دوشنبه 22 تير 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

راز اقامه عزای امام حسین علیه‌السلام در محرم، جلسه پنجم - حجت الاسلام مومنی محرم1405

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ، وَ اللَّعْنُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ، مِنَ الْآنَ إِلَى يَوْمِ لِقَاءِ اللَّهِ. «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي». اَللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنَّا الْهُمُومَ وَ الْغُمُومَ وَ وَحْشَةَ الْقَبْرِ وَ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ، ثَبِّتْنَا عَلَى دِينِكَ يَا عَزِيزُ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

محضر نورانی امام هادی (علیه‌السلام)، امام عسکری (علیه‌السلام) و والده ماجده امام عصر (علیهم‌السلام) صلواتی هدیه بفرمایید. محضر نورانی علی بن موسی (علیه‌السلام) و فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) صلواتی هدیه بفرمایید. همه گذشتگان و حق‌داران، پدر و مادر و اجداد و اساتید، بد وارث‌ها، بی‌وارث‌ها، علمای گذشته، شهدا، امام‌الشهدا، شهدای اخیر، قائد عظیم‌الشأن، شهیدمون، روح بلند و ملکوتی آیت‌الله العظمی بروجردی، گذشتگان از بیت محترم حضرت آیت‌الله علوی بروجردی؛ همه را از این مجلس شاد کنید و بهره‌مند کنید با صلوات بر محمد و آل محمد.

 

ریشه‌های واقعه کربلا؛ دوری از ولایت و عدم معرفت

اصلی‌ترین علت در تحقق این جنایت بسیار بزرگ در کربلا، عدم معرفت مردم نسبت به امامشون بود. این عدم معرفت، با دور شدن از عترت پس از رحلت (یا علی‌التحقیق شهادت) خاتم‌الانبیا واقع شد. با این همه تأکیدی که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام داشتند که از این علی فاصله نگیرید، به این علی تکبر نورزید، علی است که شما را به حق می‌رساند؛ اما در عین حال، در زمانی که هنوز جان در بدن پیامبر عظیم‌الشأن اسلام بود (اواخر عمر حضرت)، مردم این فاصله رو گرفتند.

با از دنیا رفتن پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، این سیر خروج که در تعبیر متونمون هست، «جور»؛ جور یعنی عدول از طریق حق، فاصله گرفتن از صراط مستقیم که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام در خطبه غدیر فرمودند صراط مستقیمِ سوره حمد منم و بعد از من این علی بن ابی‌طالب، بعد از این علی، اولاد من از صُلب علی بن ابی‌طالب. یا در حدیث نورانی ثقلین فرمودند که من از میان شما می‌رم، اما به جهت اینکه مبتلا به ضلالت نشید: تمسک به قرآن (ثقل اکبر) و تمسک به عترت (ثقل اصغر)؛ «مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً». اما فاصله گرفتند و این ظلم و جورها و این جنایت‌ها همه واقع شد. فاطمیه و اون مصیبت‌هایی که در اون ایام خونده می‌شه، به خاطر همین تحققِ جور و فاصله گرفتن از ولایته که اوجش زمان اباعبدالله الحسین (علیه‌الصلاةوالسلام) بود.

 

ارکان سه‌گانه معرفت برای شیعیان

وجود نازنین امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید که سه مطلب باید در ما به عنوان پیرو خودِ حضرات محقق بشه و متجلی بشه:

۱. مَعْرِفَةُ الرَّبّ (معرفت نسبت به خدا): به برکت معرفت، محبت می‌آد در قلب و دل انسان قرار می‌گیره. معرفت نسبت به خدا ثمره‌اش چیست؟ نجات از تمام بحران‌های زندگی. عدم معرفت نسبت به خدا، یکی از پیامدهاش این می‌شه که انسان رزقش رو دست دیگری می‌بینه و تعلقات به دنیا پیدا می‌کنه. تمام جنایتی که در کربلا رقم خورد، به خاطر همین تعلق به دنیا و محبت به دنیاست. من نمونه بخوام عرض بکنم، همین مصیبت‌ها می‌شه، همین روضه‌ها می‌شه، تمام رو در ذهن مبارکتون مرور کنید.

یه دونه رو بگم؛ شما حسین رو کشتید، سر رو از بدن جدا کردید، دیگه غارت کردن این لباس‌ها چی بود؟ دیگه پامال کردن زیر سُم ستوران؟ سنان و خولی و شمر (خدا عذاب هر سه‌شون رو لحظه‌به‌لحظه زیاد کنه)، برای گرفتن جایزه در ربودن سر ابی‌عبدالله از همدیگه سبقت می‌گرفتند. هر کدوم رو که شما بخواید، دقیقاً ناشی می‌شه از همین محبت نسبت به دنیا. معرفت نسبت به خدا باعث می‌شه نور الهی در قلب قرار بگیره، انسان در طریق هدایت قرار بگیره و مبتلا به این آسیب‌ها نشه.

 

۲. مَعْرِفَةُ الرَّسُول (معرفت نسبت به نبی مکرم اسلام): یعنی معرفت نسبت به دین، نسبت به همین قواعدی که پیغمبر خدا برای تحققش در جامعه فرمود: «مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ» (هیچ پیغمبری رو مثل من آزرده نکردند). دین رو در جامعه محقق کرد، ارزش‌های حقیقی در جامعه حاکم شد به برکتِ وجودیِ پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و بعثت او. معرفت نسبت به پیغمبر خدا یعنی چی؟ پایین‌ترینش اینه، در همین روایتی که عرض کردم أدنیٰ و پایین‌ترینش اینه که می‌دانیم آنچه که پیغمبر خدا بیان می‌کند: «وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى»، «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ»؛ آنچه که پیغمبر خدا آورده «مِن قِبَلِ الله» (از جانب خدا) است. این ادنیٰ و پایین‌ترین معرفته.

 

۳. مَعْرِفَةُ الْإِمَام (معرفت نسبت به امام): اما معرفت نسبت به امام ثمره‌اش چیست؟ انسان در دنیا مبتلا به گمراهی، ضلالت و آفت، هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌شه.

 

ضرورت ارتباط مستمر با امام زمان (عج)

این رو با روایت امام رضا (علیه‌السلام) - چون جمعه رو پشت سر گذاشتیم - می‌خوام عرض بکنم. درسی که کربلا به ما می‌ده: اگر می‌خوایم مبتلا نشیم به آسیب، باید متصلاً و به طور مرتب اتصال به امام داشته باشیم؛ شناخت، معرفت. چقدر امام زمان تو زندگی‌هامون هست؟ نام حضرت، برکت تو زندگی می‌آره، عمل بر طبق دستوراتشون رشد برای انسان به ارمغان می‌آره. چقدر این‌ها باعث آرامشه.

علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) برای امام بیان می‌فرماید: «الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ». خیلی نام امام زمان کم برده می‌شه، خیلی. نمی‌خوام بگم، اما به برکت این خون، چون هزینه گزافی پرداخت شد، در تاریخ شیعه تا الان نداریم اتفاقی که این ایام افتاد، مردم کف خیابون نماز استغاثه بخونن، «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ» بگن.

یاد این روایت می‌افتیم؛ تو همین مکان مقدس، همین جا (خدا طول عمر به همه مراجع تقلید، علما، بزرگان، رهبر عظیم‌الشأنمون عنایت بفرماید)، آیت‌الله العظمی وحید خراسانی (حفظه‌الله تعالی) تو همین مکان مقدس، ایام نیمه شعبان که می‌شد به شاگردان می‌فرمود - من کراراً از ایشون شنیدم، عیناً همین جا، من معمولاً هم همین‌جا می‌نشستم - می‌فرمودند: این روایت رو برای مردم بخونید در ایام نیمه شعبان. کتاب گران‌سنگ تفسیر عیاشی، جلد دوم، مقدمه رو می‌گذارم؛ بنی‌اسرائیل قراره چهارصد سال عذاب ببینن به حکم قطعی الهی، اما حکم قطعی الهی با دعا، با تضرع، با خواستن عوض می‌شه.

به صراحت روایت می‌فرماید حکم قطعی با دعا برطرف می‌شه، عوض می‌شه. چهارصد سال قراره عذاب و بلا ببینن، دارد: «فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً». چهل شب، دویست و سی سال عذاب دیدن زیر ظلم و ستم فرعون و فرعون‌ها بودند، بعد چهل شبانه‌روز «ضَجُّوا وَ بَكَوْا» که این ایام کف خیابونا دیدیم؛ ناله همراه با گریه. «ضَجُّوا وَ بَكَوْا» چهل شبانه‌روز. بعد خطاب رسید موسی، هارون! یکصد و هفتاد سال باقی‌مونده رو بخشیدم از چهارصد سال، برید بنی‌اسرائیل رو از چنگال فرعون و فرعون‌ها نجات بدید. حضرت می‌فرماید به خدا قسم کاری که بنی‌اسرائیل کردن اگر شیعیان ما انجام بدن، خدا فرج ما رو می‌رسونه. «ضَجُّوا وَ بَكَوْا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً».

 

امام؛ انیس، رفیق، پدر مهربان و برادر دلسوز

«الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ»؛ امام دوستی است همراه. نائینی بزرگ (اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف) نگاه کنید ببینید کی وعده رو دادن؟ حجت بن الحسن (علیه‌السلام) هوای شما مردم و این کشور و این دین و مذهب و آیین رو داره، ما باید وظیفه‌مون رو انجام بدیم. دیوار داره می‌افته، نائینی بزرگ (اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف) دید آقا دستش روی این دیواره، فرمود: این دیوار، ایران و کشور شماست، ما نمی‌ذاریم فرو بریزه، ما مواظبیم.

 

«الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ، وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ»؛ پدر، چقدر غم اولادش رو می‌خوره؟ لقمه رو تو دهنش در می‌آره به اولادش می‌ده، می‌گه خودم سختی بکشم بچه‌هام سختی نکشن. امام رضا می‌فرماید امام برای شما از این پدر مهربان‌تره. یک نفر، مسجد جمکران مشرف محضر حضرت شد. عرض کرد: آقا ببین چقدر مردم اومدن اینجا منتظرتون هستن. حضرت فرمودند که اینا منو برای خودشون می‌خوان نه برای خودم. تو برای چی اومدی؟ مریض دارم. تو برای چی اومدی؟ قرض دارم. تو برای چی اومدی؟ همین حوائج… فقط یه طلبه سید یه گوشه مسجد، تو برای چی اومدی؟ من برای خود حضرت اومدم، دنبال نگاه حضرت می‌گردم.

 

«وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ، وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ»؛ امام برای ما مثل دو برادری هستیم که از یه مادر متولد شدیم. خادم حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) بودند، اخوان براتی، هم‌شیفت بودیم شب‌های جمعه، من سرکشیک دوم بودم، اینا هم تو شیفت ما بودن. خیلی آدم‌های خوب، چند تا برادر. پدرشون از بزرگان بود که صاحبِ نفس بود در امر روضه، تو قبرستان ابوحسین هم به خاک سپرده شد؛ حاج آقا تقی براتی و حاج ابوالفضل براتی، شاعر و مداح. کاروان‌بر مکه و مدینه بودن، اون موقع کربلا نبودش. حاج آقا رضا کارمند اداره برق بود، حاج آقا تقی مغازه داشت؛ دو تا برادر از یه مادر متولد شدن.

کاروان برده حاج آقا رضا مکه، حاج تقی اینجا سکته کرد و از دنیا رفت. خود مرحوم حاج آقا رضا برای ما می‌گفت، می‌گفت تو همون ساعتی که حاج تقی اینجا سکته کرد، من تو بقیع حالم بد شد. برادر این‌جوری ارتباط داره، غم برادر رو می‌خوره. اون عربستان، این ایرانه؛ این اینجا سکته کرده مرده، اون تو بقیع حمله قلبی بهش شده. امام برای شما مثل دو برادری هست که از یه مادر متولد شده؛ امام رضا دارن این رو به ما می‌گن.

 

«وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ»؛ امام برای ما مثل مادریه که غم بچه کوچیکش رو می‌خوره. مجتمع امام رضا مال بر و بچه‌های هوافضا، خدا رحمت کنه شهید بزرگوار حاجی‌زاده هم بودن، من دعوت بودم تو یه مراسمی. خیلی حسینیه بزرگ و درندشتی، خیلی! اون ته، پرده خانما، این طرف، اون ته‌ِته حسینیه یه خانمی این پرده رو داد، بچه‌شو گذاشت این‌ور. بچه از وسط مردم اومد کنار منبر باباش نشسته بود، اومد بغل من. می‌دیدم مادر بی‌قراره، هی پرده رو بالا پایین می‌زنه. بچه اومد… در عین حال تلفن این آقا زنگ خورد، مادر اونجا نگرانه، بچه هم رسید گفت آره ببین تو بغل منه. من می‌شنیدم. امام از این مادر بر من و شما غم‌خوارتر و دلسوزتره.

چقدر به یادش هستیم؟ چقدر براش دعا می‌کنیم؟ مگه نفرمودند: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ»؟ برای فرج زیاد دعا کنید، فرج شما در اینه؛ هم فرج در امور شخصی و هم در امور… می‌اومد اینجا، آقا آمدن و مشرف شدن مسجد مقدس جمکران. نمی‌دونم چه خبره؛ مسجد، حرم، شهادت… سردار حاجی‌زاده… قبل از شهادتش یه هفته یا ده روز (قبل از شهادت) حاج قاسم عزیز، من خودم بودم شیفت، خود فیلمش هم هست؛ چه خبره اون مسجد! و بعد اومدن، امضای این بی‌بی… برگردم.

چقدر به یاد حضرتیم؟ چقدر دغدغه داریم؟ هر چقدر تو گرفتاری‌ها، دستور علما و بزرگان: آقا گرفتاریم چه ذکری بخونیم؟ بگو: «اللَّهُمَّ كُلِّ وَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ…» هرچی بیشتر دعا کنی، او به یاد ما هست. «وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ»؛ مثل مادر.

 

پناهگاه روزهای سخت و عرضه اعمال

و اونی که خیلی به درد همه‌مون می‌خوره دیگه آخرشه دیگه: «وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي دَاهِيَةِ النَّادِ»؛ در تمام ابتلائات‌تون، در تمام گرفتاری‌هاتون. ابوالوفای شیرازی حکم اعدامش اومده، روایته دیگه؛ می‌خوان ببرن اعدامش بکنن. توسل پیدا کرد به وجود نازنین پیامبر عظیم‌الشأن اسلام ولی جواب نگرفت. شبی که فردا می‌خوان دیگه حکم اعدام رو اجرا بکنن، تو زندان دلش شکست، شکوه کرد. مشرف شد در عالم معنا محضر پیامبر اسلام.

حضرت فرمودند: برای این حاجت‌ها تو دنیا بیا درِ خونه من، برای این حاجت‌ها برو درِ خونه علی، برای این حاجت‌ها برو درِ خونه دخترم، برای این حاجتت برو درِ خونه حسن و حسین… اما تعبیر اینه، «محل نحر» می‌دونید چیه؟ یعنی زیر گلو. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام به ابوالوفا فرمودند: ابوالوفا هر وقت کار تو دنیا به اینجا رسید، برو در خانه فرزندم مهدی و با این کلمه از او کمک بخواه: «الْمُسْتَغَاثُ بِكَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ… الْمُسْتَغَاثُ بِكَ يَا…»

تو این صلواتی که روز جمعه مرحوم محدث قمی در مفاتیح بیان می‌کنند، چقدر این دو سه فقره اولش آدم رو آروم می‌کنه. به بن‌بست خوردیم؟ مگه امام زمان مرده؟ درها به روت بسته‌ست؟ درِ خونه امام زمان به روت بسته‌ست؟ تو رفتی و در بسته بود؟ جوونایی که راه رو گم کردید، جوونایی که نمی‌دونید چیکار بکنید مرتب می‌پرسید. یه جوانی، مسلمون هم نیست به نام ایلیا، یه شب قدر می‌آد مسجد مقدس جمکران با رفیق مسلمانش به نام هادی. می‌آد اونجا لا اله الا الله چه اتفاقی می‌افته نمی‌دونم… ثابت باشه چه اتفاقی می‌افته نمی‌دونم… اما وقتی مراسم شب احیای بیست‌و‌یکم تموم می‌شه، می‌گه هادی چجوری می‌تونم مسلمون بشم؟

آنکه با نمرود آن احسان کند

ظلم کی با موسی عمران کند؟

تو رفتی و دست رد به سینه‌ت خورد؟

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ»، مرحوم محدث برای روز جمعه دارد: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ»؛ امام ما رو می‌بینه. به امام رضا عرض کرد آقا می‌شه برای من و اهل‌وعیالم دعا کنید؟ حضرت فرمودند: مگه می‌شه ما براتون دعا نکنیم؟ «وَ اللَّهِ لَتُعْرَضُ عَلَيْنَا أَعْمَالُكُمْ كُلَّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ». اعمالتون رو به ما عرضه می‌کنند (عرضِ اعمال، اصول کافی). طبق برخی روایات دوشنبه، برخی روایات پنجشنبه، برخی روایات جمعه، برخی روایات هر روز، برخی روایات روزی دو بار اعمالمون رو به امام زمان [عرضه می‌کنند].

اما غروبای جمعه دیدید دل می‌گیره؟ چرا دل می‌گیره؟ چون دلِ قطب عالم امکان می‌گیره. چرا می‌گیره؟ چون اون لحظه‌ایه که پرونده‌هامون خدمت امام زمانمون عرضه می‌شه. باباهای جلسه می‌فهمن من چی می‌گم؛ وقتی کارنامه و نتیجه نمرات رو جلو پدر می‌ذاری، نمره‌ها خوب باشه گل از گلش باز می‌شه، می‌گه ای‌والله باریک‌الله خستگی از جونم بیرون رفت. وای اگر نمره‌ها، نمره‌های بدی باشه… یه بی‌معرفت! من این‌همه زحمت می‌کشم، تو اینا رو جلو من… خستگی تو تنم موند. ببخشید شأن‌تون اجله، این رو برای خودم می‌گم؛ یه جمله فقط امام زمان به منِ روسیاه بگه من چه کنم؟ مادرم زهرا برای تو رفت پشت در، تو نتونستی خودتو نگه‌داری؟ این اعمالت…

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ… السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجَاةِ» تا به اینجا نرسه: «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ»؛ ای دوست خیرخواه. دوست خیرخواه کیه؟ به یادش باشی یا نباشی به یادت هست، براش دعا بکنی یا نکنی برات دعا می‌کنه. دعا بکنی یا نکنی برات دعا می‌کنه. وارد سرداب مقدس شد دید صدای ناله حجت بن الحسن می‌آد؛ گریه می‌کنه برای شیعیان دعا می‌کنه:

«اللَّهُمَّ إِنَّ شِيعَتَنَا مِنَّا»؛ خدایا شیعیان ما از ما هستند. «خُلِقُوا مِنْ فَاضِلِ طِينَتِنَا»؛ اینا از زیادیِ گِل ما خلق شدند، آب ولایت ما با گِل اینها عجین شده. خدایا شیعیان ما به اعتماد بر محبت ما و ولایت ما مرتکب گناه می‌شن، به خاطر منِ مهدی ازشون بگذر. خدایا شیعیان ما رو روز قیامت عذاب نکنی، «إِكْرَاماً لَنَا»؛ خدایا روز قیامت شیعیان ما رو در مقابل چشم دشمنامون عذاب نکنی که خجل و شرمسار بشیم. (این دوتای آخر خیلی آدم رو منقلب می‌کنه). خدایا اگر پرونده شیعیان ما از حسنه کم داره، از حسنات پرونده ما بردار به حسنات پرونده شیعیان ما اضافه بکن که شرمسار نشن.

و این فقره آخر؛ دیدید یه وقتی باباها به جوونشون می‌گن پسر اگه به فکر آبروی خودت نیستی به فکر آبروی من باش. به خدا عرضه می‌دارد: خدایا، «فَلَا تَفْضَحْنَا بِأَعْمَالِهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ روز قیامت به خاطر کارایی که شیعیان ما کردن آبروی ما رو نبر. «أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ»؛ ای دوست خیرخواه!

 

اشک بر اباعبدالله (ع)؛ سریع‌ترین راه تقرب

چه کنیم؟ باید یه کاری کنیم که به چشم امام زمان بیایم. بزرگترا، اساتید، علما ببخشن منو درسم رو پس می‌دم، خاک کف پای همه‌تون. به جوونا می‌گم، اونایی که سنشون از من کمتره می‌گم چه کنیم به چشم امام زمان بیایم؟ چه کنیم؟ چه راهکاری هست که به چشم حجت بن الحسن بیاید؟ هر کسی یه راهی بلده بسم‌الله؛ اما بگردید در میان تمام اعمال ندبی و مستحبی، عملی بالاتر از گریه بر اباعبدالله الحسین نداریم.

بگردید هر عمل ندبی و مستحبی رو می‌گیریم، هیچ عملی بالاتر از بکاء بر ابی‌عبدالله، گریه بر امام حسین نیست. و یکی از مواردِ یقینی که من می‌خوام عرض بکنم - من که سراغ ندارم اگر اشتباه می‌گم حتماً بعد جلسه به من تذکر بدید رو چشمم می‌ذارم و قبول می‌کنم - من سراغ ندارم عملی مؤثرتر و مجرب‌تر در رفع حُجُب (به ویژه حُجُب سَبْعه‌ای که تو روایات هست)، عملی سراغ ندارم مثل گریه بر اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام).

 

صاحبِ خصائص، کتاب الان دستمه می‌خواستم یه تیکه رو بخونم وقت نیست می‌گذرم، صاحب خصائص می‌گه شصت سال از خدا عمر گرفتم، تو مقدمه می‌گه، می‌گه شصت سال از خدا عمر گرفتم پشت سرم دیدم عمل قابل عرضه‌ای ندارم؛ برای کدوم عملم ببالم و بنازم؟ پیش‌رو نگاه کردم دیدم یک سفر پرمخاطره دارم به نام سفر قبر، مرگ و قیامت، دستم خالیه، یک سفر پر اضطراب. رفتم در حضیض ناامیدی… این کتاب و شصت سالش بوده، این فقیه، صاحب رساله در فقه، این فقیه، این ملا، این مجتهد می‌گه منِ جعفر تو سن شصت سالگی به این نتیجه رسیدم: بهترین راهی که می‌شه گناه‌های یه عمر رو درجا تبدیل به ثواب کرد، فقط اشک بر اباعبدالله الحسین و بس.

الان ما نیت کارمون چیه؟ این حجاب، این موانعی که بین من و امام زمانم به وجود اومده، این موانع در اثر چیه؟ تمام این عوارض به جهت غفلت و در نتیجه گناه و معصیته. خدا رحمت کنه، مرحوم آیت‌الله بدلا، همینجا تو مسجد شهید مطهری محراب قبلی آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی، اونجا آیت‌الله بدلا، آیت‌الله معرفت، آیت‌الله وحید شبستری، آیت‌الله حرم‌پناهی و همه کنار همن. جاده قدیم جمکران، ما سه تا طلبه بودیم، اوایل طلبگی حال خوبی داشتیم مثل الان نبود که دَرَن، چرکی و زنگار بر قلبم عارض شد. می‌رفتیم جمکران، شب چهارشنبه هم نمی‌رفتیم، جمعه صبح می‌رفتیم.

جمعه و از جاده قدیم بین باغ‌ها یه مقدار هم دم غروب مخوف و ترسناک می‌شد و می‌رفتیم، هم برای همدیگه روضه می‌خوندیم. رسیدیم به این عالم بزرگوار، عصازنان داشت می‌رفت به سمت مسجد جمکران (پدر شهید، مسجد امام نماز می‌خوند تو محله آبشار هم منزلشون بود، پدر شهید هادی بدلا، شهیدِ این عالم بزرگواره). رسیدیم عرض ادب کردیم، یه نگاه به ما کردن دیدن جوونیم حال خوبی داریم.

یه بیت شعر خوندن، یه بیت شعر… بیشتر از سی ساله، تا خوندن انگار تو ذهنمون حک کردن. جوونا ببخشن، بزرگترا عذر می‌خوام؛ این چشمت اگر بخواد برای هر کس و ناکس ظرف قرار بگیره، ظرف وجودی مهدی فاطمه نمی‌تونه قرار بگیره. هر چیزی بخواد از این گوش… من کاری با حلال و حرومش ندارم، اون‌ور آبی و این‌ور آبی هم ندارم، موسیقی قلبت رو کدر می‌کنه، اون گوشی که ازش موسیقی وارد بشه کی می‌تونه شاهد و ظرف قرار بگیره برای صدای دلربای مهدی فاطمه؟ این دل بخواد کانون محبت هر کس و ناکس قرار بگیره… چشم رو پاک کرد، دل رو پاک کرد، گوش رو پاک کرد از این امور که سلام نماز رو داد این رو بر زبان جاری کرد:

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن

پاک کرد این وجود رو از زنگار که دید و سرود:

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم…

این بزرگوار ما رو دید، انگشتش رو به سمت چشمای ما گرفت (جوون و نوجوان بودیم)، یه بیت شعر خوند:

پاک کن دیده و وانگه سوی آن پاک نگر

چشم ناپاک کجا، دیدن آن پاک کجا؟

چشم ناپاک کجا، دیدن آن پاک کجا؟

بهترین چیزی که این دَرَن و چرکی رو از بین می‌بره، این حُجُب رو از بین می‌بره، به سرعت ما رو به تشبّه می‌رسونه و در نتیجه تشرّف، به سرعت ما رو به سنخیت می‌رسونه در نتیجه انضمام؛ نداریم، من سراغ ندارم چیزی مؤثرتر از گریه و بکاء بر اباعبدالله الحسین. و بهترین زمانش هم همین دهه‌ست که توش قرار گرفتیم، دهه اول محرم. تا می‌تونید برای حسین گریه کنید، یه رطوبت هم تو چشمتون باید بمالید کف دستتون. صاحب مکیال روایت بیان می‌کنه که حضرت فرمودند: اگر برای جدم گریه کردید و برام دعا کردید منم براتون دعا می‌کنم.

 

توسل پایانی و روضه

آقاجون یا بقیة‌الله، چشم به هم بزنید چند روز هم تموم می‌شه. دهه به نیمه رسید دیگه چشم به هم بزنی عاشورا و تاسوعا و می‌ره به سمت اربعین و… آقاجون یا بقیة‌الله اگه سر و سرّت فقط با خوبا باشه پس بدی مثل من چیکار کنه؟ دعای ندبه بود، بعد از دعای ندبه قرار بود من سخنرانی بکنم، آقای مداح عزیزی که می‌خوندن بعد تموم شد دعا گفتند که: بیاید حرفی که برادرای یوسف به یوسف زدن ما هم به امام زمان عرض بکنیم: «يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ»؛ با یه چیز بی‌ارزش اومدیم. گفتن پیرزن، مگه یوسف به تو می‌دن که تو صف وایستادی یوسف بخری؟ گفت می‌دونم یوسف به من نمی‌دی، می‌دونم لایق یوسف نیستم، اما این گوله نخ رو گرفتم اومدم تو صف وایستادم بگم یوسف، منم خریدارم!

ای یوسف زهرا سر بازار محبت

با رشته کلافی سر سودای تو دارم

«يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ»؛ با چیز بی‌ارزش اومدیم اما تو بزرگی کن: «فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ».

این آیه شأن نزولش چیه می‌دونی دیگه؟ برادر یوسف به قصد کُشت، یوسف رو زدن، به قصد کُشت انداختنش تو چاه. یوسف بعدها به برادراش گفت: هر بلایی سر من آوردید ازتون می‌گذرم، اما برای یه بلا ازتون نمی‌گذرم؛ شما که می‌خواستید منو بکشید چرا برهنه و عریانم کردید؟

با چه رو انداخت یوسف اندر قعر چاه؟

شاهدید در قتلگاه، هر دو عریان‌اند اما این کجا؟

برادر یوسف به عمد یوسف رو زدن، به عمد انداختنش تو چاه. من این آیه رو عرض نمی‌کنم، اگه خواستیم به محضر امام زمان… اگرچه می‌گیم آقا دور سر مادرت بچرخان، چیزی از آن را صدقه به ما بده مهدی جان. اما اگر می‌خوایم بگیم، یه آیه دیگه: آقاجان اگر دلت رو شکستم به خودت قسم عمدی نبوده، اگر دلت رو سوزوندم به خودت قسم عمدی نبوده. اگر می‌خوای بگی نمی‌تونم بگم «جِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ» چون با دلم اومدم با قلبم اومدم، یه آیه دیگه رو بگیم؛ اون چه آیه‌ایه؟ اون آیه‌ایه که برادر یوسف به باباشون زدن. الان روایت خوندم، آقاجون یا بقیة‌الله، یا صاحب‌الزمان؛ درِ خانه‌ات آمدم. به حکم امام رضا شما برای ما پدری، بعد به محضرشان عرض می‌کنیم: «يَا أَبَانَا»؛ ای پدر! «اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا»، برای ما طلب مغفرت کن، «إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ»؛ ما خطا کردیم.

به حق اون آقازاده‌ای که رو سینه عمو هی لگد می‌زدند می‌گفت: «وَاللَّهِ لَا أُفَارِقُ عَمِّي»؛ به حق اون آقازاده‌ای که رو سینه عمو با تیر، زنده، سر از بدنش جدا کردند…

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group