دوشنبه 22 تير 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

راز اقامه عزای امام حسین علیه‌السلام در محرم،جلسه چهارم -حجت الاسلام مومنی- محرم1405

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِینُهُ وَ أَسْتَغْفِرُهُ وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْهِ، وَ نُصَلِّی وَ نُسَلِّمُ عَلَى خَاتَمِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ، حَبِیبِ إِلَهِنَا وَ طَبِیبِ نُفُوسِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، لَا سِیَّمَا بَقِیَّةَ اللَّهِ الْأَعْظَمِ رُوحِی وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِینَ لَهُ الْفِدَاءُ، وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ. رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَ يَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی * يَفْقَهُوا قَوْلِی. اللَّهُمَّ مُصَرِّفَ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ وَ وَحْشَةَ الصَّدْرِ وَ وَسْوَسَةَ الشَّیْطَانِ، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

محضر نورانی امام هادی (علیه‌السلام)، امام عسکری (علیه‌السلام) و والده ماجده امام عصر (علیهم‌السلام) صلواتی هدیه بفرما. محضر نورانی علی بن موسی (علیه‌السلام)، معصومه (سلام‌الله‌علیها)، صلواتی برای همه گذشتگان و حق‌داران، پدر، مادر، اجداد، اساتید، بدوارثان، بیماران، علمای گذشته، شهدا، امام الشهدا، شهدای اخیر، قائد عظیم‌الشأن، شهیدمون، روح بلند و ملکوتی آیت‌الله العظمی بروجردی، گذشتگان از بیت محترم بانی این محفل و مجلس، حضرت آیت‌الله علوی بروجردی بهره‌مند باشند؛ همه از این محفل نورانی، آبا و اجدادتون رو یاد کنید و شاد کنید با صلوات بر محمد و آل محمد.

 

جاودانگی واقعه کربلا

واقعه کربلا و جریان عاشورا نیم روز بیشتر به طول نینجامید، اما در تمام روزگاران طنین افکند؛ اتفاقی که در یک منطقه جغرافیایی خاص واقع شد، اما الان به عصر و زمانی رسیدیم که اصلاً محدود نیست. مخاطبین کربلا همه نسل‌ها در تمام عصرها و حتی فراترند. واقعه کربلا برای امامِ مسلمانان و شیعیان، یعنی حسین بن علی بن ابی‌طالب اتفاق افتاد، اما الان دیگه بالاتر از همه این حرف‌هاست. نویسنده مسیحی که مکرر مشرف شده کربلا، دو سه سفر با پای پیاده اربعین رفته، در کتابش نوشته که: «حسین رو محدود به خودتون نکنید؛ ما مسیحیان نیز از او بهره گرفتیم.»

چه نکته ممتازی وجود داره در این اتفاق که هر سال تجدید می‌شه اما عادی نمی‌شه؟ تکراری نمی‌شه؟

 

ولادت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) و بشارت جبرئیل

جلسه اول محضر عزیزان و عرضه خودم، روایتی رو عرض کردم در کتب معتبر؛ کامل الزیارات، جامع احادیث شیعه (جلد پانزده)، کتاب المزار، دانشنامه (جلد یک و دو). عنوانش اینه: قبول دل خسرو [اشاره به متن یا منبعی خاص]. این رو عرض کردم، الان چون مناسبش هست تکرار می‌کنم.

در بدو تولد اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام)، خبر دادن به نبی مکرم اسلام: «یا رسول‌الله! فاطمه شما وضع حمل کرده.» پیامبر عظیم‌الشأن اسلام اومدن کنار بستر زهرای مرضیه، فرمودند: «بیارید فرزند فاطمه رو.» عرض کردند: «داریم شستشو می‌دیم.» فرمود: «فرزند فاطمه رو؟ او پاکه، پاک‌کننده است، از پاک متولد شده؛ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ.»

آوردند در دامان خاتم‌الانبیا. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، بعد از اینکه این فرزند رو غرق بوسه کردند، فرمودند که: «دخترم، نام فرزندت؟» عرض کرد: «بابا یا رسول‌الله! من و علی که از شما سبقت نمی‌گیریم.» حضرت فرمودند: «منم از خدا سبقت نمی‌گیرم. منم از خدا سبقت نمی‌گیرم. خدا نام فرزند تو رو حسین گذاشته. دخترم حسین رو دوست داری؟ بابا، قُرَّةُ عَیْنِی ثَمَرَةُ فُؤَادِی.»

جبرئیل روز ولادت ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) برای پیغمبر خدا، و پیغمبر خدا برای زهرای مرضیه روضه گودی قتلگاه خونده. روز ولادت نبی مکرم اسلام شروع کردن گریه کردن و نگاه به این طفل که تازه متولد شده. «دخترم، خدا نام فرزند تو رو حسین گذاشته، حسین رو دوست داری؟ بابا قُرَّةُ عَیْنِی ثَمَرَةُ فُؤَادِی…»

پیامبر عظیم‌الشأن اسلام گریه می‌کردند. زهرای مرضیه علت گریه رو سؤال کردند: «بابا یا رسول‌الله! چرا داری گریه می‌کنی؟» حضرت فرمودند: «دخترم! جبرئیل برام خبر آورد این حسین رو در سرزمینی به نام کرب و بلا با لب تشنه سر از بدنش…»

 

اهمیت گریه بر سیدالشهدا (علیه‌السلام)

من مخصوصاً گفتم چراغ‌ها رو کم کنن، حالت روضه، چون شب جمعه است و من خودم تو دهه اول محرم داعی به سخنرانی زیاد ندارم. بزرگان خیلی توصیه فرمودند؛ حضرت آیت‌الله علوی بروجردی (خدا به ایشون صحت و عافیت کامل عنایت بکنه)، استاد فرزانه، مرجع عالیقدر آیت‌الله العظمی وحید خراسانی (حَفِظَهُ اللَّهُ) فرمودند: زمان حرف زدن هست، بیشتر این ایام باید به کلماتی بپردازیم که بُکاء داشته باشه. گریه! گریه کار مهمیه. تو تشکیلات ابی‌عبدالله بکاء مهمه. انقدر مهمه که حضرت فرمودند: «فَأَسِّسُوا لِلْحُسَیْنِ فِی الْبُکَاءِ… إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ.» اگر دلی برای ابی‌عبدالله گریه کرد، اون چشمی که باکی باشه بر حسین، برای دنیا اشکش در نمی‌آد.

 

وعده اقامه عزا برای امام حسین (علیه‌السلام)

«دخترم حسین رو به شهادت می‌رسونن.» مادرمون زهرا خودش رو جمع کرد، یه ناله‌ای زد: «بابا حسین رو سر می‌بردن؟» به ناله زهرای مرضیه هر کی تو خونه بود گریه کرد. پیغمبر خدا گریه کرد، فاطمه گریه کرد، علی گریه کرد، امام مجتبی گریه کرد… می‌شه اینا گریه کنن، عرش الهی بلرزه و در نیاد؟

مقداری آروم شد، عرض کرد: «بابا! کی این اتفاق می‌افته؟» حضرت فرمود: «دخترم، من نیستم، تو هم نیستی، باباش علی هم نیست.» باز مادرمون زهرا یه مقداری جمع شد، یه ناله‌ای زد: «بابا! پس کی برای حسینم ماتم می‌گیره و کی برای حسینم اقامه عزا می‌کنه؟»

عرض کردم جلسه اول، یه تعبیر من در همین مکان مقدس از استاد فرزانه، حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقای انصاریان شنیدم، مکرر از ایشون شنیدم، ادامه روایت رو من از قول ایشون نقل می‌کنم که برای من سنده. اونی که خودم دیدم رو تو قسمت دوم می‌گم. زهرای مرضیه عرض کرد: «بابا! کی برای حسینم اقامه عزا می‌کنه؟» این استاد بزرگوار فرمودند: پیغمبر خدا فرمودند: «دخترم نگران نباش، میان امتم که برای حسین تو ماتم می‌گیرن و مردای امت مثل زنی که بچه از دست داده برای حسین تو زار می‌زنن.»

اما اونی که در همین آدرس خودم دیدم: «دخترم ناراحت و نگران نباش، میان امتن که برای حسین تو ماتم می‌گیرن و جِیلًا بَعْدَ جِیلٍ، هر سال این رو تکرار می‌کنن.» لذا تکراری نمی‌شه، هر سال تکرار می‌کنن؛ مردا برای مردا، زنا برای زنای ما گریه می‌کنن. «دخترم روز قیامت از مرداشون من شفاعت می‌کنم، از زناشونم تو دستگیری می‌کنی.» بابا که یه حاشیه طلبگی زدن بماند.

تکرار می‌شه اما تکراری نمی‌شه! اونی که حس می‌کنه اینا براش تکراری می‌شه، بی‌تردید دَرَن و چرکی بر قلبش عارض شده. از بچگی شنیدید تا الان: «او می‌برید و من می‌بریدم…» از کودکی تا الان چقدر شنیدید: «از حرم تا قتلگه زینب صدا می‌زد حسین…»

 

رموز ماندگاری قیام عاشورا

چند مطلب هست که باعث شده این نام بماند، این رخداد بماند. همه چیز محکومه به فناست، الّا چیزی که و مطلبی که مصداق وَجْه رَبّ باشه و برای ابی‌عبدالله این‌چنینه. همه‌اش هم شواهد تاریخی دارم، اما به جهت اینکه نمی‌خوام تصدیع کنم، روضه رو باید عرض بکنم سریع رد می‌شم.

اولین نکته: حسین برای خدا آنچه که داشت بذل کرد؛ برای ما درس، برای بقا، برای جاودانگی، برای ماندگاری، تأسی کنیم به سیره ابی‌عبدالله (علیه‌السلام). یه کاری کنیم که خدا نگاه کنه و اراده خدا بهش تعلق بگیره. این همه عالم، این همه ملا و مجتهد، هنوز «لمعه» شهید داره تو حوزه حرف اول رو می‌زنه تو فقه استدلالی. اراده الهی به این تعلق گرفته. چرا؟ چون اینا یه کاری کردن رابطه‌شون با خدا… بین خودشون و خدای خودشون… خدا مشیتش به این تعلق گرفته نذاره حسین محو بشه. می‌خواستن محو کنن اما خدا نذاشت.

چطور می‌خواستن محو بکنن؟ نمی‌دونید؟ شما می‌دونید، من حالا عرض می‌کنم که حال و هوای روضه حفظ بشه. اجازه بدید از بعد بیام به قبل. که خود کربلا و واقعه عاشورا، عمه‌مون زینب رو وارد بزم یزید کردن. اگر زبونم باز شد یه چند تا کلمه امشب تو این می‌خوام حرف بزنم. اذن دادن یا بقیة‌الله؟ خاک به دهن من، خاک به دهن من با این کلمه، اما جز این نیست اون خبیث می‌خواست عزیزان حسین رو تحقیر کنه؛ لذا وسط گذاشت. صورت آفتاب‌خورده عمه‌مون زینب بلند فرمود: «فَکِدْ کَیْدَکَ… هر غلطی می‌خوای بکنی بکن! وَ اسْعَ سَعْیَکَ… هر تلاشی می‌خوای بکنی بکن! فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا… به خدا ذکر ما رو نمی‌تونی از بین ببری.»

آقا با شهادت ابی‌عبدالله باید تموم بشه دیگه، اینا می‌خواستن نام رو محو کنن اما اراده الهی به این تعلق گرفت؛ محبت حسین رو در قلب قرار داد. محبت که قرار بگیره نشانه محبت الهیه. هرکی خدا اون رو دوست بداره: «قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ وَ زِیَارَتَهُ.» اراده الهی به این تعلق گرفت. بذارید شب جمعه‌ست بگم دیگه؛ آقا حسین رو کشتید، خب به هدفتون رسیدید دیگه. سر رو چرا جدا کردید؟ خب عیب نداره کشتید، سر رو جدا کردید دیگه غارت بدن چی بوده؟

یوسف اندر قعر چاه و شاهدید در قتلگاه

هر دو عریان‌اند اما این کجا و آن کجا…

آقا غارت کردید؟ الله اکبر دیگه… آقا صاحب‌الزمان دیگه پامال سم ستوران کردنتون چی بود؟ می‌خواستن این نام رو محو کنن، اما اراده الهی به این تعلق گرفت که بماند.

 

نکته دوم: کاری که ابی‌عبدالله انجام داد در اوج و قله اخلاص بود. حاج آقا صندلی از شما خواهش می‌کنم… در قله اخلاص؛ یعنی هرچی ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) داشت در طبق اخلاص گذاشت فقط رضای او. همین یه شاهد؛ این رو مکرر تو این چند شبه عرض کردم که نکات نابی در روضه‌ها وجود داره، به جهت ثقل اون بار مصیبتش ممکنه آدم از دست بده. یکیش اینجاست، تو گودی قتلگاه: «بَقِیَ مَکْبُوباً عَلَى الْأَرْضِ مُلَطَّخاً بِدَمِهِ ثَلَاثَ سَاعَاتٍ» سه ساعت حسین تو گودی قتلگاه… اومدن نزدیک، ناله بزنه؟ آخ بگه؟ شکوه بکنه؟ ابداً! فقط یه کلمه: «صَبْراً عَلَى قَضَائِکَ یَا رَبِّ، لَا مَعْبُودَ سِوَاکَ، یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ.»

سومین نکته: خود اینکه حسین محور حرکته؛ محور حرکت ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) این خودش عامله. می‌خوام سریع رد بشم هر کدوم اینا توضیح داره و چند مورد دیگه: برپایی این جلسات، زیارت کربلا، بکاء و…

 

نقش امام سجاد (علیه‌السلام) و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها)

از جمله اموری که بسیار مؤثره در بقا و جاودانگی کربلا و این اتفاقات، زحماتی‌ست که وجود نازنین امام سجاد (علیه‌السلام) کشیدند و همچنین تحت اشراف امام سجاد، زینب کبری (سلام‌الله‌علیها).

امام سجاد (علیه‌السلام) با ورودش به کوفه کار رو شروع کرد، برای حفظ دستاوردها در ظرف زمانی کوتاه، کوفه یکپارچه عزاخانه شد برای سیدالشهدا (علیه‌السلام). خطبه خوند، مردم زار می‌زدند. امام سجاد (علیه‌السلام) فرهنگ رو منتقل کرد با تلاش در عرصه دعا، عبادت و همچنین بکاء. هرچی می‌دید گریه می‌کرد، به بهانه‌های مختلف اشک می‌ریخت، برای ابی‌عبدالله مجلس می‌گرفت. حتی خرده گرفتن، آقا فرمود: «چی می‌گید شما؟ بابا یوسف پدری داشت به نام یعقوب، با علم پیغمبری می‌دونست یوسف زنده‌است، اما در فراق یوسف انقدر گریه کرد که چشماش سفید شد. من چجوری گریه نکنم که یه صبح تا عصر هجده عزیزم رو جلو چشمم سر بریدند؟»

رفت و تحت اشراف امام سجاد، زینب کبری (سلام‌الله‌علیها)… امشب بعضیا روضه اصحاب می‌خونن، سنت بزرگان در قم این بوده؛ ذاکرین و مادحین بعضیا حر می‌خونن، بعضی‌ها حبیب می‌خونن، حالا دیگه نمی‌شه گفت آقا قطعاً، ولی قدیم این بوده اومدن بعد گفتن روضه طفلان زینب کبری (سلام‌الله‌علیها). این دو تا آقازاده‌ای که یکیشون مال حضرت زینبه، دیگری از یکی از زوجات دیگر عبدالله، گذشته از این زینب برای اونا مادری کرده (سلام‌الله‌علیها). بعد هم طفل هم نیستن، بزرگن. چند تا تیکه کوتاه هست، اما تو این دهه نام امام سجاد برده نمی‌شه، ما چند ساله نام امام سجاد رو می‌بریم و مصیبت‌هایی که متوجه امام سجاده.

سرور و عزیز و بزرگوارم حاج آقای حیدرزاده هر جا صلاح دونستن هر جا دیگه حواله شد همونجا بریم. درِ خونه امام سجاد برم. هیچ‌کس از معصومین مثل امام سجاد مصیبت ندیده. هیچ‌کس! مصیبت نداره؟ نمی‌گم نیست، نمی‌گم… قطعاً هست ولی رد نمی‌کنم. اومده بعضی جاها اگر امام سجاد این جمله رو فرموده باشند استبعادی نداره: «ای کاش مادر منو نمی‌زایید… ای کاش مادر منو نمی‌زایید…»

چه کردن… چه کردن… مصیبتی امام سجاد (علیه‌السلام) کشید که احدی نکشیده. خدا کنه بعضی‌ها رو بچه‌ها ندیده باشن… ندیده باشن. روضه حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها) رو دیشب محضرتون عرض کردیم، از نفس سرور عزیزمون هم بهره بردیم. یه عبارت رو می‌خواستم دیشب بگم نشد، الانم یهو تو ذهنم اومد. ببینید اگر امام سجاد اینا رو دیده باشه… اینا تازه سبکشه دیگه، عمق مصیبت ببینید کجاست. عرض می‌کنم محضرتون. یا بقیة‌الله ببخش، یا صاحب‌الزمان ببخش، یا حجة‌الله ببخش. حضرات، فضلا، علما… آقای علوی اومده؟ بله، بله آقا ببخشید من ندیدم.

خدا رو شاکریم ان‌شاءالله سایه‌تون مستدام باشه، به برکت این روضه آقا هر شب این مردم یادتون بودند و براتون دعا کردند. الهی این اندک مختصر بیماری هم که مونده از وجودتون باز شاهد باشیم ما گریه‌های شما رو. آقا یادمون نمیره من جرئت نمی‌کردم تو همین مسجد من شب شهادت حضرت صدیقه (سلام‌الله‌علیها) خب جمع علما و فضلا، من فقط از ایشون خواهش کردم اگر به من اجازه بدید من سرم رو برهنه کنم، دیدم قبل از من خود ایشون عمامه از سر برداشت؛ برای اجدادشون خوب عزاداری می‌کنند ان‌شاءالله خود حضرات عنایت می‌کنند سایه‌تون مستدام و از نفستون ان‌شاءالله همه بهره ببرن.

ببخشید، این عبارت، شما تو عرب، تو لغت به لب می‌گن شَفَه (دو تا می‌گن شَفَتَیْن)، به دهن می‌گن فَم (دهان). درسته؟ می‌گن رقیه در آخرین لحظات لب‌ها رو رو لب‌های بابا گذاشت… الحمدلله خبره‌اید می‌فهمید. اما هیچ‌کجا نگفتن لب، تعبیر اینه: «فَوَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ الشَّرِیفِ» دهان به دهان گذاشت… تو مجلس یزید و تو مجلس عبیدالله چوب به لبا خورده، اما تو مجلس یزید دارد چوب خورد به… تو مجلس عبیدالله چوب خورد به شَفَتَیِ الحسین، اما تو مجلس یزید چوب خورد به ثَنَایَای الحسین… لبا چی شده؟ لبا چی شده؟ وای اگر امام سجاد اینا رو دیده باشه…

من از همه می‌گذرم؛ اونی که خود حضرت به نعمان بن منذر مدائنی فرمودند: «نعمان! هفت بلا سر ما آوردن، هفت بلا…» ببینم چند تاشون می‌تونم، گریه شما به من اجازه می‌ده برم تو مرحله بعد؟

«نعمان! صبح علی‌الطلوع ما رو از دروازه ساعات وارد کردن، مسیری که نهایتاً نیم ساعت راهه اما ما غروب رسیدیم به کاخ. اومد… نعمان! جلوی قافله ما کاروان راه انداختند، نوازنده‌ها می‌نواختند، خواننده‌ها می‌خواندند. سر عزیزان ما رو بالا نیزه کردند، نیزه‌دارها تکون می‌دن. خب بیمارم و پشت ناقه…»

شد بستر من بر نیزه بود راس پدر در بر من

وای وای من مال علی کجا و زنجیر ستم

ای کاش نمی‌زاد مرا مادر من…

«نعمان! سر عزیزان ما رو جلو محمل‌ها بالا نیزه بردن، نیزه‌دارها تکون می‌دادن، گاهی وقتا این سرا از بالا نیزه زیر پای اسب و قاطرها می‌افتاد… نعمان! جلو چشم ما با سنگ به لب و دندان بابام زد…» این یکی رو اگر متوجهم نمی‌شی همین‌جوری دادش رو بزن اصلاً باز نمی‌کنم: «ای خاک به دهن! مظلومِ ما رو به بازار برده‌فروش آوردن… بازار برده‌فروشان…»

من نگویم ظلم بر من کم کنید

بلکه زنجیر مرا محکم کنید

ظلم بر من بیشتر زین‌ها کنید…

[یا بقیة‌الله ببخش منو]

ظلم بر من بیشتر زین‌ها کنید

لیک دست عمه‌ام را وا کنید…

«ما رو تو محله مسیحی آوردن… ما رو بردن تو خرابه‌ای جا دادن که نه سقفی داشت نه دری داشت، شبا از سرما، روزا از گرما… بچه‌ها تو آغوش همدیگه قرار می‌گرفتن…» به قرآن برات دونه‌به‌دونه‌ش تا صبح باید داد بزنی. بگم بازم؟

«نعمان! قبل از اینکه ما رو به کاخ اموی (یا اموی) وارد بکنن، همه ما رو به همدیگه بستن…» آخ متن نَفَسُ الْمَهْمُوم… «نعمان! مثل قافله شتران همه ما رو به گردن بستن، همه ما رو به گردن بستن… همه رو بستن!» یعنی رقیه هم بستن دیگه، یعنی زینب و سکینه و همه رو بستن… اینا که یه اندازه نیستن، کوتاه قد هست بلند هست، اگه یکی زمین می‌افته همه با همدیگه می‌افتن، انقدر با کعب نی و تازیانه می‌زنن… نعمان! بگم؟ بگم؟ نعمان! یه سر زنجیر به گردن منه (آرام نباشیا)، یه سر زنجیر گردن عمه جانم زینبه… سؤال از من، جوابش با ناله تو: من موندم کدوم حرامی به خودش جرئت داده زنجیر گردن عمه ما زینب بندازه؟

خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند

من که از راهیِ بازار شدن بیزارم…

زینب کبری هیچ‌کجا گلایه نکرده، هیچ‌کجا شکایت نکرده، همه‌جا قهرمانانه ایستاده. حتی کنار بدن بی‌سر اومد دست زیر بدن برد: «اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنَّا هَذَا الْقُرْبَانَ». بمیرم براشون، روضه خوند: «یَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ، مُقَطَّعُ الْأَعْضَاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ، مَجْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفَا…» اما یه جمله گفته زینب کبری، می‌خوام ببینم چجور ادب می‌کنیم. گفت: «یا رسول‌الله! من و تو رو که سوار دارن ما رو به اسیری می‌برن…» واسه یه بیت بخونم:

تو که علمدار منی شم… جلو شده…

درد زینب اسارت نیست، درد زینب بدن بی‌سر نیست، درد زینب اینه: «همون کسی که رو سینه حسینش نشسته بود و تازیانه به دست گرفت…»

حاج آقای مؤمنین خدا می‌دونه الان کنار ضریح برید خیلی جگرم سوخت. هفته پیش همین ساعت من کربلا بودم تو خیمه‌گاه دعای کمیل… خیمه‌گاه، هفته پیش شب جمعه، شما نبودید، اما یه مادری کربلا بود صداش می‌اومد: «بُنَیَّ! بُنَیَّ قَتَلُوکَ وَ ذَبَحُوکَ وَ مِنْ الْمَاءِ مَنَعُوکَ…»

بگم جمله آخری؟ مِنْ الْمَاءِ مَنَعُوکَ… بالاتر از مصیبت، ای… ایوان… تشنگی! تشنگی می‌گم، سلام اسلام تشنگی که من می‌گم ایمان! من و شما به قدر فهممون می‌گیم تشنگی یعنی من تشنه‌ام. این‌طور نبوده! اون‌قدر ابی‌عبدالله تشنه بود زبان تو دهانش نمی‌چرخید، اون‌قدر تشنه بود جگرش می‌سوخت… بازم برم جلوتر؟ اون‌قدر تشنگی کشیده بود دیگه چشماش جایی رو نمی‌دید، دود می‌دید جلو چشمش؛ لذا زین‌العابدین روی قبر ننوشت این قبر کسیه که سر در بدن نداره، ننوشت این قبر کسیه که بدنش زیر سم اسبا رفته، ننوشت قبر کسیه که بدنش تو بوریا پیچیده شده… ننوشت. «هَذَا قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الَّذِی قَتَلُوهُ عَطْشَاناً…»

یه ناله دیگه برا تشنگی ابی‌عبدالله. خود حضرت فرموده (اگه خودش نفرموده بود نمی‌گفتم). فرمود: «دخترم! بابا، سلام منو به شیعیانم برسون، یه پیغامی بهشون بده.» چی بگم بابا؟ «بابا بهشون بگو شِیعَتِی مَهْمَا شَرِبْتُمْ مَاءَ عَذْبٍ فَاذْکُرُونِی… هر موقع آب سرد نوشیدید یاد لب تشنه منِ غریب کنید…»

یا زهرا… یا زهرا… یا زهرا… چه شب جمعه‌ای شد امشب. حضرت آیت‌الله علوی بروجردی کجای مجلس نشسته‌اند؟ امشب یه عنایت ویژه‌ایه.

بعدش یه جمله دیگه فرمود: «شیعیان من! ای کاش همه‌تون بودید می‌دیدید…» کیو می‌دیدیم؟ بدن بی‌سر منو؟ نه! بدن بی‌دست عباسم رو؟ نه! بدن علی‌اکبرم رو؟ نه! بگم؟ «وَ أَوْ کَیْفَ اسْتَغَاثَ طِفْلِی… یه طفل شیرخواره رو دستم گرفتم، عوض آب تیر بهش زدن…» حالا هر چقدر ناله داری بگو: واسم…

حاج آقا من این قسمت رو دیدم همه دارن به آیت‌الله علوی نگاه می‌کنن، گفتم چیه دم در نگاه دارید می‌کنید؟ یه لحظه نگاه کردم دیدم آقا عمامه از سر برداشته. همه دارن نگاه می‌کنن آقا عمامه رو خودش از سرش برداشت. تعجب چرا می‌کنید؟ آقا روضه جدش رو می‌خونن عمامه برداشت. می‌دونید چرا؟ اگه می‌خوای گریه کنی برای اونی باید گریه کنی، یا تعجب برای اونی که اول کاری که کرد تو گودی وارد شد، آخه لگد به سینه حسین زد… اما عمامه را برداشت… کجا؟ این لگد به سینه زدن ارثی از مادرش فاطمه بود… و اینم تا وارد شدن لگد به پهلوی مادر…

بر سینه نشسته‌ات چون دیدم

بروم یاد آورم ز سینه مجروح مادرم…

به یاد همه شهدا، شهید امام خامنه‌ای [کذا]، امام راحلمون، آیت‌الله العظمی بروجردی، پدر و مادرت، همه شهدا هر کجا نشستی فریاد بزن: یا حسین… شب جمعه از زائر ابی‌عبدالله بشیم با این ذکر… الان کیا اباعبدالله رو پات… بایست یه چند دقیقه کوتاه شب جمعه… الان که…

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ… صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ… اِلیَکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ… اِلیَکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ…

هر سلام یه زیارت برات می‌نویسن: اِلیَکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ…

مگر حسین تشنه‌لب (یا اباعبدالله)

مگر حسین تشنه‌لب عزیز مصطفی نبود؟

مگر کفن به کربلا به غیر بوریا نبود؟

(یا اباعبدالله)

مگر کسی که کشته شد (یا اباعبدالله)

مگر کسی که کشته شد تنش برهنه می‌کنند؟

سرش به نیزه می‌کنند؟

اِلیَکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ… لا اِلیَکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ…

دور حرم دویده‌ام (یا اباعبدالله)

دور حرم دویده‌ام صفا و مروه دیده‌ام

هیچ کجا برای من (یا اباعبدالله)

کرب و بلا نمی‌شود (یا اباعبدالله)

کرب و بلا نمی‌شود (یا اباعبدالله)

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ… یه بار دیگه جانم، خودتو کنار ضریح حضرت:

گریه اگر همی کنم (یا اباعبدالله)

این گریه اگر همی کنم بهر تو گریه می‌کنم

ور نه در این عبث (یا اباعبدالله)

گریان نمی‌شوم (یا اباعبدالله)

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ… صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ…

چشم گریان به عزای تو به هر کس ندهند

چشم اشک و خون… خاتم و نیست…

دم مردن تو اگر… دم مردن تو اگر پا به سرم بگذاری

عمر جاوید و شیرینی آن یک دم به زاری…

طعنه زنندم گویند که خاک… آدم نیست که… نشوم آدمم…

اشک و خون بر پیکر مجروح تو ریزم همه دم

اشک و خون بر پیکر مجروح تو ریزم همه دم

که جراحات تنت را به از این مرهم نیست…

ای باوفا پس مشکل‌گشا… الفت… ای با عالم…

داره پا من و ای… می‌ره حرم…

دیده بگشا و نظر کن که چه آمد به سرم

دیده بر هم منه ای سرو به خون غلتیده

تا نگویند داغ برادر دیده

تا نگویند داغ برادر دیده…

بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

وای حسین… وای حسین… وای حسین… وای حسین… وای حسین…

اباعبدالله… اباعبدالله… اباعبدالله… اباعبدالله… اباعبدالله… اباعبدالله… اباعبدالله…

سردار در کنار علقمه سروی به پا افتاده است

یا گلی از گلشن آل عبا افتاده است…

یا حجة بن الحسن… یا حجة بن الحسن… اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

 

دعای پایانی

برای استشفای همه مرض‌ها، مخصوصاً مختصر کسالت حضرت آیت‌الله علوی بروجردی، دستامون رو بالا می‌آریم، شب جمعه: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ… أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ… أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ… همه مریضا، مریضای سرطانی که سفارش کردن: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ… أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ…

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْرَ. ما را از یاوران حضرت قرار بده. دیدار جمالش نصیب ما بفرما. کشور ما، ملت ما، رهبر معظم انقلاب ما از گزند بلیات مصون و محفوظ بدار. خدایا آمریکا اسرائیل غاصب نابود کن. صحت و سلامتی کامل به حضرت آیت‌الله علوی بروجردی عنایت بفرما یا الله. ارواح طیبه شهدا، امام خامنه‌ای [کذا در متن سخنران]، شهید امام راحل، سایر شهدا، مؤمنین و مؤمنات، روح مطهر مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی، روح بی‌بی‌جان حضرت معصومه، قلب آقامون امام زمان، ارواح معصومین (علیهم‌السلام) از این مجلس راضی و خشنود بدار. بِالنَّبِیِّ وَ آلِهِ وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فِی فَرَجِ مَوْلَانَا

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group