سخنرانی مکتوب دکتر رفیعی -خیانت (1)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قَالَ اللَّهُ تبارک وَ تعالی : وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صیاصیهم وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تأیرون فَرِيقاً (احزاب، 26.)
و خداوند گروهی از اهل کتاب (یهود) را که از آنان (مشرکان عرب) حمایت کردند از قلعه های محکمشان پایین کشید و در دلهایشان رعب افکند؛ (و کارشان به جایی رسید که گروهی را به قتل می رساندید و گروهی را اسیر میکردید؟
مقدمه
آیه 26 سوره احزاب مربوط به یهودیان بنی قریظه و از بحث های جنجالی تاریخ است. سه گروه یهودی در مدینه زندگی می کردند. با آن که این شهر مرکز اسلام بود اما سه گروه یهودی هم چنان در آن حضور داشتند و به فعالیت خود ادامه می دادند.
قرارداد مسلمانان با بنی قریظه
پیامبر (ص) چه کند؟ اولین پاسخی که به ذهن می رسد این است که یهودی ها مسلمان بشوند، که نمی شدند. دومی اش این است که با هم معاهده ببندند آنها زندگی خودشان را داشته باشند و مسلمانان هم همین طور؛ کاری به کار هم نداشته باشند. بالأخره غلبه و اکثریت در مدینه با مسلمان هاست، حکومت پیامبر (ص) هم تشکیل شده و این سه گروه یهود هم تاجرو کاسب بودند و مثل مسلمانان دیگر حق شهروندی داشتند. به همین دلیل پیامبر (ص) قراردادی با آنان نوشتند که بخشی از آن به این شرح است: شما در مدینه باشید و زندگی کنید. اما علیه پیامبر (ص) ومسلمانان کاری نکنید، توطئه یا خیانتی نداشته باشید. با دست و زبان هم علیه مسلمانان کاری نکنید؛ نه مخفی نه آشکار، نه شب نه روز. زندگی تان را داشته باشید، ما هم با شما کاری نداریم.
مسیحیان، بهتر از یهودیان
خدا در قرآن غالبا از يهود با مذمت صحبت می کند اما درباره مسیحیان این طور نیست و آنها را تا اندازه ای نرم تر و سالم تر می داند. اسلام با مسیحیان جنگ هم نداشته است. تاریخ را نگاه کنید، با هم مسالمت آمیز زندگی کرده اند.
وقتی مسلمانان به حبشه رفتند مردم حبشه مسیحی بودند و مسلمانان در پناه آن ها با آرامش زندگی کردند.
لتجدين أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نصاری ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قسیسین وَ رُهْبَاناً وانهم لا يَسْتَكْبِرُونَ (مائده، 82 و 83.)
بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را،يهود و مشرکان خواهی یافت؛ و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می یابی که میگویند: «ما نصاری هستیم»؛ این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم وتارك دنیا هستند؛ و آنها (در برابر حق) تکبر نمی ورزند. و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که (از شوق،) اشك می ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته اند؛ آنها می گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس.
بدترین مردم از نظر عداوت و کینه نسبت به مسلمانان، یهودیها و مشرکان هستند. نزدیک ترین آدم ها از نظر محبت و دوستی و علاقه به مسلمانان هم مسیحی ها هستند، اینها کاری با مسلمانان ندارند. جالب است! چرا یهود آن طور هستند؟ چون دنیا دوست هستند و خیلی به اموال علاقه دارند. چرا مسیحی ها بهتر از یهودیان و مشرکان هستند؟ چون مسلمانان را دوست داشتند.
قرآن می فرماید: به سه دلیل: 1- علما و کشیشانشان مردم را نصیحت می کردند، 2- راهب هایی که در دیرها زندگی می کردند، تارک دنیا بودند، 3 خوی تکبر در مسیحی ها نبود (مائده، 82).
قرآن می فرماید: وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أعینهم تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا أَمْناً فاکتبنا مَعَ الشاهدین (مائده، 83.)
و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که از (شوق ،) اشک می ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته اند؛ آنها می گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنويس!
هرگاه پیامبر(ص) قرآن می خواند اینها اشک می ریختند.
نجاشی مسیحی بود اما وقتی جعفربن ابی طالب سوره مریم را خواند مثل باران اشک می ریخت.
سه گروه یهودی که در مدينه بودند یعنی: بنی قینقاع و بنی نظیرو بنی قریظه، پیامبر (ص) با این ها قرارداد بست و آنها بدون دردسر در کنار مسلمانان زندگی می کردند اما اولین خیانت را بنی قینقاع مرتکب شدند. آنها بعد از جنگ بدر در سال دوم هجری خیانت کردند. بنی قینقاع به قرارداد پشت پا زدند و با مشرکین همکاری کردند و به آزار یک زن مسلمان پرداختند.
رسول خدا (ص) در همان سال دوم هجری بنی قینقاع را محاصره کرد و فرمود: طبق قرارداد، دیگر نمی توانید در مدینه زندگی کنید. و تمام آنها را به شام (سوریه) فرستاد.
دوسال بعد در سال چهارم هجری و بعد از جنگ احد، بنی نظیربنای خیانت گذاشتند و قصد ترور پیامبر او را داشتند. سوره حشر در همین رابطه نازل شده است. حشریعنی بیرون کردن. محاصرۂ بنی نظیر چند روز طول کشید. پیامبر (ص) فرمود: باید از شهر بروید. شما خیانت کردید. آنها هم به خیبر رفتند. (تفسیر نمونه، ج 23، ص 484.)
خیانت بنی قریظه
دوتا گروه یهودی بدون درگیری از مدینه رفتند. اما بنی قریظه در جنگ احزاب خیانت سختی کردند. ده هزار مشرک به مدینه حمله کرده اند و سه هزار مسلمان در مدینه دفاع می کنند.
در این میان یهودیان هم از داخل مدينه با مشرکان هم دست شده اند و به آنان سلاح میدادند و برایشان خبر می فرستادند. روزی یکی از یهودیان به دژی که زنان مسلمان در آن پناه گرفته بودند رفت که صفيه ، عمه پیامبر (ص) او را کشت.
پیامبر (ص) قبل از جنگ احزاب با بنی قریظه اتمام حجت کرد و فرمود: مشرکین به مدینه حمله کرده اند و ما از شهر بیرون می رویم. مبادا از درون خیانت کنید. اما آنها خیانت کردند و با مشرکین هم دست شدند. به هرحال جنگ احزاب تمام شد.
پیامبر (ص) با خیال راحت به خانه آمد و اسلحه اش را روی زمین گذاشت و لباسش را درآورد تا خودش را شست وشو بدهد و بخوابد. ناگهان جبرئيل (ع) نازل شد و گفت: یا رسول الله ! اسلحه را بردار؛ باید با بنی قریظه برخورد کنید. آمدند دورتادور قلعه ها را محاصره کردند. یهودی ها غافلگیر شدند و دیدند دیگر هیچ راه فراری ندارند. پیامبر (ص) نماز عصر را آن جا اقامه کرد. یهودیان از داخل قلعه هایشان تیراندازی می کردند و مسلمانان هم جواب می دادند.
این محاصره 25 روز طول کشید. پیامبر نو به آنها فرمود: بیایید مسلمان شوید. کعب بن سعد از رؤسای بنی قریظه به یارانش گفت: سه راه داریم: 1- برویم مسلمان شویم. گفتند: ما مسلمان نمی شویم. 2- خودمان زن و بچه هایمان را از بین ببریم تا اسیر نشوند و فقط مردها بمانیم و از قلعه بیرون بریزیم و حمله کنیم . گفتند: نه، این هم پذیرفته نیست. 3- گفت: مذاکره کنیم. گفتند: این خوب است. پس به پیامبر (ص) پیغام دادند و ایشان قبول کرد.
مذاکره مسلمانان با بنی قریظه
ابولبابه برای مذاکره با بنی قریظه آمد. پیامبر (ص) به او فرمودهبود: مبادا به اینها بگویی من چه قصدی دارم. چون حضرت نمی خواست با بنی قریظه کوتاه بیاید. اما ابولبابه رمز پیامبر (ص) را لو داد و با دستش به زیرگلوی خود اشاره کرد؛ یعنی اگر اسلام نپذیرید کشته شدنتان حتمی است. کاری که ابولبابه کرد، خیانت به پیامبر (ص) بود. خودش هم ناراحت شد و مستقیم به مدینه آمد و خودش را به ستون بست. آن ستون به ستون توبه معروف است و هنوز هم پابرجاست. مذاكره ابولبابه ناتمام ماند.
پیامبر (ص) فرمود: شخصی دیگر را برای گفت وگو می فرستیم. ما سعد بن معاذ را قبول داریم. سعد مریض بود و در بستر بیماری به سر می برد. او را با بستر برای مذاکره آوردند. گفتند: هرچه سعد حکم کند ما قبول می کنیم. سعد گفت: اگر من حكم باشم هرچه بگویم می پذیرید؟ گفتند: بله. سعد به اعدام خائنان حکم کرد و گفت: کسانی که با مشرکین همکاری کردند باید اعدام شوند. پیامبر (ص) هم پذیرفت؛ البته اختلاف است که چند نفر از یهودیان بنی قریظه اعدام شدند.
اسلام با خیانت به شدت برخورد می کند.
وَ أَنْزَلَ الَّذِي ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً (احزاب، 26.)
و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که از (شوق ،) اشک می ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته اند؛ آنها می گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنويس!
چون یهودیان پشت به پشت مشرکان دادند و با آنها همکاری کردند خداوند آنان را از برج و باروهایشان پایین کشید و در دلشان ترس انداخت. سرانجام تعدادی از آنها کشته و عده ای هم اسیر شدند.
پیامبر (ص) حق داشتند همه این ها را بکشند؛ چون مذاکره به این نتیجه رسید. سزای خیانت همین است.
مبارزه دین با خیانت
خدا در قرآن با خیانت برخورد کرده است:يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمنوأ لاتخونو اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (انفال، 27.)
ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید (این کار، گناه بزرگی است)!
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً (نساء، 107)
و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند، افراد خیانت پیشه گنهکار را دوست ندارد.
زشت شدن چهره دین با سه چیز
مولا على علا فرمود:ثَلَاثُ هُنَّ شَيْنُ الدِّينِ الفجورو الْقَدْرِوَ الْخِيَانَةِ»؛ (غررالحکم، ح 10597.)
سه چیز چهره دین را زشت می سازد: فجور، پیمان شکنی و خیانت .
مثلث فحشاء و پیمان شکنی و خیانت، چیزی برای اسلام باقی نمی گذارد.
دوری کردن از سه چیز
امام صادق (ع) فرمود:اخذر مِنَ النَّاسِ ثلاثه الْخَائِنَ وَ الظَّلُومَ وَ النَّمَّامِ »؛
از سه گروه مردم برحذر باش: از خائن و ستمگرو از سخن چین.
بعد خود امام توضیح می دهد و می فرماید:لَانَ مَنْ خَانَ لَكَ خَانَكَ وَ مَنْ ظَلَمَ لَكَ سيظلمک وَ مَنْ تَمَّ إِلَيْكَ سينم عَلَيْكَ لَا يَكُونُ الامين»؛ (بحارالانوار، ج 75، ص 229؛)
آن کسی که به نفع تو خیانت می کند یک روزی هم به تو خیانت می کند. آن کسی که برای تو ظلم می کند یک روزی هم به خودت ظلم می کند. آن کسی که نزد توسخن چینی می کند یک روز هم برضد توسخن چینی می کند. چنین کسی امین نخواهد بود.
انواع خیانت
خیانت هفت نوع دارد:
1.خیانت دینی
اولین نوع خیانت، خیانت دینی است.
یعنی کسی که در دین و اعتقادات و باورهایش خیانت کند و بگوید: پیامبر (ص) را قبول دارم اما دروغ بگوید. قرآن می فرماید: دوتا از زن های پیامبران به شوهران خود خیانت کردند: یکی زن حضرت لوط (ع) و دیگری زن حضرت نوح (ع). (تحریم، 10) خیانت اینها خیانت دینی بوده است.
2.خیانت مالی
دومین نوع خیانت، خیانت مالی بوده است.
خیانت در بیت المال
مورد اول: عبدالله يا عبیدالله (توجه ! برخی ها گفته اند: شأن عبدالله دور از این عمل است و مقصود مولا عبیدالله برادر عبدالله بوده است.) بن عباس پسرعموی امیرالمؤمنین (ع) به بیت المال خیانت کرد. نامه 41 نهج البلاغه را آقا برای او نوشته است و فرمود: پسرعمو! من به تو اعتماد کردم اما تو فکر کردی بیت المال برای پدر و مادرت است که به هر کسی خواستی دادی. مگر معاد و قیامت را قبول نداری ؟!
حضرت على (ع) با خیانت در بیت المال خیلی سخت برخورد می کرد.
مورد دوم: منذر بن جارود چهارصد هزار درهم اختلاس کرد. آقا او را عزل کرد، پول را از او گرفت، زندانی اش هم کرد. دیگر به او مقام و منصب نداد. (نهج البلاغه، نامه 71.)
مورد سوم: ابن هرمه به بیت المال خیانت کرد. آقا او را عزل کرد و 35 ضربه شلاق به او زد. او را در نمازجمعه آورد و گرداندند تا مردم ببینند که خائن است. بعد هم دیگر به او پست دولتی نداد. (مستدرک الوسائل، ج 17، ص 403)
3.خیانت علمی
سومین نوع خیانت، خیانت علمی است.
یهودیان می دانستند این پیامبر آخرالزمان است اما خیانت کردند. بعضی ها از کتاب های دیگران در کتاب خودشان مطلب نقل می کنند و آدرس نمی دهند. بعضی ها آثار دیگران را به اسم خودشان چاپ می کنند. خیانت علمی از خیانت مالی بدتر است.
4. خیانت خانوادگی
چهارمین نوع خیانت، خیانت خانوادگی است.
وای بر مرد و زنی که به همسرش خیانت کند! وای برآن زن همسردار که با نامحرم ارتباط و خدای نکرده برایش طنازی داشته باشد! علت بخش عمده ای از طلاق ها در جامعه ما همین موضوع است.
5.خیانت در امانت
پنجمین نوع خیانت، خیانت در امانت است.
بعضی ها نسبت به امانت وفادار نیستند. امام سجاد (ع) فرمود: شمشیری که پدرم را با آن به شهادت رساندند، اگر آن را به من امانت بدهند من در آن خیانت نمی کنم و به صاحبش برمی گردانم. (بحارالانوار، ج 23، ص 278؛)
6.خيانت قضایی
ششمین نوع خیانت، خیانت قضایی است .
قاضی رشوه بگیرد و حکم خدا را جابه جا کند.
7.خیانت نظامی
هفتمین نوع خیانت، خیانت نظامی است.
کسی در جنگ خیانت کند و اسرار نظامی را لو بدهد. تمام این اقسام خیانت، چه مالی، چه دینی، چه نظامی و چه قضایی خطرناک است. قرآن کریم به پیامبر (ص) می فرماید:وَ لَا تَكُنْ للخائنین خَصِيماً (نساء، 105.)
و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی.
پشت خائن نباش، چون خطرناک است.
مسلم بن عقیل پسرعمو و سفیرابی عبدالله (ع) است. این شخصیت متدین و مؤمن و عاقل، در کوفه مردم به او خیانت کردند. چندهزار نفر با او بیعت کردند اما در نهایت او را تنها گذاشتند. این کار خیانت است.
سرانجام محمد بن اشعث با لشکریان ابن زیاد مسلم را محاصره کردند و او تنها شروع به جنگیدن کرد. محمد بن اشعث گفت: من به توامان می دهم. (مناقب آل ابی داود ، ج 4، ص 93؛)
مسلم را گرفتند و زخمی و مجروح نزد ابن زیاد آوردند. مسلم به دست مأمور ابن زیاد به شهادت رسید. (بحارالانوار، ج 44، ص 357؛) شهادت مسلم نتیجه خیانت است. خیانت، کشته های زیادی در تاریخ داده است.
بسیاری از شهدای ما در جنگ هشت ساله بر اثر خیانت و لورفتن عملیات کشته شدند.
اسلام با خائن به شدت برخورد کرده. خیانت قوام اسلام را از بین برد. لذا قرآن به پیامبر می فرماید: وَ لَا تَكُنْ للخائفين خَصِيماً (نساء ،105.)و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی.


