هشدارهای حسینی شب اول محرم –دکتر رفیعی
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
عاشورا بال سرخ شیعه
قال الله تبارک و تعالى: وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا
و هر کس مظلوم [و به ناحق] کشته شود برای وارثش تسلطی بر قاتل [جهت خون خواهی و دیه و عفو] قرار داده ایم. پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند؛ زیرا او [با قوانین صحیح و درستی چون دیه و قصاص] مورد حمایت قرار گرفته است.(اسراء، 33)
مقدمه
ماه محرم، ماه پیروزی حق بر باطل و بهار عاطفه و احساس و عقل است. شیعه مفتخر است که در این ماه در کلاس تربیت حسینی شرکت می کند و هزاران مجلس و محفل به نام و یاد اباعبدالله الحسین علیه السلام بر پا می دارد.
یکی از پشتوانه هایی که شیعه را از خطرات محفوظ داشته، ارتباط با امام حسین علیه السلام و عاشوراست.
کنفرانس هويت شيعه
در سال 1365 هم زمان با روزهای اوج جنگ ایران و عراق، کنفرانسی با عنوان "هویت شیعه" در شهر اورشلیم اسرائیل برگزار شد. یکی از سخنرانان کنفرانس، پژوهش گری ژاپنی مقیم آمریکا به نام فوکویاما بود. البته او به قصد بهره برداری دشمن سخنرانی کرد اما در میان سخنانش جمله ای جالب گفت که حقیقت شیعه را نشان می دهد.
خوش تر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
فوکویاما گفت:شیعه پرنده ای است که افق پروازش بسیار بالاتر از تیررس تیرهای ماست؛ یعنی این طور نیست که هر تیری بیندازیم به شیعه لطمه بزند.
فوكوياما ادامه داد:
شيعه دو بال دارد و یک زره. یک بال او سبز است و بال دیگرش، سرخ. بال سرخ شیعه عاشورا و بال سبزش ظهور حضرت حجت و موضوع انتظار است . زره شیعه نیز ولایت پذیری است.
ویژگی های شیعه از نظر غیرمسلمانان
پژوهش گر ژاپنی گفت:
شیعه سه ویژگی دارد که آن را از سه مطلب یافته است: عاشورا، انتظار امام زمان و ولایت پذیری.
اول: شیعه با تأثیرپذیری از عاشورا فناناپذیر است؛ چون عاشورا هر سال تکرار می شود و جوانان در مجالس روضه و عزاداری شرکت می کنند. عاشورا شیعه را فناناپذیر ساخته است.
دوم: شیعه با نگاهی که به مسئله انتظار دارد شکست ناپذیر است. کسی که امید دارد شکست نمی خورد. هرچقدر هم سختی ببیند، منتظر است و اعتقاد دارد کسی می آید و انتقام می گیرد و سرانجام روزی دولت عدالت نهایی تشکیل می شود.
سوم: رویکردی که شیعه به ولایت دارد باعث شده تهدیدناپذیر باشد.
این ها جملاتی است که پژوهش گر غیرمسلمان در کنفرانس هویت شیعه بر زبان آورد. شیعه فنا نمی پذیرد چون عاشورا دارد؛ شکست نمی پذیرد چون انتظار ظهور امام زمان را می کشد؛ با تهدید از پای در نمی آید چون ولایت پذیر است.
تأثیر فتوای علما بر شیعیان
تاریخ را نگاه کنید. حکم تحریم تنباکو از سوی یک مرجع تقلید همانند میرزای شیرازی، انگلیسی ها را زمین گیر کرد. صدور یک حکم در سامرا، تمام خطراتی را که تهدید می کرد برطرف ساخت. در جنگ هشت ساله نیز با یک فرمان امام خمینی، جبهه ها پر می شد. این ولایت پذیری همان زره شیعه به تعبیر پژوهش گر ژاپنی است.
البته فوکویاما راهکار برخورد با این سه ویژگی شیعه را نیز ارائه داد و گفت: باید از سومی شروع کنیم؛ یعنی ریشهء پیروی از عالم و فقیه را بزنیم و سپس رفاه طلبی و تجمل و غرب زدگی و فساد را گسترش دهیم. اگر این اتفاق رخ داد آن وقت ممکن است بتوانیم این مذهب را تهدید کنیم.
نمونه هایی از پیوند عاشورا و ظهور
در روایات ما نیز ارتباط عمیقی بین عاشورا و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به چشم می خورد. برای نمونه:
1.انتقام امام زمان علیه السلام از قاتلان امام حسین علیه السلام
خداوند در سورهء اسراء می فرماید: اگر کسی مظلومانه کشته شد ما برای انتقام گیری از قاتلش تسلط و قدرت قرار دادیم تا ولی دم او بتواند قصاص کند و انتقام بگیرد. سه نکته در این آیه نهفته است:
1. کسی که مظلومانه کشته می شود؛
2. کسی که منتقم خون مظلوم است. قرآن می فرماید: این شخص، تسلط و چیرگی دارد؛
3. یاری شدن کسی که انتقام می گیرد.
قرآن می فرماید:وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا
و هر کس مظلوم او [به ناحق] کشته شود برای وارثش تسلطی بر قاتل [جهت خون خواهی و دیه و عفو] قرار داده ایم. پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند؛ زیرا او [با قوانین صحیح و درستی چون دیه و قصاص] مورد حمایت قرار گرفته است.(اسراء، 33)
ما (پروردگارا) برای ولی دم کسی که به ظلم کشته شده قدرت نهادیم و گفتیم حق قصاص دارد. اما نباید در کشتن اسراف کند؛ یعنی حدود را رعایت نکند. و آن که انتقام مظلوم کشته را می گیرد منصور است، یعنی خدا یاری اش می کند. این معنای ظاهری آیه است، اما روایاتی از ائمه عليهم السلام وجود دارد که باطن آیه را تفسیر می کند. فرمودند: نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَه فِی الْحُسَیْنِ»( بحار الانوار، ج 44، ص218)
این آیه دربارهء امام حسین علیه السلام نازل شد.
در روایت دیگر آمده: ذَلِکَ قَائِمَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ» (البرهان في تفسير القرآن، ج 3، ص 528) او قائم آل محمد علیهم السلام است.
یعنی آن کسی که انتقام خون امام حسین علیه السلام را می گیرد و خدایاری اش می کند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در یکی از خطاب هایمان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دعای ندبه می گوییم:أَيْنَ المَنْصُورُ عَلى مَنِ اعْتَدى عَلَيْهِ وَ افْتَرى ... أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ المَقْتُولِ بِكَرْبَلاَء
کجاست آن کسی که یاری شده در برابر سرکشان و افترا زنندگان بر او... کجاست آن خواهان خون کشتهء کربلا.
یکی از آرزوهایمان نیز که چند بار در زیارت عاشورا تکرار شده نیز همین مطلب را می رساند: وَ يرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِك مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ» (کامل الزیارات، ص 177)
و خون خواهی تو در کنار امامی یاری شده از خاندان حضرت محمد صلی الله علیه و آل و سلم را روزی ام گرداند.
کلمهء منصور هم در زیارت عاشورا آمده، هم در دعای ندبه. خدایا! به من توفیق بده خون اباعبدالله علیه السلام را طلب کنم. این می رساند که ارتباط عظیم و وسیعی میان عاشورا و انتظار است.
2.ظهور امام زمان در روز عاشورا
امام صادق علیه السلام فرمود: روز عاشورا روزی است که ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن تحقق می یابد: إِنَّ اَلْقَائِمَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِ... یَقُومُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ یَوْمَ قُتِلَ فِیهِ اَلْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ»؛
به راستی حضرت قائم ... روز عاشورا قیام می کند، همان روزی که حسین بن علی علیه السلام در آن کشته شد. (بحار الانوار، ج 52، ص290)
این روایت با روایات ظهور حضرت در روز جمعه منافات ندارد؛ زیرا می تواند ظهور در جمعه ای باشد که مصادف با دهم محرم است.
اما امام صادق علیه السلام در روایتی دیگر فرمود:لَکَأَنّی بِهِ فی یَوْمِ السَّبْتِ الْعاشِرِ مِنَ الْمُحَرَّمِ، قائِماً بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقامِ، جَبْرَئیلُ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ یَدِهِ الیَمینِی (الارشاد، ج 2، ص 379)
گویا او را در روز شنبه دهم محرم می بینم که میان رکن و مقام ابراهیم ایستاده است و جبرئیل در سمت راست او قرار دارد.
و در بعضی از نقل ها آمده است که یکی از جملات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کنار کعبه این است که می فرماید :یا أهلَ العالَم، إنَّ جَدّیَ الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً» (الزام الناصب في اثبات الحجة الغائب، ج 2، ص 233)
ای مردم دنیا! جدم حسین را تشنه کشتند.
در واقع امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور از امام حسین علیه السلام و کربلا سخن می گوید.
3.فرشتگان حائر حسینی، منتظر ظهور
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند چهارهزار فرشته را در حال غم و اندوه کنار قبر امام حسین علیه السلام قرار داد که همیشه آنجا هستند. هرگاه زائری بیاید این فرشتگان از او استقبال می کنند و وقتی برگردد به بدرقه اش می روند و اگر بیمار شود از او عیادت می کنند. (الکافی، ج 4، ص581)
این چهارهزار فرشته همان هایی هستند که در جنگ بدر به یاری مسلمانان آمدند. خداوند در قرآن می فرماید: پیامبر! در روز بدر خدا تیرانداخت، تو تير نینداختی: وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لَکِنَّ اللهَ رَمَی (انفال، 17)
[ای پیامبر!] هنگامیکه به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی ، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاك کند].
و دربارهء جنگ حنین می فرماید: لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ (توبه، 25)
بی تردید خدا شما را در جبهه های زیاد و عرصه های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد.
در روایت آمده است آن چهارهزار فرشته ای که در کربلا هستند همان هایند که روز بدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را یاری کردند. متن روایت چنین است: اِنَّ اللّهَ (عَزَّوَجَلَّ) أَهْبَطَ إِلَيْهِ أَرْبَعَةُ آلاَفِ مَلَكٍ، وَ هُمُ الَّذِینَ هْبِطُوا عَلَى رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آل و سلم یَوْمَ بَدْرٍ»؛ (دلائل الامامه، ص 178)
خدای توانا آن چهارهزار فرشته ای را که در روز بدر برای رسول خود فرو فرستاده بود برای امام حسین علیه السلام نیز فرو فرستاد.
این چهارهزار فرشته سه مأموریت کلیدی داشتند:
1. یاری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بدر.
2. ماندن در کنار قبر امام حسین علیه السلام: فَأَمَرَ هُم اللَّهُ (تَعَالَی) بِالْمُقَامِ عِنْدَ قَبْرِهِ»؛پس خداوند به فرشتگان دستور داد نزد قبرش باشند.
3. انتظارکشیدن ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:یَنْتَظِرُونَ قِیَامَ اَلْقَائِمِ»؛ منتظر قیام قائم هستند.
چهار رکن اساسی شیعه
شیعه بر چهار ركن استوار شده است. این مطلب از روایات هم استفاده می شود:
یک: بعثت؛
دو: غدير؛
سه: عاشوراء
چهار: ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،
هریک از این چهار رکن و ستون اعتقادی شیعه را کنار بگذارید، مذهب شیعه لطمه می خورد. این ها از مهم ترین ارکان باورهای ما هستند. توحید جای خود دارد و پس از اعتقاد به خداوند، نخست موضوع بعثت مطرح است: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ (آل عمران، 164)
یقیناً خدا بر مؤمنان منت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت.
بعثت سرآغاز رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و منشأ تمام تاریخ بشریت است.
رکن دوم شیعه مسئله غدیر است. آیه قرآن می گوید: اگر غدير جا نیفتد رسالت هم جا نمی افتد و "ابتر" می ماند: وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ (مائده، 67)
و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای.
هر کس مقداری با ادبیات عرب و عرف قرآن آشنا باشد می فهمد که امکان ندارد این آیه دربارهء یک مسئله فرعی و جزئی باشد. این چه موضوعی است که اگر بیان نشود بعثت ناقص می ماند و رسالت پیامبر کامل نمی شود؟ آن، چیزی جزبیان ولایت نیست.
سومین رکن شیعه عاشوراست. اتفاقاً خود امام حسین علیه السلام در نامه های خود هم به بعثت اشاره کرده و هم به مسئلهء امامت. حضرت دو نامهء مهم و کلیدی خطاب به مردم کوفه و مردم بصره نوشت که اولی را مسلم بن عقیل به کوفه برد و دومی را، شخصی به نام سلیمان برای مردم بصره. این دو نفر نایب خاص امام بودند.
نایب خاص و نایب عام
نایب خاص به کسی می گویند که امام او را تأیید کند؛ مانند نقاب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا همانند مالک اشتر که امام علی علیه السلام به او می فرماید: برو و فلان کار را انجام بده.( نهج البلاغه، نامهء 38)
اما نایب عام همان است که امام علیه السلام می فرماید: به علما مراجعه کنید.( الغيبة للطوسی، ص291) بنابراین علما در زمان غیبت کبری نایب عام هستند.
در دوران غیبت کبری نایب خاص وجود ندارد و هیچ کس نمی تواند ادعای نیابت خاص کند. افرادی که [مثلا] در عراق یا جاهای دیگر دفتر و دکان باز کرده اند و به اسم یمانی و حسنی و... خود را نایب خاص می دانند، همه این ادعاها مردود است. این ها را تکذیب کنید. علما چون نزدیک ترین افراد به دین و قرآن هستند و سابقه علمی دارند نایب عام هستند، نه نایب خاص.
دو نایب خاص امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام دو نایب خاص داشت که هر دو شهید شدند. هم مسلم و هم سلیمان را گردن زدند. هر دو را ابن زیاد ملعون کشت. ابن زیاد نخست حاکم بصره بود که سليمان نامه امام حسین علیه السلام را برای سران بصره آورد. یکی از سران بصره که مخاطب نامه بود خیانت کرد و سلیمان را تحویل داد. ابن زیاد هم او را اعدام کرد. سپس یزید ابن زیاد را با حفظ سمتش در بصره، به حکومت کوفه گماشت. او مدتی بعد در آن شهر مسلم بن عقیل را کشت.
بعثت و امامت در نامه های امام حسین علیه السلام
نامه ای که امام علیه السلام برای بصره فرستاد در دفاع از بعثت ونبوت است ونامهء کوفه ، به دفاع از امامت. یعنی یک نامه از نبوت می گوید و دیگری، از امامت.
نامه ای که اباعبدالله علیه السلام برای مردم بصره نوشت چنین است:فَاِنَّ السُنَّةَ قَدْ أُمیتَتْ» (بحار الانوار، ج 44، ص 340)
به راستی سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ميرانده شد.
سنت و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بین رفت. کجا رسالت پیامبر این بود که افراد شراب خوار و امویان بر سر کار بیایند و امور مسلمانان را کسی در دست بگیرد که نماز نمی خواند؟! پس سنت از بین رفته است.
امام حسین علیه السلام برای مردم کوفه هم نوشت: لَعُمْرِي مَا الْإِمَامِ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ (الحياة ، ج 5، ص 256)
به جانم سوگند، امام نیست جز آن که براساس کتاب خدا حکم می کند.
عاشورا، احیای بعثت و غدير
غدیر، تکمیل بعثت است و عاشورا، احیای بعثت و غدير. چرا؟ چون نیم قرن پس از رحلت پیامبر، هم بعثت فراموش شد و هم غدير. روشن است که غدير فراموش شده . امام حجت خدا را می خواهند بکشند. یک وقت او را قبول ندارند، که بحث دیگری است، اما می خواهند او را بکشند. این مسئله خیلی مهم است.
در سقیفه حضرت امیر علیه السلام را نپذیرفتند. جمع شدند و نظری دادند و برخلاف آموزه های غدیر، خلیفه ای انتخاب کردند. اما در عاشورا می خواهند امام را بکشند. پس افزون بر فراموشی غدیر، بعثت هم فراموش شده است؛ چون شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بارها فرمود: امام حسن و امام حسين علیهماالسلام سروران اهل بهشت اند.( شرح الاخبار، ج 1، ص 432)
و فرمود:حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً (بحار الانوار، ج 43، ص261)
حسین از من است و من از حسین هستم. هرکه حسین را دوست بدارد خدا هم او را دوست دارد.
پس عاشورا غدیر و بعثت را احیا کرد، اما تکمیل نکرد. هدف از بعثت و غدير و عاشورا در زمان ظهور تکمیل خواهد شد؛ چون هدف پیامبر بنا بر تعريف قرآن این است که همهء ادیان کنار بروند و عدالت در جهان فراگیر شود و همگان پیرو خدا باشند :لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ (توبه، 33) تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند.
عدالت کامل، توحید کامل، پیروی کامل از رسول خدا، همه در زمان ظهور رخ می دهد. پس این چهار رکن به هم وابسته است. بعثت شروع دین است، غدیر تکمیل دین است، عاشورا احیای دین است، ظهور تحقق يافتن و نهایی شدن دین الهی است.
امام حسین علیه السلام در نزد مسیحیان
آنتوان بارا، دانشمند مسیحی اهل سوریه، کتابی به زبان عربی با نام الحسين في الفكر المسيحی نوشته است که با عنوان حسین در اندیشهء مسیحیت به فارسی ترجمه شده.
آنتوان بارا در این کتاب اشعار شعرای مسیحی دربارهء امام حسین علیه السلام را جمع آوری کرده است. کتاب جالبی است. خود ایشان می گوید: وقتی این کتاب را نوشتم، سلفی ها و تکفیری ها و کسانی که نمی توانستند تحمل کنند یک مسیحی درباره امام حسین علیه السلام کتاب نوشته، در برابر آن موضع گرفتند. کتابی هم در فضائل یزید نوشتند.
آنتوان بارا خطاب به وهابی ها و سلفی ها می گوید: من از شما تعجب می کنم! من از شما مسلمانان دفاع کردم. من از امام حسینی دفاع کردم که پاره تن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شماست؛ اما شما از روی بغض و کینه، یزیدی را می ستایید و برایش کتاب می نویسید که قاتل امام حسین علیه السلام است. این خیلی ظلم و بی انصافی است. ایشان ادامه می دهد بهترین تعبیری که من از اباعبدالله عليه السلام دارم این است که حسین شخصیت جاودانه و همیشگی تاریخ، مخصوص یک فرقه و گروه و جمعیت خاصی نیست.
اهمیت گریه
در روایات ما بردو گریه تأکید شده است. بنده این دو نوع گریه را با هم مقایسه کردم، دیدم آثار هردو شبیه به هم و تقریباً یکسان است.
انواع گریه
اولین نوع گریه که در روایات تأكيد فراوانی بر آن شده و آثار شگرفی همدارد، گریه ای است که پیامبران و امامان هم داشتند. دعای کمیل این گریه را سلاح مؤمن می نامد: ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلاَحُهُ الْبُکَاءُ» [خدایا!] رحم آور بر آن که سرمایه اش امید و سلاحش گریه است. دو گریه در روایات شیعه برجسته شده است:
اول: گریه از ترس خدا
اولین نوع گریه، گریه از ترس خدا و به خاطر عظمت و ابهت خداست. ممکن است این گریه ناشی از گناه یا کوتاهی و تقصیر انسان و یا از شوق بهشت باشد ولی گاهی اعتقاد به خدا و یاد کرد ابهت و عظمت خدا انسان را به گریه می اندازد.
امام حسین علیه السلام در عرفات چنان اشک می ریخت، شبیه به مشکی که درش را گشوده اند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در دل شب چنان می گریست که اشک هایش بر زمین می ریخت. امیرمؤمنان و حضرت زهرا علیهاالسلام و دیگر معصومین نیز اشک ها و گریه های فراوان داشتند.
گریه از ترس خدا نشانه رقت قلب و پاک دلی است. همان طور که خوب صحبت کردن نشانهء عقل خوب است. اگر کسی خوب حرف بزند می گویید عاقل است. اگر حرف های طبی بزند می گویید پزشک است. اگر حرف های فلسفی بزند می گویید فیلسوف است. اگر اشعار خوب بسراید می گویید شاعر است. زبان، ترجمان علم و خرد است. چشم هم نشانگر قلب است؛ یعنی اشک، از طهارت و پاکی و رقت قلب نشان دارد.
آثار گریه خشیت
در این جا چند روایت ذکر می شود تا بفهمیم گریه از ترس و خشیت خدا چه اثری دارد.
1.تقرب به خدا
اولین اثر گریه از ترس خدا، نزدیک شدن به درگاه پروردگار است. خدا به حضرت موسی فرمود: يَا مُوسَى أَبْلِغْ قَوْمَكَ أَنَّهُ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ اَلْمُتَقَرِّبُونَ بِمِثْلِ اَلْبُكَاءِ مِنْ خَشْيَتِي (بحارالانوار، ج 13، ص 349)
ای موسی! به قوم خود ابلاغ کن که تقرب جویان، با چیزی همانند گریستن از خوف من، به من تقرب نخواهند جست.
هر کس از خشیت خدا گریه کند به خدا نزدیک خواهد شد. پس یک راه نزدیک شدن به خدا، گریه از ترس خداست.
2.نورانی شدن قلب
دومین اثر گریه از ترس خدا این است که قلب انسان نورانی می شود. مولا على علیه السلام فرمود: لْبُكَاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ يُنِيرُ الْقَلْبَ» (غرر الحکم و درر الكلم، ح 373) گریه از ترس خدا، دل را نورانی می سازد.
هر کس از خشیت خدا گریه کرد قلبش نورانی می شود، تاریکی و کدورت و حسادت و سوءظن از قلبش بیرون می رود. گریه از خشیت خدا چیست؟ یکی اش آن است که وقتی دعا و قرآن خوانده می شود انسان به گریه بیفتد. گریه هنگام توبه نیز گریهء خشیت است.
3.مانع بازگشت به گناه
امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: يَعْصِمُ مِن مُعاوَدَةِ الذَّنبِ و از خوگرفتن به گناه مصون می دارد.
اگر کسی از خشیت خدا اشک ریخت، همین اشک از باگشت او به گناه جلوگیری می کند.
4.گریان نبودن در قیامت
چهارمین اثر گریهء خشیت این است که چشم گریان از ترس خدا، در قیامت گریان نخواهد بود. در روز قیامت همه گریه می کنند مگر سه چشم که گریان وارد محشر نمی شوند:
1. عَينٌ غُضَّت عَن مَحارِمِ اللّه»؛ چشمی که از (دیدن و نظر به) آن چه خداوند حرام کرده برهم نهاده شده.
کسی که وقتی نگاهش به نامحرم افتاد سرش را پایین می اندازد. اگر نگاهش به صحنهء مبتذل افتاد موبایل و لب تاپ و... را خاموش می کند. کسی که به - خاطر خدا صحنهء حرام را نگاه نکند.
2.عَيْنٌ سَهِرَتْ مِنْ طَاعَةِ اَللَّهِ»؛ چشمی که در راه طاعت خداوند بیداری کشیده.
چشمی که به خاطر خدا بیدار بود و پاسداری داد یا نماز شب خواند؛ به نحوی تمام شب را نخوابید.
3. عَيْنٌ بَكَتْ فِي جَوْفِ اَللَّيْلِ مِنْ خَشْيَةِ اَللَّهِ (الکافی، ج 2، ص 382) چشمی که در دل شب از ترس خدا گریسته است.
چشمی که از خشیت خدا اشک بریزد. پس اشک از خشیت، انسان را به خدا نزدیک می سازد، خدا قلب را نورانی می کند، گناهان را از بین می برد و روز قیامت انسان گریان نخواهد بود. جالب است که این آثار دقیقاً مانند آثار گریه نوع دوم یعنی گریه بر امام حسین علیه السلام است.
دوم: گریه بر اباعبدالله الحسین علیه السلام
دومین نوع گریه ، گریه بر امام حسین علیه السلام است. چه رابطه ای بین این دو نوع گریستن است که گریه بر اباعبدالله علیه السلام نیز همانند گریه از خشیت خدا گناهان را از بین می برد یا: چشمی که برای امام حسین علیه السلام گریه کند نیز روز قیامت گریان نخواهد بود؟ نکته این است که امام حسین علیه السلام با قیامش خداترسی را در دل ها انداخت و توحید را تقویت کرد. اشک براباعبدالله علیه السلام يعنی اشک بر حفظ دین، اشک بر عظمت خدا. چرا؟ چون امام حسین علیه السلام "ثارالله" است، چون همهء هستی اش را برای خدا داد. از این رو نسبت تساوی بین این دو اشک وجود دارد: اشک از خشیت خدا و اشک بر مصیبت حسین علیه السلام.
آثار گریه بر امام حسین علیه السلام
روایاتی که آثار اشک بر سیدالشهداء علیه السلام را بیان می کند:
1.رهایی از دوزخ
خدا به حضرت موسی فرمود: وَ اعْلَمْ أَنَّهُ مَنْ بَكَى عَلَيْهِ أَوْ أَبْكَى أَوْ تَبَاكَى حَرَّمْتُ جَسَدَهُ عَلَى النَّار» (بحارالانوار، ج 44، ص 308)
و بدان هرکس براو (حسین) بگرید یا دیگران را به گریه اندازد یا حالت گریه به خود بگیرد بدنش را بر آتش دوزخ حرام خواهم گرداند.
2.گریان نبودن در قیامت
دومین اثر گریه بر امام حسین علیه السلام، شادی و خنده در قیامت است.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ اَلْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ اَلْجَنَّةِ» (بحار الانوار، ج 44، ص 293)
هر چشمی در روز قیامت گریان است غیر از چشمی که بر مصیبت حسین گریه کند؛ که [صاحب] آن چشم خندان بوده و مژدهء نعمت های بهشت به وی داده خواهد شد.
چشم هایی که در دنیا برای امام حسین علیه السلام اشک ریخته و غمگین شده، روز قیامت خندان وشاد وارد محشر می شود. قرآن هم می فرماید: روز قیامت برخی چهره ها عبوس و گرفته و ناراحت است و برخی، خندان و خوش حال.
3.مشمول درود خدا
کسی که بر سیدالشهداء علیه السلام می گرید مشمول درود خداوند می شود: أَلَا وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى الْبَاکِینَ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم االسلام رَحْمَةً وَ شَفَقَةً» (بحارالانوار، ج 44، ص 304)
هان که درود مهربانانه و دلسوزانهء خداوند بر گریه کنان حسين بن على علیهماالسلام باد!
4.پاک شدن گناهان
امام رضا علیه السلام به ابن شبیب فرمود: فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ، فَإِنَّ الْبُكَاءَ عَلَيْهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ» (الأمالی للصدوق، ص 128)
پس گریه کنان باید برمثل حسین بگریند؛ زیرا گریه گناهان بزرگ را فرومی ریزاند.
چه ارتباطی بین این دو گریه است ؟ هم آن گریه گناه را می برد، هم این گریه. آن چشم در قیامت گریان نیست، این چشم هم گریان نیست. آن گریان مشمول رحمت خدا می شود، این گریان هم همین طور. به همین علت است که ائمهء ما هردو گریه را داشتند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم برای اباعبدالله علیه السلام اشک ریخت، هم از ترس خدا. امام صادق علیه السلام و ائمهء دیگر علیهم السلام نیز چنین بودند. از این روست که در دعای ندبه می گوییم: فَعَلَی الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا، فَلْیَبْكِ الْبَاكُونَ وَ إِیَّاهُمْ، فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَ الدُّمُوعُ وَ لْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ یَضِجَّ الضَّاجُّونَ وَ یَعِجَّ الْعَاجُّونَ (اقبال الاعمال، ج 1، ص 297)
پس بر خوبان از خاندان محمد و علی است که گریه کنان باید بگریند و براینان است که ندبه کنندگان باید ندبه کنند و برای همانند ایشان است که اشک ها باید جاری شود و فریاد زنان باید فریاد زنند و ضجه زنان باید ضجه زنند و شیون کنان باید شیون کنند.
نه فقط گریه کنید، بلکه ضجه بزنید. ضجه به معنای فریاد بلند است. علت گریه کردن را هم می گوییم: أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ»
حسن کجاست ؟ حسین کجاست ؟


