بشارت خداوند به الْمُخْبِتین
وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتین؛ وقتی تسلیم این خدا شدید، چنان محو او میشوید که عشق و محبّتش در دلتان ولَه میزند. «مُخبت» یعنی آنکه واله پروردگار است. «اللَّهُمَ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِینَ إِلَیْکَ وَالِهَه».
مخبت هم به معنای فروتن است، هم به معنای کسی که شوق و عشقِ فراوان در دل دارد.
واله خدایی است که آسمانها و زمین را خلق کرده، همۀ بشر را روزی میدهد؛ همه را نگه داشته؛ به همه زندگی میبخشد؛ میمیراند و در جای دیگر دنیایی دیگر برایشان شروع میشود.
وقتی میفهمد خدایی با این عظمت همراه اوست، والهاش میشود.
در آیۀ بعد مشخصات مخبتین را بیان میفرماید.
خصوصیات الْمُخْبِتین
1-یاد خداوند
الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّه وَجِلَتْ قُلُوبُهُم؛ «وَجِل» در لغت یعنی ترس؛ هم ترس از عظمت پروردگار و هم ترس از غافل ماندن از او.
پس اولین صفت مخبتین یاد خداست و یاد خدا فقط به زبان نیست، امّا همین یاد زبانی بهتدریج به قلب و روح انسان سرایت میکند و ناگسستنی میشود؛ یعنی همانطور که خدای تعالی هرآن همراه اوست، او نیز هرآن با خداست.
در همه حال یاد خدا بودن؛ یعنی تا خواست گناهی کند، متذکر پروردگار شود و نکند؛ همینکه به واجبی رسید، بهخاطرِ خدا انجام دهد؛ در نماز حواسش جمع باشد.
وقتی میخواهد غذا بخورد، حلال بخورد؛ «بسماللّه» و «الحمدللّه» بگوید و متوجه باشد که این غذا و اسباب خوردن و هضمش را خدا داده، بخورد و شکر کند.
در حرف زدن رضای خدا را لحاظ کند؛ در نگاه کردن؛ در گوش دادن و همینطور بهتدریج در همۀ افعال و سکنات یاد خدا باشد و رضای او را ملاحظه کند.
﴿الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّار﴾ [آلعمران، ۱۹۱.]
«آنان که در حال ایستاده و نشسته و به پهلو -خفته- خدا را یاد مىکنند و در آفرینش آسمانها و زمین مىاندیشند که پروردگار! اینها را بیهوده نیافریدهاى. منزّهى تو. ما را از عذاب آتش نگاه دار!»
وقتی انسان یاد خدا و یاد محبوبش میکند، مقداری از مادیات کنده میشود. وقتی یاد خدا دائم شد، عظمت او را ملتفت میشود و بهتدریج، به عنایت پروردگار «من» کنار می رود و منیت زائل میشود.
البته این مهم به این سادگی نصیب نمیشود و آسان نیست، امّا خدای تعالی آن را آسان میکند.
2-صبر بر ناراحتیها
وَ الصَّابِرینَ عَلى ما أَصابَهُم؛ خصوصیت دیگر مخبتین این است که به هرچه میرسد، صبر و تحمل میکنند.
کدام بیامبر به خوشی در دنیا زندگی کرد و هیچ ناراحتی و مصیبتی نداشت؟ از آدم که چند نفر بیشتر نبودند تا حضرت خاتم که فرمود: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ» [ کشفالغمه، ۲، ۵۳۷.] امّا همه صبر کردند.
هرکه این مقام را میخواهد باید صبر کند. البته که همۀ ما آن را میخواهیم؛ چرا نخواهیم؛ مگر کم مقامی است؟
هرکسی در این راه بهاندازۀ ایمان و طلبش ممکن است ناراحتیهایی ببیند. برای آنکه در آغاز راه است، خدای تعالی مصیبتهای سخت پیش نمیآورد.
صبر در دو چیز لازم است؛ در مصییت و ناراحتی که از هرکس و هر جنسی پیش میآید و در نعمت. اگر پولِ زیاد آمد، روی هم نگذارد. از این دست بگیرد و از آن دست بدهد.
مقتدای ما پیامبر و ائمۀ اطهار علیهمالسلام هستند. آنها میخواستند احکام خدا را بگویند و آنچه خدا نازل کرده بیان کنند، امّا چه بر سرشان آوردند! از پیامبر اکرم صلّیاللّهعلیهوآله تا امروز امام زمان که در کوهها و بیابانها سرگردان است!
مراتب صبر برای افراد مختلف فرق میکند. هرچه ایمانِ شخص قویتر و به خدای تعالی نزدیکتر باشد، صبرش بیشتر میشود و امتحانات سختتر و ناراحتیهای بیشتری برایش پیش میآید. خدا هم کمک میکند.
3-اقامه نماز
وَ الْمُقیمِی الصَّلاة؛ سومین خصوصیت مخبتین اقامۀ نماز است. هم خودشان میخوانند و هم دیگران را دعوت میکنند.
این خصوصیات از هم جدا نیست؛ یعنی همراه یاد خدا، صبر است؛ همراه صبر نماز، و نماز خود مصداق یاد خداست.
چقدر در قرآن سفارش به نماز شده! هم بهصورتِ امر، هم ماضی و هم مضارع بارها تکرار شده است.
4-انفاق
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون؛ صفت چهارم این است که هرچه خدا نصیبشان کرده، از ظاهر و باطن، انفاق میکنند. انفاق ظاهری یعنی همین مادیاتی که خدا داده.
انفاق باطنی یعنی علم یا معنویاتی که احیانا داشته باشند.
حضرات معصومین علهیمالسلام همگی کسانی را داشتند که از نزدیکان اصحاب سرشان بودند و خدای تعالی بهوسیلۀ ایشان آنها را مشوب کرد؛ یعنی پر کرد از نعمتهای معنوی، به اندازه استعداد و طلبشان؛ مثل سلمان و ابوذر و مقداد.
دوستان ائمۀ اطهار علیهمالسلام هم از جهت معنا به کسانی که طالب خدای تعالی باشند، کمک میکنند. هرکس بهقدر مؤونۀ خود و به اندازه طاقت و توانایی طرف، به او کمک میکند. این انفاق معنوی است.
(بیان ایت الله دستغیب)


