دوشنبه 1 تير 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ

 

سخنرانی حجت الاسلام رفیعی با موضوع "راز ماندگاری نهضت عاشورا"، جلسه هشتم: وظایف جامعه نسبت به جوان ، سال ۱۴۰۴

شب جمعه ست در آستانه تاسوعا و عاشورا شب رحمت و شب مغفرت ان شاءالله خداوند امواتمون گذشتگانمون شهدامون شهدای اخیر سرداران دانشمندان هسته ای مردم عزیز شهدای جنگ شهدای انقلاب شهدای پانزده خرداد امام عزیز اموات و شهدای متعلق به شما عزیزان روح همشون رو امشب میهمان سفره احسان اباعبدالله قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد


شب هشتم منسوب به علی بن الحسین علیه السلام است البته ایشان عاشورا شهید شده اما به هر حال یک شبی رو به ایشون اختصاص میدند به صورت ذوق یه کار خوبی هم هست خب مرحوم شیخ مفید تولد ایشون رو بعد از شهادت امیرالمومنین می داند اگر اینطور باشه خب همون هجده سال می شه مثلا یکی دو سال بعد از امیرالمومنین به دنیا آمده باشد خب حضرت امیر چهل و یک شهید شده کربلا شصت و یک همین هجده سالی میشه که شیخ مفید نوشته به هر حال بزرگان ما به حرف های شیخ مفید بیشتر اعتماد می کنند ایشون یه کتاب بسیار خوبی دارد به نام ارشاد که این مطلب رو اونجا آورده برخی معتقدند نه ایشون زمان حیات امیرالمومنین به دنیا اومده سال های آخر حکومت حضرت علی علیه السلام که خب طبعا می شه بیست و چند سالشون اگر از امام سجاد از نظر سنی بزرگ تر باشند باید 25 سال باشه چون امام سجاد کربلا 23 سال داشتند مادر ایشون لیلا نوه ی عروة بن مسعوده عروة بن مسعود شهید طائفه وقتی تو طائف اعلام اسلام کرد ریختن سرش و کشتندش لذا ایشون نوه ی اون عروة بن مسعوده که از اصحاب پیامبر بود


چندان هم از زندگی ایشون ما اطلاعات نداریم دو سه تا کتاب نوشته شده یعنی چیزهای نوشتند تو زیارت نامه اش داریم سلام بر اول قتیل از آل بنی هاشم یعنی اولین شهید از خاندان پیامبر در یک بخشی تو زیارت نامه اش داریم از السلام علیک یا ابا الحسن خب از این ابا الحسن معلوم می شه ایشون ازدواج کرده فرزند داشته اما اسمی از فرزند و همسرش توی تاریخ نیست این شخصیت بزرگوار که جداگانه و الا ما تو زیارت عاشورا به اولاد حسین هم سلام میدیم اما جداگانه میگیم علی بن الحسین بعد اولاد الحسین بعد اصحاب الحسین در واقع سه تا سلام بهش می کنیم هم اصحابه هم اولاده هم جداگانه ازش نام برده شده و زیارتنامه مخصوصی امام صادق برای ایشون نقل کرده است


مهم ترین جمله ای که راجع به این شهید هست همون تعبیر پدرش است که خلقا و خلقا و منطقش شبیه پیامبره خب خلق و منطق اکتسابی نیست ،ذاتیه، نمی شه گفت مثلا این حالا یک به هر حال هر کسی شبیه جدش ممکنه باشه ایشون هم شبیه جدش اینکه خلق ایشون شبیه پیامبره این به واسطه اینه که خب فرزند حضرت زهراس به پدرش و جدش چهره اش کشیده و منطقش حالا منطق منظور گفتارش باشه یا طرز تفکرش


اما اینی که خلقش شبیه پیغمبره این دیگه ذاتی نیست این اکتسابیه یه کسی خیلی باید خودش رو پیش برده باشه تا خلقش بشه شبیه پیامبر ما این تعبیر رو راجع به جعفر بن ابی طالب هم داریم پیغمبر بهش فرمود« اَشبهت بی خَلقاً و خُلقاً» البته اونجا منطق نداره تو خلق و خلقت چون جعفر هم خیلی شبیه پیغمبر بود داداش امیرالمومنین که الان قبلش در اردن هست تو جنگ موته شهید شد


خب این خلق ذاتی نیست این اختیار خودشه خودش اونقدر ترقی کرده رشد کرده چون خلق پیغمبرم خلق عظیمه خلق عظیم خلق پیغمبر الگوبرداری باید ازش بشه « لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ » این مهم ترین شاخصه این شهید بزرگوار است که خلقش نبویست وقتی می گیم خلق نبوی یعنی گذشت پیامبر، حسن خلق پیامبر ،صبر پیامبر ،کرامت پیامبر ،سخاوته بگه همه اینا تو این چتر خلق می گنجد


امشب منسوب به این شخصیت بزرگوار است که منسوب به جوانانه روز میلادش روز جوانه امشب روضه اش هم مال جوانست من اجازه می خوام همین رو بهانه ای قرار بدم یه قدری راجع به جوان صحبت کنم
جلسه ما اکثرا جوانه ما در روایات می خوانیم دو چیز است که قدرش رو کسی نمی داند مگر اینکه از دست بده «شَيئانِ لايَعرِفُ فَضلَهُما إلاّ مَن فَقَدَهُما : الشَّبابُ وَ العافِيَةُ» ؛ [ غرر الحكم و درر الكلم ، ح 5764 .] دو چیزه که کسی قدرش رو نمی دونه اگر از دست بده الشباب یکی جوانی و یکی سلامت غالبا پیرمردها قدر جوانی شما رو می دونند چون می بینه این جوان چه قشنگ راه میره چه قشنگ فعالیت می کنه چقدر تلاش می کنه اما این نمی تونه غالبا مریض ها قدر سالم رو می دونند


لذا جوانی یه تاجیه رو سر جوان که پیر می بینه سلامت یه تاجیه روی سر سالم که مریض می بینه من یادم نمیره خیلی جاها این رو گفتم یه جایی رفته بودیم دیدن یه مریضی از علما بود خدا رحمتش کنه مرد خوبی بود یه جوانی اونجا همراه ما بود و از ایشون سوال کرد دستشویی منزل کجاست گفت مثلا اون قسمت رفت و زودم اومد یه نگاه حسرت آمیزی به این کرد دو سه دقیقه رفت و اومد گفت چه راحت خب رفتم دستشویی دیگه گفت همینه که تو به این راحتی رفتی من پانزده ساعت در هفته زیر دستگاه دیالیز می شم پانزده ساعت جوان گفت اصلا خودش توجه به این نکته نداره اون می فهمه اون دیالیزی می فهمه با این سرعت رفتن و آمدن یعنی چی این اهمیت جوانیست


لذا من یه تعبیری دارم می گم جوانی مساویست با جهانی واقعا با جهانی غرایز، توانمندی ،عقل زور، خود همه چیز در اوج همه چیز در اوج، حالا خدا سن سرتون بیاد متوجه می شید اینکه رسول خدا فرمودند بر شما باد به جوانان «علیکم بِالشُّبّانِ» فرمود روزی که من مبعوث شدم جوونا دور منو گرفتن، پیرها با من مخالفت کردند « إنَّ اللّه َ بَعَثَني بَشيرا ونَذيرا فَحالَفَنِي الشُّبّانُ وخالَفَنِي الشُّيوخُ » خدا منو فرستاد جوونا با من بیعت کردند و بزرگترها با من مخالفت کردند


وقتی جعفر بن ابی طالب از طریق دریا با یک هشتاد نود نفر رفت حبشه اتیوپی امروز ،قبر نجاشی الان تو اتیوپیه براش مقبره درست کردند خب جعفر رفت اونجا چهارده سال پونزده سال موند با زنش با زن اکثر بچه های جعفر مثل همین شوهر حضرت زینب متولد حشن تولد آفریقا وقتی رفت اونجا ابوسفیان افرادی رو فرستاد پیش نجاشی که اینا رو برگردانه


اول حرفی که اینا به نجاش زدن این بود گفتند هذا الرجل یعنی این پیغمبر افسد شبانا جوونای ما رو فاسد کردند حالا او می گفت جوونای ما رو از ما جدا کرده از ما گرفته اون می گفت جدا کرده می گفت فاسد کرده خیلی عجیبه آقا جوانی دوران ویژه ایست من دو تا بحث امشب راجع به جوانی حالا رهبر عظیم الشان انقلاب هم تاکید می کنند بر حفظ جوانی کشور بارها ایشون به بنده فرمودند که حتی من یه بار جسارت کردم گفتم آقا ما خیلی می گیم ولی نمی دونم چرا دیگه اثر نداره بارهاشون به بنده سر سفره یه وقت خدمتشون شام بودیم یه وقتی بعد از روضه بارها فرمودند راجع به فرزندآوری صحبت کنید


چون دغدغه ی من هر شب این موضوعه خب جوانی کشور یه امتیازه دو تا بحث من راجع به جوان دارم امشب هم به خودتون می گم هم به خانواده هاتون البته خواهشم اینه هر دوش رو گوش بدید نه اولیش رو گوش بدید بعد مطالبه گر بشید بری سراغ پدر و مادر امشب چی می گفت اینا رو برای شما می گفتا نه ما غالبا حرف هایی که می زنیم می گیم کامل گوش بدید این طور نشود که گفت لا تقرب الصلاة رو گوش بدی و انتم سکارا رو کوش ندی ،می گفت خدا گفته نماز نخون خب بقیه اش هم گوش بده گفته مستی نماز نخون نگفته که نماز نخون


وظیفه جامعه در مقابل جوانان
نکته اول: وظیفه پدر و مادر، جامعه ،دولت، علما اندیشمندان در قبال جوانان من ده پونزده تا وظیفه نوشتم ولی چهار پنج تا رو برای شما عرض می کنم اینا وظیفه جامعه در مقابل جوان و نوجوانه

نخست تکریم: جوان رو تحقیر نکنید تکریم و بزرگداشت « أكرِمُوا أولادَكُم » تو سرش نزنید عیبش رو برجسته نکنید ملامت نکنید مقایسه نکنید


عکرمه یه جوانه، عکرمه با عین پسر ابو جهله باباش اون آدم فاسق خودشم آدم خوبی نیست حتی پیغمبر حکم اعدامش رو صادر کرد ،چون ایشون توی فتح مکه شمشیر دست گرفت و جنگید با پیغمبر ،حضرت هم فرموده بود تو فتح مکه هرکی شمشیر غلاف نکنه خونش هدره با این نگاه که حکمش صادر شد هر کسی اجرا می کرد مشکل نداشت چون پیغمبر حکم صادر کرده، اومد از مکه بیرون سوار کشتی شد از طریق دریا بره یه سفری که نکشنش تو آب حالا کشتی دچار طوفان شد چی شد پشیمان شد برگشت همسری داره بهش گفت من چه کنم گفت هیچی برو پیش پیغمبر خب منو می کشند منو می بینند مردم تو کوچه گفت صورت رو ببند نشناسنت کامل صورت رو ببند فقط چشمات پیدا باشه برو خدمت رسول خدا صورتش رو بست آمد مدینه وارد مسجد شد خب رسول خدا نشسته بود صورت رو باز کرد وگفت: اشهد لا اله الا الله شهادت داد به رسالت پیغمبر و مسلمان شد می دونید که السلام یجب بود کسی مسلمان شد حکم دیگه راجع بهش اجرا نمی شه قبلا حکم اعدام صادر شد دیگه با اسلام تمامه اسلام می پوشونه حکم رو قطع می کنه مسلمان شد شد محترم، پیغمبر بلند شد فرمود « مرحبًا بالرَّاكبِ المهاجرِ » باریک الله به تو جوانی که هجرت کردی از گناه از شرک آمدی و خودت رو نجات گرفتش تو آغوش که ایشون می گفت می گفت من هیچ وقت این آغوش گرم رسول خدا رو فراموش نمی کنم سال هام زندگی کرد ظاهرا هم بعدا شهید شد توی یکی از جنگ ها حتی پیغمبر انقدر ملاحظه اش رو کرد فرمود پیش این به باباش چیزی نگید با اینکه ابوجهل می دونید که فرعون بوده تو بدر کشته شده ،فرمود « لاَ تَسُبُّوا اباه » بچه اش غصه می خوره ملاحظه شو کرد این تکریمه این یه بار تو آغوش گرفتنه کار رو درست کرد این خیلی مهمه


رسول خدا رد می شدند دیدند یه جوانی تو این شن های داغ مدینه لخت شده هی رو این سنگ ها می چرخه این چیکار داره می کنه؟ تا پیغمبر رو دید بلند شد لباسش رو پوشید و سلام کرد چکار بکنیم حالا به تعبیر من حمام شن می گیری تو این شن داغ ،گفت یا رسول الله جوانم غرایز دارم شهوت دارم یه صحنه گناهی امروز پیش اومد داشت پام می لغزید برم به سمتش فرار کردم فرار کردم اومدم اینجا دیدم کسی نیست لخت شدم رو این شنای داغ می گم آی بدن تو طاقت این شن داغ دنیا رو نداری اونوقت تو کجا طاقت جهنم رو داری؟« نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ » « الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »« الْقَارِعَةُ - مَا الْقَارِعَةُ » حضرت فرمود باریک الله ، ببین چقدر زیبا پاشو پاشو پا شد وایستاد اصحاب رو جمع کرد فرمود جوان در حق من و اصحابم دعا کن ،یا رسول الله خدا شما خود شما خودت به قول من استاد دعایی من در حق فرمود بله دعای تو به اجابت می رسد چرا چون بر نفست غلبه کردی «أشجَعُ النّاسِ مَن غَلَبَ هَواهُ» .[. معاني الأخبار : 195/1.] شجاع ترین مردم کسی که بر نفسش و امیالش غلبه کند این می شود تکریم
جوانی نماز می خوند تو مسجد سلام داد چند تا دعا کرد پیغمبر شنید صداش زد فرمود «مرحبا بک لحسن ثنائک» باریک الله باریک الله چقدر قشنگ دعا کردی چقدر قشنگ دعا کردی تشویقش کرد


یادم نیست من از کین رو شنیدم ولی از یک چیزی که مورد اعتماد من بود ایشون نقل می کرد مرحوم آیت الله العظمی میلانی، آیت الله میلانی مشهد بودند قبل از انقلاب فوت کردند مقام معظم رهبری خب از شاگردان ایشون بوده و ارتباط داشت با ایشون تو مشهد آیت الله میلانی هم مرد انقلابی و شجاعی بود یکی از همراهان ایشون نقل می کردند که ایشون یه شب به من گفتند چهار پنج تا جوان و بیار کارشون دارم ، چهار پنج تا از این جوونا رو آوردیم منزل رو خدمت ایشون و ایشون وصیت نامه شون یا کفنشون حالا شک از من رو درآوردن شاید کفن فرمودند شما امضا کنید و شهادت بدید که مثلا من آدم خوبی هستم آقا ما شما آیت الله العظمی مرجع صاحب رساله فرمودند خدا شما جوونا رو خیلی دوست داره «ان الله یحب الشاب العابد إنَّ اللّه َ تعالى يُحِبُّ الشابَّ التائبَ » شما پاکید خدا دوستتون دارد توبه شما هم خدا زودتر قبول می کند، شما امضا کنید این تکریمه این تکریمه


اولین وظیفه ای که خانواده ها تشر و مقایسه و سرزنش و پسرم بود اینطور شد تو چرا اینطور شدی اون رشته اش فلان شد تو چرا قبول نشدی ملامت اینا جواب نمی ده تو جوانی جواب نمی ده حتی به شما خانواده ها بگم ملامت لجاجت می آره ،مقایسه لجوج بار می آره بدتر می شه


دومین وظیفه در مقابل جوان اقناعه، این رو خیلی توجه کنند جوونه باید قانعش کنی می گه عالم برای چی خلق شده ،مثلا امام حسین چرا علم داشت اومد کربلا؟ مثلا این حکم برای چیه؟ فلسفه مثلا این نماز چیه؟ این عبادت چیه؟
اقناع جوان خیلی مهمه قانع کردن این سیره ی معصومین ما بوده و وقت بگذاره افرادی متخصص ،وارد، آقا ما تو پزشکی متخصص کودک داریم تو خود متخصص کودک الان متخصص داریم میگن فلانی تخصص مثلا دندان کودکه ،تخصص کلیه کودکه چطور می شود روحانیون ما علمای ما دانشگاهی های ما ،اینا لازمه اقناع جوان


داستان:
باز من یه داستانی رو اینجا خدمت شما عرض کنم همتون شنیدید اسم هشام بن حکم رو هشام بن حکم کسیه که از در وارد می شد تمام قد امام صادق جلوش بلند می شد یه جوون بیست و یک دو ساله می آوردش کنار خودش می نشون می فرمود هذا ناصرنا ایشون ناصر ماست یاور ماست بقلبه و لسانه و یده هم با قلبش هم با زبونش هم با دستش این آدم کسیه که تو یه مناظره ای وقتی رئیس خوارج رو محکوم کرد هارون رشید پشت پرده نشسته بود نمی دید هارون رو رئیس خوارج آمد با ایشون وارد بحث شد کوبیدش حسابی، هارون گفت للسان هذا رجل زبون این آدم از هزار تا شمشیر بر ما خطرناک تره این رو باید کشتش که فرار کرد یه چیز عجیبی بوده تو مناظره استاد مناظره بوده


شما می دونید این جوان یه جوون منحرف بوده هشام بن حکم جزو یه فرقه انحرافی است به نام جهمیه جهمیه با ه دو چشم جمعیه پیرو جهم بن صفوان اند جهم بن صفوان یه عقاید انحرافی ای داره مثلا می گه بهشت و جهنم خلود نداره یه مدتیه از هم می پاشه یکی از حرفاش شفاعت واقعیت نداره جامعه نیازی به امام نداره می گه هر کی زورش بیشتر بود قیام کرد مسلط شد همون امامه برید دنبالش می خواد بر باشه یعنی خوب باشه می خواد فاجر باشه یه همچین حرفایی داره تو توحید اشکال داره


ایشون پیرو این مکتبه، عمویی داره عموش می گه من دست این رو گرفتم یه وقتی از امام صادق گرفتم بردمش پیش امام صادق یه جلسه امام صادق قدری باهاش صحبت کرد یه سوال هم ازش کرد تو پاسخ اون سوال موند سوال راجع به عقایدش اومدیم جلسه دومم می گه من بردمش دو جلسه من یه شب دیدم اینجا گفتم جوونا با کارشناس و متخصص ماهم تو همه زمینه متخصص نیستیم به شما بگم بنده نمی تونم من مشاور خانواده باشم هم مشاور جوون باشم هم احکام جواب بدم ما تو مکه هر که مراجعه می کرد حاج آقای سوال شرعی او حاج آقا فلاح زاده است برو ازش سوال کن من احکام حج رو کار نکردم بلدم گلیم خودمو از آب بکشم اما سوال تو رو نمی تونم جواب بدم نمی شه امروز خیلی کارا تخصصیه من نمی دونم چجوری بعضی آدما حالا گاهی تو لباس ما و گاهی هم شخصی ماشاءلله تو همه زمینه ورود دارند از اقتصاد و سیاست و دین امام زمان و آخرالزمان و نمی دونم رو همه چیز تو هم بخوان نمی شه سن تو اقتضا نمی کنه انقدر حرف بزنی تخصصیه، تفسیر و حدیث و رجال و نمی دونم من که از شصت و چهار طلبم نزدیک چهل ساله کمتر از هفت هشت ساعت هم در روز از عمر مطالعه نداشتم خیلی چیزا رو بلد نیستم خیلی چیزا رو بلد نیستم خلاصه جلسه دوم جلسه سوم به عموش گفت می شه یه وقت دیگه بگیری گفتم بابا دو جلسه آمدی دیگه گفت حالا یه وقت دیگه اومدم خدمت امام صادق گفتم آقا فرمودند من دارم می رم یه جایی یه منطقه ای بود بهش بگو بیاد اونجا آمد و سه جلسه تمام شد اون وقت می دونید که آدمای اینطوری چون از شک و شبهه شروع کردند چون از یه جای دیگه اومدند یه چیزی رو قبول نداشته اومده اینا محکم تر از اونیه که از اولم اینطوری به طور طبیعی یه اعتقادی رو داره و تحقیق هم نکرده این هشام کسی شد که امام صادق بهش می بالید امام کاظم بهش می بالید هارون و رشید از او می ترسید کسی که یه بار امام صادق بهش فرمود فرمود تو هم خوب اوج می گیری هم خوب می شینی هم پرواز می کنی هم خوب می شینی ولی فلانی اونم آدم خوبی بود مومن طاق مثلا این خوب پرواز می کنه و بلد نیست بشینه یعنی تو بحث اوج می گیره نمی تونه نتیجه بگیره هشام اقناع شد تونست اقناع کنه


ما جوون رو باید اقناع کنیم جوان آمده پیش پیغمبر خدا یا رسول الله من غرایز دارم دوستم دارم از راه حرام ارضا کنم انی احب الزنا با همین صراحت تو صورت پیغمبر نشسته خب من باشم تحمل نمی کنم


جوان اومده پیش امام صادق می گه اتظن انک امام؟ شما فکر می کنی امامی؟ یکی به من می گه شما فکر می کنی آخوندی بهم برمی خوره خب جوان راجع به ولایت فقیه سوال داره می خواد بدونه از کجا اومده دلیلش چیه مبنایش چیه چرا ولی فقیه این قدرت رو داره این قدرت از کدوم روایت گرفته شده چه اشکال داره چرا می ترسیم


من شاید هفت هشت سال پیش باز بیت آقای این رو عرض کردم گفتم صدا و سیما نترسه از جلسات پرسش و پاسخ، اون موقع رئیس وقتش اومد این آقا نبود قبل از اون آقای عسگری بود اومدم از منبر پایین اومد دست منو گرفت محکم خدمت آقا بودیم گفت آقا من رفتم که تنظیم کنم این چیزی که شما امشب گفتی خودت هستی؟ گفتم حالا منم یه گوشه اش رو می گیرم ولی پیشنهاد من اینه شبهات تاریخی یه شب برنامه بذارید شبهات تاریخی سوال بدند مردم کارشناس هم جواب بده


شبهات احکام شبهات اعتقادی شبهات اخلاقی بحث خانواده صدا و سیما باید برای هر کدوم از اینا یک پرونده ای باز کنه جواب بدند چه اشکالی داره؟ این می گه قبول ندارم امام صادق این جوان آمده می گه من دوست دارم مرتکب فحشا بشم پیغمبر خدا بهش فرمود که جوان اگر یه کسی دیگه مثل تو همین خواسته رو داشته باشه چی؟ تو که نیستی فقط غرایز داری یه جوون دیگه هم پیدا شد گفت منم همین میل تو رو دارم می خوام مرتکب فحشا بشم گفت آقا بشه به من ربطی نداره مگه من بخیلم فرمود نه اون جوان مثلا نظرش به بستگان تو باشه خواهر تو مادر و دختر تو دختر عموی تو مثلا خب نه آقا غلط می کنه این نگاه چپ به خواهر من بکنه آقا خب تو هم با هر کی بخوای مرتکب فحشا بشی بالاخره از زیر بوته که عمل نیومده یا خواهر یکیه یا دختر یکیه یعنی تو با این کارت عفت جامعه رو لکه دار می کنی


این طور نیست که:

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد براری که مسلمانی نیست

اگر یکی یه چیزی به خواهر تو گفت زشته اما تو به خواهر یکی گفتی زشت نیست

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان
پی ناموس تو افتد نظر بوالهوسان

گفت آقا درسته بعد آقا فرمودند حالا بیا جلو دست گذاشتند رو سینه اش « اللهم طهر قلبه، » خدایا قلبش رو پاک کن « واغفر ذنبه، » گناهشم ببخش که پررویی کرد یه همچین حرفی زد « وحَصِّنْ فرْجَه » قوای جنسی رو کنترل کن بعدم توصیه ازدواجه
این می شه اقناع یک تکریم دو اقناع اگر قرار بشه بگیم پاشو برو خجالت بکش، تو آدم نیستی تو فلانی نمی شه که سوال داره دیگه


سومین وظیفه: ی جامعه والدین در مقابل جوان مسئولیت دادنه حالا حرف خیلی داریم اینجا ولی جوان گرایی یک حقیقته بله قبول داریم کسی جای شهید سلیمانی رو شاید پر نکنه جای شهید حاجی زاده رو پر نکنه اون شصت سالش هم که باشه شهید حاجی زاده است اما خود ایشون هم می فرمودند من جوان ها رو تربیت کردم برای این صنعت موشکی اهمیت دادن مسئولیت دادن یه کسی چندین مسئولیت ،من یه وقت برای یکی از آقایون شمردم به خودشم گفتم گفتم قریب سی تا پست داری شما گفت به خدا از هیچ کدومش حقوق نمی گیرم گفتم نگیر خراب که می کنی بالاخره تو رو گذاشتند مثلا مسئول این قسمت حالا من قسمت رو نمی گم بفهمید چیه درستن مسئول فلان قسمت اون قسمت چقدر در هفته شما می آیید بابا یک ساعت نرفت واقعا این قسمتی که من می دونم انقدر مسائل داره با یک ساعت تو حل می شه خب نمی شه نه گفت خب بهم میدن حکم می زنند گفتم نپذیر مسئولیت


شما نگاه کنید رسول خدا در مدینه است در مکه است مردم مدینه آمدند گفتند امام جماعت می خوایم مصعب بن عمیر یه جوانه، نه مصعب بن زبیر ، مصعب بن عمیر معروفه به جوان شیک پوش عرب خیلی خوش لباس شیک خوش تیپ خانواده ثروتمندی هم بود منتها چون مسلمان شد خانواده اش طردش کردند مخصوصا مادرش مسلمان شد پیغمبر اکرم اولین امام جماعتی که به مدینه فرستاده قبل از خودش مصعب بن عمیر هست اومد اونجا اقامه جماعت که البته تو احد شهید شد مکه رو فتح کرد خوب دقت کنید خب مکه آدم های کله گنده ای داره ابوسفیان داره افرادی داره که اینا پیرمردان قدیمی ان کامل مردن سابقه داشتند حالا مسلمون شدند حضرت می خواست از مکه بیاد بیرون دیگه نمی خواست بمانه مکه ،هم جنگ حین شروع شد هم می خواست بیاد مدینه کیو بذارن؟ یه جوان بیست و یک ساله به نام عَتّابَ بْنَ اَسيدٍ حالا اسمش سخته می خواد یاد بگیریدحکم زد برای ایشون به عنوان استاندار مکه ،صدای تمام پیرمردها در اومد صدا تمام مردم تازه مسلمان مکه در اومد کار به جایی رسید که نوشتن به پیغمبر یه عده ای حرکت کردند آقا این همه آدم بزرگ تر از این وجود داره اکبر عظیم خیلیه آخه شما یه جوون رو


فدای رسول الله بشم با این کلامش فرمود« فَلَيْسَ الاَكبَرُهُوَ الاَفْضَلَ » اونی که بزرگتره افضل نیست یعنی کسی که سنش بالاتره الزاما امتیازش بالاتر نیست اکبر افضل نیست« بَلِ الاَفْضَلُ هُوَ الاَكْبَرُ » بلکه افضل اکبره یعنی چی، یه وقتی به عباس گفتند شما بزرگتری یا پیغمبر؟ عباس عموی پیغمبر بزرگتر بود دیگه گفت پیغمبر از من بزرگ تره من سنم از او بیشتره پیغمبر از من بزرگ تره من سنم از او بیشتر فرمود هر که اکبره که با فضیلت تر نیست لذا ایشون تا بعد پیغمبر هم استاندار مونده اسامه هم که شما شنیدید هفده سالش بود مسئولیت بهش داد

 

سوم: خطا پوشی عذرپذیری جوان خطایی کرد زود ازش بگذرید کینه به دل نگیرید در روایات داریم بیش از دو سه روز قهر شما با جوان طول نکشه


چهارم:توجه به نیازهای جوان بالاخره بنده ممکنه سنم شصت سال باشه اما با یه جوان که مواجه می شم باید خودمو بیارم تو فضای سنی او، الان خیلی جوونا میان پیش ما میگن می خوایم ازدواج کنیم خانواده میگن نه خب وقتی روایت می فرماید« الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِيَالِ » رزق تو ازدواج و فرزنده کی این رو قبول میکنه الان؟ کی قبول میکنه؟ وقتی روایت دارد اومد پیش پیغمبر گفت یا رسول الله فقیرم فرمود برو ازدواج کن گفت خودم ندارم بخورم شما یکی دیگه هم می خوای به من اضافه کنی؟ فرمود وعده خدا رو قبول نداری؟ « وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ ۚ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ » (نور/32)تنها جایی که خدا تو قرآن می گه کسی انجام بده ما پولدارش می کنیم ازدواج و لذا من روایت دیدم اگر کسی ازدواج رو از ترس جوون ترها خانواده ها کسی ازدواج رو از ترس فقر ترک کنه سوء ظن به خدا ورزیده سوء ظن معادل شرکه« مَن تَرَكَ التَّزويجَ مَخافَةَ الفَقرِ فقد أساءَ الظَّنَّ باللّه ِ عزّ و جلّ، إنَّ اللّه َ عزّ و جلّ يقولُ : «إنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللّه ُ مِن فَضْلِهِ» .[كتاب من لا يحضره الفقيه : 3/385/4353 .] اینم حدیثش که نگید از خودم گفتم اینا وظایف جامعه است در مقابل جوان اما جوانم وظایفی داره فرصت گذشت فقط می شمرم براتون


وظایف جوان:
1-علم آموزی حیفه این حافظه های قوی به خدا سنتون بالا بره من خودمو عرض می کنم البته الانم حافظه ام ضعیف نیست ولی گاهی ده تا آیه رو من بیست سال بیست و پنج سال پیش با یه نگاه حفظ می کرم الان یه آیه رو باید چندین بار بخوانم قبلش کاغذ دست بگیرم حافظه ضعیف می شه حیفه این حافظه هاتون رو از چیزهای خوب پر کنید امام صادق فرمود کاش می شد تازیانه به جوان زد بره چیز یاد بگیره علم علم برای جوان این یکی از وظایفشون


2-ادب جوان خیلی مهمه لامیراث کالادب ما تماممون به عقل احتیاج داریم اما می دونید عقل به چیه احتیاج داره به ادب« كُلُّ شَىْ ءٍ يَحتاجُ اِلَى الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ يَحْتاجُ اِلَى الاَدَبِ؛ »
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
جوونای گرامی علم و ادب


3-دین دین احکام دینتون و مسائل دینتون رو


4-اخلاق این ها چیزهایی است که علاوه بر ورزش و به هر حال تقویت جسمی و تفریح یه جوان باید به اندازه خودش مطالعه داشته باشه تحقیق داشته باشه توجه به آموزش و حافظه اش داشته باشه از همه مهم تر اون نکته ادب در مقابل والدین در مقابل بزرگ تر و فرمود بزرگان تون احترام کنید


این خلاصه ی بحث من امشب که گفتم اول عرایضم دو چیزه کسی قدرش رو نمی دانه مگر از دست بده جوانی و سلامتی ،الحمدالله هم جوونید اکثرتون هم سالم قدر این دو نعمت بزرگ رو بدانید
السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین خدا رحمت کنه آقای کوثری رو من این روضه رو از ایشون شنیدم می فرمود از امام صادق پرسیدند چجور بریم زیارت قبر اباعبدالله فرمود ابتدا برید سه مرتبه صورت رو قبر علی اکبر بگذارید سه تا سلام به او بدید بعد برید زیارت قبر جدم ابی عبدالله خود ایشون تحلیلش این بود می گفت شاید علتش اینه امام حسین سه مرتبه روز عاشورا صورت رو صورت علی گذاشت سه مرتبه صورت گذاشت عجیب آقا این مصیبت علی اکبر علیه السلام جوانی با این شباهت به پیغمبر وقتی آمد بابا اجازه می دی من برم میدان اصلا اباعبدالله تحمل نکرد فرمود برو


من نگویم مرو ای ماه برو                   لیک قدری بر من راه برو


بذار راه رفتنت رو ببینم قد و بالات رو ببینم خیلی امام حسین خودش رو کنترل کرد که این جوان حس ناراحتی پدر نکنه خدا رحمت کنه شیخ جعفر شوشتری رو روضه ی من همین باشه می گن ابی عبدالله چهار تا نگاه به علی کرد روز عاشورا چهار تا نگاه روضه ی من می دونید که نگاه ها با هم فرق می کنه باباها می دونن من چی می گیم یه وقت شب عروسی بچه شماست یه نگاه شوق بهش می کنه یه وقت بچه ات فردا عمل داره تخت بیمارستان اون نگاهت نگاه غمه نگاه اندوه فرق می کنه نگاه هایی که آدم جوان می کنه متفاوته ایشون می گه نگاه اول نگاه شوق بود وقتی قدم زنان آمد مقابل امام حسین شبیه پیغمبر خلقا، خلقا، منطقا یه نگاه مشتاقانه ای به این جوان کرد لذت برد وقتی اجازه گرفت برگشت از پشت سر نگاه مایوسانه کرد یه نگاهی به قد و بالای علی کرد داره میره میدان دست ها رو بالا آورد محاسنش رو زیر آسمان گرفت قرآن خواند جوان رفت


نگاه سوم که برای هیچ پدری ان شاءالله پیش نیاد نگاه شرمندگی بود وقتی برگشت گفت بابا تشنمه بابا آب می خوام آقا جوون یه خواسته منطقی از پدر داشته باشه پدر نتونه می سوزه می سوزه چی چی بگه اباعبدالله زبانش رو در زبان علی گذاشت یعنی بابا منم تشنه ام خب تا اینجا سه نگاه نگاه چهارم نگاه وداع بود وقتی صدا زد بابا منم رفتم یا ابتا ابی عبدالله با سرعت خودش رو کنار بدن علی رسوند بعضی ها نوشتند از اسب خود را رو زمین انداخت هفت مرتبه صدا زد ولدی یا علی پسرم پسر سخته آقا اونم یه جوانی که او به صورت اربا اربا من برداشتم اینه اگر امام حسین شب عاشورا به داد زینب رسید دست رو سینه اش گذاشت آرامش کرد اینجا هم زینب به داد امام حسین رسید از خیمه بیرون آمد ابی عبدالله را از کنار بدن بلند کرد خودش رو انداخت روی بدن فنکبت علیه هی صدا می زنه وا اخیا وابن اخیا آی برادرم جالبه نمی گه اول پسر برادرم آی برادرم یعنی داداشم داره جان میده حسینم داره جان میده
به یقین جان حسین بر لب بود
آن که جان داد به او زینب بود
حالا هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group