يكشنبه 21 تير 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

انس با امام علیه السلام، جلسه سوم - حجت الاسلام عابدینی-محرم1405

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلّی‌الله علی محمدٍ و آله الطاهرین. اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجّل فرجهم و العن الأعداءَ الظالمینَ لعنةً دائمةً علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین.

اللهم کُن لِولیِّکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

ان‌شاءالله از یاران و یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم. صلواتی برای سرداری مرحمت کنید. ان‌شاءالله شهیدان شفیعان ما باشند و آقای شهیدِ ما هم در رأس آن‌ها شفیع ما باشند. هر چقدر دوست داریم عاقبتمان ختم به شهادت باشد، به مقدار علاقه‌مان به اینکه عاقبتمان ختم به شهادت باشد، صلوات بلند مرحمت کنید. اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجّل فرجهم.

همه عشق و علاقه‌مان را به اهل‌بیت علیهم‌السلام و به‌خصوص به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با صلوات بر محمد و آل محمد ابراز کنیم. اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجّل فرجهم.

 

ورود به بهشت، ورود به مجالس اهل‌بیت (ع)
نکته‌ای را ابتدا عرض می‌کنم و آن نکته این است که مجالس اهل‌بیت، بهشت است. در روایت دارد که ارتباط با حضرات، ارتباط با بهشت است. حقیقت بهشت، وجود و ظهور حضرات است و لذا مجالس حضرات هم که ارتباط و حضور و محضریت حضرات است، ورود به بهشت است. به ما فرمودند که «تِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ». اگر می‌خواهید وارد بهشت بشوید -تعبیر قرآن است- می‌فرماید «تِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ»؛ اول طیب شوید؛ چون بهشت جای پاکی و طهارت است.

لذا وقتی داریم می‌آییم، در راهی که داریم می‌آییم، سعی بکنیم با استغفار بیاییم، با حال توبه بیاییم؛ که می‌خواهیم تو مجلسی وارد بشویم که بهشت است و بهشت جایگاه پاکان است. لذا خدا بریزد هر چه ناخالصی است از ما، تا به اینجا می‌رسیم. ما عرض می‌کنیم: «استغفرالله ربّی و اتوب الیه». اگر ناخالصی دیگری هم بر ما مانده است، خدای سبحان آن ناخالصی را به برکت وجود «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ» که امام حسین علیه‌السلام مظهر تامش است، سیئات ما را در این مجالس حضرات، در این مجلس اباعبدالله، تبدیل به حسنه بکند.

 

پیوند با ولایت؛ رابطه‌ای جان‌فدایانه
ما رابطه‌مان با ولایت و امام حسین علیه‌السلام، یک رابطه فدایی و جان‌فدا باشد. در روایت دارد کسی آمد خدمت امام صادق علیه‌السلام، عرض کرد: «آقا جان! ما از شما حدیثی را شنیدم و او را رد کردم.» گفت: «چی بود آن حدیث؟» گفت: «در حدیث آمده بود از شما نقل شده بود که اگر کسی محب و علاقه‌مند به شما باشد، ولی اگر اهل بعضی از گناهان باشد، این بخشیده می‌شود؛ و برعکسش اگر کسی اهل محبت شما نباشد ولی بعضی طاعات را داشته باشد، او به فوز و فلاح نمی‌رسد.»

حضرت بعد از اینکه سر را پایین انداختند و بلند کردند، سؤالی کردند؛ گفتند: «آن کسی که ما را دوست دارد و ادعای دوستی می‌کند، ولی گاهی اعمال بد ازش صادر می‌شود، اگر پایش بیفتد که به او بگویند یا دست از این‌ها بردار یا کشته می‌شوی، آیا حاضر است کشته شود ولی دست برندارد؟» گفت: «بله آقا! این هست. اگر امرش دایر باشد که دست از شما بردارد یا بکشندش، این وایمیستد پای وجود شما.» (آن زمان‌ها این‌ها عادی بوده؛ زمان بنی‌عباس و آخر بنی‌امیه و اول بنی‌عباس، لذا شیعیان لحظه به لحظه جان‌فدا بودند).

حضرت سکوت کردند. بعد از این؛ یعنی آن چیزی که حقیقت وجود این بود، آن چه بود؟ آن محبتی که تا مرز جان‌فدایی، تا مرز کشته شدن است. اگر عوارض دیگری هست، این توفیق پیدا می‌کند به برکت این مرتبه از محبت که تا مرز جان‌فدایی هست، توفیق بر توبه پیدا می‌کند، یا در دنیا به بعضی از مصیبت‌ها و مشکلات مبتلا می‌شود و همان مشکل و مصیبت او را طاهر می‌کند.

لذا این آمدن و محبت را ببینیم تا کجا است. اگر از قِبَل اهل‌بیت و طرفداری و محبت آن‌ها به ما آسیب برسد، سختی برسد، مشکلی عارض شود، آیا باز هم هستیم؟ یا اگر آمدیم و بعد به هر دلیلی مشکلی برای ما پیش آمد، بگوییم چرا ما؟ چرا ما برایمان این پیش آمد؟ نه، «چرا ما» ندارد! می‌گوییم ما آمدیم اینجا عرض کنیم به حضرت که ما تا پای جان، جان‌فدای شما هستیم. اگر این است، امتحان می‌کنند انسان را به سختی‌ها و ابتلاءات تا ببینند صادقیم در این کار یا نه.

لذا اگر صادق بودیم، آن موقع این محبت مضاعف می‌شود، دیگر ما را تحت ولایت می‌گیرند. اگر انسانی تحت ولایت قرار گرفت، دیگر این زندگی دنیا و آخرتش تحت ولایت امام اباعبدالله علیه‌السلام یا امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، این دیگر همه‌چیزش برایش آشکار و روشن می‌شود.

خب این یک نکته‌ای بود که مجالس حضرات بهشت است و ورود به این مجالس، ورود به بهشت است و ورود به بهشت با طهارت باید همراه باشد. پس سعی کنیم هم طهارت ظاهری (با وضو باشیم وقتی به مجالس اهل‌بیت می‌آییم) هم طهارت باطنی (استغفار بکنیم وقتی که داریم به سمت مجالس اهل‌بیت می‌آییم). حتی در اینجا نشستیم، امیدمان این باشد اگر باقی‌مانده‌ای باقی مانده، به برکت وجود اباعبدالله علیه‌السلام که طاهرِ محض هستند، همنشینی با طاهرِ محض ما را به طهارت برساند ان‌شاءالله. یه صلوات بفرستیم. اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجّل فرجهم.

 

مفهوم «روایت الهی» و تبدیل بلا به نعمت
بحثی که در محضر دوستان بودیم، روایت الهی بود. روایت الهی یک بحث بسیار زیبایی‌ست که در تمام زندگی ما تأثیرگذار است. لذا اگر باورمان به روایت الهی شکل گرفت، آن موقع نوع زندگیمان متفاوت می‌شود. من مثال بزنم برای شما؛ در روایت شریف دارد که: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، ما مِنْ بَلِیَّةٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا نِعْمَةٌ تُحِیطُ بِهَا». چقدر زیباست! می‌گوید هر بلایی که برای شما آمد، هر ابتلایی که سر راه شما قرار گرفت، این ابتلا یک طرف و یک وجهش سختی، ناراحتی، مشکلِ این‌هاست؛ اما این ابتلا اگر درست دیده شود… ببینید، این نگاه اول، روایت زمینیِ مسئله است که دیشب بیان کردیم.

روایت زمینی اونی نیست که حواس من می‌بیند؛ چشم من می‌بیند، گوش من می‌شنود، لامسه من لمس می‌کند، دهان من (ذائقه اگر داشته باشد) مزه او را می‌چشد. مثلاً تلخی؛ یه ذائقه انسان با تلخی تناسب ندارد، دوست ندارد؛ یا در حقیقت حتی بوی بد را انسان دوست ندارد؛ شامه من… این حواس خمس، یه روایت زمینی از مسئله می‌کنند.

ولی در کنار این روایت زمینی، تعبیر را ببینید: «ما مِنْ بَلِیَّةٍ»، هر حادثه‌ای، ابتلایی، سختی، یه لایه اولی‌اش سختی است؛ اما اگر درست نگاه کنیم، برگردیم به عقب‌تر، از یک صحنه باز به مسئله نگاه کنیم، می‌فرماید؛ امام معصوم است، دارد بیان سنتِ خدا را می‌کند؛ می‌گوید وقتی برگردید «ما مِنْ بَلِیَّةٍ إِلَّا» (از جهت عربی یعنی ما… الّا نیست، الّا این یعنی همه بلایا و ابتلاءات، نه بعضیش)، همه بلایا و ابتلاءات «وَ لِلَّهِ فِیهَا نِعْمَةٌ»، اگر برگردید دوباره به این نگاه بکنید، می‌بینید که چه نعمت عظیمی از خدای سبحان این را احاطه کرده. اگر او یه لایه جلوش بدی بود، اما سر تا پای این خوبی‌ست.

 

نمونه‌های تاریخی و سیاسی روایت الهی
من یه مثال بزنم؛ مثلاً در همین چند شب پیش که قرار بود یکشنبه بود ظاهراً، که قرار بود آن به‌اصطلاح مفاهمه‌نامه امضا بشود؛ درست است، یکشنبه بود. خب عصرش اسرائیل (رژیم صهیونیستی) یه حمله‌ای کرد به ضاحیه و ما گفته بودیم ضاحیه چی هستش، خط قرمز ماست، بیروت؛ و اگر حمله بشود پاسخ می‌دهیم. خب آن یک تعلّم و ناراحتی برای ما بود که این‌ها حمله کردند.

اما در قبال این، وقتی که ما تأخیر در امضا انداختیم و اعلام آمادگی برای مقابله کردیم، یک‌دفعه دشمنِ مستکبر آن‌چنان عقب‌نشینی کرد، حاضر شد چندین بندی را که ما قبلاً هرچی می‌گفتیم نمی‌پذیرفتند که در این مفاهمه‌نامه تصریح بشود، تو این مفاهمه‌نامه قبول بکنند؛ از جمله مهم‌ترینش که اضافه شد، یکپارچگی لبنان بود، به‌طوری که جنوب لبنان را هم داخل در به‌اصطلاح کل لبنان می‌شد و غیر از آن، که نه فقط آتش‌بس باشد بلکه عقب‌نشینی نیروهای صهیونیستی هم باشد؛ و این را پذیرفتند. اگر قبلاً مسکوت بود و جای چونه داشت، این‌ها پذیرفتند و همچنین قرار بود تدریجی خلیج فارس را این‌ها تحریم، آن محاصره دریایی را بردارند، اعلام کردند همان شب برمی‌دارند. یعنی یک‌دفعه یه چیزی که به‌ظاهر چی بود؟ سخت بود، اما خودِ همین را خدای سبحان تبدیلش کرد به یک نعمت عظیمی.

 

یه موردی را از قبل‌تر بیان بکنیم؛ قبل از اینکه انقلاب پیروز بشود، خب مرحوم آقا مصطفی فرزند امام خمینی وقتی که با آن… (صلوات را بفرستید، اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجّل فرجهم)… وقتی که آن جریان به‌اصطلاح از دنیا رفتن که حالا مشکوک به شهادت یا به‌اصطلاح رحلت بود، آقا مصطفی از دنیا رفتند، امام فرمودند که مرگ مصطفی از الطاف خفیه خدا بود. چرا؟ چون وقتی آقا مصطفی از دنیا رفت، ختم او که در قم گرفته شد، به دنبالش آن برخوردی که شد، تبدیل شد به چهلمی که در تبریز گرفته شد، نوزده دی بود و آن بیست‌ونُه بهمن بود و همین‌جور اربعین‌ها تکرار شد تا انقلاب در تحققش تسریع شد، سرعت گرفت. ظاهرش این بود که یک شخص قوی را از ما گرفتند، اما باطنش این بود که این سرعت تحققِ انقلاب شکل گرفت.

 

ما در تمام وقایعی که تو جریان ابتدای انقلاب ما تا امروز پیش آمده، همه این‌ها همه‌شون آن لطفِ خفیِ الهی در کنار ظاهرِ سختش همیشه بوده. یکی از این به‌اصطلاح خودِ تحلیلگران آمریکایی بیان کرده بود: «اگر ایران می‌دانست این جنگی که آمریکا بر او تحمیل کرد چه برکاتی برایش ایجاد کرد، از قبل می‌دانست، ایران جنگ را زودتر شروع می‌کرد با آمریکا.» یعنی به‌طوری شده که الان خلیج فارس دست ما کاملاً افتاده و سلطه ما بر او قرار گرفته و به‌خاطر این خیلی چیزها را آن‌ها حاضرند بپذیرند.

غیر از اینکه کشور ما جهانی شد، تو تمام جهان دیده شد و الان هر ارتباطی که این‌ها… تازه این ظاهر خلیج فارس، ابتدای مسئله است؛ هرچی جلوتر برود این مسئله چی می‌شود؟ عمیق‌تر می‌شود و شدیدتر می‌شود و نشان داده می‌شود چه برکاتی دنبالش هست که حتی آن لایه‌های کف خلیج فارس و دریا، آن به‌اصطلاح کابل‌های هوشمندی که از آنجا رد شده، اگر بخواهند به آن‌ها… تازه یه موقعی تحت فشار شدیدی قرار بگیریم، به آن‌ها بخواهد تجاوزی و تعدی بشود، کل در حقیقت منطقه زیر و رو می‌شود از جهت تمام نظام اقتصادی‌شان.

 

خب این یه قدرتی‌ست؛ خدا، ابتدا حمله بود، اما این حمله برای ما سخت بود. ما خیلی چیزها را هم دادیم؛ نمی‌خواهیم بگوییم در قبال آنچه که به دست آوردیم، آنچه که دادیم، آن در حقیقت کم بوده؛ اما می‌خواهیم بگوییم نعمت بود در کنارِ نعمت و بلا. درسته؛ هیچ‌چیزی جای امامِ شهید ما را، جای شهادت فرماندهان ما را پر نمی‌کند. هیچ‌کدام از افراد مملکت ما حاضر نیستند بگویند برای اینکه ما به رفاه بیشتری برسیم، یک نفر شهید بشود، چه برسد به اینکه امام شهید ما یا فرماندهان بزرگ ما، مسئولین عزیز ما به شهادت رسیدند. اما اگر اهداف امام شهید ما با این شهادت سرعت در تحقق پیدا کرد، اگر اهداف آن فرماندهانِ شهید ما در تحققِ اهداف… اهداف چی بود؟ این سلطه و اقامه دین، رشدِ نگاه دین و آن مکتب اهل‌بیت، آن بسط و گسترشِ مکتب اهل‌بیت در منطقه.

چنانچه وقتی جریان ظهور مطرح می‌شود، ابتلای امام حسین علیه‌السلام ابتلای خیلی سنگینی بود. اما این ابتلا وقتی پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم وقتی که حضرت به فاطمه سلام‌الله‌علیها می‌فرماید که این جنین تو چه حوادثی در انتظار اوست، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌گوید: «من این جنینی که این ابتلاءات را می‌خواهد بعد از تولدش طی کند، برای من تحملش سخت است.» بعد جبرئیل بشارت می‌دهد که اگر این ابتلاءات برایش پیش می‌آید، در اثر این ابتلاءات خدای سبحان نسل امامت را از ذریه او قرار می‌دهد و همچنین منتقم و فرزند او قرار می‌دهد که او اقامه عدل را در جهان می‌کند. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌فرماید: «با اینکه این مصیبت‌ها عظیم است، اما اگر به‌دنبالش آن برکات هست، راضی شدم؛ رضیتُ.»

این نگاه این است که در راه تحقق و اقامه دین اگر خونی ریخته شود ولی تحقق سرعت پیدا بکند، آن ظالم در ظلمش شدیدتر شده و عقابش بالاتر است، اما این خون هدر نمی‌رود؛ این خون اثر می‌گذارد. ببینید الان این خون چجوری در رگ و پی ما دمیده شده! به ما انگیزه داده، به ما جرئت داده، استقامت داده. نه در مقابل بمباران آن‌ها عقب نشستیم، نه میدان‌ها در مقابل بمباران آن‌ها خالی شد، نه مردم نُق زدند با همه سختی‌هایی که پیش آمده؛ چون آن خون دمیده شده، این استقامت پیش آمده.

 

درس‌های عبرت‌انگیز از واقعه حدیبیه
من برای این دقایقی که در محضر شما پایان این دقایقی که مانده، می‌خواهم یه بحثی را از روایت الهی، یه تطبیق قرآنی داشته باشم؛ یه مورد قرآنی را هم بشنویم. ببینید تو جنگ؛ جریان حرکت به سمت حدیبیه که پیغمبر اکرم از مدینه رفتند به سمت مکه و تا بیست کیلومتری مکه بدون سلاح جنگی، فقط با یک شمشیر سفری (که رسم بود شمشیر در سفر همراهشان بود)، این‌ها ۱۴۰۰ نفر رفتند و دشمن هم چند بار متعرض این‌ها شده ولی نتوانست کاری بکند. تا بیست کیلومتری مکه اردو زدند، حدیبیه آنجاست.

 

بعد در آنجا چون این‌ها به قصد حج رفته بودند، قربانی همراه برده بودند. احترامِ حاجی برای مشرکین هم محفوظ بود؛ حج از زمان ابراهیم بوده، لذا مشرکین هم حج را قبول داشتند. با این نگاهی که آن‌ها بیست کیلومتری ایستاده بودند، چند بار با تهدید دیدند فایده ندارد، حتی فرستاده پیغمبر را دستگیر کردند، شایع کردند کشته شده، یک ولوله‌ای در لشکر افتاد. اینجا را دقت بکنید؛ ولوله‌ای در این ۱۴۰۰ نفر افتاد که نکنه این‌ها می‌خواهند حمله ناگهانی بکنند؟ مشرکین چندین ده‌هزار نفرند، این‌ها ۱۴۰۰ نفرند، تو دلِ مشرکینِ مکه، بیست کیلومتر فاصله است و تمام آنجا از مشرکین و این‌ها از مدینه ۳۸۰ کیلومتر دورند، کمکی نمی‌رسد به این‌ها؛ همه‌شان هم شمشیر دارند، حتی سپر ندارند برای جنگ!

 

این شایعه که پیش آمد، دقت بکنید، پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دستور دادند که بیعت مجددی با پیغمبر صورت بگیرد. زیر درختی نشستند و این ۱۴۰۰ نفر دوباره بیعت کردند. بعد در قرآن این را ترسیم کرده، من نمی‌خواهم حالا قبل و بعد و این‌ها را نمی‌خواهم بگویم، اما جریانی که پیش آمده را که قرآن چگونه تفسیر می‌کند؟ می‌فرماید: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم»، سوره فتح آیه ۱۸ به بعد: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ». پیغمبر وقتی مؤمنین آمدند در آن وضع سخت و هراسناکی که امکان حمله بود، با تو بیعت مجدد کردند؛ آن هم تازه بیعت کردند (در تاریخ دارد، نفر فرار نکنیم، نه، تا پای جان بایستیم). بیعت کردند که فرار نکنیم. که با این بیعتی که کردند، خدای سبحان می‌فرماید که خدا راضی شد: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ».

 

رضای خدا چقدر عظیم است! ما تصویری نداریم. خدا رحمت کند امام شهید ما؛ وقتی این تفسیر سوره فتح را تو تلویزیون بنده، ده دقیقه ده دقیقه بود پخش می‌شد، آن موقع از جریان غزه که پیش آمده بود، از آن هفت اکتبر ایشون فرموده بودند بعدش این سوره فتح را بخوانید. یه تفسیری ۷۳ جلسه بود ما شروع کردیم داشتیم می‌گفتیم. آن موقع پیغام دادند که چند تا نکته را تو این دقت بکنید، بیشتر بگید، بیشتر تذکر بدید؛ از جمله یکیش این بود که تو آن اوایل و آیات اول این بودش که خدای سبحان ازدیاد ایمان را با سکینه: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ». فرمودند رابطه آرامش با ایمان را حتماً خوب توضیح بدید. یعنی ایشون گفت: «من گوش می‌کنم و این‌ها را دقت می‌کنم.» چقدر یعنی به جزئیات توجه داشتند!

 

حالا تو این آیه می‌فرماید که می‌فرماید وقتی خدا راضی شد از مؤمنین: «فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ». این راجع به شماست الان. وقتی که تو جریان شهادت حضرت آقا، دشمن دنبال این بود نگذارد مجلس خبرگان تشکیل بشود، اختلال در امر بیعت با ولی‌فقیهی که نایب امام زمان است محقق بشود و مردم به جایی برسند بدون ولی، سردرگم و حیرت‌زده بشوند؛ اما مردم حتی قبل از انتخابِ مجلس خبرگان، محبتِ این نایب امام و ولی در دلشان افتاد؛ به‌طوری که مجلس خبرگان هم با اینکه مشکلات زیادی برای تشکیلش از جهت بمباران بود و دائم داشتند رصد می‌کردند که این‌ها چندین بار آمد شکل بگیرد، بلافاصله حرکتِ پهپادها و هواپیماها منجر شد به اینکه هنوز کامل نشده بودند، متفرق بشن و نگذارند؛ و دو جا که متعلق به خبرگان بود را زدند عمداً که این‌ها زهر چشم گرفته باشند کسی جرئت نکند.

اما وقتی که این رأی معلوم شد، مردم بیعتشان را الان حدود ۱۰۰ شب است با آن نایب امامشان در تمام سختی‌ها و مشکلات دارند؛ به‌طوری که نه بمباران، نه سرما، نه گرما مانع این بیعت نشده. اگر آنجا با پیغمبر یک‌بار بیعت کردند، خدا می‌فرماید «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»، قطعاً بدانید جریان امروز ما نازله‌ی آن بیعت است؛ چون فرزند رسول‌خداست، چون در راه احیای مکتب اهل‌بیت است و لذا نایب امام زمان است. بیعت با نایب حضرت است، نازله‌ای از آن حقیقت اینجا حتماً ساری‌ست.

 

حالا ببینید به‌دنبالش چه وعده‌هایی داده می‌شود! چقدر عالی‌ست که تک‌تک شما دارید می‌بینید، این روایتِ الهی از صحنه است که ببینیم بین بیعت و این حقایقِ بد چه نسبتی است؟ چه رابطه‌ای‌ست؟ گاهی ما رابطه‌ها را نمی‌بینیم و فکر می‌کنیم هر کدام مستقل است، اما خدا می‌خواهد بگوید این حوادث زنجیره است، به‌هم‌پیوسته است و هر کدام با دیگری تأثیر دارد و این دنبال آن است که اگر معلوم شد پیوستگی حوادث، خودش یک روایت الهی از صحنه است که حوادث گسسته نیستند، پیوسته هستند.

 

دنبالش می‌فرماید که ما… خدا می‌فهمیم: «فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ». خدا از درون مؤمنین آگاه است؛ حکم به ظاهر نمی‌کند. می‌داند که مؤمنین با چه حالی آمدند بیعت کردند. می‌داند که مؤمنین آن سحرگاهی که خبر شهادت امام شهید را مردم شنیدند، چه خون‌بار به سمت میدان انقلاب حرکت کردند. چه جور هر کسی هر جا که بود، در هر شهری که بود، به سمت از خود بی‌خود حرکت کردند. «فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ»؛ خدا می‌دانست در قلب مردم چه گذشت، چگونه این مصیبت را تحمل کردند و توانستند.

 

به‌دنبالش ببینید چقدر زیباست: «فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ». این مردمی که با هیجان و با اضطراب ابتدا آمدند که «چه کنیم؟ چه خاکی بر سر ما شد؟ امام ما شهید شد، چه کنیم بعد از این؟» وقتی رسیدند، همان روز تو میدان انقلاب و شهرهای مختلف، «فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ».

مردم در کنار هم که قرار گرفتند، یک آرامش عظیمی را خدا در دل‌ها ایجاد کرد که اگر این حرکت به‌دور هم و کنار هم نشده بود، حقیقتاً مردم جان می‌دادند. من می‌شناختم و می‌دیدم که بسیاری در حالت جان دادن بودند؛ یعنی عشقی که به آقا داشتند، حتی با عشق به خودشان و پدر و مادرشان و نزدیکانشان و فرزندانشان به هیچ‌وجه قابل مقایسه نبود.

تو خانه اگر می‌ماندند دِق می‌کردند، اما این راهی که خدا ایجاد کرد، آمدند. مؤمنین در کنار هم، وقتی همدیگر را دیدند، خدا می‌گوید آن آرامش را من ایجاد کردم؛ فکر نکنید همین‌جوری برایتان پیش آمد، من به دل‌ها انداختم، گفته شود بیایید کنار هم بنشینید، باشید. هم توطئه دشمن خنثی شد که دوست داشتند با شنیدن این خبر به هرج‌ومرج بکشانند، هم مؤمنان در کنار هم به یک آرامشی رسیدند که این آرامش را هیچ‌کسی نفهمید چگونه بر دل‌ها ایجاد شد. «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ».

 

«وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا». می‌گوید اینجا شما در محاصره بودید؛ به پیغمبر می‌فرماید در حالی که آنجا در تنگنای محاصره بودید، اما وعده‌ی فتحِ قریب را به پیغمبر می‌دهد. فتح قریب در خلاصه روایات ما نسبت به این آیه تفسیر شده؛ می‌گوید وعده داد پیغمبر تو از حدیبیه که برمی‌گردی، وقتی که برگشتی به سرعت به خیبر و آن قلعه‌های هفت‌گانه خیبر حمله می‌کنی و آنجا را فتح می‌کنی. قلعه‌های هفت‌گانه خیبر غیرقابلِ فتح بود، از بس استحکامات داشت.

پیغمبر در جنگ بدر که پیروز شده بود، این‌ها گفتند شما رفتید با یه عده‌ای که نظامی‌گری بلد نبودند جنگیدید، بگذارید جنگ با یهود بشود که صاحبان قلعه‌های هفت‌گانه خیبر بودند، بگذارید جنگ با ما معلوم می‌شود که جنگجو کیست، پهلوان کیست! این‌جور رجزخوانی می‌کردند. پیغمبر از حدیبیه برگشت، تا برگشت ۲۰ روز بعد حرکت کردند. هفت قلعه یهود که هر کدام استحکاماتش تو در تو بود، که اگر یکی فتح می‌شد، دیگری غیرقابلِ فتح بودنش از او استحکامش بیشتر بود؛ یکی پس از دیگری فتح شد.

ما تو نگاهی که این بیعت محقق کرده، این را می‌گوید: اثر بیعت است. پیغمبر این فتح قریب، قلعه‌های هفت‌گانه که غیرقابل فتح بود، اثرِ چیه؟ اثرِ بیعت با پیغمبر است. همچنان که آن آرامشِ اثر بود تو وجود ما و حادثه‌ی ما هم جریانِ آرامشِ یک مرتبه از آثارِ بیعت بود. اما مسئله دوم و مرتبه دوم، آیا این فتح قلعه‌های هفت‌گانه یهود در جنوب خلیج فارس که این کشورها قلعه‌های یهود بودند، پایگاه آمریکا بودند؛ به‌طوری که اگر یه مسئول دیپلماسی ما یه موقع یه توهینی به این‌ها می‌کرد، چند بار باید عذر می‌خواستند؟ به‌طوری که اگر یه کسی تو حج به این‌ها جسارتی کرد، دستگیرش کردند، دستگاه دیپلماسی با عذرخواهی آزاد کرده آن‌ها را. اما هفت قلعه این‌ها را در اینجا به ضمیمه اسرائیل، مورد حمله‌های موشکی و مورد حمله‌های پهپادی قرار دادیم، آب از آب تکان نخورد و جرئت نکردند حتی یه توپی خودشان به ما شلیک کنند!

 

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر! مرگ بر منافقین، مرگ بر اسرائیل! با این نگاه اثرِ بیعت را ببینید که یکیش آرامش بود که خیلی عظیم بود، یعنی بین مؤمنین؛ یکیش فتح قلعه‌های هفت‌گانه این‌ها بود که تمام این‌ها را یک‌جا فتح کردیم. یعنی ما همه پایگاه‌های آمریکا تو این کشورها را زدیم به‌طوری که این‌ها حتی دَم نمی‌زدند، حرفی نمی‌زدند، یه محکومیت ظاهری داشتند، غیر از آن کاری نداشتند، هیچی! این اصلاً بی‌سابقه بوده.

نمی‌دانیم این فتح چقدر عظیم است که این‌ها را که هر کدام با خودشان چه عهدنامه‌هایی با آمریکا و کشورها داشتند، چه هزینه‌هایی در نظام دفاعی‌شان و ارتش‌شان، چقدر خلاصه پول با آمریکا بسته بودند… اما این‌ها خفه شدند و فتح شدند با این کار ما. فتح بود حقیقتاً به‌طوری که ما می‌زدیم این‌ها جواب نمی‌دادند تا بیشتر زده نشود؛ یعنی نه فقط مقابله نکردند بلکه سکوت کردند. این هم اثر دوم؛ می‌فرماید که «وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا».

 

در اثر این بیعت و اینکه این بیعت با قلب محقق شد، «فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ»؛ چون قلب، مقداری که این قلب راضی به این بیعت بود، حقیقتاً… من دوران امام شهید ما که وقتی منصوب شد از طرف مجلس خبرگان به رهبری را من بودم آنجا، خوب یادمه امام راحل ۱۵ سال بیشتر طول کشید (از سال ۴۲ اقلاً تا ۵۷) تا تو قلب‌ها راه پیدا کرد، عمومیت پیدا کرد.

امام شهید ما ابتدا که انتخاب شد، واقعاً این‌گونه که در جریان آیت‌الله آسید مجتبی عزیز انتخاب شد، از این موطن نبود؛ طول کشید تا مردم با اینکه امام شهید ما رئیس‌جمهور بودند، تو جریانات مختلف بودند، اما این محبوبیتی را که انتها داشتند آن ابتدا این‌جور نبود؛ کم‌کم ایجاد شد. اما عجیب است که خدای سبحان به‌واسطه این بیعت، قلب‌ها با آن رضایتِ قلبی که خدا ایجاد کرد و مردم انجام دادند، آن‌هم در یه شرایطِ سخت، ببینید خدا چه برکاتی ایجاد کرد!

 

یکیش این بود که تمام قلب‌ها با تمامِ میل ایشان را پذیرفتند؛ یعنی ادامه جریان ولایت‌فقیه از آغاز شروع نشد، از انتهای امام شهید ما ادامه پیدا کرد، آن محبت ادامه پیدا کرد. یعنی آنی را که امام شهید در انتها آن محبوبیت را بعد از ۳۷ سال رهبری پیدا کرده بودند، در قلب‌ها در آغاز برای حضرت آیت‌الله مجتبی عزیز ما ایجاد شد. اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجّل فرجهم.

و این از برکاتی بود که بعد که مردم بیعت کردند، آثار ویژه یکیش همین فتح قلعه‌های یهودی بود که در جنوب خلیج فارس بود که فتح شد، شکسته شد، ابهتشان ریخته شد. ما به این‌ها یه حرف نمی‌توانستیم بزنیم، موشک‌باران‌شان کردیم، تهدیدشان می‌کردیم، بعد پیغام‌های پشتِ صحنه می‌فرستادند: «نزنید! هرچی بخواهید ما می‌دهیم، هر کاری بخواهید ما می‌کنیم.» به‌جای اینکه تهدید ما را با تهدید پاسخ دهند، با عجز و التماس پاسخ می‌دادند. این قدرت را خدا ایجاد کرد؛ از خودمان نبینیم! و الا ما همان کشوری بودیم که قبل از این حمله بود؛ جرئت نداشتیم به این‌ها جسارت و توهینی بکنیم، اما بعد از اینجا بود که خدا ایجاد کرد و این اثرِ بیعت بود که ایجاد شد.

 

دنبالش می‌فرماید که «وَ مَغَانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهَا». خدا به‌دنبال این بیعت، سکینه و آرامش، فتح قریب (که فتح قلعه‌های یهود)، سومیش «وَ مَغَانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهَا»، غنیمت‌های فراوان را به‌دنبال این برای شما ایجاد خواهد کرد که یکی از آن غنایمی که امروز از همان لحظات اول… چون در این عالم دارد دنبالش که «فَعَجَّلَ لَکُمْ هَذِهِ»، این غنایم زود به دست شما می‌رسد، نه با تأخیر. بعضی وعده‌ها دور است، بعضی وعده‌ها تعبیر قرآن «فَعَجَّلَ لَکُمْ هَذِهِ»، این غنیمت‌ها به‌زودی به دست شما می‌رسد. واقعاً می‌توانیم بگوییم یکی از مصداق این غنیمت‌ها چی بود؟ تنگه هرمز بود که خدای سبحان تو این جنگ روزی ما کرد به‌طوری که شاید هنوز ما نمی‌دانیم چه برکات و چه غنیمت‌هایی تو اینجا هست که کم‌کم آشکار خواهد شد، که این هم یکی از آن برکات است.

 

که تو این جنگ آنجا به پیغمبر می‌فرماید، برای پیغمبر وقتی خیبر فتح شد غنایم بسیار زیادی که سابقه نداشت، گنج‌های یهود، ذخایر یهود در آنجا، زمین‌های خیبر در آنجا که یکیش فدک بود، در آن جنگ یکیش فدک بود که خود عرض و طول فدک خیلی گسترده بود، همه روزی در حقیقت پیغمبر و مسلمان‌ها شد. دنبالش می‌فرماید که «وَ مَغَانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهَا وَ کَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا». شما خدا را عزتمند ببینید، غالبِ غیرمغلوب ببینید.

اگر کسی خدا را این‌جوری دید با این باور آمد… من بیانم این است: عزیز یعنی غالبِ غیرمغلوب، حکیم یعنی نقطه‌زن. یعنی خدای سبحان قدرتی‌ست که نقطه‌زن است؛ مقتدرِ نقطه‌زن است. یعنی جایی را ایجاد می‌کند برای شما در غلبه که یک‌دفعه بساط کفر به‌هم می‌ریزد، یک‌دفعه نقطه ثقلِ آن دشمنان به‌هم می‌ریزد. اینجا که تنگه هرمز ایجاد شد، یک‌دفعه معادلات منطقه و جهانی به‌هم ریخت. این‌ها دیدند آمدند یک ضربه‌شستی نشان بدهند، دیدند چه سیلی خوردند، چه زمین‌خوردنی محقق شد. «وَ کَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا».

 

باور می‌کنیم این‌ها را که از یک بیعت چه آثاری… حالا آثار دیگری هم هست که این سه اثر بود که عرض کردیم؛ یکی آرامش، یکی فتح قریب، یکی هم مغانم کثیره. ان‌شاءالله ۶ تا اثرِ دیگر که همه تطبیق می‌کند با جریان امروز ما، به‌دنبالش خواهیم گفت. خواهید دید که خدای سبحان با این نگاه چه آثاری را بر یک بیعت محقق می‌کند. اگر پای این بیعت بایستیم، این آثار دوام پیدا می‌کند؛ اما اگر شیطان دخالت کرد و بین ما تفرقه ایجاد کرد، ما را به نومیدی رساند، ما را به سستی در این مسئله کشاند، آن موقع معلوم نیست که نعمت بماند و ممکن است از دست برود؛ چون خدای سبحان وعده نکرده در هر صورتی من نعمت را پایدار نگه می‌دارم. لذا مراقبه بر نعمت سخت‌تر از ایجاد نعمت است.

پس مراقب باشیم شیطان ما را به تفرقه وادارد. و هر جا دیدید صدای تفرقه‌انگیز و یأس‌آور از انقلاب است، بدانید که دانسته یا ندانسته صدای دشمن است. ممکن است نداند اما صدای دشمن است. ممکن است عالم هم باشد که او دیگه خیلی خطرناک است؛ اما مراقب باشیم از دهان ما نرود، ممکن مراقب باشیم ما این را برای کسی نفرستیم؛ یه پیامی که یأس ایجاد کند، دلهره ایجاد کند، دل مردم را خالی کند نسبت به آمدنش در شب‌ها، احساس بکند تباه، از دست رفت، فایده نداشت، همه‌چیز رفت، همه‌ را داد… این‌جوری… هر وقتی دید پیغامی این‌گونه است بدانید که این پیغام شیطان در شریک است یا خودِ شیطان است که دارد برایتان می‌فرستد. مراقب باشید! هر چیزی امید را کم بکند، این به‌تعبیرِ امامِ شهیدِ ما از شیطان است و ما وسیله شیطان نشویم، تو زمین دشمن بازی نکنیم.

 

عشق را افسانه کردی یا حسین / عقل را دیوانه کردی یا حسین

در ره معبود بی‌همتای خویش / همتی مردانه کردی یا حسین

روضه و توسل
شب سوم محرم مرسوم است که در خانه سه‌ساله نازدانه‌ی امام حسین علیه‌السلام… این سه‌ساله دیگه روضه نمی‌خواهد. ما امروز وقتی جریان میناب را شنیدیم، وقتی آن جریان ابتدای جنگ را گفتند، این‌ها دختران و پسران کوچک بودند؛ چگونه دل‌ها همه منقلب شد! در کنار اینکه امام شهید ما شهید شده بود، ولی آن‌قدری مصیبت عظیم بود کسی آن را از یاد نبرد؛ دل‌ها را سوزاند که این دختران کوچک… اما این سه‌ساله دختر امام حسین است، دختر بهترین خلقِ خداست، تو خانواده طیب و طاهرِ امام حسین علیه‌السلام این رشد کرده.

حالا تصور بکنید عصر عاشوراست! وقتی که همه از شهید شدن… سراغ امام سجاد علیه‌السلام آمدند. زینب به حضرت عرض کند که «آقاجان! دارند به سمت خیمه‌ها هجمه می‌کنند، چه کنیم؟» حضرت بفرماید: «عَلَیْکِ بِالْفِرَارِ»، هر کس می‌تواند به هر سویی فرار کند. زینب سلام‌الله‌علیها مراقب امام سجاد علیه‌السلام است، اما بچه‌ها تو این بیابان‌ها… این دخترِ سه‌ساله تو این بیابان‌ها، شب تاریک، در حالی که گرگ‌ها حمله کردند، این‌جور با شدیدترین حالت‌ها دارند حمله می‌کنند، این‌ها چه کردند؟ این نازدانه آن شب چه کرد؟ اما هرطور بود زینب سلام‌الله‌علیها این‌ها را در خیمه‌ای نیم‌سوخته جمع کرده تا آرام بگیرند.

اما وقتی قافله حرکت می‌کند به سمت شام، می‌خواهد حرکت بکند، چه‌جور این‌ها را به‌هم بستند؟ آن‌جور که زبان‌حال است، این سه‌ساله چه‌جور حرکت بکند؟ گاهی می‌گویند زمین خورده، گاهی می‌گویند خار در پایش رفته… اما وقتی درون خرابه، دلتنگِ پدر که بخواهد بگوید چه بر سر من آمده و چه کردند با من! دختر که می‌خواهد پدر را ببیند، زبان بگیرد که «بابا! کجا بودی که با من چه کردند؟» وقتی گریه و ناله‌اش بلند می‌شود، آن سینی سرپوشیده را آوردند. وقتی آن را کنار زده، ببیند بابا را در حالی که سرِ بریده است: «مَنِ الَّذِی أَیْتَمَنِی یَا أَبَتَاه؟» چه کسی مرا در کودکی یتیم کرده؟ در حالی که دارد با بابا نجوا می‌کند، اما غصه‌های دلش را یادش رفت وقتی که بابا را دید. آنجا بود که بابا داشت حرف می‌زد، اما صدا لحظه‌ای ساکت شد. وقتی آمدند سراغش، دیدند جان به جان‌آفرین در کنار پدر صلی‌الله‌علیک یا اباعبدالله، صلی‌الله‌علیک یا…

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group