سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

گفتار دوازدهم:اصل دفاع از حق در سیره حضرت زهرا سلام الله علیها

مقدمه
روایتی داریم که مورد اشاره و تأکید فراوان حضرت امام رحمه الله علیه رهبر کبیر انقلاب بود؛ چرا که ایشان میفرمودند این ،کلام خود بهترین فضیلت برای حضرت زهرا علیها السلام می باشد؛ چون من در میان فضایل حضرت زهرا علیها السلام فضیلتی برتر از این سراغ ندارم و به تعبیر ایشان نیز این فضیلت برای همه انبیاء پیش نیامده؛ بلکه برای برخی از آنان برخی أولیا رخ داده است و آن 75 روز حضور جبرئیل طبق روایت کافی شریف است (باب مولد فاطمه) که جبرئیل می آمد و حضرت زهرا علیها السلام را تسلّی میداد. حضرت امام رحمه الله فرمودند: بين روح أعظم (جبرئيل ) و روح آن کسی که جبرئیل در حضورش می آمد بایستی تناسب باشد اگر قرآن میفرماید «إِنَّ اللهَ اصْطَفَنكِ وَطَهَّرَكِ وَ اصْطَفَكِ عَلَى نِسَاءِ العَلَمِين»(آل عمران، آیه 42)این تناسب میخواهد بین روح آن فرد و آن ملائکه

 

متن روایت: «كَانَ جَبْرَئِيلُ يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا».(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 43، ص79)حضرت جبرائیل علیه السلام وقتی بر حضرت زهرا علیها السلام وارد می شد، سه نکته را متذکر می شد؛

1- تسلیت میگفت عزای پدرش را 

2-گزارش جامعی از حضور پیغمبر صلی الله علیه و آله در عالم برزخ میداد؛ چون فاطمه علیها السلام طاقت دوری از پدر را ندارد؛ 

3- چشم اندازی از وقایعی که برای فرزندان حضرت زهرا علیها السلام پیشامد میکند می دهد.

 

بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله مأموریت حضرت جبرئیل تمام شده بود: «لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ»(نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص355). وحی، آنهم به معنای وحی نبوی قطع شد؛ اما همین حضرت جبرائیل 75 روز به صورت مداوم بر حضرت صدیقه طاهره علیها السلام نازل میشود و این سه کار مهم را انجام میدهد.

 

کما این که در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله ، وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام به منزل آمدند، دیدند آسیاب می چرخد خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند و قصه را بیان کردند پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «علی جان! مگر نمیدانی؟ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَ للَّهِ مَلَائِكَةً سَائِرَةً فِي الْأَرْضِ؛ خدا فرشتگانی در زمین دارد که مأموریتشان خدمت به پیامبر و آل پیامبر است.»( دلائل الإمامة (ط - الحديثة)، ص141.)


ببالیم به خودمان با این بانوی بزرگوار؛ فاطمه ای که پیغمبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم در بسیاری از شُئون او را مساوی خود قرار داده این مقام یعنی چی؟! چند روز قبل، خدمت یکی از بزرگان در قم رسیدم ایشان می فرمود روایت «إِنَّ اللهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَة»( الأمالى (للصدوق)، ص 384.)خیلی باید مورد تأمل واقع بشود؛ زیرا دو نوع خشم وجود دارد: 1. خشم نفسانی (شیطانی - حیوانی)؛ 2. خشم عقلانی (الهی - إنسانی).

 

یعنی خشم فاطمه زهرا علیها السلام، تمامش خشم الهی است؛ یعنی عصمت. ایشان نفرمود:«انّ فاطمه تغضب لغضب الرب»؛ چون طبیعی است انسان کامل هرکجا که خدا غضبناک باشد انسان غاضب می شود هرکجا که خدا راضی باشد انسان راضی است. «رِضاً برِضَائِک»؛ این خودش یک مقام است؛ اما ایشان می فرماید: در روایت مقدَّم خداست. «ان الله يغضب لغضب فاطمة». این روایت را هم منابع مختلف آوردند و نوشتند و فقط در منابع اختصاصی شیعه نیست. کتب کُهن، قدیم و جدید هم نقل کرده اند اینها روایاتی است که بعضی هایش در حدّ استفاضه و تواتر است.

 

حضرت زهرا علیها السلام، در 95 روز یا 75 روز تمام حیات خود را در دفاع از حق گذاشت - همانگونه که مستحضرید - ؛ چون دفاع از حق، زن و مرد ندارد. جهاد نیست که بگوییم فقط برای مردان است و از زنان برداشته شده است.

 

نکات مهم
سه نکته مهم که باید مورد بحث قرار بگیرد:

نکته اوّل حق چیست؟
نکته دوّم موضع گیری افراد در برابر حق چیست؟ بعد از روشن شدن حق، چون گاهی حق را نمیدانند که این بحث دیگری است
نکته سوم دفاع از حق به چه شکل و صورتی است؟

این سه نکته را اگر بتوانم در این محضر شریف عرض کنم راه برای بحث دفاع فاطمی باز میشود

 

نکته اوّل

حق یعنی امر ،واقعی ثابت و حقیقی. شما فرق آب و سراب را در چه میبینید؟! آب را حقیقت و سراب را پندار قرآن میفرماید: «يَضرِبُ اللهُ الحَقِّ وَ البَطِلَ» (رعد، آیه 17)؛ سیل اگر جاری شود روی آن کف ایجاد می شود آن ،سیل حقیقت و واقعیت است؛ ولی آن كف باطل است. مثال دیگر ذوب آهن و فلزات که زرگرها وقتی فلز را می جوشانند، این فلز وقتی غلیان میکند کف بزرگی روی آن میآید آن کف میشود باطل؛ چون بلا اثر است؛ به این خاطر که نه آهن میشود و نه طلا اما فلزی که غلیان می کند می شود حق.


حال این سؤال مطرح است که اساساً معیار تشخیص حق چیست و آیا این ،معیار در همه جا واضح و روشن است ؟

توضیح معیار حق و باطل در قالب چند مثال دیگر: 1. بین «خدا و بت»؛ بین «خداوند واحد و خدایان متعدّدة» معيار تشخیص عقل است. من به بعضی معبدها رفتم. بت سازی آنها کنار همان معبد است. عقل به شما میگوید: این چیزی که داری میسازی، خدا نیست. شما داری میسازی. طبیعتاً به حكم عقل سليم آنچه مخلوق ،شماست از شما که خالق آن ،هستی کوچک تر است و نمیتواند معبود شما باشد؛ زیرا خود انسان مخلوق خالقی است فراتر از درک او حضرت ابراهیم عقل و وجدان مردم را به چالش کشید «فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِم». (انبیاء، آیه 64).این بُتی را حرکت ندارد و خود اذعان دارید که حاجتی برآورده نمیکند چرا می پرستید؟

 

پس در حوزه توحید و اعتقادات، خدا میشود حق

البته این حرف هم غلط است که کسی مدعی شود همه باورها و عقاید در عالم حق است. چند سال قبل، «جان هیک» فیلسوف دین و نظریه پرداز، به قم آمد و جلسه ای با او گذاشتند. در همان جلسه هم نتوانست دفاع کند. گفتند: مگر می شود که تثلیث و توحید هردو حق باشد؟! نتوانست جواب دهد بت با خدا میتواند حق باشد؟ انکار پیامبر با پذیرش پیامبر میتواند حق باشد؟

 

حق نمیتواند تکثر داشته باشد حق، واحد است وقتی خدا شد حق قرآن می فرماید: «قوله الحَقُّ»، (انعام، آیه 73). قولش هم می شود حق. وقتی خدا شد حق، قرآن می فرماید: ﴿وَ مَا خَلَقنَا السَّمَوتِ وَ الأَرضَ وَمَا بَينَهُمَا إِلَّا بِالحَقِّ، کس به او میرسد) پس از آنها به طرز شایسته ای صرف نظر کن و آنها را بر نادانیهایشان ملامت ننما!»(حجر، آیه 85).» فعلش هم میشود حق وقتی خدا شد
حق ، إرسال رسل او نیز حق است و می فرماید: «هُوَ الَّذِى أَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدَى وَدِينِ الحَقِّ (صف، آیه 9).

 

امیرالمؤمنین علیه السلام راجع پیغمبر صلى الله عليه وآله و سلم می فرماید: «المُعْلِنُ الحَقَّ بِالْحَقِّ»؛( نهج البلاغة (للصبحي صالح )، ص101) پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود حق را با حق اعلان میکنند

پس حق را با باطل اعلان نمیکنند وقتی فرزند پیغمبر صلی الله علیه و اله از دنیا رفت خورشید گرفت. فرمود: من حقم؛ ولی این پدیده ارتباطی با من ندارد و خورشید باذن الله گرفته است: «اِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لايَنْكَسِفان لِمَوْتِ اَحَدٍ».( کافی (ط) - دار الحديث)، ج 5، ص 527) رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم حق را که خودش یا توحید است با حق اعلان میکند حق دوّمی یعنی معجزه، یعنی قرآن؛ حق دوم «استدلال»:«ادعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ (نحل، آیه 125).

 

وظيفه ما به عنوان مسلمان در حوزه تشخیص حق پیامبر صلی الله علیه و آله است، سنت است، عقل است، قرآن است.

حاکم نیشابوری به سند خود از ابوسعید و او از ابوثابت . غلام ابوذر- روایت می کند که ابوثابت میگوید من در جنگ جمل بودم تردید برایم پیدا شد که حق با کیست؟ با این حال، علی علیه السلام را یاری کردم تا آخر جنگ؛ اما جنگ که تمام شد،
ذهنم درگیر بود که آیا من اشتباه کردم؛ چون آن طرف هم اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله بودند!

 

نزد ام سلمة آمدم. امّ سلمة شخصیت مقبولی است. به امّ سلمة (همسر پیغمبر صلی الله علیه و آله) :گفتم: «واللهِ مَا جِئْتُ اَسْئَلُ طَعَاماً وَ لا شَراباً»؛ من نیامدم از شما نان و آب بخواهم، کار مالی هم ندارم. من در جمل دچار تردید شدم وظیفه چیست» ؟ ام سلمه به او فرمود: خیال تو راحت باشد؛ خودم با دو گوشم از پیغمبر صلی الله علیه و آله شنيدم: «على مع القرآن و القرآن مع علی لن يفترقا حتى يردا»؛ (كشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج1، ص148). علی با حق است. فراز اوّل، امری طبیعی است که علی دنبال کننده و همراه حق است؛ اما فراز دوّم مهم است که حق هم با علی حق هم دنبال کننده علی است (المستدرك على الصحيحين، 134/3/ ش4628.)

 

نکته دوّم
واکنشها در برابر:حق انسان ها در برابر حق چهار دسته میشوند: 1. حق پذیر؛ 2.حق ستیز؛ 3 . حق گریز؛ 4 . توجیه گر حق .

1. حق پذیر
وقتی حق را به عده ای عرضه میکنند آنها قبول میکنند، توجیه و فیلم بازی نمی کنند در روایت داریم که اینها زیر سایه عرش خدا هستند: «السَّابِقُونَ إِلَى ظِلِ الْعَرْشِ طُوبَى لهَمْ(الجعفريات (الأشعثيات)، ص183)وَ مَنْ هُمْ؟ الَّذِين يَقْبَلُونَ الْحَقَّ إِذَا سَمِعُوهُ»! کسانی که وقتی حق برای آنها ثابت شد میپذیرند و وقتی از آنها سؤال شد بذل میکنند(الجعفريات (الأشعثيات)، ص183)

دو مطلب هست یکی قبول حق و دیگری بذل حق به عبارتدیگر، «قبول حق» و «إعلان حق»اى كاش همه ما در همه زمینه ها (اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، و....) این طور باشیم

 

شخصی به نام بريدة أسلمی دیدم کتابی هم به نام مسند بریده راجع ایشان نوشته شده و قریب 160 حدیث از ایشان را جمع آوری کرده و سال 84 چاپ شده است علامه امینی هم در الغدیر شاید بیش از پنجاه روایت از او نقل کرده است.

مرحوم مجلسی هم در بحار از او روایت نقل کرده است و روایاتش در منابع عامه هم هست) در تمام ده سال حضورش در مدینه قدم به قدم با رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم بوده و کسی است که اجازه یافته است در تشییع حضرت زهرا علیها السلام شرکت کند. بعد از دفن پیامبرصلی الله علیه و اله ،آمدند و به او گفتند که جناب ،بریده از اوضاع خبر داری؟! گفت: چطور؟ :گفتند امیرالمؤمنین علیه السلام حذف شده است بلند شد آمد مسجد و بالای منبر رفت و به عنوان استدلال، اما در قالب طرح سؤال و پرسش به افراد حاضر فرمود: من از شما سؤال دارم شما جواب بدهید من و شماها بر پیغمبر صلی الله علیه و آله وارد شدیم. رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم به ما فرمود: به امیرالمؤمنین سلام کنید به عنوان امیرالمؤمنين: «سَلّم على عَلِيّ بأميرالمؤمنین»؛ به او با این تعبیر: سلام کنید «یا امیرالمؤمنین». یادتان هست که شما این سؤال را از حضرت داشتید یا رسول الله منک؟ این تصمیم را خود اختیار کردی ؟ پیغمبر فرمود: «لا، مِنَ الله»؛ دستور خداست. لذا امیرالمؤمنين، وصف خاص حضرت علی علیه السلام است و ما این صفت را به هیچ امامی نمیگوییم همه گفتند آری


یادمان هست گفت به من بگویید که آیا بعد از آن ،واقعه اتفاق دیگری افتاده؛ تغییری ایجاد شده؛ آیا پیغمبر صلی الله علیه و اله او را عزل کرده؛ حذف کرده؛ اعلام کرده است که دیگر او امیرالمؤمنین نیست؟ قطعاً چنین حرکتی ایجاد نشده و چنین کلامی گفته نشده است (تاريخ الإسلام، ج 14، ص361.)

 

2 . حق ستيز

آن کسانی که حق را نمی شناسند مقصود بحثم نیستند؛ بلکه مقصودم کسانی اند که حق را میشناسند؛ اما در برابر آن موضع گیری میکنند. «غدیر» اتفاق افتاد. شخصی به نام «نعمان بن حارث»خدمت پیغمبر صلى الله عليه وآله و سلم آمد و آیه «اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الحَقَّ مِن عِندِكَ فَأَمطِر عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»(الأنفال، آیه 32).را خواند (البته این آیه برای ایشان نازل نشده؛ بلکه آیه داستان دیگری دارد) و گفت اگر این انتخاب از طرف خدا بوده و حق است من طاقت ندارم؛ سپس سنگی از آسمان نازل شود و من بمیرم و نبینم امیرالمؤمنین جانشین پیغمبر شده است. نعمان بن حارث هنوز به مرکب خود نرسیده بود که ناگهان سنگی از آسمان فرود آمد و بر سر او اصابت کرد و در دم به هلاکت رسید. (الغدیر، ج1، ص 239-246.)

 

3. حق گریز

حق گریزی، کم رنگ تر از قبلی (حق ستیزی) است. آنها ستیز نمیکنند؛ ولی کتمان کرده از حق فرار میکندبنابر روایتی در میدان رحبه ،کوفه امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کرد ایشان داستان غدیر را مطرح کرد 25 سال گذشته و حضرت خودش رئیس حکومت است و اینجا هم کوفه است؛ مدینه نیست حضرت خواست ببیند چه کسانی غدیر را به یاد دارند؛ چون نسل که عوض نشده است سیزده ،نفر بعضی جاها پانزده نفر یا کمتر از بیست نفر بوده اند.

آقا نگاه کردند و دیدند انس بن مالک با سه نفر دیگر جلو نشسته است. فرمود: تو غدیر یادت نیست؟! گفت: آقا حافظه ام ضعیف شده و یادم رفته است او دروغ میگفت؛ در حالی که در غدیر هجده سالش بوده و از غدیر 25 سال گذشته است. حضرت فرمود: «اللَّهُمَ مَنْ كَتَمَ هَذِهِ الشَّهَادَةَ وَ هُوَ يَعْرِفُهَا فَلَا تُخْرِجُهَا مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى تَجْعَلَ بِهِ آيَةً»؛ خدایا! آنها که کتمان حق میکنند از دنیا نروند تا این که مبتلا به آفتی شوند. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ، ج 37، ص197)از افراد مطرود واقع شده، «انس»بود که به مرض برص هم مبتلا شد و از دنیا رفت.

 

4. توجیه گر حق

قرآن کریم می فرماید: «تلبِسُونَ الحَقَّ بِالبَطِلِ»؛(آل عمران، آیه 71). توجیه گر حق آنقدر فیلم بازی می کند او نمیگوید نیست؛ نه این را نمی گوید؛ بلکه میگوید: معنایش این نیست!


نکته سوم

کیفیت دفاع از حق

اصل بحث ،من کیفیت دفاع از حق است. اساس عرایض بنده هم روی این بخش است

در بحث دفاع از حق، دو گونه باید دفاع کرد: 1. معرفی حق؛ 2. پذیرش حق.

حضرت میخواهد آنهایی که حق را نمیدانند بشناسند آنهایی را که میدانند اما خودشان را به نادانی زده اند .درواقع جلوه میدهند تا این پرده کنار برود و دفاع کنند؛ چنان که مهاجر و انصار میدانستند و وقتی حضرت زهرا علیها السلام در خانه آنها می رفت میگفتند قبول داریم؛ اما فردا برای دفاع نمی آمدند.

 

این دفاع از حق هم زن و مرد ندارد هرکسی در هر جا و مرحله ای این حق را تشخيص داد باید دفاع کند. جالب این که قرآن کریم در دو جا میفرماید: اگر این دفاع نباشد گمان نکنید فقط مسجد از بین میرود؛ بلکه کلیسا هم از بین میرود صُوْمِعَة هم از بین میرود مرکز عبادت یهودیها هم از بین میرود. بالاتر، هرکجا که نام خداست، از بین میرود.

خدا اوّل مدافع حق است: «إِنَّ اللَّهَ يُدْفِعُ عَنِ الَّذِينَ ءَامَنُوا (حج آیه 38)

 

خدا رحمت کند آیت الله مصباح را که ما خدمت ایشان بودیم ایشان می فرمود: مجراى تحقق اراده الهی بندگان اند خدا که در زمین علیه بندگانش شمشیر به دست نمیگیرد؛ بلکه بندگان او هستند که از دین او حمایت و دفاع میکنند. مجرایتحقق الهی افراد هستند و آیه هم همین را میگوید «وَ لَو لَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَت صَوْمِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَوتُ وَ مَسجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا(حج، آیه 40)اگر داعش حاکم میشد مسیحیت را هم میزد که زد اگر داعش حاکم میشد به هیچ معتقد به خدایی با این عقیده شوم و انحرافی خودش رحم نمیکرد که به ناموس مسیحیّت جسارت کردند به مسلمانها به اهل سنّت

 

«إِنَّ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ سَيَجعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا».(مریم، آیه 96)چرا شهید سلیمانی محبوب القُلوب شد؟ من در بیت الزهراء ،کرمان کنار مزار این شهید والامقام گفتم پاسخ این آیه است

دفاع از حق هزینه دارد زبان از حلق بیرون میکشند؛ مثل ميثم بدن شقه شقه می کنند؛ مثل سميه مادر عمّار ارباً ارباً میکنند؛ مثل وجود مقدس على اكبر. قطعه قطعه می کنند؛ مثل وجود مقدس ابا عبد الله علیه السلام. دستی که برای دفاع از حق بلند شود، قطع میکنند. مگر دست جعفر بن ابی طالب را در موته قطع نکردند؟ مگر دست ابالفضل العباس علیه السلام را از بدن جدا نکردند: «والله إِنْ قَطَعْتُمُ يَمينِي إِنِّي أَحَامِي أَبَداً عَنْ دِينِي. »(مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهر آشوب)، ج 4، ص108).
مگر دست عبدالله بن الحسن را که برای دفاع از امامش، آمد قطع نکردند؟ مگر دست شهید سلیمانی روی زمین نیفتاد؟

 

اصل دفاع از حق همین است زن و مردم هم ندارد سوده همدانی زن است پیش معاویه آمد و آن چنان از علی علیه السلام دفاع کرد که اشک اطرافیان را درآورد :گفت «صل الاله على جسد (جسم) تضمنه قبر فاصبح فيه العدل مدفوناً؛ درود بر آن بدنی که وقتی به خاک ،رفت عدالت را هم با خود دفن کرد»معاویه گفت: چه کسی را میگویی؟ چه کسی را این طور می سزایی؟ گفت: «ذلك عَلِيُّ بْنُ ابى طالب (بلاغات النساء ، ص 48؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج1، ص394.)

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group