سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

 سخنرانی مکتوب دکتر رفیعی امدادهای غیبی (2)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قال الله تبارک و تعالی
يا أیها الَّذِينَ آمَنُوا اذکروا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءتکم جُنُودُ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً (احزاب، 9)
ای کسانی که ایمان آورده اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید در آن هنگام که لشکرهایی (عظیم) به سراغ شما آمدند؛ ولی ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی دیدید (و به این وسیله آنها را در هم شکستیم)؛ و خداوند همیشه به آنچه انجام میدهید بینا بوده است.

 

مقدمه
در سال پنجم هجری به مسلمانان خبر رسید که لشکر متحد شده کفار و مشرکین قصد حمله به مدینه دارند. پیامبر (ص) به پیشنهاد سلمان دستور داد دورتادور مدينه خندق کنده شود. عده زیادی جمع شدند. حتی بچه ها هم همکاری می کردند.


زید بن ثابت دوازده ساله بود که در حفر خندق شرکت داشت. خود پیامبر (ص) هم کار می کرد و هم نظارت داشت. در قسمتی از خندق به تخته سنگ بزرگی رسیدند که اصلا نمیشد تکانش داد. پیامبر (ص) خودشان وارد خندق شدند و چند ضربه به تخته سنگ زدند و آن را با نام خدای تبارک و تعالی درهم شکستند.


حفر خندق، فرصتی شده بود برای اتحاد بیشتر مسلمانان؛ چرا که دوشادوش یکدیگر تلاش می کردند، گاهی باهم خنده و شوخی می کردند، برخی روزها یک نفر برای بقیه غذا تهیه می کرد و... تقریبا سه هزار مسلمان با ایثار و فداکاری زحمت کشیدند. و بالأخره حفر خندق تا پایان ماه رمضان به انجام رسید.


ماه شوال زمان برپایی جنگ احزاب یا همان خندق است. مشرکین اصلا پیش بینی و تصور نمی کردند که وقتی به مدینه رسیدند پشت خندق زمین گیر شوند و مسلمانان در مکان های محفوظ و مستحکم مدینه موضع بگیرند و این گونه خطر دشمن را دفع کنند. (تفسیر نمونه، ج 17، ص216.)

 

البته خطری هم در داخل مدینه وجود داشت؛ یعنی برخی یهودی ها و منافقینی که با مشرکان قریش ارتباط داشتند. به دستور رسول خدا، مسلمانان زن و بچه هایشان را در طول یک ماه محاصره مدينه در قلعه ای بزرگ جای دادند تا در خطر نباشند.

روزی یکی از یهودیان خودش را به پناهگاه رسانده بود و از بالای پشت بام نگاه می کرد. صفیه عمه پیامبر (ص) که زن شجاعی بود متوجه یهودی شد و از پشت سر با شمشیر به او زد و او را به درک واصل کرد. (سیره ابن هشام، ج 2، ص 143.)

 

وقتی جنگ خندق تمام شد، پیامبر (ص) فرمود: صفيه هم به اندازه رزمنده ها غنیمت می برد. از این جهت تنها زنی که در جنگ خندق مانند سایر رزمنده ها غنیمت برد، صفیه مادر زبیرو عمه پیامبر (ص) است.

 

امداد غیبی، عامل پیروزی
عوامل پیروزی مسلمانان در جنگ احزاب متعدد بوده است. یکی از این عوامل امداد غیبی خدا بود: إِذْ جاءتکم جُنُودُ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ریحا وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً (احزاب ،9)

در آن هنگام که لشکرهایی (عظیم) به سراغ شما آمدند؛ ولی ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی دیدید (و به این وسیله آنها را در هم شکستیم)؛ و خداوند همیشه به آنچه انجام می دهید بینا بوده است.


باد و طوفانی شدید آمد که مشرکین را به رعب و وحشت انداخت. فرشته های خدا هم فرود آمدند و به قلب مسلمانان آرامش دادند. حذيفة بن يمان می گوید: شبی پیامبر (ص) فرمود: چه کسی می تواند بین مشرکین برود تا ببیند چه خبر است و اطلاعات بیاورد؟ من گفتم: من می روم.

 

پیامبر (ص) فرمود: فقط اطلاعات جمع کن. مبادا کسی را بکشی. حذيفه می گوید: از خندق عبور کردم و به میان مشرکین رفتم. در حدود ده هزار نیرو بودند.
شیطان به صورت یکی از سران مشرکین درآمد و سخنرانی کرد گفت: کناردستی هایتان را شناسایی کنید تا جاسوسی بین شمانباشد.

 

حذيفه می گوید: من زرنگی کردم و به دو نفری که در چپ و راستم بودند گفتم: تو چه کسی هستی؟ دیگر آنها از من نپرسیدند تو چه کسی هستی. ابوسفیان گفت: باید برگردیم؛ دیگر امکان نفوذ به مدينه نیست. هم آذوقه مان تمام شده، هم نزدیک است سرما لشکر را از پا دربیاورد، هم این طوفان آمده و هم این خندق اجازه عبور به ما نمی دهد. ابوسفیان در همان شب فرمان بازگشت داد.

برگشتم و گفتم: یا رسول الله ! بشارت بدهید؛ دشمنان رفتند و غنیمت های بی شماری نصیب مسلمانان شد. (الکافی، ج 8، ص 278؛)

 

امدادهای غیبی در جنگ بدر
خدا چند مورد از امدادهای غیبی برای مسلمانان را در قرآن برشمرده است. در داستان جنگ بدر وقتی مسلمانان به منطقه بدر رسیدند، دیدند مشرکین زودتر رسیده اند و چاه های آب را محاصره کرده اند. دیگر آبی نمانده بود که مسلمانان استفاده کنند. 313 مسلمان می بایست تشنه و خسته به میدان نبرد بروند. قرآن کریم می فرماید: آنها دعا کردند که خدا کمکشان کند. (انفال، 9)

 

إِذْ يغشیکم النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عليکم مِنَ السَّماءِ ماءً لیطهرکم بِهِ وَ يُذْهِبَ عنکم رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ * إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي معکم فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأغناق وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ (انفال ،11و12)

و (یاد آورید) هنگامی را که خواب سبکی که مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فراگرفت؛ و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند؛ و پلیدی شیطان را از شما دور سازد؛ و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد! و (به یاد آر) موقعی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: « من با شما هستم؛ کسانی را که ایمان آورده اند، ثابت قدم دارید! بزودی در دلهای کافران ترس و وحشت می افکنم؛ ضربه ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهای دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید!

 

کاری کردیم که مسلمانان به خوابی سبک فرو بروند. این اولین امداد غیبی در جنگ بدربود. دومین امداد این بود که بارانی بارید و تمام گودال ها و حفره های بیابان پر از آب شد؛ تا جایی که بعضی ها آن شب با همان آب غسل کردند تا پاکیزه بشوند. امداد دیگر این که وسوسه های شیطان را از ذهنشان دور کردیم. قلب هایشان را هم آرام کردیم تا شک و تردید نداشته باشند. قدم هایشان را نیز استوار و محکم ساختیم. (تفسير الميزان، ج 9، ص21)
و از سوی دیگر، در دل دشمن رعب انداختیم و فرشته ها را برای یاری مسلمانان فرستادیم.


امداد غیبی چیست و چگونه به دست می آید؟
چه چیزی باعث می شود که لطف خفی و امداد غیبی خدا به یاری ما بیاید؟
شهید مطهری رحمة الله کتابی به نام امدادهای غیبی دارد که به صورت مفصل در این زمینه بحث کرده است.
در ابتدا باید بدانیم که امداد مادی با امداد غیبی تفاوت دارد. مثلا: کارمند حقوق مشخصی دریافت می کند. یا: بیمار دارو می گیرد و می خورد تا خوب شود. این ها طبیعی و مادی است. اما بحث امداد غیبی بحث امور غیرمادی است. گاهی روزی هایی در زندگی ات می آید که روی آن حساب باز نکرده بودی. یا برای مثال: بیماری که بدون دارو و درمان شفا می یابد. اینها امداد غیبی است که زمینه آن را می توان از چند راه فراهم کرد:

 

یکم: دعا
اولین راه کسب امداد غیبی، دعاست.
سوره انفال می فرماید: مسلمانان دعا کردند و از خدا کمک خواستند؛ پس الطاف الهی شامل شان شد. (انفال ،9 و10) دعا مؤثر است.
قرار بود قوم يونس (ع) عذاب شود. حتی يونس (ع) از میانشان رفت و مطمئن بود که اینها از بین می روند. اما چون دعا کردند عذاب برطرف شد و وقتی يونس (ع) برگشت دید مردم تغییر کرده اند و عذاب الهی هم رفع شده است. (تفسیر نمونه، ج 8، ص 387.)

دعای جوشن کبیر در جنگ بدر برای پیامبر (ص) آمد. دعا کردن، لطف الهی و امداد غیبی را به سوی خود جذب می کند.

 

شناخت امام بر اثردعا
زمانی که امام کاظم (ع) به شهادت رسید شایعه شد که ایشان آخرین امام بوده و امام رضا امام نیست. این شایعه آن قدر اثر نهاد که حتی برخی یاران نزدیک و شیعیان خاص هم شک کرده بودند. می گفتند: امام کاظم (ع) زنده است و او همان امامی است که قیام می کند.

 

این دسته از شیعیان در امام هفتم (ع) توقف کردند و به همین دلیل واقفيه نامیده شدند. شخصی به نام عبدالله بن مغیره شیعه و مؤمن بود اما دچار شک شد.
می گوید: به مکه رفتم و سرم را به خانه خدا گذاشتم و گریه کردم و گفتم: خدایا! خودت راهنمایی ام کن: بالأخره امام رضا (ع) امام است یا نه؟


در میان گریه و زاری، ناگهان به دلم افتاد به مدینه و خانه ای امام رضا (ع) بروم. این که مطلبی به طور ناگهانی به دل انسان بیفتد، این نیز به نوعی امداد غیبی است. می گوید: به مدینه رفتم و در خانه آقا را کوبیدم.
خادم ایشان در را باز کرد و گفتم: به آقایت بگو، مردی از اهل عراق بر در خانه است، آن گاه صدای حضرت را شنیدم که فرمود: عبدالله بن مغیره! خوش آمدی.

 

گفتم: عجیب است! نام مرا می داند. وارد خانه شدم و در مقابل حضرت نشستم. ایشان فرمود: عبدالله بن مغیره ! دعایت مستجاب شد. من حجت خدا هستم، جای دیگر نرو. با خود گفتم: همه اینها نشانه است. اسمم را گفتند، نوع دعایم را گفتند. عبدالله بن مغیره بلافاصله از واقفی بودن دست کشید و به امامت امام رضا (ع) معتقد شد . (الکافی، ج 1، ص 355؛)
دعا کردن در حق دیگران نیز امداد غیبی را به زندگی انسان می کشاند.

 

اثردعا کردن برای دیگران
شخصی می گوید: در عرفات دیدم عبدالله بن جندب خیلی گریه می کند. او تمام روز عرفه اشک می ریخت و دعا می کرد. وقتی به مشعر می رفتیم، در راه به او گفتم: خوش به حالت، چه حالی داشتی، چقدر برای خودت دعا کردی! گفت: والله یک دعا در حق خودم نکردم. از مولایم امام صادق (ع) شنیدم فرمود: اگر کسی در حق مؤمنی دعا کند هزاران فرشته مثل آن دعا و حتی بهتر از آن را در حق خودش می کنند.


از این رو من حتی یک دعا برای خودم نکردم و فقط برای دیگران دعا کردم تاملائکه برای من دعا کنند و دعای ملائکه در حق انسان مستجاب است. (الکافی، ج 2، ص 508).
دوم: کمک کردن به دیگران
پیامبر (ص) فرمود: اگر کسی یاری گر مردم باشد خدا هم او را یاری می کند و تنهایش نمی گذارد: مَنْ كَانَ فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَانَ اللَّهُ عزوجل فِي حَاجَتَهُ »(نزهة الناظر، ص 41؛)


هر کس در پی برآورده شدن نیاز برادرش باشد، خدا نیاز او را بر می آورد. کسی که در حال باری برادر مؤمنش باشد خداباور او می شود و می گوید: تو به بنده من خدمت کردی، من هم به تو خدمت می کنم.

کمک به دیگران آن قدر سودمند است که حتی عذاب قبر را بر می دارد.

 

اثرکمک کردن به دیگران
حضرت عیسی (ع) از کنار قبری رد می شدند، دیدند صاحب قبر در حال عذاب و شکنجه شدن است.
بعد از مدتی آمدند از آن جا رد بشوند دیدند عذاب نمی شود. عیسی (ع) دلیلش را از خدا پرسید. پروردگار فرمود: او پسری دارد که به سن رشد رسید و در کار برای مردم انجام داد: 1- جاده خرابی را تعمیر کرد، 2- یتیمی را سرپرستی کرد. (امالی صدوق، ص 512؛)

 

سوم:عمل به دانسته ها
سومین راه برخورداری از امداد غیبی این است که به دانسته هایمان عمل کنیم. پیامبر (ص) فرمود: مَنْ عَمِلَ بِمَا يَعْلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهَ عِلْمَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (اعلام الدين، ص 301.) هرکس به آن چه می داند عمل کند خدا علم آن چه را نمی داند بهره او سازد.


آیت الله بهجت رحمة الله در نصیحت هایشان به مضمون این حدیث اشاره می کرد و می فرمود: بروید به يقينيات عمل کنید و دنبال استاد اخلاق نگردید. به چیزهایی که یقین دارید عمل کنید. یقین دارید دروغ بد است، نگوييد.
يقين دارید ربا بد است، نگیرید. مثلا: چون به جاذبه زمین یقین دارید هرگز از ساختمان دو طبقه به پایین نمی پرید. حالا اگرنمیدانی فلان دعا سند دارد یا نه؛ اگر نخواستی نخوان ، اما یقین داری که دعا کردن محبوب خداست.


نمی دانی فلان روضه و مصیبت واقعیت دارد یا نه؛ اما همین قدر یقین داری که اشک ریختن برای اباعبدالله (ع) اثرو ثواب دارد. پس به همان چیزهایی که یقین دارید عمل کنید.
حدیث بالا می گوید اگر کسی به آن چه يقين دارد عمل کند خدا به او علومی می دهد که پیش تر نمی دانست؛ علمی که رویش حساب باز نکرده بود، به او فهم و درک میدهد.
پس امکان دارد ما هم مشمول امداد غیبی شویم. همه چیز به کتاب و دفتر و زرنگی و تلاش ما وابسته نیست.

 

امدادهای غیبی به علما
مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی می فرمود: من می خواستم درباره آیه تطهير کتاب بنویسم. مطالبی علمی و تفسیری به ذهنم رسیده بود اما کافی نبود. به حرم حضرت معصومه علیها السام رفتم و به آن حضرت متوسل شدم. علمی به من داده شد که با پنجاه سال مطالعه به دست نمی آوردم .

 

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی می فرمود: روزی در کلاس درس جمله ای را از قول یکی از شخصیت های اهل سنت یعنی ابوحنیفه نقل کردم. ولی نمی دانستم آن مطلب در کجاست.
اتفاقا یکی از علمای اهل سنت به حرم حضرت معصومه علیها السلام آمده و در پای درس من نشسته بود. ایشان بعد از درس به من گفت: سند این مطلب کجاست؟ گفتم: به خاطر ندارم. گفت: شما مطلب به این مهمی را بدون سند نقل می کنید؟ گفتم: جست وجو می کنم و به شما اطلاع می دهم.

 

آیت الله مرعشی می فرمود: به کتاب خانه رفتم، هرچه کتاب را زیرورو کردم مطلب را پیدا نکردم. اما می دانستم مطلبی که گفتم، سند دارد. سرانجام به حضرت معصومه علیها السلام متوسل شدم. در عالم رؤیا به من گفتند: آدرس این مطلب در فلان جاست. بیدار شدم و رفتم کتاب را باز کردم، دیدم آدرس همان است.
اینها امداد غیبی است.

 

چهارم: باور داشتن
چهارمین راه برخورداری از امدادهای غیبی، باور داشتن آنهاست. بعضی امدادهای غیبی مشروط به باور داشتن آنهاست؛ مثل: شفاعت.
پیامبر (ص) فرمود: کسی که به شفاعت کردن من ایمان نداشته باشد، خداوند شفاعت من را به او نرساند. (الأمالی للصدوق، ص 7؛)
قرآن می فرماید: اگر کسی می خواهد شامل امداد غیبی شود باید آن را قبول داشته باشد.
إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا (حج، 38.)
خداوند از کسانی که ایمان آورده اند دفاع می کند؛ خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد!

 

پنجم: صبرو تقوا
پنجمین راه برخورداری از امدادهای غیبی، صبر و تقواست.
اگر با تقوا و صبور باشید، مدد غیبی الهی به کمکتان می آید.
ابراهیم (ع) تاصدسالگی فرزنددار نشد. پیامبری که قرآن می گوید پدر شماست، یک قرن بدون فرزند بود. ولی ناامید نشد.
بالأخره خدا اسماعيل (ع) را به او داد. سال ها بعد، به دستور خدا این بچه را برداشته و در سرزمين لم يزرع مکه گذاشته و به بابل برگشته است.


جناب هاجر مانده است و کودک شیرخواره ای که هنوز نمی تواند راه برود. بچه تشنه شده است. هاجر نخست به سراغ اسباب مادی رفت و به طرف کوه صفا دوید تا بلکه آب پیدا کند. چیزی نیافت.
او هفت بار از صفا تا مروه رفت و آمد ولی آب پیدا نکرد. خودش هم تشنه شد. در این هنگام امداد غیبی آمد: از زیر پای اسماعیل آب جاری شد. این لطف الهی نتیجه صبر و تقواست.

 

ششم: استقامت
ششمین راه برخورداری از امدادهای غیبی، استقامت است. قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا (فصلت، 30)
به یقین کسانی که گفتند: «پروردگارما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد برشما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است !

 

این آیه مخصوص انبیا نیست، گرچه بالاترین مصداقش انبیا و ائمه علیهم السلام هستند.
مرحوم طبرسی در مجمع البیان می نویسد: این آیه برای هر کسی است که استقامت کند.


خیلی ها گفتند ایمان داریم اما به پای ایمانشان نایستادند. اگر گفتی من مسلمانم، باید در داغ صبور باشی، خمست را بدهی، اگر جهادی پیش آمد پیشگام شوی. اگر کسی استقامت کرد فرشتگان به یاری اش می آیند و بیم و اندوه را از او دور می سازند.
چقدر خوب است کسی قلم به دست بگیرد و امدادهای غیبی در انقلاب و جنگ هشت ساله را بنویسد. چه توطئه هایی که به مدد غیبی الهی از این نظام دفع شد؛ چه الطافی که در جنگ به یاری رزمنده های ما آمد.


نجات به برکت تربت امام حسین (ع)
چرا تربت شفا می دهد ؟ مگر خاک چه اثری دارد؟ این امداد غیبی است که در خاک قبر ابی عبدالله (ع) شفا قرار می گیرد. (وسائل الشیعه، ج 14، ص 452)
کتابی به نام قمقام ذخار به معنای شمشیربران در بازار موجود است که فرهاد میرزا از وزرای دوران قاجار آن را نوشته است. این کتاب، مقتل امام حسین (ع) است؛ بسیار کتاب خوبی است.

 

آیت الله مکارم فرمود: این کتاب از مقتل های خوب و معتبر و صحیح است.
کتابی قطور در حدود 600 صفحه به زبان فارسی که روضه ها و تاریخ زندگی امام حسین (ع) را نوشته است.
نویسنده در مقدمه کتاب می گوید: دلیل نوشتن این کتاب این بود که ما به مسافرت دریایی رفتیم. در برگشت، ناگهان دریا طوفانی شد. طوفان به قدری شدید بود که کشتی به زیر آب می رفت و بالا می آمد. تمام مسافرها قطع امید کرده بودند. آنها آن قدر وحشت زده بودند که حد نداشت.

 

در این میان، یک مرتبه دست به جیب بردم و دیدم تربت اباعبدالله (ع) به همراه دارم. یک مقدار از آن را در دریا ریختم و گفتم: یا اباعبدالله ! اگر این کشتی سالم به ساحل برسد من یک مقتل درباره شما می نویسم. با انداختن تربت، آب آرام شد و کشتی به ساحل رسید. من نیز به عهدم عمل کردم و این کتاب را نوشتم .

 

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group