سیرهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نهضت عاشورا (1)
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
محرم و عزاداری
قال الله تبارک و تعالی:فَمَا بَکَتْ عَلیْهِمُ السَّمَاء وَ الأَرْضُ وَ مَا کَانُوا مُنظَرِینَ (حشر، 20)
نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتی داده شد!
مقدمه
ماه محرم ماه تقابل و قرار گرفتن دو فرهنگ در برابر یکدیگر است. در آیات قرآن به فرهنگ تقابل بسیار اشاره شده است، مثلاً: می فرماید:لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ (دخان، 29)
هرگز دوزخیان و بهشتیان یکسان نیستند.
یاران بهشت با یاران جهنم یکی نیستند پس اینها با هم تقابل دارند. یا می فرماید: هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَ الْبَصِيرُ» (انعام، 10)
آیا کوردل با بینا مساوی است؟
پس اعمی و بصیر با هم تقابل دارند، یکی مثبت است و دیگری منفی. یا می فرماید: هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ (زمر، 9)
آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمیدانند یکسانند؟!
جاهل و عالم یکی هستند؟ پس تقابل بین یعلمون با لايعلمون است.
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (شمس9، 10)
هر کس نفس خود را پاك و تزکیه کرده، رستگار شده؛ و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته ، نومید و محروم گشته است!
آیا مفلح با فرد اهل دسیسه و ناامید یکی است؟
عزیزان ! اگر کربلا مورد تحلیل قرار بگیرد، در حقیقت فرهنگ تقابل مورد بررسی قرار گرفته است؛ یعنی این ایام اصحاب الجنة در مقابل أصحاب النار قرار می گیرد. اصحاب اليمين مقابل اصحاب الشمال قرار می گیرد، بصیر در مقابل اعمی قرار می گیرد.
کربلا جبهه ی تقابل «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها» است. سپاه دشمن اهل دسیسه و سپاه ابی عبدالله علیه السلام اهل تزکیه است؛ سپاه دشمن شکست خورده و سپاه ابی عبدالله علیه السلام رستگار است. بررسی حادثه عاشورا یعنی بررسی فرهنگ تقابل ارزش ها با ضد ارزشها، بررسی جبهه حق در برابر باطل.
دلیل تکرار حادثه عاشورا
عده ای جاهلانه یا از روی عناد به تکرار عزاداری در ایام محرم اعتراض می کنند، می گویند چقدر حادثه عاشورا و کشته شدن اباعبدالله علیه السلام و روضه را تکرار می کنید؟
این ها توجه ندارند اگر تکرار و تأكید نشود که نسل به نسل منتقل نمی شود؛ اگر مقطعی بود دیگر امروز از حادثه عاشورا خبری نبود؛ عاشورا و محرم با همین عزاداری ها به نسل های بعد منتقل شده است.
امويان قصد داشتند جریان کربلا را در نطفه خفه کنند اما امام سجاد علیه السلام و زینب کبری علیهاالسلام نگذاشتند و عزاداری را مطرح کردند و دویست سال هم یازده امام ادامه دادند؛ قرن هاست علماء و بزرگان بر تجدید عزاداری و اقامهء عزا تأکید دارند.
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی رحمه الله ماه محرم که میشد لباس مشکی می پوشید و ناشناس در هیئت ها می رفت سینه می زد.
بزرگان و شخصیت ها نگذاشتند این جریان سرد شود و به فراموشی سپرده شود؛ سعی آن ها بر این بود که این حرارت در قلب ها بماند؛ بنابراین داستان عاشورا یک داستان الهی است نه یک داستان فردی و شخصی.
چهار نوع پیوند با امام حسین علیه السلام
ما به چهار پیوند با امام حسین علیه السلام نیاز داریم که اینها مهمترین راه ارتباط با اباعبدالله علیه السلام است. ائمه علیهم السلام در روایات روی این چهار پیوند تأکید کرده اند.
1.پیوند عاطفی
اولین نوع پیوند با امام حسین علیه السلام پیوند عاطفی است. انسان یک موجود احساسی و عاطفی است. ساده ترین راه ارتباط با یک جریان هم جریان عاطفی است؛ گریه و ضجه یکی از مهم ترین راه های ابراز احساس و عاطفه است که در روایات سفارش به حفظ آن شده است.
خداوند هم در قرآن کریم بر پیوند عاطفی تأکید دارد؛ وقتی دختران را زنده به گور می کنند، خدا می فرماید: بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (تکویر، 9) به کدامین گناه کشته شدند؟!
وقتی قصهء يوسف علیه السلام را بیان میکند روی عاطفه می رود. پدرش غصه خورد و از شدت گریه چشم هایش را از دست داد؛ پیوند عاطفی در قرآن و روایات ریشه دارد. پیوند عاطفی همان چیزی که وهابی ها جلویش ایستاده اند یعنی اجازه نمی دهند کسی گریه و عزاداری کند.
سفارش به گریه
ابن هشام از علمای اهل سنت هزار سال پیش کتابی نوشته که به سیره ابن هشام معروف است. او در جلد اول می نویسد: عبدالمطلب جد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم موقع مرگ، دخترانش را جمع کرد شش دختر داشت - صفيه، عاتکه، امیمه ، ام حکیم، برء و اروی- فرمود: دلم می خواهد تا من زنده ام صدای گریهء شما را بشنوم قبل از این که من جان بدهم دوست دارم بدانم چطور برای من عزاداری می کنید و می گوید: نشست و این ها گریه می کردند.
عبدالمطلب فرمود: خیالم راحت شد. بعد از مرگ من این طور برایم عزاداری کنید.
آیه ی عدم گریه آسمان و زمین
بعضی از سرکشان قوم موسی طغیان کردند و از بین رفتند و کاخ ها، باغ ها، زراعت و ثروت ها ماند. قرآن می فرماید: فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ (دخان، 29)
نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتی داده شد؟
مفسرین نوشته اند: منظور از این آیه اهل آسمان و زمین است.
امیرالمؤمنین علیه السلام به مدائن رسید -مدائن نزدیک بغداد است که قبر سلمان و حذيفه آن جاست. کاخ و ایوان مدائن کاخ انوشیروان بوده که معروف است- دیگر انوشیروان و شاهانی نبودند و همه از بین رفته بودند. شاعری دنبال امیرالمؤمنین علیه السلام بود تا نگاهش به کاخ مدائن افتاد شروع به شعر خواندن کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: چرا شعر می خوانی، قرآن بخوان. گفت: کدام آیه ؟ آقا آیهء مذکور را خواند. (بحارالانوار، ج32، ص423)
گریه کردن اهل آسمان و زمین
در کوفه امام حسین علیه السلام بر امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شد. ایشان دست روی سر امام حسین علیه السلام گذاشت همین آیه را خواند، فرمود: اما حسینم تو به شهادت می رسی برای تو هم اهل آسمان و هم اهل زمین گریه می کنند.( بحارالانوار، ج14، ص168) پس گریه ریشه در قرآن دارد.
این ها را می گویم با معارف اهل بیت علیهم السلام آشنا شوید و در شبهات گیر نکنید.
سفارش به گریه در نهج البلاغه
در حکمت ده نهج البلاغه آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام بچه هایش را جمع کرد، فرمود: خالِطوا النّاسَ مُخالَطَةً إن مِتُّم مَعَها بَكَوا عَلَيكُم و إن عِشتُم حَنُّوا إلَيكُم»؛ (نهج البلاغه، حکمت 10)
با مردم آن گونه معاشرت کنید که اگر مردید برشما اشک ریزند و اگر زنده ماندید، با اشتیاق به سوی شما آیند.
امیرالمؤمنین علیه السلام سفارش به کار ممنوع می کند؟! من نمیدانم این وهابی ها این حرف ها را از کجا آورده اند.حضرت فرمود: یک طور زندگی کنید که اگر زنده ماندید مشتاق شما باشند و اگر مردید برای شما گریه کنند.
سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به گریه
عموی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شهید شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد دید همه دارند گریه می کنند: یکی برای پسرش، یکی برای پدرش، یکی برای برادرش و ... اما حمزه کسی را نداشت، فرمود: لَكِنَّ حَمْزَةَ لَا بِوَاكِيَ لَهُ»؛ (بحارالانوار، ج 79، ص104.)
عموجانم حمزه گریه کن ندارد.
زن های انصار آمدند و برای حضرت گریه و عزاداری کردند به طوری که مدینه یک پارچه عزادار شد.
این را منابع اهل سنت هم نقل کرده است. آدم تعجب می کند چرا بعضی ها بدون مطالعه حرف می زنند.
جعفر بن أبي طالب در جنگ موته شهید شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باخبر شد به خانه اش آمد و بچه ها را روی زانویش نشاند. فرمود: عَلَی مِثْلِ جَعْفَرٍ فَلْتَبْکِ اَلْبَوَاکِی»؛ باید بر امثال جعفر گریه کرد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به چیزی امر می کند که ممنوع باشد؟! شما برای حجیت یک کار چه می خواهید؟ قرآن می خواهید؟ حدیث می خواهید؟ مراجعه کنید. کلام پیامبر. نهج البلاغه می خواهید؟ مراجعه کنید حکمت ده. عقل می خواهید؟ عقل حکم می کند که انسان عواطفش را نمی تواند سرکوب کند؛ لذا امام هشتم علی بن ابن موسی الرضا علیه السلام فرمود:إِنَّ یَوْمَ اَلْحُسَیْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا (الأمالی للصدوق، ص128)
روز به شهادت رسیدن حسین علیه السلام چشم های ما را سوزاند و اشکهای ما را جاری نمود.
مادر علم حدیث می گوییم: سه چیز از معصوم حجت است: 1- سخنش، 2- فعلش، مثلاً یک کسی به ما گفت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این طور نماز خواند این هم حجت است. 3- تقریر یعنی شخصی جلوی معصوم کاری را انجام داد و امام سکوت کرد؛ این یعنی تأیید.
عزاداری امام رضا علیه السلام
دعبل خزاعی نزد امام رضا علیه السلام آمد. مجلس تشکیل دادند؛ پرده زدند، زنان یک طرف و مردان طرف دیگر، وزرا و مأمون هم نشستند. امام رضا علیه السلام فرمود: دعبل شروع کن- عیون اخبار الرضا علیه السلام هزار سال پیش این قصه را نقل کرده است- گفت:
أَفاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَيْنَ مُجَدَّلا
وَقَدْ ماتَ عَطْشاناً بِشَطِّ فُراتِ
ای فاطمه! اگر می دیدی حسین را که در سنگلاخ زمین کربلا افتاده و جان مبارکش از بدن پاکیزه اش در کنار شط فرات مفارقت کرده.
فاطمه جان ! اگر بودی می دیدی پسرت را با لب تشنه کنار رود فرات به شهادت رساندند.
دعبل گفت:
إِذاً لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فاطِمُ عِنْدَهُ
وَأَجْرَيْتِ دَمْعَ الْعَيْنِ فِي الْوَجَناتِ
(بحارالانوار، ج45، ص257؛)
فاطمه جان ! در آن وقت هر آینه بر صورت خود میزدی و اشک چشمت را روی گونه هایت جاری می کردی.
اگر اشک و سینه ممنوع بود آقا می فرمود: سکوت کن دیگر نخوان. اگر این کار اشتباه بود امام رضا علیه السلام می فرمود: ساکت باش و نخوان. نه تنها گوش کرد و اشک ریخت؛ بلکه یک پیراهن به او داد، فرمود: دعبل! هزار شب، شبی هزار رکعت نماز در این لباس خواندم. هزار ختم قرآن در این پیراهن کرده ام. یک جایزهء ویژه هم به او داد.
گریه ملائکه برای امام حسين علیه السلام
مرحوم مجلسی در بحارالانوار جلد پنجم گریه و ضجه و اشعار جنیان را برای امام حسین علیه السلام جمع آوری کرده است که واقعا اشعار عجیبی است. ملائکه برای امام حسین علیه السلام ضجه زدند. روایت دارد: چهار هزار فرشته دور تا دور قبر ابی عبدالله علیه السلام گریه می کنند.
محتشم کاشانی و امام حسين علیه السلام
محتشم کاشانی دوران شاه طهماسب صفوی زندگی می کرد. اوایل در اوصاف آن ها شعر می گفت. برادری داشت که از دنیا رفت، شروع کرد در رثای او شعر گفتن؛ شب امیرالمؤمنین علیه السلام را خواب دید، على علیه السلام فرمود: تو که به این زیبایی شعر می گویی چرا برای حسین ما شعر نمی گویی؟ از خواب بیدار شد و این شعر معروف را شروع کرد سرودن:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
تا به این بیت رسید که شک کرد این بیت درست است یا غلط با خود گفت نکند در این شعر غلو و بی ادبی باشد. می خواست بگوید خدا هم در عزای امام حسین علیه السلام گریان است. خدا که حزن و ناراحتی ندارد؛ معنا ندارد بعضی از چیزها را به خدا نسبت بدهیم. شعری که گفت این بود:
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
گرچه خدا از ملال و اندوه و ناراحتی بری است؛ خدا که مثل ما حس بشری ندارد. بیت دومش را می خواست بگوید، ادب کرد و نگفت. خوابید وجود مقدس ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف له را در خواب دید، فرمود: محتشم ! بیت دومش را به این شکل بگو:
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال او در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال
پس اولین پیوند، پیوند عاطفی است. جوان ها! شما را گول نزنند که این گریه و لباس مشکی و شرکت در مجلس اباعبدالله علیه السلام بدعت است. در روایت از امام رضا علیه السلام رسیده: اگر کسی اسم حسین و اصحابش را شنید، گفت: «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»؛ با شهدای کربلا محشور خواهد شد.
سفارش امام صادق علیه السلام به گریه
امام صادق علیه السلام به مسمع ابن عبدالملک فرمود: برای حسین ما گریه می کنی؟ گفت: گاهی. فرمود: می دانی یکی از چیزهایی که عزرائیل را بر انسان مهربان می کند گریه بر ابی عبدالله علیه السلام است (کامل الزیارات، ص101؛)
گریه و عزاداری در سیره بزرگان
بزرگان، شخصیت ها، شهدا و امام عزیز چقدر برای اباعبدالله علیه السلام گریه کردند. مرحوم آیت الله بهجت رحمه الله پنجاه سال زیارت عاشورا را با صد سلام و صد لعنش ترک نکرد.
فرمود: ثلث اموالش را برای عزاداری اباعبدالله علیه السلام روضه بخوانند. پنجاه سال روضه داشت جلوی در می نشست. من توفیق رفتن به روضهء ایشان را داشتم که دم در می نشست. فرمود: می خواهم دم در به عزاداران اباعبدالله علیه السلام خوش آمدگویی کنم.
شخصی می گفت: آیت الله العظمی مرعشی یک روز من را صدا زد، گفت: به پسرم گفته ام ولی می ترسم یادش برود یک بار هم به تو می گویم. اگر من از دنیا رفتم جنازه ام را جلوی منبر امام حسین علیه السلام بگذارید یک سر عمامه را به منبر و سر دیگر را به تابوت ببندید که من دخيل ابی عبدالله الا بشوم، روضهء امام حسین علیه السلام کنار بدن من بخوانید و بعد بدنم را تشییع کنید.
این ها یک چیزهایی است که بزرگان به آن رسیده اند و دریافت کرده اند.
2.پیوند اعتقادی
دومین پیوند با امام حسین علیه السلام پیوند اعتقادی و معرفتی است. کربلا باید معرفت افزایی کند. توحید و اعتقاد ما را قوی کند. ما نمی توانیم از کربلا فقط با نگاه عاطفی عبور کنیم
اگر شب عاشورا امام حسین علیه السلام به زینب کبری علیهاالسلام می فرماید: همه میروند و فقط خدا می ماند. این یعنی جوان عزیز به یاد خدا و معاد باش.
اگر صبح عاشورا می فرماید: خدا با تو شروع می کنم اگر مکرر در کربلا فرمود: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ما از آن خداییم؛ و به سوی او بازمی گردیم.
اگر در ملاقات هایش می فرمود: حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست.
اگر روز عاشورا به قلب دشمن می زد و برمی گشت می فرمود: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» این پیوند اعتقادی است؛ یعنی جوان ها عقاید ما در این مجالس باید قوی شود؛ امام حسین علیه السلام باید کانال خداشناسی باشد، امام حسین علیه السلام باید وسیله تقویت نبوت، معاد و امامت باشد.
3.پیوند اخلاقی
سومین پیوند با امام حسین علیه السلام پیوند اخلاقی است. شما سرتاسر جریان کربلا: ایثار، شجاعت، صداقت و ... را می بینید یک جوان باید با عاشورا پیوند اخلاقی برقرار کند.
پیوند اخلاقی، ارتباطی با مسلمانی و تشیع هم ندارد. آنتوان بارا که اهل سوریه و مسیحی است کتابی به نام حسین در اندیشه مسیحیان نوشته است تعبیر عجیبی دارد و مصاحبه ای هم با روزنامهء کیهان کرده که چاپ شده است. او می گوید: من عاشق روح انقلابی و تواضع امام حسین علیه السلام هستم. گفت: افراد انقلابی غالبأً متواضع نیستند، افراد متواضع غالبأً انقلابی نیستند. ابی عبدالله علیه السلام بين تواضع و انقلابی بودن جمع کرد. بعد می گوید: این روحیه را از پدرش علی علیه السلام دارد. همان آدمی که جلوی بچهء سه ساله اش اشک می ریزد، شمشیر دست می گیرد، می گوید:
تَرَکْتُ الْخَلْقَ طُرّا فی هَواکا وَ اَیْتَمْتُ الْعِیالَ لِکَیْ اَراکا
(منهاج البرائة في شرح نهج البلاغه، ج13، ص3405)
خدایا من به خاطر تو همه چیز را کنار گذاشتم. همان آدمی که دست زیر محاسنش می برد نگاه به قد و بالای جوانش می کند که نماد عاطفه است، می آید بدن قطعه قطعه شدهء جوانش را از می دان می برد.
رهبر کبیر انقلاب امام خمینی رحمه الله فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند اما در مقابل بچه های یتیم و شهید اشک می ریخت.
انسان کامل چنین است؛ امیرالمؤمنین علیه السلام جامع اضداد بود؛ هم عبد خدا و هم شیر میدان بود، هم در مقابل اشک یتیم متواضع بود و هم سر عمرو بن عبدود را از بدن جدا کرد.
4.پیوند سیاسی
چهارمین نوع پیوند با امام حسین علیه السلام پیوند سیاسی است. یک جریانی می خواهد قضیهء عاشورا را سکولار کند؛ یعنی بگوید روضه بخوان و گریه کن تاریخ امام حسین علیه السلام را بگو ولی کار به پیوندش با امروز نداشته باش؛ این خطر است.
«كل يوم عاشورا» این را می گوید: اگر می گوییم یزید جنایت کرد بگردیم ببینیم یزید امروز چه کسی است؟ کسی جز نتانیاهو و آل سعود است. امروز جبهه يزيد و امام حسین علیه السلام کجاست؟ جبههء حسینی جز جبهه جوانان شجاع يمن و لبنان است. چون اینها مظلوم هستند و آنها ظالم. انقلابی و ضد انقلابی را امروز در دنیا پیدا کنید. سکولار کردن عاشورا خطر است؛ نمی شود ما بیاییم جریان عاشورا را بازگو کنیم و پیوندی با امروز ندهیم.
محرم 57 عامل پیروزی انقلاب
سال 42 که امام خمینی رحمه الله تبعید شدند قیام 15 خرداد با 12 محرم یکی شد. انقلاب اسلامی را آن چه به اوج رساند محرم و صفر 57 بود.
خدا می داند عاشورای 57 چه خبر بود. حسین حسین با مرگ بر شاه و دفاع از امام آمیخته شد. امام فرمود: محرم 57 انقلاب را پیروز کرد؛ لذا نمی شود من امروز بنشینم از عاشورا و امام حسین علیه السلام تاریخ نقل کنم اما نگویم در یمن ظالمان سعودی دارند چه کار می کنند. این سکولار کردن عاشورا است.
نمی شود من بگویم زهیر به دنبال ابی عبدالله علیه السلام آمد آن طور فداکاری کرد اما امروز دفاع از نظام اسلامی و ولی فقیه نباشد.
ببینید امروز حرف های امام حسین علیه السلام از حلقوم چه کسی بیرون می آید و حرف های یزید از حلقوم چه کسی بیرون می آید. عملکرد امام حسین علیه السلام را چه کسی دارد؟ عملکرد یزید را چه کسی دارد؟
نتيجه
این چهار پیوند لازم است. پیوند عاطفی با اشک، همین کارهایی که با روضه و مداحی می کنیم.
ابوهارون نزد امام صادق علیه السلام در رابطه با امام حسين علیه السلام شعر خواند و آقا می فرمود: ادامه بده (كامل الزیارات، ص 104)
پیوند اعتقادی تقویت توحید و معاد، پیوند اخلاقی درس های اخلاقی و پیوند سیاسی ایجاد ارتباط بین عاشورا و امروز است.
تمام دنیا برای ابی عبدالله علیه السلام گریه کنند و روضه بگیرند کاری به امروز نداشته باشند نه امریکا احساس خطر می کند و نه اسرائیل؛ تازه خود آن ها گاهی ممکن است به بعضی امور دامن هم بزنند. دشمن زمانی احساس خطر می کند که فریاد عاشورا و محرم 61 هجری در محرم و صفر امروز و در شناخت یزید و یزیدیان امروز بیاید.


