هشدارهای حسینی شب دوم محرم – دکتر رفیعی
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
قال الله تبارک و تعالى: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند].
مقدمه
در این مجموعه بحث ها، به موضوع هشدارهای حسینی در نهضت عاشورا خواهیم پرداخت. مقصود از این هشدارها چیست؟ گاهی انسان مواردی را در سخنانش برجسته می سازد و بر آن تأکید می ورزد. این موارد هشدار تلقی می شود.
برای مثال: در جاده با خودرو مشغول رانندگی هستید. می بینید چهار-پنج تابلوی شبیه به هم مطلبی را می رساند. مثلاً می گوید: «پیچ خطرناک: 500 متر» و کمی جلوتر: «پیچ خطرناک: 800 متر» و همین طور تا آخر... این ها تابلوهای هشداردهنده هستند که یعنی این جا خطر و محل پرحادثه است. به ما می گوید سرعت را پایین بیاورید و احتیاط کنید.
مثال دیگر: در جاده ای کارگران مشغول تعمیر آسفالت جاده هستند. از چند کیلومتر عقب تر علامت و تابلو می گذارند و به همین اکتفا نکرده، افرادی می ایستند و با پرچم و علامت، اشاره می کنند و هشدار می دهند که مراقب باشید. هشدار در جایی است که خطرسقوط و انحراف و مرگ می رود. بعضی سخنرانی ها هم بر محور چند هشدار می گردد.
هشدارهای قرآن
قرآن کریم هشدارهای زیادی دارد. مثلاً در سورة الرحمان 31 بار می فرماید: فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» پس کدام يك از نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟»
این هشدار است. یعنی تکذیب و انکار نعمت، یکی از عوامل سقوط و بدبختی است. هشدار دیگر این آیه است: فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» پس در آن روز وای بر تکذیب کنندگان!»
قرآن کریم را نگاه کنید. چند بار در یک سوره تکرار شده است: وای بر تکذیب کنندگان قیامت! می خواهد پیامدهای تکذیب قیامت را هشدار دهد که چقدر خطرناک است. در بیشتر صفحات قرآن حداقل یک آیه پیدا می کنید که می فرماید: شما سرانجام به سوی خدا باز می گردید.
هشدارهای پیامبر
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هشدارهای زیادی می داد. دسته ای از هشدارهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دربارهء زمان حیات حضرت و برخی دیگر مربوط به پس از رحلت ایشان می باشد. می فرمود: پس از خودم برای شما از شهوت رانی می ترسم، ( الکافی، ج 2، ص 79)
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم ثَلَاثٌ أَخَافُهُنَّ عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي الضَّلَالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَ مَضَلَّاتُ الْفِتَنِ وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ
از وابستگی به دنیا می ترسم، از شرک خفی یعنی ریا می ترسم. ( بحار الانوار، ج 69، ص 303) این هشدارها نشان دهندهء خطرناک بودن موضوع است.
هشدارهای امیرمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه
یکی از هشدارهای مکرر امیرمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه، هشدار از دنیا پرستی است. حضرت در اکثر خطبه ها موضوع دنیاپرستی را هشدار می دهد و می فرماید که خطر در کمین است.
هشدارهای امام خمینی
در سال های پس از انقلاب می بینید که حضرت امام رضوان الله علیه مدام بر برخی موارد تأکید و اشاره می کرد؛ مثل: خطر تفرقه، خطر دشمنانی همانند آمریکا و... در مجموعهء فرمایشات مقام معظم رهبری نیز می بینید مطالبی تکرار می شود و ایشان بر آنها تأكید می ورزد.
هشدارهای حسینی
امام حسین علیه السلام در ماجرای عاشورا روی برخی مسائل انگشت نهاد و آن ها را برجسته کرد که-مثلاً- این علت، باعث این حادثه است و آن علت، پدید آور فلان واقعه؛ یا فلان اتفاق در جامعه رخ داده است. به یاری خدا در هر جلسه به یکی از این هشدارهای سیدالشهداء علیه السلام خواهیم پرداخت. اولین هشدار که هم در نامهء امام حسین علیه السلام آمده و هم در سخنرانی های ایشان، موضوع بدعت است.
اولین هشدار حسینی، بدعت
امام حسین علیه السلام فرمود: در جامعه اسلامی بدعت ایجاد شده (بحار الانوار، ج 44) و من نمی توانم در برابر آن ساکت بنشینم. در روایت آمده است: اگر عالم در مقابل بدعت سکوت کند مورد لعن خدا واقع می شود. (الکافی، 1، ص 54)
سه گروه بی حرمت
سه نفر و سه گروه در جامعه هستند که نه غیبتشان حرام است و نه فریادزدن و قيام بر ضدشان حرمت دارد. امام باقر علیه السلام در روایتی نورانی فرمود: ثَلاَثَهٌ لَیْسَت لَهُمْ حُرْمَهٌ صَاحِبُ هَوًی مُبْتَدِعٌ وَ اَلْإِمَامُ اَلْجَائِرُ وَ اَلْفَاسِقُ اَلْمُعْلِنَ اَلْفِسْقِ (بحار الانوار، ج 72،ص 253)
سه کس را احترامی نیست: هواپرست بدعت گذار و حاکم ستم کار و فاسقی که آشکارا به فسق می پردازد.
1.بدعت گذار
اولین نفری که حرمت ندارد بدعت گذار است. در ادامه توضیح خواهم داد بدعت چیست و بدعت گذار کیست.
2.حاکم ستم کار
دومین نفر، حاکم ستمگر است. کسی که به ناحق جای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته و حکومت می کند حرمت ندارد. آری، در کشوری کمونیستی یک پیشوای جاهل فرمانروایی می کند. به او کاری نداریم، چون حکومت غیراسلامی است. اما اگر در جامعه اسلامی حاکم ظالم بر سر کار باشد و حکومت کند، حرمتی نخواهد داشت.
3.فاسق آشکار
آخرین نفر گناه کاری است که آشکارا به فسق و فجور می پردازد. برایش مهم نیست جلوی مردم شراب بخورد و کار خلاف کند. کسی که خودش آشکارا گناه می کند چه حرمتی دارد؟
برخورد با بدعت گذار
با بدعت گذاران بسیار سفت و سخت برخورد شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: أهلُ البِدَعِ شَرُّ الخَلقِ وَ الخَلِيقَةِ» (کنز العمال، ح 1095، 1126) بدعت گذاران بدترین مردم و موجودات هستند.
و در حدیث دیگری فرمود: اَهْلُ الْبِدَعِ کِلابُ اَهْلِ النَّارِ (کنز العمال، ح 1125) اهل بدعت سگ های جهنم اند.
تا جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بدعت گذار توبه هم ندارد.( کنز العمال، ح ، 2986)
بدعت چیست؟
بدعت در لغت یعنی نوآوری. البته که هر نوآوری مشکل زا نیست. اگر کسی در دانش بدعت کند یعنی نوآوری کند بسیار هم خوب است. اگر کسی اختراع و اكتشاف کند این هم نوآوری و بدعت پسندیده است. یا مثلاً كسی در سخنرانی و مداحی سبک ایجاد کرد یا در دنیای سرایندگی، روش جدیدی ساخت، این ها ایراد ندارد. این بدعت ها مذموم نیست؛ حتی اصطلاحاً به این موارد بدعت شرعی گفته نمی شود.
بدعت شرعی
بدعت شرعی یعنی اینکه انسان از خودش حکمی بسازد و در دین وارد کند و به اسم دین جا بزند. بعد هم آن را ترویج کند. به این کار بدعت شرعی گفته می شود. به عبارت واضح تر:
بدعت در مقابل سنت است. سنت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم امامت بود. اما عده ای در سقیفه جمع شدند و آن را به خلافت تبدیل کردند. این کار بدعت است. مثال دیگر: سنت پیامبر بر این بود که جامعه حاکم معصوم داشته باشد. اما یزید فاسق بیاید و حکومت را در دست بگیرد و به او امیرالمؤمنین گفته شود، این بدعت است. یا: افرادی بیایند و از خودشان در نماز و دیگرمسائل دینی حکم بسازند.
انواع بدعت
بدعت انواع مختلفی دارد.
1.اعتقادی
گاهی اعتقادی است. مثلاً: مسیحیت کنونی به تثلیث یعنی "سه خدایی" قائل است. پروردگار را خدای پدر می دانند، حضرت عیسی را پسر خدا می دانند و روح القدس را واسطه میان خدای پدر و پسر خدا. این بدعت اعتقادی است. چه وقت حضرت عیسی گفت من پسر خدا هستم؟!! او که در گهواره گفته بود من بنده خدایم: قالَ اِنِّی عَبْدُ اللَّه آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیّاً (مریم، 30)
نوزاد [از میان گهواره] گفت: بی تردید من بنده خدایم؛ به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده
پیامبری که خودش فرمود: من بندهء خدا هستم، اگر کسی آمد او را پسر خدا نامید، بدعت گذار است. امیرمؤمنان علیه السلام می فرمود من بندهء خدا هستم. پس اگر کسی بگوید علی علیه السلام خداست در دین بدعت نهاده. ادعای الوهیت برای امام و پیامبر از مصادیق بدعت است.
چرا شلمغانی مورد لعن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گرفت ؟ چون بدعت گذار بود. ( بحار الانوار، ج 51، ص 371)
محمد بن عبدالوهاب [پایه گذار مکتب وهابیت] بدعت گذار است. سنت همه صحاب پیامبر توسل و زیارت قبور بوده است. برای قبور مردگانشان نذر می کردند، به کنار قبر آن ها می رفتند و برایشان می گریستند. حضرت زهرا علیهاالسلام برای حضرت حمزه عزاداری کرد. (من لا يحضره الفقیه، ج 1، ص 183)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای پسر خودش ابراهیم اشک ریخت. (الکافی، ج 3، ص 262) حالا وهابی ها یک مرتبه بعد از دوازده قرن کتاب می نویسند و تمام این کارها را حرام می دانید. این بدعت است.
2.اخلاقی
گاهی بدعت در حوزه مسائل اخلاقی است. مثلاً: مسیحیان رهبانیت ایجاد کردند. گفتند ترک دنیا کنیم و به ازدواج و زناشویی نپردازیم. حتی همین امروزه برخی از شخصیت های کلیسا-مانند اسقف های بزرگ-حق ازدواج ندارند. قرآن این بدعت را تخطئه می کند: ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَ قَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا ۖ فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَ هُمْ ۖ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ (حدید، 27)
سپس به دنبال آنان پیامبران خود را پی در پی آوردیم و پس از آنان عیسی بن مریم را به [رسالت] فرستادیم و به او انجیل عطا کردیم و در قلب کسانی که از او پیروی می کردند رأفت و رحمت نهادیم؛و رهبانیتی که از نزد خود ساخته بودند. ما بر آنان مقرر نکرده بودیم ولی [خود آنان آن را] برای طلب خشنودی خدا [بر خود واجب کرده بودند]
اما آن گونه که باید حدود خودساخته را رعایت نکردند. پس پاداش کسانی از آنان را که ایمان آورده اند عطا کردیم و بسیاری از آنان بدکار و نافرمان اند.
مسیحیان سليقهء خود را در دین اعمال کردند و از پیش خود حلال و حرام ساختند. این تفاوت دارد با جایی که مثلاً: کسی می گوید قبول دارم شراب حرام است ولی می نوشم. این بحث دیگری است. گناه می کند اما کافر نیست، مسلمان گنه کار است.
اما کسی می گوید: شراب حرام نیست، ربا حرام نیست، رشوه حرام نیست، حجاب حکم ضروری اسلام نیست. اینها بدعت های خطرناکی هستند. واجب را غیرواجب و حرام را حلال می سازند. می گوید: آقا! خطبهء عقد لازم نیست. این مسائل گاهی در شبکه های اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود. امام حسین علیه السلام فرمود: در دین بدعت گذاشته شده. ( بحار الانوار، ج 44، ص 340) در ادامه با استناد به آیهء قرآن خواهم گفت که آن بدعت چیست.
پرسش فرزند احمد بن حنبل
احمد بن حنبل رئيس مذهب حنبلی هاست. او تقریباً 1200 سال پیش زندگی می کرد و کتابی به نام مسند احمد بن حنبل شامل چند هزار حدیث دارد. وهابیت بیشتر به مطالب و روایات همین احمد بن حنبل تکیه می کند. ابن جوزی از علمای اهل سنت در کتاب تذکرة الخواص نقل کرده است که پسر احمد بن حنبل از پدرش پرسید: لعن یزید جایز است یا نه؟
متأسفانه بعضی ها مانند غزالی و ابن تيميه لعن یزید را جایز نمی دانند. من وقتی گفته غزالی را دیدم خیلی تأسف خوردم. آدمی با این تبحر علمی و کتاب های متعدد، چقدر گند فکر می کند که لعن یزید را جایز نمی داند.
غزالی می گوید: اشتباهی است که صورت گرفته! بین دو شخصیت مجتهد درگیری رخ داد. امام حسين عليه السلام اجتهاد کرد، یزید هم اجتهاد کرد. اما یزید اشتباه کرد!
آیا واقعاً کشتن پسر پیامبر، آن هم با آن رذالتی که مرتکب شدند یک اشتباه است ؟! چقدر بعضی ها ساده نگرو سطحی نگر هستند.
مقام معظم رهبری اخیر فرمود: بعضی ها خیلی آسان نگاه می کنند، دشمن را خیلی کوچک می شمارند. در حالی که مولا على علیه السلام می فرماید: لاَ تَسْتَصْغِرَنَّ عَدُوّاً وَ إِنْ ضَعُفَ» (غرر الحکم، ص 746) دشمن را هرچند ضعیف باشد کوچک مشمار.
ابن جوزی نقل می کند احمد بن حنبل به پسرش پاسخ داد: پسرم! لعن یزید به نصّ قرآن لازم است، نه جایز. جواب قشنگی داد. پسر گفت: در کجای قرآن آمده؟ گفت: در سورهء محمد: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ * أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ (محمد ،22)
اگر [از خدا و پیامبر] روی گردان شوید آیا از شما جز این انتظار می رود که در زمین فساد کنید و [بر سر مال و منال دنیا] قطع رحم نمایید؟ آنان [که روی گردانند] کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده.
کسانی که به خدا و دین و جهاد پشت می کنند و روی زمین فتنه می انگیزند و قطع رحم می کنند کسانی هستند که مورد لعن خدا می شوند.
احمد بن حنبل گفت: پسرم ! چه کسی در زمین فسادی بزرگ تر از یزید ایجاد کرد؟ بزرگترین پشت کردن به قرآن را یزید مرتکب شد. بزرگ ترین قطع رحم را یزید انجام داد؛ چون به هرحال بنی امیه ادعا می کردند ما با بنی هاشم نسبت داریم. قرآن می فرماید: کسی که مرتکب این سه جرم -پشت کردن به دین، فساد در زمین، قطع رحم - بشود ملعون خداست.
چند نمونه از بدعتهای یزید
یکی از هشدارهای امام حسین علیه السلام این است که امروز ما هم باید مراقب باشیم سلیقهء خود را در دین اعمال نکنیم و بدعت گذار نشویم.
در این جا برخی از بدعت های پدید آمده در زمان یزید را بازگو خواهم کرد تا آشنایی بیشتری با قصه قیام اباعبدالله علیه السلام ایجاد شود.
قرآن کریم در سورهء اعراف پنج وظيفهء مهم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بیان می کند. نخست می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک انسان امی یعنی مکتب نرفته بود. چنین نبود که نزد کسی آموزش دیده و درس خوانده باشد. هرچه می دانست خدا به او آموخت. همه چیز می دانست اما پیش هیچ بشری درس نخوانده بود. آموزگارش خدا بود. این پیامبر مبعوث خدا بود و برای پنج کار مهم آمد. رسول خدا پنج کار کلیدی انجام داد اما یزید آمد و هر پنج کار را کنار زد. بنی امیه این پنج کار را کنار گذاشتند. این بدعت است. مگر بدعت چیست؟ کاری که خدا دستور داد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایش تلاش کرد، آن را کنار نهادند و به جایش کاری دیگر انجام دادند.
سورهء اعراف پنج وظيفه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیان می کند و می فرماید: مردم! شما در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این چهار وظیفه را دارید. در واقع نه مطلب در این آیه است:
پنج وظيفه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و چهار وظیفهء مسلمانان.
وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در برابر مردم
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه وظیفه ای دارد، ما چه وظیفه ای داریم ؟ مفسران درباره ی آیهء 157سورهء اعراف به خوبی بحث کردند. الميزان و تفاسیر دیگر را ببینید. قرآن وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بازگو می کند:
1.فرمان به نیکی : يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ
آنان را به کارهای شایسته فرمان می دهد.
کارهای شایسته چیست؟ نماز، عبادت، کارهای خوب و مثبت، کمک به دیگران و...
2.بازداری از کار بد: وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ و از اعمال زشت باز می دارد.
پیامبر صلی الله علیه و آل و سلم وظیفه دارد جلوی منکر را هم بگیرد. هر فساد و زنا و فحشا و آدم کشی و زنده به گورکردنی در جامعه است باید با آن مبارزه کند.
3.حلال سازی پاكيزه ها: وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ
و پاکیزه ها را بر آنان حلال می نماید.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چیزهای پاکیزه را حلال ساخت. گوشت بخورید، میوه بخورید، آب بخورید. گیاهانی که از زمین می روید، حیواناتی که ذبح می کنید، پولی که به دست می آورید. از این ها استفاده کنید؛ حلال است.
4.تحریم ناپاک ها: وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ و ناپاك ها را بر آنان حرام می کند.
هر چیزی خبیث و پلید است حرام شد؛ مثل: نوشیدن خون و شراب، خوردن مردار و نجاست ها.
5.برداشتن قید و بندها : وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ
و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره ها [ي جهل و بدعت را] که بر دوش عقل و جان آنان است بر می دارد.
غل و زنجیرهایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دست و پای مردم می گشاید همان روش ها و رسم و سنت های غلطی بود که در جامعه وجود داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این ها را از بین برد.
وظایف مؤمنان در برابر پیامبر (ص)
قرآن می فرماید: ای مؤمنان! شما در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رحمت به چهار وظیفه داريد:
1.ایمان آوری به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ پس کسانی که به او ایمان آوردند.
نخست باید به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایمان بیاورید و او را بپذیرید. همان طور که می-گویید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ» باید بگویید: «اشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ.
2.حمایت کردن از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
وَ عَزَّرُوهُ» و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند.
حمایت کردن مصادیقی دارد؛ مثلاً: به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم احترام بگذارید و تکریمش کنید. وقتی نامش برده شد درود بفرستید. به زیارتش بروید و نامش را بر فرزندانتان بگذارید.
3.یاری دادن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: وَ نَصَروهُ»؛ و یاری اش دادند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را یاری دهید. یاری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چیست؟ یاری پیامبر همان یاری فرزندان و خاندان اوست.
4.پیروی از نور: وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ (اعراف، 57). و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودند.
از قرآنی که آورده است تبعیت کنید.
این پیامبری که برای دستوردادن به کار نیک و مبارزه با منکرو حلال کردن پاکیزه ها و حرام کردن پلیدی ها و از بین بردن سنت های غلط آمده، مردم وظیفه دارند به او ایمان بیاورند و حمایت و یاری و از قرآنش پیروی کنند. اما بیایید به سال 61 هجری، یعنی پنجاه سال پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ببینید چقدر منکر در جامعه است.
خلیفه دائم المست!
مسعودی در مروج الذهب داستان جالبی از عبدالله پسر حنظلهء غسیل الملائكه نقل می کند. می گوید: عبدالله بن حنظله به شام رفت و مدتی در کاخ یزید حضور یافت. وقتی برگشت مردم مدینه را گرد آورد و گفت: مردم! اگر از آسمان سنگ بر ما ببارد جا دارد. اگر شب بخوابیم و همگی بمیریم حقمان است. می دانید امیرتان کیست؟ خلیفه ای که من مهمانش بودم در طول اوقات نماز مست بود. خودم دیدم شبانه روز را به طور کامل مست بود. امیر شما چنین کسی است.
با حرف های عبدالله بن حنظله مردم مدینه قیام کردند و سرانجام دو-سه هزار کشته دادند و از سپاه یزید شکست خوردند.
کفر ابوسفیان
ابن ابی الحدید معتزلی، از علمای اهل سنت، در شرح نهج البلاغه می گوید: پس از به خلافت رسیدن عثمان، جلسه ای در خانه عثمان تشکیل شد و خویشاوندان او از امویان و دیگران گرد آمدند. ابوسفیان هم که در اواخر عمر نابینا شده بود در جلسه حضور داشت. چون کور بود نمی دانست چه کسانی در مجلس هستند. بنابراین پرسید: غریبه بین ما نیست؟ گفتند: نه. وقتی خیالش راحت شد همه از بنی امیه هستند سخنرانی کوتاهی کرد و در پایان گفت: ای بنی امیه ! خلافت را مانند توپ دست به دست بچرخانید.
در ورزش وقتی توپ در دست یک تیم است بازیکنان مواظب هستند که آن را از دست ندهند. تا وقتی توپ را در اختیار دارند راحت می توانند جلو بروند اما وقتی توپ را از دست بدهند باید دفاع کنند و قدرت حمله ندارند. ابوسفیان هم به بنی امیه گفت: توپ خلافت در دست ما بنی امیه افتاده، چون خليفة سوم از امویان بود؛ پس نگذارید توپ از دستتان برود.
سپس گفت: قسم می خورم که نه بهشت و جهنمی هست، نه برانگیخته شدن و قیامت و حساب و کتابی. همه این ها دروغ است (شرح نهج البلاغة لابن ابی الحدید، ج 9، ص 53)
آقایان مخالف ! شما به این آدم مسلمان می گویید؟ از این شخصیت دفاع می کنید و خیابان به نامش می گذارید؟ می گوید: نه بهشت وجود دارد و نه جهنم. اینها بدعت نیست؟
کفر یزید
یزید هم کافر بود. وقتی سر مقدس امام حسین علیه السلام را جلویش گذاشتند گفت:
لَعِبث هَاشِمٍ بالمُلکِ فَلَا *** خَبَرُ جَاءَ وَ لَا وَحْيُ نَزَلَ
(شرح الاخبار، ج 3، ص 252)
«بنی هاشم به بازی مملکت داری پرداختند. نه خبری آمد، نه وحی ای نازل شد»
يزيد اعتقاد داشت که نه پیامبری آمد، نه وحیای نازل شد؛ بلکه بنی هاشم بازی سیاسی کردند و می خواستند حکومت کنند. البته امروزه هم برخی ها مانند سلمان رشدی چنین حرف هایی می زنند و البته امام خمینی رحمه الله علیه حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد. این حرف های یزید بدعت نیست؟
حکومت اسلامی در دست کسی است که نماز خواندنش آن طور، وضع اعتقادش هم این طور، جدش ابوسفیان هم که آن حرف ها را زد. حالا آقایان می گویند: امام حسین علیه السلام برای چه قیام کرد؟ خیلی روشن است. باید قیام می کرد؛ هرچند می دانست کشته می شود. امامان معصوم علیه السلام فرمود وقتی بدعت در جامعه ظاهر می شود عالم باید فریاد بزند: اِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ» (الغيبة للطوسی، ص 64)
هرگاه بدعت ها آشکار گشت عالم وظیفه دارد علم خود را آشکار سازد.
چه زمانی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آل و سلم خواست سلطنت جای نبوت را بگیرد؟!
بدعت گذاری بنی امیه
چهارده نفر از بنی امیه خلافت کردند. حکومت امویان از معاویه شروع شد و پس از 132 سال با "مروان حمار" پایان پذیرفت. اگر کتاب های تاریخی مربوط به خلفا را بخوانید از این چهارده خليفهء بنی امیه شرمنده می شوید، یعنی پیش غیرمسلمان ها احساس سرافکندگی خواهید یافت که بگویند 132 سال چنین کسانی خلفای مسلمین بودند. سليمان بن عبدالمک شخصیتی عیاش و خوش گذران بود و تمام اوقاتش را به فساد می گذراند. ولید بن عبدالملک دائم الخمر بود.
هشدار امام حسین علیه السلام نسبت به بدعت ها
مطالبی که گفته شد آمار بدعت هایی است که من فقط به چند نمونه از آن ها اشاره کردم. با توجه به چنین بدعت هایی بود که اباعبدالله علیه السلام و فرمود: در دین بدعت گذاشته شده.
این هشدار امام حسین علیه السلام است. نباید از تاریخ بی تفاوت بگذریم. مسلمان ها! امروز هم باید مواظب باشید در دین بدعت گذاشته نشود، کسانی از خودشان حلال و حرام نسازند، دین را کم رنگ نکنند. بعضی ها میگویند: فقط قرآن را قبول داریم. یعنی روایت و سنت را قبول ندارند؟ این حرف همان شعار بدعت آمیزی است که در کنار بستر پیامبر صلی الله علیه و آل و سلم داده شد و گفتند: «حَسْبُنَا کتاب اللَّهُ» ؛ قرآن برایمان کافی است. این شعار مخالف با سنت است؛ چون خود پیامبر صلی الله علیه و آل و سلم فرمود: ثقلین یعنی قرآن و عترت با هم هستند. ( بحار الانوار، ج 2، ص 226)
قرآن هم می فرماید: قرآن و پیامبر با یک دیگرند: وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ (حشر، 7)
و [از اموال و احکام و معارف دینی] آن چه را پیامبر به شما عطا کرد بگیرید.
سه قطب دین
قرآن هم چنین می فرماید دین شما سه قطب دارد:
1.اطاعت از خدا
«أَطِيعُوا اللَّهَ»؛ از خدا اطاعت کنید.
اول از خدا اطاعت کنید. خدا را چگونه پیدا کنیم؟ سخنانش را از قرآن بیابید.
2.اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ»؛ و [نیز] از پیامبر.
از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آل و سلم اطاعت کنید.
3.اطاعت از اولی الامر : وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ (نساء، 59)
و صاحبان امر خودتان.
امامان از اهل بیت علیهم السلام، صاحب اختیار ما هستند.
دریافت دین از این سه کانال است: خدا، رسول و اولی الامر که منطبق بر ائمه علیهم السلام است. از این رو باید هوشیار باشیم که روشنفکری هایی در مسائل دینی نباشد، افرادی کم لطفی نکنند.
ما باید در مقابل بدعت، به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشیم. امام حسین علیه السلام هم به همین علت قیام کرد. آن حضرت فرمود: أَسِیرَ بِسِیرَهِ جَدِّی»؛ (بحار الانوار، ج 44، ص 329) به سنت و شیوه جدم رفتار کنم.
امیرمؤمنان علیه السلام و مبارزه با بدعت خلفا
در ماجرای شورای شش نفره ، وقتی به امیرمؤمنان علیه السلام گفتند: شما به سیرهء دو خليفهء قبلی عمل می کنی؟ فرمود: نه، عمل نمی کنم. حضرت خلافت را از دست داد و حکومتش نزدیک به ده-دوازده سال عقب افتاد اما شیوهء خلفا را قبول نکرد و فرمود: فقط قرآن و سنت پیامبر. من نمی توانم سیرهء آن دو خلیفه را بپذيرم؛ چون سیرهء آن ها بدعت بود.
سيرة خلفا حتی برخلاف فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ زیرا آن حضرت فرمود: به کتاب خدا و عترت من چنگ بزنید. نفرمود به سیرهء آن دو خلیفه. از این رو امیرمؤمنان علیه السلام خلافت پیشنهادی را نپذیرفت و رأی نیاورد. سال ها بعدهم سیدالشهداء علیه السلام فرمود: من می خواهم سیرهء جدم را اجرا کنم. پس مبارزه با بدعت، یکی از هشدارهای امام حسین علیه السلام است. ما باید با ماجرای کربلا آشنا بشویم تا برداشت های کاربردی از این واقعه داشته باشیم.


