تعریف شیعه واقعی در کلام امام حسن عسکری علیه السلام
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
مقدمه: معیارِ «شیعه بودن»
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین.
عزیزان و سروران ارجمند، نامِ «شیعه» بارِ معنایی بسیار سنگینی دارد. شیعه بودن، تنها یک شناسنامهی مذهبی نیست؛ یک «سبکِ زیستن» است. ما گاهی در طولِ تاریخ، دچارِ این آفت شدیم که فکر کنیم شیعه بودن یعنی فقط «محبت داشتنِ قلبی». اما وقتی به کلماتِ نورانیِ اهلبیت (ع) نگاه میکنیم، میبینیم که برای شیعه بودن، «شاخصهای عملیاتی» تعریف شده است.
روایتی که امروز میخواهیم آن را بازخوانی و تحلیل کنیم، حقیقتاً «منشورِ زیستِ مؤمنانه» است. روایتی که مرزِ میانِ «نامِ شیعه» و «حقیقتِ شیعه» را مشخص میکند. امیرالمؤمنین (ع) در این حدیثِ شریف، شیعیانِ خود را با سه ویژگیِ کلیدی ترسیم میکنند: «ایثار»، «مراقبتِ الهی»، و «پیروی از الگویِ علی (ع) در تکریمِ مؤمنان» امروز میخواهیم این سه ضلعِ مثلثِ هویتِ شیعی را واکاوی کنیم.»
ایثار؛ قلهی اخلاقِ شیعی
«امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: *«شِیعة عَلیٍّ هُم الَّذِین یُؤثِرون إخوانِهم عَلی أنفُسِهم و لَو کَان بِهِم خَصاصَة»*. یعنی: «شیعیانِ علی کسانی هستند که برادرانِ خود را بر خویشتن مقدم میدارند، حتی اگر خود در نهایتِ نیازمندی و فقر باشند.»
خداوند در قرآن کریم در توصیفِ انصار، همین واژه «ایثار» را به کار میبرد: *«وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»* (سوره حشر، آیه ۹). این یعنی شیعهی واقعی، در «مدرسهِ اهلبیت» درسِ گذشت خوانده است.
ایثار یعنی «دیگری» برای من مهمتر از «خودم» است.
امروز در جامعهی ما، «فردگرایی» به شدت رواج یافته. هر کسی به فکرِ نفعِ شخصی است. اما امام (ع) میفرمایند: «شیعهی من کسی است که وقتی میبیند برادرِ دینیاش در مضیقه است، اگر خودش هم نداشته باشد، آنچه دارد را با او شریک میشود.»
داستان:
شما تاریخِ امیرالمؤمنین (ع) را ببینید؛ داستانِ «لیلةالمبیت» را بخوانید. شبِ هجرت، علی (ع) در بسترِ پیامبر میخوابد تا جانِ پیامبر حفظ شود. این یعنی «ایثارِ جان». یا آنجایی که در جنگِ صفین یا جمل، آب را بر دشمن میبندند، اما علی (ع) دستور میدهد: «آب را بر آنان باز کنید، تشنگی در شأنِ سپاهِ من نیست.» این یعنی حتی در اوجِ خشم و جنگ، «کرامتِ انسانی» و «ایثار» اولویت دارد.
آیا ما در تعاملاتِ امروزی، حاضریم برای گرهگشایی از کارِ برادرِ دینیمان، از «نفعِ شخصی» یا «راحتیِ خود» بگذریم؟»
رادارِ مراقبت؛ شیعه زیرِ نگاهِ خدا
«ویژگی دوم در این روایت، یک تکنیکِ فوقالعاده برای «تقوایِ عملی» است.
امام میفرمایند: *«و هُم الّذینَ لایَراهُم الله حَیثُ نَهاهُم و لا یَفقُدُهُم حَیثُ أمَرهُم»*.یعنی: «آنها کسانی هستند که خدا آنها را در جاهایی که نهی کرده، نمیبیند (چون حضور ندارند) و در جاهایی که امر کرده، آنها را غایب نمیبیند (چون همیشه حاضرند).»
این یک «مدیریتِ حضور» است. شیعهی علی، مثلِ یک دوربینِ مداربسته، مدام «ناظر بودنِ خدا» را حس میکند.
« و هُمُ الذينَ لا يَراهُمُ اللّه ُ حيثُ نَهاهُم» یعنی در مجالسِ گناه، در غیبت، در تهمت، در فضایِ آلودهی مجازی، «ردپایی از شیعه نیست». شیعه نمیگوید «کسی مرا نمیبیند»؛ شیعه میگوید «خدا میبیند».
« و لا يَفقِدُهُم حيثُ أمَرَهُم »یعنی در جایی که خدا امر کرده (نمازِ جماعت، دستگیری از نیازمندان، علمآموزی، جهاد)، خدا شیعه را «گم نمیکند»، چون او همیشه در صفِ اولِ انجامِ وظیفه است.
این روایت، به ما «هوشمندیِ معنوی» میدهد. بسیاری از ما در انجامِ واجبات، دچارِ «حضورِ نامنظم» هستیم. امروز هستیم، فردا نیستیم. اما شیعهی واقعی، «ثابتقدم» است. خدا به او نیاز دارد، و او در هر شرایطی (سختی یا آسانی)، در محلِ وظیفه حاضر است.»
الگویِ رفتاری؛ تکریمِ مؤمن
«بخشِ آخرِ روایت، یک کلیدِ طلایی است برای روابطِ اجتماعی: *«و شِیعة عَلِیٍّ هُم الَّذِین یقتَدُون بِعَلِیٍّ فِی إکرامِ إخوانِهِم المُؤمِنین»*.یعنی: «شیعیانِ علی کسانیاند که در «گرامی داشتنِ برادرانِ مؤمنشان»، به علی (ع) اقتدا میکنند.»
دقت کنید! نمیگوید «فقط دوستشان دارند»؛ میگوید «ایشان را اکرام میکنند». «اکرام» بالاتر از «احترام» است. اکرام یعنی فرد را «بزرگ» جلوه دادن، شخصیتاش را تکریم کردن.
امیرالمؤمنین (ع) همان کسی است که وقتی میدید یتیمی گریه میکند، بر زمین مینشست، دست بر سرش میکشید و با او همکلام میشد. او به «غلامش» قنبر احترام میگذاشت. او به «پیرمردِ مسیحی» که از کار افتاده بود، از بیتالمال حقوق میداد.
ما امروز در جامعهی شیعی، چقدر اهلِ «اکرامِ یکدیگر» هستیم؟
متأسفانه گاهی اوقات، فضایِ هیئات، مساجد و اداراتِ ما پر از «نقد» و «کوبیدن» است. شیعهی علی باید «مأمنِ دیگران» باشد. هر کس پیشِ شما میآید، باید احساسِ «عزت» کند. اگر مؤمنی نزدِ شما آمد، باید چنان با او برخورد کنید که گویی با خودِ امیرالمؤمنین (ع) برخورد کردهاید.»
نتیجهگیری: بازگشت به هویت
روایتی که امروز با هم مرور کردیم، نه تنها یک توصیف، بلکه یک «آییننامه» برای زندگی است.
۱.ایثار: از خود بگذریم برای برادرِ دینیمان.
۲.مراقبتِ الهی: حضورمان در گناه صفر، و در عبادات صد باشد.
۳.تکریم: در رفتار با مؤمنین، «آینهی علی (ع)» باشیم.
امیرالمؤمنین (ع) با همین معیارها، مدینهای ساخت که الگویِ تاریخ شد. و امروز، چشمِ امام زمان (عج) به دنبالِ همین شیعیان است. نکند که ما در ادعا «شیعه» باشیم اما در عمل، «غریبه» با سیره علی (ع).
بیایید امشب با مولایمان عهد ببندیم. به مولا بگوییم: «یا امیرالمؤمنین! ما میخواهیم در آن صفی باشیم که وقتی خدا نگاه میکند، ما را در مسیرِ امرِ خودش ببیند.»
همان مولایی که در لحظاتِ آخر، فرزندانش را جمع کرد و فرمود: *«أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ»* (شما را به تقوای الهی سفارش میکنم). همان مولایی که در لحظاتِ احتضار، مدام ذکرِ خدا بر لب داشت و به یادِ نیازمندان بود.
*«سلام بر آن مولایی که حتی قاتلش را هم با شفقت نگریست و فرمود: به این اسیرِ من، شیر بدهید...»*
خدایا! به برکتِ این دقایق، ما را شیعهی واقعیِ امیرالمؤمنین قرار ده. قلوبِ ما را سرشار از عشق به برادرانِ ایمانیمان کن و ما را از کسانی قرار بده که در عصرِ غیبت، زینتِ امامِ زمانِ خویش هستند.
و صل الله علی محمد و آله الطاهرین.»
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


