دوشنبه 30 شهريور 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

ارزش‌گذاریِ الهی؛ چرا دنیا به کفار می‌رسد و ایمان به مقربان

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ

✍️:حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا محمدٍ و آله الطاهرین، سيما بقية الله في الأرضين.


مقدمه: معضلِ ذهنیِ بشر در مواجهه با ثروتِ طغیانگران

یکی از ریشه‌ای‌ترین و در عین حال آزاردهنده‌ترین سؤالاتی که در طولِ تاریخِ بشر، ذهنِ انسان‌ها را به خود درگیر کرده، یک «پارادوکسِ اخلاقی» است:
چرا وقتی تاریخ را ورق می‌زنیم، و وقتی به کوچه ‌پس ‌کوچه‌هایِ دنیایِ امروز نگاه می‌کنیم، می‌بینیم کسانی که بویی از خدا، دین و انسانیت نبرده‌اند، در اوجِ رفاه، ثروت، قدرت و برخورداری هستند؟ و در مقابل، بندگانِ صالح، پاک و مخلصِ خدا، گاهی در سخت ‌ترین تنگناهایِ معیشتی زندگی می‌کنند؟


این سؤال، گاهی چنان در دلِ انسان رسوخ می‌کند که می‌تواند ایمانِ او را به لرزه درآورد. انسان با خود می‌گوید: «اگر خدا حق است، اگر خدا مؤمنان را دوست دارد، پس چرا سهمِ آن‌ها از دنیا این‌قدر ناچیز است و سهمِ دشمنانش این‌قدر فراوان؟»
پاسخِ این پرسشِ بزرگ را در یکی از دقیق‌ترین و راهگشاترین روایاتِ مکتبِ اهل‌بیت (ع) می‌یابیم. امام صادق (ع) در اصول کافی (جلد ۲، صفحه ۲۱۵) حقیقتی را بیان می‌کنند که تمامِ معادلاتِ مادیِ بشر را به هم می‌ریزد.


حضرت می‌فرمایند: «إِنَّ الدُّنْيَا يُعْطِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مَنْ أَحَبَّ وَ مَنْ أَبْغَضَ، وَ أَنَّ الْإِيمَانَ لَا يُعْطِيهِ إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ» خداوند عزوجل دنیا را به کسی که دوست دارد و به کسی که دوست ندارد، هر دو عطا می‌کند؛ اما ایمان را عطا نمی‌کند مگر به کسی که او را دوست دارد.


امروز می‌خواهیم این قاعده‌ی طلایی را کالبدشکافی کنیم و ببینیم چرا «دنیا» آن‌قدر بی‌ارزش است که خدا آن را به دشمنانش هم می‌دهد، و چرا «ایمان» آن‌قدر گوهرِ گرابهایی است که فقط به محبانش هدیه می‌شود.»


بخش اول: نگاهِ قرآن و روایات به ماهیتِ «دنیا»؛ کالایی بی‌ارزش نزدِ خدا
عزیزان! برای اینکه بفهمیم چرا دنیا به همه داده می‌شود، باید ببینید خداوند متعال در قرآن کریم، «قیمتِ دنیا» را چند تعیین کرده است.


در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: «لَوْ أَنَّ الدُّنْيَا تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعوضَةٍ مَا سَقَى كَافِرًا مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ» (اگر دنیا در پیشگاهِ خدا به اندازه‌ی بالِ مگسی ارزش داشت، به کافر حتی جرعه‌ای آب نمی‌داد).


چرا؟ چون دنیا در مقیاسِ الهی، اصلاً «پاداش» محسوب نمی‌شود. دنیا «کفِ امکانات» است. مثلِ امکاناتی که در یک زندان یا در یک آزمایشگاه برای همه‌ی زندانیان یا آزمایش‌شوندگان فراهم می‌کنند. به زندانیِ خوب و زندانیِ متمرد، هر دو آب و نان می‌دهند؛ این دلیلِ محبوبیتِ زندانی نزدِ رئیسِ زندان نیست!


بیایید به قرآن رجوع کنیم. در سوره‌ی زخرف، آیه ۳۳، خداوند یک سناریویِ فرضیِ تکان‌دهنده را مطرح می‌کند:«وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ»
اگر نه این بود که همه مردم [در کفر] یک‌دست می‌شدند، قطعاً برای خانه‌های کسانی که به خدای رحمان کفر می‌ورزیدند، سقف‌ها و پله‌هایی از نقره قرار می‌دادیم که بر آن‌ها بالا روند...


خداوند در این آیه می‌فرماید: من می‌توانستم تمامِ کاخ‌های دنیا را از نقره و طلا برای کفار بسازم؛ چرا این کار را نکردم؟ چون ترسیدم مردم همه به سمتِ کفر بروند تا به این ثروت‌های پوچ برسند! یعنی ثروتِ دنیا آن‌قدر بی‌ارزش است که خدا از آن به عنوانِ «دامِ فریب» یاد می‌کند.

 

داستانی از حضرت عیسی (ع):
روزی حضرت عیسی بن مریم (ع) با حواریون از کنارِ مرداری از سگ گذشتند که تعفنِ آن فضای شدیدی ایجاد کرده بود. حواریون سرها را برگرداندند و گفتند: «چقدر بوی تعفنِ این مرده شدید است!»
حضرت عیسی (ع) نگاهی انداختند و فرمودند: «ما أشد بیاض أسنانِهِ» (چقدر دندان‌های این حیوان سفید و زیباست!).


پیامِ این داستان چیست؟ حضرت خواستند به شاگردانشان بیاموزند که نگاهِ الهی با نگاهِ مادی‌گرا متفاوت است. کسی که دنیا را هدف قرار دهد، مثلِ کسی است که به دندانِ یک مردارِ متعفن خیره شده و از زیباییِ موقتِ آن سرمست گشته است.
بنابراین، وقتی می‌بینید فاسدترین انسان‌ها سوار بر مرکبِ ثروت‌اند، بدانید که خداوند دارد به آن‌ها «متاعِ قلیلِ دنیا» را می‌دهد تا حجت را بر آن‌ها تمام کند.»


بخش دوم: «ایمان»؛ گوهرِ اختصاصیِ مقربان و انحصاریِ محبان
در نقطه‌ی مقابلِ دنیا، «ایمان» قرار دارد. امام صادق (ع) فرمودند: «وَ أَنَّ الْإِيمَانَ لَا يُعْطِيهِ إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ». ایمان چیست که خدا آن را به هر کسی نمی‌دهد؟ ایمان، سنخِ این عالمِ مادی نیست. ایمان، نَفَسِ ملکوتیِ الهی در سینه‌ی مؤمن است.


ببینید برادران و خواهران! یک پادشاهِ مقتدر، هرگز گنجینه‌ی شاهوارِ خود، تاجِ سلطنت و کلیدِ خزانه‌ی اصلی‌اش را به غریبه‌ها، دشمنان یا کسانی که به او خیانت می‌کنند نمی‌دهد. او این گنج را فقط به فرزندِ خلف یا محرمِ رازِ خودش می‌دهد.خداوند متعال نیز «ایمان» را گنجینه‌ی خاصِ خود می‌داند.


در روایت دیگری از پیامبر اکرم (ص) داریم که فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَسَمَ بَيْنَكُمْ أَخْلَاقَكُمْ كَمَا قَسَمَ بَيْنَكُمْ أَرْزَاقَكُمْ، وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُعْطِي الدُّنْيَا مَنْ يُحِبُّ وَ مَنْ لَا يُحِبُّ، وَ لَا يُعْطِي الْإِيمَانَ إِلَّا مَنْ يُحِبُّ» (مسند عبد الله بن مسعود الجزء ٢ · صفحة ٨٥٥ الحديث ٣٧٢٧)
یعنی اخلاقِ نیکو و ایمان، رزقِ ویژه‌ای است که خداوند به هر کسی نمی‌بخشد.
چرا خدا ایمان را به دشمنانش نمی‌دهد؟ چون ظرفِ وجودِ آن‌ها آلوده است. ایمان در دلِ حسود، متکبر، طماع و دنیادوست جای نمی‌گیرد. ایمان، آبِ زلالی است که فقط در کوزه‌ی دلِ پاکِ محبان قرار می‌گیرد.


شاید در این لحظه با خود بگویید: «آقا جان! اگر ایمان این‌قدر عزیز است، چرا منِ مؤمن در زندگی‌ام سختی می‌کشم؟»
پاسخِ امامانِ معصوم (ع) این است که: *چون خدا تو را دوست دارد، تو را با اسباب‌بازی‌های دنیا مشغول نمی‌کند.*
داستانِ بلالِ حبشی و عمار یاسر را به یاد آورید. آن‌ها در زیرِ شکنجه‌ی سنگینِ مکه بودند، ابوجهل و ابولهب در کاخ‌های مکه بودند؛ اما تاریخ کجای کار ایستاده است؟ ابوجهل در زباله‌دانِ تاریخ با خفت مرد، اما نامِ بلالِ حبشی تا ابد با اذکارِ توحیدی گره خورده است. آن کسی که محبوبِ خداست، سختی‌اش در دنیا، سکوی پروازِ او به سوی ابدیت است.»


بخش سوم:واقعیت‌های جامعه‌ی امروز و خطایِ محاسباتیِ ما
حالا این روایت را بیاوریم در کفِ خیابان‌هایِ جامعه‌ی امروزِ خودمان پیاده کنیم.
امروز بزرگترین دردِ جامعه‌ی ما، «مسابقه‌ی تجمل» و «خطایِ تشخیصِ جایگاه» است. شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها، فیلم‌ها و سبکِ زندگیِ مدرن، یک پیامِ دروغین را هر روز به مغزِ جوانِ ما پمپ می‌کنند: **«ارزشِ تو به اندازه‌ی ثروتِ توست!»
اگر ماشینِ فلان مدل را نداری، اگر خانه‌ فلان محله را نداری، یعنی آدمِ موفق و عزیزی نیستی!


اینجاست که انسانِ مؤمن دچارِ «سرخوردگیِ روحی» می‌شود. با خود می‌گوید: «خدایا! من که نماز می‌خوانم، من که حلال و حرام را رعایت می‌کنم، چرا وضعِ مالی‌ام این است؟ فلانی که دین و ایمانی ندارد، در ثروت غلط می‌زند!»
امام صادق (ع) با این روایت، دقیقاً دارند «شیمی‌ درمانیِ فکری» بر روی این تفکرِ مادی انجام می‌دهند. ایشان می‌فرمایند: ای مؤمن! گولِ ظاهرِ قضایا را نخور.


- آن کافر یا فاسقی که ثروتِ قارونی دارد، خداوند دارد به او دنیا را می‌دهد چون در نزدِ خدا کمترین ارزشی ندارد؛ خدا می‌گوید ببر، بخور، لذت ببر، چون حساب‌کشیِ اصلی جایِ دیگری است! (همان‌طور که قرآن در آیه 178 سوره آل عمران می‌فرماید: *«إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا»* - ما به آن‌ها مهلت می‌دهیم تا بارِ گناهانشان سنگین‌تر شود).
- و اما تو ای مؤمن! اگر در مضیقه هستی، اگر رزقت به اندازه‌ی اداره‌ی آبرومندانه‌ی زندگی است، بدان که خدا تو را از این دنیا عزیزتر می‌داند. او نخواسته تو را با این بازیچه‌ها مشغول کند.


شعرِ بسیار زیبایی از مولوی است که چه زیبا این معنا را تصویر می‌کند:

ای برادر تو همه اندیشه‌ای                             مابقی خود استخوان و ریشه‌ای
گر گل‌ است اندیشه‌ی تو گلشنی                    ور بودخاری تو هیمه گلخنی


ارزشِ انسان به ایمانِ اوست، نه به داراییِ او. تاریخِ انقلابِ ما، تاریخِ دفاعِ مقدسِ ما پر است از جوانانی که نانِ خشک می‌خوردند اما «ملکوتِ آسمان‌ها» را تسخیر کرده بودند. شهید همت، شهید باکری، در چه رفاهی زندگی می‌کردند؟ اما امروز نامِ آن‌ها ستاره‌ی درخشانِ آسمانِ شرافتِ این ملت است.»

 

نتیجه‌گیری و حسنِ ختام کلام:
جانِ کلامِ امام صادق (ع) در این روایتِ نورانی این است که:
۱. دنیا معیاری برای محبتِ خدا نیست (به دوست و دشمن داده می‌شود).
۲. ایمان معیاری اختصاصی برای محبتِ خداست (فقط به دوستان و محبان اعطا می‌شود).


بیایید امشب نگاهِ خود را به زندگی تغییر دهیم. اگر نعمتی داریم، شکرگزار باشیم و از آن در راهِ خدا استفاده کنیم؛ و اگر در سختی و تنگنا هستیم، هرگز احساسِ حقارت نکنیم. بدانیم که در «لیستِ محبوبانِ خدا» قرار داریم.
به قلبتان رجوع کنید؛ آیا هنوز از گناه بدتان می‌آید؟ آیا هنوز نامِ اباعبدالله الحسین (ع) چشم شما را بارانی می‌کند؟ آیا هنوز به فقرا کمک می‌کنید؟ این‌ها نشانه‌هایِ «ایمان» است. این‌ها همان گوهری است که کفار با تمامِ ثروتشان حتی یک ذره از آن را ندارند.

پروردگارا! دل‌های ما را به نورِ ایمان منور بگردان.
خداوندا! دنیا را در دستِ ما قرار ده، نه در دلِ ما.
ما را از زمره‌ی محبانِ واقعیِ اهل‌بیت (ع) قرار ده و در دنیا و آخرت، ما را از این گوهرِ گرانبهای ایمان جدا مساز.

«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group