سخت ترین فقر و ترسناک ترین تنهایی
سلام علیکم
بسمالله الرحمن الرحیم
📖روایتی را از کتاب مکارمالاخلاق، امام شهید(رضوانالله تعالیعلیه)، برای شما قرائت میکنم.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در خطاب به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند:«يَا عَلِيُّ لاَ فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ لاَ مَالَ أَعْوَدُ مِنَ اَلْعَقْلِ، وَ لاَ وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ اَلْعُجْبِ»یعنی: هیچ فقری سختتر از جهل نیست، هیچ سرمایهای سودمندتر از عقل نیست و هیچ تنهاییای وحشتناکتر از خودپسندی نیست.(مکارم الاخلاق ص 69)
✍️امام شهید(رضوانالله تعالیعلیه) در توضیح این روایت به دو نکته اشاره میفرمایند:
💠نکته اول؛ همه فقرها با پول برطرف نمیشوند.ممکن است انسان مال و ثروت داشته باشد، اما اگر از عقل و آگاهی محروم باشد، همین ثروت هم نمیتواند او را به خوشبختی برساند.
گاهی یک تصمیم نادرست، یک انتخاب عجولانه یا ندانستن راه درست، خسارتی به انسان میزند که با پول جبران نمیشود.
در مقابل، انسان عاقل حتی اگر امکانات زیادی نداشته باشد، میتواند با تشخیص درست، مسیر زندگیاش را پیدا کند. بنابراین عقل، سرمایهای است که از هر مال و ثروتی برای انسان سودمندتر است.
💠نکته دوم؛ چرا بعضی آدمها با وجود اطرافیان زیاد، احساس تنهایی میکنند؟
یکی از عوامل آن عُجب و خودپسندی است؛ یعنی انسان آنقدر خودش را ممتاز و برتر ببیند که از خودش به شگفت بیاید.
چنین انسانی کمکم از دیگران فاصله میگیرد؛ چون اطرافیان، آن تصویری را که او از خودش دارد، قبول نمیکنند. حتی اگر کسی از روی تملق از او تعریف کند، باز هم رضایت واقعی پیدا نمیکند.پس گاهی تنهایی انسان، از کمبود آدمها نیست؛ از خودپسندی است.
این روایت یک درس زیبا برای زندگی ما دارد: عقل و آگاهی را سرمایه خود بدانیم و برای حفظ رابطه با دیگران، از خودپسندی فاصله بگیریم.
#فقر #ترس #تنهایی
جهت پیروزی کامل رزمندگان اسلام و ذلیل شدن آمریکای جنایتکار صلوات
متن اصلی:👇
بیع المتنجس
جلسه 78، 1384/10/11
حدیث اخلاقی
یا علی! لافقر أشدّ من الجهل، و لامال أعود (أعون) من العقل، و لاوحدة أوحش من العجب.
جهل در اینجا مقابل عقل است. سختترین و پرآسیبترین فقرها این است که انسان جاهل باشد، فقر مالی قابل تحمّل است، امّا فقیر خرد و عقل هر چند ثروتمند باشد، مال و ثروت هم نمیتواند او را خوشبخت کند. و هیچ ثروتی پرفایدهتر یا کمککنندهتر از عقل نیست. انسان عاقل اگر تهیدست هم باشد میتواند در زندگی خوشبخت باشد. و هیچ تنهایی وحشتانگیزتر از عجب و خودشگفتی نیست. عجب این است که انسان خود را آنقدر ممتاز و برجسته بداند که در برابر مزایای خودش شگفتزده و دچار اعجاب شود، بر اثر این بیماری انسان معجب احساس تنهایی میکند؛ زیرا مردم که این اعتقاد او را قبول ندارند، با او همزبان و هماهنگ نمیشوند و اگر هم کسانی بصورت تملّق به او چیزی بگویند، چون حرف تملّقآمیز پیداست که حرف حقیقی نیست، لذا او را قانع و راضی نمیکند و احساس تنهایی میکند.[1]
ص 69 ح 21


