سخنرانی مکتوب حجت الاسلام رفیعی _ پیمانهای الهی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قال الله تبارک و تعالی: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً (احزاب، 7)
(به خاطر آور) هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و (همچنین از تو از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محکمی گرفتیم (که در ادای مسئولیت تبلیغ و رسالت کوتاهی نکنند)!
مقدمه
قرآن کریم در آیه هفتم سوره احزاب می فرماید: ما از همه انبیاء به ویژه از پنج پیامبر پیمان شدید گرفتیم و با آنها عهد بستیم.
معنای میثاق
کلمه میثاق از ریشه وثوق می آید. وثوق به معنای اطمینان و پیمان است. گاهی ما با کسی پیمان می بندیم؛ به این کار معاهده و عهد می گویند. کلمه عهد در چند جای قرآن آمده است: أَلَمَ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشیطان (یس، 60.)
آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!
اما وقتی عهد محکم و شدید باشد به آن میثاق می گویند. پس میثاق به معنای پیمان است. کلمه میثاق بارها در قرآن تکرار شده است. خداوند در آیات 63 و 83 و 84 سوره بقره می فرماید: ما از بنی اسرائیل پیمان و میثاق گرفتیم.
آیه مورد بحث، سخن از انبیاست. پروردگار می فرماید: ما از همه پیامبران پیمان گرفتیم؛ مخصوصا از پنج پیامبر اولوالعزم. پیامبران اولوالعزم: 1- حضرت ابراهیم، 2- حضرت نوح، 3- حضرت موسی، 4- حضرت عیسی، 5- رسول خدا علیهم السلام هستند.
اما چون پیامبر خدا (ص) آخرین پیامبر است و همه ویژگی های پیامبران در او جمع شده و گل سرسبد پیامبران است و بر همه شان برتری دارد، وقتی خدا می خواهد پیامبران اولوالعزم را در این آیه بشمارد اول می گوید رسول خدا، سپس نام چهار پیامبر دیگر را می برد؛ با این که از نظر زمانی، پیامبر ما بعد از آن چهار پیامبر است.
خداوند می فرماید: ما از انبيا وتوو حضرت نوح و حضرت ابراهیم و حضرت موسی و عیسی بن مریم پیمان محکم گرفتیم. گاهی میثاق معمولی است ولی گاهی با محکم کاری است. می فرماید: میثاقی که از انبیا گرفتیم محکم بود. خدا این میثاق را در کجا از انبیا گرفته است؟ مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: در عالم ذر، آن روز که خدا از آفریدگان پرسید: السِّتِّ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلَى (اعراف، 172.) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری.
از انبيا هم میثاق گرفت. این نظر علامه طباطبایی است؛ ولی نظری که بیشتر مفسرین دارند و روایات هم تأییدش می کند این است که هر پیامبری که مبعوث شد خدا این تعهد را از او گرفت.
البته قرآن نگفته است که خدا چه تعهدی از همه انبیا گرفت. فقط می فرماید: ما از انبيا تعهد گرفتیم و این تعهد هم بسیار محکم و سنددار و غیرقابل خدشه است.
اگر می خواهید بدانید این میثاق چیست باید به سراغ سورة آل عمران بروید؛
چون بعضی از آیات، آیات دیگر را تفسیر می کند. خدا در آن جا می فرماید: وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ (آل عمران، 81.)
به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤكد بستید؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر این که از او پیمان گرفت که به نبوت محمد (ص) و پیشوایی علی (علیه السلام) ایمان بیاورد. (منشور جاويد، ج 6،ص10.)
مفسرین گفته اند: این میثاق تبلیغ دین است. خدا فرموده است: از همه انبيا تعهد گرفتیم که شما باید مردم را خداشناس کنید. این موضوع در آیات دیگر هم آمده است.
از آن رو هیچ پیامبری مردم را - العياذ بالله - به غیر خدا و توحید دعوت نکرد.
نمونه بارز آن حضرت عیسی (ع) است که وقتی مردم او را پسر خدا خواندند و نوعی الوهیت برایش قائل شدند، خدا به او فرمود: ای عیسی! تو به مردم گفتی تورا بپرستند؟ البته خدا می داند که حضرت عیسی (ع) چنین حرفی نزده است ولی برای این که برای مردم شفاف سازی کند می گوید: تو به مردم گفتی تو را خدا بخوانند؟ حضرت عیسی (ع) گفت: من چنین حرفی نزده ام. (مائده، 116).
لزوم اعتقاد به همه پیامبران علیهم السلام
در حدیث آمده است: اگر کسی شب ها قبل از خوابیدن دو آیه پایانی سورة بقره را بخواند و بخوابد مانند آن است که تا صبح به حال عبادت گذرانده. (اطيب البیان، ج 3، ص 90.) اگر کسی توفیق نماز شب نیافت این دو آیه او را کفایت می کند.
مرحوم علامه طباطبایی و دیگران فرموده اند: خلاصه و چکیده سوره بقره در این آیه آمده است:أَمَّنْ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلُّ آمَنَ بِاللَّهِ وملائکة وَ کتبه وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ المصیر» (بقره، 285.)
پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملا مؤمن می باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده اند؛ (و می گویند: ما در میان هیچ يك از پیامبران او، فرق نمی گذاریم و به همه ایمان داریم). و مؤمنان گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظار آمرزش تو را داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»
ما هیچ فرقی بین انبیا نمیگذاریم. احدی حق ندارد به پیامبران توهین کند. سلسلة انبیا به رسول خدا (ص) رسیده است. باید به پیامبر خدا (ص) معتقد باشیم. همه انبيا نام پیامبر (ص) و آمدن ایشان را بشارت داده اند.
همان طور که گذشت، قرآن می فرماید: مردم! بدانید هر پیامبری که فرستادیم از او تعهد گرفتیم که مردم را فقط به خدا دعوت کند، از غیر خدا نترسد و همواره مردم را به توحید دعوت کند.
اهمیت توحید خالصانه
ائمه علیهم السلام نیز نسبت به موضوع توحید حساس بودند.
اسلام آوردن به خاطر مقام
یکی از رؤسای قبایل عرب نزد پیامبر گرامی اسلام (ص) آمد و گفت: من مسلمان می شوم و همه قبیله ام را هم مسلمان می کنم و تمام سربازان جنگی قبيله ام را در اختیار شما می گذارم تا در مقابل مشرکان تقویت شوید.
حضرت فرمود: برای چه این کار را می کنید؟ برای خدا؟ گفت: من در پیشانی شما می بینم که شما پیروز می شوید؛ به همین جهت تمام افراد قبيله ام را مسلمان می کنم، به این شرط که وصیت کنید پس از مرگتان من جانشین شما باشم.
این شخص که نمی خواهد برای خدا اسلام بیاورد.
حضرت فرمودند: انتخاب جانشین در دست من نیست؛ من فقط ابلاغ گر هستم. (سیره ی ابن هشام، ج 2، ص 66؛)
جنگ کردن به خاطر غنیمت
در جنگ بدر که مشرکین سه برابر مسلمان ها بودند اضافه شدن حتی یک نیرو هم برای مسلمانان ارزش داشت.
زمانی که لشکر اسلام به طرف منطقه بدر میرفت دو نفر سراپا مسلح نزد پیامبر (ص) آمدند.
حضرت پرسید: شما برای چه آمديد؟ گفتند: ما مشرک هستیم ولی با مشرکین نیستیم. ما شنیدیم جنگی در پیش است و آمدیم شما را یاری کنیم. اگر پیروز شدید به ما هم غنیمت بدهید. حضرت فرمود: برگردید! من برای خدا جنگ می کنم. (شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 110.)
ارشاد کردن على (علیه السلام)
در کوفه به امیرالمؤمنین (ع) گفتند: دو نفر در خانه هایشان مجسمه گذاشته اند و جلوی آن نماز می خوانند. حضرت آن دو را به حضور خواست و فرمود: این کار برای چیست؟ گفتند: مجسمه ها را گذاشته ایم تا در نماز دچار حواس پرتی نشویم. حضرت فرمود: این کار شرک است. ائمه علیهم السلام فضائل و مناقب بی شماری داشتند اما اگر کسی مقام ایشان را با مقام خدا یکسان دانست، با او برخورد می کردند.
برخورد على (علیه السلام) با غلات
وقتی عده ای علی (علیه السلام) را خدا دانستند حضرت خیلی ناراحت شد و با آنها به شدت برخورد کرد. و سرانجام که از اعتقاد خود پشیمان نشدند حضرت اعدامشان کرد. (الکافی، ج 7، ص 257؛)
ائمه ما علیهم السلام غلات را لعنت می کنند. (بحارالانوار، ج 20، ص 273) غلات کسانی هستند که در حق ائمه (ع) زیاده روی می کنند و مقاماتی برای ایشان قائل اند که حتی خود آن ها قبول ندارند.
راست گویی
یکی از شرط های توحید خالصانه این است که ادعای ایمان و اسلام، راستین باشد. آیه هشتم سوره احزاب می گوید: لَيَسْأَلُ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً (احزاب، 8.)
به این منظور که خدا راستگویان را از صدقشان (در ایمان و عمل صالح) سؤال کند؛ و برای کافران عذابی دردناك آماده ساخته است.
روز قیامت از تمام مؤمنان صادق درباره راست گویی شان سؤال می شود. در این جا منظور از صادقين، مؤمنان صادق هستند. کلمه صادقین چند بار در قرآن آمده است: هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ (مائده، 119.)
امروز، روزی است که راستی راستگویان، به آنها سود می بخشد.
در پایان سوره قمرنیز آمده است: فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مليک مُقْتَدِرٍ (قمر، 55.)در جایگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر
و در آیه دیگر می خوانیم: مِنْ المومنين رِجالُ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ( احزاب، 23)
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند. صداقت و راستی بالاترین ارزش است. از این رو قرآن می فرماید: روز قیامت از صدق مردم سؤال می شود که از روی حقیقت میگفتید ایمان دارید یا فقط ادعای نادرست بود؟ ریشه اصلاح همه امور صداقت است.
دروغ ریشه همه بدبختی ها
مولا علی (ع) فرمود:الْكَذِبَ فَسَادِ کل شَيْ ءُ » (غررالحکم، ح 4406.) دروغ مایه فساد هر چیزی است.
دروغ ریشه همه بدبختی هاست.
آیه هشتادم سوره اسراء را زیاد بخوانید؛ مخصوصا در کاری که از فرجامش نگران هستید. امام صادق (ع) فرمود: اگر به جایی رفتید که می ترسید، این آیه را بخوانید . (محاسن، ج 2، ص 367؛)
رَبُّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً (اسراء، 80)
و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر کاری) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»
خدایا! توفیق بده در هر کاری صادقانه وارد شویم و صادقانه بیرون بیاییم.
بعضی ها در شروع ازدواج صادق هستند اما در پایانش دروغ گو از کار در می آیند. برخی ها قبل از این که رأی بیاورد حرفهای خوب می زند اما وقتی رأی آورد زیر حرفش می زند. هم شروع هر کاری با صداقت باشد، هم خروج از هر کاری با صداقت باشد؛ البته حتما خدا هم باید کمک کند.
مشکلات دروغگویی
صداقت کلید رشد و رمز موفقیت است، صداقت عامل استواری خانواده هاست. بخشی از عوامل طلاق وجود دروغ در خانواده است. بخشی از مشکلات اقتصادی جامعه مربوط به دروغهایی است که در بازار وجود دارد.
اقسام دروغ
دروغ اقسامی دارد:
بخشی از مشکلات سیاسی برخاسته از دروغ است. دروغ در همه جابد است: دروغ مالی، دروغ اخلاقی، دروغ خانوادگی، دروغ سیاسی، دروغ حکومت به مردم، دروغ مسئولین به مردم .
سخنان کاربردی حضرت زهرا علیها السلام
حضرت زهرا علیها السلام در آخرین لحظات زندگی اش به اميرالمؤمنين (ع) عرض کرد: علی جان! سه چیز در زندگی من با تو نبود: به تو دروغ نگفتم، به توخیانت نکردم و با تو مخالفت نکردم. (روضة الواعظین، ج 1، ص 151؛) اگر در زندگی های زناشویی ما این سه معیار حاکم باشد قطعا آمار طلاق کاهش می یابد. این سه جمله اساس و مبنای رشد و ترقی است.
دوری کردن از دروغ
برای رسول خدا (ص) چند مهمان آمد. گویا حضرت مقداری شیر آورد و فرمود: میل کنید. مهمانان گفتند: میل نداریم. حضرت که می دانست اینها گرسنه هستند فرمود: شما که میل دارید چرا دروغ می گویید؟ ام سلمه، راوی حديث، می گوید: من گفتم: یا رسول الله ! اگر کسی میل داشته باشد و بگوید: میل ندارم، آیا این هم دروغ است؟ فرمود: بله. (بحارالانوار، ج69، ص 258؛)
امام سجاد (ع) خطاب به فرزندانش فرمود: از دروغ کوچک و بزرگش، جدی و شوخی اش بپرهیزید؛ زیرا انسان هرگاه در چیز کوچک دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ جری می شود. (الکافی، ج 2، ص 338؛)
مرحوم فیض کاشانی کتابی به نام محجة البيضاء دارد که با نام راه روشن ترجمه شده است. این کتاب بازنویسی کتاب احیاء العلوم غزالی است. احیاء العلوم نکاتی دارد که فیض نپسندیده و آنها را اصلاح کرده است.
اقسام صدق
فیض کاشانی از قول غزالی نقل می کند که او گفته است: صدق شش قسم دارد:
1- صدق در گفتار
الصِّدْقُ فِي الْقَوْلِ »؛ صداقت در گفتار. یعنی وقتی حرف می زنید به یکدیگر دروغ نگویید.
اثرات دروغگویی
على (ع) فرمود:ثَمَرَةُ الْكَذِبَ المهانة فِي الدُّنْيَا وَ الْعَذَابِ فِي الْآخِرَةِ (غررالحکم، ح 4400)
نتیجه دروغ، خواری در دنیا و عذاب در آخرت است.
پیامبر (ص) فرمود:الْكَذِبَ يَنْقُصُ الرِّزْقِ » (نهج الفصاحه، ح 1087.)دروغ روزی را کم می کند.
على (علیه السلام) فرمود:اعْتِيَادُ الْكَذِبِ يُورِثُ الْفَقْرَ » (الخصال، ج 2، ص 505.)عادت به دروغگویی فقر می آورد.
على (علیه السلام) فرمود:كَثْرَةُ الْكَذِبِ تُفْسِدُ الدِّينِ وَ تَعْظُمُ الْوِزْرُ » (غررالحکم، ح 4421.) دروغ گویی زیاد، دین را تباه و گناه را بزرگ می گرداند.
2-صدق درنیت
الصدق في النية»؛ صداقت در باطن و نیت.
مهم است که نیت انسان هم صادقانه باشد؛ یعنی اگر می گوید من قصد خدمت دارم، خیانت نکند. اگر نماز شب می خواند برای خدا بخواند، نه به قصد عوام فریبی.
مسلمانی که همیشه مشغول نماز و دعاست اما نسبت به امربه معروف و نهی از منکر بی تفاوت است، معلوم می شود نیتش صادقانه و برای خدا نیست.
ثواب زیارت کردن مؤمن
یکی از فرشته های الهی به خدا گفت: خدایا! من می خواهم به چهره انسان دربیایم و به زمین بروم. خدا اجازه داد. او خودش را به چهره یک انسان درآورد و به زمین آمد و شروع به راه رفتن کرد. دید مردی در خانه ای را می زند. آن مرد که نمی دانست که این شخص فرشته است. فرشته جلو آمد و سلام کرد و گفت: شما اینجا چکار داری؟ گفت: به شما چه ارتباطی دارد؟
گفت: می خواهم بدانم. مرد گفت: برادر مؤمنی دارم که می خواهم احوالش را بپرسم. فرشته گفت: واقعا از خانه ات به این نیت آمدی که فقط او را ببینی؟ گفت: بيني و بين الله فقط به خاطر دیدن برادر مؤمنم آمدم. فرشته گفت: من فرشته الهی هستم. از خدا خواسته بودم من را به چهره انسان دربیاورد. همین قدر به تو بگویم که خدا می فرماید :
اگر کسی مؤمنی را با اخلاص زیارت کند مثل این است که من را زیارت کرده است.
بدان که کار تواین قدر ثواب دارد.
3- صدق در اراده
الصدق في العزم»؛ آدم در عزمش هم باید صدق داشته باشد. در حرم و مسجد حال خوش پیدا می کند و تصمیم می گیرد که از فردا نماز اول وقت بخواند. اما همین که آن شب تمام شد بیخیال میشود. عزم انسانها ضعيف است.
وقتی تصمیم گرفتی، ایستادگی داشته باش. بعضی از عزیزانی که به وسواس مبتلا هستند مشکلشان همین است؛ صداقت در عزم ندارند.
4- صدق در وفاداری
الصدق في الوفاء بالعهد»؛ صداقت در وفای به عهد. وقتی به کسی قول می دهی پای قولت بایست..
5-صدق در عمل
الصدق في العمل»؛ انسان در عملش هم باید صادق باشد. وقتی می گویی این جنس اصلی است چرا قلابی میدهی؟ وقتی به شما پول می دهند این خانه را با فلان مقدار مصالح بسازی چرا از آن کم می گذاری؟
6- صدق در مقامات دینی
الصِّدْقُ فی تحصیل مقامات الدِّينِ »؛ (محجة البيضاء، ج 8، ص 140.) صدق در دین داری. در زیارت عاشورا می گوییم:وَثَبَتْ لِي قَدَمَ صَدَقَ » و گامی راستین برایم ثبت کن.
مرحوم شتر در کتاب خود به نام اخلاق، صدق را چند قسم برمی شمارد و می گوید: صدق گفتار، صدق کردار، صدق نیت، صدق رفتار صدق در سراسر زندگی انسان باید باشد. اگر کسی همه اقسام صدق را داشت صدیق می شود. چرا خدا به حضرت مریم«صديقه» می گوید ؟ چون همه این صدق ها را داشت. چرا حضرت زهرا «صديقه» است؟ چون هم راست گو، هم راست کردار و هم راستین اراده بود. امیرالمؤمنین (ع) نیزصدیق است. پیامبر خدا (ص) فرمود: لکل أَمَةً صِدِّيقٍ وَ فاروق وَ صدیق هَذِهِ الْأُمَّةِ وفاروقها (تفسیر صافی، ج 1، ص 469.)
برای هر امتی صدیق و فاروقی است و صدیق و فاروق این امت علی بن ابی طالب (ع) است.
ائمه علیهم السلام نیز صديق هستند. یکی از کسانی که ما آرزو می کنیم روز قیامت با آنها محشور شویم صدیقین هستند. قرآن می فرماید: مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ بَيْنَ اللنبيين وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً (نساء، 69.)
و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، در روز رستاخیز، همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را برآنان تمام کرده؛ از پیامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيقهای خوبی هستند.
صدیقین یعنی کسانی که تمام اقسام شش گانه صدق در زندگی شان متجلی است.


