سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

هشدارهای حسینی شب یازدهم محرم – دکتر رفیعی

کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net

ویژگی های خواص در نهضت عاشورا
قال الله تبارک و تعالى: «قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (آیه 108 سوره یوسف)

بگو: این طريقه من است که من و هرکس پیرومن است بر پایه بصیرت، به سوی خدا دعوت می کنیم. و خدا از هر عیب و نقصی منزه است. و من از مشرکان نیستم.

 

مقدمه
روز یازدهم ماه محرم، روز حرکت خاندان عصمت و طهارت از کربلا برای گشودن فصل دوم نهضت عاشوراست، یعنی رساندن پیام حسینی به تمام بلاد و مناطقی که از آن جا عبور می کنند. این روز، روز آغاز افشاگری برضد دشمنان دین و اسلام است. به همین مناسبت، به بررسی ویژگی های خواص در نهضت عاشورا خواهم پرداخت؛ چون این نکته بسیار مهم است. غالبأ عامه مردم دنباله رو خواص هستند، چه در جبهه حق و چه در جبهه باطل. یعنی نگاهشان به کسانی است که صاحب نفوذ و آگاهی و مسئولیت هستند و رهبری یک جریان را برعهده دارند. بنابر قاعدۀ: النَّاسَ عَلَى دِينِ مُلُوكُهُمْ» (کشف الغمه، ج2، ص21؛) مردم برآیین پادشاهان خود هستند.
هم در جبهه حق و هم در جبهه باطل،این خواص اند که نقش تعیین کننده دارند.

 

مقام معظم رهبری حفظه الله در جمع نظامیان این موضوع را مطرح و ریشه یابی کردند که خواص اهل حق و خواص اهل باطل در کربلا نقش کلیدی در هدایت و ضلالت افراد داشتند. در این مقوله، خواص اهل باطل در نظر نیستند، بلکه ویژگی خواص اهل حق بررسی می شود.


بصیرت، ویژگی خواص حق مدار
خواص اهل حق، افرادی تأثیرگذار در جامعه هستند و ویژگی های متعدد دارند اما مهم ترین ویژگی آنها بصیرت و تشخیص و آگاهی است. اگر این ویژگی در خواص باشد، آثار فراوانی خواهد داشت. روایاتی وجود دارد که نشان می دهد مسئله بصیرت و تشخیص وظیفه تا چه اندازه مهم است. مولا على علیه السلام فرمود: فَقَدِ الْبَصَرِ أَهْوَنُ مَنْ فَقَدَ الْبَصِيرَةِ (عيون الحكم، ص 358؛) نداشتن چشم، آسان تر از نداشتن بینش است.
انسان نابینا باشد بهتر از آن است که بصیرت و تشخیص نداشته باشد.

 

ابوهارون مكفوف
ابوهارون مكفوف ، از اصحاب امام باقر علیه السلام و نابینا بود. روزی امام باقر علیه السلام به همراه ابوبصیر وارد مسجدالنبی شد و به او فرمود: از مردم بپرس مرا می بینند؟ هرکس می رفت و می آمد ابوبصیر از او می پرسید امام باقر علیه السلام را دیدی؟ واو می گفت: ندیدم. با آنکه حضرت همان جا ایستاده بود. سرانجام ابوهارون مكفوف وارد شد. ابوبصیر از او پرسید امام باقر علیه السلام را دیدی ؟ ابوهارون گفت: مگر همین شخصی که این جا ایستاده امام باقر علیه السلام نیست ؟! ابوبصیر گفت: از کجا فهمیدی [توکه نابینا هستی]؟ گفت: چون امام نور درخشان و تابنده است. (الصراط المستقيم، ج 2، ص 183؛)

 

این نابینا متوجه حضور امام باقر علیه السلام در مسجد می شود، اما دیگران که چشم دارند متوجه نمی شوند. افرادی مانند اویس قرنی پیامبر صلی الله علیه و آله را ندیدند اما یک عمر به او ارادت ورزیدند؛ افرادی هم سال ها با پیامبر صلی الله علیه و آله نشستند و برخاستند و گفت وگو کردند اما زمینه برداشت و استفاده از نورانیت پیامبر صلی الله علیه و آله را نداشتند.


بصیرت مداری
خداوند در آخر سورۀ يوسف می فرماید: پیامبر! به مردم بگو اگر می خواهید دین مرا انتخاب کنید باید با بصیرت باشد: قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي (یوسف،108)
بگو: این طريقه من است که من و هرکس پیرو من است بر پایه بصیرت به سوی خدا دعوت می کنیم.


پروردگار می خواهد بگوید: من نیازی به گمراه سازی و سوء استفاده از نادانی مردم ندارم . آیه ای در سوره بقره هست که می گوید: لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ (بقره، 256.)
در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست. مسلما راه هدایت از گمراهی روشن و آشکار شده است.

بعضی ها نماز نمی خوانند و وقتی به آنها تذکر می دهید، می گویند: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»می گویید: روزه بگیر، می گوید: لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ دین اجباری نیست.


عزیز من! معنای آیه چیز دیگری است؛ آن نیست که شما برداشت کرده اید. می خواهد بگوید دین آن قدر واضح و آشکار است که نیازی به اکراه و اجبار ندارد:قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» مسلما راه هدایت از گمراهی روشن و آشکار شده است.
به هیچ وجه ناآگاهی و غفلت و ضلالت در دین نیست. از این رو خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بگو من و پیروانم، شما را با آگاهی و بصیرت به دین اسلام دعوت می کنیم.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: برخی مسلمانان در حالی می جنگیدند که بصیرت بر نوک شمشیرهایشان بود:حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى اسْيَافِهِم» (نهج البلاغه، ص 209؛) بصیرت هایشان را بر شمشیر حمل کردند [و با دشمن جنگیدند].

 

سادگی و تهجر
انسان نباید ساده باشد. نقطه مقابل سادگی، تهجراست. متهجرهم نباید باشد. بعضی ها خیلی ساده اند؛ به سادگی فریب ترفند و سخن دشمن را می خورند.

حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در جلد دوازدهم صحیفه نور فرمود: وقتی رضاشاه می خواست با روحانیت مبارزه کند راه های مختلفی را آزمود. یکی از آن راه ها این بود که آمد برای طلبه ها امتحان گذاشت و گفت: طلاب باید امتحان بدهند تا معلوم شود کدام یک سواد دارد و کدام، ندارد.

 

امام می فرمود: یکی از علما به من گفت: خیلی خوب است که خوب ها از بدها جدا می شوند، بی سوادها از باسوادها مشخص می شوند. امتحان که بد نیست. من هم گفتم: بله، خوب از بد جدا می شود، اما همین جداکردن کمر خوب ها را می شکند. این جمله امام بصیرت است.

 

وقتی این آیه نازل شد:الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ » (مائده،3) امروز دین را برای شما کامل ساختم.
نازل شد همه خوشحال بودند و فقط ابن عباس گریه می کرد. به او گفتند: چرا اشک می ریزی؟ گفت: شما متوجه نیستید. این آیه از مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله خبر می دهد. اگر دین کامل شد یعنی مأموریت رسول الله صلی الله علیه و آله به پایان رسید.

گاهی خیلی افراد قضایا را به سادگی تحلیل می کنند. این نشان دهنده بی۔ بصیرتی و ناآگاهی است .

 

نشانه های انسان بابصیرت
همان طور که گذشت یکی از ویژگی های خواص، بصیرت است. سؤال این - جاست که بصیر، چه نشانه هایی دارد؟ چند تا از آن نشانه ها را در اینجا توضیح می دهم. گفتنی است که همه این نشانه ها مستند و روایی هستند:


1. آسيب شناسی
انسان با بصیرت، آسیب شناس است. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: أبْصَرُ النّاسِ مَن أبْصَرَ عُيوبَهُ و أقْلَعَ عن ذُنوبِهِ» (غررالحکم، ص 197) بابصیرت ترین مردم کسی است که عیوب خود را ببیند و از گناهانش جدا شود.

می بینید فردی یک عمراخلاق زشتی دارد اما خودش متوجه نمی شود. یک عمر با کینه و حسادت و تعصب زندگی می کند اما این عیب ها را نمی شناسد. این بدبختی است. انسان نخست باید آسیب شناسی کند.
حربن یزید آسیب شناسی کرد: این طرف جهنم و جبهه باطل است، آن طرف بهشت و جبهه حق.

 

مصعب بن عمیر در خانواده ای مرفه و پولدار زندگی می کرد. اما آسيب شناسی کرد و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و مسلمان شد. چه شد؟ خانواده اش او را از خانه بیرون راندند و هیچ مال و منالی به او ندادند. مصعب فقير شد و سرانجام در مدینه از دنیا رفت. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله جنازه اش را در احد به خاک می سپرد، مصعب چیزی نداشت که او را کفن کنند، به جز همان پیراهنی که درتن داشت که اگر سرش را می پوشاندند پاهایش بیرون می ماند و اگر پاهایش را می پوشاندند سرش بیرون می ماند.

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سرش را با پیراهنش بپوشانید و قدم هایش را با گیاه. (طبقات، ج 3، ص 85؛)

آسیب شناسی، اولین ویژگی افراد با بصیرت است. انسان باید بررسی کند و تشخیص دهد که حق چیست، باطل چیست. اقدام کردن بحث دیگری است؛ حداقل تشخیص درست بدهد. خیلی ها در مرحله تشخیص نقص دارند و اصلا نمی توانند جبهه حق و باطل را تشخیص دهند؛ نمی توانند حزب باطل وحزب صحیح و موضع گیری سیاسی درست را تشخیص دهند.

 

2. اقدام به موقع
دومین نشانه بابصیرت ها این است که به موقع اقدام می کنند. این مرحله پس از مرحله آسیب شناسی قرار دارد.

احنف بن قيس، فرزدق، عبدالله بن مطيع و... گفتند: یا اباعبدالله! حق با شماست؛ عبدالله بن عمر گفت: یا اباعبدالله! جد شما سینه تان را می بوسید و می فرمود: حسین من مظلوم کشته می شود. این ها آسیب را شناختند ولی هیچ۔ کدام یاری نکردند. اگر آسیب را تشخیص دادی اما به موقع اقدام نکردی، فایده ندارد. مانند طرماح روز دوازدهم محرم یا مانند یزید بن مسعود روز پانزدهم محرم به کربلا می رسی؛ وقتی که همه چیز تمام شده.

 

اقدام به موقع آن است که وقتی جادوگرها دیدند کار موسی علیه السلام معجزه است و کار خودشان سحرو جادو، بلافاصله سجده کردند و گفتند: آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ * رَبِّ مُوسَىٰ وَ هَارُونَ (اعرف،121،122) به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسى وهارون.


آن ها به فرعون گفتند: ما ایمان آوردیم. حالا اگر حتی دست و پایمان را قطع کنی از ایمانمان دست بر نمی داریم.

یکی از مشکلاتی که ما در طول تاریخ داشتیم تشخیص بود، نه اقدام. مشکل، تشخیص وظیفه بود نه ورود به عرصه سیاست و دین. شریح قاضی می دانست حق با چه کسی است. اسامة بن زید می دانست حق با کیست. او با آنکه محبوب پیامبر صلی الله علیه و آله بود و "اسدالغابه" یعنی شیر بیشه لقب گرفته بود اما در جنگ جمل امیرالمؤمنین علیه السلام را تنها گذاشت. سعد بن ابی وقاص هم در جنگ جمل و هم در جنگ صفین حضرت را یاری نکرد.
دومین ویژگی افراد بابصیرت، تعلل نکردن است، امروز و فردا نکردن است.

 

مولا على علیه السلام فرمود:لَا تَقُلْ غَداً أَوْ بَعْدَ غَدٍ» (الكافی، ج 2، ص 136،) نگو: فردا یا پس فردا.بایست و محکم تصمیم بگیر.


اقدام به موقع عالم دینی
وقتی میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد، ناصرالدين شاه به میرزا حسن آشتیانی فشار آورد که شما باید به میرزای شیرازی بنویسید این حکم را لغو کند.

 

میرزای آشتیانی گفت: نه، من چنین درخواستی می نویسم و نه هیچ کدام از علمای تهران نمی نویسند. ناصرالدين شاه گفت: یا بنویسید یا از تهران بروید. میرزای آشتیانی گفت: می رویم.
علمای تهران از شهر بیرون آمدند و 55 روز اعتصاب و تحصن کردند. این مقاومت علمای شیعه ناصرالدين شاه را مستأصل کرد. سرانجام به میرزاحسن آشتیانی گفت: باید در حضور جمع قلیان بکشی تا مردم استعمال تنباکورا از یک عالم دینی ببینند و این حکم بشکند.


میرزای آشتیانی گفت: اگر سرم برود در ملأعام قلیان نمی کشم؛ چون این کار مخالفت با حکم یک مرجع بزرگ شیعه است.
55 روز مقامت کردند تا بالأخره خبر لغو قرارداد دولت ایران با شرکت خارجی، به میرزای شیرازی رسید و ایشان تجدیدنظر کردند و فتوا دادند که حالا مردم می توانند از تنباکو استفاده کنند.

 

نمونه دیگر، اقدام سید محمد مجاهد است. ایشان وقتی بی کفایتی فتحعلی شاه را مشاهده نمود و دید که روس ها خاک ایران را به راحتی تصاحب می کنند، جلو آمد و ایستاد. علمای دیگر مانند ملااحمد نراقی و مرحوم قزوینی و... هم آمدند و پشت سرش ایستادند. تبریز جبهه مقدم مبارزه با روس ها شد. بی کفایتی شاه مملکت اجازه نداد که علما به نتیجه مطلوب برسند اما به هرحال در صحنه آمدند و به موقع اقدام کردند. اصلا معنای «تبيين» همین است.
قرآن میگوید: خداوند از علمای بنی اسرائیل پیمان گرفت تا تبیین و آشکارسازی کنند. (آل عمران، 187)

 

ساکت نماندن خواص
گاهی سکوت یک شخص، تأیید بر کاری است. وقتی علی بن ابی حمزه بطائنی و زیاد قندی صدهزار دینار پول امام کاظم علیه السلام را برای خودشان برداشتند و منکر امامت امام رضا علیه السلام شدند، يونس بن عبدالرحمان بیکار ننشست، گوشه ای نایستاد که تماشا کند؛ برضد آنها تبلیغات می کرد.

 

علی بن ابی حمزه و زیاد قندی شبانه کسی را به در خانه يونس فرستادند و گفتند: ده هزار دینار از این پول را به تو می دهیم و تو سکوت کن. ما نمی خواهیم از ما حمایت کنی، لازم نیست بگویی امام رضا امام نیست. فقط حرف نزن.

 

يونس گفت: نمی شود؛ چون از امامان بزرگوار روایت شده که وقتی در جامعه فتنه ای پدید آمد عالم باید علمش را آشکار کند: إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَى الْعَالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ»؛ هرگاه بدعت ها آشکار گشت عالم وظیفه دارد علم خود را آشکار سازد.

من نه شما را تأیید می کنم، نه در مقابلتان سکوت می کنم. من فریاد می زنم و از آقا و مولایم امام رضا علیه السلام دفاع می کنم. (عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 113؛)
يونس بن عبدالرحمن از خواص بود. ببینید چقدر جالب و به موقع اقدام کرد.

 

اقدام عروة بن مسعود
عروة بن مسعود از بزرگان طائف بود. عموی مادری حضرت علی اکبر نیز هست. ایشان آسیب خود را شناسایی کرد که کفرو جاهلیت بود. پس نزد رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آمد و مسلمان شد. سپس گفت: یا رسول الله! من به طائف بازمی گردم و فردا صبح در آن شهر اذان می گویم؛ فریاد «لا إله إلا الله »و محمد رسول الله »در آن جا سر می دهم. حضرت فرمود: مردم طائف تورا می کشند. آنها سخنت را نمی پذیرند.

 

این داستان در سال نهم هجری رخ داد. عروة بن مسعود به طائف بازگشت و تبلیغ اسلام کرد. تیری انداختند و او را به شهادت رساندند. معلوم نشد آن تیر از کجا آمد. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: مثل او مثل مؤمن آل یاسین است. (وقعة الطف، ص 242.)
مؤمن آل یاسین، حبیب نجار است که آمد و به مردم گفت: از پیامبر پیروی کنید. مردم هم او را کشتند. (يس، 20-27).

 

3.خستگی ناپذیری
سومین نشانه انسان بابصیرت خستگی ناپذیری و هزینه کردن است. دین هزینه دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:فَإِذَا حَضَرَتِ بلیه فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أنفسکم وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةُ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دینکُم» (الکافی، ج 2، ص 216؛)
پس چون بلایی فرا رسد اموال خود را سپر جانتان سازید، و چون حادثه ای پیش آمد (که مربوط به امر دین است و جز با دادن جان مرتفع نشود) جان خود را فدای دینتان کنید.


اگر جانت به خطر افتاد مالت را سپر کن و اگردینت به خطر افتاد جان خود را سپردین كن. مولا علی علیه السلام در حدیثی دیگر فرمود: حَصّنُوا الدِّينَ بِالدُّنْيَا وَ لَا تُحَصِّنُوا الدُّنْيَا بِالدِّينِ » (غرر الحکم، ص 350.)
دین را با دنیا در حصار کنید و دنیا را به دین در حصار مکنید.


یعنی دنیا را برای حفظ دین از دست بدهید ولی برای حفظ دنیا و نگه داری آن دین را از دست ندهید.
مگر اباعبدالله هزینه نپرداخت؟ علی اصغرو علی اکبر خود را فدا کرد، خانواده اش را به اسارت سپرد، آن همه لطمه دید.
امام خمینی فرمود: سیدالشهداء الگوی ماست. امام برای انجام تکلیف آمد و هزینه اش را هم پرداخت. بالأخره اگر حرفی زدی ، هزینه دارد؛ زندان و شکنجه دارد.

 

عالم خستگی ناپذير
مرحوم میرحامد حسین رضوان الله علیه صاحب عبقات الانوار از مفاخر اسلام است. در شرح حال ایشان خواندم که در هنگام تأليف عبقات ناچار شد به مکه و کتاب خانه یک عالم سنی مذهب برود و از کتاب های آن جا استفاده کند. ایشان با زیرکی و نقشه و برنامه به عنوان خدمت کار نه عالم بزرگ شیعه - وارد خانه آن عالم سنی شد تا بتواند به کتاب خانه اش دسترسی یابد.

 

گاهی انسان باید برای رسیدن به خواسته هایش خود را کوچک کند. میرحامد حسین بالأخره به کتاب هایی که می خواست رسید و سپس برای بازگشت از مکه به هند، از مسیر دریایی مصر رفت. ایشان در همان کشتی مشغول مطالعه بود که ناگهان دریا طوفانی شد و باد، کتاب را از دست ایشان به درون آب پرتاب کرد. میرحامد حسین بی درنگ به میان امواج سهمگین دریا پرید و با هر زحمتی که بود کتاب را گرفت و با تلاش فراوان به کشتی برگشت.

 

به میرحامد حسین گفتند: آقا! احتمال داشت غرق بشوید! جواب داد این کتاب مهم بود. من با زحمت بسیار رفتم این کتاب را پیدا کردم تا بتوانم در تأليفم از آن استفاده کنم.

زمانی که فرزند جوان میرحامد حسین از دنیا رفت، ایشان گفت: خودتان تجهیزش کنید؛ من مشغول نگارش کتابم هستم. شما کارهایش را انجام دهید ومن موقع تشییع جنازه می آیم.


کدام یک از ماها حاضریم این طور برای دین سرمایه گذاری کنیم؟ فرزند جوان از دست داد، در تجهیزش هم شرکت نکرد و گفت: فقط در مراسم تدفین می آیم تا از نگارش اثر گران قدر و ارزشمندش عقب نیفتد.

مگر نویسنده احقاق الحق جان خود را بر سر این کتاب از دست نداد؟ مگر شیخ آقابزرگ تهرانی الذریعه را با خون جگر جمع آوری نکرد؟ حضرت آیت الله نوری همدانی می فرمودند: علامه امینی به من گفتند: سی سال برای تألیف الغدير وقت گذاشتم و ده هزار کتاب خواندم. این ها خستگی ناپذیری است.

 

مگر امام خمینی نفرمود: از این فرودگاه به آن فرودگاه می روم اما از نهضت انقلاب دست برنمی دارم ؟ امام در زمانی وارد تهران شد که قدرت در دست دولت طاغوت بود و به راحتی می توانستند امام را از میان بردارند. ایشان در این بحبوحه اقدام به موقع کرد و خستگی ناپذیری خود را به بروز رساند.

 

سکوت و کوتاه آمدن خواص
برخی خواص در ماجرای کربلا کوتاه آمدند. شریح قاضی در زندان کوفه به ملاقات هانی بن عروه رفت و دید که او به چه وضعیتی گرفتار است، اما آمد به قبيله هانی گفت: حال رئيستان خوب است؛ شما برگردید. همین جمله شریح باعث شد که مردم قبیله هانی بروند و آن بزرگوار به دست ابن زیاد کشته شود (الارشاد، ج 2، ص 50؛)

 

احنف بن قیس کسی بود که صدها نفر گوش به فرمانش بودند. اگر به یاری امام حسین علیه السلام می آمد، سربازان بسیاری با خودش می آورد. اما وقتی اباعبدالله علیه السلام برایش نامه فرستاد، او این آیه را در پاسخ نوشت: فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ (روم،60) پس شکیبایی پیشه کن که وعده خدا حق است.

 

حسین علیه السلام نمی داند وعده الهى راست است و تو باید برایش بنویسی؟! این افراد که به موقع اقدام نکردند و کوتاهی ورزیدند، پس از شهادت امام حسین علیه السلام جمع شدند و عده ای از آنها اشک ریختند و فریاد توبه سردادند. برخی از آن ها هرگاه به یاد قضیه کربلا می افتادند این آیه را می خواندند: ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ (بقره، 54)
شما به سبب معبودگرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید؛ پس به -سوی آفریننده خود بازگردید.

ولی فرصتی که از دست رفت بازنمی گردد و قابل جبران نیست. انسان با بصیرت و آگاهی، هم آسیب شناس است، هم به موقع اقدام می کند، هم شجاعت دارد و تصمیم گیری هایش صحیح است.

 

پیشنهادهایی که به امام حسین علیه السلام شد
در شروع حرکت امام حسین علیه السلام چهار پنج پیشنهاد به ایشان عرضه شد. مروان گفت: بیعت کن.( کتاب الفتوح، ج 5، ص 17؛) ابن عباس گفت: آقا! به يمن بروید.( تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 383.) محمد حنفیه گفت: به میان کوه ها بروید و در آن جا زندگی کنید.( تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 341.) پیشنهاد چهارم ماندن در مکه بود. والی مکه به حضرت امان نامه داد و گفت: در این شهر بمانید. پیشنهاد پنجم رفتن به سوی کوفه بود که حضرت این پیشنهاد را پذیرفت و سرانجام در کربلا متوقف شد.

 

حتی پس از حرکت سیدالشهداء علیه السلام به سوی عراق ، عبدالله بن جعفر امان - نامه رسمی آورد و پیشنهاد داد که به مکه بازگردد. حضرت فرمود: فَخَيْرُ الْأَمَانَ أَمَانِ اللَّهِ وَ لَنْ يُؤْمِنِ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ لَمْ يُخْفِهِ فِي الدُّنْيَا» (وقعة الطف، ص 155.)
بهترین امان، امان خداست. کسی که در دنیا از خدا نترسد در قیامت خداوند به او امان نخواهد داد.


خدا باید به آدم امان بدهد. عبدالله جعفر دیگر کیست؟ حاکم مکه دیگر کیست؟ با همه پیشنهادهایی که شد حضرت تصمیم قاطع گرفت: فقط کوفه . این همان قدرت تصمیم گیری، اقدام به موقع، برنامه ریزی و مدیریت عالی حضرت اباعبدالله علیه السلام است.

آن چه به ما مربوط می شود این است که اگر نتوانیم کربلا و جریانات آن را کاربردی و روزآمد کنیم تا برای امروزمان قابل بهره برداری باشد، طبیعا واقعه عاشورا مانند حوادث تاریخی دیگر خواهد شد که فقط در کتاب ها نوشته اند و ازکنارش گذشته اند.

 

پیدایش بحث خواص و عوام
جرقه بحث خواص را مقام معظم رهبری حفظه الله در جمع لشکر محمدرسول الله زدند. ایشان یکی -دو سال بعد گلایه کردند و فرمودند که دلم می خواست بیشتر درباره این بحث کار شود. پس از اینها بود که کتاب هایی نوشته و سخنرانی هایی بیان شد.

بحث عوام و خواص، بحث بسیار مهمی است؛ چرا که خواص نقش کلیدی در کشیدن عوام به هر جریانی دارند. این خواص اند که باید با بصیرت و شجاعت و اقدام به موقع و آسیب شناسی، هدایت صحیح جریان های مردمی را برعهده گیرند.

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group