سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

نماز مسافر

مسأله ۴۰۸) در بین نمازهای واجب یومیه مسافر باید با وجود شرایط قصر، نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی بخواند.

مسأله ۴۰۹) نماز در سفر با هشت شرط قصر میشود، که عبارتند از:
۱. مسافت شرعی؛
۲. قصد پیمودن مسافت شرعی؛
۳. استمرار قصد (منصرف نشدن از قصد مسافت شرعی یا تردید نداشتن در آن)
۴. عبور نکردن از وطن یا تصمیم نداشتن بر ماندن ده روز در بین سفر؛
۵. معصیت نبودن سفر؛
۶. خانه به دوش نبودن؛
۷. شغل نبودن سفر؛
۸. رسیدن به حد ترخص.



نماز / نماز مسافر / شرط اول: مسافت شرعی

شرط اول: مسافت شرعی

مسأله ۴۱۰) مسافتی که موجب قصر نماز میشود باید حداقل هشت فرسخ باشد، بنابر این اگر سفری کمتر از این مسافت باشد، نماز قصر نیست.

مسأله ۴۱۱) مسافت شرعی (هشت فرسخ) که موجب قصر نماز می شود (به حسب تحقیقات انجام شده که موجب اطمینان است)، معادل با ۴۱ کیلومتر می باشد.

مسأله ۴۱۲) ملاک محاسبه مسافت شرعی فاصله بین آخر شهر مبدأ و ابتدای شهر مقصد است؛۱ خواه شهر جزو بلاد کبیره باشد خواه نباشد.

مسأله ۴۱۳) اگر مقصد فردی خود شهر نیست بلکه مکان خاص و مستقلی در اطراف شهر است به طوری که از نظر عرف رسیدن به شهر، رسیدن به مقصد حساب نمی شود، بلکه ورود به شهر و عبور از آن، راهی برای رسیدن به مقصد می باشد، مانند برخی دانشگاه ها یا پادگان ها یا بیمارستان هایی که در کنار شهر قرار دارند، در این صورت انتهای مسافت، مکان مورد نظر است، نه ابتدای شهر.

مسأله ۴۱۴) مسافت شرعی که موجب قصر نماز است لازم نیست به صورت امتدادی پیموده شود؛ بلکه اگر تلفیقی هم این مقدار مسافت طی شود؛ موجب قصر نماز می شود.

مسأله ۴۱۵) مسافت امتدادی آن است که فاصله مبدأ تا مقصد یا مقصد تا مبدأ حداقل هشت فرسخ (یعنی ۴۱ کیلومتر) باشد و مسافت تلفیقی آن است که فاصله مبدأ تا مقصد و مقصد تا مبدأ هر کدام کمتر از هشت فرسخ و مجموع مقدار مسافت رفت و برگشت، حداقل هشت فرسخ باشد.

مسأله ۴۱۶) در مسافت تلفیقی مسیر رفت باید حداقل چهار فرسخ (۲۰ کیلومتر و نیم) باشد. بنابر این اگر پنج فرسخ برود و سه فرسخ برگردد، نمازش قصر است. اما اگر سه فرسخ برود و پنج فرسخ برگردد، نمازش تمام است، مگر اینکه مسیر برگشت به تنهایی هشت فرسخ یا بیشتر باشد، که در این صورت نیز نماز از ابتدای سفر قصر است.

مسأله ۴۱۷) در سفر تلفیقی شرط نیست که همان روز یا شب برگردد بلکه اگر چند روز بماند و سپس برگردد تا زمانی که یکی از قواطع سفر (مانند قصد ماندن ده روز) حاصل نشده، نمازش قصر است. همچنانکه در مسافت امتدادی اگر بخواهد قبل از رسیدن به هشت فرسخ (بدون تحقق قواطع سفر) چند روز در مکانی بماند، نمازش قصر است.

مسأله ۴۱۸) اگر مسافت کمتر از چهار فرسخ (مثلاً یک فرسخ و نیم) را چندین بار رفت و آمد کند به طوری که مجموع آن هشت فرسخ یا بیشتر شود، نمازش قصر نمی شود.

مسأله ۴۱۹) مسافری که مقصدهای متعدد دارد، اگر برای رفتن به مقصد بعدی لازم باشد که بخشی از مسیر طی شده را برگردد، در صورتی که از مبدأ تا مقصد نهایی (با لحاظ مقدار مسافتی که مجدداً برای رفتن به مقصد بعدی برگشته)، حداقل هشت فرسخ در مسیر امتدادی یا چهار فرسخ در مسیر تلفیقی باشد (که با برگشت هشت فرسخ یا بیشتر شود)، نماز قصر است؛ هرچند بدون در نظر گرفتن مسافت تکراری کمتر از این مقدار باشد.

مسأله ۴۲۰) چنانچه برای رسیدن به مقصد دو راه وجود داشته باشد که یکی طولانی و حداقل هشت فرسخ، و دیگری کوتاه و کمتر از هشت فرسخ باشد؛ چند صورت متصور است:
۱. اگر از راه طولانی برود، نماز قصر است؛ خواه قصد بازگشت از همان راه را داشته باشد یا نه.
۲. اگر از راه کوتاه برود و آن راه حداقل چهار فرسخ باشد، نماز قصر است؛ خواه قصد بازگشت از همان راه را داشته باشد یا نه.
۳. اگر راه کوتاه کمتر از چهار فرسخ باشد و بخواهد از آن راه برود و از راه طولانی برگردد، نماز قصر است.
۴. اگر راه کوتاه کمتر از چهار فرسخ باشد و بخواهد از آن راه برود و از همان راه نیز برگردد، نماز تمام است.

مسأله ۴۲۱) در فرض مساله قبل اگر هر دو راه کمتر از هشت فرسخ باشد، چنانچه یکی از راه ها حداقل چهار فرسخ باشد و شخص از همین مسیر برود و مجموع رفت و برگشت حداقل هشت فرسخ باشد، نمازش قصر است، در غیر این صورت نماز تمام است.

مسأله ۴۲۲) اگر مسافت هشت فرسخی به صورت دورانی در خارج شهر و بعد از محدوده حد ترخص باشد، چنانچه مقصد خاصی در این مسیر نداشته و فقط حرکت در مسیر، مقصود باشد؛ مانند اینکه برای کنترل وضعیت جاده یا آب بندی کردن خودروی خود، جاده کمربندی خارج شهر را دور می زند، در این صورت مسافت امتدادی محسوب شده و نماز قصر است.

۱. یعنی از آخرین خانه های شهر مبدأ تا اولین خانه شهر مقصد مسافت را حساب می ­کند.



نماز / نماز مسافر / شرط اول: مسافت شرعی / راه های ثبوت مسافت شرعی
راه های ثبوت مسافت شرعی


مسأله ۴۲۳) اگر علم یا اطمینان داشته باشد و یا دو نفر عادل بگویند که سفر او حداقل هشت فرسخ است، باید نماز را قصر بخواند.

مسأله ۴۲۴) شیاع۱ بین مردم اگر موجب علم یا اطمینان به تحقق مسافت شرعی شود، می توان بر اساس آن عمل کرد و نماز را قصر خواند، در غیر این صورت حتی اگر موجب ظن و گمان هم شود، اعتباری ندارد.

مسأله ۴۲۵) اگر کسی به مقدار مسافت شک داشته باشد، در صورتی که تحقیق کردن برای او مشکل نباشد؛ مانند اینکه به کیلومترشمار نگاه کند یا از چند نفر بپرسد، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند و چنانچه به نتیجه ای نرسد، نمازش تمام است.

مسأله ۴۲۶) چنانچه مقلد، فتوای مجتهدش را نمی داند، مانند اینکه نمی داند فتوای او در مورد مسافت تلفیقی هم مانند مسافت امتدادی است یا نه، باید نسبت به فتوای مجتهد خود تحقیق کند و اگر نمی تواند یا نمی خواهد تحقیق کند، باید احتیاط کرده و نماز را هم تمام و هم قصر بخواند.

مسأله ۴۲۷) کسی که به دلیل شک در مسافت، وظیفه اش نماز تمام است، اگر برخلاف وظیفه قصر بخواند، نمازی که خوانده، کافی نیست و باید آن را به صورت تمام اعاده کند، البته اگر بعد از نماز بفهمد که وظیفه اش در واقع قصر بوده، چنانچه نمازی را که خوانده با قصد قربت بوده، کافی است و اعاده ندارد.

مسأله ۴۲۸) اگر معتقد است که فاصله مبدأ تا مقصد، به میزان مسافت شرعی است و نماز را قصر بخواند و بعد معلوم شود که کمتر از مسافت بوده است، باید نماز را به صورت تمام در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.

مسأله ۴۲۹) اگر معتقد است مسافتی را که طی می کند هشت فرسخ نیست و نماز را تمام بخواند، بعد معلوم شود که به مقدار مسافت شرعی است، باید نماز را به صورت قصر در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.

مسأله ۴۳۰) کسی که قصد دارد به محل معینی برود و شک دارد که تا آنجا به مقدار مسافت شرعی است یا نه و یا معتقد است که مسافت نیست (وظیفه او در هر دو صورت، نمازِ تمام است)، چنانچه بین راه برای او ثابت شود به مقدار مسافت است، از همان جا باید نماز را قصر بخواند و لازم نیست از جایی که علم به مسافت پیدا کرده، تا مقصد، به مقدار مسافت باشد.

۱. شیوع و شهرت بین مردم.



نماز / نماز مسافر / شرط دوم: قصد مسافت شرعی
شرط دوم: قصد مسافت شرعی

مسأله ۴۳۱) مکلّف باید هنگام خروج از شهر، قصدِ پیمودن هشت فرسخ (امتدادی یا تلفیقی) را داشته باشد. بنابر این اگر در ابتدا، قصد پیمودن کمتر از مسافت شرعی را دارد؛ مانند اینکه قصد دارد سه فرسخ برود و بعد از رسیدن به مقصد (سه فرسخ)، تصمیم بگیرد که پنج فرسخ دیگر هم برود و در آنجا ده روز بماند، چنین سفری (با اینکه هشت فرسخ طی شده است) موجب قصر نماز نمی شود.

مسأله ۴۳۲) کسی که از ابتدای حرکت نمی داند چه مقدار خواهد رفت؛ مانند مأموری که در پی دستگیری مجرمی است و نمی داند هشت فرسخ (امتدادی یا تلفیقی) می رود یا نه، نماز او قصر نیست؛ هر چند هشت فرسخ برود. البته اگر هنگام بازگشت، مسافت هشت فرسخ باشد، در مسیر برگشت نمازش قصر است. همچنین اگر بین راه متوجه شود که باید حداقل چهار فرسخ دیگر برود و با مسیر برگشتش، هشت فرسخ می شود، از همانجا نمازش قصر است.

مسأله ۴۳۳) علم به پیمودن مسافت شرعی نیز مانند قصد مسافت است. بنابراین اگر بداند به مقدار مسافت شرعی میرود، کفایت از قصد می کند و نمازش قصر است.

مسأله ۴۳۴) اگر قصد کند به مقدار مسافت شرعی سفر کند هر چند مقصد معینی نداشته باشد نمازش قصر است.

مسأله ۴۳۵) قصد مسافت شرعی باید منجز و قطعی باشد بنابراین اگر سفر را بر حصول امری معلق و مشروط کند، نماز قصر نیست؛ مانند اینکه شخصی قصد دارد به محلی که کمتر از چهار فرسخ است، برود و در آنجا اگر همسفری پیدا کرد به سفر ادامه دهد و در غیر این صورت از همان جا بر گردد، قصد این شخص منجّز و قطعی نیست و باید نمازش را تمام بخواند.

مسأله ۴۳۶) در فرض بالا اگر می داند که همسفری پیدا می کند، در واقع قصد هشت فرسخ را دارد و بعد از حدّ ترخص، باید نماز را قصر بخواند.

مسأله ۴۳۷) کسی که می خواهد به مقدار مسافت شرعی برود، ولی قصدش این است که بین راه (قبل از رسیدن به هشت فرسخ) ده روز در جایی بماند، نمازش تمام است و چنانچه بعد از پیمودن مقداری از مسافت، از توقف ده روزه منصرف شود، اگر مقدار باقیمانده ولو تلفیقی به اندازه مسافت شرعی باشد و مسیر رفت (در مقدار باقیمانده) حداقل چهار فرسخ باشد یا برگشت به تنهایی هشت فرسخ باشد، نمازش قصر و در غیر این صورت تمام است.

مسأله ۴۳۸) اگر در مسافت امتدادی تردید داشته باشد که قبل از رسیدن به هشت فرسخ در محلی بین راه قصد اقامت ده روزه کند، در واقع قصد پیمودن مسافت شرعی ندارد و نمازش تمام است.

مسأله ۴۳۹) اگر در مسافت تلفیقی تردید داشته باشد که در مقصد یا قبل از آن یا در برگشت (پیش از آنکه هشت فرسخ را طیّ کند) ده روز در محلی قصد اقامت کند، قصد هشت فرسخ محقق نشده است و نماز تمام است.

مسأله ۴۴۰) لازم نیست پیمودن مسافت، بدون توقف باشد، بنابر این کسی که قصد پیمودن مسافت شرعی را دارد، چنانچه بعد از پیمودن دو سه فرسخ، یکی دو شب جایی بماند، سپس مقدار دیگری از مسافت را برود و مجدد چند شب بماند؛ مادامی که قصد اقامت ده روز در یک مکان را ندارد، نمازش قصر است.



نماز / نماز مسافر / شرط دوم: قصد مسافت شرعی / احکام تبعيت در سفر
احکام تبعیت در سفر

مسأله ۴۴۱) کسی که در سفر تابع دیگری است؛ خواه تبعیت اختیاری باشد یا اجباری، چنانچه بداند که متبوع به مسافت شرعی می رود، نماز او هم قصر است.

مسأله ۴۴۲) اگر تابع نداند متبوع قصد سفر به مسافت شرعی دارد یا نه، واجب نیست از او سؤال کند و بر متبوع نیز واجب نیست که تابع را آگاه کند و تا زمانیکه تابع علم به قصد مسافت متبوع ندارد، نمازش تمام است.

مسأله ۴۴۳) اگر تابع معتقد باشد که متبوع قصد مسافت ندارد و در بین راه متوجه شود که چنین قصدی دارد، چنانچه بقیه مسیر، کمتر از مسافت شرعی (امتدادی یا تلفیقی) باشد، نمازش تمام است.

مسأله ۴۴۴) اگر کسی را به اجبار به جایی ببرند، چنانچه بداند که او را به هشت فرسخی می برند، نمازش قصر است.



نماز / نماز مسافر / شرط سوم: استمرار قصد مسافت شرعی
شرط سوم: استمرار قصد مسافت شرعی

مسأله ۴۴۵) شرط سوم از شرایط قصر نماز، استمرار قصد مسافت شرعی است؛ بنابر این اگر در بین سفر این شرط منتفی شود ولو بقیه شرایط موجود باشد، نماز تمام است؛ مانند کسی که قصد پیمودن هشت فرسخ را دارد و بعد از پیمودن دو یا سه فرسخ، از قصدِ ادامه سفر منصرف یا مردّد شود، ولی راه را گم کند و بدون قصد به همان محل هشت فرسخی برود، در این صورت نمازش تمام است.

مسأله ۴۴۶) اگر در ابتدای سفر قصد دارد به مکان خاصی برود که تا آنجا هشت فرسخ است، ولی قبل از رسیدن به چهار فرسخ، تصمیم بگیرد به مکان دیگری برود که از ابتدای سفرش تا آنجا نیز هشت فرسخ است، نمازش قصر است.

مسأله ۴۴۷) کسی که قصد پیمودن هشت فرسخ امتدادی را دارد، چنانچه بعد از رسیدن به چهار فرسخ، منصرف شود و بخواهد از همان راه برگردد (یعنی مسافت امتدادی را به تلفیقی تبدیل کند)، نمازش قصر است.

مسأله ۴۴۸) کسی که قصد پیمودن هشت فرسخ یا بیشتر را دارد، اگر قبل از رسیدن به چهار فرسخ منصرف یا مردد شود، نمازش تمام است و چنانچه دوباره تصمیم به ادامه سفر بگیرد، چند صورت دارد:
۱. در حال تردید یا انصراف از ادامه سفر در جایی توقف کرده است، در این صورت نمازش قصر است؛ خواه بقیه مسیر به تنهایی به اندازه مسافت شرعی باشد یا نباشد، حتی اگر بعد از قصد مجدد و قبل از حرکت بخواهد در آن محل نماز بخواند، باید به صورت قصر بخواند.
۲. در حال تردید یا انصراف از ادامه سفر مقداری از مسافت را پیموده است و بقیه راه بعد از قصد مجدد، به مقدار مسافت شرعی (امتدادی یا تلفیقی) است، در این صورت، در مقداری که در حال تردید طیّ کرده نمازش تمام است؛ ولی بعد از قصد مجدد نماز قصر است.
۳. در حال تردید یا انصراف از ادامه سفر مقداری از مسافت را پیموده است و بقیه راه کمتر از مسافت شرعی باشد، نماز تمام است؛ مگر آنکه مجموع مسافت قبل از انصراف یا تردید با مسافت باقیمانده بعد از قصد مجدد به ادامه سفر، به مقدار مسافت شرعی باشد که در این صورت بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم تمام و هم قصر بخواند.

مسأله ۴۴۹) کسی که به قصد مسافت شرعی حرکت کرده و پس از گذشتن از حدّ ترخص نمازش را به صورت قصر خوانده، اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصدش برگردد یا قصد اقامت ده روز کند، نمازهایی را که قصر خوانده، بنابر احتیاط واجب باید دوباره به صورت تمام در وقت اعاده و خارج وقت قضا کند.



نماز / نماز مسافر / شرط چهارم : عبور نکردن از وطن یا محل اقامت
شرط چهارم : عبور نکردن از وطن یا محل اقامت

مسأله ۴۵۰) از شرایط قصر نماز آن است که از ابتدای سفر یا در بین سفر قصد نداشته باشد بین راه، (قبل از رسیدن به هشت فرسخ) در محلی، ده روز بماند یا از وطنش عبور کند.

مسأله ۴۵۱) اگر در ابتدای سفر یا بین آن تصمیم بگیرد که قبل از رسیدن به هشت فرسخ، در محلی ده روز بماند یا از وطنش عبور کند، نمازش از ابتدای سفر تمام است. همچنین اگر پس از ترک وطن یا محل اقامت، بقیه مسیر حتی به صورت تلفیقی هشت فرسخ نباشد، نماز تمام است.

مسأله ۴۵۲) در فرض مسأله قبل، اگر نسبت به اقامت ده روز یا مرور بر وطن، در بین راه تردید داشته باشد، قصد مسافت شرعی محقق نشده و نمازش تمام است.



نماز / نماز مسافر / شرط پنجم: جایز بودن سفر

شرط پنجم: جایز بودن سفر

مسأله ۴۵۳) یکی دیگر از شرایط قصر نماز آن است که سفر جایز باشد (نه حرام)، بنابراین اگر کسی که به سفر حرام می رود، خواه خود سفر حرام باشد؛ مانند فرار از جنگ و خواه سفر برای انجام کار حرام؛ مانند دزدی باشد، نمازش تمام است.

مسأله ۴۵۴) اگر سفر، موجب ترک کار واجبی شود، چنانچه قصد او از سفر، ترک واجب باشد، مانند ترک ادای دین، در این صورت نماز تمام است. اما اگر قصد او ترک واجب نباشد؛ اگرچه قهراً واجب ترک شود، سفر معصیت محسوب نشده و نماز قصر است.

مسأله ۴۵۵) اگر با وسیلۀ غصبی سفر کند یا از زمین غصبی عبور کند، حکم سفر معصیت را ندارد و نماز قصر است؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که جمع بخواند.

مسأله ۴۵۶) اگر در سفر، ظالمی را همراهی کند، چنانچه این همراهی به اجبار و اکراه، یا به خاطر اهداف مباح و راجحی؛ مانند جلوگیری از ظلم او باشد، نماز قصر است. اما اگر همراهی با اختیار و غرض حرام همراه باشد و یا بدون غرض حرام بوده ولی موجب تقویت شوکتِ ظالم یا کمک به ظلم او باشد، سفر حرام بوده و نماز تمام است.

مسأله ۴۵۷) اگر در حرام بودن یا نبودن سفرش شک کند، باید بنا را بر حرام نبودن آن گذاشته و نماز را قصر بخواند، مگر اینکه قبلاً آن سفر حرام بوده و اکنون شک می کند که هنوز حرام است یا نه؛ در این صورت بنا را بر حرمت سفر گذاشته و نمازش تمام است.



نماز / نماز مسافر / شرط پنجم: جایز بودن سفر / استمرار جایز بودن سفر
استمرار جایز بودن سفر

مسأله ۴۵۸) شرط جایز بودن سفر برای قصر نماز، فقط در ابتدای سفر نیست، بلکه باید در تمام مدت سفر، وجود داشته باشد. بنابر این اگر در بین راه، قصد فرد به معصیت تغییر کند، سفر حرام می شود و نماز تمام است؛ هر چند به اندازه مسافت شرعی پیموده باشد.

مسأله ۴۵۹) اگر سفرِ مباحی را شروع کند و بین راه (قبل از رسیدن به هشت فرسخ) طبق وظیفه، نماز را قصر بخواند، سپس قصد او به حرام تبدیل شود، باید نماز قصری را که خوانده، به صورت تمام در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.۱

مسأله ۴۶۰) اگر به سفر مباح برود و پس از رسیدن به مقصد، سفر جدید حرامی را قصد کند (مانند آنکه با قصد فرار از جبهه به خانه خود برگردد) در این صورت، از زمان قصد حرام (قصد فرار از جبهه) نماز تمام است؛ هرچند در فاصلة بین قصد حرام تا شروع در حرکت، احتیاط مستحب جمع بین قصر و تمام میباشد.

مسأله ۴۶۱) اگر سفر را به قصد مباح شروع کند و پس از پیمودن مسافت شرعی در جایی که توقف کرده قصدش به حرام تغییر یابد، چنانچه بخواهد قبل از حرکت نماز بخواند باید آن را تمام بخواند؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که هم تمام و هم قصر بخواند.

مسأله ۴۶۲) اگر سفر را به قصد مباح شروع کند و بعد از پیمودن مقداری از راه قصدِ معصیت کند و مقداری از راه را با این قصد برود، سپس پیشمان شده و به قصد مباح برگردد، چنانچه مجموع مسافت به جز مقداری که با قصد معصیت پیموده، به اندازه هشت فرسخ باشد، اقوا آن است که نماز قصر است.

مسأله ۴۶۳) چنانچه برای کار مباح، مانند تجارت یا سیاحت سفر کند ولی در بین راه مقداری از مسافت را علاوه بر قصد مباح، به قصد حرام هم برود، در مقداری از سفر که تلفیقی از حرام و حلال است، نمازش تمام می باشد؛ هر چند احوط آن است که قصر هم بخواند و در بقیه مسیر که فقط سفر مباح است، چنانچه به مقدار مسافت شرعی باشد (هر چند به ضمیمه بخش اول سفر که حلال بوده)، نماز قصر است.

مسأله ۴۶۴) کسی که در ابتدای سفر، قصد معصیت دارد، چنانچه بین راه پشیمان شود و تصمیم بگیرد سفر را برای هدف مباح، ادامه دهد، چنانچه باقیمانده مسیر، هشت فرسخ (امتدادی یا تلفیقی) باشد، نمازش قصر می شود، در غیر این صورت نماز تمام است؛ مگر آنکه برگشت به تنهایی هشت فرسخ باشد که در این صورت از هنگامی که دوباره قصد مباح کرده، نمازش قصر است.

مسأله ۴۶۵) در فرض مسأله قبل، اگر در جایی که توقف کرده، از قصد معصیت منصرف شود، چنانچه در آنجا (قبل از حرکت) بخواهد نماز بخواند، نمازش تمام است، هرچند در این صورت احتیاط در جمع بین قصر و تمام است.

مسأله ۴۶۶) سفر برای تفریح و تفرّج حرام نیست و نماز در آن قصر است.

مسأله ۴۶۷) در سفر معصیت، نافله های نماز ظهر و عصر و عشاء ساقط نیست و می تواند آنها را بخواند.

مسأله ۴۶۸) در سفر معصیت، حضور در نماز جمعه ساقط نیست.

۱. اما اگر بعد از رسیدن به هشت فرسخ، قصد او تغییر کند، نمازهایی که به صورت قصر خوانده صحیح است.



نماز / نماز مسافر / شرط پنجم: جایز بودن سفر / بازگشت از سفر معصیت
بازگشت از سفر معصیت

مسأله ۴۶۹) کسی که از سفر معصیت برمی گردد و مسیر برگشت به مقدار مسافت شرعی است؛ چنانچه خود سفر (نه غایت آن) معصیت باشد و بازگشت از سفر معصیت، ادامه همان سفر باشد، در صورت توبه نمازش قصر است؛ اما اگر توبه نکرده بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند؛ اما اگر هدف سفر معصیت باشد احتیاط واجب آن است که نماز را هم قصر و هم تمام بخواند؛ خواه توبه کرده باشد یانه، اما چنانچه بازگشت، سفر جدیدی محسوب شود (نه ادامه سفر قبل) مانند اینکه بعد از گذشتن مدت طولانی مثل یک سال بخواهد به شهر اول برگردد، در هر صورت (چه توبه کرده باشد یا نه) باید نماز را قصر بخواند و روزه را هم افطار کند.



نماز / نماز مسافر / شرط پنجم: جایز بودن سفر / سفر برای شکار
سفر برای شکار

مسأله ۴۷۰) سفر برای شکار اگر برای تهیه خوراک و سایر نیازهای زندگی فرد و خانوده اش باشد، سفر مباح است و نماز در آن قصر می باشد.

مسأله ۴۷۱) اگر سفر برای شکاری است که وسیله تجارت و کاسبی می باشد، مثلاً حیوان را شکار می کند تا با گوشت، پوست، دندان و بقیه اجزای حیوان معامله کند، یعنی به منظور تجارت و کسب ثروت و درآمد هنگفت صید می کند۱ در این صورت بنابر احتیاط واجب باید بین قصر و اتمام جمع کند، ولی روزه را باید افطار کند.

مسأله ۴۷۲) اگر سفر برای شکار، لهوی باشد۲ (نه برای خوردن و تهیه مایحتاج زندگی یا تجارت) نماز در آن تمام و روزه واجب است.

مسأله ۴۷۳) سفر تفریحی برای شکاری که گوشت آن را می خورند، حکم سفر لهوی را ندارد.

۱. یعنی اگر فروش حیوان صید شده برای تأمین نیازهای زندگی­ باشد،در این صورت نماز در سفری که برای صید می­ رود؛ قصر است. اما اگر برای تهیه مایحتاج زندگی صید نمی کند، بلکه برای به ­دست آوردن ثروت‌ های هنگفت است؛ مثلاً حیوانات کمیاب، مانند خز، سنجاب یا فیل را برای فروش عاج یا پوست یا سایر اجزای حیوان شکار می‌ کند، تا بتواند ثروتش را بیشتر کند، در این صورت نماز در سفری که برای صید می­ رود قصر نیست.
۲ . یعنی برای خوش ­گذرانی حیوان را شکار می­ کنند و کاری ندارند که گوشتش قابل خوردن هست یا نه.



نماز / نماز مسافر / شرط ششم: داشتن محل استقرار
شرط ششم: داشتن محل استقرار

مسأله ۴۷۴) یکی از شرایط قصر نماز در سفر، آن است که شخص محل استقرار و نقطه اقامت ثابتی در غیر سفر داشته باشد؛ بنابر این چنانچه مسافری اصلا محل ثابت و مکان استقرار و سکونتی نداشته باشد، (یعنی خانه به دوش باشد)۱ نمازش تمام است.

مسأله ۴۷۵) عشایر کوچ کننده و کسانی که در بخشی از سال در محلی ساکن بوده و در بخش دیگری از سال به منطقه ایلیاتی کوچ می کنند و در کوه و دشت مستقر می شوند، حکم خانه به دوش را ندارند، بلکه چنین افرادی دارای دو وطن هستند که اگر فاصله بین دو مکان به اندازه مسافت شرعی باشد، نمازشان در مسیر بین این دو مکان قصر است.

مسأله ۴۷۶) اگر خانه به دوش بخواهد سفر دیگری برود؛ مثلا بخواهد به حج برود یا برای عیادت کسی به شهری برود، چنانچه در این سفر هم، مانند سفرهای دیگر با خانواده و آنچه همراه اوست، برود به طوری که آن زمان نیز عنوان "خانه به دوش" بر او صدق کند، نمازش تمام است، اما اگر آنها را در شهری می گذارد و خودش می رود به گونه ای که آن هنگام به او خانه به دوش گفته نشود، بعید نیست که نمازش قصر باشد.

مسأله ۴۷۷) اگر در بخشی از سال مکان استقرار دارد، ولی در بخش دیگری از سال جای ثابتی ندارد و خانه به دوش است، باید هنگام سکونت در محلّ استقرار نمازش را تمام و زمانی که بیرون می آید و محل استقرار ندارد (مانند بعضی از قبیله ها)، بنابر احتیاط واجب هم قصر و هم تمام بخواند.

مسأله ۴۷۸) اگر از قبیله ای که خانه به دوش هستند، فردی برای جستجو و یافتن گیاه و برکه، جدا شود، هرچند به مقدار هشت فرسخ یا بیشتر برود، نمازش تمام است.

۱. تعبیر "خانه‌ به‌­ دوش" کنایه از کسی است که خانه و زندگی­ اش همراهش است و هیچ محل استقرار خاص و مسکن و موطِنی ندارد که وقتی از آنجا خارج شد، به آ­نجا برگردد.



نماز / نماز مسافر / شرط هفتم: سفر شغل نباشد
شرط هفتم: سفر شغل نباشد

مسأله ۴۷۹) از شرایط قصر نماز در سفر آن است که سفر شغل نباشد، بنابراین اگر سفر شغل باشد؛ خواه قوام شغل به سفر کردن باشد، مانند رانندگی یا خلبانی و خواه سفر کردن مقدمة شغل باشد، مانند سفر پزشک یا معلمی که برای شغلش سفر می کند، نماز در آن سفر تمام و روزه صحیح است.

مسأله ۴۸۰) اگر شغل فردی سفر نباشد؛ هرچند سفرهای متعددی انجام دهد نمازش قصر است، خواه از ابتدا قصد سفرهای متعدد داشته باشد؛ مانند کسی که قصد می کند چهل جمعه برای زیارت، از تهران به مسجد جمکران برود یا بدون قصد و به طور اتفاقی سفرهای زیاد برود؛ مانند بیماری که برای معالجه ناچار شود مرتب به شهری سفر کند.

مسأله ۴۸۱) برای تحقق سفر شغلی سه شرط لازم است:
۱. قصد انجام سفر شغلی؛
۲. شروع سفر شغلی؛
۳. قصد استمرار سفر شغلی.

مسأله ۴۸۲) معیار در شغل بودن سفر، عرف است و اگر در موردی صدق عرفی عنوان حرفه و شغل نسبت به سفر مشکوک باشد، نماز قصر و روزه باطل است.

مسأله ۴۸۳) شغل بودن سفر، وابسته به کسب مال و ارتزاق از آن نیست؛ بنابر این معلّمی که برای تدریس مجانی سفر میکند، این کار برای او حرفه و شغل محسوب می شود و نمازش در سفر تمام است.

مسأله ۴۸۴) پس از تحقق شرایط فوق، از اولین سفر شغلی حکم سفر جاری است و نماز تمام و روزه صحیح است.

مسأله ۴۸۵) اگر سفر برای تحصیل علم، جزء حرفه و شغل باشد؛ مانند اینکه دوره آموزشی برای کارمندی قرار دهند و او برای گذراندن دوره به مسافرت برود، نمازش تمام است.

مسأله ۴۸۶) دانشجو و دانش آموزی که برای تحصیل علم به سفر می رود تا به این وسیله در آینده شغلی را اختیار کند، بنابر احتیاط واجب باید در سفر تحصیلی نماز را هم تمام و هم قصر بخواند و روزه را بگیرد و بعداً نیز قضا کند.

مسأله ۴۸۷) اگر تحصیل علم همراه با وارد شدن در جمعی باشد که عنوان آن جمع، عنوان حرفه است؛ مانند طلبه که از همان ابتدای تحصیل، بر او عنوان "روحانی" صدق می کند، یا دانشجویان دانشگاه افسری که بعد از گذراندن چند ماه تمرین و تعلیم در دانشگاه، سردوشی می گیرند و به آنها "افسر" گفته می شود، این نوع تحصیل جزء حرفه محسوب می شود و در سفر تحصیلی باید نماز را تمام بخوانند و روزه بگیرند.

مسأله ۴۸۸) اگر مکلف فقط یک سفر طولانی برای شغلش برود، مانند یک مسیر دریایی طولانی، بعید نیست که عرف این سفر را شغل حساب کند، بنابر این نماز تمام است؛ هر چند قصد استمرار آن را نداشته باشد؛ یعنی یک سفرِ طولانی جایگزین قصد استمرار می شود.

مسأله ۴۸۹) کسی که اشتغال به شغلی دارد که در سال یک بار به مدت مثلاً یک ماه طول می کشد؛ مانند کاروان دار حج، چنانچه بنا دارد همه ساله به این کار اشتغال داشته باشد، نمازش حتی در اولین سفر تمام است. ولی اگر قصد استمرار ندارد، نماز قصر است.

مسأله ۴۹۰) کسی که در بخشی از سال، سفر شغلی دارد و قصد و عزم او استمرار و انجام آن در هر سال است، مانند رانندگی در یک یا دو ماه از تابستان، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و از سفر اول نمازش تمام است.

مسأله ۴۹۱) کسی که می خواهد فقط برای یک بار در بخشی از سال اشتغال به کاری داشته باشد و قصد استمرار آن را در سال های آینده ندارد، در صورتی که مدت اشتغال حداقل سه ماه به طور متعارف و مستمر باشد (یعنی فقط در ایامی که معمولاً تعطیل می کنند؛ مانند ایام تعطیل و عزاداری، تعطیل کند) نمازش حتی در سفر اوّل تمام است، ولی اگر مدت آن طولانی نباشد، مثلاً یک ماه می خواهد این کار را انجام دهد، صدقِ عرفی سفر شغلی واضح نیست و در صورت شک، نمازش قصر است.

مسأله ۴۹۲) کسی که شغلش تردد به بیرون شهر به اندازه کمتر از مسافت شرعی است؛ مانند بعضی از رانندگان تاکسی، اگر اتفاقاً به مقدار مسافت شرعی برای همان شغل مسافرت کند، سفر شغلی حساب نمی شود و نمازش قصر است.

مسأله ۴۹۳) کسی که سفر شغل اوست (خواه قوام شغل به سفر باشد یا سفر مقدمه شغل باشد)، اگر به سفر غیر شغلی برود، هر چند به محل شغلش باشد، نمازش قصر است.

مسأله ۴۹۴) در فرض مسأله قبل، چنانچه برای کاری غیر از شغل به محل شغلش سفر کند، ولی تصمیم بگیرد که به خاطر شغل در آنجا بماند، در مدتی که آنجا توقف می کند تا به سر کار برود و بعد از آن و در برگشت، نمازش تمام است، گرچه احتیاط آن است که در مدتی که آنجا توقف می کند تا به سر کار برود نماز را هم تمام و هم قصر بخواند.

مسأله ۴۹۵) شخصی که تردد شغلی دارد؛ اگر برای امری مانند صله رحم یکی دو روز زودتر به محل کار برود؛ علی الظاهر حکم سفر شغلی را دارد.

مسأله ۴۹۶) کسی که شغلش سفر است، اگر در وطن یا غیر وطن با قصد یا بدون قصد، ده روز توقف کند، در اولین سفر بعد از ده روز، نمازش قصر است.

مسأله ۴۹۷) کسی که شغلش سفر است، در صورتی که ده روز در وطن یا غیر وطن اقامت کند و بعد از آن به سفر غیر کاری برود؛ مثلاً به سفرِ زیارتی برود، بنابر احتیاط واجب در سفر کاری بعد از سفر زیارتی نمازش را هم قصر و هم تمام بخواند.

مسأله ۴۹۸) کسی که شغلش سفر است، اگر شک داشته باشد که در جایی ده روز مانده یا کمتر از آن، چنانچه شک او به دلیل تردید در روز ورود به آن مکان باشد، باید نماز را در اولین سفر شغلی تمام بخواند، و در صورتی که به دلیل شک در روز خروج باشد، وظیفه اش قصر است.

مسأله ۴۹۹) کسی که شغلش سفر است اگر در سفر شغلی یک مقصد داشته باشد و قبل از رسیدن به مقصد، بین راه ده روز در جایی اقامت کند، ادامه سفر تا مقصد با مسیر برگشت به وطن، سفر اول محسوب می شود و باید نماز را قصر بخواند.

مسأله ۵۰۰) در فرض مساله قبل اگر چند مقصد داشته باشد، سفرِ اول (بعد از اقامت ده روز) با رسیدن به مقصد اول تمام می شود و از هنگامی که به سمت مقصد دوم حرکت می کند، سفر دوم بوده و نماز تمام است.

مسأله ۵۰۱) در سفر شغلی که نماز تمام و روزه صحیح است، تفاوتی نمی کند مسیر یا نوع شغل یا وسیله سفر، همان قبلی باشد یا تغییر کند.

مسأله ۵۰۲) کسی که شغلش رانندگی است اگر بعد از شروع به شغل رانندگی وسیله نقلیه اش خراب شود و برای تعمیر و خرید لوازم به مقدار مسافت شرعی سفر کند، این سفر نیز سفر شغلی بوده و نماز تمام است.

مسأله ۵۰۳) در فرض مسأله قبل، اگر پیش از شروع شغل، خودرو خراب شود و برای تعمیر یا تهیه لوازم به مقدار مسافت شرعی سفر کند، نمازش قصر است.

مسأله ۵۰۴) کسی که شغلش سفر است، اگر به سفر غیر شغلی برود، نمازش قصر است؛ مثلاً کسی که شغلش بردن مسافر از شهری به شهر دیگر است، اگر سفر حج یا عتبات برود، نماز را باید قصر بخواند، اما اگر در ضمن سفر شغلی، کار شخصی، مانند زیارت انجام دهد، ـ چه غرض اصلی کار شخصی باشد و بردن مسافر تبعی باشد یا به عکس و یا هر دو غرض مساوی باشند ـ نماز تمام است.

مسأله ۵۰۵) کسی که سفر شغل اوست، اگر به سفر غیر شغلی برود و بخواهد از آنجا برای شغل به محل شغل برود، در صورتی که ده روز (چه با قصد و چه بدون قصد) در آنجا توقف نکرده باشد، در سفر به محل شغل نمازش تمام است.

مسأله ۵۰۶) کسی که شغلش سفر است؛ در برگشت از سفر شغلی نمازش تمام است، ولی اگر چند روز (کمتر از ده روز) برای غیر شغل مانند زیارت یا تفریح بماند و سپس برگردد، بنابر احتیاط واجب در برگشت، باید بین قصر و تمام جمع کند.

مسأله ۵۰۷) کسی که شغلش سفر است اگر به آخرین سفر شغلی برود یا در بین سفر از ادامه اشتغال منصرف شود، چنانچه سفر مقوم شغل او بوده؛ مانند رانندگی، در این صورت در مسیر برگشت از آخرین سفر، اگر مسافری نیاورد، برگشت او سفر شغلی حساب نمی شود و نمازش قصر است، چه با ماشین خودش برگردد و یا با وسیلۀ دیگری و اگر سفر مقدمه شغل او باشد هنگام برگشت از سفر آخر بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم قصر و هم تمام بخواند.



نماز / نماز مسافر / شرط هشتم : رسیدن به حد ترخّص
شرط هشتم : رسیدن به حد ترخّص ۱

مسأله ۵۰۸) مسافری که از وطن خارج می شود و قصد پیمودن مسافت شرعی را دارد، از زمانی نمازش قصر می شود که به حد معینی برسد، همچنین هنگام بازگشت هنگامی که به آن حد برسد باید نماز را تمام بخواند، که به این حد، «حدّ ترخص» می گویند؛ گرچه احتیاط مستحب آن است که در حد فاصل بین حدّ ترخص و ورود به شهر، نماز را به صورت جمع بین قصر و تمام بخواند.

مسأله ۵۰۹) ملاک تشخیص حدّ ترخص، آن است که از آخرین خانه شهر به اندازه ای دور شود که صدای اذان متعارف شهر را بدون بلندگو نشنود؛ خواه دیوارهای شهر را ببیند یا نه.

مسأله ۵۱۰) اگر در خارج شهر صدای اذان را بشنود و تشخیص دهد که اذان است ولی نتواند فصل های آن را از یکدیگر تشخیص دهد، بنابر احتیاط واجب باید بین قصر و تمام جمع کند، مگر اینکه مسیر خود را به قدری ادامه دهد که صدای اذان را اصلاً نشنود.

مسأله ۵۱۱) ملاک برای حدّ ترخص، شنیدن اذانی است که در مکان بلند متعارف همچون مأذنه های مساجد قدیمی و در آخر شهر گفته شود.

مسأله ۵۱۲) ملاک در بلندی صدای اذان، صدای متوسط و متعارف و در شنیدن اذان، قدرت شنوایی متوسط و معمولی و در وضعیت جوّی، جوّ متعارف است؛ یعنی هوائی که در آن باد شدید و غبار و مه نباشد.

مسأله ۵۱۳) چنانچه مسافر به مقداری از وطن دور شود که صدای اذان شنیده نمی شود ولی صداهای بلند دیگر مانند دعا و قرائت قرآن شنیده می شود، احتیاط آن است که اگر در آنجا نماز می خواند، به صورت جمع بخواند و یا به اندازه ای دور شود که صدایی شنیده نشود.

مسأله ۵۱۴) اگر مسافر به محلی می رود که تصمیم دارد ده روز در آنجا بماند، تا قبل از رسیدن به حدّ ترخص محل اقامت، نمازش قصر است و در حدّ فاصل بین حدّ ترخص و محل اقامت، بنابر احتیاط واجب باید بین قصر و تمام جمع کند.

مسأله ۵۱۵) اگر از محلی که قصد اقامت ده روز کرده به قصد پیمودن مسافت شرعی خارج شود، احتیاط واجب آن است که در فاصله بین محل اقامت و حد ترخص، بین قصر و تمام جمع کند یا نماز را تأخیر بیندازد تا از حدّ ترخص عبور کند و قصر بخواند.

مسأله ۵۱۶) کسی که سی روز مردّد در محلی مانده و از روز سی و یکم نماز را تمام می خواند، اگر به قصد پیمودن مسافت شرعی از آن مکان خارج شود، بنابر احتیاط واجب یا قبل از حدّ ترخص بین قصر و تمام جمع کند یا نماز را تأخیر بیندازد و قصر بخواند.

مسأله ۵۱۷) در سایر موارد (به استثناء موارد سه گانه)۲ که مسافر وظیفه اش نماز تمام بوده و تبدیل به قصر شده است، برای خواندن نماز به صورت قصر، حدّ ترخص معیار نیست؛ مانند کسی که به سفر حرام رفته و سپس به مباح تبدیل شده، یا کسی که بدون قصد سفر تا هشت فرسخ رفته و می خواهد برگردد.

مسأله ۵۱۸) کسی که از وطن به قصد پیمودن مسافت شرعی سفر می کند، اگر شک کند که به حدّ ترخص رسیده است یا نه؛ باید بنا بگذارد که به حدّ ترخص نرسیده و نماز را تمام بخواند و اگر این شک هنگام برگشتن از سفر باشد، باید نماز را قصر بخواند؛ البته در صورتی که هم هنگام رفتن و هم برگشتن، در یک محل، شک کند که از حد ترخص گذشته است یا نه و بخواهد در آن محل نماز بخواند، باید بین قصر و تمام جمع کند و اگر نماز رفت را فقط به صورت تمام خوانده، باید به صورت قصر هم بخواند.

مسأله ۵۱۹) کسی که از وطن به سفر می رود چنانچه قبل از رسیدن به حدّ ترخص، به تصور اینکه به حدّ ترخص رسیده است، نماز را قصر بخواند، سپس متوجه شود که اشتباه کرده، باید دوباره نماز را به جا آورد. در برگشت به وطن نیز اگر چنین اتفاقی بیفتد و نماز را تمام بخواند حکم همین است.

مسأله ۵۲۰) کسی که از وطن به سفر می رود اگر پس از عبور از حدّ ترخص، به تصور اینکه به حدّ ترخص نرسیده، نماز را تمام بخواند، سپس متوجه شود که چنین نبوده، باید دوباره نمازش را بخواند، در برگشت نیز اگر چنین اتفاقی بیفتد و نماز را قصر بخواند، حکم همین است.

مسأله ۵۲۱) اگر پس از خروج از وطن و عبور از حدّ ترخص، دوباره وارد حدّ ترخص شود، باید نماز را داخل حدّ ترخص تمام بخواند و تفاوتی نمی کند که برگشت او اختیاری یا غیر اختیاری و یا به دلیل کج بودن راه باشد.

مسأله ۵۲۲) در فرض مسأله قبل، اگر ورود او به حدّ ترخص به خاطر طبیعت مسیر همچون کجی راه باشد، لازم نیست باقیمانده مسیر به مقدار مسافت باشد، بلکه مقدار مسافت شرعی از همان ابتدای سفر با احتساب مقدار مسافتی که داخل حد ترخص می شود و برمی گردد، محاسبه می شود.

مسأله ۵۲۳) در فرض مسأله سابق، اگر ورود به حدّ ترخص به خاطر طبیعت مسیر نباشد، بلکه به خاطر امر دیگری به صورت اختیاری یا غیر اختیاری۳ به داخل حد ترخص برگردد؛ مانند اینکه برای برداشتن چمدانی که در محدوده حدّ ترخص جا گذاشته، برگردد، و بعد از برداشتن چمدان، همان سفر قبلی را ادامه دهد، در این صورت مسافت شرعی از ابتدای سفر محاسبه می شود ولی آن مقدار راه اضافی که از خارج حد ترخص برای برداشتن چمدان برگشته و دوباره به آن محل برمیگردد، در مسافت شرعی محاسبه نمی شود.

مسأله ۵۲۴) اگر به قصد مسافت از حدّ ترخص وطن خارج شد و نماز را به صورت قصر به جا آورد و دوباره وارد حدّ ترخص شد و سپس سفر خود را ادامه داد، نماز خوانده شده کافی است و لازم نیست آن را اعاده کند.

مسأله ۵۲۵) اگر از محلی که قصد اقامت ده روز کرده به قصد پیمودن مسافت شرعی خارج شود و بعد از گذشتن از حد ترخص به دلیلی، دوباره به حدّ ترخص یا حتی به محل اقامت وارد شود و قصد اقامت ده روز نداشته باشد، نمازش قصر است.

مسأله ۵۲۶) اگر کسی قصد دارد حداقل هشت فرسخ، دور شهر حرکت کند، چنانچه این حرکت داخل حد ترخص باشد، نمازش تمام است، ولی اگر خارج حد ترخص باشد، نماز قصر است؛ هرچند به خاطر کجی و اعوجاج راه، در مواردی داخل حدّ ترخص شود و مقدار مسیر خارج حد ترخص، کمتر از هشت فرسخ باشد. البته اگر بخواهد داخل حد ترخص نماز بخواند، نماز تمام است.

مسأله ۵۲۷) در فرض مساله قبل، اگر داخل شدن به حدّ ترخص به خاطر طبیعتِ مسیر نباشد، بلکه با اختیار به داخل حد ترخص برمی گردد، در این صورت اگر بقیه راه غیر از مقدار مسافتی که برمی گردد و خارج می شود، هشت فرسخ نباشد، نماز تمام است، و اگر به مقدار مسافت باشد، نماز قصر است. البته نمازش داخل حدّ ترخّص، تمام است.

۱. بر اساس تحقیقات انجام گرفته ۱۳۵۰ متر پس از آخرین نقطه شهر، حد ترخص می­ باشد.
۲. یعنی غیر موردِ وطن، قصد اقامت ده روزه و ماندن بیش از سی روز مردّد.
۳. غیر اختیاری مانند اینکه کشتی­ ای که به سمت مقصدی حرکت می­ کند و از حد ترخص می‌ گذرد، در اثر وزش باد، دوباره داخل حدّ ترخص برمی­ گردد.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند

مواردی که سفر را قطع می کند

مسأله ۵۲۸) در صورت تحقق یکی از موارد زیر سفر پایان یافته و باید نماز را تمام خواند:

۱. عبور از وطن؛
۲. قصد اقامت حداقل ده روز در یک مکان، یا علم به آن؛
۳. ماندن سی روز در یک مکان، در حال تردید و بدون قصد اقامت ده روز.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۱. عبور از وطن

۱. عبور از وطن


مسأله ۵۲۹) کسی که قصد پیمودن مسافت شرعی را دارد، اگر در بین راه وارد وطن شود، سفرش قطع می شود و باید نماز را درآنجا تمام بخواند و در ادامه سفر چنانچه مسافت باقیمانده تا مقصد، حداقل هشت فرسخ (امتدادی یا تلفیقی) باشد، نمازش قصر است و اگر کمتر از مسافت شرعی باشد، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله ۵۳۰) صِرف عبور از وطن (بدون مکث و توقف) برای قطع سفر، کافی است.

مسأله ۵۳۱) وطن از جهت عرف به مکانی گفته میشود که انسان در آن سکونت و استقرار داشته و محل زندگی اش باشد؛ خواه شهر باشد یا روستا و یا غیر آنها.

مسأله ۵۳۲) وطن دو گونه است: وطن اصلی و وطن اتّخاذی.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۱. عبور از وطن 
وطن اصلی

مسأله ۵۳۳) وطن اصلی در سه صورت محقق می شود:

اول: در محل تولد والدین یا یکی از آن دو متولد شود و حداقل شش ماه در آنجا رشد کند.

دوم: در غیر محل تولد والدین متولد شود و پنج سال در آنجا رشد کند.

سوم: در غیرمحل تولد، دوران کودکی و نوجوانی را رشد کند.


مسأله ۵۳۴) مقدار زمان لازم برای تحقق وطن اصلی در غیر محل تولد، موکول به نظر عرف است؛ مثلاً اگر ده سال اول زندگی را در جایی گذرانده است، از نظر عرف وطن اصلی صدق می‌کند و اگر یکی دو سال مانده باشد، وطن صدق نمی‌کند.

مسأله ۵۳۵) در وطن اصلی لازم نیست قصد داشته باشد برای همیشه یا مدت طولانی در آنجا زندگی کند، بلکه اگر تصمیم داشته باشد که در آینده از آنجا کوچ کند، تا زمانی که خارج نشده، همچنان وطن اصلی صدق می کند.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۱. عبور از وطن / وطن اتخاذی

وطن اتخاذی

مسأله ۵۳۶) وطن اتّخاذی از جهت عرف مکانی است که انسان آنجا را به عنوان وطن و محل سکونت قرار داده است در حالی که قبلاً وطن او نبوده است؛ خواه از وطن اصلی إعراض کرده باشد یا نه.

مسأله ۵۳۷) در تحقق وطن اتخاذی؛ فرقی نمی کند که فرد قصد زندگی دائم یا قصد زندگی بدون تعیین مدّت یا قصد زندگی به مدّت طولانی در آن مکان را داشته باشد.

مسأله ۵۳۸) اگر قصد دارد در جایی حدود ده سال بماند، بعید نیست عرفاً برای صدق وطن اتخاذی کافی باشد.

مسأله ۵۳۹) در صدق عرفیِ وطن اتخاذی، صِرف نیّت کافی نیست، بلکه تحقق لوازم وطنیت نیز خصوصیت دارد؛ مانند اینکه با قصد توطن مدتی (مانند یکی دو ماه) در آنجا بماند و یا کارهایی را انجام بدهد که عادتاً انسان برای توطّن در یک مکان آن کارها را انجام می دهد.

مسأله ۵۴۰) اگر شخصی با قصد توطن در محلی، از ابتدا خانه ای اجاره کرده یا بخرد یا کسب وکاری پیدا کند، از همان موقع وطن محقق می شود و نمازش تمام است و گذشت یکی دو ماه برای تحقق وطن لازم نیست.

مسأله ۵۴۱) اگر بعد از قصد توطن و قبل از انجام آنچه که برای تحقق وطن لازم است (مانند آنچه در دو مسأله قبل بیان شد)، در ماندن در آن مکان مردد شود، عنوان وطن محقق نشده و درصورتی که قصد ماندن ده روز را نداشته باشد، نمازش قصر است.

مسأله ۵۴۲) اگر کسی خانه ای در شهر دیگری؛ مانند مشهدالرضا (صلوات الله علیه) یا در منطقه ای ییلاقی تهیه کند و بخواهد مرتب ـ مثلا هر هفته ـ برای زیارت یا تفریح به آنجا برود، در صورتی که مدت اقامت او در آن مکان به مقداری نباشد که عرفاً آن مکان برای او محل استقرار و زندگی محسوب شود، نمازش در آنجا قصر است و روزه اش صحیح نیست.

مسأله ۵۴۳) جایی را که انسان برای مدت یکی دو سال برای زندگی انتخاب می کند، عرفاً وطن نیست ولی مسافر هم بر او صدق نمی کند، بنابراین بدون قصد اقامت ده روز هم نمازش تمام است.

 



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۱. عبور از وطن / تعدد وطن بالفعل

تعدد وطن بالفعل

مسأله ۵۴۴) داشتن دو یا سه وطن بالفعل اشکال ندارد؛ به این صورت که در هر یک خانه و زندگی دارد و در طول سال چند ماه در آن مکان ها زندگی می کند؛ اما داشتن بیش از سه وطن بالفعل، محل اشکال است.

مسأله ۵۴۵) کسی که قصد دارد برای همیشه یا سالیان متمادی سالی سه چهار ماه (مانند تابستان و ایام تعطیل) در مکانی زندگی کند، چنانچه وسائل زندگی مانند خانه و امثال آن را فراهم کند، آنجا از نظر عرف وطن دوم او محسوب می شود، اما اگر صرفاً برای ییلاق و مانند آن، بدون قصد توطن و بدون فراهم آوردن لوازم زندگی آنجا برود، تحقق وطن بعید است.

مسأله ۵۴۶) کسی که در بیش از یک مکان زندگی می کند، برای تحقق وطن لازم نیست در همه آنها به یک اندازه اقامت داشته باشد، بنابراین کسی که دو وطن دارد اگر در یک مکان مثلاً پنج ماه و در مکان دیگر هفت ماه بماند و کسی که سه وطن دارد در یک مکان چهار ماه و در مکان دوم پنج ماه و مکان سوم، سه ماه بماند، در همه آنها احکام وطن جاری است.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۱. عبور از وطن / تبعيّت در وطن

تبعیّت در وطن

مسأله ۵۴۷) تبعیت در وطن نیز همانند خود وطن، امری عرفی است؛ یعنی در نظر عرف فرزندی که با پدر و مادر یا یکی از آن دو زندگی می کند تابع آنها محسوب می شود و وطن آنها، وطن او نیز می باشد.

مسأله ۵۴۸) تبعیت در وطن، در مورد وطنِ اتخاذی است، نه وطن اصلی. بنابراین اگر به عنوان مثال فردی در ابتدای زندگی در مکانی رشد و نمو کرده و دوران کودکی و نوجوانی را در آنجا گذارنده، آنجا وطن اصلی او است، خواه وطن والدینش باشد یا نباشد.

مسأله ۵۴۹) اگر فرزند در وطن پدر و مادر (چه وطن اصلی یا اتخاذی) به اندازه ای زندگی نکرده که وطنِ اصلیِ او شود؛ مانند اینکه بعد از تولد به دلیلی از پدر و مادر دور شده و در مکان دیگری رشد و نمو یافته است و مثلاً بعد از ده سال نزد والدینش برگشته باشد، در این صورت وطن والدین وطن اصلی او محسوب نمی شود، اما بعد از برگشتن به تبع زندگی با آنها، وطن اتخاذی او می شود.

مسأله ۵۵۰) تبعیت در وطن، اختصاص به فرزند ندارد و عرفاً شامل هر کسی که تابع دیگری باشد نیز می شود، مانند خدمتکاری که استخدام شده تا همیشه همراه فردی باشد یا همسری که شرط توطّن در محل خاصی نکرده و همواره با شوهرش زندگی می کند.

مسأله ۵۵۱) در تحقق وطن، لازم نیست تابع قصد توطن کند، بلکه صرف همراهی او با متبوع کافی است، هر چند غافل باشد، مشروط بر اینکه قصد عدم توطن یا اعراض نکرده باشد.

مسأله ۵۵۲) فرزند بالغ؛ مانند دختر یازده دوازده ساله یا پسر شانزده هفده ساله که از قصد توطن غافل است و همراه پدر و مادر به شهری که آنها قصد توطن کرده اند، می رود، آنجا برای او هم وطن میباشد.

مسأله ۵۵۳) اگر فرزند همراه والدین به محلی برود که آنها قصد توطن دارند، در صورتی که او قصد عدم توطن داشته باشد، آن مکان برای او وطن محسوب نمی شود؛ هر چند نان خور والدین محسوب شود.

مسأله ۵۵۴) فرزندی که به تبع والدین در مکانی قصد توطن کرده، اگر بعد از مدتی (مثلاً یکی دو ماه) از قصدش برگردد تا زمانی که از آن مکان خارج نشده، اعراض محقق نشده و نمازش تمام است.

 



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۱. عبور از وطن / اعراض از وطن

اعراض از وطن

مسأله ۵۵۵) اعراض از وطن (مانند تحقق وطن) امری عرفی است و به این معنا است که فرد از وطنش خارج شود و تصمیم داشته باشد برای زندگی به آنجا برنگردد.

مسأله ۵۵۶) فردی که از وطن خود (اصلی یا اتخاذی) اعراض کرده، هر گاه بخواهد آنجا برود، نمازش قصر است چه آنجا ملک داشته باشد یا نه و در این صورت عبور از آن مکان موجب قطع سفر نمی شود؛ مگر آنکه قصد ماندن ده روز را داشته باشد.

مسأله ۵۵۷) برای تحقق اعراض، قصد و نیت لازم است، بنابر این اگر بدون قصد اعراض برای مدتی مثلاً چهار پنج سال از وطن خارج شود، آنجا همچنان وطن او میباشد. البته اگر مدت خیلی طولانی؛ مانند چهل، پنجاه سال از وطنش خارج شده و در این مدّت به ذهنش هم نیامده که به آنجا برگردد؛ در این صورت بعید نیست که ترکِ طولانی مدت در حکم اعراض باشد و نمازش در آنجا بدون قصد اقامت ده روز، قصر باشد.

مسأله ۵۵۸) کسی که از وطنش خارج شده و قصد ندارد که برنگردد،۱ ولی میداند یا اطمینان دارد که برای زندگی به آنجا برنخواهد گشت، بعید نیست که این علم و اطمینان هم در حکم اعراض باشد، بنابراین در آنجا نمازش قصر است.

مسأله ۵۵۹) خانمی که به تبع شوهر در مکانی غیر از وطن اصلی خودش زندگی می کند و قصد اعراض از وطنش نکرده است، چنانچه علم یا اطمینان ندارد که تا آخر عمر به وطن برنمی گردد بلکه احتمال می دهد؛ هر چند بر اثر حادثه ای مانند متارکه یا مرگ همسر به آنجا برگردد، نمازش در آنجا تمام است، اما اگر تصمیم دارد یا میداند که حتی با از دنیا رفتن شوهر و یا متارکه هم به وطن برنمیگردد، در این صورت اعراض محقق شده و آنجا وطن او محسوب نمی شود.

۱. برای کسی که از وطن خود خارج شده، سه حالت وجود دارد:
۱. چنانچه قصد دارد یا می­داند که به وطنش برمی­گردد؛ وطنیّت باقی است.
۲. چنانچه قصد دارد یا می­داندکه برنمی­گردد؛ اعراض محقق شده است.
۳. چنانچه نسبت به برگشتن یا برنگشتن تصمیمی نگرفته وعلمی هم در این مورد ندارد؛ وطنیّت همچنان باقی است؛ مگر آنکه مدت زیادی؛ مانند چهل پنجاه سال گذشته باشد و در این مدت به ذهنش هم نیامده که به آن جا برگردد.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۲. قصد اقامت ده روزه

۲. قصد اقامت ده روزه


مسأله ۵۶۰) اگر مسافر قصد کند در مکانی ده روز اقامت کند، باید نماز را در آنجا تمام بخواند؛ اما اگر بدون قصد و یا در حال تردید ده روز بماند، نمازش قصر است.

مسأله ۵۶۱) اگر انسان قصد اقامت ده روزه نکرده است، ولی یقین یا اطمینان دارد که ده روز در مکانی خواهد ماند، باید نماز را تمام بخواند. امّا اگر فقط گمان دارد که می ماند؛ نمازش قصر است.

مسأله ۵۶۲) ده روز اقامت باید متوالی و پشت سر هم باشد و بین آن قصد سفری را که موجبِ قصر نماز است نداشته باشد. بنابراین اگر قصد دارد پنج روز در محلی بماند، سپس به ده فرسخی برود و برگردد و مجدداً پنج روز دیگر بماند، قصد اقامت محقق نمی شود و از ابتدا نمازش قصر است.

مسأله ۵۶۳) اگر هنگام قصد اقامت تصمیم داشته باشد که در بین ده روز از محل اقامت خارج شود و به مسافتی کمتر از چهار فرسخ برود،۱ در صورتی که قصد داشته باشد به مقداری خارج شودکه عرفاً با ماندن ده روز در یک جا منافات ندارد؛ مانند اینکه بخواهد در این مدت دو سه بار و هر بار حداکثر به مدت نصف روز خارج شود، به قصد اقامت او خللی وارد نمی شود و نمازش تمام است.

مسأله ۵۶۴) مراد از «روز» در اقامت ده روز، معنای عرفی آن؛ یعنی از طلوع تا غروب خورشید است. بنابراین اگر فردی هنگام طلوع خورشید وارد مکانی شود و قصد کند تا غروب روز دهم آنجا بماند، نمازش تمام است و لازم نیست که شب اول و آخر نیز در آنجا باشد.

مسأله ۵۶۵) در قصد اقامت ده روز، شب های وسط هم حکم ده روز را دارد، بنابر این فردی که قصد اقامت کرده، نمی تواند شب ها به اندازه مسافت شرعی از آنجا خارج شود.

مسأله ۵۶۶) اگر مسافر بخواهد مقداری (هرچند به اندازه یک ساعت) کمتر از ده روز بماند، برای تحقق قصد اقامت کافی نبوده و نمازش قصر است.

مسأله ۵۶۷) کسی که قصد اقامت ده روز کرده، پس از اتمام ده روز تا زمانی که از آن محل خارج نشده، نمازش تمام است و نیاز به قصد مجدد ندارد.

مسأله ۵۶۸) اگر شخصی بعد از طلوع خورشید، وارد مکانی شود که می خواهد ده روز در آنجا بماند، به اندازه ای که هنگام ورود از طلوع خورشید گذشته، باید از طلوع خورشید روز یازدهم بگذرد تا ده روز کامل شود؛ بنابراین اگر روز اول سه ساعت بعد از طلوع خورشید وارد مکانی شود، چنانچه قصدش این باشد که روز یازدهم تا سه ساعت بعد از طلوع خورشید آنجا بماند، نمازش کامل است.

مسأله ۵۶۹) مکان اقامت ده روز باید از نظر عرف یک مکان باشد و صرف اتصال دو مکان (مانند دو شهر یا دو روستا) به یکدیگر در صورتی که عرفاً یک مکان حساب نشود، کفایت نمی کند.

مسأله ۵۷۰) اگر شهری که در آن قصد اقامت کرده، از شهرهای بزرگ و دارای محلات به هم پیوسته باشد، چنانچه بخواهد بین محلات آن تردّد کند، خللی به یکی بودن مکان وارد نمی شود.

مسأله ۵۷۱) در صورت شک در وحدت مکان اقامت، نماز قصر است.

مسأله ۵۷۲) اگر قصد ماندن ده روز در مکانی مشروط به تحقق امری مشکوک یا مظنون باشد، قصد اقامت محقق نمی شود و نماز قصر است؛ مانند کسی که ده روز ماندنش را به آمدن دوستش مشروط کند در حالی که نمی داند او می آید یا نه یا حتی گمان دارد که او می آید.

مسأله ۵۷۳) اگر قصد اقامت ده روز داشته باشد ولی احتمال دهد که مانعی به وجود بیاید و نتواند ده روز بماند، در صورتی که این احتمال، ضعیف باشد و مورد اعتنای عقلا نباشد، قصد اقامت او محقق می شود و نمازش تمام است، ولی اگر احتمال ضعیف نباشد و نزد عقلا قابل توجه باشد، قصد اقامت محقق نمی شود و نماز قصر است.

مسأله ۵۷۴) اگر کسی قصد دارد تا روز معینی (مثلاً تا آخر ماه) در مکانی بماند و در واقع تا آن زمان ده روز باشد، اگر چه نداند ده روز است، قصد اقامت محقق شده و نمازش تمام است؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که نماز را جمع بخواند.

مسأله ۵۷۵) اگر قصد دارد که تا روز معینی؛ مثلاً تا دوشنبه (نه بیشتر) در مکانی بماند و به تصور اینکه تا آن زمان ده روز است، قصد ده روز کند (در حالی که کمتر می باشد)، در این صورت نمازش قصر است. پس اگر در وقت متوجه شد باید نمازش را اعاده کند و اگر خارج وقت متوجه شد بنابر احتیاط واجب قضا کند.

مسأله ۵۷۶) اگر شخصی قصد دارد در مکانی ده روز بماند و تصور کند تا فلان روز، ده روز میشود (در حالی که از ده روز کمتر است) ولی قصد او به گونه ای است که اگر بداند تا آن زمان ده روز نمی شود، حتما روزهای بعد را هم می ماند تا ده روز کامل شود، در این صورت نمازش تمام است.

مسأله ۵۷۷) تحقق قصد اقامت ده روزه مشروط به خواندن نماز نیست، بنابراین چنانچه حائض یا نفساء قصد اقامت ده روزه کند قصدش صحیح و معتبر است و ایامی را که نماز نمی خواند جزء ده روز محاسبه می شود.

مسأله ۵۷۸) اگر مسافر هنگامی که مشغول خواندن نماز قصر است، قصد اقامت ده روزه کند، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند.

۱. یعنی قصد خروج به مقدار کمتر از مسافت شرعی مقارن با قصد اقامت ده روز است.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۲. قصد اقامت ده روزه / عدول از قصد اقامت

عدول از قصد اقامت

مسأله ۵۷۹) مسافری که قصد اقامت ده روزه دارد، اگر پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی یومیه به صورت ادا از قصدش برگردد یا مردّد شود، نمازش قصر است.

مسأله ۵۸۰) کسی که قصد اقامت ده روزه کرده است، پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی یومیه به صورت ادا، تا زمانی که در آن مکان است، نمازش تمام است، حتی اگر از قصدش برگردد و نخواهد ده روز در آنجا بماند. اما اگر فقط نماز صبح یا مغرب خوانده و سپس منصرف شده، نمازش قصر است.

مسأله ۵۸۱) اگر هنگام خواندن اولین نماز چهار رکعتی، از ماندن ده روز منصرف شود و بخواهد کمتر از آن بماند، نمازش تبدیل به قصر میشود. بنابر این اگر تصمیم او قبل از رسیدن به رکعت سوّم باشد، باید نماز را به صورت قصر تمام کند و چنانچه در رکعت سوّم قبل از رکوع باشد، بنابر احتیاط واجب باید بنشیند و نماز را به صورت قصر تمام کند و دوباره نماز را به صورت قصر اعاده کند و اگر وارد رکوعِ رکعت سوم شده باشد، نمازش باطل است.

مسأله ۵۸۲) کسی که قصد اقامت ده روز کرده است، اگر روزه بگیرد و قبل از خواندن نماز چهار رکعتی از قصدش منصرف شود، در صورتی که انصراف بعد از زوال باشد، روزهاش صحیح است، ولی اگر قبل از زوال باشد، روزه باطل است.

مسأله ۵۸۳) کسی که بعد از قصد اقامت، نماز چهار رکعتی از او فوت شود و بدون اینکه نماز چهار رکعتی دیگری به صورت ادا بخواند، از ماندن منصرف شود، باید نمازهای بعدی را به صورت قصر بخواند، ولی آن نماز را حتی در سفر باید به صورت تمام قضا کند.

مسأله ۵۸۴) در مسالة قبل اگر نماز را در همان سفر به صورت تمام قضا کند و پس از آن از ماندن منصرف شود، این نماز قضای چهار رکعتی برای تمام بودن نمازهای بعدی کافی نیست و نمازش قصر است.

مسأله ۵۸۵) اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی از قصد اقامت برگردد، در صورتیکه معلوم شود نمازش باطل بوده، وظیفه اش قصر است.

مسأله ۵۸۶) اگر بعد از گذشت وقت نماز چهار رکعتی، از قصد اقامت برگردد و شک کند در وقت گذشته نماز خوانده یا نه؟ باید بنا بگذارد بر اینکه نماز را به صورت تمام خوانده است و نمازهای بعد را هم به صورت تمام به جا آورد.

مسأله ۵۸۷) اگر بعد از عدول از قصد اقامت، شک کند که قبل از عدول، یک نماز چهار رکعتی خوانده یا نه، نمازش قصر است.

 



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۲. قصد اقامت ده روزه / خروج از محل اقامت

خروج از محل اقامت

مسأله ۵۸۸) اگر پس از تحقق قصد اقامت، بخواهد به مقدار کمتر از چهار فرسخ (حتی به مدت یک روز یا بیشتر) از محل اقامت خارج شود، اشکال ندارد و به قصد اقامت خلل وارد نمی کند.

مسأله ۵۸۹) اگر پس از تحقق اقامت (چه بین ده روز اول یا بعد از آن) تصمیم بگیرد به کمتر از چهار فرسخ برود و قصد داشته باشد دوباره به محل اقامت (به این عنوان که محل اقامت است) برگردد، در مسیر رفت و برگشت و در مقصد و محل اقامت، نمازش تمام است.



نماز / نماز مسافر / مواردی كه سفر را قطع مى كند / ۳. ماندن یک ماه بدون قصد اقامت

۳. ماندن یک ماه بدون قصد اقامت

مسأله ۵۹۰) اگر بعد از پیمودن هشت فرسخ، سی روز در حال تردید در مکانی باشد، بعد از روز سی ام تا زمانی که از محل خارج نشده (اگر چه نصف روز باشد) باید نماز را تمام بخواند.

مسأله ۵۹۱) مسافری که تصمیم داشته کمتر از ده روز در جایی بماند، اگر بعد از اتمام این مدت، از رفتن منصرف شود و تصمیم بگیرد که دوباره کمتر از ده روز، مثلاً یک هفتة دیگر بماند و به همین ترتیب، ماندنِ در آنجا را تمدید کند تا یک ماه شود، در این صورت مانند مسالة قبل، از روز سی و یکم نمازش تمام است.

مسأله ۵۹۲) کسی که کمتر از سی روز؛ مثلاً ۲۸ روز در محلی به صورت مردّد حضور داشته است، چنانچه به محل دیگری برود و در آنجا نیز کمتر از سی روز با حال تردید توقف کند و سپس در محل سوم به همین صورت بماند، در هر سه محل نمازش قصر است.

مسأله ۵۹۳) محاسبه سی روز به این صورت است که اگر هنگام طلوع خورشید به مکانی وارد شده باشد، پس از غروب خورشید روز سی ام، نمازش تمام است و باید نماز عشاء روز سی ام و نمازهای چهار رکعتی بعد از آن را تمام بخواند، اما اگر بعد از طلوع خورشید وارد شده باشد؛ روز سی و یکم، همان زمانِ ورود، سی روز کامل می شود. بنابراین اگر یک ساعت پس از طلوع خورشید وارد شده باشد، یک ساعت پس از طلوع خورشید روز سی و یکم، سی روز تکمیل شده و نمازهای چهار رکعتی بعد از آن باید کامل خوانده شود.
مسأله ۵۹۴) اگر اول ماه وارد شود و ماه قمری باشد و ماه ۲۹ روز باشد، باید تا روز بیست‌ و نهم نماز را قصر بخواند و در روز سی‌ ام بنابر احتیاط واجب، بین قصر و تمام جمع کند و از روز سی‌ و یکم تمام بخواند.


مسأله ۵۹۵) مکان تردید باید عرفاً واحد باشد، بنابراین اگر مقداری از سی روز را در یک مکان؛ مانند تهران و مقداری را در مکان دیگری؛ مانند کرج باشد، حکمِ سی روز مردّد را ندارد و همچنان نماز قصر است.

مسأله ۵۹۶) اگر در مدت سی روزی که مردّد است، به کمتر از چهار فرسخ برود، در صورتی که خروج او به اندازه ای است که از نظر عرف با سی روز ماندن در یک مکان منافات ندارد و به آن خللی وارد نمی کند، بعد از گذشت سی روز نمازش تمام است، مانند اینکه قسمتی از روز را بیرون برود؛ (نه تمام روز)، و بیرون رفتنش زیاد تکرار نشود؛ مثلاً در مدت سی روز، چهار پنج بار بیرون برود و هر بار مثلاً سه چهار ساعت بماند و برگردد.

مسأله ۵۹۷) کسی که سی روز بدون قصد اقامت در محلی بوده است، از روز سی و یکم مانند کسی است که قصد اقامت کرده است. بنابراین بعد از اتمام روز سی ام، باید نماز را تمام بخواند و اگر بخواهد به کمتر از مسافت شرعی برود، همان احکامی که در بحث اقامت ده روزه بیان شد، اینجا هم وجود دارد؛ به عنوان مثال اگر بخواهد به کمتر از چهار فرسخ برود و دوباره به همین محلی که سی روز مانده برگردد و بدون قصد اقامت در آن جا بماند؛ در مسیر رفت و برگشت و در مقصد و محل بازگشت، نمازش تمام است.

مسأله ۵۹۸) شخصی که با گذشت سی روز نمازش تمام است، چنانچه به قصد سفر شرعی از آن محل بیرون برود، احتیاط واجب آن است که یا در حدّ فاصل بین محل اقامت سی روز و حد ترخص، بین قصر و تمام جمع کند، یا نماز را تاخیر بیندازد و قصر بخواند.



نماز / نماز مسافر / حکم نوافل در سفر

حکم نوافل در سفر

مسأله ۵۹۹) خواندن نافله های ظهر و عصر در سفری که نماز در آن قصر است (هر چند با قصد رجاء) جایز نیست.

مسأله ۶۰۰) انجام نافله عشا (وُتیره) در سفر با قصد رجاء و به امید ثواب اشکال ندارد.

مسأله ۶۰۱) نمازهای نافله یومیه ای که از مسافر ساقط است، برای فردی که قصد ماندن ده روز را دارد، مشروع و مستحب است. همچنین روزه مستحبی نیز برای او مستحب می باشد.

مسأله ۶۰۲) اگر کسی در اماکن تخییر بخواهد نماز را به صورت تمام بخواند، می تواند نوافل یومیه را نیز بخواند.

مسأله ۶۰۳) نافله شب و نافلۀ نماز صبح و مغرب از مسافر ساقط نیست.

مسأله ۶۰۴) غیر از نافله های یومیه، نمازهای مستحبی دیگر؛ مانند نماز جعفر طیّار (که نماز خیلی مهم و با فضیلتی است) و نماز امام زمان (علیه السلام) یا نمازهایی که در ایام خاصی؛ مانند روز جمعه وارد شده، از مسافر ساقط نیست.



نماز / نماز مسافر / حکم خواندن نماز تمام در جایی که وظیفه قصر است

حکم خواندن نماز تمام در جایی که وظیفه قصر است

مسأله ۶۰۵) مسافری که می داند نماز در سفر با وجود شرایطی قصر است، همچنین می داند سفرش واجد آن شرایط است، در صورتی که نماز را تمام بخواند، نمازش باطل است و چه در وقت باشد و چه خارج از وقت باید آن را دوباره به صورت قصر بخواند.

مسأله ۶۰۶) مسافری که نمی داند نماز در سفر قصر است و بر خلاف وظیفه اش نماز را تمام می خواند، در صورتی که جاهل قاصر باشد۱، پس از فهمیدن حکم، لازم نیست نماز را اعاده یا قضا کند.

مسأله ۶۰۷) در فرض مساله قبل اگر جاهل مقصر باشد۲، به خاطر کوتاهی در یادگیری گناه کرده و پس از فهمیدن حکم، باید نمازش را در وقت اعاده و در خارج وقت قضاء کند.

مسأله ۶۰۸) اگر حکم نماز در سفر را می داند، ولی به دلیل جهل به خصوصیات حکم، نماز را تمام بخواند، در این صورت احتیاط واجب آن است که اگر در وقت متوجه شود، آن را اعاده و اگر بعد از وقت متوجه شود، آن را قضا کند؛ مانند اینکه می داند در سفر نماز قصر است، اما نمی داند بعد از قصد اقامت ده روز و قبل از خواندن یک نماز چهار رکعتی اگر از قصدش برگردد، نماز قصر است و نماز را تمام بخواند.

مسأله ۶۰۹) اگر مسافر حکم نماز در سفر را می داند، ولی به دلیل جهل به موضوع، نماز را تمام بخواند، باید نماز را اعاده کند؛ مانند اینکه می داند که وظیفه مسافر نماز قصر است ولی قصد دارد به مکان مشخصی که مسافت تا آنجا هشت فرسخ است برود، اما خیال می کند تا آنجا هفت فرسخ است و نماز را تمام می خواند در حالی که وظیفه واقعی او قصر است.

مسأله ۶۱۰) اگر فراموش کند که مسافر باید نمازش را قصر بخواند یا فراموش کند که در سفر است و نمازش را تمام بخواند، چنانچه داخل وقت یادش بیاید، باید نماز را اعاده کند و اگر اعاده نکند، قضای آن واجب است، ولی اگر بعد از وقت متوجه شود، نمازش قضا ندارد.

مسأله ۶۱۱) مسافری که نمی داند وظیفه مسافر قصر است؛ اگر نمازش قضا شود و بعد از وقت، متوجه حکم شود، باید قضای نماز خود را به صورت قصر بخواند.

مسأله ۶۱۲) در فرض مسأله قبل، اگر نماز فوت شده را به صورت تمام قضا کند و سپس متوجه حکم شود، در صورتی که جاهل قاصر بوده، اعاده نماز لازم نیست.

مسأله ۶۱۳) اگر فراموش کند که وظیفه مسافر نماز قصر است یا فراموش کند که در سفر است و به قصد تمام، نماز را شروع کند و پیش از قیام برای رکعت سوم یادش بیاید، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و نمازش صحیح است و اگر بعد از قیام برای رکعت سوم و پیش از رکوع یادش بیاید، باید بنشیند و سلام دهد.

مسأله ۶۱۴) در فرض مسأله قبل، اگر بعد از رفتن به رکوع رکعت سوم یادش بیاید، نمازش باطل است؛ خواه در وسعت وقت باشد و خواه در تنگی وقت در حدی که به مقدار یک رکعت هم وقت نداشته باشد و باید نماز را اعاده یا قضا کند.

۱. یعنی کسی که حکم را نمی ­داند و توجه به جهل خود هم ندارد.
۲. یعنی کسی ­که توجه به جهل خود دارد و با اینکه می ­تواند آن را برطرف کند، این کار را نمی­ کند.

 



نماز / نماز مسافر / حکم خواندن نماز قصر در جایی که وظیفه تمام است

حکم خواندن نماز قصر در جایی که وظیفه تمام است

مسأله ۶۱۵) مسافری که وظیفه اش نماز تمام است، چنانچه برخلاف وظیفه نماز را قصر بخواند، نمازش باطل است و در این حکم تفاوتی میان علم، عمد، فراموشی و جهل به حکم یا موضوع نیست؛ مگر موردی که در مسألة بعد بیان می شود.

مسأله ۶۱۶) مسافری که می خواهد ده روز در جایی بماند، اگر به خاطر جهل به حکم نماز را قصر بخواند، نمازش صحیح است، ولی اگر به خاطر جهل به موضوع یا فراموشی قصر بخواند، نمازش باطل است و باید نمازش را دوباره بخواند.

مسأله ۶۱۷) کسی که وظیفه اش تمام است؛ مانند مسافریکه قصد اقامت ده روزه کرده، اگر در اثر فراموشی یا جهل به حکم یا موضوع، نماز را به نیّت قصر شروع کند و پیش از گفتن سلامی که با آن از نماز خارج می شود۱ متوجه شود، باید نماز را به صورت تمام ادامه دهد و صحیح است.

۱. سلام اول یعنی «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته» سلام مستحبی است و با آن از نماز خارج نمی‌ شود، ولی سلام دوم؛ یعنی «السلام علینا و علی عبادالله الصالحین» یا سلام سوم؛ یعنی «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» موجب بیرون رفتن از نماز می‌ شود.



نماز / نماز مسافر / مسائل متفرقه

مسائل متفرقه

مسأله ۶۱۸) کسی که اول وقت در وطن یا محلی که قصد اقامت ده روز کرده، بوده و نماز نخوانده و به مسافرت رفته است، اگر بخواهد در سفر نماز بخواند، باید قصر بخواند.

مسأله ۶۱۹) کسی که اول وقت مسافر بوده و نماز نخوانده و سپس به وطن یا محل اقامت رسیده است، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله ۶۲۰) کسی که اول وقت مسافر بوده و نماز نخوانده و بعد از رسیدن به وطن یا محل اقامت نمازش فوت شده، باید آن را به صورت تمام قضا کند.

مسأله ۶۲۱) کسی که اول وقتِ نماز، در وطن یا محل اقامت بوده و به سفر رفته و نمازش در سفر فوت شده است، باید نمازش را به صورت قصر قضا کند.

مسأله ۶۲۲) مسافر در اماکن چهارگانۀ تخییر (یعنی شهر مکه، مدینه، مسجد کوفه و حائر حسینی علیه السلام) می تواند نمازهای چهار رکعتی را قصر یا تمام بخواند و اگر تمام بخواند افضل است، اما احتیاط مستحب قصر است.

مسأله ۶۲۳) حکم تخییر در تمامی شهر مکه و مدینه فعلی جاری است و مخصوص مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست، ولی احتیاط مستحب آن است که به دو مسجد اکتفاء شود.

مسأله ۶۲۴) در کوفه حکم تخییر اختصاص به مسجد کوفه دارد و در شهر کوفه، بنابر احتیاط واجب حکم تخییر جاری نیست.

مسأله ۶۲۵) حکم تخییر در حائر حسینی(علیه السلام) به زیر گنبد (تحت القبّه) و جایی که نزد قبر امام حسین (علیه السلام) صدق می کند، اختصاص دارد و بنابر احتیاط شامل رواق ها و صحن مطهر نمی شود.

مسأله ۶۲۶) در اماکن چهارگانه مذکور، تخییر استمراری است و مسافر می تواند هر یک از نمازهای چهار رکعتی را که بخواهد تمام و هر کدام را که بخواهد قصر بخواند.

مسأله ۶۲۷) اگر در اماکن تخییر، نمازی از مکلّف (عمداً یا سهواً) فوت شود و بخواهد در غیر این اماکن نماز را قضا کند، اقوی این است که به صورت قصر بخواند، و چنانچه بخواهد در همین مکان ها آن را قضا کند، بنابر احتیاط واجب باید قصر بخواند.

مسأله ۶۲۸) حکم تخییر در اماکن چهارگانه شامل روزه نمی شود، بنابراین مسافر نمی تواند در این اماکن روزه ماه مبارک رمضان را بگیرد.

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group