بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
1403-12-23-حجت الاسلام رفیعی - تفسیر سوره توبه – جلسه دهم – رمضان 1403
اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً
سه چهار تا آیه رو امروز با هم انشالله نگاه می کنیم آیه نوزدهم بیستم ۲۱ و یکم و بیست و دوم نوزدهمین آیه سوره توبه آیه ای است.
که دهها نفر از دانشمندان شیعه و سنی به عنوان فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام ذکر کردند.بنده فرصتی کردم امروز چند تا از تفاسیر اهل سنت مثل:
تفسیر فخر رازی که تفسیر بسیار قطور و بزرگی ۳۲ جلد هست را ببینم.
تفسیر درالمنصور سیوطی.
تفاسیر دیگری از دانشمندان اهل سنت به گونه ای که علامه امینی در جلد دوم الغدیر ده ها عالم رو نقل می کند. که گفتن این آیه از فضایل امیر المومنین است خود امیرالمؤمنین در شورای شش نفره، اون شورایی که خلیفه دوم ترتیب داد.
و گفت باید تا سه روز خلیفه از این شورا بیرون بیاید. حاکم از اینجا معرفی بشود. خب کسانی که تو اون جلسه شورا بودند که یکی شون امیرالمومنین بود. حضرت همین آیه را اونجا خواند همین آیه نوزدهم فرمود شما دنبال کی هستید؟ اصلاً معنا نداره کنار علی کسی قرار بگیرد. خدا من و تو این آیه معرفی کرد. وقتی معاویه در برابر امام حسن علیه السلام که به میلادشم نزدیک می شویم، شروع کرد به امیرالمؤمنین جسارت کردن. حضرت بلند شد و همین آیه را خواند.
آیه ۱۹ سوره توبه فرمود تو چی داری می گویی تو درباره کسی داری صحبت می کنی؟ به کسی داری جسارت می کنی. که خدا تو قرآن این طور درباره اش گفته است.
گرچه امیرالمومنین در اوج مظلومیت است. متاسفانه این فضیلت را خیلی ها مخفی کردند. حتی چیز دیگه ای جعل کردن جاش که این فضیلت را، از امیرالمومنین جدا کنند.
اما این فضیلت مهمی است، این آیه گرچه سوره توبه مدنی است. اما گفته شده این آیه در حجة الوداع یا قبل از اون نازل شده است. چون همه سوره در مدینه نازل نشده است. قبلاً هم گفتیم.
این آیه شریفه داستانی داره می دانید خانه خدا یک سری پست هایی داشت؛ که این پستها و مقامات از قبل از اسلام بود. مثلاً جد چهارم رسول خدا قصی بن کلاب، پیغمبر ما فرزند عبدالله، عبدالمطلب، عبد مناف، قصی جد چهارم پیغمبره ما یعنی مثلاً فرض کن شما ده ها سال قبل از تولد پیغمبر، ایشان اسمش هست قصی بن کلاب (قاف صاد و یاء) ایشان کسی بود.
که اومد یک سری حوض های چرمی، با چرم و اینها توی مسجدالحرام درست کرد. گفت: مسافرایی که میان حاجیایی که می آیند، چون حج قبل از اسلام هم بوده است. اینها آب داشته باشند. و لذا مقامی را درست کرد. به نام سقایه الحاج یعنی آب دادن به حاجیا این مقام را ایشان درست کرد. بعد از آن که فوت کرد. رسید به بچه هاش عبد مناف، عبدالمطلب،خب عبدالمطلب جد رسول خدا ۱۰ تا پسر دارد. یکی شون عباس است. این مقام به عباس رسید.
عموی پیغمبر، لذا عباس تولیت آب دادن، به حاجی ها را داشت. سقایة الحاج این سقای هم مصدره آب دادن به حاجیان، هست.
یکی دیگر از پست های مهم خانه خدا کلیدداری بود. که الان امروزم اون کسی که ضریح امام رضا یا ضریح امام حسین دستش هست. خب مهم هست؛ غالباً تولیتها هستند.
دیگه بله یا عرض میکنم خود کلیدداری خونه خدا الانم مهمه در کعبه رو برای هر کسی که باز نمی کند. کلیددار خانه خدا وظیفه بازسازی و تعمیرم داشت. اگر یه وقت خونه خدا خراب می شد، اتفاقی می افتاد. ایشان باید مثلاً بنا می آورد.
اینجا را تعمیر این دو تا پست مهم هست. این هم دست شخصی بود، به نام شیبت بن عثمان، این دو تا یه وقتی کنار هم نشسته بودند. این می گفت من مهم تر هستم، اون می گفت من مهمتر هستم، حالا جفت شان هم هنوز مشرک هستند. مسلمان نیستند. ولی این پست و دارند. عباس عموی پیغمبر بعد از جنگ بدر اسلام آورده است. تو مکه اسلام نیاورد، برخلاف حمزه، که تو مکه اسلام نیاورد. برخلاف ابوطالب که از ابتدا به پیامبر ایمان داشت. به هر حال ایشان تو مدینه ایمان آورد.
بعد از جنگ بدر ایشون می گفت من بالاتر هستم. اون می گفت من بالاتر هستم. امیرالمؤمنین رسید، گفت چی می گوید شما سر چی بحث می کنید؟ گفتن ما بحث مان سر این هست؛ که آب دادن به حاجی ها مهم تر هست.
یا کلیدداری و تعمیر خانه خدا، آقا فرمودند خب داوری را برید به پیغمبر بسپارید. منتها منم بذارید، کنارش بشویم سه تا، چون منم درسته این دو تا کاری که شما می گویید مال شماست، مال من نیست.
ولی منم ویژگیم این است که اول کسی هستم که به پیغمبر ایمان آوردم. هنوز ۱۰ سالم بود غار حرا، اول کسی ام که ایمان آوردم. بیشترین جهاد را داشتم. عرض می کنم؛ که مبارزه کردم در راه اسلام، ببینیم کدومای اینها بالاتر هست.
آمدند خدمت رسول خدا از حضرت هم منتظر جبرئیل شد این آیه را آورد. فرمود: اصلاً چرا مقایسه می کنید. معلوم ایمان و جهاد، بالاتر از آب دادن به حاجی ها و تعمیر مسجدالحرام هست. اجعلتم خدا نگفت علی بالاتر هست. گفت: اصلاً این مقایسه را برای چی انجام روشن هست.
مثل اینکه ما مثلا به یه کسی می گوییم آقا فوق لیسانس بالاتره یا دیپلم؟ می گوید آقا برای چی می پرسی اصلاً چرا مقایسه می کنی اجعلتم شما قرار دادید سقایة الحاج، آب دادن به حاجیا و عمارت المسجد الحرام ساختمان سازی خانه خدا، تعمیر خانه خدا، که کارای مهمی است.
کمن مثل علی، که علی چی بود؟ « كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ » از اول معتقد به معاد و خدا بود. « وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ » در راه خدا جهاد کرد. « لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ » اصلاً اشتباه شما با هم مقایسه می کنید. اینها با هم قابل مقایسه نیستند، عندالله بعد هم جناب عباس درسته کار شما مهم هست. ولی چون تو شرک بود. ما تو اسلام الان می گویم روایت شو باید کار خوب آدمشم معتقد به خدا باشد.
یعنی اگه یه مشرکی مسجد بسازد. دیروزم گفتم یه کافری بیاد انفاق بکند. این چون اعتقاد ندارد. ارزشی ندارد. باور و نیت مهم تر از عمل هست. « وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »، خدا قوم ظالم و هدایت نمی کند. ظالم در اینجا به معنای مشرک هست.
بعد خدای تبارک و تعالی سه تا ویژگی مهم را ذکر کرد. فرمود: اینها خیلی مهم هست. جایزشم گفت فرمود سه تا صفت سه تا جایزه دارد. که اینها اوجش در علی بن ابیطالب علیه السلام است. اون سه تا صفت چیست؟ آیه ۲۰
1- الَّذِينَ آمَنُوا :
2-وَهَاجَرُوا: هجرت امیرالمؤمنین دو تا هجرت داشته باشد. هاجر هجرتین تو خطبه امام سجاد هست.
3- وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ: جهاد امیرالمؤمنین از همه بیشتر هست، تاریخ نگاه کنید. خیلی ها تو این جنگ ها فرار کردند. حضرت تو بدر جلو بود. تو احد جلو بود. تو خندق عمر بن عبدو را زمین زد.
خودش می فرماید می فرماید حضرت زهرا هم داره تو خطبش که هر آتش جنگ بالا می گرفت. برا خاموش کردنش پیغمبر علی را می فرستاد وسط، و ایشان می رفت، اون جنگ را جهت می داد خیبر ایشان بوده است.
آیا : ایمان - هجرت و جاهدو فی سبیل الله، جهاد به « بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ » علی هم با مالش جهاد کرد. نان به نان به یتیم و مسکین و اسیر داده است. هم با جانش « أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ ۚ »، سقایة الحاج خوبه، تولیت خوبه، کلیدداری خوبه، فرش برای مسجد بخری خوبه، ولی این با جهاد مقایسه می شود.
این با ایمان علی بن ابیطالب این سه تاست؛ که اعظم و درجاتاً، ایمان، هجرت، جهاد « وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ » خوب جایزه این سه تا چیست؟
جایزه اش هم، سه چیزه « يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ » این کسانی که این ویژگی را دارند. رحمت خدا شاملشون می شود
دو، « وَرِضْوَانٍ » رضوان خدا شاملشون می شود.
سه، « وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ » بهشتی که درش جاودان هستند « خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ »، این آیاتی که داستانشو برای شما عرض کردم و اما دو سه تا نکته عرض کنم؛ خدمت شما عزیزان ،ما یه عمل داریم. یه نیت، عمل باید با نیت باشد.
مثلاً یه کسی بره جبهه تو رودرباستی کارش کار قشنگی هست دیگه دارد می جنگه ولی نیتش رودرباستی هست. یه کسی انفاق کند. به خاطر ریا، نماز بخواند از ترس باباش، مثلاً عرض می کنم این کارهای خوب چون نیتش خوب نیست، مثل درختی هست که ریشش خراب هست.
لذا قرآن می فرماید « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ » خدا حفظ کند. استاد ما آیت الله العظمی مظاهری بارها تو درسشون من می رفتم.
این آیه را می خواندن بعد همیشه هم این آیه را اینطور معنا می کرد. از کوزه برون تراود آنچه در اوست.
تو کوزه شما آب بریزی چون کوزه یه خورده نم دارد. از بیرون آب بیرون و خیس می کند. شراب باشد شراب. سرکه باشد سرکه. هرکسی با نیت و انگیزه اش هست.
اینو خوب دقت کنید اینی که رسول خدا فرمود « يَحشُرُ النّاسَ على نِيّاتِهِم يَومَ القِيامَةِ » مردم روز قیامت با نیتشون محشور تو جنگ جمل امیر بیان علی بن ابیطالب وقتی پیروز شد.
دو تا داستانه با هم گوش بدهید جالب هست. جنگ جمل خب با کسانی بود که پیمانشکنی کرده بودن طلحه زبیر دیگران چند هزارم کشته داد به هر حال جنگ که تمام شد مسلمونا یعنی پیروان امیرالمومنین خیلی خوشحال شدند. یه کسی اومد گفت: یا اباالحسن یه داداشی دارم خیلی دلش می خواست بیاید.
نشد نشد یعنی به هر حال مشکلی براش پیش اومد و آقا فرمودند نیتش با ما بود؟ گفت بله آقا اگر بود. الان می جنگید فرمود: داداش تو و تمام کسایی که تا قیامت در رحم مادراشون هنوز به دنیا نیامدند. مثل من و شما که اون موقع نبودیم. و اونایی که تو اسلاب پدرشون هستند، فی أصلاب آبائهم وأرحام امهاتهم همه مردم تا قیامت، هر کسی که به دنیا می آید. اگر بگوید من اگر بودم علی را تو جمل یاری می کردم. تو ثواب جنگ جمل شریک هست.
از این بالاتر ببینید؛ اینی که امام رضا فرمود: شما وقتی اسم امام حسین و اصحابش و می شنوید بگویید: «یا لَیتَنا کنّا مَعَک فَنَفوزَ فَوْزاً عَظیماً» فرمود: حسین جان ما نبودیم اگر بودیم تو را یاری می کردیم. عکسشم هست، اگه یکی یه چیزایی که من اگر اون رو بودم مثل همینایی که الان، الان دارن ترویج می کنند دوباره امویا رو بنی امیه رو آقایون نمی دانند که تاریخ و نمی شود. تحریف کرد امروز جوونا روشن هستند. آشکارن با یه فیلم و سریـال نمی شود، چهره مثبت برای آدم های منفی ساخت.
جوان می رود می زند تو فضای مجازی می رود تو کتابا خودشون می گردد می بیند چه خبر بود. چه به سر علی بن ابیطالب و اسلام آوردن بعضی از این ها لذا حضرت فرمودند: چی عرض می کنم اگر یه کسی گفت: اگه من اون روزم بودم تو قتل امام حسین شرکت می کردم. آقا ثواب چی گناه قاتلان امام حسین را می گییم ، به بابا نکشته فقط شنیده گفته خوب کاری کردن اینهم شریک می باشد.
اون داستان دوم جمل این هست؛ امیرالمؤمنین وقتی وارد بصره شد. خوب بصره را فتح کرد. دیگه؛ تو جنگ جمل بیت المال را در اختیار گرفت. اون موقع غالباً رسم بود بیت المال و تقسیم می کردند. یه چیزی شبیه مثلاً یارانه که الان می دهند. اون موقع اینطور بود. مثلاً بین خود رزمندگان یا مردم تقسیم می کردند. آن موقع رسم بود. حضرت مبالغ زیادی تو بیتالمال بود. اینها رو ۵۰۰ تا ۵۰۰ تا کردند ۵۰۰ درهم، پانصد درهم، پانصد درهم دیگه حالا دست یکیو بگیره بالاخره بتونه کاری انجام بده دیگه به درد بخورد.
به یه زخمی بتواند بزند. یه چیزی باشه بدن درسته حضرت تقسیم کرد. البته معنای این حرف من این نبود که اعتراض کنم به یارانهها که کم هست.
ولی خب حالا ان شاءالله دولتمردان خودشان هم یه فکری بکنند مخصوصاً اقشار کم بدانند سخته واقعاً یه وقتی اگر یه کسی وارد یه فروشگاهی میشد با مثلاً چهارصد، پانصد تومان می توانست مایحتاج یکی دو سه روزشو تهیه کند. اما الان همین باید به سه چهار میلیون انجام بشود. گران شده خیلی جنس ها گران شده است. ان شاءالله مخصوصاً دهک های پایین جامعه را، دولتمردان محترم هواشون داشته باشند. با همین راهکارایی که وجود دارد.
یعنی کالا برگ، با عرض می کنم کمک هایی که می شود. بالأخره مخصوصاً اینهایی که عیال وارند، بازنشستگان، ما در حقوق پرداختی گاهی بازنشستگان را خوب نمی بینیم. در صورتی که بازنشسته ها خرج شان بیشتر از اون جوانی هست. که استخدام شده چرا چون نوه دارد. نوه و نتیجه دارد. رفت و آمد دارد. الان شب عیده میان خونش می گویند بابا بزرگ. کاری ندارند این بابا بزرگ؛ خب حالا با این ده، پانزده تومان نمی تواند بچرخاند. ان شاءالله هوای اینها رو دولت مردا داشته باشند.
خب آقا جنگ جمل بصره را حضرت فتح کرد. بیتالمال و ۵۰۰ ۵۰۰ یه ۵۰۰ درهم هم برای خودش برداشت، یک سهمم خودش دارد. دیگه حضرت هم مثل همه یه بنده خدایی آمد، حالا من متن عربیشم نوشتم ولی ترجمشو عرض می کنم گفت یا امیرالمؤمنین من دیر رسیدم می خواستم تو جنگ شرکت کنم اما اومدم گفتم تمام شده و لذا منم تو این پولا سهم دارم.
چون اینها رو بین رزمندها تقسیم می کردند. آقا فرمودند بیا این ۵۰۰ درهم خود من، برای تو چون نیت داشتی شرکت کنی البته این دیگه اوج در واقع محبت امیرالمؤمنین علیه السلام هست.
برادران عزیز خواهران گرامی بینندگان عزیز دو سه تا نکته دیگه عرض کنم. و دعاتون کنم نیت هامونو اصلاح کنیم. ببینید؛ من حدیث دیدم کسی شب بخوابه خسته شده از سر کار اومده می گوید: من یه نیم ساعت میخوابم دو ساعت میخوابم ۴ ساعت می خوابم پا می شوم ان شاءالله نماز شب می خوانم عربیشو بخوانم
« مَن أتى فِراشَهُ و هُو يَنوي أن يَقومَ يُصَلِّي مِن اللَّيلِ فغَلَبَتهُ عَيناهُ حتّى أصبَحَ كُتِبَ لَهُ ما نَوى ، و كانَ نَومُهُ صَدَقَةً علَيهِ مِن رَبِّهِ »، کسی بیاد تو رختخوابش و هو ینوی نیت می کند. ان یقوم یصلی، بلند می شوم نماز می خوانم چشماش سنگین شد. و شب بلند نشد. صبح پا شد نماز شب گفت: دیدی ما نماز شب خواب ماندیم! ثواب نماز شبو بهش می دهند. چون نیتش این بود که پا شود. اما خواب ماند. « نِيَّةُ المُؤمنِ أفضَلُ مِن عَمَلِهِ »
فرمود اگر کسی این هم اونایی که خیلی دنبال شهادتن عرض می کنم صادقانه از خدا شهادتو بخواهد بگوید: « اللهم اجعل وفاتی قتلا فی سبیلک » از دعاهای ماه رمضان هست. دیگه یا فارسی خدایا پایان کار ما را به شهادت ختم کن.
فرمود: اگر تو بسترم بمیره خدا شهید حسابش می کند. می گوید: این دلش می خواست شهید بشود. منتها موقعی مُرد که حالا جنگ نبود. درگیری نبود. حادثه ای پیش نیامد. صادقانه با نیت خیر کسی شهادت طلب کند. هر جوری بمیره شهید محسوب می شود.
اینها مجموعه ای از روایات ماست. که این و می گوید: لذا رسول خدا فرمودند: به اباذر « يا أبا ذرٍّ ، لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ » خانم محترم شما که داری غذا درست می کنی شوهرت بیاد بچه ها بخورن خدایا چون تو گفتی خوب همسر داری کردن، معادل جهاد هست.
من همسرمو پذیرایی می کنم چون تو سفارش کردی، مرد را تحویل بگیر آقا غذا درست کردن شما می شود. عبادت فرمود « حتّى في النَّومِ و الأكلِ » یه وقت می گوییم غذا بخوریم این شکم سیر شود. غذا بخوریم مثلاً توان پیدا کنیم بتوانیم ورزش برویم. یه وقت می گوید: خدا غذا بخوریم توان عبادت پیدا کنیم سحری می خواهید الان برای چی شما شما غیر ماه رمضون سحر مگه نصف شب غذا میخورید سریع می خورید برای روزه گرفتن. لذا سحری خوردن شما عبادت می شود. و من به شما بگویم بحثمو جمع کنم
کسی که نیت اش رو خیر کند. سه تا اثر دارد. سه تا اثر: « مَن حَسُنَت نِيَّتُهُ » پس سعی کنیم تو کار ها اگر کمک به فقیر می کنیم اگه افطاری می دهیم اگه حرم میایم اگر بنده میام سخنرانی اینجا من اگه بتوانم نیتم و براز خدا کنم مطالعه ام، صحبتم، همه اینها می شود. ثواب اما بگویم نه تو رودرباستی فلانی اومدم ولم نکردن، مجبور شدم، دیگه نمی خواستم. به این ارزشی ندارد.
اگر سخنرانی، کلاس داری، معلمای عزیز می دانید شما چقدر اجر دارید! چقدر اجر دارید. یک معلم اگر دانشآموزشو برای خدا تعلیم بده ثوابشو ملائکه نمی توانن بنویسند. « مَن حَسُنَت نِيَّتُهُ » کسی نیتش خیر باشه سه تا اثر دارد؛
یکم:؛ « كَثُرَت مَثُوبَتُهُ » ثوابش افزایش پیدا می کند. آقا من دارم می بینم یه زمینی اینجا افتاده می گویند اگه پول داشتم اینو بیمارستان می کردم. برا فقرا ثواب می برم. چون دلم می خواهد خدایا من داشته باشم هرچی زندانی دیه هست آزاد می کنم ولی ندارم. یه ۵۰۰ تومان کمک کردم. یه میلیون کمک کردم. ولی دلم می خواست تمام بچه یتیمای شهر رو مثلاً هزینه شان را بدهم. این نیت ببینید؛ نیت، کار را افزایش می دهد. بزرگ می کند. جهت بهش می دهد.
دوم؛ « و طابَت عِيشَتُهُ ، » هست، زندگیشم پاکیزه می شود. چون سوءظن و بدگمانی و ریا مثل خوره می ماند. مثل موریانه وقتی تو ذهن آدم باشد. همش آدمو بدبین می کند.
و سوم؛ « و وَجَبَت مَوَدَّتُهُ » محبت انسان و تو دلها می اندازد. این ثمره نیت خوب هست. خب حالا اون کسایی که آب به حاجیا می دادند. کار خوبی بود یا تعمیر مسجدالحرام می کردند. اما ایمان توش نبود، اعتقاد نبود. ولی امیرالمومنین ایمان و جهاد و هجرت.
خدا می فرماید: اینها رو با هم مقایسه نکنید پس در یک کلمه در دین مبین اسلام، حسن فعلی و حسن فاعلی، هم کار باید خوب باشد. هم نیت باید خوب باشد.
مسجد ضرار، مسجد بود مسجد بود دیگه کار خوبی بود. اما نیتش زمین زدن مسجد پیغمبر مسجد قبا بود. لذا شد مسجد اگر من این هیئتو برپا می کنم اون هیئت و زمین بزنم اگه پنج روز تو خونم سه روز تو خانه ام این روضه رو می گیرم چون فامیلم روضه گرفته من زشت اینها ارزشی ندارد.
لذا اینی که دیدید بعضی ها من یه وقتی مشرف بودم مکه مکرمه در منا خب آقایون می دانند ایام حج منا خیلی شلوغ هست. یه خانمی که جزو زائران ما بود اصرار اصرار که حاج آقا ما رو ببرید مسجد خیف، خیفم اشتباه می گفت عرض می کنم که گفتم که میدونی که مسجد خیف خیلی مسجد مهمی است. اما اولاً از اینجا تا چادر شما تا اونجا حدود مثلاً ۵ کیلومتر راه است.
شما با این پا با این سن مسن بود نسبتاً و بعدم بسیاری از اونایی که جا ندارند. میان حج میان تو مسجد خیف می خوابند شما قدم تو مسجد نمی توانی بذاری کی در کی آدم خوابیده هستند. راهشم دوره اذیت می شوید. همین جا بشین ذکر بگو گفت حاج آقا من که به خاطر ذکرش نمی گویم ما الان برگردیم شهرمون مردم می پرسند. رفتی یا نرفتی خجالت می کشیم بگوییم تا اونجا رفتیم. ولی مسجد خیف نرفتیم. ما رو ببر دیوارشو به ما نشان بدهید. که بگوییم خب
خب این مسجد خیفی که انبیاء توش نماز خواندن. ثواب نماز این همه هم هست اگر انگیز این باشد که زشته بعد ما بیایم شهرمون بگویند تو مکه رفتی و مسجد خیف نرفتی. لذا این سعی کنیم نیت هایمان را، البته وسواس نداشته باشید. وسواس خوب نیست وسوسه فکری خوب نیست همینقدر که انسان قصدش این باشد.
و لذا شما تاریخ نگاه کنید خیلی از افراد من یه نمونه آخرشو بگویم دیگه همتونم رو منبررا شنیدید جابره بن عبدالله انصاری اربعین اومد کربلا گفت« «یا اباعبدالله ما با شما شریکیم اون رفیقش اعتراض کرد عطیه گفت جابر اینها قطعه قطعه شدن شهید شدن خون دادن ما کجا با اینا شهیدیم شریکیم گفت عطیه از حبیبم رسول خدا جابر همه جا افتاده ای هست.
شنیدم فرمود: هر کسی نیتش با هر قومی باشد. با همان قوم محشور می شود. خدایا ما نیتمون همراهی امیرالمومنین و فرزندانش و ائمه و در رأس رسول گرامی اسلام است. ما را با اهل بیت پیامبر از محشور بگردان.


