سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

گفتار سیزدهم:اصل دفاع از حق در سیره حضرت زهرا سلام الله علیها

مقدمه
نویسنده ،مصری صاحب کتاب عَلِيٌّ وَ بَنُوهُ، در حکمت 262 نهج البلاغة. می گوید: من بعد از قرآن، کلامی بالاتر از این کلام در مورد حق سراغ ندارم که امیرالمؤمنین علیه السلام به «حارث بن حوط»، که در جمل دچار تردید شده بود، فرمود: «إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ [أَهْلَهُ] وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ».(نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص521) آقا فرمود: مشکل تو این است که حق و باطل را نمی شناسی! اگر فرق وجود و عدم را بدانی که باطل عدم است اگر فرق سیاهی و سفیدی را بدانی اگر فرق آب و سراب را بدانی، فرق حقیقت و پندار را بدانی هیچگاه دچار تردید نخواهی شد؛ کما این که عمّار و مالک اشتر دچار تردید، و به تبع به انحراف کشیده نشدند؛ اگرچه خود این مسئله حق شناسی، معیار و بنا می خواهد که باید برای عموم مردم به طور شفاف و واضح تبیین شود.


امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه پنجم به نکته بسیار دقیقی اشاره دارد و می فرماید: حق و باطل همیشه شفاف نیست؛ یعنی سیاه و سفید نیست؛ گاهی خاکستری است.

لایه ای از باطل که تاریک است بر چهره سفیدِ حق مینشیند و فرد را در انتخاب دچار مشکل می کند همیشه توحید و شرک نیست حتی در همان توحید و شرک ،هم اهل باطل به گونه ای عمل میکنند که موحدین را به تردید میاندازند قرآن کریم میفرماید بسیاری از مؤمنین، گاهی دچار شرک هستند «وَ مَا يُؤْمِنُ أَكثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُم مُّشْرِكُونَ» (یوسف، آیه 106).. همیشه دشمن هم از این گونه ابزار و این گونه افراد سوء استفاده میکند

 

«فَلَوْ أَنَ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ»؛ (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص88). اگر باطل تاریک تاریک بود، کسی شک نمیکرد و مسئله روشن بود و«وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ»؛ (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص88). اگر حق هم هیچ باطلی را مخلوط نداشت، کسی با آن عناد(دشمنی) نداشت

مشکل اینجاست که دشمن لفظ امام و شهدا و انقلاب را می گوید که طبیعتاً اینها پازل های خوبی است؛ اما میان ده تای این پازل دو عدد گزینه باطل خود را نیز با آن گزینه حق مخلوط و ممزوج مینماید و انسان دچار تردید میشود و می گوید: این مطلب را که نقل میکند از امام است از شهداست از وصیت نامه امام است، یا این فرد مثل من و شما نماز میخواند یا در جنگ جمل و جبهه نبرد با دشمن قرار دارد یا قرآن میخواند حتی مُفسّر قرآنی مثل كَعْب بن سُور میباشد. دشمن با این نمادها و ملاکها حرکت میکند امام راحل رحمه الله علیه (حالا من نقل به معنا میکنم) می فرمود: ده ها حرف درست را گاهی میزنند که یک دروغ را مخلوط آن کنند؛ و همین یک دروغ هم در تبلیغات کافی است.

 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّينِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ». (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص120.) مردم، چرا دچار تردید هستید!؟ «ازمه»از زمام، یعنی اهل که سكّان حق،اند محور ،حق اند نباید تردید کنید و لذا اینجاست که نقش خواص پررنگ می شود.

 

آقایی به نام «حُذَيْفَهِ بْنِ يَمَان»هست (توصیه ای به عزیزان زحمتکش در صدا و سیما داشته باشم این که حتماً برنامه ای برای معرفی و تبیین صحابه داشته باشند؛ مثل: عمّار، حذيفه، سلمان، و...؛ به این دلیل که من در یک برنامه تلویزیونی اسم بريدة أسلمی را بردم و بعد چندین نفر از من سؤال کردند که ایشان چه کسی است که تا به حال اسم او را نشنیده بودیم.) او از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله است و در تشخیص حق و باطل هم خیلی قوی بود کسی بود که میگفتند چون در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم منافقین را میشناخت، اگر در تشییع کسی حاضر نمی شد، آن تشییع خلوت بود؛ چون میگفتند حتماً مُرده یکی از منافقین است که حذیفه در تشییع او حاضر نشده است. از او سؤال شد رمز موفقیت تو چه بوده است گفت: من کسی بودم که وقتی خدمت پیغمبر صلى الله عليه وسلم میرسیدم شماها از «خیر»سؤال میکردید و من از شر سؤال میکردم؛ لذا من شر را (به تعبیر امروزی ها آسیب شناس) کاملاً می شناسم. او استاندارد


مدائن بوده؛ اما وقتی با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت شد و به حکومت و خلافت ظاهری رسیدند امام حسن علیه السلام و عمار به مدائن آمدند که از مردم بیعت بگیرند. آن روز، حذیفه مریض بود و در بستر افتاده بود. ظاهراً چهل روز بعدش هم از دنیا رفت. خیلی حال او خوب نبود که توان راه رفتن روی پای خودش را داشته باشد؛ اما به هر حال :گفت زیر بغلهایم را بگیرید و مرا محضر آقا امام حسن علیه السلام ببرید. گفت: «ايها الناس بايِعُوا اميرالمؤمنین حَقَّاً»؛ با امیرالمؤمنین واقعی بیعت کنید.

توصیه اش تمام شد و به منزل برگشت. آقایی میگوید من به منزل حذيفة .رفتم کنار بسترش، روپوشی روی صورتش بود آن را کنار زدم و دهانم را کنار گوشش گذاشته گفتم سؤالی دارم گفت بپرس :گفتم تو گفتی بايعوا امیرالمؤمنین حقاً گفت: خوب فهمیدی!( الإحتجاج، ج1، ص 127.) این اشاره به همان حدیثی است که پیغمبر فرمود: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيَّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ (الفصول المختارة، ص 97)

به ما نشان میدهد که انسان در داستان دفاع از حق باید با منطق برهان استدلال، دلیل محکم معیار و عقلانیت حرکت کند نه با توهین و شلوغ کاری. منطق و برهان نیز روش بزرگان شیعه میباشد ،الغدیر علامه امینی بر همین پایه و اساس است، یا جمع آوری اشعار کمیت و....

بسیاری از مصائب و صدمات حضرت زهرا علیها السلام که بیان میشود بیشتر جنبه های جسمانی ایشان است؛ اما من معتقدم به جنبه صدمات روحی ایشان کمتر اشاره شده است و این بخش از صدمات، بیشتر از صدمات جسمی آن بزرگوار است. بخش عمده ای از زندگانی پیغمبر صلی الله علیه و آله با ایشان بوده است؛ لااقل ده سال در مدینه و مدتی هم در مکه راجع به جانشینی بعد از پیامبرصلی الله علیه و آله، سه گزینه داریم: «سکوت، شورا، نص»:

1. فرض بگیریم پیغمبر صلی الله علیه و آله در این ایام هیچ مطلبی را نفرموده و طی این 23 سالی که از جزئی ترین مسائل لب به سخن گشوده درباره جانشینی سکوت کرده است. اگر این فرض صحیح ،بود حضرت زهرا علیها السلام هم سکوت میکرد؛ چون او از سیره پدر پا را فراتر نمیگذارد

 

2. شورا (گروه خاص) جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله را معین :کنند در تاریخ، شاهدی برای این گروه نداریم؛ چون این گروه شواهد ،دارد تعداد دارد سهمیه دارد، ضوابط دارد، شرایط دارد از کجا و با چه ملاکی؟ آیا هر کسی میتواند؟

 

3. نص بر جانشین: ده ها شاهد بر این مورد وجود دارد؛ مانند یوم الإنذار (در تاریخ وجود دارد: مروج الذهب ، تاریخ طبری، تاریخ یعقوبی، تاریخ ها هم أعم است. این طور نیست که مختص فرقه ای باشد تاریخ نویس سعی کرده است مذهبی عمل نکند؛ یعنی گرایش مذهبی اش را خیلی در مسئله دخالت ندهد) همه نوشتند پیغمبر صلی الله علیه و آله روز انذار در خانه اش فرمود: علی، جانشین من است. یا در تبوک: «أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى».( كتاب سليم بن قيس الهلالی، ج 2، ص 569)یا در غدیر: «من كنت مولاه فعلى مولاه. (كتاب سليم بن قيس الهلالی، ج 2، ص 664)

 

حال که پیغمبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است آیا حضرت زهرا علیها السلام به عنوان رأس خواص (به عنوان کسی که خودش مؤثر است) میتواند سکوت کند؟!

فاطمه زهرا علیها السلام کسی است که «خَرَجَ النَّبِيُّ مِن بَيْتِها و هو آخذ بید فاطمة و قال من عرفها فقد عرفها و من لم يعرفها فهى فاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله». (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 43، ص54) پیغمبر صلی الله علیه و آله او را معرفی کرده است: «من آذاها فقد آذانی». (شرح أصول الكافی (صدرا)، ج1، ص126)پس حضرت زهرا علیها السلام سکوت کند. بنابراین، ایشان حرکت کرد و شیوه حرکتی ایشان نیز به این بیان است:

(البته ذکر این نکته هم لازم است که در دفاع از حق و موعظه، دنبال نتیجه آنی و لحظه ای نیستیم؛ به این صورت که حضرت زهرا علیها السلام بلافاصله بعد از خطبه خواندنشان، نتیجه را عوض کنند قرآن کریم می فرماید: «لِمَ تَعِظُونَ قومًا اللهُ مُهلِكُهُم أَو مُعَذِّبُهُم عَذَابًا شَدِيدًا(الأعراف، آیه 164).در بنی اسرائیل، عده ای قانون شکنی کرده بودند مردم عادی به موعظه کنندگان بني إسرائيل میگفتند شماها برای چه خودتان را اذیت میکنید؛ در موعظه اینها، اثر و فایده ای وجود ندارد؟! قرآن می فرماید:«قَالُواْ مَعذِرَةً إِلَى رَبِّكُم(الأعراف، آیه 164).حجت باید تمام شود. بارها گفتم داستان ،فاطمیه، صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه کلامی و اعتقادی هم هست.)

 

گام های حضرت زهرا علیها السلام در دفاع از حق

1. گام اول: خطابه عمومی
ابن طیفور در بلاغات النساء، خطبههای بانوان را در قرن اوّل و دوم و سوم ضبط و جمع آوری کرده اولین خطبه ای که او نقل ،کرده خطبه حضرت زهرا علیها السلام در مسجد است. این خطبه از بانوی بزرگواری است که تازه پدر را از دست داده است: «إذا مات ميت قل ذكره و ذكر أبي مذ مات و الله أکثر».( عوالم العلوم و المعارف ،ج11، ص 783.)بانویی که در اوج فشار روحی شدید که ،پدر مادر و فرزند حمل خود را از دست داده است این خطبه را تلاوت میکند و این نشان از علم بی پایان ایشان است؛ زیرا خطبه را ارتجالاً و در همان لحظه بیان فرمودند. مرحوم آیت الله عزالدین زنجانی، دو جلد شرح برای این خطبه دارد و برخلاف این که خطبه به فدکیه مسمی شده؛ اما محتوا و مضمون آن، خطبه ولایته و درباره ولایت حضرت علی علیه السلام است .

 

دومین خطبه ای که از ایشان نقل کرده خطبه حضرت زهرا علیها السلام در جمع زنان مهاجر و انصار است در این ،خطبه بحث مُمحض در ولایت شده است. گفتند: کیف اصبحت يا بنت رسول الله ؟ فرمود به مردانتان بگویید: «أفمن يهدى الى الحق احق ان يتبع عمن لا يهدى الا ان يهدى فما لكم كيف تحكمون» به مردانتان بگویید که پرنده ،اسلام، دو بالش علی علیه السلام بود که شما قیچی کردید آن وقت انتهای بال پرنده ها، پرهای کوچکی هست که شما توقع دارید که با این پرهای کوچک پرنده پرواز کند. «استبدلوا الذنابى بالقوادم»(قوادم یعنی بال) «و العجز بالكاهل فرغماً»؛( معانى الأخبار، ص 355؛) عاجز از حرکت است.


2. گام دوم: گفت وگوی چهره به چهره

حضرت با امّ سلمه گفت وگو داشتند همچنین با یکی دیگر از آن افراد که گفت وگو داشتند، آقایی به نام «محمود بن لبید» است. او میگوید: من از کنار قبر حمزه سیدالشهدا رد میشدم شنیدم صدای گریه می آید. جلو رفتم. دیدم دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و فرزندانش گریه میکنند :گفتم بانوی ،بزرگوار، چرا پدر شما داستان جانشین بعد از خودش را تمام نکرد، قطعی نکرد؟؟ حضرت فرمودند: «محمود بن لبيد، هَلْ تَرَكَ أَبِي يَوْمَ غَدِيرِخُمَ لأَحَدٍ عُذْرَاً (الخصال، ج1، ص 173). آیا پدرم بعد از غدیر، عُذری برای کسی باقی گذاشت ؟ وَا عَجَبَاهُ أَنَسِيتُمْ يَوْمَ غَدِيرِ خُم». ایشان گفت: چرا خود امام به میدان نیامده است که از خود دفاع کند؟! فرمود: «پسر لبيد، مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِي؛( بحار الأنوار (ط- بیروت)، ج 36، ص353.) امام مَثَل كعبه است که باید سراغ او رفت.

شیوه های «توتی»چیست؟! آیا فقط برای پرسش مسئله شرعی باید نزد امام رفت؟ نه؛ بلکه معنا اعم است در تشکیل نظام سیاسی در تشکیل اداره جامعه و حکومت.

 

مشروعیت امام را خدا تعیین میکند؛ اما مقبولیت او با مردم است. شما ملاحظه ،کنید 250 سال است که ائمه علیهم السلام از صحنه خلافت رسمی کنار هستند. بله، مراجعات مردمی و شخصی بوده است؛ اما فقط همین؟ 250 سال ظرفیت امام معصوم علیه السلام (أزمه الحق) فقط برای همین باشد که بیایند خدمت ائمه علیهم السلام از مسائل جزئی و کلی سؤال کنند؛ بلکه باید میدان اداره جامعه در اختیار امام علیه السلام باشد.


حضرت زهرا علیها السلام فرمود: «أَمَا وَ اللهِ لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلَى أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِترَةَ نَبيّهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِي اللهِ تَعَالَى اثْنَانِ»؛( بحار الأنوار (ط- بیروت)، ج 36، ص353.) اگر حق را از جایش برنداشته بودند و طبق امر خدا عمل می شد، در توحید هم اختلاف پیدا نمیشد یعنی تجلی توحید هم در امامت داخل می شود: «بِنَا عُبِدَ اللهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللهُ (بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلی الله علیه و آله ، ج1، ص 64)

 

3. گام سوم: رفتن به درخانه ها

همیشه این گونه نباشیم که مردم سراغ ما بیایند نه؛ یک جایی هم ما باید دنبال مردم برویم. در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را سوار بر مرکب جابه جا میکرد، حضرت می فرمود: «يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللهَ فَإِنِّي ابْنَةُ نَبِيِّكُمْ».(الإختصاص، ص 184.) جالب این است که بیشتر افراد اعتراف میکردند امام رحمه الله علیه رهبرکبیر انقلاب به مردم فرمود: کسی که مدافع حق است در هرکجا و به هر وسیله ای از حق دفاع کند؛ گاه با شعرش مثل دعبل ،خُزاعی گاه با قلمش مثل علامه امینی گاه با جانش مثل میثم گاه با آبرویش مثل امام خمینی رحمه الله علیه رهبر عظیم الشأن هم فرمودند: من آبرویم را برای حق میگذارم.

 

4 . گام چهارم: عاطفی

عاطفه و احساسات در دفاع از حق مؤثر است. هشت نفر از بزرگان عالم، گریه کُن هستند

1. حضرت آدم به خاطر دور شدن از مقام جنت؛

2. حضرت نوح: اسم نوح «عبدالغفار»است؛ اما ایشان را به خاطر نوحه و گریه زیاد بر عدم هدایت مردم، نوح نامیدند؛
3. حضرت یعقوب به خاطر حضرت یوسف؛

4 . حضرت یوسف به خاطر حضرت یعقوب؛

5. حضرت شُعَيْب: از گناه اقتصادی مردم، کم فروشی آنان؛

6. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از اشتباه و خطای مردم سر به چاه میگذاشت و گریه می کرد؛

7. حضرت زهرا علیها السلام گریه های شبانه ای که در اثر ظلم های وارده به ایشان داشتند ،بله بخشی از گریه او برای پدرش است

إِذَا اشْتَدَّ شَوْقِى زُرْتُ قَبْرَكَ بَاكِياً *** أَنُوحُ وَ أَشْكُو لَا أَرَاكَ مُجَاوبی
(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج22، ص 547).

بابا سنگ صبورم تویی دلم که تنگ میشود کنار قبرت می آیم و صدایت میزنم.

اما بخش دیگری از گریه های حضرت زهرا علیها السلام (ایشان در چهار مکان گریه میکرد خانه، قبر پیامبرصلی الله علیه و آله بقيع، أحد) برای ولایت است. اگر بنا باشد که گریه حضرت زهرا علیها السلام فقط برای فقدان پدر باشد فقط در منزل گریه میکرد؛ اما خود حضرت فرمود: «علی جان! أَبْكِي لِما تَلْقِی بَعْدِی»(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 43، ص218) در جمل برای امّ سلمة نامه فرستادند و او را دعوت کردند که برود در آن ،نامه ام سلمه میگوید به یاد دارید آن روزی که ما نزد پیغمبر صلى الله عليه واله بودیم و نعلین پیغمبر صلی الله علیه و آله به وصله نیاز داشت؛ امیرالمؤمنین علیه السلام اصلاح میکردند. «كُنتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمهِ»؛(نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص 300) یادتان هست که پیغمبر صلی الله علیه و آله به ما فرمود: میدانید جانشین بعد از من بر شما چه کسی است؟ فرمود: «خَاصِفُ النَّعْل»؛(تفسير القمی، ج 2، ص321.) همین آقایی که الآن مشغول اصلاح نعلین من است. سمعی و بصری فرمود. چه اتفاقی افتاده است که امروز در مقابل این شخصیت، عده ای قد علم کردند.

 

5. گام پنجم: وصیت نامه

دو وصیت نامه ایشان هست

1- مكتوب:( بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 43، ص214؛) وقتی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام کنار بستر حضرت زهرا علیها السلام آمدند، این وصیت نامه را آنجا یافتند.

2-شفاهی(بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 78، ص310): حرفهایی که به زبان جاری کرده است.

حال چه تحلیلی میشود کرد از این که عرضه داشت من را شبانه غسل بده و کفن کن و شبانه نماز بخوان و دفن کن و «لاتُعْلِمُ أَحَداً قَبْرِى».(بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 78، ص310) بدن خود اميرالمؤمنین تا یک قرن از ترس خوارج مخفی بود بدن پیغمبر صلی الله علیه و آله هم در خانه خود ایشان مدفون است؛ ولی مردم دسته دسته آمدند نماز خوانده، وداع کردند؛ اما چرا حضرت زهرا علیها السلام در مقابل جریاناتی که منتظر مراسم تشییع و تدفین بودند؛ وصیت به مخفیانه بودن مراسم را دادند؟ نکته ای که در وصیت منقول و مکتوب حضرت مشهود است حاکی از نارضایتی آن بزرگوار است

 

6. گام ششم اعلام رسمی بر عدم تبعیت و عدم رضایت

در صحاح سته عامة روایت آمده که رضایت فاطمه علیها السلام، رضایت پیامبر صلی الله علیه و آله است. در کتابهای دیگر مثل مستدرک حاکم: «إِنَّ اللهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِهَا»(إعتقادات الإمامية (للصدوق، ص 105)محوريت دارد و محدودیت ندارد هم خشم خدا را دارد، هم خشم پیامبر صلی الله علیه و آله را.

عبارت امام رضا علیه السلام را تکمله بحث قرار دهم که فرمود: «كانت لنا ام صالحة ماتت هى عليهما ساخطة».(الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ، ج1، ص 252). مهم این است شخصیتی که «اهل البيت أدرى بما فى البيت». تعبیرش این است که مادر ما از وقایع پیش آمده راضی نبوده است.

 

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group