انس با امام علیه السلام، جلسه یکم - حجت الاسلام عابدینی- محرم1405
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
دعای سلامتی امام زمان را با هم میخوانیم؛ انشاءالله سلامتی حضرت، سلامتی امتش و سلامتی نائبش هم هست:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»
انشاءالله از یاران و یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم، صلواتی سرداری مرحمت کنید. انشاءالله شهیدان شفیعان ما باشند و آقای شهید ما هم در رأس این شهیدان شفیع ما باشند و عاقبت ما هم ختم به شهادت باشد، صلوات دوم را بلندتر مرحمت کنید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ». همه عشق و علاقهمان را به اهل بیت (علیهمالسلام)، بهخصوص همه علاقهمان را به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) با صلوات بر محمد و آل محمد ابراز کنیم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ».
حقیقت محرم و اتحاد امام با قرآن
ماه محرم که یک حقیقت عظیمی است که ورود به او، اذن ورود هم میطلبد و منازل سیر انسان به سوی خداست. انسان در محرم با امامش حشر پیدا میکند و امام را در مجالس مربوط به امام حسین (علیهالسلام) مییابد. و بعد عرض شد که مؤمنان همه آینههایی هستند که امام مینمایانند؛ لذا محبت ما به اماممان در دایره محبت با مؤمنان گنجانده میشود و دیده میشود. و همچنین قرآن و امام متحدند و هرگاه دل ما برای اماممان تنگ شد، به تعبیر روایات به سراغ قرآن که برویم، امام را آنجا میبینیم و هر چقدر این باور شدیدتر باشد، این یافتن قویتر صورت میگیرد.
ابتدا ممکن است که انسان این غربت و غریبی و یافتن برایش محقق نشود، اما کمکم اگر انس گرفت میبیند که امام با قرآن با او حرف میزند، امام با قرآن با او گفتگو میکند. هر کاری را که دارد، قرآن به او نشان میدهد؛ چنانچه امیرمؤمنان (علیهالسلام) فرمودند: «إِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ» (هرگاه فتنهها در شبهای تیره بر شما مشتبه شد، بر شما باد به قرآن). سراغ قرآن که بروید، قرآن به شما نشان میدهد.
مجالس حضرات؛ رزمایش ظهور و مقابله با دشمن
آمدن به مجالس حضرات اذن ورود میخواهد و زیارت حضرات است. و باور بکنیم که این زیارت، آمادگی و رزمایش هست برای قیام امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)؛ چون لشکر امام زمان از مجالس امام حسین (علیهالسلام) قیام میکنند، لذا شعارشان هم «يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ» است. با این نگاه که ما امسال چشیدیم که باید خونخواهی کنیم و این خونخواهیِ امامِ شهیدِ ما، آقای ما، ما را رهنمون میکند به خونخواهی سیدالشهدا؛ که خونخواهی سیدالشهدا ظهور را به دنبال میآورد. یعنی جریان امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) — اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ — متوجهم، ظهور را به دنبال دارد.
و این مجالس که در زیر بمبارانها، در زیر سرما و گرماها و تهدیدها تشکیل شد و خلوت نشد، و بلکه هرگاه هر جایی بمباران بود قویتر شد، شلوغتر شد. ممکن است این جهاد علمی باشد؛ کاری که شهید شهریاری انجام داد، آن غنیسازی بیست درصد را، بهطوریکه وقتی ما محتاج بودیم به اورانیوم بیست درصد برای راکتور تهران که دارویی و پزشکی بود و آنها به ما نمیدادند و برای او یک بهاصطلاح تقاضاهای زیادی داشتند، شهید شهریاری آن را تولید کرد، ایجاد کرد و بعد دست ما را از وابستگی به آنها قطع کرد. امامِ شهید فرمودند این مقابله با دشمن بود، این جهاد بود.
این آمدن در خیابان، امسال غیر از سالهای پیش است؛ که آن هم عظیم بود، بزرگ بود چون به عشق امام حسین (علیهالسلام) بود، اما امسال ما آمدیم در خیابانها. سختی کاری که برای کسانی که مجلس را مهیا میکنند خیلی سخت است که بتوانند این امکانات را اینجا برقرار کنند؛ سختی کار شما که بیایید، ممکن است وسیلههایتان را جاهای دور بگذارید تا بتوانید بیایید؛ سختی کاری که برای مردمی که مسیرشان اینجا بوده اما راه را دورتر میکنند، کسانی که ممکن است خانههایشان اینجا بوده و از اینجا باید بروند… ولی همه اینها بهخاطر این است که باید مقابله با دشمن بشود، به عشق اینکه من آمدم در مقابل دشمن اهل بیت بایستم.
عظمت حضور مردم و خنثیسازی فتنهها
امسال حقیقتاً این مجالس حضرات یک مجالس ویژه میشود که خدای سبحان، باور داریم در این صد و اندی روز و بهخصوص در این ایام ویژه متعلق به امام حسین (علیهالسلام)، حتماً ویژه برخورد میکند. مردم حضورشان پابرجاتر شد؛ نه عید شناختن، نه ماه مبارک رمضان مانع شد که بگویند روزه بودیم حالا افطار کردیم. نه، ایام عید را حفظ کردند، ایام ماه مبارک رمضان را حفظ کردند. اینها خیلی بزرگ شدن و دنبال داشتههاست… خیلی مردم ما را خدا قلبهایشان را متحول کرده است؛ این متحول شدن قلبها دارد آن آمادگی نهایی را ایجاد میکند.
البته یقین داریم که در دوران آخرالزمان هر چه به آخرالزمان نزدیکتر میشویم، فتنههای دشمنان هم شدیدتر میشود. اما این مردم در این صد و خردهای شب حقیقتاً در برابر هر فتنهای، به هر گونهای که انواع و اقسام داخلی و خارجی و شیطنتهای مختلف بود… آن هشت شب اولی که امام شهید ما شهید شده بود و هنوز رئیسجمهور هم انتخاب نشده بود، اما مردم راسخ ایستادند و خودشان به تعبیر رهبر عزیز ما شدند امتی که امام شد، مبعوث شد، امامت کرد، جلوداری کرد. اینها کارهای سادهای نیست.
باور بکنید این را که بنده عرض میکنم، با اشراف کامل به تاریخ اسلام و تاریخ دارم عرض میکنم؛ چون کارم بوده که در تاریخ انبیا و تاریخ اسلام کار کردم و از دوران زندگیام هم از قبل از انقلاب تا امروز جریانات مختلف همین انقلاب را هم دیدم، بینظیر است. نه در دوران انبیا، نه در دوران حضرات معصومین (علیهمالسلام)، نه در دوران انقلاب اسلامی چنین اتصال، حضور مردم، بودن در میدان با این اتصال… با اینکه شبی چند ساعت بیایند از جاهای مختلف در خیابان، یک حرکت عظیمی است که یک کار جدیدی است که ایجاد شده. بعدها بدانید از این الگوسازی خواهد شد و در حقیقت برای خیلی از بنیانها و تغییرات، این کارایی پیدا میکند؛ یک ساختار ایجاد شده.
خب این را میخواهم عرض بکنم که امشب را انشاءالله دلهایمان را محرمی کنیم، امام حسینی کنیم و با این گره بزنیم که الحمدلله کشور ما کشور امام حسین (علیهالسلام) است، نهضت ما نهضت امام حسین (علیهالسلام) است و قیام ما.
راههای ارتباط ملموس و نزدیک با امام
ببینید عزیزان من، اگر میخواهیم با امام انس بگیریم چه کنیم که انسمان با امام حسین (علیهالسلام) باور بیشتری پیدا کند؟ انس نزدیکتری پیدا کنیم؟ با این جمله آغاز میکنم.
۱. حضور با معرفت در مجالس و درک حضور اختصاصی امام
یکی از بزرگان نقل کرد که فرموده بود: کسی در حرم امام رضا (علیهالسلام) نشسته بود و داشت نگاه میکرد این صداها که هر کسی دارد زیارت میخواند، دعا میکند، قرآن میخواند، نماز میخواند؛ همهمهها که میپیچد تو هم و صدای همهمه فقط میآید — اگر آنجا باشید یادتان بیاید و دقت بکنید — میگفت به ذهنم رسید آخه امام (علیهالسلام) چطور اینها را تفکیک میکند؟ چطور حاجت هر کسی را در این همهمه میشنود؟ یک کسی آن گوشه، یک کسی آن طرفِ صحن دیگری، در یک صحن دیگری، شبستان دیگری، این جمعیت عظیم… گفت یک لحظه چشمم باز شد، دیدم کنار هر زائری که ایستاده یا نشسته، یک امام رضا قرار دارد مخصوص این زائر، که دارد فقط حرف این را میشنود، فقط این امام رضا با این در حقیقت گوش میکند به این.
لذا دیدم که چطور وجود امام گسترده است؛ نه در یک گوشه باشد، بلکه همه جا حضور دارد با تکتک ما که امروز و امشب در این مجلس آمدیم. بدانید این فتحی و فهمی به لذیذ مناجات هم هست که دل ما هوس نجوا بکند با امام حسین (علیهالسلام). امشب که وارد شدیم به مجلسش، در دلمان حرف بزنیم. سخنران و مداح خوب است، اما اساس آن حضور است، اساس آن ادراک است؛ اینها فرع مسئله است، اینها خوب است گوش کردن، اینها معارف آنهاست، گفتن کلمات آنهاست، چیزی جداست؛ اما آن حقیقتی که باید به آن برسیم آن است که احساس کنیم امشب با امام یک انس دیگری کنار خودمان نزدیک خود ماست. این نکته اول که ادراک امام را نزدیکِ نزدیک داشته باشیم.
اگر این ادراک کمکم محقق شد، باور به آن صورت گرفت، آنوقت انسان میبیند امام چقدر دمِ دست است و من دور میدیدم و این چقدر رابطه با امام و محبت امام ساده است و من سخت میدیدم. چقدر این زیبا میشود. آنوقت از این، انسان منتقل میشود، مسیر میشود این به شناخت خدا و انس با خدا که «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ» (خدا با شماست هر جا که باشید). آیه قرآن است که خدا همه جا حضور دارد؛ نه در آسمانها باشد.
یک کسی داشت میرفت، دستش را بلند کرده بود به آسمان که: ای خدایی که در ورای هفت آسمان حضور داری! امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از پشت دست زد به شانه او، گفت: چه داری میگویی؟ گفت: دارم خدا را قسم میدهم، آن خدایی که در ورای هفت آسمان هست. فرمود: این خدایی که ورای هفت آسمان باشد، این خدا نیست؛ این خدایی که دور از دسترس باشد که خدا نیست.
بعد گفت: من چه کنم؟ گفت: کفاره قسم چه بکنم؟ فرمود: این قسم تو کفاره ندارد و کفارهاش این است که تو خدا را بشناسی که در لحظهلحظه زندگی حضور دارد، در مکان به مکان، هر جایی که ما هستیم حضور دارد. این خدا، باور کردنش تکلیفآور است و انسان را حرکت میدهد. پس امام یک راهی میشود برای شناخت خدا، که انس با امام را در این مجالس شکل بدهیم.
۲. خدمت به مؤمنین؛ آینههای تجلی امام
یک نکته دومی که اینها را کوتاه عرض میکنم که این است — که تعبیری که بعضی بزرگان دارند، میخواهم محسوس کردن ارتباط با امام را بگویم — نکته دومش این است: فرمودند هر مؤمنی به قدر ایمانی که دارد، به قدر ایمانش آینهای است که دارد امام را نشان میدهد. یعنی الان این جمعیت فراوان و عظیمی که اینجا و در تمام کشور و حتی در لبنان و یمن و سوریه و عراق و کشورهای دیگر هستند، هر کدام از اینها دارند با همان مرتبه ایمانشان یک آینهای هستند، دارند امام را نشان میدهند.
یعنی چی این؟ یعنی اگر شما میخواهی محبت به امام را تمرین کنی… چجوری محبت به امام را تمرین کنی؟ چجوری بتوانی این را برای خودت نزدیک و ملموس کنی؟ میگوید امام را دوست داری؟ میخواهی به او خدمتی بکنی؟ مؤمنان… تعبیرات روایت است که حالا امشب نمیرسیم بگوییم، که میفرمایند اگر کسی به مؤمنی خدمت کرد «وَصَلَتْ وِلَايَتُهُ بِوِلَايَتِنَا»، ولایت او را به ولایت خودت و ولایت خودت را به ولایت ما و ولایت ما را به ولایت خدا وصل کردهای؛ یعنی با یک زنجیره درست میکنیم.
پس ارتباط ما در این میدان و در این مجالس، زنجیره ارتباط بین مؤمنین است که این زنجیره ارتباط میخواهد چهکار بکند؟ امام را برای ما ملموس کند که هر چقدر دوست دارید به امام خدمت بکنید، به مؤمنینی که اطرافتان میبینید محبت بورزید، خدمت بکنید. به خانوادهتان، همسایهتان، اطرافتان، همه اینها امامنما هستند. به قدر چی؟ به قدری که ایمان دارند، امام را نشان میدهند. بالاخره همینقدر اظهار ایمان دارد، این هم همینقدر امامنماست.
اگر اینجور دیدیم، اثرش این میشود: کدورتها ایجاد نمیشود؛ چون اگر من بدانم این خصوصیتِ امامنمایی دارد، یک بدی هم دارد، میگویم به عشق آن خصوصیتش از این بدیاش هم میگذرم؛ ساده میشود. یا نه، قهرها به آشتی تبدیل میشود؛ میگویم به عشق امام آشتی میکنم، چون این بالاخره در آن خصوصیت دیگرش امامنماست. میدانید اگر جمع مؤمنان در خانواده و فامیل و همسایه و شهر و محله و میدان و خیابان اینجور به هم علاقهمند بشوند، اینجور هوای هم را داشته باشند — هرچند نقصها هم باشد — میدانید چقدر این صفوف محکم میشود و محکم شدن این صفوف، دشمن را چقدر ناامید میکند؟
۳. انس با قرآن به نیت امام زمان (عج)
سومیش را بگویم تمام دیگر. این است که چه کنیم امام را باز راه سومی برای ارتباط ملموس با امام پیدا کنیم؟ این حدیث شریف را حضرت آیتالله بهجت (رحمةاللهعلیه) میفرمودند که: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي… إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ». میفرمودند این حدیث، سِرّ شیعه است. کتاب خدا و عترت پیغمبر دو یادگار پیغمبرند؛ بعد دنبال روایت میفرماید که اینها از هم جدا شدنی نیستند به هیچ وجه (لَنْ يَفْتَرِقَا).
آنوقت بعد ایشان میفرمود: اگر به هیچ وجه جدا شدنی نیستند، اگر یک موقع امام ما غایب شد، کجا دنبال امام باید بگردیم؟ آدرس دادند یا ندادند؟ میگوید این روایت میگوید آدرس دادند؛ یک روایت هم نیست، متواتر است. میگوید بروید سراغ قرآن به نیت امام زمانتان. آیا من در هر لحظهای میتوانم بروم سراغ قرآن به نیتی که میگوید «لَنْ يَفْتَرِقَا» (امام و قرآن جدایی ندارند)؟
اما حیف که قرآن برای ما شده چی؟ کتاب مقدسی برای تبرک و تیمنمان، اما نشده کتابِ همراه با امام زمانم که هرگاه دلتنگ و مشتاق امامم شدم بروم سراغ قرآن. گاهی با محبت بروید سراغ قرآن؛ کتاب زنده است، حَیّ است، حیات دارد. اگر با این نگاه سراغ قرآن بروید، قرآن با شما حرف میزند، تخاطب امکانپذیر میشود.
این هم یک راه؛ پس سه جا میشود با امام محشور شد: یکی در مجالس حضرات که حضرات حضور دارند؛ دوم این بودش که مؤمنان ظهور حضرات هستند، هرچی خدمت میخواهید بکنید به مؤمنان بکنید، به حضرت کردید؛ سوم این بودش که هر لحظه دلتنگ امام زمانتان شدید سراغ قرآن بروید، فرمودند این دو از هم جدا شدنی نیستند. انشاءالله این مجالس حضرت میخواهد ما را با اماممان همراهتر بکند.
عشق را افسانه کردی یا حسین
عقل را دیوانه کردی یا حسین
در ره معبود بیهمتای خویش
همتی مردانه کردی یا حسین
ذکر مصیبت و روضه حضرت مسلم بن عقیل (ع)
دعا کنیم با استغفار و توبه انشاءالله. جلسه اول از: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ». خدایا! ما که میدانیم نقصها و مشکلات زیادی داریم، اما آمدیم در مجلسِ «مُبَدِّلِ السَّیِّئاتِ بِالْحَسَنات». امام حسین (علیهالسلام) اکسیری است که بدیهای ما را تبدیل به خوبی میکند. آن هم با این محبت، با این عشق، انسان را در راه شهادت بیباک میکند. این شهیدان ما به عشق امام حسین اینجور آغوششان برای شهادت باز بود؛ این مردم اینجور با عشق به شهادت رو که دارند، این از علاقه و محبت اباعبدالله است که سالیانی در مجالسش بودند؛ این عشق را ایجاد کرده.
لذا بدانیم که مجالس امام حسین (علیهالسلام) طبق آن چیزی که بزرگان فرمودند دو جاست که باب باطن عالم زود گشوده میشود: یکی وقت قرائت قرآن است و یکی مجالس اباعبدالله است که به سرعت انسان به باطن عالم راه پیدا میکند. خدایا ورود ما را به این ماه محرم، به این مجالس امام حسین قبول کن و بهترین ورود را برای ما قرار بده.
اما سفیر امام حسین به سوی کوفه رفته بود و در آنجا مردم با او بیعت کرده بودند. بعد از آن که آن همه نامه نوشته بودند، بیش از هجده هزار نفر با مسلم در کوفه بیعت کردند. مسلم نامه مینویسد برای امام حسین (علیهالسلام) که مردم آماده هستند، همه بیعت کردند و آمادهاند. این نامه را میفرستد به سوی امام حسین (علیهالسلام). اما طولی نمیکشد که با نامردی عبیدالله و خدعهها و نیرنگهای او، طولی نمیکشد مردم کمکم بعد از آن که مسلم در مسجد نماز خوانده، میبیند که صفها کمکم تمام شد تا اینکه برمیگردد، کسی پشت سر او نیست.
ما جایمان خالی بود کنار مسلم که ما بایستیم بگوییم نه؛ زیر بمباران، نه در تهدید و هیچ چیزی پشت اماممان را خالی نکردیم، نه پشت امام شهیدمان را. من یادم نمیرود که آخرین دعوتی که امام شهید ما در بیست و دو بهمن ماه سال گذشته داشت، ایستاده از مردم خواست در راهپیمایی شرکت بکنند. من با اینکه از اول انقلاب و قبل از انقلاب در راهپیماییها بودم، حقیقتاً عرض میکنم در تعجب و حیرت که آن راهپیمایی بیست و دو بهمن با چه عشقی و شوقی مردم آمده بودند! اجابتِ دعوت امامشان که ایستاده مردم را دعوت کرد، و بعد هم وقتی مردم با این عشق و شور آمدند، فردا شبش ایستاده تشکر کرد. این امامِ ما بود که با رضایت از مردم به شهادت رسید. مردم در بیعتشان وفادار بودند.
اما مسلم بن عقیل را چهجور یاد بکنیم که وقتی برگشت پس از نماز، میبیند هیچ کسی پشت سرش نیست. دنبال اینکه مسلم آنجا غریب است، مهمان است. ساعتی قبل هجده هزار نفر اظهار وفاداری میکردند، اما اکنون با توطئه عبیدالله یک نفر هم نمانده. دربهدرِ کوچهها به دنبال جایی… «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»… خدایا نکند ما هم ریزشهای این انقلاب باشیم. ما عهد کردیم با امام شهیدمان که از رهبر عزیزمان تا آخر پایدار باشیم، هیچ چیزی الحمدلله ما را و توطئهای نتوانسته جدا بکند. اما مسلم دربهدر، تا جایی که عطش بر او غلبه بکند، تا درِ خانهای بنشیند برای ظرف آبی، تا آنجوری باشد که توی شهری که این همه اظهار وفاداری کردند، اینقدر غریب بشود که حتی یک لیوان آب برای او نباشد…
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ…
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ…
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ…


