یک "جنگِ دوگانه" بودیم: جنگی در جبههیِ زمین با گلوله و توپ، و جنگی در جبههیِ آسمان با دعا و تسلیم. ما میخواستیم ببینیم که چگونه «معنویت» توانست به یک «استراتژیِ دفاعی» تبدیل شود و از بیجانِ انسانها، ارتشهایی از مقاومت بسازد.
امروز میخواهیم این لایههایِ پنهانِ پیروزی را کالبدشکافی کنیم...»
ایمان؛ موتور محرکِ رزمندگان
ببینید عزیزان، در تحلیلهایِ نظامی، "روحیهٔ جنگندگی از مهمترینِ عواملِ پیروزی است. اما در دفاعِ مقدس، این روحیه از کجا میآمد؟ از جایی فراتر از شعارهایِ ملی؛ از «عقیدهیِ توحیدی».
رزمندهٔ ایرانی، به جایِ اینکه به "بقاءِ مادی" فکر کند، به "شهادت" فکر میکرد. برای او، مرگ، پایانِ زندگی نبود؛ بلکه "وصال" بود. وقتی کسی با این نگاه به میدان میآید، ترسِ او از سلاحِ دشمن، از بین میرود.
خداوند میفرماید: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلَامِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (پس سست نشوید و برای صلح دعوت نکنید، اگر مؤمن هستید - سوره آل عمران، ۱۳۹). این سستی، ناشی از ضعفِ ایمان است، اما در جبههها، ایمان بود که سستی را از میان برد.
داستانِ رزمندگانی را بخوانید که در عملیاتهایِ خونین مثل "کربلای ۴" وقتی با موجهایِ انفجار روبرو میشدند، به جایِ فرار، به سمتِ هدف میدویدند. چرا؟ چون در ذهنِ آنها، تصویرِ "کربلا" بود. آنها فکر میکردند در حالِ بازسازیِ مسیرِ رسیدن به امامِ حسین (ع) هستند.
معنویت در دفاعِ مقدس، یک "موضوعِ تزئینی" نبود؛ بلکه یک "نیرویِ محرکِ عملیاتی" بود. ایمان، فیزیکِ رزمنده را تغییر میداد...»
عروج در میانهٔ خاک؛ عباداتِ جبهه
بخشِ دوم، بسیار تکاندهنده است. ما در تاریخِ جنگها، معمولاً شاهدِ "بیدینی" در میدانها هستیم؛ یعنی وقتی جنگ شروع میشود، آدمها از دین و عبادت غافل میشوند تا تمرکزشان رویِ جنگ باشد. اما در دفاعِ مقدس، ما شاهدِ یک «پارادوکسِ معنوی» بودیم.
رزمنده در میانِ صدایِ توپخانه، "نماز" میخواند. در میانِ شلیکها، "ذکر" میگفت. معنویت، اینجا به معنایِ "ایجادِ سکون در میانِ تلاطم" بود.
امام صادق (ع) میفرمایند: «الجهادُ سِلاحُ اللهِ فی اَرضِهِ» (جهاد، سلاحِ خدا در زمینِ اوست). وقتی سلاحِ خودِ خدا باشی، دیگر نمیتوانی از عبادتِ او جدا باشی.
امروز ما در آرامش، "معنویت" را به یک "تکنیکِ آرامشبخشی" یا یک "تمرینِ یوگا" تبدیل کردهایم. اما در جبهه، معنویت یعنی: "خداوند، من در میانِ این خون و خاک، تنها به تو چشم دوختهام". این یعنی «فنا شدن در ارادهیِ الهی».
همانطور که شاعر میگوید:
آن که در میانِ غوغایِ جهان، تنها با خداست آن که در میانِ طوفان، با آرامشِ خداست
این معنویت بود که باعث شد رزمندگان، حتی در سختترینِ لحظات، "صبر" و "رضایت" خود را از دست ندهند...»
«درسهایِ معنویت برایِ امروز؛ از جبهه تا خانه»
عزیزانِ من، شاید کسی بگوید: "آنها در جنگ بودند، ما در آرامش هستیم؛ چه ربطی به ما دارد؟". اما حقیقت این است که «معنویتِ دفاعِ مقدس، یک میراثِ برایِ بقایِ ماست.
امروز ما در میانِ "جنگهایِ نرم" و "هجمههایِ فرهنگی" هستیم. دشمن، امروز به جایِ تانک، با "سلاحِ افکار" و "ارزشهایِ مخدوش" به سراغِ ما میآید. اگر ما معنویتِ آن دوران را در خودمان زنده نکرده باشیم، در برابرِ این طوفانها، فرو خواهیم ریخت.
درسهای عملی:
۱. ایمان به وعدهیِ خدا: همانطور که آنها به پیروزیِ نهایی ایمان داشتند، ما هم باید به پیروزیِ حق بر باطل ایمان داشته باشیم.
۲. ایثار و گذشت: در دفاعِ مقدس، "من" حذف شده بود و "ما" و "خدا" بودند. امروز ما در جامعه، دچارِ "خودخواهی" و "فردگرایی" شدهایم.
۳. ارتباط با خالق: اگر معنویتِ آن دوران، ناشی از "نمازِ شب" و "تضرع" بود، ما هم باید در عصرِ تکنولوژی، به دنبالِ "سکوتی در برابرِ خدا" باشیم.
ما امروز نیاز داریم که معنویت را از حالتِ "احساسی و مذهبیِ ظاهری" به حالتِ "استراتژیک و زندگیمحور" برگردانیم. معنویت یعنی: در کار، صادق باشی؛ در خانواده، صبور باشی؛ و در جامعه، مسئولیتپذیر باشی. این همان "جهادِ بزرگ" در عصرِ حاضر است...
نتیجه:
در پایان، باید گفت که دفاعِ مقدس، تنها یک پیروزیِ نظامی نبود؛ بلکه یک «شهادتِ معنوی» بود. پیروزیِ ما، حاصلِ آن بود که "ارادهیِ زمین" را در برابرِ "ارادهیِ آسمان" قرار دادیم.
ما باید این معنویت را که در خونِ رزمندگان و در دعاهایِ شبانهیِ آنها نهفته است، به نسلهایِ آینده منتقل کنیم.
نه فقط با تعریف کردنِ داستانها، بلکه با "زیورِ اخلاق" و "قدرتِ ایمان" در زندگیِ روزمرهیِ خودمان.
خداوندا! ما را از پیروانِ راستینِ راهِ رزمندگان و شهدا قرار بده.
خداوندا! به ما همان "ایمانِ پولادین" را عطا کن که در میانِ آتشِ جنگ، قلبهایشان را تسلیمِ خود کرد.
خداوندا! در این عصرِ فتنهها، ما را با معنویتِ اصیل و حبلاللهِ متین پیوند بده تا در برابرِ هجمههایِ باطل، استوار بمانیم.
خداوندا! به یادِ تمامِ شهدایِ گرانقدرمان، آرامش و نور در خاکشان قرار بده...
والحمدلله رب العالمین
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


