ورود به دار ولایت الهی (جلسه سوم) حجت الاسلام مومنی - محرم 1405
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و صلوات علی رسول الله و علی آله آل الله. و لعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی یوم الدین.
پروردگارا! صدرم را گشاده کن، کارم را آسان گردان، و گره از زبانم بگشای تا کلامم را به درستی بیان کنم. ای خدایا! غمها، اندوهها، تنهایی و وسوسههای شیطان را به برکت خود، ای مهربانترین مهربانان، از دلهای ما دور ساز.
در محضر نورانی امام هادی (ع)، امام عسکری (ع) و امام عصر (عج)، حاضر شدهایم تا صلواتی را نثار ساحت مقدس حضرت رضا (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) کنیم. صلواتی هدیه به تمامی گذشتگان، فرزندان صالح و بیوارث، پدر و مادران، اجداد، اساتید، علمای گذشته، شهدا، سردار شهید اسلام (سیدالشهدا)، شهدای مدافع حرم، و شهدای مدافع حریم وطن و ولایت. همه بهرهمند باشند از این محفل نورانی با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص).
ورود به دارالولایت الهیه
ما را به «دارالولایت الهیه» دعوت میکنند. برای ورود به این دار، کمترین توجه کافی نیست؛ بلکه نیازمند اقداماتی است. زمانی که میخواهیم در این وادی قدم بگذاریم، باید پنج مورد را از امام رضا (ع) پیروی کنیم و یک مورد دیگر نیز مستند به روایات محفلنشینی با ابیعبدالله الحسین (ع) است. هر کدام از این موارد، انسان را به این دار وارد میکند:
۱. زیارت حضرت.
۲. لعن بر قاتلان حضرت.
۳. آرزوی معیت با یاران حضرت.
۴. شاد بودن در شادی سرور و محزون بودن در غم و اندوه او.
اما ورود به این خانه، تازه شروع کار است. چرا که انسان باید «استقامت» داشته باشد و استوار بماند. بسیاری از افراد نزدیک و مقرب به حضرات معصومین (ع) بودهاند، اما به خاطر عدم استقامت، شیطان بر آنها مسلط شده و راهشان را از معصومین جدا کرده است. بنابراین، ورود به این وادی، مطالبی مانند «مراقبه» (خودنگری دقیق) و «محاسبه» (بررسی اعمال) را میطلبد.
مراقبه عام و خاص
یکی از اساتید بیان فرمودند که در وادی سیدالشهدا (ع) دو نوع مراقبه وجود دارد:
۱. مراقبه عام:
استفاده حداکثری از سرمایههایی است که خدا در اختیار ما قرار داده است، بهویژه آن پنج سرمایهای که پیامبر اکرم (ص) پیش از شهادت به ابذر غفاری فرمودند:
قبل از اینکه بمیری، قدر زندگی را بدان.
قبل از اینکه بیمار شوی، قدر صحت و عافیت بدن را بدان.
قبل از اینکه فقیر شوی، قدر غنا (ثروت) را بدان.
قبل از اینکه گرفتار شوی، قدر فراغت بال را بدان (زیرا با گذشت زمان، انسان در کوچهپسکوچههای ابتلا و گرفتاری قرار میگیرد).
قبل از اینکه پیر شوی، قدر جوانی را بدان.
اگر این موارد را مراقبه کنیم، فرصتها که مانند باد و ابر میگذرند، از دست ما خارج نمیشود.
۲. مراقبه خاص:
این مراقبه به زمانهای خاص مربوط میشود؛ مانند شب قدر یا دهه اول محرم. در این ایام که خدا سفرهای از برکت پهن کرده است، باید استفاده حداکثری کرد. بسیاری از هیئتیها با بهانههای مختلف (بیماری، کار، مشکلات و...) از حضور در این محافل خودداری میکنند. این نشان میدهد که مراقبه خاص را به درستی انجام ندادهاند و فرصتهای طلایی را از دست دادهاند.
محاسبه عام و خاص
پس از مراقبه، نوبت به «محاسبه» میرسد که آن نیز دو نوع است:
۱. محاسبه عام:
بررسی میکنیم که چقدر از عمر و نعمتهای خود استفاده کردهایم.
آیا از جوانی، غنا، صحت و فراغت بال به درستی استفاده کردهایم؟
یا ذهنتان پراکنده بوده و متمرکز بر امری نبودهاید؟
بزرگان دین مانند علامه مجلسی (ع) و علامه امینی (ع) زحمات زیادی برای دین کشیدند. ما نیز باید حساب کتاب کنیم که مبادا غرور بگیریم یا نفس اماره بر ما غلبه کند. اگر دیدیم از این نعمتها به درستی استفاده کردهایم، با شکرگزاری وارد خانه خدا میشویم: «اللهم شکرک و شکر نعمتک...». اما اگر دیدیم استفاده نکردهایم، به وادی استغفار میرویم.
داستان آیتالله گلپایگانی (ره): ایشان با دلی شکسته به حرم امیرالمؤمنین (ع) رفتند و از خدا خواستند که باب فهم و علم را برایشان باز کند. وقتی از ایشان پرسیدند چرا اینگونه رفتار میکنی، فرمودند تا کی باید زیر بغلم کتاب بگذارم؟ یک لقمه از سفره امیرالمؤمنین (ع) به من دادند. بعدها نقل کردند که وقتی عکسی از یک زن زیبا به او نشان دادند، عکس را پرت کرد و مجلس گناه را ترک کرد. روایت داریم: «مَن کَثُرَ تَفْکِیرُهُ فِی الْمَعْصِیَةِ دَخَلَتِ الْمَعْصِیَةُ فِی قَلْبِهِ». کسی که زیاد به گناه فکر کند، قبح آن در دلش شکسته میشود و به گناه دچار میگردد.
۲. محاسبه خاص:
این محاسبه مربوط به ظرفیتهای زمانی خاص است. مثلاً در شب تاسوعا و عاشورا، چقدر از این فرصت استفاده کردیم؟ آیا فقط به دنبال ادعا بودیم یا واقعاً بهرهبرداری کردیم؟ آیتالله مرعشی نجفی (ره) اگرچه هرگز توفیق حج بیتالله الحرام را نیافتند، اما مکرراً توفیق تشرف به محضر امام زمان (عج) را یافتند. ما نیز باید مراقب باشیم که عادتهای ندبی و مستحبی، حجاب نشوند.
فرمول زیارت عاشورا و معیت با اهل بیت (ع)
زیارت عاشورا فرمولی دقیق برای سلوک دارد:«إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَی اللّهِ وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَی فَاطِمَةَ وَ إِلَی الْحَسَنِ وَ إِلَیْکَ بِالمَوالاةِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدائِهِمْ.»
این زیارت شامل مراحل زیر است:
۱. معرفت: شناخت خدا، پیامبر، اهل بیت (ع) و اولیای ایشان.
۲. موالات: پیروی و دوستی با دوستان خدا.
۳. برائت: بیزاری از دشمنان خدا.
در زیارت جامعه (نه کبیره)، تأکید بیشتری بر معرفت امام حسین (ع) شده است. گریه برای امام حسین (ع) عامل قرب به خداست. روایت داریم که وقتی پیامبر (ص) به امام حسن (ع) فرمودند «السمّ قد اُخذ» (سم گرفته شده)، امام حسن گریست. امام حسین (ع) عذرخواهی کردند و برای امام حسن گریستند. امام مجتبی (ع) فرمودند: «انّه یُؤتَی الیَ قَتلًا... و لا یومَ یومک یا ابا عبدالله» (او به قتل میرسد، اما هیچ روزی مانند روز تو نیست). عالم و آدم باید برای تو گریه کنند.
ثبات قدم و درخواست معیت
پس از معرفت، موالات و برائت، نوبت به «ثبات قدم» میرسد. در زیارت عاشورا میخوانیم:
«وَ أَنْ تَثْبِتَ لَی عِنْدَکَ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ.»
یعنی خداوند از من بخواه که در دنیا و آخرت، پای راستی و ثبات قدم داشته باشم. ثبات قدم رکن اصلی سلوک است. اگر انسان این مراحل را درست طی نکند، با اندک نسیمی خیمه ابیعبدالله (ع) را رها میکند.
بسیاری از افراد در دنیا نیز با ابیعبدالله (ع) هستند («أَنِّی أَجْعَلُنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ»). این نتیجه موالات، برائت و محبت اهل بیت است. ما باید عاجزانه التماس کنیم و از خدا بخواهیم که دست ما را بگیرد و ثبات قدم به ما عطا فرماید. این ثبات قدم، نتیجهی طی کردن مراحل معرفت، موالات و برائت است که منجر به «معیت با اهل بیت» در دنیا و آخرت میشود.


