سخنرانی مکتوب حجت الاسلام رفیعی - آزمون های الهی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قال الله تبارک و تعالی :هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدِيداً - آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند!
مقدمه
قرآن در یازدهمین آیه از سوره مبارکه احزاب می فرماید: وقتی مسلمانان در جنگ خندق در محاصره دشمن گرفتار شدند، آزمون الهی سررسید: هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدِيداً (احزاب، 11.)
آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند!
در آن جنگ مؤمن ها آزمایش شدند و تکان شدیدی خوردند تا ببینیم چه کسی از این امتحان و آزمون سرافراز بیرون می آید.
عزیزان من! یکی از موضوعات مهم قرآنی بحث آزمایش است. آیه دوم سوره عنکبوت می فرماید: همه مردم آزمایش می شوند: أَحْسُبُ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهْمُ لا يُفْتَنُونَ (عنکبوت، 2)
آیا مردم گمان کردندهمین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟!
آزمایش عمومیت دارد، مواد آزمایش هم مختلف است. ممکن است این مواد به صورت طبیعی نمود یابد؛ موادی مانند: مرگ، زلزله، حادثه و جنگ.
اهداف آزمایش ها
آزمایش های الهی با اهداف و انگیزه های گوناگونی صورت می پذیرد:
1-تشخيص خوب و بد
اولین هدف از آزمایش این است که انسان های پاک از انسان های ناپاک جدا شوند. هنگامی که در مدرسه امتحان می گیرید درس خوان ها و شاگرد اولها معلوم می شوند. قرآن در جای دیگر هم می فرماید: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنکُمْ (محمد ،31)
ما همه شما را قطعا می آزمائیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند.
2- تشخيص کردارها
هدف دوم آزمایش در سوره ملک آمده است: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ ليبلونکم أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا (ملک ،2)
آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام يك از شما بهتر عمل می کنید.
انسان ها آزمایش می شوند تا معلوم شود عمل چه کسی خالص تر است. در وضعیت عادی، همه صبور هستند؛ اما اگر کسی فحش بشنود و جواب ندهد، آن هنر است.
افراد را در چنین موقعیت هایی می توان امتحان کرد. بعضی ها خیلی ظاهرالصلاح هستند ولی وقتی در دعوا دهان باز کنند می بینی اصلا نمی شود مهارشان کرد؛ مثل حوضی که رویش تمیز اما کفش لجن باشد، یک مرتبه کثافتش بیرون می ریزد.
وقتی با او معامله کنی می بینی چه آدم بخیلی است؛ اگر همراهش به مسافرت بروی متوجه خواهی شد عجب آدم غیرقابل تحملی است.
3-بیداری
هدف سوم در آزمایش های خداوند بیدارشدن آدم است.
وقتی می خواهند شخص بیهوشی را به هوش بیاورند، به صورتش سیلی می زنند. اگر در حالت عادی به او سیلی بزنی که بلند می شود خودت را می زند؟ الآن بیهوش است؛ می زنند که به هوش بیاید. یا کسانی که دچار ایست قلبی می شوند با دستگاه به آن ها شوک می دهند تا احیا شوند.
گاهی اوقات آزمایش آدم را به خود می آورد. با یک زلزله آدم به نعمت امنیت پی می برد. یک مصیبت و تصادف آدم را به خودش می آورد تا گناه نکند. خیلی ها بوده اند که در حوادث رشد کردند و البته خیلی ها نیز خودشان را باختند. لذا خدا، اولیا و انبیا را بیش از همه امتحان کرده است.
پیامبر (ص) و آزمایش های بزرگ الهی
کامل الزیارات کتابی کهن و معتبر به شمار می رود که ابن قولویه استاد شیخ مفید هزار سال پیش آن را نوشت. ایشان در این کتاب نقل می کند شبی که رسول خدا (ص) به معراج رفت، خدا به او فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يختبرك فِي ثَلَاثِ لِيَنْظُرَ كَيْفَ صبرک »؛ (کامل الزیارات، ص 332؛)
خدای متعال می خواهد تو را در سه چیز بیازماید تا ببیند صبرت چگونه است.
پیامبر! ما سه امتحان کلیدی از تو می گیریم. گفت: خدایا ! این امتحانات چیست؟
البته اگر به ما بگویند که این امتحانها چیست، ممکن است صحنه را خالی کنیم. این لطف خداست که حوادث و اتفاقاتی که برای ما می افتد سه چیز در آن مخفی است. 1- زمین، 2- زمان، 3- زمینه. همه شما نمی دانید مرگتان چه زمانی فرا می رسد، زمینه مرگتان چیست و زمین مرگتان کجاست. قرآن می فرماید: هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین از دنیا می رود. وَ ما تَدْرِي نَفْسُ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ »؛ (لقمان، 34).
در حوادث دیگر نیز داستان به همین صورت است. معصوم (علیه السلام) چون ظرفیت دارد، خدا به او آگاهی می دهد.
پیامبر (ص) به امیرالمؤمنين (ع) می فرماید: در ماه رمضان شهید می شوی و قاتلت هم فلانی است. (الأمالی للصدوق، ص 95؛)
حضرت علی (ع) ابن ملجم را می شناخت و با او ملاقات داشت. آقا شب نوزدهم به آسمان نگاه می کند و می گوید: امشب همان شب است. (الارشاد، ج 1، ص 16؛)
جبرهم نیست. بالأخره مرگ رخدادی قطعی است که برای همه ما پیش می آید. معصوم (ع) از این رخداد قطعی خبردارد.
وقتی خدا در معراج فرمود من سه امتحان از تو می گیرم ، عرض کرد: من تسلیم فرمان توام. آن سه امتحان کدام است؟
پاسخ آمد: أَوَّلُهُنَّ الْجُوعِ والاثرة عَلَى نَفْسِكَ وَ عَلَى أَهْلِكَ لَا هَلِ الْحَاجَةُ قَالَ قَبِلْتُ يَا رَبِّ وَ رضیت وَ سَلَّمْتَ وَ منک التَّوْفِيقَ والصبرو أَمَّا الثانيه فالتكذيب وَ الْخَوْفِ الشَّدِيدِ وبذلک مهجتك فِي مُحَارَبَةَ أَهْلِ الْكُفْرِ بِمَالِكَ وَ نَفْسَكَ وَ الصَّبْرَ عَلَى مَا يُصِيبُكَ مِنْهُمْ مِنَ الْأَذَى وَ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الْأَلَمِ فِي الْحَرْبِ وَ الْجِرَاحِ
اولین آزمون ، گرسنگی خودت و خانواده ات و ترجیح دادن نیازمندان است. حضرت عرض کرد: پروردگارا! پذیرفتم و خشنود شدم و تسلیم هستم. همانا توفیق و صبر را تو باید بدهی.
ندا آمد: آزمون دوم تکذیب شدن و ترس شدید و از جان و مال مایه گذاشتن در جنگ با کافران و صبر کردن بر آزار و اذیت های کافران و منافقان و تحمل درد و زخم های جنگی است. پیامبر (ص) اینها را هم پذیرفت.
اولین امتحان، آزمون گرسنگی و ایثار بود؛ یعنی پیامبر (ص) و خانواده اش گرسنگی را تحمل کنند و غذای خود را به نیازمندان بدهند. امتحان دوم آزار و اذیت های مشرکان و منافقان و تکذیب های آنان بود. پیامبر (ص) این دو آزمون را پذیرفت و سختی هایش را بر جان خرید.
انسان ها در مقابل امتحان
آدم ها در مقابل امتحان سه نوع هستند. بعضی ها جزوع هستند؛ یعنی داد و فریاد می کنند. بعضی ها صبور هستند و می گویند: تحمل می کنیم. بعضیها راضی و سپاس گزار هستند؛ این بالاترین مقام است. صبراز شکر و رضا پایین تر است.
امام حسین (ع) هم روز عاشورا گفت: خدایا! راضی هستم. (مقتل الحسین مقرم، ص 345؛)
اما سومین امتحان: فَمَا يلقی أَهْلِ بَيْتِكَ مِنْ بَعْدِكَ »؛
این آزمون برای پیامبر (ص) خیلی سنگین بود. خودتان تصور کنید: اگر به شما بگویند قرار است چه حوادث ناگواری برای فرزندتان رخ بدهد چه حالی پیدا می کنید؟
خیلی ظرفیت می خواهد که خودت را گم نکنی. به پیامبر (ص) خبر دادند که پس از او چه حوادثی برای اهل بیتش رخ می دهد:
أَمَّا أَخُوكَ عَلِيِّ فیلقی مِنْ أمتک الشَّتْمَ وَ التَّعْنِيفِ وَ التَّوْبِيخَ وَ الْحِرْمَانَ وَ الْجَحْدِ [ وَ الْجَهْدَ ] وَ الظُّلْمِ وَ آخِرُ ذَلِكَ الْقَتْلُ فَقَالَ يَا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضِيتُ وَ مِنْكَ التَّوْفِيقُ وَ الصَّبْرُ أَمَّا ابنتک فَتُظْلَمُ وَ تَحْرُمُ ويؤخد حَقَّهَا غَصْباً الَّذِي تَجْعَلْهُ هَا وَ تُضْرَبُ وَ هِيَ حَامِلُ وَ يَدْخُلُ عَلَيْهَا وَ عَلَى حَرِيمُهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَيْرِ إِذْنِ ثُمَّ يَمَسُّهَا هَوَانٍ وَ ذَلَّ ثُمَّ لا تَجِدُ مَانِعاً وَ تُطْرَحَ مَا فِي بَطْنِهَا »؛
اما برادرت علی؛ از سوی امتت فحش و درشتی و سرزنش و محرومیت از حق و انکار و ظلم متوجه او شده و سرانجام او را خواهند کشت. پیامبر عرض کرد: پروردگارا! پذیرفتم و خشنود شدم و همانا توفیق و صبر از جانب توست.
(ندا آمد:) و اما دخترت؛ مورد ستم قرار گرفته، حقش را غصب می کنند، او را می زنند درحالی که باردار است و بدون اجازه او وارد خانه و حریم و منزلش می شوند. سپس دچار ذلت و خواری می گردد و هیچ حمایت گری نمی یابد. او جنینش را سقط می کند.
پیامبر! آزمایش سومت این است که برادرت علی (ع) شهید می شود. دخترت فاطمه هم کتک می خورد و فرزندش را سقط می کند. حسن (ع) نیز با زهر شهید می شود. حضرت در پاسخ همه این خبرها عرض کرد: خدایا ! من راضی و تسلیم هستم. (کامل الزیارات، ص 232؛)
این ها اطلاع قبل از حادثه ای است که عواملش مردم هستند؛ یعنی جبرنیست. الآن بنده این جا نشسته ام و می بینم یک کسی دارد عقب عقب از پشت بام می آید و من می گویم: الآن می افتد. اتفاقا هم افتاد؛ آیا من مقصرم؟ نه.
من سی ثانیه قبل از این که بیفتد گفتم. خدا از حوادث آینده مطلع است؛ منتها اسباب حوادث خود ما هستیم؛ مثلا: می داند این آقا در اثر کوتاهی تصادف می کند یا در اثر ظلم مردم، حقش غصب می شود؛ وقتی گزارش این را می دهد معنایش این است که خدا به این امر راضی است؟ مشیت خدا غیراز رضایت خداست. یک پزشک در بیمارستان می داند این مریض 24 ساعت دیگر از دنیا می رود و کاری هم نمی تواند برای او انجام بدهد اما از این مرگ راضی نیست.
آزمون های حضرت على (علیه السلام)
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: نزد رسول خدا (ص) رفتم و گفتم: خدا در قرآن می فرماید: أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (عنبكوت، 2)
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟!
یا رسول الله ! امتحانات در چه زمانی است؟ فرمود: علی جان ! امتحان های سخت بعد از من است. (نهج البلاغه، خطبه 156)
منظور پیامبر (ص) این بود که سقیفه ای پیش می آید، جلوی چشمت به همسرت جسارت می کنند و تو باید به خاطر حفظ اسلام ساکت بمانی.
امتحان ها و آزمون های الهی در زندگی ما هم پیش می آید و می تواند علت های گوناگونی داشته باشد. شکست اقتصادی، دعوای خانوادگی، بیماری فرزندان و... هریک می تواند آزمون الهی باشد. امتحانات مختلف است.
اقسام امتحانات الهی
در این جا پنج قسم امتحان را برای شما می گویم. انسان می تواند دعا کند که خدایا! امتحان ما را آسان قرار بده. خدایا! امتحان هایی که از امت های گذشته گرفته ای سنگین بود؛ چنین امتحان هایی از ما نگیر.
قرآن می فرماید: رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إضرا کما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ (بقره، 286.)
پروردگارا! تکلیف سنگینی برما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغيان ،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم ، برما مقرر مدارا و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان.
آزمون الهی اجتناب ناپذیر است و در زندگی ما پیش می آید؛ ما باید دعا کنیم آزمونی در زندگی ما پیش نیاید که از عهده اش برنیاییم. امتحانات یعنی اتفاقاتی که به طور طبیعی در زندگی ما پیش می آید. انواع امتحانات را بدانیم :
1-امتحان عقیدتی
اولین نوع از امتحانات، امتحان عقیدتی است. گاهی انسان در جایی قرارمی گیرد که اعتقاداتش در معرض امتحان می آید.
گوساله سامری، نوعی امتحان
قرآن می فرماید: حضرت موسی (ع) به میقات رفت و خدا خواست از مردم امتحان بگیرد: یک سامری پیدا شد گوساله ای ساخت و مردم را به پرستش آن دعوت کرد. چند هزار نفر در این امتحان مردود شدند.
قَدْ فَتَنَّا قومک مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ (طه ، 80) ما قوم تورا بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت.این امتحان عقیدتی بود.
داستان خوارج
قصه خوارج هم امتحان عقیدتی بود. وقتی قرآن بالای نیزه ها رفت، این ها گول خوردند. امتحانات عقیدتی در طول تاریخ زیاد است.
بعد از شهات موسی بن جعفر (ع) فرقه واقفیه پیدا شد؛ بعد از شهادت امام صادق و اسماعیلیه پیدا شد؛ بعد از شهادت امام حسین (ع) کیسانیه پیدا شد؛ بعد از شهادت امام باقر (ع) زیدیه پیدا شد. یادمان نرود که امروز هم امتحان عقیدتی هست .
شبهاتی که در اینترنت و فضای مجازی به چشم می خورد، اگر جوان شیعه متدین با این ها برخورد کرد باید دنبال پاسخ برود و حتی راهکار عملی بیابد. ائمه علیهم السلام فرمودند: این دعا را زمان فتنه زیاد بخوانید: يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ یا رحیم یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ »؛ (كمال الدين، ج 2، ص 352؛)
ای الله ! ای رحمت گر؛ ای مهربان! ای گرداننده دل ها! قلبم را بر دین خود استوار بدار.
اهميت اعتقادات صحيح
مردی نزد امام صادق (ع) آمده بود. حضرت سراغ کسی را از او گرفت. آن شخص کسی بود که هر سال به مکه می رفت و بعد به دیدن امام صادق (ع) می آمد. اما چند سالی بود که دیگر نیامد.
یکی از آداب دوستی این است که انسان احوال دوستش را از دیگران جویا شود که فلانی کجاست؟ اصلا چرا می گویند به مسجد بروید؟ چون رفقا هم دیگر را پیدا می کنند و می فهمند چه کسی مریض است و چه کسی از دنیا رفته. متأسفانه روابط اجتماعی بین ما کم شده است.
داستان
شخصی که امام صادق (ع) سراغش را گرفت ورشکست شده و وضع مالی اش به هم ریخته بود. وقتی امام صادق (ع) فرمود حال فلانی چطور است؟ مردی که نزد حضرت آمده بود عرض کرد: وضع مالی اش خیلی خراب است. آقا فرمود: من که نگفتم وضع مالی اش چطور است؛ منظورم این بود که دینش چگونه است؟ عرض کرد: الحمدلله دینش خوب است. فرمود: به خدا او بی نیاز است که دین دارد. (المناقب، ج 4، ص 237)
عرضه اعتقادات برامام معصوم (علیه السلام)
حضرت عبدالعظیم حسنی هم امام زاده بود و هم عالم و فقیه. ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می رسد. این شخصیت بزرگوار نزد امام هادی بر زانو زد و اعتقادات خود را یکایک عرضه کرد و گفت: دین من درست است ؟ (التوحيد للصدوق، ص 81؛)
سخت ترین آزمایش، آزمایش عقیدتی است. بعد از رحلت پیامبر (ص) این امتحان پیش آمد. بسیاری از اصحاب خاص پیامبر (ص) در این امتحان مردود شدند.
حسان بن ثابت کسی است که در غدیر در وصف امیرالمؤمنین (ع) شعر گفت اما هفتاد روز بعد منکرحق حضرت شد و در وصف سقیفه شعر گفت. این دعا را زیاد بخوانید که اعتقاد شما را محکم می کند: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِالْإِسْلَامِ دِيناً وَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولًا وَ بِأَهْلِ بَيْتِهِ أَوْلِيَاءِ (ثواب الاعمال، ص 26؛)
به پروردگاری خداوند و دین اسلام و پیامبری محمد و ولایت اهل بیت خشنودم.
دعای « اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسِكَ » (الکافی، ج1، ص337؛) را هم بخوانید که خیلی به انسان کمک می کند.
2- آزمون اقتصادی
دومین نوع آزمون های الهی، آزمون اقتصادی است. قرآن می فرماید: لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ وأنفسکم (آل عمران، 186)
به يقين (همه شما) در اموال و جانهای خود، آزمایش می شوید!
گاهی در مالتان امتحان میشوید. خدا به یکی ثروت میدهد و به یکی نمی دهد. یکی سلیمان است که به او بی نهایت می دهد و دیگری ایوب است که ناگهان همه چیز را از او می گیرد.
هنر این است آن کسی که خدا از اومی گیرد خودش را نبازد و آن کس که به او بسیار می دهد مغرور نشود. آیه ای هست که بعضی ها بر سر در مغازه یا خانه و یا پشت شیشه خودرو می نویسند، که البته فقط نصف آیه را می نویسند. کاملش این است: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي (نمل، 40) این بخشش پروردگار من است ، تا مرا بیازماید.
داستان
مردی از انصار درخت خرمایی داشت که در باغ مردی دیگر قرار گرفته بود. او بعضی وقت ها صاحب باغ را اذیت می کرد. صاحب باغ نزد پیامبر (ص) آمد و شکایت کرد. حضرت به صاحب درخت فرمود درخت را به من بده و من درخت خرمایی در بهشت به تو می دهم. او قبول نکرد.
ابودحداح انصاری از ماجرا خبردار شد و رفت آن درخت را از آن مرد خرید و به جایش یک باغ به او داد. پس نزد پیامبر (ص) آمد و گفت چه شد. حضرت فرمود: در ازای این کار یک درخت خرما در بهشت داری . آیه هم نازل شد: أَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى * وَ صَدَّقَ بالحسنی * فسنیسره لليسری (لیل ، 5-7)
اما کسی که بخشایش و پرهیزگاری کرد، و آن بهترین را تصدیق کرد، پس برای بهشت آماده اش می کنیم.
این که درخت را خرید می فهمید درخت در بهشت یعنی چه و پیامبر (ص) را تصدیق کرد. ما هر کاری را برایش آسان می کنیم. (بحارالانوار، ج 22، ص 101.)
مفسران این آیه را گوناگون معنا کرده اند. خیلی ها گفته اند: یعنی توفیق عمل صالح به او می دهیم.
وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ واستغنی * وکذب بالحسنی * فَسَنُيَسِّرُهُ للعسری (لیل ،8-10)
اما آن کس که بخل و بی نیازی ورزید، و آن بهترین را تکذیب کرد، او را برای دوزخ آماده می سازیم.
اما آن کسی که بخل ورزيد و نیکی و درخت در بهشت را تکذیب کرد، برای او راه سختی را هموار می کنیم.
قرآن می فرماید: لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةُ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قترولا ذِلَّةُ (یونس ،26)
پاداش آنان که نیکی می کنند نیکی است و چیزی افزون بر آن. نه سیه روی شوند و نه خوار. اینان اهل بهشتند و در آن جاویدانند.
هرکس در راه ما انفاق کرد، همان مقدار پولی که داده را به او برمی گردانیم و اضافی هم میدهیم. کاری می کنیم آدم هایی که گشاده دست هستند و بخل ندارند، در زندگی شان غم نبینند و درمانده نشوند.
3-امتحان نظامی
سومین نوع از آزمون های الهی، امتحان نظامی است.
گاهی آزمون الهی، امتحان نظامی است؛ مثل جنگ ایران و عراق، مثل جنگ خندق واحد. البته اگر جنگ نباشد خیلی بهتر است، خدا هم به جنگ راضی نیست؛ ولی ناگزیر در دنیا پیش می آید.
ده هزار نفر مدینه را تهدید کردند و پیامبر (ص) فرمود: بروید مقاومت کنید. ممکن است شهادت و جانبازی هم باشد.
مقام معظم رهبری (حفظه الله) فرمود: پاداش جانبازان از شهدا بیشتر است؛ چون اولین قطره خون شهید که بر زمین ریخت جایزه اش را گرفت و رفت، اما این ها رنج می کشند. تحمل سال ها بی دستی و بی چشمی و قطع نخاعی کار ساده ای نیست.
4- امتحان خانوادگی
چهارمین نوع از آزمون های الهی، امتحان خانوادگی است.
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وأولادکم فتنه (تغابن، 15) جز این نیست که اموال و اولاد شما آزمایشی هستند.
گاهی آدم با اولادش امتحان می شود. خدا به حضرت نوح (ع) فرزندی داده بود که در ماجرای طوفان از پدرش اطاعت نکرد. اما به حضرت ابراهیم (ع) فرزندی داد که وقتی فرمود: او را ذبح کن، بی چون و چرا تسلیم شد. حضرت نوح (ع) همسری هم داشت که منکر پیامبری او بود. برای پیامبر گرامی اسلام نیز مشکلاتی در خانواده و همسرانش پیش می آمد.
5-امتحان سیاسی
پنجمین نوع از آزمون الهی، امتحان سیاسی است.
چقدر حکومت های ظالم در طول تاریخ آمدند و رفتند: امویان، مروانیان، عباسیان و...
چگونه در امتحان قبول شویم؟
آن چیزی که در امتحانان الهی مایه نجات انسان می شود دو چیز است:
1- خدا را ناظر دیدن؛ یعنی انسان بداند در محضر خداست.
ناظربودن خداوند
بچه شش ماهه در دست ابی عبدالله (ع) جان داد حضرت فرمود: خدایا! چون در مقابل توست و توناظر این صحنه هستی، من راضی هستم و این مصیبت بر من آسان است. (لهوف، ص 117؛)
انسانی که در خانه افتاده و بیمار است، کسی که داغ پدر دیده ، امتحان مالی یا خانوادگی شده، راه نجات و رستگاری اش این است که خدا را ناظر ببیند.
2- دعا و نماز و صبر و تحمل. حضرت علی (ع) وقتی فاطمه اش را به خاک سپرد کنار قبر نماز خواند. امام حسین (ع) وقتی علی اصغر را میان خاک گذاشت نماز خواند. این نماز که نماز میت نبود؛ کود کمتر از شش ساله نماز میت ندارد. ناظردیدن خدا و یاری جستن از صبر و نماز و توسل انسان را در امتحانات قوی می کند.


