پنجشنبه 7 اسفند 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
1403-12-25-حجت الاسلام رفیعی - تفسیر سوره توبه – جلسه یازدهم - رمضان 1403

الحمدلله رب العالمین باریء الخلائق اجمعین و باعث الانبیاء و المرسلین حبیب الله العالمین سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد.و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیۀ الله فی الارضیین و لعن علی اعدائهم و اعداء الله اجمعین
ان شاءالله خداوند در این ساعات و لحظات ماه مبارک رمضان که به نیمه نزدیک می شویم همه ما را ببخشد و بیامرزد برای سلامتی وجود مقدس بقیۀ الله الاعظم ارواحناه فداه و تعجیل در ظهور با برکت شان صلواتی عنایت کنید.


آیۀ 23 و 24 سورۀ توبه امروز مورد بحث ماست می دانید سورۀ توبه سخن از مشرکین بود سخن از کافرین بود که اینها نباید تو مکه بیایند مسلمان ها باید روابطشان را با اینها قطع کنند کسی که 22 سال پیغمبر فریاد زده و دلیل آورده و خدا را بهشون معرفی کرده اما عناد می ورزند و پیمان شکنی می کنند و روی بت پرستی اصرار می کنند


این سوره می فرماید از اینها برائت بجویید و دوری کنید خوب حالا یک مسئله آمد و بعضی از اینها برادر یکی دیگر بود مثلا یک مسلمانی داداشش مشرک بود یا باباش مشرک بود یا اولادش مشرک بود یا زنش و یا دایی اش و یا عمویش اینها را باید چه کرد شمایی که خدا دستور داده در قرآن باید از مشرکین برائت بجویید بعضی از این بچه مسلمان ها باباشون مشرک هستند پسرشان پدری است بچه اش مشرک است و برادری است برادرش مشرک است اینها باید چه کنند؟


این آیه جواب این سوال است می فرماید « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » آی مومن ها « لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ » با این پدر و برادر شما دوست نباشید ازشون حرف نپذیرید البته یکی باباش مشرک است باید سلام بهش بکند و احوالش را بپرسد و اگر مریض شد بهش سر بزند اما تحت تاثیر اینها قرار نگیرید


« إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ » اگر اینها فشار پا فشاری روی کفر دارند و ممکن است اصلا شما برادر با این برادر رفت و آمد کنی بچه شما و خود شما تاثیر بپذیرد نه « إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ » بعد فرمودند« وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ »اگر کسی دوست بشود با مشرکی که ولو داداشش است و ولو خواهرش است و به اصطلاح هم فرزندش است « مِنْكُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » این ستمگر است


خدا را نباید آدم کنار بزند آیه 24 که من توضیح می دهم ریز کرده هشت مورد را شمرده من اگر برسم برای هر کدامش یک تاریخ می گویم که در ذهن شما جا بیفتد هشت مورد را شمرده می فرماید ببینید این هشت تایی که الان ما می گوییم
« قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ » پدر وقتی پدر می گوید طبعا مادر هم شامل است « وَأَبْنَاؤُكُمْ » اولاد این دو تا « وَإِخْوَانُكُمْ » برادر این سه تا « وَأَزْوَاجُكُمْ » همسر این چهار تا « وَعَشِيرَتُكُمْ » فامیل و دایی و عمو و عمه و خاله این پنج تا « وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا » ثروت و مالی که آدم دارد این شش تا و « وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا » کاسبی این هفت « وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا » منزل اگر یک آدم بیشتر از اینها که ندارد هر کی هر چی دارد همین است دیگر پدر و مادر و برادر و خواهر و اولاد و زن و فامیل است و مال است و کار است و منزل و محل زندگی است.


اگر یک وقتی قرار شد شما خدا پرستی تان با اینها تعارض پیدا کند یعنی من می خواهم مسلمان باشم نماز بخوانم زنم نمی گذارد پسرم نمی گذارد و مالم نمی گذارد و کارم نمی گذارد و خدا می گوید اون هشت تا را بزنید کنار خدا را ترجیح بدهید
اگر این هشت تا را بر خدا ترجیح دادید شما ایمانتان درست نیست بدانید که حرف می زنید و ادعا می کنید پیش می آید یک وقتی ایمان آدم با محبت فرزندش با هم تعارض پیدا می کند ایمان آدم با حرف همسرش تعارض پیدا می کند این در بحث ایمان است


و در بحث احکام هم این است یک آقایی به خانمش می گوید من می خواهم بی حجاب بیایم بیرون حجاب دستور قران است و یک آقایی خانمی مثلا الان سوال هم می کنند بعضی ها در این مسائل از آقایان دیروز یک آقایی می گفت در همین حرم یک خانمی آمده می گوید آقای ما نه روزه می گیرد و نه نماز می خواند به من می گوید تو هم باید نهار درست کنی بالاخره باشه خودت مسئولی اما تو باید روزه نگیری اونچه که بر یک مرد حرام است در روز ماه رمضان از این زن تقاضا می کند این زن اینجا باید چه کند؟ یا برعکسش پدر و فرزند، فرزند و پدر اگر اجازه بفرمایید من این هشت مورد را با مثال های تاریخی برای شما جا بیاندازم


یکم: پدر « قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ » ببینید موارد متعددی در تاریخ اسلام داریم پدر و پسر با هم دینشان نمی سازد یک نمونه اش که خیلی شنیدید حنظله است حنظله غسیل الملائکه است شهیدی است که امشب ازدواج کرد و فردا رفت میدان تو احد شهید شد که غسیل الملائکه معروف شد سردار است و یک شخصیتی است که پیامبر دوستش داشت


ایشان بابایی دارد به نام ابو عامر منافع ضد اسلام و ضد پیامبر که جنگ بدر را این علم کرد یعنی این آتش بیارش بود مسجد ضرار را هزینه اش را این داد حنظله یک بار اومد پیش پیغمبر گفت اجازه بده من بابام را به قتل برسانم پیغمبر گفت ما همچین اجازه ای نمی دهیم فرزند پدرش را به قتل برساند اما تو ازش دوری کن


جالب است در جنگ احد ابو عامر پدر حنظله در سپاه مشرکین است و حنظله تو سپاه رسول خداست و یک چیز جالبتر بگویم به شما ایشان یک زنی دارد به نام جمیله پدر زنش هم همینطور است عبدالله بن ابی از منافقین سر سخت بود
پدر جمیله و پدر حنظله یعنی هم پدر آقا و خانم جفتشان جزو منافقین و کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده خدا در قرآن می فرماید خدا منافقین و منافقات و مشرکین و مشرکات را عذاب می کند منافق و مشرک را کنار هم آورده منافق هم دروغ می گوید مشرک صاف می ایستد می گوید من قبول ندارم اما این قبول ندارد دروغی می گوید قبول دارم


خب این حنظله از پدرش جدا شد و در جنگ احد شهید شد اتفاقا باباش اومد بالای سر جنازه اش خیلی هم ابو سفیان خوشحال شد از این که حنظله شهید شده چون ابو سفیان پسری دارد به نام حنظله در جنگ بدر این پسر به دست مسلمان ها کشته شد و به درک واصل شد اومده بود بجنگد دیگر وقتی ابوسفیان شنید این حنظله شهید شده اومد کنارش گفت حنظلتٌ بحنظله یعنی یک حنظله از ما کشتید و یک حنظله از شما کشتیم باباش ابو عامر اومد کنار بدنش گفت بچه اش است و غصه می خورد حتی گریه افتاد و از سپاه مشرکین تقاضا کرد چون در جنگ احد بدن ها را مثله می کردند قطعه قطعه می کردند مشرکین همین کارهایی که الان داعشی ها انجام می دادند و همین تروریست ها انجام می دادند


اون موقع هم بوده حضرت حمزه بدنش اینطور شده بود دیگر ابو عامر گفت من یک خواهشی دارم از شما بدن پسر من را قطعه قطعه نکنید و گوش هم کردند علاقۀ پدر و فرزندی سر جایش است و این هم باباش است اما کاملاً خط از هم جدا شد پسر ابوجهل هم همینطور است
پور آن بوجهل شد مومن عیان                 پور آن نوح نبی از کافران
پس یک وقت بابا اینطور می شود


مثال دوم ابنائکم اولاد می دانید یکی از اصحاب امیر المومنین پسر حاتم طاعی است عدی ایشان خواهرش اومد پیش این برادر سال دهم هجری و آخر عمر پیغمبر بود گفت برادر این آقایی که من دیدم پیغمبر است و مرد خداست او را مسلمان شو و ایشان آدمی است که دنبال ریاست و قدرت نیست واقعا دنبال خداست علی می گوید من آمدم مدینه و پیغمبر را در مسجد پیدا کردم ولی چیزی نگفتم و پشت سرش راه افتادم و تعقیبش کردم دیدم مثل آدم عادی در کوچه می رود و هر کس بهش نزدیک می شود سلام می کند و احوالپرسی می کند و نزدیک خانه اش یک پیرزنی آمد خودش تعریف می کند گفت آقا یا رسول الله من یک سوالی دارم حضرت فرمود بفرما می گوید سوالش طول کشید پیغمبر هم خیلی راحت در کوچه ایستاده بود سوال این خانم را جواب داد


و اون هم رفت من پیش خودم گفت این ملوک که اینطور نیستند شما یک پادشاه را بخواهی پیدا کنی مگر به این راحتی پیدا می کنند مگر می گذارند پیشش بروی این آدم در کوچه قدم می زند و کسی سوال دارد جواب می دهد


همان رفتار پیغمبر من همیشه به دوستان مسئولین می گویم و به روحانیون می گویم و به اینهایی که قدرت دستشان است رفتار ما روی مردم اثر می گذارد نه گفتار ما رفتار


فهمیدم که ایشان اومد در خانه و مسلمان شد گفت پیغمبر از دنیا رفت ایشان رفت جزو یاران امیر المومنین شد در جنگ نهروان صفین و جمل تو سه تا جنگ در رکاب امیر المومنین بود سه تا پسرش هم شهید شدند سه تا پسرش که وقتی بعد از شهادت امیر المومنین آمد پیش معاویه معاویه بهش گفت علی با تو انصاف نکرد خودش رفت پسرهایش هستند اما پسرهای تو کشته شدند گفت من با علی انصاف نکردم که علی رفت و من زنده ام انصاف این بود که من هم نباشم یعنی تو دهنی زد به معاویه این آدم پدر سه شهید و پسر حاتم طاعی رزمنده سه جنگ جمل و صفین و نهروان در رکاب امیر المومنین کار است دیگر پیش می آید یک پسرش منحرف شد به نام زید پیوست به معاویه و در اونجا در واقع جدا شد از لشکر امیر المومنین علیه السلام جناب علی تو میدان فریاد زد گفت ایها الناس این پسر من نیست من این را به عنوان اولاد دیگر قبول ندارم کسی این را پای من نزند مثل پسر نوح که قرآن می فرماید «لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ» اهل تو نیست عمل غیر صالح این دو تا مثال بود از این هشت تا دارم مثال می زنم که یک وقتی آدم مثل حنظله باباشون اونطور می شود یک وقت مثل این علی اولادش اینطور می شود.


سوم، قرآن می فرماید « وَإِخْوَانَكُمْ » حالا اخوان مثال زیاد دارد هابیل و قابیل یکی قبول شد یکی نشد برادرهای یوسف و یوسف ولی من یک مثالی از کربلا می زنم شخصیتی داریم به نام قرذه این با قاف و ذ دسته دار ایشان از اصحاب رسول خداست دو تا پسر دارد به نام عمر و علی عمرو بن قرظه انصاری روز عاشورا در سپاه امام حسین است علی ابن قرظه در سپاه ابن زیاد است بله دو تا برادر یکی حالا من گاهی می گویم اونی که اسمش علی است حیف از این نامش که رفته به معاویه به ابن زیاد و یزید پیوسته این داداش بده روی این داداش خوبه کار می کرد هی می اومد می گفت برادر بیا برویم حسین را رها کن گفت خجالت بکش «دونَ حُسَين مُهْجَتي وَدَارِي (جان و مالم فدای امام حسین صلوات الله علیه باد)» خونم خانه ام و زندگی ام خانواده ام فدای اباعبدالله بالاخره عمر بن قرظه شهید شد الان جزو شهدای کربلاست برادرش عصبانی شد اومد بالای سر جنازه اش اول گفتم بالاخره داداش است و بابا است و با هم در یک خانه بزرگ شدند ناراحت شد از اینکه شهید شده پررو بود و بی ادب بود اومد مقابل خیمه امام حسین شروع کرد فحش دادن ناسزا گفتن که کلماتش را من نمی گویم چند تا توهین کردو آقا فرمودند توهین نکن بعد یکی از جملاتی که گفت این بود گفت داداشم را تو گمراه کردی به امام حسین العیاذ بالله گفت آقا فرمودند انت الضال اونی که گمراه است تویی اون بدبخت تویی نه برادرت برادرت را خدا هدایت کرد الان جایگاهش در بهشت است


این جنگ دو برادر بود اون پدر و فرزند علی اون فرزند و پدر حنظله و اخوانکم این سه تا چهارم و ازواجکم ما داشتیم کسانی که همسرانشان مسلمان ها وقتی از مدینه از مکه هجرت کردند به مدینه زن و بچه هایشان هر کدام مسلمان شدند با خودشان آوردند ولی خیلی زن و بچه ها مسلمان نشدند مشرک بودند


لذا طرف خودش تنها اومد حالا وقتی می خواهند از مکه خارج بشوند قرآن می فرماید سوره تغابن است این زن و بچه ها امدند دور مردها را گرفتند کجا می روید بمانید گفتند اگر در مکه بمانیم بت می پرستیم نمی خوهیم بت بپرستیم می رویم مدینه دینمان را حفظ کنیم قرآن می فرماید « إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ » این زن و بچه دشمن شماست زنی که شما را می خواهد در شرک نگاه دارد


یک آقایی آمده بود پیش من چند سال قبل حاج آقا دیگه عروسی بچه ام بوده رو انداخته من گفت برای عروسی من مشروب تهیه کن گفتم یک شب است یک شبه چیه آقا اگر اولادی از شما تقاضای حرام دارد نپذیر من می خواهم این عروسی ام مختلط باشد نه آقا من نمی خواهم برو خودت بگیر من نمی آیم


اگر زنی از همسرش تقاضای حرام دارد یا مردی آقا من می خواهم بی حجاب بیرون بیایم تو باید روزه نگیری و باید مثلا فرض کنید زن است و حج واجب به گردنش است من اجازه نمی دهم اجازه نمی خواهد اگر گردنش است
البته اینها که عرض می کنم بهتر است با تدبیر و گفتگو و مصالحه و مشاوره ولی خوب اگر طرف لجبازی کرد محکم ایستاده زن نوح، نوح پیامبر علی نبینا و آله و علیه السلام زن حضرت لوط که این دو تا پیغمبر لوط زمان حضرت ابراهیم بوده پسر خاله ابراهیم است و نوح پیغمبر شیخ المرسلین است زن های جفت اینها انحراف اعتقادی داشتند


بله زن لوط با این افراد فاسد همکاری می کرد علیه لوط زن نوح با مشرکین همکاری می کرد سوره تحریم است « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا » الگوی کافرها هستند « امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ » این هم مثال برای چی؟ ازواج است من همه اش را یک مثال می زنم عشیرتکم گاهی فامیل و بستگان این که دیگر مثالش خیلی شفاف است


ابولهب عموی پیغمبر نیست مگر تبت یداه ابی لهب با کسی تعارف نداریم عشیره باشد پسر عمویم و دختر عمویم است باشد عموی پیغمبر است امیر بیان علی ابن ابیطالب شهید رمضان سلام الله علیه که شما صلوات تان هدیه به روحش باشد (صلوات) در خطبه 56 نهج البلاغه نگاه کنید می فرماید اول خطبه است . « نقتل آباءنا و أبناءنا و إخواننا و أعمامنا »ما می جنگیدیم در صورتی که طرف مقابل عمویمان بود اعمامنا طرف مقابل گاهی پسرمان بود حالا حضرت کلی برای همه می فرماید برادر نگاه نمی کردیم می فرمودند «مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلاَّ إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً.» (نهج البلاغه، خطبه 56)


در یک کلمه بگویم پیوند مکتبی بر پیوند نسبی مقدم است ما در در همین انقلاب داشتیم کسانی که فرزندش انحراف پیدا کرد اعدام شد پدر عالم و متدین بود حتی اوائل انقلاب بعضی از پدرها خودشان اومدند گفتند این بچه فلان انحراف را دارد
الان هم داریم کسانی که پدر خدمت می کند همین جا من این نکته را بگویم یک وقتی اون پدر و اون برادر و اون همسر را پای اون منحرف دیگری که هست نسوزانید آقا این آقا می خواهد برود مجلس نه این پسرش فلان مشکل را دارد دخترش ایشان می خواهد برود مجلس و ایشان می خواهد بیاید در انتخابات شرکت کند و ایشان شهردار فلان شهر است گنه کرد در بلخ آهنگری حضرت نوح را از رسالتش باز می دارند چون پسرش انحراف دارد حضرت لوط را از رسالتش باز می دارند چون زن انحراف داشت


امام مجتبی علیه السلام زنش قاتلش است و امام جواد زنش ام فضل قاتل است این تنقیص امام مجتبی است خیلی نکته است عزیزانی که در گزینش هستند برادر ایشان مثلا فاسد بوده و قاچاقچی بوده و در خلافی بوده این نباید پاسوز او بشود
پس از پدر یک فرزند دو مثال هایش را گفتم و برادر سه و ازواج چهار عشیره یعنی فامیل یک مثال قشنگی برایتان بزنم از عشیره عمر سعد ملعون پسر عمویی دارد به نام هاشم ایشان عمر بن سعد ابن ابی وقاص است اون هاشم ابن عتبۀ ابن ابی وقاص پسر عمو هستند عمر سعد قاتل امام حسین را با جنایاتی که شما می دانید در زیارت عاشورا لعنش می کنید هاشم مرقال از اصحاب امیر المومنین است از یارانی که حضرت گریه کرد برایش و در جنگ صفین به شهادت رسید و امیر المومنین مرثیه برایش گفت.


یک مثال دیگر امیر المومنین می فرمود نقل شده من این را در بحار دیدم جلد 33 اگر کسی آدرس خواست اونجا دیدم فرمودند من چهار تا محمد نام را دوست دارم که نامشان نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است
جالب است بدانید این چهار تا محمد کی هستند چهار تا محمدی که حضرت علی دوستشان دارد رسول خدا که هیچی اون جان امیر المومنین است و پیغمبر هم جان اوست اونها یک روح هستند در دو پیکر من شجرۀ واحده چهار تا محمد دیگر من بگویم
متن روایت در جلد سی و سه بحار است «انی احب المحامده» محامده یعنی چهار تا محمدها که «ﺍﻟﻤﺤﺎﻣﺪﺓ ﺗﺄﺑﻰ ﺃﻥ ﻳﻌﺼﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﺰ ﻭﺟﻞ» این روایت از امام رضاست فرمود جدم امیرالمومنین فرمود این چهار تا محمد نام بنده خدا بودند دوست نداشتند خدا معصیت بشود ببینید علی از یک کسی تعریف کند خوب حالا اینها کی هستند فکر می کنید؟


من عرض کنم خدمت شما یکی شان محمد بن جعفر است فرزند جعفر ابن ابیطالب است حضرت علی می شود عمویش ظاهرا داماد حضرت هم شده این یکی شان محمد بن جعفر ابن ابیطالب یکی شان محمد بن علی ابن ابیطالب است فرزند خودش است این دو تا روشن است پسر خودش و پسر برادرش محمد بن ابی بکر سومی شان فرزند ابو بکر محمد بن ابی بکر است که وقتی به شهادت رسید این شهید والا مقام استاندار مصر بود او را کشتند و بدنش را آتش زدند این آدم تو جمل با خواهرش همکاری نکرد عایشه خواهر اوست


اما محمد بن ابی بکر در سپاه امیر المومنین است ببین یک کسی به کجا می رسد که امیر المومنین بفرماید این نامه 35 نهج البلاغه است تعریف های حضرت علی علیه السلام از محمد بن ابی بکر برای شهادتش آقا گریه کرد ببینید ولداً ناصحا پسر خیر خواه عاملاً کادحا تلاشگر صیفاً قاطعا شجاع امیر المومنین دارد تعریف می کند از او خوب این سه تا محمد نام


و چهارمی اش هم جالب است چهارمی اش هم محمد بن ابی حذیفه است محمد بن ابی حذیفه پسر دایی معاویه است پسر دایی معاویه که معاویه یک وقتی خواست و عصبانی شد گفت تو از مایی نون ما را خاندان ما را خوردی و پسر دایی ات را در سپاه علی چیکار می کنی گفت من کاری با تو ندارم من امیر المومنین را صاحب فضائل یافتم این عشیره وقت گذشت من دیگر جمع کنم
« وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا » یک وقت یک مالی را انسان باید واگذار کند اینهایی که اومدند کربلا خیلی هایشان کار داشتند خود حر زندگی اش را گذاشت اومد بالاخره حر زن و بچه داشته و ثروت داشته و درجه داشته و نظامی بوده « وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا » کاسبی شان را ما اصحابی داشتیم از ائمه مثل محمد بن ابی عمیر کاسب و تاجر بوده و بازار داشته از همه اش گذشته اومده خدمت امام صادق خود حضرت خدیجه کبری همه تجارت و زندگی اش در راه اسلام گذاشته « وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا » بعضی ها خانه هایشان را رها کردند از مکه آمدند مدینه و جعفر ابن ابیطالب خانه زندگی دارد در مکه پانزده سال همه را ول کرد رفت حبشه برای حفظ اسلام آیۀ 23 و 24 پیامش این است که انسان ها این هشت موردی که عرض کردم باید اینها را احترام کنند


و اینها مهم است و پدر مهم است و اولاد مهم است و زن مهم است و برادر و خواهر مهم هستند و فامیل اهمیت دارد 23 تا آیه قرآن راجع به صله رحم است و مال احترام دارد و آدم به خاطر مالش کشته شود گفتند شهید است کاسبی مهم است و مسکن باعث آرامش است


اما اگر این هشت تا قرار شد دین را از شما بگیرد دیگر مهم نیست خانه من بخواهد دین من را بگیرد نه اولاد من بخواهد اعتقادات من را بگیرد تقدم دارد مکتب بر نسب به عبارت دیگر در اسلام هدف مهمتر است وقتی هدف خدا پرستی است این اولاد دارد جلوی خدا پرستی من را می گیرد اولاد است وظیفه ام را انجام می دهم اما سخنش را گوش نمی دهم ان شاء الله خداوند به همه مون توفیق عمل عنایت بفرماید.


خدایا شر دشمنان معاندان و این خدعه گران به ویژه صهیونیست های غاصب آمریکایی های قلدر به خودشان برگردان
خدایا کشور ما و تمامیت ارضی ما و استقلال و آزادی ما و ولایت ما ناموس ما در پناه امام زمان از خطرات حفظ کن
رهبر عظیم الشأن مان سلامت و عزت عنایت بفرما
امام عزیز و شهدا و اموات این جمع خدایا غریق دریای رحمت ات بگردان
بالنبی و آله صلواتی عنایت کنید.

 

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group