سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

قلب، کانون دوستی و دشمنی – استاد رفیعی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قال الله تبارک و تعالی: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ بَيْنَ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَ ما جَعَلَ أزواجکم الائي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ وَ ما جَعَلَ أدعياءکم أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قولکم بأفواهکم وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ (احزاب، 4)
خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده؛ و هرگز همسرانتان را که مورد «ظهار» قرار میدهید مادران شما قرار نداده؛ و (نیز) فرزند خوانده های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است؛ این سخن شماست که به دهان خود می گویید (سخنی باطل و بی پایه )؛ اما خداوند حق را می گوید و او به راه راست هدایت می کند.

 

مقدمه
در آیه چهارم سوره احزاب چند مطلب آمده که قابل توجه است و به هر کدام باید جداگانه پرداخته شود. بعضی از مفسرین گفته اند: در میان اعراب قبل از اسلام یک سری خرافات ،عقاید باطل و باورهای غلطی وجود داشت که در این آیه به سه تا از این باورهای غلط اشاره شده و خدا بر آنها خط بطلان کشیده است.

 

هر انسانی یک قلب دارد!
اولین نکته ای که در چهارمین آیه سوره احزاب آمده است:ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ بَيْنَ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ  خداوند برای هیچ كس دودل در درونش نیافریده.   همه ما یک قلب داریم. خدا در درون یک نفر دوتا قلب قرار نداده است.
این حقیقت خیلی روشن است. مثل این که بگوییم: خدا برای هیچ کس چهار چشم یا چهار گوش یا دو معده قرار نداده است. این آیه می خواهد چه بگوید؟ دو تفسیر برای این آیه بیان شده که هردو را عرض میکنم؛ گرچه تفسیر دوم روایات بیشتری دارد و مورد تأكيد مفسرین است.


تفسير اول آیه 4 سوره احزاب
تفسير اول که بعضی از مفسرین نوشته اند این است که در مکه شخصی مشرک به نام ابومعمر بود که حافظه ای قوی داشت.
او از مخالفين رسول خدا (ص) بود و در جبهه کفار قرار داشت.
ابومعمر بین مردم شایع کرده بود که من دو قلب دارم و به همین علت فهم ودرک و حافظه ام زیاد است. علم پزشکی هم که در آن زمان مثل امروز پیشرفت نکرده بود.


خلاصه ابومعمرمی گفت: من آدمی متفاوت با همه هستم و شما باید به سراغ من بیایید. چرا از کسی که می گوید من پیامبر هستم تبعیت می کنید؟او با این حرف ها عده ای را دور خودش جمع کرده بود.
در جنگ بدر وقتی مسلمانان پیروز شدند و مشرکان شکست خوردند و پا به فرار گذاشتند همین شخص در سپاه مشرکین بود و فرار می کرد. او به قدری ترسیده بود که یک لنگه کفش را پوشیده و لنگه دیگر را در دست گرفته بود؛ یعنی با یک پای برهنه و یک پا در کفش میگریخت!


ابوسفیان به او گفت: چرا یک لنگه را در دست داری و دیگری را پوشیده ای؟ پاسخ داد: فکر کردم هردو را پوشیده ام! در آن روز بود که مردم فهمیدند او فقط یک قلب دارد؛ چرا که فراموش کرد یک لنگه کفش در دستش است!
برخی می گویند آیه چهارم سوره احزاب درباره همین شخص یعنی ابومعمر نازل شد. (تفسیر صافی، ج 4، ص 162؛)
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ بَيْنَ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده .
خدا برای هیچ کس دوقلب قرار نداده است. اگر قرار بود به کسی دو قلب بدهد حتما به انبیاء و ائمه علیهم السلام می داد.

 

تفسیر دوم آیه 4 سوره احزاب
ولی بیشتر مفسرین مطلب دیگری نوشته اند. می گویند: این آیه می خواهد بگوید در درون یک انسان فقط یک محبت است.
نمی شود آدم هم خدا را دوست داشته باشد و هم بت را؛ هم اهل بیت علیهم السلام را دوست داشته باشد و هم کافران را؛ هم یزیدی باشد و هم حسینی؛ هم علوی باشد و هم در جبهه ضد علوی. این آیه می گوید: یک قلب کانون یک محبت است.

 

منافقین دورو بودند. نزد پیامبر (ص) می آمدند و می گفتند: ما با تو هستیم. نزد کافران می رفتند و می گفتند: ما با شما هستیم. آنها به پیامبر (ص) می گفتند: ما شهادت می دهیم تو رسول الله هستی. اما قرآن پاسخشان را داد: دروغ می گویند؛ آنها پیامبر را فرستاده خدا نمی دانند. (منافقون: 1)

 

اگر کسی خودش را در هر دو جبهه حق و باطل دوست جلوه داد و هردو محبت را در دلش جا داد، حتما یکی اش دروغ است. اصلا امکان ندارد آدمهم یزید را دوست داشته باشد و هم امام حسین (علیه السلام) را؛ هم خدا را دوست داشته باشد و هم بت را؛ هم پیامبر (ص) را دوست داشته باشد و هم ابوسفیان و ابوجهل را. چنین چیزی امکان ندارد.

 

دوستی با اولیا، دشمنی با اعداء
محبت اهل بیت علیهم السلام با دوستی دشمنانشان قابل جمع نیست. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: لَا يَجْتَمِعُ حُبَّنَا وَ حُبُّ عَدُوَّنَا فِي جَوْفِ إِنْسَانٍ إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلِ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ » (بحارالانوار، ج 31، ص 5.)
محبت ما و محبت دشمن ما در درون یک نفر جمع نمی شود. خداوند در درون هیچ کس دو قلب قرار نداده است.


نمی شود هم دوستی ما و هم دوستی دشمن ما در دل یک نفر جمع شود. خدا برای یک آدم دوتا کانون محبت قرار نداده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که نماز می خواند اما قلبش جای دیگری است، مصداق این آیه است. (بحارالانوار، ج 82، ص 136)


هم چنین فرموده اند: کسی که مدعی محبت ماست اما از دشمنان ما بیزار نیست، دروغ می گوید. وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) إِنَّ فُلَاناً یوإليكم إِلَّا أَنَّهُ يَضْعُفُ عَنِ الْبَرَاءَةِ مِنْ عدوکم قَالَ هَيْهَاتَ کذب مِنْ ادعی مَحَبَّتِنَا وَ لَمْ يَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّنَا»؛ (بحارالانوار، ج 27، ص 58).

 

محکم ترین دستگیره ایمان
خدا می خواهد تولی و تبری و حب و بغض را در این آیه بیان کند.
روزی پیامبر اکرم (ص) به اصحابش فرمود: چه کسی میداند محکم ترین دستگیره ایمان چیست؟ چه کسی می داند محکم ترین دستگیره چیست که روز قیامت آدم را نجات می دهد؟ شخصی گفت: نماز، یکی گفت: روزی. دیگری گفت: حج. هرکس چیزی گفت. رسول خدا (ص) فرمود: همه پاسخ هایی که گفتید درست است اما جواب سؤال من نیست.

محکم ترین دستگیره ایمان این است: الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ »؛دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا. (کافی، ج 2، ص 126؛)

 

محشور شدن با پیامبر (ص) نتیجه محبت پیامبر (ص)
مؤمن باید موضع داشته باشد. روزی پیامبر (ص) به مسجد آمدند. شخصی موقع نماز با عجله آمد و گفت: یا رسول الله ! قیامت چه موقع برپا می شود؟ حضرت دیدند موقع نماز است. فرمودند: اول نماز بخوانیم. وقتی نماز خواندند، فرمودند: شخصی که پرسید قیامت چه زمانی برپا می شود کجاست؟ گفت: این جا هستم. فرمود: تو چه چیزی آماده کردی که از قیامت می پرسی؟ گفت: من مرد کم عملی هستم و فقط واجباتم را انجام می دهم؛ اما یک ویژگی دارم : خداوند و شما را خیلی دوست دارم.

 

پیامبر (ص) فرمود: من هم خوشحالت میکنم: هرکسی هر چیزی را دوست دارد با همان محشور می شود. یعنی توهم با من محشور می شوی.( بحارالانوار، ج 17، ص 13).
در آیه آخر سوره مجادله، خدا به پیامبر (ص) می فرماید: کسانی که به خدا ایمان دارند هرگز با دشمنان خدا دوستی نمی کنند. حتی اگر پدر و مادر و پسرو بستگانش كافر باشند، با آنها نیز محبت نمی ورزند. (مجادله: 22). البته نمی گوید به پدر بی احترامی کنید.

 

احترام به پدر منافق
عبدالله بن أبی منافق بود. چندین آیه در مذمت او نازل شده است. او پسر مؤمن و معتقدی داشت که نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: یا رسول الله ! پدر من به شما ناسزا می گوید و اظهار کفر و نفاق می کند. شما تبرکی بدهید که من به او بدهم؛ بلکه روی او اثر بگذارد. حضرت مشغول نوشیدن آب بود. گفت: آقا! همه آب را نخورید. نصفش را بدهید من به بابایم بدهم بخورد؛ شاید این آب نیم خورده شما روی او اثر بگذارد.


البته ما منکر تبرک نیستیم، اما ذات انسان باید چیزی را بپذیرد. آخر این آب برای آدم منافق چکار می خواهد بکند وقتی خودش قابلیت پذیرش ندارد؟
پیامبر (ص) قبول کرد و ظرف آب را به این پسر داد. نزد پدرش آمد و گفت: این آب را میل کن. گفت: چرا؟ پسر گفت: پیامبر تا از این آب خورده و تبرک است.


عبدالله بن ابی ظرف آب را گرفت و روی زمین پرت کرد و چند تا فحش هم داد.
پسرش نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: یا رسول الله ! یک خواهش دیگر از شما دارم: اجازه بدهید پدرم را بکشم. فرمود: حق نداری این کار را انجام بدهی.
سه چیز در دین است که بین المللی است: احترام به پدر و مادر، امانت داری و وفای به عهد. (الکافی، ج 2، ص 162؛) آدم با هیچ کس حتی کافر نباید بدقولی کند؛ به هیچ امانتی نباید خیانت کرد، هرچند چیزی که امانت است مال کافر باشد؛ پدر و مادرهم باید احترام شوند.

پیامبر (ص) به پسر عبدالله بن ابی فرمود: در دلت محبتش را نداشته باش. چنین پدری را نباید دوست داشت.


ایمان در کنار دشمنی با دشمنان
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ یوادون مَنْ حَادَّ اللَّهُ (مجادله ، 22.) هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند.

حنظله غسيل الملائکه در جنگ احد از پدرش جدا شد. (مجمع البحرین، ج 3، ص 415.) قرآن به نوح (ع) می فرماید: این بچه تونیست؛ رهایش کن - قَالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ. (هود: 46).


عزیزان من! محبت خدا با محبت اولاد و پدر و مادرتنانی ندارد. خود خدا در قرآن می گوید: به پدر و مادر احسان کنید، از بچه هایتان مواظبت کنید، با همسرتان مهربان باشید. اما اگر همسر چیزی گفت که ضد خداست، اگر فرزند با خدا درافتاد، دیگر او را کنار بگذارد. این معنای آیه است. نمی شود در یک دل محبت دشمن خدا و محبت خدا باشد؛ محبت دشمن اهل بیت علیهم السلام و محبت اهل بيت عليهم السلام باشد.

 

هشت محبت در مقابل محبت خدا
خدا می فرماید: پیامبر! هشت مورد را برایت میشماریم. اگر کسی این هشت تا را بر خدا ترجیح داد منتظر مرگ باشد؛ این آدم ایمان ندارد.
إِنْ كَانَ آباؤکم وأبناؤکم وإخوانکم وَ أَزْواجُكُمْ وَ عشيرتکم وَ أَمْوالُ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةُ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ القاسقين (توبه، 24.)
اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده اید، و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید، و خانه هایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را برشما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی کند!


این هشت مورد: پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، بستگان ، ثروت ، کاسبی و خانه است.
اگر این ها را بیشتر از خدا و پیامبر دوست دارید منتظر مرگ باشید؛ شما دروغ میگویید که مدعی هستید محبت خدا را دارید.
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ » یعنی اگر قلب کانون محبت خدا شد دیگر محبت دشمن خدا جایی در آن ندارد. اگر محبت امیرالمؤمنین (ع) آمد، محبت دشمنان امیرالمؤمنین (ع) خواهد رفت. اگر محبت حضرت زهرا علیها السلام جای گرفت، دیگر محبت قاتلان حضرت زهرا علیها السلام نیست. این همان است که می گوییم:ولی لِمَنْ والاکم عَدُوُّ لِمَنْ عاداکم »؛دوست دوست شما، دشمن دشمن شما.

 

محبت شدید هاشم مرقال به حضرت على (ع)
صاحب وقعة الصفين نقل می کند: شخصی به نام هاشم بن عتبه از یاران امیرالمؤمنین بود. پدرش عتبه همان کسی است که در جنگ احد شمشیری زد یا سنگی انداخت و دندان پیامبر (ص) را شکست. البته خودش هم در آن جنگ کشته شد و به درک واصل گردید. پروردگار پسری به نام هاشم به این آدم مشرک داد که عاشق دلباخته حضرت علی بود. یکی از کاندیداهای استانداری مصر هم همين هاشم بن عتبه بود. به اوهاشم مرقال می گفتند؛ چون نیر بلندی داشت که با آن می جنگید.
او امیرالمؤمنین (ع) را بسیار دوست می داشت. اميرالمؤمنين (ع) هم علاقه فراوانی به او داشت.

 

هاشم در جنگ صفین نزد آقا آمد و گفت: اجازه بدهید من به میدان بروم. آقا فرمود: برو. وقتی آمد برود آقا او را صدا زد و فرمود: سفارش و وصیت و کاری نداری؟ گفت: یک حرف دارم و آن این است که دوست ندارم همه دنیا را به من بدهند اما بگویند دست در دست دشمن على (ع) بگذار و یک لحظه با دشمن على (ع) سریک سفره بنشین.

 

همه محبتم فقط برای شماست. من از دشمنان شما بیزارم، حتی اگر همه دنیا را به من بدهند.
عمرو بن عاص با یک پیشنهاد استانداری مصر به معاویه پیوست و دین خود را فروخت. بعضی با وعده پول و خرما به کربلا آمدند و جنگیدند. بعضی از مورخین نوشته اند: بعضی از سپاهیان عمربن سعد مخصوصا شیوخ کوفه برای پیروزی امام حسین (ع) دعا می کردند. یک وقت کسی شنید این ها در جایی جمع شده اند و برای پیروزی امام حسين (ع) دعا می کنند. به آنها گفتند: شما که در سپاه عمربن سعد هستید چرا برای امام حسین (ع) دعا میکنید؟ گفتند: ما دلمان با امام حسین (ع) است ولی پول ما را به این جا کشانده است.

 

محب حسینی که بر روی حسین (ع) شمشیر بکشد چه ارزشی دارد؟
هاشم گفت: اگر دنیا را به من بدهند حاضرنیستم دست در دست دشمن بگذارم. آقا فرمود: برو. به میدان رفت و رجزی خواند و جنگید و مجروح شد. وقتی روی زمین افتاد دید یکی از سپاهیان معاویه روی زمین افتاده است. خودش را بر زمین کشاند و جلو آمده، دندانش را روی بدن او گذاشت و فشار داد و در این حالت جان سپرد.
وقتی امیرالمؤمنین (ع) بالای سرش آمد دید در این حالت به شهادت رسیده است. برخی می گویند: خواست بگوید علی جان! من حرفم را ثابت کردم. ببين! بغض دشمنان شما را تا آخرین لحظه نشان دادم. آقا اشعاری در مدح هاشم مرقال خواندند و برایش گریستند. (وقعة صفين، ص 356.)

 

حفظ کردن محبت خداوند
جوانان عزیز! زندگی اهل بیت علیهم السلام را باید مطالعه کرد. نگذارید قلبتان کانون هرمحبتی بشود. عشق و محبت را به هر کسی ابراز نکنید. محبت چیز با ارزشی است. محبت محکم ترین ریسمان ایمان است؛ باید به کسانی ابراز شود که ارزشش را دارند. چرا بعضی ها عشق های مجازی را جای عشق حقیقی می نشانند؟ چرا بعضی ها به خاطر مال دنیا و برخی مسائل دیگر از محبت خدا و اهل بیت علیهم السلام دست برمی دارند؟

 

برخی ها هستند که برای گرفتن یک ویزا دست از اسلام بر می دارند؛ برای گرفتن تابعیت به کارهای ناپسند تن میدهند؛ حاضر می شوند از مذهب خودشان برگردند. البته ما برای همه ادیان الهی احترام قائل هستیم. ما عیسی بن مریم را دوست داریم، موسی بن عمران را دوست داریم. توهین به حضرت موسی و عیسی توهین به رسول خداست. اما این محبت و دوستی، معنایش پذیرش دین و آیین های قبل از اسلام نیست. اسلام دين نهایی است. اجازه ندهید محبت خدشه دار شود. محبت را به کسانی بورزیم که خدا فرموده اینها را دوست داشته باشید. مگر نفرموده: قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي القربی (شوری، 23)بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

 

تبدیل دشمنی به دوستی با دعای پیامبر (ص)
در جنگ احد، شيبة بن عثمان هشت نفر از بستگان خود از جمله پدرش را از دست داد. او به همین علت کينه مسلمانان و رسول خدا (ص) را به دل داشت.
خیلی سخت است کسی هشت نفرش را در یک جنگ از دست بدهد. شیبه می گوید: من با خود عهد کردم پیامبر (ص) را به قتل برسانم. گفتم هر جا فرصت پیدا کنم پیامبر (ص) را خواهم کشت. این فرصت برایش پیدا نشد تا سرانجام جنگ حنین فرارسید که 6-7 سال بعد از جنگ احد رخ داد.


می گوید: ناگهان دیدم میدان نبرد مغلوبه شده و رسول خدا (ص) تنها مانده است. عباس عموی حضرت فریاد می زد: به کجا فرار می کنید؟ دیدم رسول خدا (ص) شمشیر به دست ایستاده ، کسی اطرافش نیست. گفتم: این جا فرصت خوبی است که بروم و هدف و نیت چند ساله ام را به انجام برسانم. با بغض به طرف او رفتم؛ اما ناگهان آتشی مانند برق آسمان در پیش من به هوا برخاست و من ترسیدم پوست صورتم بسوزد. پس دستم را روی چشم گذاشتم و به عقب برگشتم.


بعضی ها زمینه عاقبت به خیری دارند و خدا آنها را کمک می کند. با یک خواب یا سنگ به پا خوردنی این اتفاق حاصل می شود.
می گوید: وقتی پیامبر (ص) دید من به سمت او رفتم نگاهی به من کرده، دست مبارکش را روی سینه ام گذاشت و فرمود: خدایا ! شیطان را از او دور کن.
هم شیطان می تواند به دل ما القا کند، هم فرشته ها. وای بر آن کسی که دلش فرودگاه شیطان است و خوشا به حال آن کسی که دلش فرودگاه ملائکه است. خودتان هم بعضی از کارهایی را که می کنید می گویید: شیطان ما را واداشت. اگر دل پاک باشد و محبت خدا در آن باشد شیطان به آن راه ندارد.

 

حضرت روی قلب شيبه دست گذاشت و فرمود: خدایا! شیطان را از او دور کن. شیبه می گوید: به خدا قسم در یک لحظه پیامبر (ص) برایم از پدرم خودم محبوب تر شد و همه آن بغض و کینه از بین رفت. (أعلام الوری، ص 115؛)
مرحوم آقای دولابی می فرمود: وقتی به حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) می رفتم سینه ام را به ضریح می مالیدم و میگفتم: آقا! محبتتان را در دل من پر کنید.


گاهی سینه تان را به ضریح حضرت معصومه علیها السلام یا امام رضا (ع) بگذارید و بگویید: بانوی من، آقای من! این سینه را کانون حب و بغض کنید؛ حب شما و بغض دشمنان شما. اصلا محبت بدون بغض نمی شود، تولی بدون تبری نمی شود. قلب شيبة بن عثمان با عنایت پیامبر خدا (ص) کانون محبت الهی شده

 

مبارزه با رسم غلط «ظهار
مطالبی که تا این جا عرض شد تفسیر بخش نخست از چهارمین آیه سوره احزاب بود؛ اما نکته دوم که در این آیه آمده:وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللاَّئِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أمهاتکم (احزاب: 4) و هرگز همسرانتان را که مورد «ظهار» قرار می دهید مادران شما قرار نداده . اعراب جاهلی رسم غلطی داشتند و آن این بود وقتی از دست زنهایشان عصبانی می شدند، می گفتند: تو مثل مادر من هستی. زن وقتی مثل مادر شد یعنی چه ؟ آدم به مادرش محرم است. ما در اصل و منشأ انسان است.


وقتی به زن گفتی: تو مثل مادر من هستی، یعنی تو دیگر زن من نیستی. می گفتند: اگر کسی بگوید تو نسبت به من مثل مادرم می مانی، این زن به او حرام می شود و این را یک نوع طلاق حساب می کردند. به این کار «ظهار» می گفتند.

اسلام جلوی این سنت غلط را گرفت و گفت: دیگر کسی حق ندارد چنین حرفی بزند و اگر چنین حرفی زد باید کفاره بدهد. این آیه در همین زمینه می گوید: زنانی که با آن ها ظهار می کنید، خدا آنها را مادران شما نساخته است.

 

حکم شرعی فرزند خوانده
نکته سومی که در چهارمین آیه سوره احزاب وجود دارد نکته بسیار دقیق و پرمعنایی است . در قبل از اسلام بعضی ها سرپرستی کودکی را قبول میکردند و او را فرزند خوانده خودشان قرار می دادند؛ البته این کار امروزه هم مرسوم است و مشکل شرعی ندارد. اما باید توجه داشت که فرزند خوانده ، فرزند نسبی نیست؛

 

یعنی ارث نمی برد. این شخص اگرزن گرفت زنش عروس پدرخوانده اش نیست تا به او محرم باشد.
مطلب سومی که در چهارمین آیه سوره احزاب می فرماید: فرزند خوانده شما فرزند نسبی شما نیست. پیامبر گرامی اسلام (ص) زید را به فرزند خواندگی گرفت. آن حضرت حضرت زهرا علیها السلام و فرزندان دیگری هم داشت. اما این زیدی که پسرخوانده پیامبر (ص) شده، نه از پیامبر (ص) ارث می برد ونه همسرش محرم پیامبر (ص) است. لذا این آیه می فرماید: وَ مَا جَعَلَ أزواجکم الَّتِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أمهاتکم وَ ما جَعَلَ أدعياءکم أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ (احزاب: 4)


و هرگز همسرانتان را که مورد «ظهاره قرار میدهید مادران شما قرار نداده؛ و (نیز) فرزند خوانده های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است؛ این سخن شماست که به دهان خود می گویید (سخنی باطل و بی پایه )؛ اما خداوند حق را می گوید و او به راه راست هدایت میکند.


این بچه هایی که می پذیرید پسر حقیقی تان نیست. این سخنی که شما می گویید و مدعی هستید فرزند خوانده هایتان مانند فرزندان حقیقی تان هستند، سخنی بی پایه و اساس و گفته خود شماست اما بدانید که خدا حق می گوید و شما را به راه راست هدایت میکند.
ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ (احزاب: 5.)
آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد خدا عادلانه تر است.


پدر زید، حارثه است. به او زید بن حارثه بگویید. پسر را به نام پدرش بخوانید.
این آیه چهارم سوره احزاب سه مطلب را بیان می کرد: 1- دو محبت در یک قلب جمع نمی شود، 2- اگر کسی عصبانی شد و به همسرش گفت: تو مثل مادر من هستی، طلاق محسوب نمی شود و حرمت ایجاد نمی کند و اگر کسی این کار را انجام داد باید کفاره بدهد، 3- کسانی که فرزند خوانده دارند توجه داشته باشند احکامی دارد و جای پسر اصلی به عنوان محرمیت یا ارث را نمی گیرد مگر این که عزیزانی که فرزند می آورند آن مراحل قانونی را طی کنند، مثلا: در زمان حیات خودش چیزهایی را به او ببخشد و موارد دیگر

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group