سخنرانی مکتوب حجت الاسلام رفیعی -تقوا و پرهیزکاری
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قال الله تبارک و تعالی : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ ما تَعْمَلُونَ خَبِيراً (احزاب، 1)
ای پیامبرا تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است. و از آنچه از سوی پروردگارت به تووحی می شود پیروی کن که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.
مقدمه
خداوند در آیات اول و دوم سوره احزاب چهاردستور خطاب به پیامبر (ص) بیان کرده است. یکی از آن دستورات این است که پیامبر! مبادا سستی کنی و از اصول و مبانی دین عقب نشینی کنی.
اسم این کار مداهنه و تسامح است. اما باید حواسمان باشد که هرگز نسبت به دین و مبانی و حدود الهی حق عقب نشینی نداریم. کسی که نمی تواند ایستاده نماز بخواند اسلام با او مدارا می کند و اجازه می دهد نشسته نماز بخواند. یا مثلا در ماه رمضان کسی که بیمار است و نمی تواند روزه بگیرد اگر تا سال آینده نتوانست قضایش را بگیرد اشکال ندارد.
خود خدا می فرماید: روزه از مریض و مسافر برداشته شده است. (بقره، 184) اسم این ها مداراست. خانمی بدحجاب است؛ با او اصولی و زیبا صحبت کنیم. در دفع منکر خشن نباشیم. مردم را با زبان خوش به معروف دعوت کنیم. به این رفتارها مدارا می گویند.
اما اگر کسی بگوید روزه ماه رمضان را پانزده روزه می کنیم که شما اذیت نشوید این همان مداهنه و سستی است.
داستان
عده ای خدمت پیامبر (ص) آمدند و گفتند: ما به این شرط مسلمان می شویم که نماز نخوانیم.
سایر واجبات اسلامی روزانه نیست: خمس، سالی یک بار است؛ ماه رمضان، سالی یک بار است؛ زکات، مبلغ خاصی دارد؛ اما نماز را هرصبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا باید خواند.
پیامبر (ص) فرمود: لا خَيْرَ فِي دَيْنُ لَا صَلَاةَ فِيهِ »؛دینی که نماز در آن نیست، هیچ خیری در آن نیست. (مكاتب الرسول (ص)، ج 3، ص 72.)
دینی که در آن نماز نباشد دیگر دین نیست.
یک وقت شما بنایی را دعوت میکنی که خانه ات را بسازد. به او می گویی من ندارم با من مدارا کن. می گوید: من می توانم کاشی درجه یک بخرم ولی برای شما کاشی درجه سه می خرم؛ می توانم کابینت تو را با ده میلیون یا با دو میلیون تمام کنم؛ می توانم کف ساختمان را گران ترین سرامیک بزنم و می توانم موزاییک بزنم و.... اما نمی شود کسی به بنا بگوید: ستون خانه را کم بگذار، مانداريم. یا شما در شنارژبندی، سیمانش را کم بگذار یا پشت بام را ایزوگام نکنیم؛ چون اسم این کار خیانت و لطمه زدن به مبانی و اصول است.
مدارا این است که آدم با روش خوب یا رفاقت و دوستی، دین را تشویق کند اما مداهنه این است که آدم در اصول و مبانی کنار بیاید، مثلا: بگوید مسلمان شو، شراب هم خوردی اشکال ندارد. عرض کردم خدا به پیامبر (ص) بعد از آن که مشرکین به ایشان گفتند: «شما کوتاه بیا و پشت سر بت های ما حرف نزن و بگواین بتها شفاعت دارند». چهار دستور دادهاست، می فرماید:
تقوا چیست؟
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
ای پیامبرا تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است
خدا در آیه نخست سوره احزاب پیامبر (ص) را به تقوا سفارش میکند؛ پس پیامبر (ص) هم به موعظه نیاز دارد.
پیامبرا تقوا داشته باش، خداترس باش. تقوا، پليس درونی و قدرت خویشتن داری است؛ تقوا صيانت نفس است؛ تقوا مدیریت ترک گناه است.
اگر کسی آنقدر اراده قوی داشت که بتواند سفت بایستد و به نامحرم نگاه نکند و دروغ نگوید به او باتقوا می گویند. تقوا بازدارنده و مانع انسان در برابر گناه است. خدا در قرآن نهایت تقوا را مشخص کرده است: اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ (آل عمران، 102)
آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید !
آن گونه که شایسته خداست تقوا داشته باشید و از خدا بترسید.
علامه طباطبایی رحمة الله می فرماید: با نزول این آیه، کار برای اصحاب سخت شد. در روایت آمده است که بعدا خدا تخفیف داد و فرمود: در حد توان خودتان تقوا داشته باشید. (بحارالانوار، ج 38، ص 63)
اهمیت تقوا
عزیزان من! تقوا یکی از آثار و اهداف روزه داری است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْهِ الصِّيامُ كَما کتب عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره، 183.)
ای افرادی که ایمان آورده اید! روزه برشما نوشته شده، همانگونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.
تقوا خیلی مهم است. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چطور جامعه را یک دست و متحد می کند؟ چطور جلوی فساد را می گیرد؟ چکار میکند که مردم عدالت را رعایت کنند و دور گناه نروند؟ در دعای ندبه می خوانیم که همه اینها با تقوا امکان پذیر است: أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَةُ عَلَى التَّقْوَى »؛
کجاست آن کسی که همه را بر تقوا هم صدا می کند؟
کجاست آن آقایی که همه را بر محور تقوا گرد می آورد و تقوای مردم را تقویت میکند تا مردم گناه نکنند. تقوای زوری که فایده ندارد. شاید شما در خیابان جلوی کسی را گرفتی و او به خاطر شما حجابش را رعایت کرد، این هم خوب است؛ اما بهترین کار این است که قدرت ترک گناه را به او بدهی تا در خلوت هم گناه نکند.
شرط بودن تقوا در همه کارها
رسول خدا (ص) فرمود: نگویید ما مسلمانیم و اولیای رسول خداییم. نگویید ما محب پیامبر (ص) هستیم. این کافی نیست. فرمود: ولی و دوست و پیرو ما کسی است که تقوا داشته باشد.
لَا تَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّدَ مِنَّا وَ سَنَدْخُلُ مَدْخَلَهُ فَلَا وَ اللَّهِ مَا أَوْلِيَائِي مِنکُمْ وَ لَا مِنْ غیرکم یا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِلَّا الْمُتَّقُونَ »؛
نگویید که محمد از ماست و ما هم به دنبال او خواهیم بود (و هم چنان که او به بهشت می رود ماهم که فامیل او هستیم به بهشت می رویم.ای فرزندان عبدالمطلب ! به خدا سوگند هیچ یک از شما و غیرشما دوست من نیست مگر مردمان با تقوا و پرهیزکار
ای خاندان عبدالمطلب ! نگویید پیامبر از ماست. اسلام اسمی فایده ندارد. ما با هیچ کس ارتباطی نداریم مگر با پرهیزکاران. (کافی، ج 8، ص182؛)
مگر خدا در قرآن نمی فرماید: أَنَّما یتقبل اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ (مائده ،27)
(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می پذیرد!
وقتی خدا از صفت نیکی در قرآن اسم می برد قبل یا بعدش از تقوا می گوید؛ یعنی قدرت خویشتن داری. صبر و تقوا،احسان و تقوا، اصلاحات و تقوا، مسجد و تقوا. در یک کلمه: خدا می فرماید همه مردم جهنم را می بینند. ائمه علیهم السلام وقتی این آیه را می خواندند گریه می کردند.
امام مجتبی (ع) در روز عید فطر دیدند چند جوان شوخی های ناپسند می کنند. فرمود: خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه برای خلق خود ساخته تا به وسیله طاعت او، برای جلب رضای او بریک دیگر سبقت بگیرند (الکافی، ج 4، ص181؛)
خداوند در قرآن می فرماید:وَ إِنْ مِنکُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا (مریم، 71.)
و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم می شوید؛ این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت!
همه شما را به جهنم ورود میدهند؛ اما برای مؤمنسرد می شود و از آن عبور می کند. قرآن می فرماید: کسانی که به محشر می آیند همگی جهنم را می بینند و فقط یک گروه نجات پیدا می کند
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا (مریم، 72.)
سپس آنها را که تقوا پیشه کردند نجات می دهیم.
چرا خطیب جمعه در هر دو خطبه باید «اتقوا الله» بگوید؟ این مسئله نشان دهنده اهمیت تقواست. امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه راجع به تقوا مطالب بسیار زیادی فرموده است. تقوا با اراده و عزم و خویشتن داری و مراقبت به دست می آید.
چطور در ماه رمضان این نیرو را دارید که آب و غذا نمی خورید؛ پس می توانید گناه هم نکنید. ماه رمضان تمرین پرهیز از حرام است.
انواع تقوا
عزیزان من اتقوا اقسامی دارد. فکر نکنید تقوا یعنی فقط خودداری از نگاه حرام و دروغ و غیبت است. اقسام تقوا را برای شما می گویم:
1-تقوای مالی
اولین نوع تقوا، تقوای مالی است. قرآن می فرماید: اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا (بقره، 278)
از (مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، و آنچه از مطالبات) ربا باقی مانده ، رها کنید؛ اگر ایمان دارید
تقوا داشته باشید و ربا نخورید. پس کسی که می خواهد از ربا پرهیز کند باید تقوا داشته باشد؛ این تقوای مالی است. یعنی مؤمن مال حرام نخورد، سهم خمس در زندگی اش نباشد، ربا در زندگی اش نباشد، رشوه در زندگی اش نباشد.
دزدی ها و اختلاس ها و بی بندوباری های مالی همه اش ناشی از بی تقوایی است. اگر کسی تقوا داشته باشد حقوق اضافه و غیرمنطقی نمی گیرد، اختلاس نمی کند، کم کاری نمی کند.
2- تقوای گفتاری
دومین نوع تقوا، تقوای گفتاری است. قرآن می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً (احزاب، 70.)
ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید .
تقوا گفتاری در بحث های سیاسی خیلی مهم است. مردم ! تقوا داشته باشید و راست بگوييد.
بی تقوایی، عامل تهمت زدن
یکی از علما از مسیری میگذشت. دید دو جوان نشسته اند و به یکدیگر می گویند: خانم این آقا از مچ تا آرنج دست النگوی طلا دارد.
ایشان جلورفت، سلام کرد و گفت: شما تا به حال به حمام زنانه رفته اید؟
گفتند: نه. گفت: می خواهم ببینم همسر من که با حجاب و چادری است، شما از کجا دیده اید که از مچ تا آرنجش طلا دارد؟
گفتند: آقا! ما از دیگران شنیدیم این طور می گویند.
خاطره ای خواندنی
در فرودگاه نجف شخصی به من گفت: چند سال است مطلبی در دلم مانده و الآن که شما را دیدم می خواهم به شما بگویم. البته مربوط به خودم نیست؛ به برادرم ارتباط دارد و ایشان از شما ناراحت است.
گفتم: قصه چیست؟ گفت: ایشان می گوید می خواست زمینی را در شهری بخرد، شما زودتر رفتید و آن را خریدید. خلاصه، معامله ایشان به هم خورد.
گفتم: به این حرم امیرالمؤمنين (ع) ، والله بالله این شهری که تو میگویی اصلا نمی دانم کجاست. من پایم را در این شهر نگذاشته ام. شهری که گفته بود، اسم عجیبی هم داشت. گفتم: شما برادرت را پیش من بیاور. بعد از چندروز تماس گرفت و گفت: یک رفیعی دیگر بود؛ ما او را با شما اشتباه گرفتیم و همین باعث شد چند سال به شما بدبین باشیم.
تقوای گفتاری این است که وقتی می خواهی حرف بزنی، سبک و سنگینش کنی. زبان خیلی مسئولیت دارد. گاهی دیگر نمی شود از کسی که با گفتار شما لطمه خورده رضایت گرفت.
3- تقوای خانوادگی
سومین نوع تقوا، تقوای خانوادگی است. قرآن می فرماید:أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ (احزاب، 37.)
همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهیز.
نسبت به خانواده ات هم تقوا داشته باش. همسرت را آزار و اذیت نکن، از او ایراد نگیر، بی دلیل طلاقش نده. زن داری هم تقوا می خواهد. اگر کسی در همسرداری تقوا داشته باشد به همسرش بدبین نمی شود. بعضی ها نسبت به همسرشان بی انصافی میکنند. چند سال که از ازدواجشان گذشت، از یادشان می رود که این زن جوانی اش را به پای او گذاشت و سختی های زندگی و تربیت فرزند را بر دوش کشید.
یک مقدار که وضع شان بهتر شد دیگر همسر را تحویل نمیگیرند.
4- تقوای قضایی
چهارمین نوع تقوا، تقوای قضایی است. یکی از مهم ترین مراکز حفظ تقوا، دادگاه است. قرآن می فرماید:اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده، 8.)
عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزديك تر است.
تقوامداری با غیرمسلمانان
یک مسلمانی در مدینه دزدی کرد. او زرهی دزدید و داخل کیسه آردی گذاشت و برای این که لونرود به خانه مردی یهودی رفت و در زد. گفت: من یک امانتی دارم؛ برایم نگه می داری؟
یهودی هم کیسه را گرفت و در منزلش گذاشت. اتفاقا فهمیدند که مال دزدی در خانه یهودی است. یهودی را گرفتند و خدمت پیامبر (ص) آوردند.
پیامبر (ص) پرسیدند: این مال نزد شما چه می کند؟ گفت: مسلمانی نزد من آورد و من از چیزی خبر ندارم. مسلمان را خواستند. اول انکار کرد. بعد ثابت شد که این مسلمان سرقت کرده است.
در این جا تعدادی از مسلمانان به پیامبر (ص) گفتند: درست است که مسلمان دزدیده، ولی مال در خانه یهودی پیدا شده است؛ شما یهودی را محکوم کنید. کسی هم روی حرف شما حرف نمی زند. یک یهودی زمین بخورد خوب است یا یک مسلمان ؟ یا رسول الله ! آبروی یک مسلمان برود بهتر است یا یک یهودی ؟
آیه 105 سوره نساء در دفاع از این یهودی نازل شد. خدا فرمود: إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لتحکم بین النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً
ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنی؛ و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی! پیامبر! ماتورا فرستادیم تا براساس عدالت حکم کنی. خداوند در ادامه می فرماید: پیامبر! مبادا از خائن حمایت کنی.) تفسیر نمونه ذیل آیه؛ نهج الفصاحه، ص 63.)
تقوای قضایی امیرمؤمنان (ع)
مورد اول: نجاشی شاعر امیرالمؤمنین (ع) بود اما در ماه رمضان شراب خورد. او را گرفتند و خدمت آقا آوردند. امام على (ع) او را به یکصد ضربه شلاق محکوم کرد.
بستگانش آمدند گفتند: آقا اگر او شلاق بخورد آبرویش می رود و دیگر این جا نمی ماند.
فرمود: علمای بنی اسرائیل احکام را بر مردم معمولی جاری می کردند و از مسئولین برمی داشتند، عذاب الهی بر آنها نازل شد.
نجاشی شلاق خورد، بعد هم رفت به معاویه پیوست. (الغارات، ج 2، ص 366؛)
این تفکر غلط است که عده ای فکر می کنند تحت هر شرایطی باید حامی را نگه داشت. نماینده باید ارزشی باشد. اگر من خودم از ارزش ها عقب نشستم و مردم را در صحنه نگه داشتم که هنر نیست. چرا طرفداران امیرالمؤمنین (ع) دچار ریزش شدند؟ چون با کسی تعارف نداشت.
مورد دوم:
ابوالاسود دؤلی قاضی امیرالمؤمنین (ع) است. آدم خوب و متدینی است. قاضی بصره شد اما خیلی زود و ناگهانی حکم عزلش آمد. اميرالمؤمنين (ع) او را عزل کرد. خیلی ناراحت شد. کسی که در جایی مسئول می شود، بالأخره آبرویی برای خودش دارد. ابوالاسود فورا از بصره حرکت کرد و به کوفه آمد. گفت:جانم به فدای شما! به من بگویید جرمم چه بود که من را عزل کردی؟
فرمود: نیروهای اطلاعاتی به من خبر دادند بر سر ارباب رجوع فریاد می زنی. تو شایسته قضاوت نیستی.
اگر تقوا باشد مردم خطای مالی نمی کنند. اگر تقوا باشد گفتار ناپسند ندارند.
اگرتقوا باشد مرد در خانواده حرف زور و نادرست نمی زند و بهانه جویی نمی کند. اگر تقوا باشد دادگاه های ما عدالت را رعایت می کنند.
5- تقوای سیاسی
پنجمین نوع تقوا، تقوای سیاسی است. قرآن می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصادقین (توبه، 119)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!
فرض کنید اصلا ما باغدير وسقیفه کار نداریم. آدم عاقل موسی بن جعفر (ع) را رها می کند و سراغ هارون الرشید می رود؟ آدم باتقوا امام سجاد (ع) و امام حسین (ع) را رها می کند و سراغ یزید می رود؟ امیرالمؤمنين (ع) را رها می کند و سراغ دیگران می رود؟
این آیه خیلی مهم است: مردم! تقوا داشته باشید. اگر تقوا داشته باشید دنبال آدم های سالم می روید. نمی گذارید موسی بن جعفر (ع) زندان باشد و هارون ،حاکم. نمی گذارید امام هادی (ع) در تبعید باشد و متوکل، در تخت حکومت. همه اینها از بی تقوایی است.
افزایش روزی و حل مشکلات با تقوا
آیه ای در سوره طلاق هست که در روایات آمده: اگر کسی این آیه را بخواند و به آن تمسک کند مشکلاتش حل و رزقش زیاد می شود. بعضی از عزیزان این آیه را می نویسند و در مغازه یا ماشین نصب می کنند. نوشتن این آیه نیز برآمده از دستور روایات است. رسول خدا (ص) فرمود: آیه ای در قرآن است که اگر مردم به آن عمل کنند زندگی شان درست می شود و اگر به آن تمسک جویند مشکلاتشان حل می شود.
اگر مردم به این آیه تمسک جویند، حتما کفایتشان خواهد کرد . (ارشاد القلوب الى الصواب ، ج 1، ص 38)
اگر کسی تقوا داشته باشد گیر نمی کند؛ در فتنه ها و مسائل سیاسی راه راه پیدا می کند. مولا علی (ع) می فرماید: «مخرجا من الفتن» (تحف العقول، ص 232؛) معنایش این است که اگر کسی تقوا و خداترسی و خویشتن داری داشت و گناه نکرد، خدا نورانیتی به او می دهد که راه را می بیند و می شناسد.
ومن يتق الله يجعل له مخرجا (طلاق، 2.) خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند.
اقسام روزی
روزی دو نوع است:
یک نوعش آن است انسان برایش زحمت میکشد و کار می کند. نوع دیگر آن است که خدا بدون آگاهی و زحمت کشیدن بنده اش به اومی دهد: وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ (طلاق، 3.)
و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد.
تقوا هر دو نوع روزی را به زندگی شما می آورد.
از این چهار دستوری که خداوند در سوره احزاب به پیامبر (ص) داده است، یک مورد را گفتیم.
2- مخالفت با کافر و منافق
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ (احزاب، 1.)
و از کافران و منافقان اطاعت مکن.
دومین دستوری که خدا در آیه اول سوره احزاب به پیامبرش می دهد این است که از کافر و منافق اطاعت نکن. دشمن، دشمن است؛ منافق، منافق است. کسانی که دشمن را دوست می پندارند خیلی ساده هستند. قرآن می فرماید: لا تنخذوا عَدُوِّي وعدوکم أَوْلِيَاءِ (ممتحنه ، 1) دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید!
ممکن است انسان با دشمن سر میز مذاکره هم بنشیند؛ این اشکال ندارد. پیامبر اکرم (ص) هم در ماجرای صلح حدیبیه با مشرکین نشست و مذاکره کرد. اما بدانید هیچ وقت دشمن دلش به حال شما نمی سوزد، دشمن می خواهد اسلام نباشد.


