راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم جلسه دوم-حجت الاسلام مومنی-محرم1405
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أَسْتَغْفِرُهُ وَ أَسْتَهْدِيهِ وَ أَسْتَنْصِرُهُ، وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ. وَ أُصَلِّي وَ أُسَلِّمُ عَلَى خَاتَمِ أَنْبِيَائِهِ وَ رُسُلِهِ، حَبِيبِ إِلَهِنا وَ طَبِيبِ نُفُوسِنَا، أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم)، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ (رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ)، وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ.»
«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي»
«اللَّهُمَّ فَرِّجِ الْهُمُومَ وَ الْغُمُومَ وَ وَحْشَةَ الصَّدْرِ وَ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»
دعا و ثنا
محضر نورانی امام هادی (علیهالسلام)، امام عسکری (علیهالسلام) و والده ماجده امام عصر (علیهمالسلام) صلواتی هدیه بفرمایید. محضر نورانی علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) و فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) صلواتی هدیه بفرمایید. او و همه گذشتگان و حقداران، پدر، مادر، اجداد، اساتید، ذویالحقوق، علمای گذشته، شهدا، امام الشهدا، شهدای اخیر، سیّما رهبر عظیمالشأن، شهیدِ روح بلند و ملکوتی، آیتاللهالعظمی بروجردی، بهرهمند باشند از این محفل نورانی با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
محبت بفرمایید جهت استشفای همه مرضای منظورین، جانبازان شیمیایی، قطع نخاعیها، جانبازای اعصاب و روان، عزیزانی که در این ایام مجروح شدند و جانباز شدند، مریضهایی که در بیمارستان هستند، مریضهایی که در منازل هستند؛ بهویژه حضرت آیتالله علوی بروجردی، اندک کسالتی که هست انشاءالله برطرف بشه؛ استشفای همه مرضای منظور، بهویژه این بزرگوار که بانی این محفل و مجلس هم هستند، محبت بفرمایید یک حمدِ تنها با صلوات بلند بر محمد و آل محمد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ»
«اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ… اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ… اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ» به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
خدا رحمت کنه قدیمیها میگفتن تکبر نکن بلند صلوات ختم کن. برای اجابت دعا و رفع دَرَن و چرکی از قلوب، هیچ ذکری مجربتر از ذکر صلوات بر محمد و آل محمد نیست؛ و برای ایمن ماندن از شرور، ایمن ماندن از ابتلاآت و ایمن ماندن از هجمههای شیاطین، باز دستور داریم بر محمد و آل محمد زیاد و انشاءالله بلند صلوات ختم کنیم.
مفهوم وجاهت و اعتبار در عالم
برخی از اشیا فینفسه دارای اعتباری نیستند، اما به جهت اینکه امری و مطلبی بر اونها عارض میشه، دارای قیمت و ارزش هستند. اگر سنگی کف خیابون افتاده، این سنگ نجس بشه هیچ حرمتی نداره و هیچ وجوبی بر طهارت نیست که شما برید حتماً از این سنگ ازاله نجاست بکنید؛ اما اگر این سنگ به مسجد نصب بشه، دیوار مسجد بشه، این قیمت پیدا میکنه و به محض اینکه نجس بشه، قبل از اینکه شما نماز بخونید باید برید ازاله نجاست بکنید و اون سنگ رو تطهیر بکنید. برخی اشیا به این صورتاند، اعتبار پیدا میکنند به واسطه امری که بر اونها عارض میشه.
سنگی که در خانه خدا نصبه، حجرالاسود، فینفسه اعتباری نداره؛ اما به جهت اینکه دست پیغمبران به او خورده و به جهت نکتهای که بر او هست و به جهت اتصال به خانه خدا، این وجاهت برای او آمده و استلام حجر یکی از اعمال مستحبی [است] که ما باید انجام بدیم. این پارچه فینفسه اعتباری نداره و کاملاً امر مضحکی است که اگر کسی از کنار یه بزازی رد میشه تبرکاً و تیمناً دستی به این پارچه [بکشد]؛ اما اگر این تو مجلس ابیعبدالله (علیهالسلام) نصب شد، این اعتبار پیدا میکنه، وجاهت پیدا میکنه. به واسطه اون امری که برش عارض شده قداست پیدا میکنه.
حتی انقدر مهمه [که] در قرآن کریم برخی از پیغمبرا با این عنوان «وجیه» از اونها سخن به میان آمده. نکتهاش هم اینه که امت زمان جمع شدند خواستند اون پیغمبر رو بیحیثیت و بینظم کنند؛ به دلایل مختلف، به بهانههای مختلف تهمت بزنند به خود اون پیغمبر یا به مادر اون پیغمبر. خواستن شأن و منزلت و قدر او رو از بین ببرند و به واسطه این مطلب نام او رو محو کنند که اون پیغمبر و طبیعتاً دینی که اون پیغمبر آورده دارای اعتبار نباشه. اما خدا به این دو پیغمبر بهطور خاص وجاهت داد؛ یکی عیسی (علیهالصلاةوالسلام)، یکی موسی (علیهالصلاةوالسلام). وجاهتی که به موسی داده شد «فِي الْآخِرَةِ»، وجاهتی که به عیسی داده شد «فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ».
به عیسی (علیهالسلام) تهمت زدن تو معلوم نیست پدرت کیه، مادرت از رهگذر چه امری تو رو باردار شد. تهمت به خود او زدند و به مادر او و خواستند وجاهت و اعتبار او را از بین ببرند. اما خدای تبارکوتعالی امر میکنه به این طفلی که در مهد [است] سخن بگو! و سخن میگه و به واسطه این سخن گفتن که به اذن الله و به امر الهی و به مشیت خداست، وجاهت پیدا کرد «فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ». عیسی (علیهالسلام)، این همه الان مسیحی داریم در این عالم، زیاد هم هستند، و در آخرت هم این پیغمبر دارای وجاهته؛ «وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ».
به موسی (علیهالسلام) تهمت زدند. قتل برادرش رو به گردن او انداختند. زنی رو اومدند وادار کردند که بیاد به موسی (علیهالسلام) تهمت بزنه. اما نقشه اونها نقش بر آب شد و برنامهای که ریخته بودند از بین رفت. خدا به او وجاهت داد؛ وجاهت داره عندالله و در قیامت. اما نسبت به این دو پیغمبر در حد خودشون محدود میشه. این دو پیغمبر وجاهت پیدا کردن، اگر کسانی با این دو پیغمبر ارتباط بگیرن اونها هم دارای وجاهت میشن؟ وجاهت پیدا میکنن؟ میشود یا نمیشود نفیاً و اثباتاً از آیات قرآن برمیاد که اگر کسی از امت عیسی شد، اگر کسی از امت موسی شد، به واسطه ارتباط با عیسی یا موسی وجاهت و اعتبار پیدا کنه؟ متون ما از این مطلب ساکته. عرض نمیکنیم نیست، ممکنه باشه، اما از قرآن و قصهای که در قرآن راجع به این دو پیغمبر بیان شده ساکته.
وجاهت و آبرومندی در درگاه اباعبدالله الحسین (ع)
اما این زیارت نورانی [عاشورا] که حدیث قدسیه، در یک فقره از این زیارت هست که: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي…» خدایا قرار بده منو، با وجه، با اعتبار، نه فقط در دنیا، «فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»، به سببِ باءِ سببیت، به سبب ابیعبدالله (علیهالسلام) به من وجاهت بده. «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ». خدایا قرار بده منو نزد خودت با وجه، با اعتبار، به سبب ابیعبدالله (علیهالسلام)؛ «بِالْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)»، نه فقط در دنیا، نه فقط در آخرت، «فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ».
به یه نحو امکان ارتباط گرفته بشه با ابیعبدالله (علیهالسلام)، فرد وجاهت پیدا میکنه؛ هم عِندالله، هم عِندالنّاس، هم فِیالدّنیا، هم فِیالآخِره. چه سفرهای رو خدا برامون پهن کرده و آغازش در همین امروز! برو تا آخر سال. شروع سال قمری با محرم، و محرمم تابلوش عزای بر اباعبدالله الحسین (علیهالسلام). میتونه انسان وجاهت پیدا بکنه و میتونه این دعا رو به برکت ابیعبدالله مستمر بخواد؛ همون دعای غریق که در عصر غیبت توصیه شده، به برکت ابیعبدالله (علیهالسلام) بخواهیم: «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ، يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ». به برکت ابیعبدالله این ثبات در دین به انسان وجاهت میده.
اگر قراره ما به برکت ابیعبدالله (علیهالسلام) وجاهت پیدا کنیم عندالله و عندالناس، فِیالدّنیا و فِیالآخره، باید اصلِ سرچشمه نیز دارای این وجاهت باشه. یعنی اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) وجیهٌ فِیالدّنیا، وجیهٌ فِیالآخره، وجیهٌ عِندالنّاس و وجیهٌ عِندالله. چهار مطلبه، من همه رو یه پارچه عرض میکنم. حسین (علیهالسلام) دارای وجاهته؛ عندالله، فِیالدّنیا و الآخره، عندالناس، فِیالدّنیا. هم نزد خدا اعتبار داره، هم نزد مردم اعتبار داره. اعتبار حسین عندالله، اعتبار و وجاهت ابیعبدالله عندالله همین بس که به یه نحو، مکانِ پنج صورتی که دیشب عرض کردم: به نحو بُکاء، به نحو زیارت، لعنت بر قاتلین، طلب معیّت با یاران حضرت، و پنجمین مورد محزون بودن در حزنش؛ به محض این ارتباط انسان میتونه سوار بر این سفینه نجات حسینی بشه.
خدا رو ابیعبدالله (علیهالسلام) اعتبار و جهتش رو اگر حیاتی بود در جلسه بعد عرض میکنم که حسین اجمالاً به معنای اتمّ و اکمل، به معنای اتمّ و اکمل بندگیش رو برای خدا به معرض ظهور و بروز گذاشت. بندگی یعنی چی؟ عبودیت؛ أی «بَذلُ الکُلّ». بذل، بَذلُ الکُلّ. هرچی که داره در طبق اخلاص گذاشت. عرض کردم کتاب لهوف، این روایت رو مرحوم سید بیان میکنند: به حسین (علیهالسلام) عرض کردند آقا نرید کوفه. فرمودند از جدم رسیده، حسین! «إِنَّ اللَّهَ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا». خدا میخواد تو رو کشته ببینه. آقا اگر میرید لااقل اهلوعیال رو با خودتون نبرید. از جدم رسیده: «إِنَّ اللَّهَ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا». خدا میخواد زن و بچه منو به اسارت ببینه. الهی این سرم، این پیکرم، هر چی میخوای!
مقام بذلالکل و رسیدن به اوج وجاهت
لذا در اوج ابتلا، کجا؟ تو گودی قتلگاه. آخرین جملهای که از ابیعبدالله شنیده شد و دلیل آن بر بذلالکل عبارت است از این جمله، و این جمله رو حضرت بر زبان جاری کرد، خنجر به حنجر حضرت، اونم این بود، بعد از اینکه اینهمه صدمه به بدن خورده (اگر نکتهای میگم شما به جهت ثقل اون مرثیه گریه میکنید، نکتهاش از دستمون نره) که حسین به واسطه عبودیت یعنی «بَذلُ الکُلّ» به مقام وجاهت رسید. درِ خونه همه ائمه (علیهمالسلام) میری، اشارت میدن برو در خونه ابیعبدالله. تو هر مناسبتی از شعائر، از اعیاد، مناسبتهای مهم در طول سال، از لیالی، شبها و روزها، اگر عمل دوم، اول یا دوم نباشه، عمل سوم هست، اونم چی؟ سلام به اباعبدالله الحسین. از عید غدیر بگیر تا قربان، تا فطر، تا تمام ولادتها، نیمه رجب، نیمه شعبان، عرفه، هر مناسبتی فلش میزنن برو در خونه ابیعبدالله.
حسین همه بندگیش رو به معرض گذاشت با این جمله تو گودی قتلگاه. «بَقِيَ مُكَبّاً عَلَى الْأَرْضِ مِلْطَا…» سه ساعت، سه ساعت اومدن نزدیک، دیدن صورت رو خاک، سر به آسمون، فقط یه جمله، بعد از اینهمه حملهها به سَیْف و سِنان و حَجَر و خَشَبَه و عَصا… بعدِ همه اینها تو گودی قتلگاه صورت رو خاک سر به آسمون: «صَبْراً عَلَى قَضَائِكَ يَا رَبِّ، لَا مَعْبُودَ سِوَاكَ، يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ».
در وداع آخر از این شبکههای زره خون میزنه بیرون، تیر به پیشانی حضرت خورده، سنگ اصابت کرده، محاسن حضرت پرِ خون… گریه میکنید، مطلب از دستمون نره. محاسن پرِ خون اومد جلو خیمهها برای وداع آخر: «عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَامُ». همه از خیمه بیرون اومدن، دور ابیعبدالله رو گرفتن. اول جملهای که فرمود اینه: «اسْتَعِدُّوا لِلْبَلَاءِ». خودتون رو آماده کنید برای بلا. حسین جان یه چیزی بگو اهلوعیال آروم بگیرن. بدون درنگ فرمود اما بدونید خدا حافظتونها، خدا ناصرتونها، و بهزودی شما رو از دست اینا نجات میدهها؛ مبادا چیزی بگید که از قدر و شأنتون کم کنه و عوض این صبر، خدا افضل برکت و کرامت رو بهتون میده تو هر مصیبتی.
«بَذلُ الکُلّ» وجاهت پیدا کرد عندالله. وجاهت پیدا کرده در آخرت. در آخرت فاطمه جان وارد بهشت شو! مرحوم صاحب خصائص این روایت رو بیان میکنه: فاطمه جان وارد بهشت شو. عرضه میدارد: خدایا! فرزندانم… اول فرزندانم. همه میان تا نوبت میرسه به ابیعبدالله. با مادر حرف میزنه اما از این رگهای بریده… مادر نگفتی من پسر فاطمم چرا مادر بیشتر زدم…؟ خدایا قدم از قدم برنمیدارم تا بین من و قاتلین حسینم حکم کنی. قاتلین به جزا میرسند. فاطمه جان وارد بهشت شو. خدایا قدم از قدم برنمیدارم تا گریهکنای حسینم داخل بهشت نشن، من داخل نمیشم داخلش. خدایا هر کی با گریهکنای حسینم رفاقت داشته وارد بهشت نشه، من وارد بهشت نمیشم. وجاهت عندالله، وجاهت فِیالآخره.
وجاهت ابیعبدالله (ع) در میان مردم دنیا
حالا وجاهت در دنیا! وجاهت در دنیا چه کرده ابیعبدالله با این قلوب و دلها! اینهمه قلب و دل به سمت او معطوفه. مسلمون نیست اما نسبت به ابیعبدالله ادای احترام میکنه. حاج آقای قرائتی میفرمودند (خدا به ایشون هم عافیت بده): دسته عزاست تو هندوستان. رهبر هندوها که اصلاً مسلمون هم نیستن دین خاصی دارن، با خدم و حشم و محافظ دارن رد میشن. کنار این دسته عزا ایستاد. اومد کنار یه بچهای که علمی به دستش بود.
پسر جان میدی منم دستم بگیرم؟ گفت نه، چرا؟ باید کفشت رو دربیاری امروز عاشوراست. کفشاش رو درآوردم، اجازه میدی؟ گفت نه، باید سرت هم برهنه کنی، امروز روزیه که سر حسین رو تو قتلگاه برهنه کردن. سرم برهنه کرد، کسی که کلی خدم و حشم و محافظ داره. حالا بهم بده؟ گفت نه، امروز روزیه که سر و صورت حسین رو خاکی کردن، باید صورتت رو گل بمالی. گل مالید تا این علم رو به دستش بده.
رایةالعباس چیذر منبر میرفتم، خیلی سالهای قبل. شب تاسوعا بود اومدم برم داخل جلسه دیدم یه عده وایستادن. حاج آقا؟ بله. ما امروز اومدیم مطلبمون رو از عباستون بگیریم، مطلبمون و عباستون. تعجب منو که دیدن گفتن حاج آقا ما مسلمون نیستیم، ما ارمنی هستیم ولی اعتقاد داریم. گفتم عباسم! ارمنیها امروز اومدن… خب بعد، فردا که میشد شب عاشورا یه عده دیگه اومدن گفتن حاج آقا ما مسیحی هستیم ما میآییم. وجاهت داره عندالناس. وجاهت داره فِیالدّنیا. چه اعتباری داره… چه اعتباری!
جلو در مجلس وایستاده، یه وقت دید یه ماشین نیسان آبمعدنی آوردن. رئیس جلسه رفت جلو گفت آقا ما که سفارش ندادیم کی سفارش داده؟ والا از فلان جا برای من تماس گرفتن شما فرستادی؟ بله چطور؟ گفت یه جوونی اومد مشخصاتش هم این بود، پول هم نداشت، گفت قسطی میآرم میدم. میشناختیم، رفتم سراغش گفتم تو که کارگری وضعی نداری. گفت دیشب دیدم آب تو جلسه نیست، رفتم به اینا گفتم منم کارگرم ماهی انقدر درآمدمه، قدرش رو میآرم میدم. خودش هیچی نداره اما حاضره برای حسین و آبی که میخواد عزادار ابیعبدالله بخوره اینجوری هزینه بکنه. حسین به انسان وجاهت میده در دنیا و در آخرت؛ «فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ».
روضه و توسل؛ رسیدن قافله به کربلا
یا بقیةالله… آقا! همه این گریهها برای اینه که شما گریه نکنید. خدا خیر بده حاج آقای حیدرزاده، من دیشب از در میرفتم بیرون دیدم با آقا امام زمان شروع کردند، چقدر عالی! تمام گریههای ما برای اینکه شما گریه نکنید. عزادار شدن ما برای اینکه شما یه مقداری آروم باشید. آقا! غلام ابیعبدالله، ببینید تو رو خدا هر کی میره میدان، زره به تن… دو تا غلامن، یکی غلام خود ابیعبدالله، یکی غلام یکی از یاران حضرت، که هر دو چه وجههای پیدا کردن. غلام… غلام! الله اکبر! غلامِ حضرت هر کی میرفت میدون زره به تن کلاهخود اما بعداً رو برهنه کرد.
آی شمشیرها که میخواهید به پیکر حسینِ فاطمه فرود بیاید، بیایید! غلام دیگهای، غلام سیاه برای یکی از اینها، دارد حسین همونجوری که خم شد صورت به صورت علیاکبر گذاشت، همونجوری خم شد صورت به صورت غلامش گذاشت. غلام هم چشماش رو باز کرد دید حسین صورت به صورت گذاشته، یه نالهای زد: «مَنْ مِثْلِي وَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ وَاضِعٌ خَدَّهُ عَلَى خَدِّي؟» کیه مثل من؟ حسین صورت به صورت گذاشته! غلام سیاه ابیعبدالله، براش دعا کرد: خدایا رویش رو سفید کن، بدنش رو معطر کن. بنیاسد اومدن دیدن یه بدن میدرخشه معطره، دیدن اونم بدن غلام ابیعبدالله [است].
وقتتون رو نگیرم سرور عزیزم و آقای حیدرزاده فیض بدن. پاشید بریم کربلا، پاشید بریم یه خورده اون زیر دست و پای این عزیزان رو آب و جارو کنیم. مهمون داره میآد کربلا… آخه یه چیزایی تو کربلا هست خیلی تیزه، خار مغیلان… من دیدم حتی کفش رو سوراخ میکنه، حتی کفش رو سوراخ میکنه ها… بریم، بریم زیر دست و پای بچهها رو آب و جارو کنیم.
مرکب ابیعبدالله حرکت نکرد. فرمود بگید ببینم اسمی، نامی، مشخصهای برای این سرزمین [هست]؟ احتجاج طبرسی دارد قبل از این ایام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) «أَنَّ عَلِيّاً (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَتَى كَرْبَلَاءَ فَوَقَفَ بِهَا». تو این سرزمین وایستاد. «فَقِيلَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذِهِ كَرْبَلَاءُ، فَقَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): ذَاتُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ». تو دل این سرزمین غم و غصه و بلاست. «ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَكَانٍ…» هی با دستش اشاره میکرد به اینور اونور، بعد جملاتی رو میفرمود: «هَا هُنَا مَوْضِعُ رِحَالِهِمْ، وَ مُنَاخُ رِكَابِهِمْ… هَا هُنَا هَا هُنَا…» و «نَزَلَ إِلَى شَجَرَةٍ» رسید پای یه درختی «فَصَلَّى إِلَيْهَا» دو رکعت نماز خوند «فَأَخَذَ تُرْبَةً مِنَ الْأَرْضِ فَشَمَّهَا» یه مقدار خاک برداشت و بویید. بعد حضرت فرمود: «وَاهًا لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ» عجب خاکی هستی تو خاک! «لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ قَوْمٌ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ».
این مال امیرالمؤمنین، تا رسیدن به این سرزمین مثل فردا. حضرت فرمود سؤال کنید اینجا رو قاضریه میگن؟ قادسیه میگن؟ شاطیالفرات میگن؟ طف میگن؟ نینوا میگن؟ کربوبلا هم میگن؟ تا اسم کربلا رسید به گوش ابیعبدالله پای راست و محکم رو زمین کوبید و بلند کرد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ». بعد فرمود بار بگشایید اینجا کربلاست.
حالا جملات ابیعبدالله: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ». «ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: قِفُوا وَ لَا تَرْحَلُوا مِنْهَا» وایستید حرکت نکنید، بسم الله. سه چهار، دو سهتاش خیلی سخته، امیدوارم ترجمه نکرده من نالهتون رو بشنوم. هر چقدر هم که چشماتون رطوبت گرفت تا کف دستاتون بمالید، خدا دیگه میشه این آخرین محرم بدون امام زمان باشه؟ خدا میشه این عاشورا امام زمان بیاد؟
بعد شروع کرد حضرت: «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مُنَاخُ رِكَابِنَا…» لا اله الا الله… «وَ بِهَذِهِ التُّرْبَةِ وَعَدَنِي جَدِّي وَ لَا خُلْفَ لِقَوْلِهِ». به این سرزمین جد من وعده داده و تخلفی هم درش نیست. یا بقیةالله! «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَسْفَكُ دِمَائِنَا» اینجا جاییه که خون ما رو زمین میریزه. «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَقْتَلُ رِجَالِنَا» اینجا جاییه که مردای ما رو خونشون رو رو زمین میریزن. «هَا هُنَا وَ اللَّهِ تُزَارُ قُبُورُنَا» اینجا جاییه که قبریِ ماست و به زیارت میان، دکتر میگم هر چقدر گرفتی عرض ادب بکن. «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَذْبَحُ أَطْفَالِنَا» اینجا جاییه که اطفال ما رو زنده سر میبرن. یه بار دیگه میگم تو رو خدا نالهتون بلندتر بشه جمله بعدی رو خجالت نکشم. «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَذْبَحُ أَطْفَالِنَا» اینجا جاییه که بچههای ما رو میکشند بگم؟ «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَهْتَكُ نِسَائِنَا…»


