هشدارهای حسینی شب ششم محرم – دکتر رفیعی
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
قال الله تبارک و تعالى: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»(توبه،119)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند].
مقدمه
چهارمین هشدار امام حسین علیه السلام موضوع انحطاط اخلاقی و بازگشت به جاهلیت است. حضرت در چند جا به این نکته اشاره نمود که جامعهء اسلامي سال 61 هجری، دوباره به قبل از اسلام یعنی 75 سال پیش بازگشته است؛ یعنی زمانی که جامعه بت پرست بود و انحطاط اخلاقی داشت.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آخرین پیامبر و این دین، دین نهایی است. قرار نیست پیامبر دیگری بیاید. امام حسین علیه السلام نفرمود: من دین جدید می آورم. هیچ امامی دین نیاورده، بلکه امام دین را اصلاح می کند. نیم قرن از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذشته بود که جاهلیت بازگشت.
اگر فردی غیرمسلمان در سال 61 هجری وارد دمشق پایتخت مملکت اسلام شود و بگوید: می خواهم ببینم اسلامی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم آورده چیست، دستش را می گیرند و نزد خلیفهء مسلمان ها می برند و می گویند: اسلام این است. نگاه می کند و می بیند خلیفه شراب می خورد، نماز نمی خواند، زنان بدکاره و آوازه خوان در دربارش هستند، در کاخ خضرا زندگی می کند و بیت المال به طور کامل در اختیار خلیفه و اطرافیانش هست؛ در جامعه نیز فساد موج می زند و هیچ خبری از نوه ها و فرزندان و وابستگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیست؛ به علی بن ابی طالب علیه السلام نیز ناسزا می گویند.
زمانی مقام معظم رهبری حفظه الله به بنده فرمودند: امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هرکدام ده سال امامت داشتند. الآن چند کتاب از سخنان و تفسیر قرآن این دو امام وجود دارد؟ بسیار اندک ! یعنی تمام فرمایشات این دو امام به یک جلد کتاب هم نمی رسد. کلاس درسهایشان چه شد؟ خطبه های نماز جمعه شان چه شد؟ آثار و سیره و مسندشان کجا ثبت شد؟
نقل های تاریخی درباره امام حسین علیه السلام وجود دارد اما کلمات و سخنان گردآوری شده حضرت چقدر است؟ البته این موضوع را نیز نباید فراموش کرد که بسیاری از این کلمات گردآوری شده، با امام حسن علیه السلام مشترک است و به هر دو امام نسبت داده شده؛ زیرا در خط عربی کهن، حسن و حسین شبیه هم نوشته می شد.
مقام معظم رهبری فرمودند: در سراسر فقه ما چند حدیث فقهی از امام حسن و امام حسین علیه السلام آمده است؟ بسیار کم است.
با کنار نهاده شدن امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و روی کار آمدن بنی امیه، جامعه به جاهلیت بازگشت.
توحید ناقص
در جامعه زمان بنی امیه بت پرستی اصطلاحی وجود نداشت، اما توحید مسلمانان دچار ایراد شده بود. توحید دو قسم دارد: توحید افعالی و توحید عبادی. توحید فقط گفتن «لا إله إلا الله» نیست. اگر کسی گفت: خدا یکی است، باید از طاغوت هم دوری کند. اگر گفت: خدا یکی است، باید بگوید:إِيَّاكَ نَعْبُدُ فقط تو را می پرستیم.
نه اینکه مانند معاویه نمازجمعه را در چهارشنبه بخوانیم یا مانند حاکم کوفه نماز صبح را در حالت مستی و چهار رکعتی بخوانیم.
توحید ذاتی مردم آن روز هم دچار مشکل بود. اصلاً بنی امیه یکتاپرست نبودند. یزید می گفت: اصلاً نبوت و رسالتی نیست. ابوسفیان هم گفته بود: هیچ بهشت و جهنمی نیست. معاویه رسماً می گفت: من اگر بتوانم نام رسول خدا را از اذان حذف می کنم. آری، یکتاپرستی ظاهری در جامعه وجود داشت اما مسئله توحید، توحید عبادی وافعالی و اجتناب از طاغوت است.
مشکلات جامعه از زبان امام حسین علیه السلام
از این رو بود که امام حسین علیه السلام هشدار داد مردم به فرهنگ جاهلیت پیش از اسلام برگشته اند. حضرت در یکی از سخنرانی هایش به چند مورد اشاره نمود و فرمود که این ها مشکلات جامعه است؛ آیا من می توانم سکوت کنم؟ مردم جامعه این مشکلات را دارند:
1.فرمان برداری از شیطان: لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیْطانِ»؛ به اطاعت از شیطان پایبند شدند.
این مردم از شیطان اطاعت می کنند. در حالی که خدا فرموده است: أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (یس، 60)
ای فرزندان آدم ! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بی تردید دشمن آشکاری برای شماست؟
مردم در جاهلیت پیرو شیطان بودند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ»؛ (نهج البلاغه، خطبه 26)
ای مردمان عرب ! شما بدترین دین را داشته، در بدترین خانه می زیستید.
بدترین دین یعنی بت پرستی گسترش داشت و بدترین خانه یعنی میان غارها، سنگ های خشن و مارهای سمی خطرناک به سر می بردند.
2.ترک فرمان برداری خدا: تَرَکُوا طاعَةَ الرَّحْمنِ»؛ اطاعت از خدا را ترک کردند.
این مردم از خدا اطاعت نمی کنند. اگر از خدا اطاعت می کردند، گفتار خدا را می شنیدند که فرمود:قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي» (آل عمران، 31) بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید.
هم چنین فرمود: مَا آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ (حشر، 7) [از اموال و احکام و معارف دینی] آن چه را پیامبر به شما عطا کرد بگیرید.
زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر کس مرا دوست دارد باید امیرالمؤمنین و فرزندانم فاطمه زهرا و حسن و حسین علیهم السلام را دوست داشته باشد. (؛ بحار الانوار، ج 27، ص 106)
توحید در رأس اعتقادات ماست، اما فروع و زیرمجموعه هایی دارد. قرآن و ثقلین زیرمجموعهء توحیدند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من این دو را در جامعه به یادگار گذاشتم.( بحار الانوار، ج 2، ص 226،) اما در حکومت بنی امیه نه به قرآن عمل می شد و نه به عترت احترام می گذاشتند. عترت را کشتند و به زندان انداختند. قرآن را هم برای مردم به اشتباه تفسیر می کردند. پول می گرفتند و می گفتند فلان آیه دربارهء ابن ملجم است در حالی که حقیقتاً دربارهء علی بن ابی طالب بود.
سمرة بن جندب چهار صد هزار درهم گرفت و گفت آیه ای که فضیلت امیرالمؤمنین در شب هجرت پیامبر و خوابیدنش به جای آن حضرت را بیان می نماید، درباره ابن ملجم نازل شده(بحار الانوار، ج 33، ص 215)
3.فساد علني : أظهَرُوا الفَسادَ»؛ فساد را آشکارساختند.
سومین مشکلی که امام حسین علیه السلام اشاره نمود فساد علنی است. زنان آوازه خوان برای مردم آواز می خواندند. مدینه ای که زمانی صدها قاری و حافظ قرآن داشت و بی وقفه صدای قرآن در آن بلند بود، ابوالفرج دراغانی می نویسد که موسیقی و خوانندگی در این شهر رواج یافت.
4.تعطیل کردن حدود الهی: عَطَّلُوا الْحُدُودَ»؛ حدود الهی را تعطیل کردند.
حاکمان و قاضیان و حتی خود خلفا، بسیاری از حدود الهی را اجرا نمی کردند.
5.دست درازی به بیت المال : وَاستَاثَرُوا بِالغَیءِ»؛فيء [بخشی از اموال مسلمین] را به خود اختصاص داده اند. این پنج مشکل در جامعه است؛ مگر می شود سکوت کرد؟!
وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ غَيْرُ» (وقعة الطف، ص 172) و من سزاوارترین شخص برای تغییر این وضعیتم.
چه کسی سزاوارتر از امام حسین علیه السلام برای اصلاح مشکلات جامعه است ؟ او می داند مشکلات جامعه و سردمداران مملکت اسلامی چیست و فقط خود اومی تواند مشکلات را اصلاح کند.
پاسخ به یک پرسش مهم
برخی می پرسند این قصه (بازگشت به جاهلیت) در زمان های دیگر هم وجود داشت؛ مگرولید شراب نمی خورد؟ مگر سلیمان بن عبدالملک فاسد نبود؟ مگر متوكل فساد نداشت؟ چرا عاشورای دیگری پدید نیامد؟ خوب بود همه ائمه این موضع گیری را تکرار می کردند.
جواب هایی داده اند. بعضی ها گفتند: امامان دیگر، یار و یاور نداشتند. اما این پاسخ را چنین رد کرده اند: چطور می شود در میان چهار هزار شاگرد امام صادق علیه السلام هفتاد هشتاد نفر مانند زراره نباشد؟!
ولی جواب این پرسش یک کلمه است: حادثهء عاشورا کافی بود. بقيه امامان وظیفه داشتند از این حادثه پاسداری کنند. قرار نبود عاشورای دیگری بیافرینند. حادثهء عاشورا یک پیام داشت: مخالفت با ظلم. همهء ائمه این کار را انجام دادند.
پیام دیگر عاشورا، حفظ آن بود. امامان ما روضه گرفتند، اشک ریختند، یزید را معرفی و لعن کردند. ائمه علیه السلام عاشورا را نگه داشتند. عاشورا آن قدر درس و پیام داشت و آن قدر خون داد و آن قدر قوی بود که نیاز نشد عاشورا دیگری پدید بیاید. امامان سخنان و فریادهایشان را در پرتو عاشورا گفتند و زدند.
ایجاد بدعت در دین و پایمال کردن حق
این داستان در همین مسیری که ابی عبدالله علیه السلام به سمت کوفه می رفت اتفاق افتاد: شخصی به نام عبدالله بن مطيع با او دیدار کرد و پس از عرض سلام، گفت: مَا أَخْرَجَكَ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمَّ جدک»؛چه چیز تو را از حرم خدا وجدت بیرون آورده است؟
حضرت فرمود: اهل کوفه به من نامه نوشته و از من درخواست کرده اند که به سوی آنها بروم: لَمَّا رَجَوْا مِنْ إِحْيَاءِ مَعَالِمَ الْحَقِّ وَ إِمَاتَةِ الْبِدَعِ (الاخبار الطوال، ص 246) چرا که به زنده کردن نشانه های حق و میراندن بدعت ها امید بسته اند.
من برای دو چیز حرکت کردم: 1- زنده کردن حق، 2- از بین بردن بدعت.
برده بی توفیق
هرکسی توفیق حضور و شهادت در کنار اباعبدالله را نداشت. عقبه، غلام یکی از همسران امام حسین علیه السلام بود. برخلاف غلامانی مانند جون واسلم، او توفیق شهادت نیافت. عقبه حامل نامه های مردم کوفه بود. یعنی در طی سفر کاروان حسینی، او نامه ها را با خودش حمل می کرد. به تعبیر امروزی، انباردار فرهنگی بود.
عقبه در روز عاشورا حضور داشت اما نه به میدان رفت و دفاع کرد و نه اصلاً به محضر امام آمد و اجازه خواست. عصر عاشورا و پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام که دشمن به خیمه ها حمله کرد عقبه نیز دستگیر شد. او را پیش عمر بن سعد بردند. ابن سعد به او گفت: تو چه کردی؟ گفت: منهیچ کمکی به اباعبدالله نرساندم. من فقط مسئول نگه داری نامه ها بودم. اصلاً شما دیدید من به میدان بیایم و رجز بخوانم؟ عمربن سعد گفت: آزادش کنید (تاريخ الامم و الملوک (طبری)، ج 5، ص 454)
یکی از خبرنگارهای کربلا همین عقبه است. تنها کاری که این آدم انجام داد گزارش دادن بود. این که بعضی ها می پرسند چه کسی مطالب کربلا را نقل کرده ؟ جوابش همین است. چنین افرادی در کربلا حضور داشتند.
نمونه دیگر ضحاک بن عبدالله مشرقی است. البته او تا عصر عاشورا جنگید و سپس از کربلا خارج شد. (تاریخ الطبری، ج 5، ص 418)
امام سجاد علیه السلام قوی ترین خبرنگار کربلا
پس چند تن از گزارشگران کربلا، از لشکر امام حسین علیه السلام بودند و در این میان، قوی ترین گزارش گر کربلا امام سجاد علیه السلام است که تا 34 سال پس از عاشورا زنده بود.
چگونگی بازگشت به جاهلیت
همان طور که گفته شد، جامعه اسلامی کم کم به دوران جاهلیت بازگشت؛ اما چگونه؟ چندین روایت هست که این معنا را توضیح می دهد. امام باقر عليه السلام فرمود: إِنَّ النَّاسَ عَادُوا بَعْدَ مَا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم أَهْلَ جَاهِلِيَّةٍ (بحار الانوار، ج 28، ص 255)
به راستی مردم پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دوباره مردم جاهلیت شدند.
امام باقر علیه السلام فرمود می دانید چه اتفاقی افتاد؟ مردم بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دوباره به جاهلیت برگشتند. هم چنین ابوذر در کنار خانه خدا سخنرانی کرد و جملهء قشنگی گفت: لَوْ قَدَّمْتُمْ مِن قَدَّمَ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَخَّرْتُمْ مَنْ أَخَّرَ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ مَا عَالَ وَلِیُّ اَللَّهِ» (بحارالانوار، ج27، ص 320)
چنانچه مقدم می داشتید آن کس را که خدا و رسول مقدم داشتند و مؤخر می داشتید آن کس را که خدا و رسول مؤخر داشتند، ولی خدا به کژی نمی گرایید.
اگر یک کار را انجام می دادید جامعه اسلامی این گونه نمی شد، اسلام این طور غریب نمی ماند، علی بن ابی طالب علیه السلام خانه نشین نمی گشت: آن کسی که خدا مقدم کرده، مقدمش می کردید و آن کسی که خدا مؤخر داشته، مؤخر می داشتید. اما خدا چه کسی را مقدم کرده؟ آیهء ولایت و اطاعت دربارهء کیست که خدا می فرماید: الْيَوْمَ أکملت لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي (مائده، 3)
امروز دینتان را برای شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم.
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنکُمْ (نساء، 59) از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان اطاعت کنید.
چه کسی است که اگر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ولایتش را اعلان نکند رسالت خودش ناقص می شود: وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ (مائده، 67) و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای.
و آن کسی که خدا مؤخرداشته کیست؟ قرآن می فرماید: لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (بقره، 124) پیمان من [که امامت و پیشوایی است] به ستمکاران نمی رسد.
کسی که سابقه بت پرستی دارد و معصوم نیست و اشتباه می کند، نمی تواند حاکم اسلامی باشد، نمی تواند جای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بنشیند.
حضرت زهرا علیها السلام نیز در خطبه معروفش به مردم فرمود: شما به جاهلیت برگشتید.( بحار الانوار، ج 29، ص 225؛) حتی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی به موضوع بازگشت به جاهلیت اشاره نمود. صحیح بخاری از کتاب های معتبر اهل- سنت-از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت آورده که فرمود: روز قیامت عده ای از اصحاب مرا به جهنم می برند. می گویم: خدایا! این ها اصحاب من هستند!! خطاب می شود:لَا تَدْرِی ما أَحْدَثُوا بَعْدَکَ (صحیح بخاری، کتاب رقاق، باب 53، ح 6213) تو نمی دانی اینان بعد از تو چه کردند.
فرهنگ جاهلیت
جاهلیتی که مسلمانان به آن بازگشته بودند چه فرهنگ هایی داشت؟ قرآن چهار بار کلمه جاهلیت را به کار برده: ظَنَّ الْجاهِلِیَّهِ»( آل عمران، 154) گمان جاهلیت.
حُکْمُ اَلْجَاهِلِیَّهِ (مائده، 50) حکم جاهلیت.
تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى (احزاب، 33) ظاهرشدن [زنان در انظار عمومی در دوران] جاهلیت پیشین.
حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ (فتح، 26) تعصب جاهليت.
این که قرآن می گوید: «جاهلیت پیشین» ، معلوم می شود جاهلیت دیگری هم داریم. امام باقر علیه السلام فرمود: سَتَکُونُ جَاهِلِیَّهٌ أُخْرَی» (بحار الانوار، ج 22، ص 189؛) به زودی جاهلیت دیگری خواهد بود.
جاهلیت نخست، پیش از اسلام بود که مردم از روی جهل و نادانی دختران را زنده به گور می کردند، بت می پرستیدند، ربا می گرفتند و می دادند، زنا می کردند، حق زنان را نادیده می انگاشتند، جنگ های طولانی راه می انداختند، دچار تفرقه بودند و...
اقدامات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برضد فرهنگ های جاهلیت
وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کرد با چند اقدام، جهالت ها را از بین برد:
1.اقدام اعتقادی
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»؛خدایی جزالله نیست.
همه الهه ها را دور بیندازید، طاغوت را کنار بگذارید.
2.اقدام اعتقادی
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: به یکدیگر دروغ نگویید، به هم دیگر تهمت نزنید، خلاف نکنید، دخترانتان را زنده به گور نکنید و...
3.اقدام اقتصادی
می فرمود: ربا نگیرید و ندهید، رشوه نگیرید و ندهید، مال مردم را به حرام نخورید، معاملهء شرعی کنید و...
4.اقدام اجتماعی
می فرمود نسبت به هم دیگر مهربان باشید، دشمن نباشید. قرآن به مسلمانان می گوید: شما با هم دشمن بودید و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میان شما دوستی برقرار ساخت: وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا (آل عمران، 103.)
و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن] بایکدیگر دشمن بودید، پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد؛ در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شديد.
5.اقدام سیاسی
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اقدام سیاسی هم انجام داد. جامعه، حاکم و قانون می خواهد، حاکم باید معصوم باشد؛ نه این که هرکس قدرت بیشتری دارد حاکم شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امامت را هم ترسیم نمود.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با این پنج اقدام، جامعه را کاملاً از جهل و نادانی درآورد. اکنون به سال 61 هجری یعنی پنجاه سال پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگاهی بیندازید. ببینید وضعیت جامعه چگونه است. تکبر و غرور و منیت حاکم شده، جعل حدیث رواج یافته، تفسیر قرآن ممنوع است. ابن عباس به معاویه گفته بود چرا نمی گذاری تفسیر قرآن بگوییم؟ قرآن تفسیر می خواهد، مردم باید بدانند معنای آیات چیست.
گوناگونی آیات قرآن
خدا شیخ طوسی را رحمت کند. ایشان در مقدمهء تفسیر تبیان می فرماید: آیات قرآن سه بخش است:
1.شفاف
بخشی از آیات به گونه ای است که هرکس بخواند پیامش را می فهمد؛ مانند:قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بگو: او خدای یکتاست.
البته این آیه هم تفسیر دارد، اما معنای ظاهری اش روشن است.
2.مبهم
بخش دیگر، آیات مبهم است؛ مانند: الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (طه، 5) [خدای] رحمان بر عرش قرار دارد.
وَجاءَ رَبُّكَ(فجر، 22) و پروردگارت آمد.
این آیه ها چه معنایی دارند؟ آیاتی که کلمات مبهم در آن است؛ گاهی واژه هایی به کار رفته که باید تفسیر شود.
3.ژرف
بخشی از آیات، معانی ژرف و عمیقی دارند؛ مثل: سورهء حدید. باید عمق و باطن این آیات را شناخت.
گفت وگوی ابن عباس و معاویه
ابن عباس به معاویه گفت: مردم می خواهند بدانند «أُولِي الْأَمْرِ» و «وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» یعنی چه.
معاویه گفت: شما حق تفسیر ندارید. هرکس تفسیر می خواهد، پیش ما بیاید. مفسران معاویه چه کسانی هستند؟ کعب الاحبار، ابوهريره و... مشاور ارشد يزيد، مسیحی بود.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن همه زحمت کشید و در پنج زمینهء اصلی تحول ایجاد کرد اما هر پنج مورد دچار انحراف شد. مهم ترین انحراف و اختلاف بعد از رحلت پیامبر، حاکمیت سیاسی (امامت) بود. امام سجاد علیه السلام 34 سال در مدینه بود و بنابر نقل شیخ طوسی، 170 نفر در جلسات درسش شرکت می کردند اما حکومت نگذاشت امام سجاد علیه السلام یک بار نمازجمعه اقامه کند. به همین دلایل بود که امام حسین علیه السلام فرمود: علت قیام من، برگرداندن مردم از جاهلیت بود. موفق هم شد. عاشورا، تأثیرات فراوانی داشت.
ابوخالد کابلی و شناخت امام
ابوخالد کابلی، جوان خراسانی است که وقتی از شهادت امام حسين عليه السلام خبردار شد، از خراسان راه افتاد و به مدينه نزد علمای آن شهر رفت. او نخست کیسانی مذهب شد. کیسانی ها محمد حنفیه پسر امیرالمؤمنین علیه السلام را امام و حجت خدا می دانستند.
انسان نباید در امور اعتقادی عجله کند. مردم در هنگام جهل و نادانی باید توقف کنند و چیزی را انکار نکنند. بعضی جوان ها به محض مواجهه با شبهه واشكال تحت تأثیر قرار می گیرند. به محض آن که کسی به عزاداری و نماز و ولایت اشکال گرفت، فورا اعتقاداتش را کنار می گذارد.
ابوخالد کابلی پس از مدتی با امام سجاد علیه السلام آشنا شد. وقتی نزد حضرت آمد حضرت برایش کاملاً توضیح داد که امامت چیست، قصة سقیفه چه بود، داستان غدیر چه بود، جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه کسانی هستند و... حتی از امام زمان علیه السلام برایش گفت و فرمود :یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِن أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللهَ تبارک و تَعَالَی أَعْطَا هُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَهِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَهُ عِنْدَ هُمْ بِمَنْزِلَهِ الْمُشَاهَدَهِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَهِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم بِالسَّیْفِ ولَئِکَ اَلْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ اَلدُّعَاهُ إِلَی دِینِ اَللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ اَلْفَرَجِ» (كمال الدين، ج 1، ص 320؛)
ای اباخالد! مردم زمان غیبت آن امام که معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند از مردم هر زمانی برترند؛ زیرا خدای تعالی عقل و فهم و معرفتی به آنها عطا فرموده است که غیبت نزد آنان به منزله مشاهده است. و آنان را در آن زمان به مانند مجاهدین پیش روی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که با شمشیر به جهاد برخاسته اند قرار داده است. آنان مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما و فراخوانندگان به دین خدای تعالی در نهان و آشکارند. و فرمود: انتظار فرج، خود بزرگترین فرج است.
ياران خاص ائمه علیهم السلام در قیامت
سرانجام ابوخالد از اصحاب خاص امام سجاد علیه السلام شد. روز قیامت هر امامی حواريون و اصحاب خاصی دارد. بیشترین حواریون را امام حسین علیه السلام دارد که هفتاد و چند نفرند. ولی بعضی از ائمه فقط چند حواری واصحاب دارند. مثلاً: حواريون حضرت على علیه السلام چند نفرند؟ یکی از آنها مالک اشتر است. دیگری اصبغ بن نباته است. امام سجاد عليه السلام هم در قیامت با سه یا پنج حواری خاص می آید که یکی از آنها همین ابوخالد کابلی است که در خراسان خبر شهادت امام حسین علیه السلام را شنید و به مدینه آمد.
تأثير شهادت امام حسین علیه السلام
شهادت امام حسین علیه السلام اثرات فراوانی داشت. چرا سلیمان بن صرد خزاعی قیام کرد؟ چرا مختار قیام کرد؟ چرا مردم مدینه قیام کردند؟ نمی خواهم بگویم: همه انگیزه ها خون خواهی امام حسین علیه السلام بود؛ مثلاً: قیام مردم مدینه انگیزه های دیگری هم داشت ولی تأثیرات فراوانی از کربلا گرفته بود. احادیث فقهی امام حسین علیه السلام شاید ده روایت هم نباشد، اما دانشگاه امام صادق علیه السلام با چهارهزار شاگرد و همین طور 170 شاگردی که امام سجاد علیه السلام داشت، مرهون قصهء کربلاست.
شیعه با خون ابا عبدالله علیه السلام آب یاری شد و با بیان امام صادق علیه السلام رشد کرد. از این رو بود که ائمه علیهم السلام فرمودند: اگر گریه می کنید برای حسین گریه کنید؛( بحار الانوار، ج 44 ص 286) اگر دعا می کنید زیر قبة حسين دعا کنید.
امام هادی علیه السلام در حال بیماری فرمود: به کربلا بروید و برایم دعا کنید.( الکافی، ج 4، ص 567؛) امام صادق علیه السلام در سجده اشک می ریزد و برای زائران قبر امام حسین علیه السلام طلب رحمت می کند.
حسین علیه السلام معیار سایر ائمه شد و همگی در ترویج فرهنگ عاشورا کوشیدند. بنابراین نیازی به ایجاد عاشورای دیگر نبود.


