سه شنبه 23 تير 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

راز اقامه عزای امام حسین علیه‌السلام در محرم، جلسه هفتم - حجت الاسلام مومنی - محرم1405

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أَسْتَغْفِرُهُ وَ أَسْتَهْدِيهِ وَ أَسْتَنْصِرُهُ، وَ أُؤْمِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ. وَ أُصَلِّي وَ أُسَلِّمُ عَلَى خَاتَمِ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ، حَبِيبِ إِلَهِنَا وَ طَبِيبِ نُفُوسِنَا، أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، لَا سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ (رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ). وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ، مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ. رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي. اللَّهُمَّ اصْرِفْ عَنَّا الْهُمُومَ وَ الْغُمُومَ وَ وَحْشَةَ الْقَبْرِ وَ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

محضر نورانی امام هادی (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، امام عسکری (عَلَيْهِ السَّلَامُ) و والده ماجده امام عصر (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) صلواتی هدیه بفرمایید. به پیشگاه مقدس و نورانی علی بن موسی (عَلَيْهِ السَّلَامُ) و فاطمه معصومه (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) صلواتی هدیه کنید.

 

مقام «داعی الله» در زیارات ائمه (ع)
در میان زیارات، برای دو امام عنوانی بیان شده که این عنوان، به‌ظاهر منحصر به یک امام دون امامی دیگر نیست. همه ائمه (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) در این عنوان شریک‌اند که «دَاعِيَ اللَّهِ» هستند؛ دعوت‌کننده به سمت خدا. اما در زیارت، برای وجود مقدس امام زمان (عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ) و همچنین برای وجود مقدس سیدالشهدا (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، عنوان «دَاعِيَ اللَّهِ» به‌طور خاص بیان شده است. در زیارت آل یاسین برای امام زمان (عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ) می‌خوانیم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ» و در زیارت ماه رجب برای سیدالشهدا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عرضه می‌داریم: «لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ، إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ، وَ لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِكَ».

این عنوانِ «داعی الله» برای همه ائمه (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) صدق می‌کند؛ همه آن‌ها دعوت‌کننده به سمت خدا هستند و همگی از طریق بیان، استدلال یا هر طریق دیگری داعی به سمت خدا هستند. اما اینکه برای این دو امام در زیارتنامه‌شان این عنوان بیان شده، بزرگان فرموده‌اند شاید جهتش این باشد که این دو امام برای دعوت به سمت خدا، یک نوع دعوت خاصی دارند.

همه ائمه (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) دعوت لسانی، قولی و کلامی به سوی خدا داشتند و مردم را با صحبت‌هایشان در طریق حق هدایت کردند یا از طریق عمل و فعلشان مردم را دعوت کردند. امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) هم دعوت قولی و دعوت فعلی دارد (مثل همه معصومین عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، اما یک دعوت خاص برای ابی‌عبدالله (عَلَيْهِ السَّلَامُ) هست که اگر دعوت به‌نحو قولی و عملی جواب ندهد، این حربه سوم است که مؤثر هم بوده تا زمان حال.

آن هم این است که حضرت با شهادتشان و با ریخته شدن خونشان مردم را به سمت خدا دعوت کردند. در زیارت نورانی اربعین ملاحظه فرمودید که می‌خوانیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ». خروج از جهل، یعنی ورود به وادی بندگی خدا با ریخته شدن خونش در کربلا.

 

سه حربه امام حسین (ع) در تقابل با دشمن
سیدالشهدا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) در مقابل کسانی که آمده بودند با ابی‌عبدالله (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بجنگند، از سه حربه بسیار مهم بهره گرفت. بیایید ببینیم کدام‌یک جواب داده است. کربلا صرفاً بُعد عقلانی نیست، صرفاً بُعد حماسی نیست، صرفاً بُعد عاطفی و اشک و گریه و این‌ها نیست؛ مجموع این‌ها را ما در کربلا می‌توانیم ببینیم و در این سه عنصر تشکیل‌دهنده کربلا باید دقت کرد و از کنارش نباید رد شد.

روضه‌هایی که خوانده می‌شود، در بطنش نکات ناب تربیتی وجود دارد که برای الانِ ما، چه فردی و چه اجتماعی، به کار می‌آید. حتی در بُعد سیاسی؛ اصلاً مسائل به‌روز را شما به‌راحتی می‌توانید در کربلا پیدا کنید و این امری که به زعم ما به‌روز است، کاملاً در ذیل آن تعریف می‌شود. مثلاً الان شما زیاد این واژه را می‌شنوید: «آقا! ریزش‌ها و رویش‌ها». ما در کربلا این ریزش‌ها را داشتیم تا رویش‌ها خودش را نشان داده است. دیشب عرض کردم، شب عاشورا جمع کثیری نسبت به آن قلیلی که ماندند، از حضرت جدا شدند. سکینه خاتون (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) می‌فرماید: «از بابام جدا شدند و رفتند». آن ریزش‌هاست که در پی آن رویش‌ها خودش را نشان می‌دهد. مصادیق زیادی وارد است که چون طول می‌کشد، من آن قسمت اصلی بحث را عرض می‌کنم.

 

۱. حربه عقلانیت و استدلال
امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) دعوت قولی داشتند؛ همچنین با حربه استدلال و عقلانیت در کربلا آمدند و صحبت کردند. من یک اشاره‌ای می‌کنم و سریع رد می‌شوم تا به قسمت دوم و سوم که مناسب امشب است برسم. با استدلال کاملاً محکم و متقن خطبه ایراد کردند. ابوالفضل (عَلَيْهِ السَّلَامُ) خطبه ایراد کرده و با استدلال عقلانی با آن‌ها وارد گفتگو و مذاکره شده است: «اگر مسلمان هم نیستید، آدم و انسان هستید یا نیستید؟ اصلاً دین شما چیست؟ آیین و مذهبتان چیست؟ مسلمانید یا کافرید؟»

زمانی که ابی‌عبدالله اذن جنگ نداده بود، فرمود: «برو آب بیار». وظیفه ابوالفضل و دستوری که به عباس (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ابلاغ شده، آوردن آب است. چهار هزار نفر موکل به شریعه فرات بودند. حضرت آمدند و وقتی دیدند این‌ها مانع شده‌اند و نمی‌گذارند، شروع کردند به صحبت کردن:

«شما مسلمانید یا کافرید؟ چه دینی دارید؟ آیا در دین شما جایز است از این آب که مثل شکم ماهی خودنمایی می‌کند، خودتان می‌خورید و مرکب‌هایتان را سیراب می‌کنید…»

کاملاً عقل را دارد درگیر می‌کند. «از این آب خودتان می‌خورید، مرکب‌هایتان را سیراب می‌کنید، یهود و نصاری از این آب می‌خورند…» و بچه‌ها، یک عبارتی هست که این را فقط باید شب و روز تاسوعا بگویم: «از این آب خودتان می‌خورید، مرکب‌هایتان را سیراب می‌کنید، یهود و نصاری می‌خورند (چرا شب تاسوعا؟ شاید زنده نماندیم)، از این آب سگ می‌خورد، خوک می‌خورد، ولی بچه‌های حسین یَمُوتُونَ عَطَشاً (از تشنگی می‌میرند)؟»

امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) رودرروی لشکر خطبه ایراد کردند. در مواجهه با لشکریان حر خطبه ایراد کردند. چند بار برای این‌ها در این چند روز تا روز عاشورا خطبه ایراد کردند. روز عاشورا خطبه ایراد کردند:

«شما را به خدا قسم می‌دهم! شما را به خدا قسم می‌دهم! آخه من چه گناهی کردم؟ من چه گناهی کردم که مستحق این عقوبتم که دورتادور من را گرفتید؟»

از امشب که می‌دانید آب به خیمه‌ها بسته می‌شود، از امشب قحطی آب است. گرسنگی در خیمه‌ها هست، تشنگی در خیمه‌ها هست. ببینید، از امشب آب را می‌بندند. حضرت می‌آید با آن‌ها صحبت می‌کند، راجع به همین آب می‌آید خطبه می‌خواند، ولی اثر نمی‌کند. استدلال می‌کند:

«شما آمدید دورتادور من را گرفتید، مگر ما چند تا مردیم؟ بعد هم، شما با من می‌جنگید، با زن و بچه من چه‌کار دارید؟»

در آن لحظه‌ای که حضرت روی زمین افتادند، یک ملعونی گفت: «حمله کنید برای غارت حرم!» حضرت هرچه توان داشتند به نیزه تکیه زدند و فرمودند:

«اگر دین ندارید، مرد باشید! به اصالت عربِ خودتان پایبند باشید. تا من زنده‌ام، متعرض خیمه‌ها و اهل و عیال من نشوید.»

زینب کبری (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) با این تعبیر، وسط مجلس نامحرمان، در بزم شراب رو کرد به یزید و فرمود:

«أَ مِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقَاءِ…» (آیا این عدل است ای پسر آزادشدگان؟)

آقای کلامی زنجانی سنگین‌ترین قسمت این روضه را این‌طور به شعر درآورده که قضیه پرده و بی‌پرده بودن را مطرح می‌کند؛ بچه‌های خودت را پشت پرده گذاشتی و بچه‌های فاطمه را در معرض نگاه نامحرمان قرار دادی! «أَ مِنَ الْعَدْلِ؟»

این‌ها استدلال عقلانی است، ولی تعلقات زنگارگرفته و چرکین (العَلَقَة به دنیا) عقل را از بین برده است. کار عقلانی را ببینید؛ یک ربات به‌شکل بچه‌ی کوچک را گذاشتند در قفس یک گرگ. می‌خواستند آزمایش کنند و درندگی گرگ را محک بزنند. دیدند این گرگ دور این ربات چرخید، آمد کنار این ربات پاهایش را دراز کرد. بعد ربات را برداشتند و یک بچه کوچولو (یک انسان واقعی) را گذاشتند. باز دیدند گرگ دور این بچه گشت و آمد پاها را دراز کرد؛ هیچ متعرض نشد. گرگ درنده متعرض نشد! بعد، گرگ اگر به یک گله بزند، مثلاً ده تا گوسفند را تکه‌تکه می‌کند و آخرینش را (یکیش را) می‌خورد. تا حالا سراغ ندارند گرگی بزند مثلاً ده تا را تکه‌تکه کند، دوباره برگردد از اول همه را بکشد! اما این‌ها امام حسین را بردند در دارالحرب؛ بعد از شهادت ابی‌عبدالله گفتند بریزید در دارالحرب سرها را جدا کنید!

حضرت رودرروی لشکر ایستاد. شما را به خدا! از لباس رزم هم کلاً آمد بیرون. عبای پیغمبر، عمامه، شمشیر امیرالمؤمنین… آن مطلب را فرمود: «أُنْشِدُكُمُ اللَّهَ…» بعد حضرت فرمودند:

«لِمَ تَسْتَحِلُّونَ دَمِي؟» (چرا خون من را مباح کردید؟)

«من چه کردم که مستحق این عقوبتم؟ حلالی را حرام کردم؟»

ما چه کسی را می‌گوییم خونش هدر است؟ کسی که بیاید حکم قطعی الهی را عوض کند؛ حلال را بگوید حرام، حرام را بگوید حلال. حضرت فرمودند:

«حلالی را حرام کردم؟ حرامی را حلال کردم؟ لِمَ تَسْتَحِلُّونَ دَمِي؟ چرا خون من را مباح کردید؟ مگر من پسر پیغمبر شما نیستم؟»

این‌ها حربه عقلانیت بود، اما این حربه مؤثر واقع نشد به جهت دلبستگی و تعلقات به دنیا. حضرت فرمودند: «عمر سعد! به وعده‌ای که به تو داده‌اند نمی‌رسی‌ها!» عقل نیست که بفهمد. امام دارد می‌گوید! امام!

«عمر سعد، اگر وعده پول به تو دادند، من بیشتر به تو می‌دهم. اگر وعده زمین و باغ و این‌ها به تو دادند، من بیشتر به تو می‌دهم. عمر سعد، باغی را به تو می‌دهم که نخل‌هایش را بابام با دستش کاشته.»

چه جواب می‌دهد؟ «مُلک ری!»

آن که دیگر از دست تو برنمی‌آید؛ امام دارد به تو می‌گوید معلوم نیست به آن برسی! چه امامی… چه امامی… چه امامی زیر پای شمر فرمود:

«شمر! بیا از کشتن من صرف‌نظر کن به شفاعت من و جدم…»

بنازم آقاییِ تو را حسین جان… حسین جان! «به شفاعت من و جدم…»

اما او با وقاحت و خباثتِ تمام گفت: «جایزه عبیدالله را ترجیح می‌دهم!»

یعنی شما حداقل از عقل تعریف کنید و بگویید چند درصد؟ با هیچ‌چیز تطبیق ندارد. با عقلشان سخن گفت، اما اثر نکرد. چرا؟ حُب به دنیا غلبه پیدا کرد. نفس شکست خورد، جنود عقل شکست خوردند و جهل پیروز شد و در نهایت، شدند عبد ابلیس.

۲. حربه حماسه و شجاعت
اما امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) از پا نایستاد؛ حماسه آفرید. بچه‌هایش حماسه آفریدند؛ از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین تا پیرمردها شجاعانه حماسه آفریدند. یک‌تنه خود امام حسین را فقط ببین؛ یک‌تنه ایستاد. ابوالفضل (عَلَيْهِ السَّلَامُ) یک‌تنه ایستاد. چهار هزار نفر تیرانداز، عباس را هدف گرفتند. خب شما بگویید سه هزار و پانصد تا تیر به خطا رفته باشد؛ پانصد تا تیر به بدن بخورد چی می‌ماند؟ دست راست را زدند، مشک را داد به دست چپ و فرمود:

وَاللَّهِ اِنْ قَطَعْتُموا یَمینی

اِنّی اُحامی اَبَداً عَنْ دینی

یک کلمه از یک نفر در کربلا شنیده نشده که از ضعف و ترس حرفی بزند. به عبدالله می‌گفتند، می‌گفت: «وَ اللَّهِ لا أُفَارِقُ عَمِّي…» (به خدا قسم از عمویم جدا نمی‌شوم). توجه فرمودید؟

۳. حربه عاطفه و برانگیختن احساسات
زمانی که این دو حربه مؤثر واقع نشد، حربه سوم در کربلا در حد یکی دو نفر جواب داد، اما بقیه نه. در حد یکی دو نفر. اما تا الان، این حربه در کنار آن دو حربه بسیار مؤثر است و معتقدیم این حربه اگر درست استفاده بشود، باعث می‌شود آن دو حربه نیز مؤثر واقع شود و آن هم «حربه عاطفه» است.

چطور شب سوم از رقیه گفتیم؟ خدا رحمت کند شهید بزرگوار مرحوم کافی را. من گوش می‌دادم به نوار کاستی از خیلی سال قبل؛ می‌گفت:

«امام حسین می‌خواد بگه معاویه! من برات خیلی گنده‌ام؛ دستم رو می‌کشم کنار، یه سه‌ساله‌م رو کنار خرابه‌ت می‌ذارم، تخت و تاج و کاخ تو به هم می‌ریزه.»

الان شما بروید شام، از ده نفر بپرسید قبر معاویه کبیر کجاست، شاید یکی دو نفر بدانند (و من رفتم آنجا، زباله‌دانی است و درش هم بسته است). اما از هر کسی بپرسی قبر رقیه بنت الحسین کجاست، به شما نشان می‌دهد. با عاطفه تاریخ تا الان صحبت می‌کنیم.

و یکی دیگر هم که باعث شد حسین عواطف را درگیر کند (و بله، درگیر کردن عواطف مؤثر است در جهت احیای عقول)، این بود که دیدند حسین از لباس رزم آمد بیرون، عبا انداخته و یک چیزی زیر عبا گرفته و آمد مقابل لشکر. گفتند حسین قرآن آورده. یک‌وقت دیدند قنداقه علی‌اصغر را از زیر عبا بیرون آورد…«إِنْ لَمْ تَرْحَمُونِي فَارْحَمُوا هَذَا الطِّفْلَ…»

آن‌ها زدند طفل را… من و شما عرب نیستیم که بفهمیم؛ آن‌ها عرب‌زبان بودند، می‌دانستند ابی‌عبدالله از این کلمه چه استفاده‌ای می‌کند. برای استفاده از یک معنایی، یک کلمه امام حسین اینجا استفاده کرده و یک معنایی را دارد که عرض می‌کنم. الان باز این دلیل بر این است که حسین می‌خواهد عواطف برانگیخته بشود؛ برانگیخته شدن عواطف، عقل را احیا می‌کند.«تَرَاهُ كَيْفَ يَتَلَظَّى؟» (نمی‌بینی علی به تلظی افتاده؟)

ماهی را اگر از آب بیندازی بیرون، هم بال‌بال می‌زند، هم لب‌ها را مثل غنچه باز و بسته می‌کند. در این حالت ماهی را در آب بیندازی باز هم زنده می‌ماند. اما اگر ماهی را از آب انداختی بیرون، بال‌بال زد، لب‌ها را باز و بسته کرد، خسته شد و دیگر بال نزد، فقط لب‌ها را باز و بسته کرد… اگر در این حالت ماهی را در آب بیندازی باز هم می‌میرد (بیندازید یا نیندازید). عرب به این می‌گوید «تَلَظّی». حسین دارد می‌گوید: به علی‌ام آب بدهید یا ندهید، علی‌ام می‌میرد… آبش علیه… می‌میرم برای غربتت حسین جان.

یک‌وقت ابی‌عبدالله ببیند این طفلی که نای حرکت ندارد، مثل مرغ سرکنده دارد بال‌بال می‌زند، ببیند: ذُبِحَ الطِّفْلُ مِنَ الْأُذُنِ إِلَى الْأُذُنِ (یا مِنَ الْوَرِيدِ إِلَى الْوَرِيدِ)… گوش‌تاگوش علی را دریدند.

دو نفر در لشکریان عمر سعد صاحب رمز المصیبه هستند و اسمشان را آورده‌اند؛ این صحنه را که دیدند (آدم‌هایی‌اند که با لشکر شام هم آمده بودند)، جدا شدند از لشکر عمر سعد و آمدند پیش امام حسین و گفتند: «آقا اجازه می‌دهی برویم؟» اثر گذاشت. اثر گذاشت…

 

سنگین‌ترین روضه‌های کربلا
این سند مظلومیت و غربت ابی‌عبدالله است. سند غربت و مظلومیت حضرت. مرحوم آیت‌الله شیخ جعفر شوشتری (أَعْلَى اللَّهُ مَقَامَهُ الشَّرِيفَ) معتقدند سنگین‌ترین مصیبت و بلا در کربلا، روضه علی‌اکبر است. استدلالشان هم این است:

حالتی بر حسین در کنار پیکر علی‌اکبر عارض شد که در کربلا از حسین دیده نشد. چی؟ تا نگاهش به بدن علی افتاد، سَقَطَ عَنِ الْفَرَسِ (می‌خواست بلند شود نتوانست)، فَجَلَسَ عَلَى التُّرَابِ (آمد کنار علی کشان‌کشان)، فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ (صورت بر صورتش گذاشت)، فَصَاحَ الْحُسَيْنُ سَبْعَ مَرَّاتٍ: وَلَدِي! (هفت بار هی صدا زد: پسرم!).

این صحنه فقط کنار پیکر علی‌اکبر است و جایی دیگر دیده نشده. به این دلیل، سنگین‌ترین مصیبت، مصیبت علی‌اکبر است و اگر زینب نبود، حسین همین جا مرده بود. طلب شما، زنده بودیم فردا شب.

اما با ادب به مرحوم شیخ (رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَيْهِ)، من معتقدم سنگین‌ترین روضه کربلا روضه علی‌اصغر است و «مَا الدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ؟» (دلیل بر این چیست؟). سه دلیل دارد:

دلیل اول: هیچ‌کجا در کربلا خدا وسط نیامد؛ کنار علی‌اکبر نه، کنار ابوالفضل نه، هیچ‌کجا در کربلا خود خدا وسط نیامد. اما وقتی تیر به حلقوم علی خورد، خود خدا وسط آمد. حسین علی را در بغل گرفته بود، یک‌وقت یک ندایی آمد: «يَا حُسَيْنُ، دَعْهُ فَإِنَّ لَهُ مُرْضِعَةً فِي الْجَنَّةِ» (علی را رها کن، در بهشت برایش شیرده گذاشته‌ایم). بمیرم برایت حسین…


دلیل دوم: اینکه روضه علی‌اکبر یک‌بار مصیبتی بر ابی‌عبدالله دارد و آن هم داغ جگرگوشه‌اش را دیده است. اما روضه علی‌اصغر دو تا مصیبت دارد؛ یکی داغ جگرگوشه‌اش را دیده، یکی هم خجالت از رباب، مادر علی‌اصغر است. از این رو سنگین‌ترین مصیبت، مصیبت علی‌اصغر است.


دلیل سوم: این است که هیچ‌کجا امام حسین نفرمودند کاش شیعیان ما بودند این مظلومیت من را می‌دیدند؛ اما راجع به روضه علی‌اصغر دارد: «لَيْتَكُمْ فِي يَوْمِ عَاشُورَا جَمِيعاً تَنْظُرُونَ… كَيْفَ اسْتَسْقَى لِطِفْلِي فَأَبَوْا أَنْ يَرْحَمُونِي» (کاش بودید و می‌دیدید چگونه برای طفلم آب خواستم، اما آن‌ها از آب دادن اِبا کردند…). آب دادند… آب ندادند.


آداب ذبح در فقه و بی‌رحمی در کربلا
حرف آخرم، متن «لُمعه» شهید است. ببخشید کلمه‌ای می‌گویم، مسئله شرعی دارم می‌گویم، بی‌ادبی که نمی‌کنم. مسئله شرعی در آداب ذبح و قربانی. در متن لمعه شهید، اساتید ملاحظه فرموده‌اند، دارد:

اگر گاو را می‌خواهید سر ببرید، دو تا دست و دو تا پا را ببندید، ولی دم گاو را نگیرید، حیوان زجرکش می‌شود. گوسفند را می‌خواهی سر ببری، دو دست و یک پا، یا دو پا و یک دست (را ببند)؛ یکی را رها کن بگذار دست‌وپایی بزند. (چقدر پلید بودند در کربلا که آداب ذبح را هم رعایت نکردند!). شتر را عِقال کنید؛ پا را ببندید، بعد نَحر کنید، بعد سرش را ببرید.

نمونه زمین و خون علی‌اصغر، دم مظلوم است. اما راجع به طیور (پرنده‌ها)؛ من یک‌وقتی رد می‌شدم دیدم مرغ را سر می‌برند می‌اندازند در یک کیسه. کار غلطی است. می‌اندازند در یک سطل. کار غلطی است. در متن لمعه شهید دارد: مرغ، خروس، کبوتر، گنجشک، پرنده کلاً تعبیر این است: «يُذْبَحُ وَ يُرْسَلُ» (ببُر و ولش کن، بگذار بال‌بال بزند). ببُر ولش کن، بگذار بال‌بال بزند…

آماده‌اید؟ امام سجاد می‌فرماید: وقتی تیر به حلقوم داداشم علی خورد، دست‌هایش در قنداق بسته بود. دیدم بابام قنداق علی را گذاشت روی زمین، شروع کرد قنداق را باز کردن… دست و پای علی را از تو قنداق بیرون آورد… علی بال‌بال زد…

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group