ایمان؛ مقامِ انتخاب و محبتِ الهی
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجةالاسلام موسوی
«قالَ أبوعبدِاللّه ِ عليه السلام: إنَّ الدُنيا يُعطيهَا اللّه ُ عزَّوَجلَّ مَن أحَبَّ وَ مَن أبغَضَ وَ أنَّ الايمان لايُعطيهِ إلّا مَن أحَبَّهُ.» [ كافى، ج 2، ص 215، ح 3]
امام صادق عليه السلام فرمود: خدا دنيا را به دوست و دشمنش عطا مى كند، ولى ايمان را فقط به كسى مى دهد كه او را دوست دارد.
این روایت یکی از مفاهیمِ بسیار حساس و بحثبرانگیز در حوزه «خداشناسی» و «تقابلِ مادی و معنوی» است. این روایت از امام صادق (ع) است و به یک تضادِ ظریف اشاره دارد: «دنیا، مادی است و بر اساسِ قوانینِ مادی توزیع میشود، اما ایمان، معنوی است و بر اساسِ محبتِ الهی تقسیم میشود.»
مقدمه:«دنیا و ایمان»
«فَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَتَّكَوا فِيهَا» - سوره اسراء، آیه ۱۶
عزیزانِ من، یکی از بزرگترینِ سوءتفاهمها در میانِ مؤمنان، این است که فکر میکنند "داشتنِ دنیا" نشانهٔ "رضایتِ خدا" است و "نداشتنِ دنیا" نشانهٔ "خشمِ خدا". ما گاهی در نگاهِ ما، داراییهایِ مادی، با مقامهایِ معنوی اشتباه گرفته میشود.
اما امام صادق (ع) در این روایتِ، پردهها را کنار میزنند و یک حقیقتِ تلخ و در عین حال، آرامشبخش را بیان میکنند. ایشان میفرمایند: «إنَّ الدُنيا يُعطيهَا اللّه ُ عزَّوَجلَّ مَن أحَبَّ وَ مَن أبغَضَ، وَ أنَّ الايمان لايُعطيهِ إلّا مَن أحَبَّهُ».
دنیا را خدا به هر کسی میدهد؛ چه به کسی که او را دوست دارد و چه به کسی که از او بیزار است! اما ایمان را، فقط به کسی میدهد که خودش او را دوست داشته باشد.
ببینید عزیزان! این یعنی تفکیکِ بین «امتحانِ مادی» و «انتخابِ معنوی». دنیا، یک "امکانِ عمومی" است، اما ایمان، یک "امتیازِ اختصاصی" است. ما امروز در جامعهای زندگی میکنیم که معیارِ ارزشگذاری، "دارایی" شده است. اگر کسی ثروتمند است، یعنی برگزیده است؛ و اگر کسی در سختی است، یعنی موردِ غضبِ خداست.
اما امام (ع) میفرمایند: خیر! دنیا، آزمونی است که حتی برایِ دشمنانِ خدا هم فراهم است، اما ایمان، پاداشی است که فقط برایِ محبوبانِ خداست.
امروز میخواهیم این دو مفهوم را کالبدشکافی کنیم تا بدانیم در مسیرِ زندگی، دنبالِ چه چیزی باشیم...
«دنیا؛ آزمونِ عمومی و ابزارِ مادی»
چرا خدا به کافر هم دنیا میدهد؟
بخشِ اولِ روایت میگوید: «إنَّ الدُنيا يُعطيهَا اللّه ُ عزَّوَجلَّ مَن أحَبَّ وَ مَن أبغَضَ». یعنی دنیا، بر اساسِ "محبت یا بغضِ الهی" توزیع نمیشود، بلکه بر اساسِ "قوانینِ مادی" است.
ببینید عزیزان، دنیا یک "وسیله" است، نه یک "جایزه". خداوند در قرآن میفرماید: «لَئِنْ أَخَذْنَا عَلَيْهِمْ بِما اكْتَسَبُوا لَمْ يَقِفُوا» (اگر به خاطر کارهایشان آنان را بازخواست کنیم، باز نمیایستند - سوره سبأ، آیه ۵). یعنی دنیا، نتیجهیِ کارکردِ انسان در زمین است. اگر کسی در تجارت، در علم، یا در سیاست، تلاش کند، طبقِ قوانینِ حاکم بر جهان، به ثروت یا قدرت میرسد؛ حتی اگر آن شخص، کافر یا ظالم باشد.
خداوند در موردِ قارون میفرماید که او با ثروتهایِ عظیم، در میانِ مردم بود، اما این ثروت، نشانهیِ محبوبیتِ او نزدِ خدا نبود؛ بلکه آزمونی بود برایِ خودِ او و برایِ جامعه.
به داستانِ فرعون نگاه کنید. او در دورانِ خودش، صاحبِ قدرت، ثروت و شکوه بود. هیچکس نمیگفت فرعون، محبوبِ خداست! بلکه او، در اوجِ قدرتِ مادی، در حالِ سقوطِ معنوی بود.
امروز ما در جامعه، دچارِ "بتسازی از مادیات" شدهایم. وقتی میبینیم فلان فرد، بسیار ثروتمند است، ناخودآگاه فکر میکنیم او برتر است. یا وقتی در میانِ فقر و تنگنا هستیم، دچارِ "بحرانِ ایمان" میشویم و میگوییم: "خدا چرا به ما دنیا نمیدهد؟". اما باید بدانیم که دنیا، "دارویِ تلخ" یا "شهدِ شیرین" است که به هر کسی داده میشود تا مشخص شود در برابرِ آن، چه میکند. دنیا، معیارِ "خداشناسی" نیست، بلکه معیارِ "رفتارِ انسانی" است...
ببینید عزیزان، ما امروز در بازار و در جامعه، شاهدِ این واقعیت هستیم که "موفقیتهایِ مادی" اغلب با اخلاق همخوانی ندارد.
گاهی میبینیم کسی در تجارت، بسیار زیرک، بسیار ثروتمند و بسیار پرقدرت است؛ او با زیرکی و گاهی با نادیده گرفتنِ حقوقِ دیگران، به اوج رسیده است. آیا میگوییم این فرد، محبوبِ خداست؟ خیر! او فقط از قوانینِ این دنیا (قوانینِ سود و زیان) استفاده کرده است.
یا مثلاً در فضایِ مجازی، میبینیم افرادی که هیچ ارزشِ اخلاقی یا علمی ندارند، اما به دلیلِ استفاده از "ترندها" و "جنجالها"، به ثروت و شهرتِ بسیار میرسند. اینها "موفقیتهایِ دنیوی" هستند.
دنیا به آنها هم میخندد و به آنها میدهد؛ چون دنیا، "بیطرف" است. دنیا به هر کسی که "قوانینِ آن را بداند"، پاداش میدهد؛ چه آن شخص، مؤمن باشد و چه کسی که فقط به دنبالِ لذت و قدرت است. پس هیچوقت با "داراییِ یک نفر"، قضاوتِ خدا را دربارهیِ او نکنید...»
«ایمان؛ مقامِ انتخاب و محبتِ الهی»
چرا ایمان، فقط برایِ محبوبان است؟
اما بخشِ دومِ روایت، جایی است که قلبِ ایمان میتپد: «وَ أنَّ الايمان لايُعطيهِ إلّا مَن أحَبَّهُ». ایمان، یک "مالِ عمومی" نیست. ایمان، یک "هدیهیِ خصوصی" است که خداوند فقط به کسانی میدهد که خودشان را به او نزدیک کرده باشند و او نیز آنها را برگزیده باشد.
ایمان، یک "انرژیِ معنوی" است که برایِ مقابله با فتنهها و وسوسهها لازم است. اگر ایمان، به هر کسی داده میشد، دیگر انتخاب نبود. ایمان، یعنی وقتی دنیا به تو میگوید بگناه کن، تو بگویی نه؛ چون تو، محبوبِ خدا هستی و نمیخواهی محبوبیتِ خود را با گناه از دست بدهی.
امام صادق (ع) در روایتِ دیگری میفرمایند: «ایمان، از طریقِ محبت به خدا به دست میآید».
شعر: همانطور که حافظ میگوید:
هر که را عشقِ خدا در دل است، او را از خدایِ دیگران، هیچ عیب نیست
یعنی وقتی محبتِ خدا در دل نشست، ایمانِ واقعی پدیدار میشود.
بزرگترینِ بحرانهایِ امروزی ما، "فقرِ ایمان" است. ما همه در دنیا، در حالِ جمعآوری هستیم؛ جمعآوریِ پول، جمعآوریِ اطلاعات، جمعآوریِ دنبالکننده در شبکههایِ اجتماعی.
اما آیا در حالِ جمعآوریِ "ایمان" هستیم؟ ایمان یعنی در میانِ این همه هیاهویِ مادی، تو بتوانی "تنهاییِ خود" را با خدا پر کنی. ایمان یعنی وقتی همه به دنبالِ "دنیا" هستند، تو به دنبالِ "خدا" باشی. ایمان، آن نورِ پنهانی است که فقط در دلِ "محبوبان" روشن میشود...»
بگذارید با یک مثالِ ساده در زندگیِ خودمان صحبت کنیم. فرض کنید در یک شرکت یا یک اداره، همه در حالِ ریاکاری و چاپلوسی برای رسیدن به ارتقایِ شغلی هستند.
همه میخواهند با مدیریت، با زبانِ خوش و گاهی با پنهان کردنِ حقیقت، به جایگاهِ بالاتری برسند. این دنیا است که به همه فرصت میدهد تا از هر راهی که میشود، به آن برسند.
اما در میانِ این همه هیاهو، یک نفر را میبینیم که بسیار "خجالتی" است در برابرِ گناه! کسی که وقتی فرصت میشود تا با یک خیانتِ کوچک یا یک دروغِ کوچک به نفعِ خودش، چیزی به دست بیاورد، در واقع در برابرِ آن نورِ درونیاش (ایمانش) میایستد. او میگوید: من این پول یا این جایگاه را نمیخواهم، اگر به قیمتِ از دست دادنِ آرامشِ قلبم و نزدیکیام با خدا باشد.
این فرد، در واقع همان کسی است که ایمان به او داده شده است. او در میانِ آن همه "دنیاگری"، انتخاب کرده که محبوبِ خدا باشد. ایمان، همان قدرتِ نه گفتن در لحظهای است که تمامِ دنیا به تو میگوید بله، بگو برای خودت!. ایمان، یعنی وقتی همه در حالِ جمعآوری هستند، تو در حالِ پاکسازیِ خودت هستی...
مدیریتِ زندگی
تلاقیِ دنیا و ایمان - چگونه از این تضاد، زندگی بسازیم؟ حالا سوالِ اصلی این است: اگر دنیا به همه داده میشود و ایمان فقط به محبوبان، پس ما باید چگونه زندگی کنیم؟
ما نباید "دنیاگری" کنیم و فکر کنیم با داشتنِ مال، به خدا نزدیک میشویم. و نباید "دنیاگریزی" کنیم و فکر کنیم با گدا بودن، به خدا نزدیک میشویم.
نقشهی راهِ امام (ع) این است:
۱. دنیا را بگیر، اما اجازه نده دنیا، تو را از "محبت به خدا" بازدارد. دنیا را به عنوانِ "ابزارِ خدمت" بگیر، نه "هدفِ زندگی".
۲. ایمان را طلب کن؛ زیرا ایمان، تنها چیزی است که با از دست دادنِ آن، انسان واقعاً "فقیر" میشود.
ببینید عزیزان! ثروتمندی که ایمان دارد، "مؤمنِ مقتدر" است؛ و فقیری که ایمان دارد، "مؤمنِ عزتمند" است. اما ثروتمندِ بدونِ ایمان، "مُتْرَف" است (کسی که در خوشگذرانی غرق شده و به سوی نابودی میرود)؛ و فقیرِ بدونِ ایمان، "مظلومِ بیمقدار" است.
در واقع، هدفِ ما باید این باشد که: «دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در دل ما نشست کند». تا آن زمان که دنیا در دستِ ماست، ما "اربابِ" آن هستیم، اما وقتی در دلِ ما مینشیند، ما "بندهٔ" آن هستیم...»
بیایید نگاهی به زندگیِ خانوادگی و شخصیِ خودمان بیندازیم. دنیا، یعنی این خانهای که در آن هستید، این خودرویی که سوار میشوید، و این موجوداتی که با آنها زندگی میکنید.
اگر ما اینها را "در دست" داشته باشیم، یعنی از آنها برایِ "خدا" استفاده میکنیم. مثلاً از آن ثروتی که داریم، برایِ کمک به یک یتیم استفاده میکنیم؛ از آن پستی که داریم، برایِ برقراریِ عدالت در اداره استفاده میکنیم. در این حالت، ما "اربابِ" دنیا هستیم.
اما اگر دنیا "در دلِ" ما باشد، یعنی اگر روزی این خانه یا این شغل را از دست بدهیم، "آرامشِ ما" نمیریزد. اگر روزی ثروتمند نباشیم، "ارتباطِ ما با خدا" قطع نمیشود.
مشکلِ امروزِ ما این نیست که "کم داریم"؛ مشکلِ ما این است که "کم داریم و بسیار میخواهیم" و "زیاد داریم و بسیار میترسیم.
ما باید یاد بگیریم که مثلِ یک "مسافر" در این دنیا باشیم. مسافری که وسایلِ لازم برایِ سفر را دارد، اما تمامِ فکر و ذکرش، مقصدِ نهایی (یعنی دیدارِ خدا) است، نه فقط خودِ وسایل.
وقتی در زندگیِ روزمره، بینِ "سودِ شخصی" و "رضایتِ الهی" گیر کردیم، آنجا فرصتِ نمایشِ ایمانِ ماست. آنجا است که مشخص میشود ما "دنیا" را در دست داریم یا "دنیا" ما را در دست گرفته است...
نتیجهگیری:
در پایان، از این کلامِ امام صادق (ع)، یک درسِ حیاتی میگیریم:
معیارِ ارزشِ انسان، داراییِ او نیست؛ بلکه پیوندِ او با خداست.اگر امروز دنیا در اختیارِ ما نیست، ناامید نشویم؛ زیرا دنیا، معیارِ محبتِ خدا نیست.
اما اگر دنیا در اختیارِ ماست، بسیار بترسیم؛ زیرا ممکن است این دنیا، تنها "جایزهای" باشد که خدا به کسی داده که او را دوست ندارد! اما اگر ایمان در دلِ ماست، حتی اگر تمامِ دنیا را از ما بگیرند، بدانیم که ما "بزرگترینِ داراییها" را داریم و در واقع، محبوبِ خداییم.
خداوندا! ما را از آن دسته از بندانی قرار بده که تو آنها را دوست داری.
خداوندا! دنیا را در دستِ ما قرار بده، اما هرگز اجازه نده دنیا را در دلِ ما جای دهی.
خداوندا! به ما توفیقِ کسبِ ایمانِ حقیقی را عطا فرما؛ ایمانی که در سختیها، ما را ثابتقدم و در خوشیها، ما را متواضع نگاه دارد.
خداوندا! ما را از کسانی قرار بده که با فقر، دچارِ شک در تو نمیشوند و با ثروت، دچارِ غرور در برابرِ خلق نمیگردند...
والحمدلله رب العالمین
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


