سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

هشدارهای حسینی شب هفتم محرم – دکتر رفیعی


کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net

قال الله تبارک و تعالى: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه،119)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند].

 

مقدمه
گرچه قیام عاشورا در ساعاتی محدود و سرزمینی محدود رخ داد، یک روز در سرزمين تفتیدهء عراق؛ اما به بلندای همه تاریخ درس و پیام دارد. امروز ما هم باید برای خودمان، برای انقلابمان و برای جهان از این واقعهء پرحادثه و درس آموز استفاده کنیم. تعبیر مشهوری هست که می گوید:کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا»؛ همه جا کربلا و هر روز عاشوراست»
این جمله حديث و روایت نیست، اما حقیقت است. مقصود از این جمله آن است که در هر زمانی مبارزه حق و باطل وجود دارد.

 

یزیدیان همیشه در جامعه هستند. مگر امروز کودکان را نمی کشند؟ مگر صهیونیست ها جوانان فلسطین را مظلومانه به شهادت نمی رسانند؟ مگر آل سعود در یمن جنایت نمی کند؟ مگر مساجد شیعیان را منفجر نمی کنند؟ مگر افرادی را در زندان ها به جرم محبت امیرالمؤمنین علیه السلام عابر آزار نمی دهند؟

 

این قصه همیشه بوده و هست. تاریخ، رودخانه جاری است که آب آن عوض می شود اما جریانش واحد و یکسان است. از این رو مردم باید درس ها و هشدارهای حسینی را فرابگیرند و بدانند تا مسیر حسینی ادامه یابد.

 

ششمین هشدار: حرمت شکنی
یکی دیگر از هشدارهای حسینی، موضوع حرمت شکنی و درهم شکستن مقدسات است. امام حسین علیه السلام بارها به این موضوع اشاره نمود. مواردی در جامعه است که احترام ویژه دارد. پدر و مادر احترام دارند و باید حرمتشان حفظ شود؛ فرزند برای پدر و مادر احترام دارد؛ بزرگ ترها احترام دارند؛ معلم احترام دارد. اما پنج مورد است که حرمت ویژه دارد.


اینها حرمت های الهی است. شکستن این حرمت ها به مراتب بدتر از شکستن حرمت مثلاً پدر و مادر است. بی احترامی به والدین، کار زشت و گناه فردی است که فرزند انجام می دهد. پدر و مادر یا می بخشند یا ناراضی اند. بی احترامی به همسایه و دوست و برادر نیز نادرست است. اما شکستن حرمت کعبه تفاوت دارد با شکستن حرمت یک شخص.

 

حرمت های الهی
امام صادق علیه السلام فرمود:لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي بِلاَدِهِ خَمْسُ حُرَمٍ»؛خداوند پنج حرمت در سرزمین ها دارد.
خداوند پنج حرمت جهانی و فراگیر دارد که شکستن آن ها از شکستن حرمت یک فرد بدتر است.

 

1.حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
اولین حرمت فراگیر الهی، حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. اگر کسی مانند سلمان رشدی به پیامبر بی احترامی و توهین کرد، نمی توان گفت: این مسئله شخصی و میان خود او و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ امکان دارد پیامبر از او گذشت کند، امکان هم دارد گذشت نکند. نه، این طور نیست. شخصی مانند امام خمینی رضوان الله علیه می آید و حکم ارتداد او را صادر می کند. حرمت رسول الله یعنی حرمت دین اسلام؛ چون قرآن می فرماید:قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي (آل عمران، 31) بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید.
و می فرماید:لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (حجرات، 1) بر خدا و پیامبرش [در هیچ امری از امور دین و دنیا و آخرت] پیشی مگیرید.

 

2.حرمت اهل بيت علیهم السلام
اهل بیت علیهم السلام حرمتشان جهانی است. هیچ کس حق ندارد به اهل بیت علیهم السلام کوچک ترین توهینی کند.

 

3.حرمت قرآن
سومین حرمت الهی، قرآن کریم است.

 

4.حرمت کعبه
حرمت بعدی، حرمت خانهء خداست.

 

5.حرمت مؤمن
آخرین حرمت، حرمت مؤمن است(الکافی، ج 8، ص 107؛) به عنوان ایمانش، نه به عنوان انسانیتش. قرآن می فرماید اگر کسی "مؤمنی" را به عمد بکشد مانند کفار برای همیشه در جهنم می ماند: مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها (نساء، 93)
و هرکس مؤمنی را از روی عمد به قتل برساند، کیفرش دوزخ است درحالی که در آن جاودانه خواهد بود.
علما می گویند: چون به خاطر ایمانش او را کشته، این حکم را دارد؛ شخص مقتول در این جا مورد نظر نیست. حرمت مؤمن نباید شکسته شود.

 

دشمنان و شکستن حرمتهای بزرگ الهی
خداوند پنج چیز را حرمت های بزرگ خود برشمرد. دشمنان تمام این حرمت ها را شکستند.

 

1.شکستن حرمت پیامبر (ص)
اولین حرمتی که دشمنان شکستند، حرمت پیامبر بود. هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود که گفتند: اِنَّ الرَّجُل لَیَهجُر»( الطرائف ، ج 2،ص 432؛) این مرد هذیان می گوید!

گفتند: ما حديث نمی خواهیم، کتاب خدا برای ما کافی است. این حرف ها در منابع تاریخی اهل سنت و شیعه آمده. هنوز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود که از فرمان آن حضرت سرپیچی کردند و از لشکر اسامه بیرون آمدند. در صلح حدیبیه نیز با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت کردند. معاویه گفت: اگرقدرت داشته باشم نام پیامبر را از اذان پاک می کنم.

 

2.شکستن حرمت اهل بیت علیهم السلام
دشمنان حرمت اهل بیت علیهم لسلام را نیز شکستند. روزهایی از دفن بدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگذشته بود که به خانه حضرت زهرا علیهاالسلام هجوم بردند و کاری کردند حضرت محسن سقط شود. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را نیز شهید کردند. چه حرمتی برای اهل بیت گذاشتند؟ تاریخ قضاوت کند. هفتاد روز از غدير نگذشته بود که به سادگی نظام امامت به خلافت و سال ها بعد به سلطنت تبدیل شد.

 

ماجرای ولیعهدی یزید
ابن اثیر تاریخ نگار اهل سنت، کتاب بسیار قطوری به نام الکامل فی التاریخ دارد. او حوادث هر سال را به طور جداگانه و با نظم و ترتیب آورده است. در حوادث سال 46 یعنی چهار-پنج سال پیش از شهادت امام حسن علیه السلام می نویسد:

مغيرة بن شعبه استان دار کوفه بود. معاویه او را عزل کرد و می خواست سعید بن عاص را به جای او بگذارد. اما مغيره به این موضوع اهمیت نداد و دو-سه ماه هم چنان در کوفه ماند. سرانجام راه افتاد و به شام رفت. مغیره با حضور در کاخ معاویه، به او گفت: می دانی که سن و سالت بالا رفته و پیر شدی؛ به فکر جانشین خود باش. معاویه گفت: چه کنم؟ مغیره گفت: چه کسی بهتر از پسرت يزيد؟ او لیاقت و توانایی دارد.

 

ابن اثیر نوشته است: مغیره پیش از گفت وگو با معاویه، نخست نزد یزید رفته و او را آماده کرده بود.

خلاصه، مغیره به معاویه گفت: مردم عراق و حجاز باید به خلافت یزید رضایت بدهند و آن را بپذیرند. تو مرا عزل نکن تا من استان دار کوفه بمانم، من هم مردم کوفه را راضی می کنم. مردم بصره را ابن زیاد و مردم مدینه را هم مروان راضی خواهند کرد. مردم شام هم با خودت. اینان حرفت تو را می پذیرند.

 

معاویه پذیرفت و حكم عزل مغیره را لغو کرد. وقتی مغیره از کاخ بیرون آمد از او پرسیدند: چه شد؟ جمله ای که مغیره در پاسخ گفت، یک ضرب المثل است. معادل فارسی اش چنین می شود: «آشی برای معاویه پختم که یک وجب روغن رویش باشد.» یعنی بیچاره اش کردم.

 

مغیره به کوفه بازگشت و ده نفر از رؤسای قبائل کوفه را گرد آورد. رؤسای قبیله قدرت فراوانی داشتند و حرفشان نفوذ داشت. مغیره به سران قبائل گفت: من در شام چنین گفتم، شما هم بروید و به معاویه بگویید نظر خوبی است. خلافت یزید را برای معاویه زیبا و خوب جلوه بدهید. آن قدر بگویید تا باورش شود.

 

مغیره، آن ده نفر را به همراه پسر خودش موسی بن مغیره به شام فرستاد. آن ها با معاویه صحبت کردند. معاویه پسر مغیره را به کناری کشید و گفت: بِكُمْ اشْتَرَى أَبُوكَ مِنْ هؤُلاءِ دِينِهِمْ»؛ پدرت دین اینها را به چه قیمتی خریده؟

این ده نفری که آمده اند و از یزید تعریف می کنند، این ها که تا حالا يزيد را ندیده اند. پدرت چقدر به آنها پول داد؟!

 

معاویه شخصیتی حیله گر وزیرک داشت؛ فهمیده بود قصه چیز دیگری است. پسر مغیره پاسخ داد: بِثَلَاثِينَ أَلْفٍ»؛به سی هزار درهم.
هرکدام سه هزار درهم گرفتند و آمدند پیش تو این طور بگویند. معاویه گفت:لَقَدْ هَانَ عَلَيْهِمْ دِينِهِمْ» (ايمان أبي طالب، ص 89) دین برای این ها ارزش اندکی داشت.


دین خود را ارزان فروختند. پس از این ماجرا بود که معاویه برای مروان نامه نوشت جانشینی یزید را در مدینه مطرح کند.
شروع داستان جانشینی و خلافت یزید در دوران امامت امام حسن علیه السلام بود. وقتی مروان برای اولین بار عده ای را در مدینه جمع کرد -نمی دانم امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هم حضور داشتند یا نه - و بحث جانشینی یزید را مطرح کرد، اولین کسی که برخاست و اعتراض کرد عبدالرحمان بن ابی بکر پسر خلیفهء اول بود. او گفت: وای بر اسلام! می خواهید خلافت را به سلطنت و "هرقلیت" تبدیل کنید. پیامبر نمی خواست خلافت به سلطنت تبدیل شود.

 

حرف ما با عبدالرحمان بن ابی بکر این است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خلافت را هم نمی خواست، بلکه می خواست امامت باشد.

ابن اثیر می نویسد: عبدالرحمان بن ابی بکر با مروان درگیر شد و به او توهین کرد. عایشه هم بلند شد اعتراض کرد؛ یا نامه نوشت و به مروان گفت: با برادرم عبدالرحمان تندی کردی ! او فرزند ابوبکر است !!

 

به قول معروف ، آش آن قدر شور شده بود که حتی خودشان هم به عملکرد خلیفه شان اعتراض کردند؛ البته انگیزه آن ها دفاع از امامت نبود. همين ها بودند که در جمل با حضرت على علیه السلام جنگیدند؛ اما دیگر نمی توانند خلافت یزید را تحمل کنند. عایشه تا آخر عمر با این قضیه مخالفت کرد.

 

3.شکستن حرمت قرآن
سومین حرمتی که از سوی دشمنان شکسته شد حرمت قرآن بود. تفاسیر شیعه را در کنار تفاسیر اهل سنت بگذارید و مقایسه کنید. ببینید آنان آیه

 

1- هرقل ( هرکول)، عنوان پادشاهان روم بود. هریک از هرقل ها از دنیا می رفت، پسرش جانشین او می شد.
ولایت و آیهء اولی الامر را چگونه معنا می کنند. علامهء حلی در کتاب آلفين دوهزار دلیل عقلی در اثبات امامت على علیه السلام می آورد اما دشمنان، آیاتی را که مربوط به امامت على علیه السلام است به گونه ای دیگر تفسیر کردند.
4.شکستن حرمت کعبه
حرمت کعبه را هم شکستند. کعبه برای آنها به یک ابزار تبلیغاتی تبدیل شده بود. در جریان شورش عبدالله بن زبیر، سپاهیان بنی امیه به بیت الحرام حمله کردند و کعبه را آتش زدند.

 

عبدالله بن زبیر کیست؟
یادآوری این نکته هم بجاست که البته عبدالله بن زبیر شخصیت منفی داشت، آدمی ریاست خواه و دنیاطلب و مغرور و مخالف امام حسين علیه السلام. او نه به خاطر دین، بلکه به دلیل حکومت طلبی با یزید مخالفت و مبارزه کرد و تقریباً 14 -13 سال در مکه حکومت تشکیل داد.

 

5.شکستن حرمت مؤمن
در "واقعهء حره" بنی امیه دو هزار نفر را در مدینه کشتند. یکی از کشتگان ، ابوسعید نوه ام سلمه است. تعدادی از صحابه پیامبر نیز در این فاجعه کشته شدند. مسلم بن عقبه طبق دستور یزید سه روز خون و جان و مال مردم را برای سربازانش مباح کرد و گفت: هرکاری دوست دارید انجام دهید!
پس همه حرمت های بزرگ خداوند شکسته شد. امام حسین علیه السلام همین را هشدار می داد.

 

قيام عليه حرمت شکن
بعضی ها فکر می کنند قیام اباعبدالله علیه السلام فقط برای تشکیل حکومت یا دعوت مردم کوفه صورت گرفت؛ نه، اگر مردم کوفه دعوت نمی کردند باز هم اباعبدالله قیام می کرد. حضرت خطاب به یارانش فرمود: همه باید با حرمت شکن مخالفت کنند: مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ ثَمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوٍل وَ لاَ فِعلٍ کانَ حَقّیقاً عَلَى اللهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ» (وقعة الطف، ص 172)


هرکس سلطان ستم گری را ببیند که حرمت های الهی را حلال می شمارد، پیمان الهی را نقض می کند، مخالف سنت پیامبر خداست، در بین بندگان به گناه و ستم رفتار می کند، و او با کردار یا گفتار خودش برسلطان نشورد، حقی بر خداست که او را به همان جا ببرد که آن سلطان را می برد.

 

ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ می گوید: معاویه صد هزار درهم برای عبدالله بن عمر پسر خلیفهء دوم فرستاد. عبدالله بن عمر میان بیشتر مردم شخصیت بانفوذ و محترمی بود. او پول معاویه را پذیرفت. سپس معاویه پیغام فرستاد: این پول را برایت فرستادم تا از خلافت یزید دفاع کنی. عبدالله بن عمر پول را برگرداند و گفت: من این پول را نمی خواهم.

 

عبدالله بن عمر پول را برگرداند اما فریاد نزد، فقط سکوت کرد. در حالی که امام حسین علیه السلام می فرماید: اگر کسی رفتارهای یادشده را از سلطان ستم گر ببیند و ساکت بماند، سزاوار است خداوند او را وارد جهنم کند.

گفتار امام حسین علیه السلام امروز هم جاری است. اگر کسی در جامعه نسبت به معصیت و منکر و برخوردهای غلط بی تفاوت باشد، همان وضعیت را دارد که سیدالشهداء علیه السلام فرمود.

 

روش های برخورد با حرمت شکنی و ارتكاب منکر
در برخورد با حرام و منکر، دو اصطلاح به چشم می خورد: 1- مدارا، 2- مداهنه. مدارا خوب است، ولی مداهنه، ممنوع!
1.مدارا
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا مرا با مدارا مبعوث کرد: امَرَنی رَبّی بِمُداراةِ النّاسِ كَما أمَرَنی بِأداءِ الفَرائضِ» [الكافي : 2/117/4 .] پروردگارم مرا به سازگاری با مردم امر فرمود، چنان که به انجام واجبات امر فرمود.
مدارا در بیشتر موارد نسبت به دشمن صورت می گیرد.


آسایش دو عالم تکرار این دو حرف است                            با دوستان مروت با دشمنان مدارا


مدارا این است که مثلاً: اگر مشرک آمد بگذار حرفش را بزند و تو گوش کن. امروزه در سراسر دنیا هزاران مذهب و مکتب وجود دارد. ما حق نداریم با کسی درگیر شویم و تنش ایجاد کنیم. انسان باید زبانش زبان سلیم و درست گوی باشد؛ هم حرف خودش را بزند، هم حرف طرف مقابل را بشنود.

 

مقام معظم رهبری فرمود: ما غیر از آمریکا با همهء دنیا مذاکره می کنیم. بحث آمریکا جداست؛ چون قرآن می فرماید: دشمنان می خواهند شما مداهنه کنید: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ» (قلم، 9) دوست دارند نرمی کنی تا نرمی کنند.


امام صادق علیه السلام در جامعه ای زندگی می کرد که دورتادورش مخالف بود. ابن ابی العوجاء كافر بود، ابوحنیفه رئیس مذهب حنفی بود و... اما هر کدامشان -حداقل برای مدتی-شاگرد امام بودند. امام صلی الله علیه و آله و سلم با این ها بحث می کرد و قبولشان نداشت، اما درگیر نمی شد.

 

ابوزهره عالم ستی است. او کتابی درباره امام صادق علیه السلام دارد و در آن می گوید: در زمان ایشان بیشترین اختلاف مذهبی وجود داشت. صاحبان مذاهب، یک دیگر را تکفیر می کردند اما همگی به امام صادق عليه السلام احترام می نهادند؛ بس که ایشان خوب برخورد می کرد. این مداراست.

 

2.مداهنه
مداهنه یعنی عقب نشینی از موضع. خدا به پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: با دشمن نباید مداهنه کرد.( قلم، 9) کافران به پیامبر می گفتند: تو یک سال بت پرست، ما هم خدا را خواهیم پرستید. خدا فرمود: نه، به آن ها بگو این پیشنهاد را نمی پذیرم.( کافرون، 1-6) آن ها از پیامبر (ص) می خواستند در این موضوع اساسی کوتاه بیاید. مداهنه، عقب نشینی از مواضع و حرمات الهی است.

 

حساسیت به منکرات، وظيفه همگانی
امروز ما هم نمی گوییم با کسی که مرتکب منکر می شود درگیر شویم یا برخورد حذفی کنیم و یا جایی را تعطیل و افراد را دستگیر کنیم. اگر این طور رفتار کنیم، در جامعه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. هرکسی نمی تواند خودسرانه اقدام کند، باید اقدام ها قانون مند باشد. اما همه موظف اند نسبت به منکرو حرمت شکنی حساس باشد؛ چه منکرحکومتی باشد، چه فردی، چه اقتصادی.

یک مسلمان نباید نسبت به بدحجابی و رباخواری و لقمه حرام و ظلم های اداری و ... بی تفاوت باشد. همان طور که گذشت، امام حسین علیه السلام فرمود: "هر کس ببیند" در جامعه ای حرام الهی حلال شمرده می شود یا چهار مورد دیگری رخ می دهد که پیش تر گفتیم، باید اعتراض کند؛ یکی با حرف زدن، یکی با نوشتن، یکی با طومار جمع کردن و... این پیامی است که از فرمایش اباعبدالله استفاده می شود؛ همان نکتهء بسیار مهمی که رهبری عظیم الشأن علیه السلام بارها اشاره کردند و فرمودند: افراد باید حساسیت داشته باشند؛ به قضایا بی تفاوت نباشند. بدانند چه اتفاقاتی در جامعه می افتد و نظر بدهند.

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group