نماز قضا
مسأله ۶۲۹) کسی که نماز واجب یومیه را در وقت معین آن عمداً یا از روی فراموشی یا به دلیل جهل نخوانده باشد یا بعد از وقت، متوجه بطلان نمازش شود، باید قضای آن را بخواند.
مسأله ۶۳۰) اگر کسی نماز واجب غیر یومیه؛ مانند نماز آیات را در وقت خود نخواند، قضای آن را باید به جا آورد.
مسأله ۶۳۱) قضای نماز در صورتی واجب است که مکلّف یقین به ترک یا باطل بودن آن داشته باشد، اما اگر شک یا گمان به ترک یا بطلان نمازی دارد، واجب نیست قضای آن را بخواند.
مسأله ۶۳۲) اگر مکلف در تمام وقت نماز بی هوش باشد، قضای آن واجب نیست؛ مگر اینکه بی هوشی به اختیار خودش بوده باشد که بنابر احتیاط واجب باید نماز را قضا کند.
مسأله ۶۳۳) غیر مسلمانی که به دین اسلام گرویده است، لازم نیست نمازهایی را که قبل از مسلمان شدنش نخوانده قضا کند؛ ولی مرتدّ، یعنی مسلمانی که از اسلام برگشته، باید نمازهای زمان ارتداد را بعد از توبه قضا کند.
مسأله ۶۳۴) نمازهایی را که زن در تمام وقت آن، در حال حیض یا نفاس بوده است، قضا ندارد.
مسأله ۶۳۵) کسی که نماز قضا دارد، واجب نیست فوراً آن را بخواند، البته نباید در خواندن آن کوتاهی کند.
مسأله ۶۳۶) شخصی که بر اثر جهل به موضوع یا حکم شرعی، نماز را بدون طهارت از حدث خوانده است؛ مانند کسی که نمی دانسته جنب شده و غسل نکرده یا نماز را با غسل یا وضوی باطل خوانده است، باید نمازها را قضا کند.
مسأله ۶۳۷) قضای نماز واجب را باید به همان صورت که قضا شده، به جا آورد؛ بنابراین اگر وظیفه مکلف نماز چهار رکعتی بوده و از او فوت شده، باید قضای آن را (هرچند در سفر) به صورت چهار رکعتی انجام دهد و اگر نمازهای چهار رکعتی در سفر (که وظیفه اش قصر است) از او فوت شده باشد، باید به صورت قصر بخواند؛ هر چند در سفر نباشد.
مسأله ۶۳۸) قضای نماز واجب را هر زمان از شبانه روز می توان خواند و لازم نیست مثلاً قضای نماز صبح در وقت نماز صبح یا قضای نماز ظهر در وقت نماز ظهر خوانده شود.
مسأله ۶۳۹) معیار در قضای نماز، آخر وقت است. بنابراین اگر آخر وقت که نماز از او فوت شده، مسافر بوده، باید قضای نماز را قصر بخواند؛ اگر چه اول وقت در وطنش بوده است و اگر آخر وقت مسافر نبوده، باید نماز را تمام بخواند؛ اگر چه اول وقت مسافر بوده است.
مسأله ۶۴۰) رعایت ترتیب در خواندن نماز قضا واجب نیست؛ مگر در قضای نماز ظهر و عصر یک روز و قضای نماز مغرب و عشای یک روز.
مسأله ۶۴۱) کسی که تعداد نمازهای قضای خود را نمی داند، می تواند به مقداری که یقین دارد قضا شده، اکتفا کند.
مسأله ۶۴۲) کسی که نماز قضا دارد، می تواند نماز اداء را بخواند؛ ولی احتیاط واجب آن است که اگر فقط یک نماز قضا دارد، ابتدا نماز قضا را بخواند؛ به خصوص اگر نماز قضا مربوط به همان روز باشد.
مسأله ۶۴۳) کسی که نماز قضا بر عهده دارد، می تواند نماز نافله و نماز مستحبی بخواند.
مسأله ۶۴۴) قضای نافله های یومیه مستحب است.
نماز / نماز استیجاری
مسأله ۶۴۵) اگر عباداتی مانند نماز یا روزه از میت فوت شده باشد؛ جایز است کسی را اجیر کنند تا قضای آنها را به نیابت از میت به جا آورد. همچنین جایز است کسی آنها را تبرّعاً۱ انجام دهد و با انجام آن، ذمّة میت فارغ می شود.
مسأله ۶۴۶) به نمازی که به نیابت از میت با اجرت خوانده می شود، نماز استیجاری می گویند.
مسأله ۶۴۷) در صورتی که میت نسبت به گرفتن اجیر برای قضای نمازهایش وصیت کرده باشد، تا مقدار ثلث ترکه باید به آن عمل شود و در بیش از ثلث، اجازه ورثه لازم است.
مسأله ۶۴۸) کسی که برای نمازهای میّتی اجیر شده است، هنگام خواندن نماز لازم نیست میّت را با ذکر خصوصیات معین کند، بلکه اگر به صورت مجمل و کلی او را مشخص کند، کافی است؛ مثلاً کسی که برای نماز دو نفر اجیر شده، اگر نیّت کند نماز را برای اولین میّتی که اجیر شده می خواند، کافی است.
مسأله ۶۴۹) اگر برای نماز استیجاری شرط خاصی (مانند به جماعت برگزار کردن یا در مسجد خواندن) نشده باشد، بر اجیر فقط لازم است نماز را با واجبات آن انجام دهد.
مسأله ۶۵۰) برای خواندن نمازهای میّت، همجنس بودن شرط نیست، یعنی مرد می تواند نمازهای قضای زن و زن نمازهای قضای مرد را بخواند؛ خواه اجیر باشد و یا تبرعاً انجام دهد.
مسأله ۶۵۱) در بلند یا آهسته خواندن نماز، نایب باید مطابق وظیفه خود عمل کند. بنابراین اگر مردی برای خواندن نمازهای قضای زن نایب شود، باید حمد و سوره نمازهای صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند.
مسأله ۶۵۲) کسی که برای قضای نماز میّت نایب می شود، باید شرایط زیر را داشته باشد:
۱. مسائل نماز را با اجتهاد یا تقلیدِ صحیح بداند.
۲. مورد اطمینان باشد که نماز را صحیح به جا می آورد.
۳. عذری نداشته باشد؛ مثلاً کسی که نشسته نماز می خواند، نمی تواند برای نمازهای میّت اجیر شود.
۱. یعنی به طور رایگان انجام دادن.
نماز / نماز قضای پدر و مادر
مسأله ۶۵۳) بر پسر بزرگ واجب است نمازهایی را که از پدر و بنابر احتیاط واجب از مادرش فوت شده، قضا کند.
مسأله ۶۵۴) اگر پدر یا مادری اصلاً نماز نخوانده باشند، بنابر احتیاط واجب قضای نمازها بر پسر بزرگ واجب است.
مسأله ۶۵۵) منظور از پسر بزرگ، بزرگ ترین پسری است که هنگام مرگ پدر و مادر زنده است، خواه بالغ باشد یا غیر بالغ.
مسأله ۶۵۶) اگر فرزند بزرگ میت، دختر و فرزند دوم پسر باشد، قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر بزرگ که فرزند دوم است، واجب است.
مسأله ۶۵۷) هرگاه شخص دیگری (غیر از پسر بزرگ) نمازهای پدر و مادر را قضا کند، از پسر بزرگ ساقط می شود.
مسأله ۶۵۸) بر پسر بزرگ واجب است آن مقدار از نمازهایی را که یقین دارد از پدر و مادرش فوت شده است قضا کند و اگر نمی داند که از آنها نمازی قضا شده یا نه، چیزی بر او واجب نیست و تفحص و جستجو در این مورد لازم نمی باشد.
مسأله ۶۵۹) بر پسر بزرگ واجب است که نمازهای پدر و مادرش را به هر صورتی که امکان دارد قضا کند و اگر از انجام آن عاجز باشد، تکلیفی بر عهده اش نیست.
مسأله ۶۶۰) کسی که خودش نماز قضا دارد و نماز قضای پدر و مادر نیز بر عهده اوست، در تقدیم هر یک مخیّر است و هر کدام را بخواهد می تواند اول بخواند.
مسأله ۶۶۱) اگر پسر بزرگ پس از فوت پدر و مادر از دنیا برود، بر فرزندان دیگر قضای نماز پدر و مادر واجب نمی شود.


