راه رسیدن به همنشینی با انبیاء و اولیاء
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجة الاسلام:سیدمحمدموسوی
مقدمه؛
عزیزان! اگر از هر انسانی باایمانی بپرسید که در قیامت دوست دارد در کنار چه کسانی باشد، پاسخ روشن است: در کنار پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین. این آرزو، آرزوی کوچکی نیست؛ بلکه آرزوی بالاترین جایگاهِ قرب است. اما قرآن کریم در پایان سوره نساء رازی را به ما میگوید: این مقام، تحفهای نیست که بیپایه و معلول به دست بیاید؛ بلکه «معلول» رفتار ما در همین دنیاست. خداوند میفرماید: « وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا »؛ هر کس خدا و پیامبر را اطاعت کند، با همین گروه بزرگ محشور میشود و «چه نیکو همراهانی هستند».
یعنی چه؟ یعنی امروز، در همین روزهای دنیا، تکلیفی بر دوش ماست. اگر امروز بخواهیم فردا «رفیق» انبیاء باشیم، باید امروز سبک زندگیمان را با سبک زندگی اولیاءالله هماهنگ کنیم.
و کدام ویژگی، این هماهنگی را میسازد؟ در حدیثی که این همه سال بر زبانها جاری بوده، پاسخ روشنی داده شده است: «مواسات»؛ یعنی همدلی و شریکشدن در زندگیِ برادر دینی.
عزیزان من! در این سخنرانی بیستدقیقهای، سه گام عملی را از زبان آیات قرآن و معارف اهلبیت (علیهمالسلام) برایتان باز میکنم: مواسات با «مال»، مواسات با «جاه و اعتبار»، و مواسات با «کلمه طیبه». سه گامی که اگر بر آنها پای بگذاریم، قراردادِ رفاقت ما با اولیاءالله در قیامت، امروز امضا شده است.
سوال: «آیا راستی میخواهیم با پیامبران همصف باشیم؟ پس گوش کنید…
حدیث شریف:
حال برویم سراغ آن حدیث گرانبها. پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) فرمودند:«مَنْ وَاسا أَخاهُ بِمال أَوْ جاه أَوْ کَلِمَةٍ طَیِّبَةٍ، حشر یَوْمَ الْقِیامَةِ مَعَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ، وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً».«هر کس با مال، یا جاه و اعتبار، یا سخن نیکو با برادر دینیاش مواسات کند، در قیامت همراه با پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان محشور میشود؛ و چه نیکو همراهانی هستند.»
ای برادر! ای خواهر! به دقت بنگرید. پیامبر (ص) سه چیز را نام میبرد: مال، جاه، کلمه. چه درسی در این انتخاب نهفته است؟ پیامبر میخواهد بفرماید: هر کسی، از هر طبقه و هر سطحی، میتواند به این مقام برسد. آن که مال ندارد، اعتبار دارد؛ آن که اعتبار ندارد، زبانش را دارد. هیچکس در این سهگانه بیبهره نیست. این همان لطف الهی است: درِ رفاقت با انبیاء، برای همه باز است.
اما معنای دقیق «مواسات» چیست؟ مواسات از «وَسْ» به معنای وسعت و گشایش است؛ یعنی من در زندگی خود گشایشی بیندازم که زندگی برادر دینیام نیز باز شود. مواسات فقط «کمک کردن» نیست؛ درد را شریک شدن است. کمک، از مازادِ انسان است؛ اما مواسات، از جانِ انسان است. این است که این حدیث، صاحبش را نه به «کارنیکبندان»، بلکه به همنشینی با انبیاء میرساند. اکنون هر یک از این سه گام را باز میکنیم.
گام اول: مواسات با مال؛ ایثار فراتر از انفاق
گام نخست، مواسات با مال است؛ اما نه هر مالی، و نه به هر شکلی. مال، ابزار رفع نیاز جسمانی است؛ آنچه انفاق را به مقام «همنشینی با انبیاء» میرساند، روحیهای است که در دل آن جاری است: ایثار.
قرآن کریم در سوره انسان، تصویری از ابرار ترسیم میکند؛ آنان با آنکه خود نیازمند بودند و آن غذا را دوست میداشتند، آن را بخشیدند: « وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا » (انسان: ۸). بعد خداوند دلیلشان را نقل میکند: « إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا » (انسان: ۹)؛ «ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام میکنیم و نه پاداشی از شما میخواهیم و نه سپاسی.»
ببینید عزیزان! ابرار، از چیزِ دوستداشتنیِ خود بخشیدند، نه از اضافه و مازاد. اینجاست که انفاق به ایثار ارتقا مییابد و ایثار، انسان را در ردیف رفاقت با اولیاءالله مینشاند.
در معارف اهلبیت (علیهمالسلام) نیز این روحیه، ستون رفاقت مؤمنانه معرفی شده است. در اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، ابواب فراوانی مانند «باب قضاء حاجة المؤمن»، «باب تفریج کرب المؤمن»، «باب إطعام المؤمن» و «باب من کسا مؤمنا» گرد آمدهاند (الکافی، ج ۲؛)؛ گویی مرحوم کلینی (ره) خواسته است نشان دهد که مواسات مالی، خود یک نظامِ کامل از حقوق مؤمن نسبت به مؤمن دیگر است.
در روایات این ابواب، حل مشکل مالی برادر دینی، بهعنوان یکی از محبوبترین اعمال نزد خداوند شمرده شده است.
اما مواسات با مال، مختص به بزرگانِ ثروتمند نیست. گاهی یک ظرف غذا، یک بسته خرما، پرداخت بخشی از اجاره یا بدهی یک خانواده، یا حتی دادن قسطی از حقوق ماهانه به نیازمندیِ شناختهشده، همان «واسا أخاه بماله» است. پیامِ گام اول این است: نگاه به مقیاس نکنید؛ نگاه به روحیه کنید. آن که با عشق و بدون چشم داشت، از آنچه دارد «هر اندک» می بخشد، قراردادِ رفاقت با ابرار را امضا کرده است.
گام دوم: مواسات با جاه و اعتبار؛ شفاعت دنیوی
بسیاری میپندارند «جاه» یعنی سِمت رسمی و قدرت حکومتی؛ پس خود را از این گام کنار میکشند. اما این تصور، ناقص است. در ادبیات دینی، «جاه» یعنی هر گونه نفوذ، اعتبار، آبرو و جایگاهی که شما در میان مردم دارید. معلم مدرسه، رئیس اداره، پیرمرد محترم محله، زنِ گرهگشای خانواده، مدیر گروه تلگرامی؛ همه صاحبان نوعی «جاه» هستند.
قرآن کریم برای این ظرفیت، عنوانی الهی برگزیده است: شفاعتِ دنیوی. خداوند میفرماید: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَکُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها» (نساء: ۸۵)؛ «هر کس شفاعتِ نیکی کند، بهرهای از آن نصیبش میشود.»
عزیزان! گاهی یک تماس تلفنی، یک معرفینامه، یا پا در میانیکردن برای حل مشکل اداری، درمانی یا خانوادگیِ یک مؤمن، ارزشی دارد که شاید انفاقِ هزاران تومان نیز نداشته باشد. این یعنی استفاده از سرمایه اجتماعی برای دفع بلا از سرِ برادر دینی؛ یعنی مدیریت اجتماعیِ ایمانمحور.
در اصول کافی نیز بابی با عنوان «باب السعی فی حاجة المؤمن» و باب «قضاء حاجة المؤمن» وجود دارد و در روایات آن آمده است که برآوردن حاجت مؤمن، نزد خداوند از حج و جهاد نیز برتر شمرده شده است (الکافی، ج ۲؛)؛ چرا که حاجتِ مؤمن، گرهی است که اگر به دست مؤمنی گشوده شود، خداوند آن عمل را در پروندهاش با ارجی والا ثبت میکند. این ارج، ریشه در همان آیه ۸۵ سوره نساء دارد: بهرهمندشدن از خودِ خیر.
نکته لطیفتر آن است که مواسات با جاه، «دو لبه» دارد.
لبه اول، گشودنِ گره است: مثلاً اشتغالِ یک جوانِ بیکار را با معرفیِ درست فراهم کنیم.
لبه دوم، بازپسگیریِ حق است: مثل دفاع از کسی که آبرویش ریخته یا مظلومانه متهم شده است. خداوند در همان سوره نساء، در آیه ۱۴۸، «إِلاَّ مَنْ أُظْلِم» « دفاعِ از مظلوم » را مجاز شمرده است. پس مواسات با جاه، هم «سازندگی» است و هم «حمایتگری».
پیامِ گام دوم این است: اگر نام شما در جمعی محترم است، این اعتبار را به نامِ برادر دینیتان نیز به کار بگیرید. اعتباری که فقط برای خود خرج شود، سرمایهای است که در قیامت بازدهی ندارد؛ اما اعتباری که برای مؤمنی خرج شود، روزی شما را در کنار پیامبران مینشاند.
گام سوم: مواسات با کلمه طیبه؛ مهندسی روح
و اما گام سوم: مواسات با «کلمه طیبه». این ظریفترین و در عین حال در دسترسترین بخشِ مواسات است؛ چون هیچکس از آن معاف نیست. بیپولها و بیاعتبارها نیز این سرمایه را همیشه در اختیار دارند: زبان.
قرآن کریم در سوره ابراهیم، کلمه طیبه را به درختی پاکیزه تشبیه میکند: « أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ » (ابراهیم: ۲۴)؛ «آیا ندیدی خداوند کلمه پاک را همچون درخت پاکیزه مثل زده است که ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است.» این تشبیه، عمق اثرگذاری سخن نیک را نشان میدهد: سخنِ خوب، فقط یک لحظه اثر نمیگذارد؛ ریشه میدواند و سالها ثمر میدهد.
کلمه طیبه، فقط یک تعارف خشک و خالی نیست؛ یک شفا است. وقتی کسی در انزواست، در غم فرو رفته یا کرامتِ انسانیاش خُرد شده، یک جمله امیدبخش، یک «خسته نباشید» صادقانه، یک تشویقِ واقعی، یا یک جمله تأییدکننده، نوری در قلب او میتاباند.
بسیاری از افسردگیها و یأسها، تنها به یک شنیدنِ یک جمله مهربان نیاز دارند. پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) فرمودند: «وَ الْکَلِمَةُ الطَّیِّبَةُ صَدَقَةٌ»؛ «سخنِ نیک، صدقه است.» و میدانیم که صدقه، بلا را دفع میکند؛ پس کلمه طیبه، بلای افسردگی، یاس و احساس حقارت را از جان برادر دینی دور میکند. در شروح حدیث نیز آمده است که سخنِ نیک، همانند مال، قلب دهنده و قلب گیرنده را شاد میکند و اثرش ماندگار است (برای شرح حدیث «الکلمة الطیبة صدقة» رجوع شود به الموسوعة الحدیثیة).
پس مواسات با کلمه طیبه یعنی چه در عمل؟ یعنی: پیام صوتی و متنیِ امیدبخش به دلگیر بدهیم؛ از همسر، همکار یا فرزندِ دیگری، در حضورش تعریف کنیم؛ به مادری که فرزندش را گم کرده بگوییم «همهچیز درست میشود»؛ به جوانِ شکستخورده بگوییم «تو هنوز فرصت داری». اینها «صدقه» هستند؛ صدقهای که مالِ نمیخواهد و فقط قلبِ مهربان میخواهد.سعی کنید همین امروز یک جمله مهربان به یک نفر بگویید
نتیجهگیری؛ قیامت، بازتاب رفاقتهای دنیوی
عزیزان! همنشینی با پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین در قیامت، اتفاقی و شانسی نیست. این جایگاه، «معلولِ» رفاقتهای دنیوی ماست.
اگر ما امروز با «مالمان» شکمی را سیر کنیم، با «اعتبارمان» گرهی را باز کنیم و با «کلاممان» به کسی امید دهیم، در واقع داریم با فرهنگ اهلبیت (علیهمالسلام) همزیستی میکنیم. و قیامت، فقط بازتابِ همین رفتارهاست؛ هیچ چیزِ تازهای آنجا رخ نمیدهد. پس اگر امروز با صالحین همنشین باشیم، فردا نیز محشور با آنان خواهیم بود. «وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً» — چه نیکو همراهانی هستند.
حال که این سخن را شنیدید، عمل شما چه خواهد بود؟ تکلیفمان روشن است: سهگانه مال، جاه و کلمه؛ هر کس به اندازه وسعِ خود.
همین امروز گامی بردارید؛ حتی یک قدم. «إنَّ اللهَ لا یُضیِّعُ أَجْرَ الْمُحْسِنین».
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


