سیرهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نهضت عاشورا (2)
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
قال الله تبارک و تعالی: لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجُو اللَّهَ وَ اليَومَ الآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيرًا (احزاب، 21)
مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند.
مقدمه
بحث امسال ما به خواست خدا در رابطه با سیرهء پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نهضت عاشوراست که منظورم را توضیح می دهم. روزی که اباعبدالله علیه السلام از مدینه بیرون آمد، فرمود: أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ سَيْرُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلَامُ (بحارالانوار، ج 44، ص329)
من می خواهم روش پیامبر صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ و امیرالمؤمنین علیه السلام را ادامه بدهم.
ابن اعثم از مورخین جمله ای را نقل می کند که شب عاشورا امام حسین علیه السلام به زینب کبری علیها السلام فرمود: انَّ لِى وَ لَکَ وَ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ أُسْوَةُ بِرَسُولِ اللَّهُ » (تسلية المجالس، ج2، ص254)
خواهرم جزع و فزع نکن من و شما و همه انسانهای مؤمن زن و مرد باید الگويمان رسول الله باشد و به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تأسی کنیم.
روز عاشورا هم این مطلب را خیلی تکرار می کرد، مثلاً: گاهی جلوی لشکر می آمد و می فرمود: هَلْ تَعْلَمُونَ أَنَّ جَدِّی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم (الأمالی للصدوق، ص158؛)
آیا شما می دانید جد من پیامبر است؟!
و گاهی هم نشانه هایی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با خودش می آورد، مثلاً: شمشیر و عمامهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد ایشان بود و می فرمود: آیا شما می دانید این عمامه پیامبر است که سر من است؟ شما می دانید این شمشیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که دست من است؟! این ها پیش من چه کار می کند؟!
عزیزان ! این نکتهء مهمی است: تمام ائمه طی دویست و پنجاه سال دوران حضور روششان روش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نبود. سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم روش قرآن است. لذا می توانیم بگوییم قرآن مساوی سیره رسول خدا و سیرهء رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مساوی سیرة علوی، حسینی و حسنی و سیرهء رضوی است؛ امام زمان علیه السلاما هم وقتی ظهور می کند:سَیْرِ رَسُولُ اَللَّهِ (التهذیب، ج6، ص154؛)
روشش روش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است.
این قدر این مسئله مهم است که در کتاب کافی که مرحوم کلینی هزار و دویست سال پیش جمع آوری کرده روایاتی را از امام صادق علیه السلام آورد که فرمود: هر چه ما می گوییم با دو چیز بسنجید اگرخلاف این دو بود از ما قبول نکنید: یکی قرآن و دیگری سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم(الکافی، ج1، ص69) لذا ائمهء بزرگوار ما سنت و روششان روش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.
شیعیان اهل سنت واقعی
این که کتاب نوشته شده شیعه، اهل سنت واقعی است حرف درستی است. اهل سنت و سیرهء رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و عامل به روش زندگی آن حضرت شیعه است چون شیعه سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از زبان ائمه علیهم السلام گرفته است.
کاری که امروز داعش دارد می کند از سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیست؛ بدعت و تفسیر به رأی است.
سنت و سیرهء رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را امام باقر علیه السلام بیان می کند: وضو گرفت و فرمود: این وضوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. (الکافی، ج 3، ص25)
یک کلمه و نقطه هم به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اضافه و کم نکردند؛ حلالش حلال و حرامش حرام است؛ فقط تبیین کرده اند و توضیح داده اند؛ لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللّهِ الْمُتَأَسِّي بِنَبِيِّهِ»؛
محبوب ترین بندهء خدا کسی است که دنباله روی سیرهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد.
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:فَتَأَسَّ بِنَبِيِّكَ الْأَطْيَبِ الْأَطْهَرِ» (نهج البلاغه، خطبه 160)
مردم در زندگی تان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کنید.
امام حسین علیه السلام نیم قرن بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد، سنت پیامبر (ص) را احياء و اجرا کند. سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که سقیفه نبود؛ غدیر بود. سیره پیامبر (ص)بی احترامی به اهل بیت صلی الله علیه و آله و سلم و حاکمیت یزید شراب خوار نبود. سیره پیامبر (ص) توهین به سادات و فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نبود. سیرهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بحث ادارهء جامعه امامت بود نه خلافت.
سیره پیامبر در بحث مدیریت جامعه مدیریت اهل بیت علیهم السلام بود و ده ها موردی که به سادگی بعضیها گفته اند این حلال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را حرام می کنیم و این جا اضافه و کم می کنیم.
افتخار شیعه این است که امروز سر بلند می کند و می گوید: آن چه که ائمه علیهم السلام گفته اند، صد در صد آن چیزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود. امام صادق علیه السلام خیلی راحت می فرمود این که من می گویم قول و فعل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است.
هدف اصلی امام حسین علیه السلام بر این بود که سیرهء رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیاده شود.
شرایط تأسی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
قرآن می فرماید: هر کسی سه ویژگی داشته باشد الگوی او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و الا حرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را گوش نمی دهد.
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا» (احزاب، 21)
مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند.
پیامبر الگوی نیکویی، برای کسانی است که: 1- خدا را قبول داشته باشند، 2- قیامت را هم قبول داشته باشند، 3- خدا ترس باشند.
يزيد خدا را قبول نداشت؛ چون منکر وحی بود و می گفت: اینها دروغ است. ابوسفیان روی قبر حمزه کوبید و گفت: بلند شو ببین همهء این ها دروغ است.
تاریخ اهل سنت که راوی آن مسعودی است و مال هزار سال پیش است، نقل کرده که یک جلسه ای قبل از حکومت یزید تشکیل شده بود و امویان دور هم بودند ابوسفیان کور شده بود، دست او را گرفتند و آوردند و در این جلسه نشاندند، چون چشمانش نمی دید به کنار دستی اش گفت: کسی از بنی هاشم در جلسه نیست؟ گفتند: نه همه اموی هستند. گفت: هیچ کس غریبه نیست؟ گفتند: نه. بلند شد به این هایی که در آن جا بودند، گفت: حالا که حکومت دست شما افتاد، بالأخره معاویه حاکم شد دیگر نگذارید این توپ در زمین بنی هاشم بیافتد و دست آنها ندهید و تا می توانید آن را نگه دارید. (شرح نهج البلاغه، ج 9، ص53)
به حرف او هم گوش کردند و تا سال 132 بنی امیه حکومت را نگه داشت. يزيد با آن جنایاتی که کرد کار این ها را خراب کرد و حکومت دست بنی عباس افتاد. سيرة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مطرح نبود. سیرهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بود که حاکم شراب بخورد یانماز نخواند؟ حاكم اهل فساد باشد؟!
جریان شیعه شدن ادریس مغربی
ادریس مغربی اهل سنت بوده و شیعه شده است او کتابی دارد به نام حسین علیه السلام مرا شیعه کرد. ادریس مغربی می نویسد: من دیدم عده ای پسر پیامبرشان را کشته اند و امروز در جهان اسلام در مدح این قاتلان دارند کتاب می نویسند.
در کشورهای عربی به نام یزید امیرالمؤمنین و برائة يزيد من دم الحسين کتاب چاپ شده است.
غزالی صاحب احیاء العلوم به صراحت در کتاب هایش می نویسد: لعن یزید جایز نیست.
می گوید: من دلم خیلی سوخت، دیدم قاتلانی که نوه پیامبرشان را به شهادت رسانده اند امروز در جهان اسلام افرادی دارند این ها را بی گناه جلوه میدهن و تبرئه می کنند؛ لذا تصمیم گرفتم دست از این اعتقادم بردارم و شیعه شوم.
بیان سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
سیره پیامبر چیست که امام حسین علیه السلام آمد تا آن را احیا کند؟ فرمود: هدف من احیاء سنت جدم است؛ نخست باید اهداف سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بشناسیم
الف : نورانی کردن جامعه و مردم
اولین هدف سیرهء پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بود که جامعه و مردم را نورانی کند. قرآن کریم می فرماید: سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بوده که مردم را از ظلمت به نور ببرد.
كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (ابراهیم، 1)
(این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی ها (ی شرك و ظلم و جهل،) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی،) درآوری.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواست تاریکی را ببرد و نور بیاورد. امام حسين علیه السلام هم می خواست این کار را بکند، بعضی ها ظرفیت داشتند و نورانی شدند و بعضی ها هم ظلمانی ماندند. ابی عبدالله علیه السلام می خواست این هدف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را پیاده کند.
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (بقره، 257)
خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند، آنها را از ظلمت ها، به سوی نور بیرون می برد.
نور مفرد است ولی ظلمات جمع است. خدا ولی آن هایی است که از ظلمات به نور می روند.
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم آمد تا مردم را از تاریکی به نور ببرد.
داستان جوانی نورانی
در جنگ احد جوانی به نام مصعب بن عمیر شهید شد که جوان شیک پوش عرب بود و خانواده اش هم مسلمان نشدند اما با یک لباس مندرسی شهید شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بالای سرش آمد، فرمود: ای جوان شیک پوش عرب ! اکنون داری با یک لباس مندرس به خاک سپرده می شوی، رو به اصحاب کرد و فرمود: هَذَا عَبْدُ نورالله قَلْبُهُ»؛
این بنده ای است که خداوند قلبش را نورانی کرده است.
این آدم به نور رسید. هر کس به او سلام کند جوابش را می دهند. (پیغمبر و یاران، ج5، ص257)
داستان حارث بن مالک
یک روز صبح پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مسجد آمد، دید جوانی خیلی به هم ریخته است و اطراف را نگاه می کند. گفت: یا رسول الله ! بهشتی ها را می شناسم، می دانم این هایی که الآن پشت سر شما هستند چند نفر به بهشت و چند نفر به جهنم می روند. دارم آخرت را می بینم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این به نور رسیده و قلبش نورانی است. فرمود:هَذَا عَبْدُ نورالله قَلْبُهُ» (الکافی، ج2، ص 53)
این بنده ای است که خداوند قلبش را نورانی کرده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خواسته ای نداری؟ گفت: دعا کنید من شهید شوم. حضرت دعا کرد و در یکی از جنگ ها شهید شد.
نورانیت و ظلمت در سه چیز
روایات را که نگاه می کنیم نورانیت و ظلمت در سه چیز است: گاهی در عقاید است، گاهی در رفتار و اعمال است و گاهی در افراد است. ساده بگویم در عقاید توحید نور است، در اعمال نماز نور است، در افراد اهل بیت علیهم السلام نور هستند. گاهی عقاید مثل شرک ظلمت است، گاهی اعمال مثل دروغ ظلمت است، معصیت تاریکی است و گاهی افراد تاریک هستند مثل شمر و یزید. آن وقت قرآن می فرماید: آیا این دو با هم یکی هستند؟
هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ (رعد، 19) آیا نور و ظلمات یکی هستند؟
توحید که نور است با شرک که ظلمت است یکی است؟ نماز که نور است با بی نمازی که ظلمت است یکی است؟ امیرالمؤمنین علیه السلام که نور است با ابن ملجمی که ظلمت است یکی است؟ کربلا تجلى ظلمات و نور است.
داستان فرزندان قرظه
شخصی است به نام قرظه از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که در احد، جنگید، در صفین کنار امیرالمؤمنین علیه السلام جنگید، مدتی استاندار امیرالمؤمنین علی علیه السلام در فارس بود، آدم بسیار سالمی است. در کوفه مدرس فقه است، احكام تدریس می کند. دو پسر دارد: یکی ظلمانی و دیگری نورانی. یکی عمرو بن قرظه و دیگری علی بن قرظه. پدرشان سال 51 قبل از کربلا از دنیا رفت.
عمرو بن قرظه روز ششم محرم خدمت ابی عبدالله علیه السلام آمد و گفت: من برای یاری شما آماده ام و به امام حسین علیه السلام پیوست.
آقا به او چند مأموریت ویژه داد: یکی اش این بود فرمود: برو با عمربن سعد گفت وگو کن تا بیایند با هم مذاکره ای داشته باشیم. رفت و عمر بن سعد و پسرو غلامش را آورد و اباعبدالله علیهم السلام با عباس و علی اکبر یک مذاکره ای روز هشتم محرم تشکیل دادند که خودش می گوید: آقا با عمربن سعد آهسته صحبت می کرد من هم سعی می کردم ببینم چه می گوید ولی متوجه نمی شدم. صحبتشان خصوصی بود می گوید: فقط این را شنیدم که وقتی عمر بن سعد بلند شد آقا فرمود: یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ» (بحارالانوار، ج 44، ص388؛)
يابن سعد! وای بر تو! آیا از آنخدایی که به سوی او باز خواهی گشت نمی ترسی؟!
از قیامت بترس. از آن روزی که سرت را بالای نیزه در این کوفه سنگباران کنند بترس.
بعد هم می گوید: عمر بن سعد پشت کرد و رفت و آقا او را نفرین کرد. فرمود: مالَكَ ذَبَّحَك اللَّهُ عَلي فِراشِكَ عَاجِلاً» (بحارالانوار، ج 44، ص388؛)
یعنی تو را چه شده ! خدا تو را به زودی در میان رختخوابت ذبح نماید.
انشاء الله خدا در رختخوابت جانت را بگیرد که همین طور هم شد. مختار شخصی را فرستاد عمر بن سعد را در رختخواب به درک واصل کرد.
روز عاشورا وقتی ابی عبدالله علیه السلام به نماز ایستاد سعد بن عبدالله یک طرف ایستاد و عمرو بن قرظه یک طرف تا امام نماز بخواند هر دو تیر خوردند و به شهادت رسیدند. وقتی آقا بالای سرش آمد فرمود: أَنْتَ أَمَامِي فِي الْجَنَّةِ»؛ تو جلوتر از من در بهشت هستی.
تو زودتر از من به بهشت رفتی. برادرش علی بن قرظه در سپاه دشمن است. نافع بن هلال او را به درک واصل کرد. (تاریخ الطبری، ج5، ص434؛)
یک پدر صحابی و مؤمن و مجاهد یک فرزند ظلمانی دارد و یک فرزند نورانی. این نمونه ها در تاریخ بسیار است: در عموهای پیامبر اگر دقت کنید عموی ظلمانی ابولهب و عموی نورانی حمزهء سیدالشهدا. آن کسی که اهل بیت علیهم السلام به او افتخار می کردند و می بالیدند.
ببینید کجای کار هستید چقدر در ظلمت هستید و چه قدر در نور؟ مظاهر نور روشن است: قرآن، نماز، اهل بیت علیهم السلام، دعا، جلسه ابی عبدالله علیه السلام نور است. دروغ، غیبت، نگاه به نامحرم، بی نمازی و معصیت ظلمت است.
قرآن می فرماید: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُ هُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُو نَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ (بقره، 257)
کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت ها هستند که آنها را از نور، به سوی ظلمت ها بیرون می برند.
علامهء طباطبایی رحمه الله می گوید: چطور خدا می فرماید: کافران از نور به ظلمات می روند؟ می گوید: خدا یک نور فطرت به همه داده است این کافر نور را خاموش می کند اما مؤمن آن را برافروخته می کند. اگر بعضیها یک مقدار قوی تر باشند این نور برایشان حسی می شود.
داستان کربلایی کاظم
شخصی به نام کربلایی کاظم در قم بود که حافظ قرآن شد. یکی از مراجع گفت: کربلایی کاظم سواد نداشت فقط قرآن می خواند و برعکس هم می خواند که آیت الله سید احمد خوانساری رحمه الله گفته بود: ما قل هو الله را برعکس بخوانیم چندین بار اشتباه می خوانیم.
یکی از علما می گفت: من کتاب عربی حوزه نزد کربلایی کاظم بردم که در هر صفحه چند تا آیه داشت و بقیه هم کلمات نویسنده بود. گفتم این قرآن است یا نه؟ گفت این قسمت قرآن است و دیگری قرآن نیست. گفتم: تو که سواد نداری از کجا می فهمی این قرآن است یا نیست؟ گفت: آن ها نور دارد و این نور ندارد. من نور آیات را می بینم.
ساطع شدن نور از سرامام حسین علیه السلام
مرحوم آقا شیخ عباس قمی رحمه الله می گوید: وقتی سر مقدس اباعبدالله علیه السلام را به شام می بردند حاملان سر، آن را به درخت بسته بودند و غذا می خوردند. شخصی به نام یحیی یهودی از خانه اش بیرون آمد و ایستاد دید سری بهدرخت بسته شده و افرادی هم مشغول خوردن غذا هستند. گفت: این باید آدم مهمی باشد که چند تا مأمور این سر را می برند. وقتی تاریک شد دید نوری از سر به آسمان ساطع است - این آدم یک ضمیر پاکی دارد که این نور را می بیند - یک دفعه دید از این سر صدایی هم شنیده می شود و این آیه را می خواند: وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (شعراء 227)
آن ها که ستم کردند به زودی می دانند که بازگشتشان به کجاست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این دعا را زیاد می خواند، می فرمود: اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُوراً وَ فِي سَمْعِي نُوراً وَ فِي بَصَرِي نُوراً (منهاج النجاح، ص25)
خدایا در قلبم نور قرار بده، و در شنواییام نور قرار بده و در چشمم نور قرار بده . بعضی ها باطن افراد را می بینند؛ چون خداوند در قلب آنها نور قرار داده است. این چشمی که به قبله أبی عبدالله علیه السلام و حرم حضرت معصومه علیهاالسلام و آیات قرآن بیفتد نورانی می شود. زبانی که فحش می دهد دارای ظلمت است. گوشی که در ماشین موسیقی و غیبت گوش می دهد ظلمانی است. قلبی که در آن شک و وسوسه و سوء ظن است نور ندارد.
آن شخص آمد از مأموران پرسید این سر چه کسی است؟ بالاخره اصرار کرد و پولی داد، گفتند: سر پسر پیامبر آخرالزمان است. خیلی ناراحت شد و گفت: شما آدم های خیلی پستی هستید سر فرزند پیامبرتان را برای حکومت شام می برید. با این ها درگیر شد و او را به شهادت رساندند.
مرحوم حاج شیخ عباس می گوید: الآن قبری در آن منطقه، به نام یحیی شهید دارد.
نگذارید در قلب و چشم و زبانتان ظلمت بیاید! اگر انسان دقت داشته باشد نماز، قرآن و سخن حق نور است. لذا همین نور روز قیامت هم تجلی می کند. قرآن می فرماید: يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُ هُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَا نِهِمْ (حدید، 12)
(این پاداش بزرگ) در روزی است که مردان و زنان با ایمان را می نگری که نورشان پیشرو و در سمت راستشان بسرعت حرکت می کند.
قیامت به شدت تاریک است و به هر کسی به اندازهء اعمالش نور داده می شود بعضی ها هم هیچ نوری ندارند حتی خودشان را هم نمی بینند. کار به جایی می رسد که قرآن می گوید: دست خودشان را نمی بینند آن وقت به این هایی که نور دارند می گویند:انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِ كُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَ كُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً (حدید، 13)
نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم!» به آنها گفته می شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید.
یک مقدار نور هم به ما بدهید این جا گیر افتاده ایم. می گویند: به دنیا برگردید اكتساب این نورها در دنیاست.
امام صادق علیه السلام فرمود: می خواستم قلبم نورانی شود تفکر کردم. می خواستم چهره ام نورانی شود نماز شب خواندم. چرا می گویند نماز شب چهره را نورانی می کند؟
نورانیت جون غلام سیاه
این نورانیت ظاهری نیست این همان نورانیتی است که جون غلام سیاه چهره داشت. امام حسین علیه السلام برای او سه تا دعا کرد: اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ طَيِّبْ رِيحَهُ وَ احْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرَارِ» (بحارالانوار، ج45، ص23؛)
خدایا چهره اش را نورانی کن و او را خوشبو کن و با ابرار محشورش کن.
لذا نقل شده وقتی امام سجاد علیه السلام برای دفن آنها آمد گفتند: آقا یک بدنی خیلی نورانی و خوشبو است، فرمود: این جون است پدرم برایش دعا کرده این بدن نورانی و خوش بو شده است.
سیرهء رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در یک کلمه نورانی کردن مردم و جامعه بود. سیرهء امام حسین علیه السلام نورانی کردن مردم و جامعه است. سیرهء امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم نورانی کردن مردم و جامعه است.
شرح صدر
اولین نشانه نورانی بودن جامعه و مردم، شرح صدر است. خدا می فرماید: آدم های نورانی یک علامت دارند و آن علامت، علامتی است که حضرت موسی علیه السلام از خدا خواست، علامتی است که خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داد، علامتی است که در روایت داریم انبیای الهی آن را از خدا خواستند: أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ (زمر، 22)
آیا کسی که خدا سینه اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته.
هر کسی شرح صدر دارد و آستانهء تحملش بالاست، بداند نورانیت دارد. آدم های عصبانی و تند و کسانی که زیر بار حق نمی روند ظلمانی هستند. این همان است که خدا به عنوان یک لطف به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داد: أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (شرح، 1) آیا ما سينه تو را گشاده نساختیم؟
جوان ها! آستانهء تحملتان را بالا بیاورید.
چند روز پیش، قاضی ای به من گفت: اکثر پرونده های درگیری که در دادگاه داریم به خاطر پایین بودن آستانهء تحمل است.
جوان نباید بگوید اعصابم خورد است و حوصله ندارم، تحمل را بالا بیاورید این نشانه نورانیت است. آدم هایی که دریا دل هستند و لجوج و سخت نیستند نورانی هستند.
عبیدالله بن حر جعفی این شرح صدر را نداشت لذا از کربلا عقب ماند اما در این را داشت لذا نورانی شد. اگر در نورانی و عبیدالله ظلمانی، اگر عمرو بن قرظه نورانی و على بن قرظه ظلمانی، اگر ابولهب ظلمانی است و حمزه نورانی است به خاطر شرح صدر است.
آستانه تحمل ها را بالا بیاورید کمی با هم مهربان باشیم. بعضی ها فوراً دست به فحاشی و سلاح سرد نبرند. اگر این مجالس ابی عبدالله علیه السلام به ما این مطالب را یاد ندهد چه فایده ای دارد.
أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ» (زمر، 22) آیا کسی که خدا سینه اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته.
کسی که دریا دل است نورانی است.
اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُوراً وَ فِيُّ سَمْعِي نُوراً وَ فِيُّ بَصَرِي نُوراً» (منهاج النجاح، ص25)
ابی عبدالله علیه السلام مظهر نور بود اما ظلمانی ها او را ندیدند، تاریک دلان او را ندیدند و او را در معرض هجمه قرار دادند و آن هایی که متوجه بودند این نور را دیدند. هر کسی این نور را دید بهره مند شد.


