سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

هشدارهای حسینی شب نهم محرم – دکتر رفیعی

کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net

ولایت پذیری
قال الله تبارک وتعالى: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقِينَ
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند].

مقدمه
حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام صفات و ویژگی ها و خصوصیات فراوانی دارد که بیشتر آن ها در کلام معصومین علیه السلام آمده است. با وجودی که ایشان امام نیست اما چند امام معصوم به مدح و ستایش او زبان گشوده اند. مهم ترین این ستایش ها زیارتی است که ابوحمزهء ثمالی و دیگران از امام صادق عليه السلام نقل می کنند که فرمود:وقتی به زیارت قبر جدم امام حسین علیه السلام می روید در فرات غسل کنید و به زیارت او بروید. سپس متوجه قبر عموجانم ابا الفضل العباس بشوید و این گونه زیارتش کنید. حضرت متن زیارت حضرت عباس علیه السلام را بیان می کند و بعد از آن، دستور نماز زیارت را.

 

امام زادگانی که زیارت مأثور دارند، شاید تعدادشان به انگشتانیک دست هم نرسد. یکی از آنان حضرت عباس علیه السلام است.

مرحوم شیخ صدوق در کتاب ارزشمند امالی می نویسد: امام سجاد علیه السلام نشسته بود که عبیدالله فرزند حضرت عباس وارد اتاق شد.

 

حضرت عباس علیه السلام دارای فرزند بود و نسل و تبارش ادامه یافت. شعرا و علمای بزرگی در نسل حضرت عباس هستند. مقاتل الطالبیین و کتاب های دیگر به اسامی آن ها اشاره کرده اند.

عبیدالله فرزند حضرت عباس نزد امام سجاد علیه السلام آمد. به محض آن که نگاه امام به این آقازاده افتاد شروع کرد به گریستن و این جمله را بیان فرمود:

«رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَی وَ فَدَی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ یَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ بِهِمَا جَنَاحَیْنِ یَطِیرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِکَةِ فِی الْجَنَّةِ کَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»( الأمالی للصدوق، ص 462؛)

 

خدا عباس را رحمت کند که از خودگذشتگی کرد و سختی کشید و خود را فدای برادر گرداند تا دو دستش قطع شد و خدا در عوض به او دو بال داد که بدان ها با فرشتگان در بهشت مي پرد، چنان چه به جعفر بن ابی طالب عطا کرد. و برای عباس نزد خدای تبارك وتعالى مقامی است که در قیامت همهء شهدا و اولین و آخرین بدان رشك برند.

 

ویژگی های حضرت عباس عليه السلام
امام سجاد علیه السلام فرمود: عمویم عباس سه ویژگی خاص داشت:


1.ازخودگذشتگی (ایثار): لَقَدْ آثَرَ»؛ از خودگذشتگی کرد.
حضرت عباس علیه السلام در نهر علقمه آب ننوشید با آن که می توانست بنوشد. او کسی بود که امان نامه برایش آوردند اما نپذیرفت. برادران خود را نیز پیش از خود به میدان فرستاد و فدای امام حسین علیه السلام کرد. حضرت عباس علیه السلام ایثارگر کامل بود: هم ایثار جان کرد، هم ایثار مال و هم ایثار برادران.

 

2.تحمل سختی: وَأبْلی»؛ و سختی کشید.در آزمون سخت الهی موفق بود و از آن پیروز بیرون آمد.

 

3.فداکاری کامل: وَفَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ»؛ و خود را فدای برادر گرداند تا آنکه دو دستش قطع شد.حضرت عباس آن قدر از برادرش سید الشهدا عليه السلام دفاع کرد تا سرانجام دست هایش را بریدند.

 

رشک ورزی شهدا به حضرت عباس علیه السلام
در این جا امام سجاد عليه السلام جمله ای فرمود: که بنده در مطالعاتم چنین جمله ای درباره هیچ کس دیگر نیافتم. این جمله مدالی است که فقط اباالفضل العباس علیه السلام دارد و امام معصوم به او داده: إِنَّ للعبّاس عندَاللهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِهَا جَمیعُ الشُهداء یَومَ القِیامَة» (الأمالی للصدوق، ص 462؛)

برای عباس نزد خدای تبارک و تعالی مقامی است که در قیامت همهء شهدا و اولین و آخرین بدان رشک برند.

 

همه ما به شهدا غبطه می خوریم؛ چون در این عالم چیزی بالاتر از شهادت نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فَوقَ كُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حتّى يُقتَلَ الرجُلُ في سَبيلِ اللّهِ (الخصال، ج 1، ص 9؛)
بالاتر از هر نیکی، نیکی دیگری است، تا آنکه شخص در راه خدا کشته شود.

 

شهادت، امتیازی ویژه است و آرزوی امامان و پیامبران بود. امام سجاد علیه السلام می فرماید: روز قیامت شهدا به مقام عباس غبطه می خورند. می دانید این جمله یعنی چه؟

مستأجرها به خانه دارها غبطه می خورند و فقیرها به ثروت مندها، جاهل ها به عالم ها؛ چون این خانه ندارد و آن دارد، این پول ندارد و آن دارد، این علم ندارد و آن دارد.

 

امتیازهای ویژه شهید
شهید امتیازات ویژه ای دارد. امام سجاد علیه السلام نفرمود: گناهکاران و منتظران شفاعت به عمویم رشک می ورزند؛ می فرماید: شهدایی غبطه می خورند که خودشان حق شفاعت دارند.
اولین قطرهء خونی که از شهید بر زمین می ریزد هفت جایزه به او می دهند. یکی از آن ها این است: اَنْ ینْظُرَ فِی وَجْهِ اللَّهِ»؛ (تهذیب الاحکام، ج 6، ص 122؛) به چهره خدا نگاه می کند.


امتیاز دیگر اینکه درب جداگانه ای برای ورود جهادگران به بهشت گشوده می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لِلْجَنَّةِ بَابٌ يُقَالُ لَهُ بَابُ اَلْمُجَاهِدِينَ يَمْضُونَ إِلَيْهِ فَإِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ وَ اَلْمُجَاهِدُونَ مُتَقَلِّدُونَ سُيُوفَهُمْ» (الکافی، ج 5، ص 2،)

بهشت دربی دارد که به آن درب جهادگران گفته می شود. آن ها با شمشیرهای آویخته به سوی این درب می روند و می بینند که گشوده است.
شهدا اولین کسانی هستند که پس از پیامبران و امامان وارد بهشت می شوند.

 

پس غبطه خوردن شهدا به حضرت عباس علیه السلام به خاطر بهشتی بودن حضرت عباس نیست؛ چون شهید آمرزیده است و خودش حق شفاعت دارد. شاید این تشبیه درست نباشد اما غبطه خوردن شهدا به حضرت ابوالفضل مانند آن است که بگویند ثروت مندی وجود دارد که تمام ثروت مندهای دنیا به او غبطه می خورند. حتماً او ثروت مند بسیار ویژه ای است. یا اینکه بگویند تمام علمای دنیا به فلان عالم رشک می ورزند. این عالم هم باید خیلی خاص باشد که علما به او غبطه می خورند، نه بی سوادها.

 

مدال های ویژهء حضرت عباس علیه السلام
امام سجاد علیه السلام فرمود: تمام شهدا به منزلت عمویم عباس غبطه می خورند. رشک ورزی شهدا برای این نیست که دستان حضرت قطع شد و خداوند دو بال در بهشت به او عطا می کند. این ویژگی را جعفر طیار برادر امیرالمؤمنین على علیه السلام هم دارد. خود شهادت نیز در این جا مطرح نیست؛ چون حمزه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز در جنگ احد به شهادت رسید و سید الشهداء لقب گرفت. مقام و منزلتی که شهدا به آن غبطه می خورند، ویژگی خاصی است که فقط به حضرت ابوالفضل علیه السلام داده اند.

 

مدال دیگر این شخصیت باعظمت، زیارت و نماز مخصوص زیارتش هست که در مفاتیح از معصوم نقل شده. مدال دیگر این که چند امام به مدح و ستایش ایشان پرداختند؛ امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و...

 

پوشیده ماندن تاریخ زندگانی حضرت عباس علیه السلام
کتاب های فراوانی درباره شخصیت حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشته شده، اما کتاب متفاوتی وجود دارد که مطابق سن حضرت یعنی 34 سال، 34 صفت دربارهء ایشان می آورد و توضیح می دهد. بیشتر این صفات در کلمات معصومین و برخی نیز در اشعار و رجزهای حضرت عباس علیه السلام در کربلا آمده؛ صفاتی همانند: یقین، ادب، وفاداری، بصیرت، ولایت پذیری، حمایت از دین، هجرت، ایثار، عبادت، شجاعت و...

 

متأسفانه شرح حالی از حضرت ابالفضل در دست نیست. جزئیات زندگی ایشان در 34 سال قبل از حادثهء عاشورا پوشیده مانده. گاهی مطالبی گفته می شود که مثلاً هنگام ولادتش چه اتفاقاتی افتاد و این که ام البنین قنداقهء عباس را دور سر امام حسین علیه السلام گرداند تا بلاگردانش باشد، یا در شب 21 رمضان حضرت علی علیه السلام به عباس سفارش کرد امام حسین علیه السلام رایاری کند و... بسیاری از این مطالب زبان حال و ذوقی است و شاید نتوان مصدر معتبری برایشان یافت.

 

گزارش های یادشده در منابع متأخر(جدیدتر) آمده؛ منابع متقدم (کهن تر) کمتر به زندگی ابا الفضل العباس در برههء چهارده ساله زندگی اش زیر سایهء امیرالمؤمنین و سپس مدت بیست سالهء زندگی اش در دوران امامت امام حسن و امام حسين علیهما السلام [تا پیش از عاشورا] پرداخته اند. در ماجرای حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به مدینه و سپس اقامت چندماهه در مکه و حتی در مسیر مکه تا کربلا، مطلب چندانی از حضرت ابوالفضل علیه السلام گزارش نشده. او مطيع محض امام بود و ما در زیارتش این گونه به او سلام می دهیم:

«السَّلاَمُ اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ أَیُّهَا اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُ اَلْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ علیهم السلام (کامل الزیارات، ص 256؛)
سلام بر تو ای بندهء صالح، اطاعت گر خدا و رسول و امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام!

 

کسی که مطيع شد، خودش را نمی بیند. دیگر نه سخنرانی و حدیثی از او می یابید، نه حدیث و اظهار نظری. حضرت عباس علیه السلام فقط در کربلا خود را نشان داد و آن جا هم جایگاه و عظمت خود را برای دفاع از امامش بر ملا ساخت. اما ببینید با همین یک روز چقدر کتاب دربارهء شخصیتش نوشته شد. آن 34 ویژگی که اشاره کردم، مربوط به همین یک روز است. اگر از زندگی حضرت عباس علیه السلام در روزها و سال های قبل آگاهی داشتیم، حتماً صدها جلد کتاب نوشته می شد.

 

حس مسئولیت
حس مسئولیت، یک ویژگی عام و فراگیر است و زیر مجموعه هایی دارد.
نخست باید معلوم شود مسئولیت چیست. فقها می گویند: اگر کسی چهار صفت داشت مسئول است و اگر نداشت مسئول نیست. این چهار صفت "شرایط تکلیف" نامیده می شود. اگر کسی این ها را نداشت لازم نیست نماز بخواند یا روزه بگیرد.

 

چهار شرط عمومی تکلیف
مکلف شدن چهار شرط دارد:

1. بلوغ؛ بچه ای که به سن بلوغ نرسیده تکلیف ندارد. خدا از کودکان نماز نخواسته است.

2. عقل؛ دیوانه تکلیف ندارد.

3. قدرت؛ شخص بالغی که عقل هم دارد اما قدرت ندارد، مکلف نیست. مثلاً: کسی که مستطيع است و باید حج انجام دهد اما بیمار می شود و روی تخت بیمارستان می افتد، دیگر لازم نیست به مکه برود. یا: بعضی بیمارها که در ماه رمضان نمی توانند روزه بگیرند؛ با آن که هم بالغ اند و هم عقل دارند.

4. توجه؛ فرد بالغ و عاقل و نیرومندی که بیهوش شده یا به کما رفته، تکلیف ندارد.

 

مسئولیت در مقابل پنج چیز
اگر کسی چهار شرط یادشده را داشته باشد، در مقابل پنج چیز مسئولیت و تکلیف دارد و نمی تواند از زیر بار مسئولیتش شانه خالی کند.

 

یکم:خدا
شخص مکلف در مقابل آفریدگار خود مسئولیت های گوناگونی دارد. یکی از آن مسئولیت ها بندگی است. بندگی هم انواع مختلف دارد: نماز، روزه، حج، خمس و... قرآن می فرماید: وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ (نحل، 36.)
و همانا درهرامتی پیامبری فرستادیم [تا اعلام کند] که خدا را بپرستید.

 

مسئولیت دیگر ما احساس فقر و نیاز به درگاه خداست یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ (فاطر، 15) ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا.
مسئولیت سوم ما "خود را ندیدن و خدا را دیدن" است. مسئولیت های دیگری هم هست.

دوم.نفس شخص مکلف در مقابل خودش مسئولیت دارد. قرآن می فرماید: إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (اسراء، 36)
زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعی اند] مورد بازخواست اند.

 

خدا به انسان می گوید: این اعضایی که به تو دادم، امروز در اختیار توست اما روز قیامت بر ضد تو شهادت می دهند. پس مواظب باش! إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اسراء، 7)
اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید و اگر بدی کنید به خود بدی کرده اید.
خودت را گم نکن. مراقب باش چشمت را به چه منظره ای می اندازی؛ از دستت چطور استفاده می کنی.

 

سوم.طبیعت
شخص مکلف در مقابل طبیعت و جهان اطرافش نیز مسئولیت دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اِتَّقُوا اللّه َ فِي عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَإِنّكُم مَسؤولُونَ حتّى عنِ البِقاعِ وَ البَهائمِ» (نهج البلاغه، ص 242؛)
از خدا بترسید درباره بندگان و شهرهای او (برکسی ستم نکرده، به ویرانی و تباه کاری در زمین اقدام ننمایید)؛ زیرا (در قیامت همه چیز را) از شما می پرسند حتی از زمین ها و چهارپایان [که نسبت به آن ها مسئولیت داريد].
شما نسبت به حیوانات و طبیعت هم مسئولیت دارید.

 

رابطه ما و طبیعت، رابطهء تسخیری است؛ یعنی ما حاکم و مسلط بر طبیعت هستیم و طبیعت، محکوم و در تسخیر ماست. قرآن می فرماید: لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ (لقمان، 20)
آیا ندانسته اید که خدا آن چه را در آسمان ها و آن چه را در زمین است مسخر شما کرده؟!


مگر آسمان مسخر شما نیست؟ سوار هواپیما می شوید و به آسمان می روید. سوار کشتی می شوید و دریا به تسخیر شما در می آید. زمین و حیوانات هم مسخر شما هستند. انسان می تواند یک گله حیوان را اداره کند. پس طبیعت مسخر ماست. البته طبیعت دارای حقوقی است. آب وخاک و درختان و حیوانات حقوق دارند.

 

چهارم.مردم
شخص مکلف در برابر مردم جامعه مسئولیت دارد. "مردم" هم شامل زن و فرزند می شود و هم شامل همسایه و همکار و دولت و حکومت. واژهء مردم در این جا معنای گسترده ای دارد و شاید به ده ها زیر مجموعه تقسیم شود.
ده ها موضوع اخلاقی در این مسئولیت گنجانده شده: انفاق، احسان، ایثار، غیبت نکردن، آبروی مردم را نریختن، احترام به پدر و مادر، رعایت حقوق همسایه و...

 

مسئولیت دینی
مسئولیت دینی، زیرمجموعهء مسئولیت در برابر خداست. خدایی که شما را آفریده، می فرماید: در مقابل دين مسئول هستید. دین یعنی چه؟ دین یعنی کلام وحی، یعنی قرآن، یعنی اعتقادات ، یعنی اخلاق ، یعنی احکام دین، یعنی پیامبر خدا، یعنی امام معصوم.

 

عبدالعظیم حسنی نزد امام هادی علیه السلام آمد و گفت: می خواهم دینم را به شما عرضه کنم. آقا فرمود: بگو. گفت: دین من اینهاست و شروع کرد به اقرار به توحید و نبوت و امامت و ولایت ائمه و برائت از دشمنان و وجوب نماز و روزه و... (وسائل الشیعه، ج 16، ص 240)

 

ولایت از ارکان پنج گانهء دین است. امام باقر علیه السلام فرمود: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ» (الکافی، ج 2، ص 18؛)

اسلام بر پنج چیز بنا شده: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت. یکی از مصادیق دین، ولایت و امامت است. قرآن می فرماید: تکمیل دین با ولایت و امامت امام معصوم است. ما در مقابل این امام مسئولیت داریم. انسان نباید در مقابل این مسئولیت مهم کوتاهی کند.

 

مسئولیت در برابر امام
یکی از ویژگی های یاران اباعبدالله علیه السلام و در رأس آنها ابا الفضل العباس عليه السلام احساس مسئولیت در مقابل امام است.

 

هاشم مرقال، شخصیتی عابد و زاهد و متدین و از اصحاب امیرالمؤمنین بود. او در جنگ صفین به محضر حضرت آمد و گفت: آقا! اجازه بدهید به میدان بروم. آقا فرمود: برو؛ وصیت و سفارشی نداری؟ گفت: آری، دوست ندارم همه دنیا را به من بدهند اما دست در دست دشمن شما بگذارم. می خواهم شما از من راضی باشید. هاشم مرقال به میدان رفت و به شهادت رسید (وقعة صفین، ص 112؛)

 

در جنگ جمل، زید بن صوحان نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و گفت: آقا! می خواهم به میدان بروم. حضرت فرمود: تازه برادرت شهید شده. گفت: نه آقا! او برای خودش رفت ، من هم برای خودم می روم. اجازه بدهیم جنگ کنم. آقا فرمود: وصیتی نداری؟ گفت: چرا آقا! یک وصیت دارم: فَادْفِنِّی بِدَمِی وَ لاَ تُغَسِّلْنِی»؛ مرا با خونم دفن کن و غسلم نده.

 

البته شهید غسل ندارد؛ اما اشکال هم ندارد که او را غسل بدهند. امیرالمؤمنین علیه السلام به زید بن صوحان فرمود: چرا؟ گفت: فَإِنّي مُخَاصِمٌ عِندَ بِهِ یَوْمَ اَلْقِیامَهِ (شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 259)
زیرا من در روز قیامت با خون بدنم در پیشگاه پروردگار خویش مخاصمه خواهم کرد.
می خواهم فردای قیامت با خون بدنم جلوی طلحه و زبیر و عایشه را بگیرم و بگویم: شما به چه جرمی با ولی خدا جنگیدید؟!این ولایت پذیری است.

 

ولایت پذیری
ولایت پذیری در شب عاشورا موج می زد. وقتی سخنرانی امام حسین علیه السلام به پایان رسید زهیر برخاست و جمله ای تاریخی بر زبان آورد. گفت: وَ لَوْ کَانَتِ الدُّنْیَا لَنَا بَاقِیَهً وَ کُنّا فیها مُخَلَّدینَ، لآثَرْنَا النُّهُوضَ مَعَکَ عَلَ اَلْاقِامَةِ» (اللهوف، ص 79؛)
اگر دنیا را برای ما بقایی بود و ما در آن زندگی جاوید داشتیم، بازهم قطعاً پایداری در یاری تورا بر زندگانی جاوید دنیا مقدم می داشتیم.

 

نه دنیا باقی هست و نه ما عمر جاویدان داریم. طول عمرها نهایتاً به 100 یا 110 سال می رسد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: عمر اکثر افراد امت من بين شصت تا هفتاد سال است.( ارشاد القلوب، ج 1، ص 40) اگر شرایطی به وجود بیاید که محدودیت عمر از بین برود و زندگانی همه جاویدان گردد و هیچ کس نمیرد، بازهم زهیر این زندگانی را نمی خواهد. یعنی زهیر که در کربلا مثلاً پنجاه ساله بود شاید می توانست سی سال دیگرهم زندگی کند؛ ولی اگر قرار بود دنیا جاویدان باشد و میلیون ها سال به درازا بکشد در این صورت هم زهیر می گوید: به میدان می رفتم تا شهید بشوم. این جملات، جملات ساده ای نیست.

 

ولایت پذیری برادران ابا الفضل العباس علیه السلام
حضرت ابوالفضل علیه السلام سه برادر تنی داشت؛ یعنی پدرشان امیرالمؤمنین علیه السلام بود و مادرشان، ام البنين علیهاالسلام خود آن حضرت اولین فرزند ام البنین است. برادر دوم، عبدالله بن علی است که در کربلا 24 ساله بود. او هنگام شهادت امیرالمؤمنین چهار-پنج سال سن داشت. برادر سوم عثمان بن علی است.


امیرالمؤمنین فرمود: به خاطر علاقه ای که به عثمان بن مظعون داشتم نام این فرزندم را عثمان نهادم (بحار الانوار، ج 45، ص 38؛)
عثمان بن مظعون از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. پیامبر خدا آن قدر به او علاقه داشت که وقتی دختر خودش رقیه را به خاک سپرد دعا کرد که به عثمان بن مظعون ملحق شود.( الکافی، ج 3، ص241؛) عثمان بن مظعون شبانه روز عبادت می کرد.

این شخصیت بزرگوار در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز علاقهء بسیاری به او داشت. بعضی ها گفته اند: اینکه حضرت در نهج البلاغه می فرماید: «من در گذشته برادری ویژه داشتم»،( نهج البلاغه، حکمت 289.) منظورش همین عثمان بن مظعون است که نامش را بر فرزند خویش گذاشت.

 

پسر چهارم ام البنین علیهاالسلام جعفربن على است. او هنگام شهادت پدرش یا تازه به دنیا آمده یا در شکم مادر بود؛ چون در روز عاشورا نوزده سال سن داشت.
صبح عاشورا، ابوالفضل العباس سه برادر خود را صدا زد و فرمود: يَا بَنِي أُمِّي تَقَدَّمُوا حَتَّى أَرَاکُمْ قَدْ نَصَحْتُمْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ» (الارشاد، ج 2، ص 109؛)


ای پسران مادرم! پیش بروید تا ببینیم خیرخواهی خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کرده اید.

تا من زنده ام به میدان بروید تا خیالم راحت باشد که ببینم شهید شدید و شانه خالی نکردید. هرسه برادر عباس علیه السلام پیش از خود آن حضرت به میدان رفتند و شهید شدند.

 

درنگ در ولایت پذیری
بعضی ها در زمینهء ولایت پذیری مشکل داشتند. در میانهء مسیر اباعبدالله علیه السلام به کوفه، دو سواره از راه رسیدند و با حضرت ملاقات کردند. یکی از آن ها عمرو بن قیس مشرقی است. دیگری هم پسرعمویش بود. آن ها جلو آمدند و با حضرت گفت وگو کردند. حضرت فرمود: برای یاری من آمديد؟

 

امام حسین علیه السلام از هرکسی یاری نخواست. مثلا: من در جایی ندیدم امام علیه السلام از ابن عباس یاری بخواهد و بگوید: ابن عباس! بیا مرا یاری کن. البته اینکه او وظیفه داشت همراه حضرت برود بحث دیگری است؛ ولی امام از او یاری نخواست.

 

سیدالشهداء از بعضی ها به صورت کتبی دعوت به یاری کرد؛ مثل: احنف بن قیس در بصره که امام برایش نامه نوشت. از بعضی ها نیز به صورت شفاهی و حضوری دعوت کرد. آن دسته که حضرت شخصاً و به صورت حضوری دعوتشان کرد و آنان نپذیرفتند، وضعیت اینان سخت و سنگین است. امام به این دسته فرموده بود بیایید مرا یاری کنید. بعد هم فرمود: اگر یاری ام نکنید نتیجه اش چنین و چنان می شود.


دعوت از عبيدالله بن حر جعفی، کتبی یا به واسطهء پیک نبود؛ خود امام حسین علیه السلام آمد و دعوت کرد.
کتاب مصاف در آفتاب ، مجموعه فرمایشات مقام معظم رهبری دربارهء امام حسین علیه السلام است که در نماز جمعه و جاهای دیگر بیان کردند.

در این کتاب از زبان رهبر انقلاب نقل شده است که گفتند: من اطمینان دارم جوان هایی که وقتی امام خمینی اشاره می کرد جبهه ها را پر می کردند، اگر این جوان ها در کربلا بودند امام حسین علیه السلام تنها نمی ماند. آن ها این واقعیت را نشان دادند. وقتی امام خمینی گفت: «حصر آبادان باید شکسته شود»، دیدیم که چگونه این فرمان عملی شد.

 

اصحاب اباعبدالله ویژه اند؛ خود آن حضرت فرمود: فَإنِّی لاَ أَعْلَمُ أَصْحَابًا أَوْفَی وَلاَ خَیْرًا مِنْ أَصْحَابِی» (الارشاد، ج 2، ص 91؛)
زیرا من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خویش سراغ ندارم.

اما در مقام مقایسه، شهدای جنگ تحمیلی را کی می توان در کنار کسانی قرار داد که به سادگی از کنار اباعبدالله عبور کردند.

 

امام حسین علیه السلام به عمرو بن قیس مشرقی و پسرعمویش فرمود: برای یاری من آمدید؟ گفتند: ما زن و بچه و بدهی داریم. حضرت فرمود: فَانْطَلِقَا فَلاَ تَسْمَعَا لِی وَ اعِیَهً وَ لاَ تَرَیَا لِی سَوَاداً فَإِنَّهُ مَنْ سَمِعَ وَ اعِیَتَنَا أَوْ رَأَی سَوَادَنَا فَلَمْ یُجِبْنَا وَ لَمْ یُغِثْنَا کَانَ حَقّاً عَلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُکِبَّهُ عَلَی مَنْخِرَیْهِ فِی اَلنَّارِ» (ثواب الاعمال، ص 259؛)

 

پس بروید که صدای مظلومیت مرا نشنوید و سیاهی جمعیت ما را نبینید؛ زیرا هر کس استغاثهء ما را بشنود یا سیاهی جمعیت ما را ببیند و ما را اجابت نکند و به فریاد ما نرسد، بر خدا سزاوار است که او را با صورت در آتش دوزخ سرنگون سازد.

دور شوید تا صدای غربت مرا نشنوید. اگر صدایم را بشنوید که می گویم: هَلْ مِنْ ناصِرٍ هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ»؛
آیا کسی هست که یاری کند؟ آیا کسی هست که از حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دفاع کند.
و یاری ام نکنید، با صورت به آتش جهنم پرتاب می شوید. پس به جایی بروید که صدای مرا نشنوید.

 

البته این فرمایش حضرت مجوز یاری نکردن آنها نبود؛ بلکه می خواست بفرماید شما لیاقت یاری کردنم را ندارید. لااقل به جایی بروید تا فریاد ما به گوش شما نرسد.

 

پنج ویژگی باران انبیا عليهم السلام
آیه ای در قرآن هست که به خوبی با زندگی حضرت ابوالفضل علیه السلام تطبيق دارد. قرآن کریم آن رزمندگان شجاع میدان های نبرد را می ستاید که در کنار انبيا جنگیدند. انبیا، یاورانی داشتند که در کنارشان سرسختانه با دشمن می جنگیدند: وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا ۗ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ (آل عمران، 146)


چه بسیار پیامبری که انبوهی دانشمندانی الهی مسلک (و کاملان در دین) به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیب هایی که در راه خدا به آنان رسید سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.

 

رزمندگانی که در کنار پیامبران جنگیدند پنج ویژگی داشتند:

1.خداپرستی
آنها خداپرست و خداترس و غرق و فانی در خدا بودند.


2.عزم و اراده قوی
هرگز سست نشدند و دست از جهاد بر نداشتند.

3.نیرومندی
دچار ضعف جسمی نشدند.

4.عزت مندی
هرگز در مقابل دشمن سر تسلیم فرود نیاوردند. شاید تنها زنی که در کربلا به شهادت رسید، هانیه، همسر عبدالله بن عمیر کلبی باشد. وقتی عبدالله شهيد شد هانیه بالای سرش رفت. رستم، غلام خبيث شمر، جلو آمد و با عمود و شمشیر به سرهانیه زد و او را کشت.( رياحين الشريعة، ج 3، ص 300.) آن ها این گونه بودند؛ تسلیم دشمن نمی شدند.

 

5.شکیبایی
رزمندگان یاور پیامبران ، صبور بودند.
این آیه را با زندگی حضرت اباالفضل علیه السلام مطابقت دهید. اتفاقاً در زیارت نامهء حضرت آمده: أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ (کامل الزیارات، ص 257؛)
گواهی می دهم که تونه سستی ورزیدی، نه عقب نشستی.

 

آیه ای که بیان شد، در توصیف یاران انبياست؛ اما همان طور که می دانید قرآن مخصوص یک زمان نیست بلکه در همهء زمان ها مصداق و قابلیت تطبيق دارد. یاران اباعبدالله علیه السلام و به ویژه حضرت اباالفضل العباس و برادرانش علیهم السلام از مصادیق آن پنج ویژگی در آیه شریفه اند.

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group