سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

سخنرانی مکتوب حجت الاسلام رفیعی - مسلمانان ضعیف الايمان

قَالَ اللَّهُ تبارک وَ تعالی :قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي یعصکم مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بکم رَحْمَةً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ ولیا وَ لا نَصِيراً (احزاب، 17.)
بگو: «چه کسی می تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ کند اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟!» و آنها جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای خود نخواهند یافت.

 

مقدمه
حدود هفده آیه از سوره احزاب به نبرد خندق اختصاص دارد. یکی از شاخصه های مهم جنگ احزاب رشادت امیرالمؤمنین (ع)و کشته شدن عمرو بن عبدود به دست آن حضرت است. آن حضرت همواره این قضیه را یکی از افتخارات خود برمی شمرد. حضور امیرالمؤمنین (ع)درسن بیست و پنج سالگی در این نبرد و مبارزه با سردار شجاع دشمن و به هلاکت رساندن او، به تعبیر پیامبر گرامی اسلام (ص)موجب عزت مسلمانان و ذلت و خواری کفار شد. (تفسیر نمونه، ج 17، ص 216 و225.)

 

خداوند در آیات نورانی سوره احزاب به مسائل حاشیه ای و ماجراهایی که در جنگ احزاب پیش آمد می پردازد. در این جنگ عده ای از مسلمانان فرار کردند. قرآن فرمود: فرار برایتان سودی ندارد. می خواهید از مرگ فرار کنید؟ کسی را از مرگ گریزی نیست.

قرآن کریم خطاب به مؤمنان ضعیف الايمان یا به منافقینی که دل مسلمانان را خالی می کردند می فرماید اگر خدا بخواهد به شما سود یا زیان برساند چه کسی مانع او می شود ؟! همه امور با اراده الهی انجام می گیرد. ای کسانی که از خندق فرار می کنید؟ آیا می خواهید جلوی اراده خدا بایستید؟ هرگز نمی توانید.

 

قدرت اراده خدا
اراده خدا فوق همه اراده هاست. قرآن می گوید: قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يعصمکم مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بکم سُوءاً أَوْ أَرادَ بکم رَحْمَةً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ ولیا وَ لا نَصِيراً (احزاب ،17)

بگو: «چه کسی می تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ کند اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟!» و آنها جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای خود نخواهند یافت.

 

مشرکان مکه تلاش کردند پیامبر (ص)را ترور کنند اما خدا پیامبرش را با تار عنکبوت حفظ کرد.

فرعون با لشکریانش پشت سر موسی بن عمران راه افتاد تا او و یارانش را بکشد اما دریا شکافت و حضرت رد شد؛ قوم فرعون هم غرق شدند. (شعراء ، 60-66)

مگر کسی توانست جلوی اراده الهی در شکافتن دریا یا سردشدن آتش بر إبراهيم (انبياء ، 69.) یا حفظ پیامبر با تار عنکبوت و یا نابودی قارون (قصص، 81.) وفرعون بایستد.
انسان وظیفه و تلاشش را باید انجام بدهد. ای پیامبر! بگو کیست که شما را حفظ کند؟ کسی نمی تواند شما را در برابر خدا یاری کند.

 

اراده خدا بر عزت یا ذلت کسی
قرآن می فرماید: قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الملک تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرُ (آل عمران، 26.)
بگو: «بارالها! مالك حكومت ها تویی؛ به هرکس بخواهی، حکومت می بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می گیری؛ هرکس را بخواهی، عزت می دهی؛ و هرکه را بخواهی خوار میکنی. تمام خوبیها به دست توست؛ تو بر هر چیزی قادری.

خدا بخواهد کسی را عزیز کند عزیز می کند ولو مردم بخواهند او را ذلیل کنند.

 

يوسف و برادرانش
برادران می خواستند يوسف (ع)را خوار سازند و از چشم پدر دور کنند. ده برادر دست به دست هم دادند و برادر کوچک شان را در چاه انداختند؛ ولی خدا میخواست یوسف (ع)سرشناس و عزیز شود.

خدا بخواهد کسی را زمین بزند زمین می زند ولو مردم بخواهند او را بالا ببرند. باید بدانیم اسباب عزت و ذلت در دست خودمان است.

 

بندگی خدا عامل عزیز شدن
شخصی به امام حسن (ع)عرض کرد: در توعظمت و بزرگ نمایی وجود دارد. آن حضرت فرمود: بلکه در من عزت وجود دارد. و این آیه را خواندند: وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ (آل عمران: 26.)
به هر کس بخواهی، حکومت می بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می گیری.

«تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ» یعنی کسی که زمینه ذلت را برای خودش فراهم کند، زیربار ظلم برود و از جهاد فرار کند یا گناه کند ذلیل می شود. کسی هم که بندگی خدا کند و در راه خدا تلاش بورزد عزیز می شود. عبارت « فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »؛ (نساء، 139.) حداقل سه بار در قرآن تکرار شده است. عزت و ذلت در دست خداست.

 

عظمت و اقتدار خدا
ده ویژگی از عظمت و اقتدار خدا در این دو آیه آمده است:


1-قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمِلَلِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
بگو: «بارالها! مالك حكومتها تویی؛ به هرکس بخواهی، حکومت می بخشی.

فرمانروایی و حاکمیت را خدا به کسی می دهد که بخواهد. مفسرین در این آیه بحث کرده اند که آیا حکومت بنی امیه و بنی عباس هم به خواست خدا بود؟ علامه طباطبایی رحمة الله می فرماید: حتی فرمانروایی و حکومت باطل هم به اذن الهی است، اما باطل است. اگر خداوند حتی به ظالمين اجازه حکومت ندهد، آنها نمی توانند حکومت کنند.

ایشان می گوید: این فرمانروایی هم فرمان روایی حق است و هم باطل. اگر امیرالمؤمنین (ع)حاکم است، از سوی خداست. اگر بنی امیه حاکم هستند، باز هم از سوی خداست؛ با این تفاوت که یکی حق است و دیگری باطل. همه امور به خدا برمی گردد.

 

در مقابل نظريه آن دسته از مفسرين و علامه طباطبایی، بعضی از مفسرين می گویند: منظور در این آیه ، فقط فرمانروایی حق است. روایت هم این منظور را تأیید می کند.

شخصی از امام صادق (ع)پرسید: « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » یعنی چه؟ فرمود: یعنی فرمانروایی را به کسی می دهیم که مورد تأييد الهی است. (پس حکومت حق ماست) اما بنی امیه آن را از ما غصب کرده اند. (الکافی، ج 8، ص 266)

 

2- وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ: و از هر کس بخواهی، حکومت را میگیری.

سلب کردن فرمان روایی نیز به دست خداست. از قارون و فرعون گرفت

 

3- وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ:هرکس را بخواهی، عزت می دهی.

عزت در دست خداست. چطور رسول خدا و حضرت یوسف عزیز شدند؛ چطور امام خمینی رحمة الله عزیز شد. خواستند صدای ایشان را درنطفه خفه کنند و او را تبعید کردند. اما اگر الآن نام امام را در هر کجای دنیا ببرید مردم ایشان را می شناسند.

 

4- وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ : و هرکه را بخواهی خوار می کنی.

خدا بخواهد کسی را خوار کند کسی نمی تواند از خواری و خفت او مانع شود.

 

5-بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شي قدیر :تمام خوبیها به دست توست؛ تو بر هر چیزی قادری.

تمام نیکی به دست خداست.

 

6و7- تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَ تُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ : شب را در روز داخل میکنی، و روز را در شب.
خداوند روز و شب را می گرداند.

 

8- وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ : و زنده را از مرده بیرون می آوری.
طبیعت در زمستان مرده است و با آمدن بهار، جان می گیرد.

 

9- وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ : و مرده را زنده.
مرده را نیز از درون زنده بیرون می آورد.

 

10- وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ (آل عمران، 26-27.) و به هر کس بخواهی، بدون حساب، روزی می بخشی.

 

فضیلت رزمندگان
آیه هجدهم سوره احزاب داستانی دارد:
در جنگ احزاب ، حدود یک ماه مسلمانان در بیرون مدينه بودند و سختی کشیدند؛ زیرا می بایست مقابل حمله دشمن بایستند. یکی از همین روزها یکی - دو نفر از مسلمانان به داخل شهر آمدند تا به کارهایشان رسیدگی کنند. دیدند چند نفر سفره انداخته اند و سرگرم خوردن گوشت بریان و نان و شراب و عیش و نوش هستند.


یکی از آنها برادر این فرد بود که برای رسیدگی به کارهایش آمده بود. او به برادرش رو کرد و گفت: چراخودتان را معطل کرده اید؟! برگردید و پیامبر (ص)را تنها بگذارید. چرا خودتان را در این جنگ درگیر کردید؟ آنان علاوه بر این که به جنگ نیامده بودند مانع از آمدن و مبارزه بقیه هم می شدند.

 

این آقا می گوید: وقتی به اردوگاه مسلمانان برگشتم به پیامبر (ص)گفتم: برادرم این طور گفت. در این هنگام آیه نازل شد: (تفسیر نمونه، ج 17، ص 234.)
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنکُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا (احزاب ،18)

خداوند کسانی که مردم را از جنگ باز می داشتند و کسانی را که به برادران خود می گفتند: «بسوی ما بیایید (و خود را از معرکه بیرون کشید)» بخوبی می شناسد؛ و آنها (مردمی ضعیفند و) جز اندکی پیکار نمیکنند.

 

کسانی بودند که به رزمنده ها می گفتند: منصرف بشوید. نزد ما بیایید و بخورید و بیاشامید؛ جنگ و جهاد را رها کنید. این افراد نه فقط در جنگ حضور نداشتند بلکه مانع حضور دیگران هم می شدند.

جهاد و جنگ و مبارزه با دشمن یکی از مهم ترین اصول دینی است. اصل اسلام بر شروع جنگ نیست اما اگر دشمن حمله کرد باید مقابلش ایستاد.

 

یکی از افتخارات امیرالمؤمنین علی (ع)این است که بیشترین سابقه جهاد را در تاریخ اسلام دارد و تقریبا در همه جنگ های پیامبر - به جز چند مورد، مثل: جنگ موته و تبوک - حاضر بود و جنگید.

در زمان خلیفه دوم شخصی آمده بود به او سهمیه بیت المال بدهند. خليفة دوم به او مقدار بیشتری داد. یکی از حاضران اعتراض کرد و گفت: چرا به او بیشتر می دهی؟ گفت: روزی که در احد خیلی ها فرار کردند این مرد ایستاده بود و شجاعانه می جنگید.

 

اصلا کسانی که در جنگ بدر و احد حضور داشتند در بین مسلمانان از جایگاهی ویژه برخوردار بودند و به آنها «بدرون» و «احديون» گفته می شد. قرآن کریم هم مجاهدان را بالاتر از خانه نشینان می داند: وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً (نساء، 95.)
خداوند وعده پاداش نيك داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.

آیه هجدهم احزاب نیز آنهایی که مردم را از جهاد باز می داشتند مذمت می کند.

 

ارزش جهاد و مجاهد
این داستان را بخوانید تا متوجه شوید جهاد چقدر مهم است. در قرآن سوره ای به نام عادیات است که در جزء سی ام قرار دارد. این سوره چنين آغاز می شود: وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً * فَالْمُورِياتِ قَدْحاً (عاديات، 2-1)

سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس زنان به پیش می رفتند، و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان).

 

ماجرا از این قرار بود که به پیامبر گرامی اسلام (ص)خبر دادند دوازده هزار نفر در بیابانی به نام وادی یابس گرد آمدند و با هم هم پیمان شدند پیامبر (ص)را به شهادت برسانند و مسلمانان را قلع و قمع کنند تا اسلام به کلی از بین برود. مؤمن نباید بنشیند تا به او حمله کنند. در واقع فتنه را باید در نطفه خلفه کرد. وقتی به پیامبر خدا (ص)گفتند روم قصد حمله دارد، حضرت با مسلمانان هفتصد کیلومتر تا مرز تبوک رفت.

 

در این ماجرا هم زمانی که پیامبر شنید دوازده هزار نفر با هم تعهد بسته اند بیایند اسلام را از بین ببرند، بلافاصله گروهی از اصحاب را فرستاد و فرمود: بروید با آنها مذاکره کنید. اگر قبول می کنند برگردند، ما با آنها کاری نداریم. رفتند با آنها مذاکره کردند و برگشتند گفتند: یا رسول الله ! اینها مصمم هستند و اسلحه و نیروی فراوانی دارند. همین روزها به مدینه حمله می کنند. این جریان مربوط به سال هشتم هجری یعنی سه سال بعد از جنگ خندق است. پیامبر تلاش اميرالمؤمنین (ع)را خواستند و فرمودند: علی جان ! نیرو جمع کن و برو. امیرالمؤمنین (ع)به طرف وادی یابس رفتند. اول با آنها گفت وگو کردند و فرمودند: یا اسلام را بپذیرید یا برگردید و بروید.

 

بارها گفتیم بنای اسلام بر جنگ نیست.

در جنگ صفین به آقا می گفتند: شروع کن. می فرمود: من شروع کننده نیستم.

در کربلا هم اولین تیر را عمرسعد به سمت خیمه های ابی عبدالله (ع)انداخت.

 

امیرالمؤمنین (ع)دیدند صحبت کردن با دشمن بی فایده است؛ به ناچار وارد جنگ شدند. به این جنگ ذات السلاسل می گویند؛ چون اسیرها را با زنجیر وسلسله وار به هم بسته بودند. امیرالمؤمنین (ع)در میدان جنگ بود که نیمه شب این سوره بر پیامبر (ص)نازل شد: والعادیات ضَبْحاً * فَالْمُورِياتِ قَدْحاً * فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً »

سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس زنان به پیش می رفتند، و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان)، و سوگند به هجوم آوران سپیده دم .

 

پیامبر (ص)برای نماز صبح به مسجد آمد و بعد از سوره حمد این سوره را خواند. مسلمانها بعد از نماز به پیامبر (ص)گفتند: این سوره جدید است؟

فرمود: آری، دیشب برمن نازل شد. خدا در این سوره سه قسم خورده است: 1- قسم به اسب هایی که در میدان جنگ نفس نفس زدند، 2- قسم به اسب هایی که وقتی حرکت کردند زیرپایشان جرقه زد. وقتی اسب سریع می دود نعلش باسنگ برخورد می کند و جرقه می زند. این معنای «موريات» است. 3- قسم به سواره های شجاعی که روی اسب نشستند و با دشمن جنگیدند.

 

این سه قسم درباره رزمنده های نبرد ذات السلاسل نازل شده واین سوره ، از سوره هایی است که جزء افتخارات امیرالمؤمنین (ع)به شمار می رود. هنوز حضرت از نبرد ذات السلاسل برنگشته بود که پیامبر (ص)از پیروزی لشکر اسلام خبر داد. در بعضی از نقل ها آمده پیامبر (ص)کیلومترها از مدينه بیرون آمد و به استقبال امیرالمؤمنین (ع)رفت و ایشان را در آغوش رفت. (تفسیر نمونه، ج 27، ص 239.)

خدا به نفس اسب ها و جرقه سم اسب ها و سواره های میدان نبرد قسم خورده است که آنها شجاعانه جنگیدند اما در سوره احزاب شکوه می کند و می فرماید: برخی مسلمانان به رزمنده ها می گفتند: برگردید و نجنگید.

 

ویژگی های افراد ضعیف الايمان
خداوند در آیه نوزدهم سوره احزاب چند ویژگی افراد ضعیف را که مانع جهاد می شدند، بیان می کند و می فرماید:

1-بخل
اولین ویژگی های افراد ضعیف الایمان، بخل است. قرآن می فرماید: أَشِحَّةً علیکم- آنها در همه چیز نسبت به شما بخیلند.

آنها بخیل بودند. بخل که همیشه بخل مالی نیست، بلکه انواع سه گانه ای دارد: مالی، جانی و فکری. بعضی ها می توانند حرف بزنند و مشاوره و نظر بدهند اما بخل می ورزند. بعضی ها می توانند جانشان را بدهند اما بخل می ورزند. بعضی ها بخل قلمی دارند؛ می توانند نامه ای بنویسند و کار شما را راه بیندازند ولی بخيل اند. گاهی بخل، زبانی است. دو کلمه با این جوان حرف بزند درست می شود اما دوست ندارد. با تدبر در آیات سوره احزاب، به عظمت رزمنده های ما در جبهه ها پی می برید که امام خمینی فرمود: من به دست و بازوی اینها بوسه می زنم و به این بوسه افتخار می کنم.

 

در فتح المبین می خواهند عده ای را از میدان مین عبور بدهند. رزمنده ای جلو می آید و می گوید: ثبت نام کنید و فقط مجردها اسم بنویسند. و با این که متاهل است اما اسم خودش را جزء مجردها قرار می دهد. این جاست که شما اهمیت شهید همت ها و زين الدين ها را می بینید. این که امام خمینی رحمة الله فرمود: این رزمنده ها و مردم، از بعضی از مردم اصحاب زمان پیامبر (ص)و ائمه علیهم السلام بالاتر هستند، حرف درستی است.

 

در میان اصحاب رسول خدا (ص)شجاعانی مثل سلمان و عمار بوده اند اما قرآن از برخی مسلمانان ضعیف شکوه می کند و می فرماید: اینها بخل داشتند.

قرآن می فرماید: فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً (احزاب، 19.)

 

آنها در همه چیز نسبت به شما بخیلند؛ و هنگامی که (لحظات) ترس (و بحرانی) پیش آید، می بینی آن چنان به تو نگاه می کنند، و چشمهایشان در حدقه می چرخد، که گویی می خواهند قالب تهی کنند. اما وقتی حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهای تند و خشن خود را با انبوهی از خشم و عصبانیت بر شما می گشایند (و سهم خود را از غنایم مطالبه می کنند!) در حالی که در آن نیز حریص و بخیلند؛ آنها (هرگز) ایمان نیاورده اند، از این رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد؛ و این کار بر خدا آسان است.

 

وقتی می ترسیدند، به تو نگاه می کردند و چشم هایشان در حدقه دور می زد. مثل آدمی که می خواهد بمیرد از مرگ می ترسد، اینها این طور از جنگ می ترسیدند. زبانشان هم دراز است و وقتی جنگ تمام می شود ادعایشان گوش فلک را پر می کند. کلمه «اشحه» دوبار در آیه تکرار شده است. «شح» بخل شدید است. خدا در این آیه می فرماید: این ها بخیل هستند. اصلا خیالتان را راحت کنیم: اینها ایمان ندارند؛ کسی که ایمان داشته باشد از جهاد نمی ترسد. و چون ایمان ندارند خدا هم اعمالشان را خبط می کند و پوچ می سازد.

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group