سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ


سخنرانی مکتوب حجت الاسلام رفیعی - ولایت پیامبر (ص)

قال الله تبارک و تعالی: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُو الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبُغْضِ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أولياكم مَعْرُوفاً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً (احزاب ،6.)
پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها مؤمنان محسوب می شوند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرر داشته اولی هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید)؛ این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است.

 

مقدمه
آیه ششم سوره احزاب چهار نکته مطرح می کند. اولین نکته این است: ولایت تام پیامبر (ص) النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ (احزاب ،6) پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
پیامبر (ص)نسبت به شما از خودتان بیشتر اختیار دارد.


ولایت های محدود
ولایت انواع مختلفی دارد ولی همه شان محدود است؛ مثلا: پدر بر بچه صغيرش ولایت دارد. کسی که سفیه یا مجنون است اولیائش بر او ولایت دارند. کسی که یتیم است و بر او ولایت دارد تا از او سرپرستی کند. مرد به همسر ولایت دارد. اما این ولایت ها حد و مرز دارند و محدودند. تنها کسی که ولایت تام و کامل دارد پیامبر خداست.

 

نامحدودترین ولایت، ولایت پیامبر و ائمه (ع)
البته ائمه معصومین (ع)هم چنین ولایتی دارند؛ چون جانشین پیامبرند. معنای آیه این است که اگر شما تصمیم گرفتید در خانه بمانید و به جهاد نروید اما پیامبر (ص)می فرماید: بروید، باید بروید. حتی اگر می خواهید دختری را شوهر بدهید و پیامبر (ص)صلاح بداند این ازدواج با کسی دیگری واقع شود حرف پیامبر (ص)در این جا اولویت دارد.
چرا پیامبر (ص)صاحب چنین ولایتی است؟ چون پیامبر معصوم و مصون از خطاست و اشتباه نمی کند. ولایت پیامبر (ص)مثل ولايت خداست که خدا به او داده است.


بصیرت امیرمؤمنان (علیه السلام)
پیامبر گرامی اسلام (ص)شتری را از مردی منافق خریداری کرده بود. پولش را چهارصد درهم پرداخته بود. آن منافق را تحریک کردند که بگومن پول را نگرفتم. او هم گفت پول را نگرفتم. اختلاف شد. پیامبر گرامی اسلام (ص)می فرمود: پولش را داده ام. بعضی از اصحاب جلو آمدند و گفتند: چه شده است؟ پیامبر (ص)قضیه را تعریف کرد. گفتند: شاهد داری؟ فرمود: نه. آنها هم رفتند.


امیرالمؤمنین (ع)از راه رسید و پرسید ماجرا چیست؟ پیامبر (ص)داستان را تعریف کرد. امیرالمؤمنین (ع)گفت: من شهادت می دهم که حق با پیامبر (ص)است. فروشنده شتر گفت: مگر شما دیده اید؟ امام على (ع)فرمود: نُصَدِّقُكَ عَلَى الْوَحْيِ مِنَ السَّمَاءِ وَ لَا نصدقک عَلَى أَرْبَعِمِائَةِ دِرْهَمٍ »؛ (من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 108؛)
ما شما را بروحی تصدیم کردیم، آن وقت اندازه چهارصد درهم شما را قبول نداشته باشیم.

 

این پیامبر فرمود: خدا هست، ما قبول کردیم؛ فرمود: بهشت و جهنم وجود دارد، قبول کردیم؛ اکنون که می گوید من چهارصد درهم پول دادم، تصدیقش نکنم؟ معلوم است تصدیقش میکنم؛ چون معصوم است. معلوم است که تو دروغ می گویی. این داستان نشان دهنده نهایت پیامبر شناسی و معصوم شناسی است.

پیامبر (ص)فرمود: قسم به آن که جانم در دست اوست، هیچ یک از شما به حقیقت ایمان نمی رسد مگر زمانی که من در نزد او محبوب تر از خودش و مالش و فرزندش و تمام مردم باشم. (تفسیر نمونه، ج 17، ص 204.)

 

تعیین ولایت حضرت على (ع)در غدیر
رسول خدا (ص)در غدير به مردم فرمود: السِّتِّ أولی بِكُمْ مِنْ أنفسکم »؛مگر من بیشتر از خودتان بر شما ولایت ندارم؟
گفتند: آری. در واقع رسول خدا (ص)در غدير مضمون این آیه را تکرار کرد. سپس فرمود: اگر من بر شما ولایت دارم پس : مِنْ کنت مَوْلَاهُ فَعَلِيُّ مَوْلَاهُ »( بحارالانوار، ج 37، ص 119)
هر کس من مولایش هستم، علی نیز مولای اوست .همین ولایت را به على میدهم.

 

قبول نکردن حق
وقتی خبر ماجرای غدیر به شهرهای مختلف رسید، شخصی به نام نعمان بن حارث به مدینه آمد و گفت: یا رسول الله! خودت على (ع)را انتخاب کردی یا خدا انتخاب کرد؟ اگر خودت انتخاب کردی، قبول ندارم. اگر خدا تعیین کرده، تحمل ندارم. علامه امینی رحمة الله در الغدیر این داستان را ذیل سوره معارج از سی کتاب اهل سنت نقل کرده است. نعمان گفت: اگر تو راست می گویی، سنگی از آسمان بیاید و من را بکشد تا من نبینم شما چنین کاری کردی. (بحارالانوار، ج 37، ص 175؛)

 

اعتراض ناعادلانه به پیامبر (ص)
جنگ حنین اولین جنگ بعد از فتح مکه است. اولین جنگی است که ابوسفیان در سپاه اسلام حضور دارد و مردم تازه مسلمان مکه هم در آن شرکت کرده اند. جنگ تمام شد و غنائم بی شماری به دست آمد. شتر و گاو و گوسفند و پول و اسلحه و... پیامبر بیشتر غنائم را به تازه مسلمانان مکه داد و مدینه ای ها سهم کمتری گرفتند. یکی از مسلمانان مدینه ای اعتراض کرد و گفت: یا رسول الله ! عادلانه تقسیم کن.

 

حضرت فرمود: اگر من عادل نباشم پس چه کسی عادل است ؟! اگر از پیامبر(ص)توضیح خواستید، توضیح می دهد. این ها تازه مسلمان شده اند و برای این که دلشان به اسلام گرم شود سهم بیشتری دریافت کردند. (الكافي، ج 6، ص 139؛) اما حتی اگر دلیل رفتار پیامبر (ص)را هم ندانیم، چون معصوم است باید از او اطاعت کنیم.

 

اطاعت از فرمان پیامبر (ص)
جوانی کوتاه قامت و سیاه چهره که فقیر هم بود به مدینه آمد و مسلمان شد. پیامبر (ص)دو قطعه لباس به او داد. یک آدم فقير و ندار امامؤمن و متدین و خوش خلق. حضرت به او فرمود: به خانه فلانی بروو از دخترش خواستگاری کن. جوان به خواستگاری رفت. اما پدر دختر گفت: من به تو دختر بدهم؟ جوان گفت: پیامبر (ص)مرا فرستاده است.

 

دخترشنید و به پدرش گفت: خدمت پیامبر (ص)برو و از خود حضرت بپرس. چون بعضیها دروغ هم میگفتند. دختر گفت: اگر پیامبر (ص)دستور داده ، من با این فرد ازدواج می کنم؛ حتی اگر تو که پدرم هستی مخالفت کنی.
پدر دختر نزد پیامبر (ص)آمد و گفت: یا رسول الله ! شما این شخص را فرستادید؟ فرمود: آری، این ازدواج را قبول کن. تاریخ میگوید: این جوان در یکی از جنگ ها شهید شد. همسرش هم خیلی خواستگار داشت. اصلا این ازدواج، امتیازی برای او شد. می گفتند: این دختر را پیامبر (ص)عروس کرده و به این ازدواج دستور داده است. این زن در مدینه از بیوه هایی بود که موقعیت والایی داشت و می گفت: من دیگر شوهری مثل او پیدا نمیکنم.

 

نجات یهودی به برکت پیامبر (ص)
جوانی یهودی پیامبر (ص)را دوست داشت و گاهی در کوچه های مدینه به ایشان سلام می کرد. چند روز گذشت و حضرت او را ندید. به حضرت گفتند: جوان یهودی در بستر بیماری است. فرمود: به عیادتش برویم. پیامبر (ص)تشریف آورد و در کنار جوان نشست. خانواده اش هم بودند. پیامبر (ص)به جوان فرمود: دلت می خواهد مسلمان شوی و در قبرستان مسلمانها تو را دفن کنند و با باور به من از دنیا بروی؟
گفت: یا رسول الله ! خیلی دوست دارم ولی پدرم نمی گذارد .


حضرت به پدرش فرمود. گفت: خودش می داند. با این که یهودی بود اما به حرف پیامبر (ص)احترام کرد؛ در حالی که بعضی از مسلمان ها به پیامبر بی احترامی میکردند و در مقابل دستورات حضرت به مخالفت علنی می پرداختند.

پیامبر (ص)بلافاصله شهادتین را به آن پسر تعلیم داد. همان موقع هم از دنیا رفت. پیامبر (ص)فرمود: بروید مقدمات غلسش را آماده کنید. خودش او را غسل داد و کفن کرد و بدن را میان قبر گذاشت. سپس لبخند زد و فرمود: خدا را شکر که امروز غیرمسلمانی را به دست من نجات داد. (امالى صدوق، ص 397؛)
پذیرش ولایت پیامبر (ص)این است که هر چه فرمود بپذیری، مانند پدر آن جوان یهودی.

 

پذیرش داوری پیامبر (ص)
فَلَا رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يحموك فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً (نساء، 65.)
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ وکاملا تسليم باشند.

این آیه یکی از چندین آیه ای است که ولایت پیامبر (ص)را نشان می دهد. دو نفر بر سر موضوعی اختلاف داشتند. یکی از آنها نیز پسرعمه پیامبر (ص)بود. دو نفری نزد پیامبر آمدند. ایشان دید حق با زبیر است و به نفع او رأي داد. وقتی قضاوت تمام شد و بیرون آمدند، کسی که محکوم شده بود معترضا نه گفت: من این حکم را قبول ندارم و این قضاوت – العياذ بالله - عادلانه نیست؛ چون پیامبر (ص)به نفع فاميلش حکم کرد. در این جا این آیه نازل شد که خطابش بسیار تند است. (الكافي، ج 1، ص 390؛)

 

شخصیت والای پیامبر (ص)
عزیزان من! برترین شخصیت جهان خلقت ، رسول خداست. گل سرسبد آفرینش رسول خداست. هیچ کس از نظر شخصیتی به پیامبر (ص)نمی رسد. وقتی نام رسول خدا (ص)نزد امام صادق (ع)برده شد سرش را تا روی زمین خم کرد و فرمود: پدر و مادر و اولادم و همه خلق فدای رسول الله ! (کافی، ج 6، ص 39:)


امیرالمؤمنین (ع)در نهج البلاغه میفرماید: من مثل بچه شتری که دنبال مادرش میدود ، این طور دنباله رو پیامبر بودم. (نهج البلاغه، خطبه 192) من عبد پیامبر (ص)هستم. (کافی، ج 1، ص 90 )حضرت علی (ع)هرگز در مقابل پیامبر (ص)اظهار حضور نکرد. تمام خطبه هایی که در نهج البلاغه می بینید مربوط به بعد از پیامبر (ص)است. این شخصیت برتر جهان خلقت است که خدا بر ما منت نهاد.
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً بَيْنَ أَنْفُسِهِمْ (آل عمران ، 164.) خداوند بر مؤمنان منت نهاد (نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت.
این پیامبر (ص)برشما و خانواده تان اولویت دارد.

 

انتقال ولایت پیامبر به حضرت على (ع)
البته این اولویت عقلانی است. این اولویت، اولویت کسی است که بیشتر از خودمان برای من و شما دل می سوزاند. در بستر اشک می ریزد ومی گوید: خدایا! امتم! این اولویت کسی است که تا حق شفاعت نگرفت، از این دنیا نرفت.
همین ولایت را پیامبر (ص)در غدیر به امیرالمؤمنین (ع)داد. فرمود: من به شما از خودتان اولی هستم؟ گفتند: آری. فرمود:مِنْ کنت مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلَاهُ »هركس من مولایش هستم این علی نیز مولای اوست.


کسانی که مولا را در این حدیث به دوست و رفیق معنا می کنند و میگویند: منظور این است که با علی (ع)رفيق باشید، باید به این پرسش پاسخ بدهند که این همه آدم جمع کردن و برو و بیا و ابلاغ آیه قرآن و اعتراف گرفتن برای این بود که پیامبر (ص)بفرماید: علی (ع)دوست شماست؟ «من کنت مولاه» ولایت خود پیامبر (ص)است که بدون هیچ قید و شرطی به امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (ع)رسید.


خدا در قرآن می فرماید:إِنَّما ولیکم اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهْمُ راكون (مائده، 55.)
سرپرست و ولت شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند؛
همانها که نماز را برپا می دارند، و در حال رکوع، زکات می دهند. این آیه، آیه ولایت نامیده می شود و بیان می کند که ولی شما خدا و پیامبر (ص)و امیرالمؤمنین (ع)هستند.

باز آیه دارد : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنکُمْ (مائده، 59.) اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمررا .

 

اولی الامر چه کسانی هستند؟
منظور از اولی الامر که قاضی و فرمانده جنگی نیست. اطاعت محض برای کسی است که مثل پیامبر (ص)است، و آن، ائمه معصومین (ع)هستند. جابر بن عبدالله می گوید: پرسیدم: یا رسول الله ! ولایت خدا و شما را فهمیدیم؛ اولی الامر چه کسانی هستند؟ پیامبر (ص)ائمه را یک به یک تا آخرشمرد. (كفاية الاثر، ص 54:)
این اولی الامر را بر چه کسی می خواهید تطبیق کنید؟ خود پیامبر (ص)تفسیر کرده، منابع شیعه و سنی هم نوشته اند که امیرالمؤمنین (ع)و فرزندانش هستند.

پس حضرت امیر (ع)هم نسبت به ما اولویت دارد. از این رو پیامبر (ص)فرمود: من و علی (ع)پدران امت هستیم. (عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 85؛)

 

اثر خواندن دعای مشلول
مرحوم مجلسی در بحارالانوار می گوید: امام حسین (ع)فرمود: کنار کعبه بین رکن و مقام صدای گریه شنیدم. دیدم جوانی است. گفتم: چه شده؟ گفت: فلج شده ام؛ دست و پایم از کار افتاده و برای شفا آمده ام. گفتم: داستانت چیست؟ نزد پدرم امیرالمؤمنین بیا و داستانت را بگو. امام حسین (ع)می فرماید: جوان را نزد امیرالمؤمنین (ع)بردم و او داستان خود را تعریف کرد.

این جوان با گریه شعری می خواند: يامن يُجِيبُ دُعَا الْمُضْطَرِّ فِي الظُّلَمِ *** یا كَاشِفَ الضرو الْبَلْوَى مَعَ السَّقَمِ


گفت: من خیلی گناه داشتم، مخصوصا در ماه رجب وشعبان. همواره دنبال کارهای لغو و موسیقی و شادی بودم. اصلا به خدا توجه نداشتم؛ گویا خدایی وجود ندارد. پدرم مردی مهربان و مؤمن بود. خوب است که پدر رفیق شفیق باشد. پدری داشتم که با من رفیق شفیق بود. به من میگفت: گناه نکن. جوان ها! به حرف پدر و مادر گوش بدهید؛ به ازدواج های احساسی تن ندهید؛ در نمازتان کوتاهی نکنید.

پدر و مادری که به شما می گویند: نماز بخوان، دلشان به حال شما می سوزد. الآن سن سکته به 35 سال رسیده. این طور نیست که فکر کنی نود سال عمر می کنی. چرا گوش نمی کنید؟ مگر نماز چقدر وقت می گیرد که یا نمی خوانی یا در خواندنش کوتاهی می کنی؟! چرا باید بعضی از پدر و مادرها برای نماز و روزه و تدین و حجاب فرزندانشان حرص بخورند؟


جوان گفت: یک روز از کوره در رفتم و پدرم را کتک زدم. آن قدر او را زدم که دست و پایش مجروح شد. دل پدر را شکستم. دیگر پدرم نصیحتم نکرد. گفت: کنار کعبه می روم، نفرینت می کنم. بلند شد بین رکن و مقام آمد.
جوانها! از نفرین و ناراحتی پدر بترسید. اگر پدری دلش شکست حتی اگر نفرین نکند برکت از زندگی تان می رود. اگر پدری نسبت به شما نگران و ناراحت شد و به شما احساس زدگی پیدا کرد زندگی تان به همخواهد ریخت. مادر هم همین طور است. نگذارید پدر و مادر از شما برنجند.


جوان گفت: پدرم کنار کعبه آمد، چهار رکعت نماز خواند و مرا نفرین کرد و من فلج شدم. این فلج را از نفرین پدر دارم. پدر و مادرها! بچه ها را دعا کنید؛ بچه ها هم مراعات کنند. بالأخره یا امیرالمؤمنین! سه سال است که به این درد مبتلا شدم. پدرم هم از دنیا رفته و اجل به او مهلت نداد که بیاید برایم دعا کند.

 

امام على (ع)فرمود: ای جوان ! من جای پدرت هستم. سپس برای شفای این پسر دعایی خواند و فرمود: دعایی به تو می آموزم که چند اثر دارد: 1- هم و غم را می برد، 2- اندوه را برطرف می کند، 3- بیماری ها را شفا می دهد، 4- گناه با این دعا آمرزیده می شود.

 

امام حسین (ع)می فرماید: پدرم این دعا را به جوان یاد داد و او خواند و شفا پیدا کرد؛ ولی من بیش از این که از این داستان و شفای جوان خوشحال بشوم، از یادگرفتن این دعا خوشحال شدم. این دعا، دعای مشلول است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در آغاز مفاتیح الجنان آورده است.


امیرالمؤمنین (ع)فرمود: این دعا را پیامبر (ص)به من یاد داد و مشتمل بر اسم اعظم است. (بحارالانوار، ج 96، ص 197.)
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » یعنی پیامبر از خود شما بر شما اولویت دارد. کاری نکنیم پیامبر (ص)ما را از خودش جدا کند و براند.


خود پیامبر (ص)فرموده است که اگر کسی با مسلمانان فریب کاری کند از من جداست. کسی لباس دشمن را بپوشد، اخلاق دشمن ما را داشته باشد، خودش را به تیپ و قیافه دشمنان ما در بیاورد از من نیست . کسی که نمازش را سبک بشمارد از من نیست. کسی که خدا به او پول و اموال داده ولی به زن و بچه اش سخت بگیرد از ما نیست. کاری کنیم پیامبر (ص)نگوید این از ما نیست. این اولین نکته از چهار نکته ای بود که در آیه ششم سوره احزاب آمده بود.

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group