گفتار دهم: خشم و قهر فاطمی علیهاالسلام
روایتی نورانی در منابع شیعه و عامه هست که مکرّر نقل شده و از سند بسیار معتبری برخوردار است؛ به گونه ای که در سند این ،روایت کتاب نوشته شده با این هدف که این روایت از روایات صحیح السند است.
«اِنَّ اللهَ يَرْضى لِرِضا فاطمة وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِهَا».( الأمالي للصدوق)، ص 384) معنای ظاهری روایت، این است که خدا به خشم فاطمه علیهاالسلام غضبناک میشود بعضی ها گفتند: مگر میشود خدا که خالق است، غضبناک و خشمش تابع بنده و مخلوقش شود. خدا در قرآن می فرماید: «مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَد أَطَاعَ الله» (نساء، آیه 80). هرکسی که پیامبر را تبعیت کند، خدا را تبعیت کرده است.
خدا میفرماید هرکس به محضر پیغمبر صلى الله عليه وسلم بیاید و طلب مغفرت کند: «لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا» (نساء، آیه 64). خدا او را می آمرزد آمرزش خدا مساوی است با رفتن نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله. اطاعت خدا مساوی است با اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله در قرآن میفرماید هرکس از پیغمبر اطاعت و پیروی کند، من او را دوست دارم: «قُل إِن كُنتُم تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِي يُحببكُمُ» (آل عمران، آیه 31). محبّت خدا بعد از تبعیت از پیغمبر صلی الله علیه و آله است کاملاً روشن است که غَضَب فاطمه علیهاالسلام لله و برای خداست نه این که شخصی باشد.
خشم و غضب دو قسم دارد 1. غضب منفی و منفور؛ 2. غضب مثبت و مقدس.
1. غضب منفی و منفور
این ،غضب غریزی است در روایت هست: «الغَضَبُ مِنَ الشَّيْطان». «الغَضَبُ مِنَ النَّار»(مجموعة ورام، ج1، ص 123) «الغَضَبُ يُفْسِدُ الإِيمَان»( الکافی (ط - الإسلامية)، ج2، ص302). شخصی نزد من آمد و گفت من خیلی عصبانی ام و خیلی هم چوب این عصبانیتم را میخورم گفتم غضب از آتش است. اگر در خانه ات باشی و خانه ات آتش بگیرد، اوّل چه میکنی؟ گفت: اول سریع آب می آورم. گفتم: اگر آب نبود؟ گفت: خاک میآورم. گفتم: اگر خاک هم نبود؟ گفت: فرار میکنم. گفتم: با این اوصاف، فرض بگیریم که راه فرار هم نیست؛ در آپارتمان هستی. گفت: فریاد میزنم.
گفتم حالا عین همین چهار مورد را هنگام غضب اجرا کن. وقتی غضبناک می شوی، اوّل: آب؛ برو وضو بگیر. عین روایات است: فَلْيَتَوَضَّاً. (الدعوات ، (للراوندی)، ص 52). آب ،نبود به خاک بیفت و سجده کن.
سوم: هیچ یک از آنها نشد موقعیت و مکانت را عوض کن؛ از این اتاق برو به اتاق دیگر؛
چهارم فریاد مرتب بگو: لاحول ولاقوة الا بالله العلى العظيم، لا اله الا الله سبحان الله به جای این که زبانت به ناسزا بچرخد، ذکر بگو.
بحث الان من هم درباره این نوع خشم نیست؛ بلکه عنوان سخنم خشم مقدس است؛ در مواردی که در برابر یک ارزش و حقیقتی .باشد وقتی اباذر علیه هیئت حاکمه غضب ،کرد امیرالمؤمنین علیه السلام به او فرمود: «إِنَّكَ غَضَبْتَ لله»؛(نهج البلاغة (للصبحى صالح)، خطبه 130، ص188) این غضب تو ارزش دارد؛ چون برای خدا غضب کردی امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «قَدْ تَرَوْنَ أَنَّ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَاتَغْضَبُونَ؛(نهج البلاغة (للصبحى صالح)، خطبه 106، ص154) چرا وقتی عهد و پیمان خدا زیر پا گذاشته می شود، غضب نمیکنید»؟! پس معلوم است یک خشمی هست که ثواب دارد و لازم است این خشم اساساً عبادت است و اگر نباشد اشکال دارد
خشم مقدس، مصادیقی دارد که مهمترین مصادیق آن عبارت انداز
مصاديق غضب مثبت
1. انکار حق
اگر حق زیر پا گذاشته شد باید فریاد زد هر طور که میشود باید غضب را بروز داد و عصبانیت را نشان داد؛ چون بحث حق است نه بحث فرد و شخص امام حسین علیه السلام زمینی داشت که ولید، فرماندار مدینه، آن را غصب کرد. او حق امام حسین علیه السلام را گرفت و به ملک خودش ملحق کرد. آقا امام حسین علیه السلام، اوّل پیام دادند که این زمین را برگردانید :گفت برنمیگردانیم حضرت نماینده فرستادند؛ اما برنگرداند. مروان میگوید امام حسین علیه السلام با غضب وارد دارالاماره شد، دستان ولید را دور گردنش پیچید و او را به زمین زد که ،ولید فریاد زد برگردانید زمین را مروان میگوید: بِاللهِ ما رَأَيْتُ جُرْأَةَ رَجُلٍ كَجُرْأَةِ الْحُسَيْن على الأمير؛ من تا به حال امام حسین علیه السلام را این طور ندیده بودم(مناقب آل أبي طالب علیهم السلام (لابن شهر آشوب)، ج 4، ص 68).
پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است و بدن مبارکش را دفن کردند؛ اما این حق فراموش شده است. پس چه کسی باید از این حق دفاع کند؟ چه کسی باید فریاد بزند!؟ در جامعه آن روز هم هیچکس به اندازه حضرت زهرا علیهاالسلام برای مانع زدایی مؤثر نبود. چرا؟ چون هم با پیغمبر صلى الله عليه وسلم زندگی کرده و هم با امیرالمؤمنین علیه السلام ده سال خانه پیغمبر صلی الله علیه و آله بوده (چند سال هم در خانه علی) و هم سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله را میداند و هم دختر آن بزرگوار است. اگر هم صحبت میکرد جرئت ساکت کردن او را نداشتند. بله اگر مثلاً فردی مثل اباذر سخن میگفت و دفاع میکرد، او رو ساکت میکردند. حضرت زهرا علیهاالسلام تفکر کرد که از حقی به نام غدیر باید دفاع کند و دفاع کرد چه کسی باید خشم کند و نفرین کند و خطبه بخواند و تهدید کند؟
در دفاع از حق نتیجه مهم نیست؛ چون حضرت زهرا علیهاالسلام میدانست که با دفاعش نمیتواند وضعیت را عوض کند؛ چون اینها دارای قدرت هستند؛ اما از تمام اهرم های خشم استفاده کرد:
1.تهدید به نفرین در مسجد
2. فرياد: «أَفَمَن يَهْدِى إِلَى الحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّى إِلَّا أَن يُهدَى (یونس، آیه 35).
3. قهر صورتش را از آنان گرفت و برگرداند؛(بحار الأنوار (ط - بیروت) ، ج 29، ص330).
4. نفرین در نماز؛(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج29، ص 628).
5. تحریم نماز بر من نخوانند و در تشییع من حاضر نشوند(بحار الأنوار، ج 78، ص 305). و محل قبرم مخفی باشد.
كتاب الهداية الكبرى، هزار ساله است. نویسنده این کتاب (همدانی) سال 346 از دنیا رفته است.
او میگوید افرادی :گفتند به بقیع بروید و این صورت قبرهایی را که امیرالمؤمنین علیه السلام درست کرده ،است بشکافید و قبر را پیدا کنید تا بدن پیدا شود که ما هم نماز بخوانیم میگوید امیرالمؤمنین علیه السلام قبای زردی داشت که اگر می پوشید، نشانه غَضَب بود قبا را نمی پوشید مگر در مواردی که مسئله مکروه و منفور بود. می گوید: احمرتْ عَيْنَاه؛ چشمان علی سرخ شد. أوداج: رگهای گردن امیرالمؤمنین علیه السلام بیرون زد. فَغَضِبَ غَضَبَاً شَدِيدَاً. حضرت با ناراحتی به بقیع آمد و به آنهایی که کلنگ به دست قصد حفر زمین و قبور را داشتند فرمود بروید و به آنهایی که شما را مأمور کرده اند که بیایید اینجا و قبور را حفر کنید بگویید که اگر دست از این کار برندارید زمین را از خونهای شما سیراب میکنم. (بحار الأنوار، ج43، ص171.)
یکی از اولاد بَرامَکه نزد امام رضا علیه السلام آمد و قصه ناراحتی حضرت زهرا علیهاالسلام را سؤال کرد. آقا اوّل امتناع داشتند جواب بدهند. فرمودند: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر». اما او اصرار کرد فَأَلَعَ السَّائِلُ. علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود: همین قدر بگویم: «كَانَتْ لَنَا أُم صَالِحَةٌ مَاتَتْ وَ هِيَ عَلَيْهِمَا سَاخِطَة» مادر ما صالحه بود و درحالی از دنیا رفت که بر این جریان حاکم ناراحت بود سخط وغَضَب داشت، و رضایت مادر ما از آن جریان به ما نرسیده است؛(الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ، ج1، ص 252).
اینجا جای خشم مقدس است
تشخيص حق هم خیلی مشکل است؛ چون حق، موضوعی تشکیکی و دارای مراتب است پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خوشا به حال آنانی که زیر عرش خدا هستند؛ السابقون الى العرش طوبی لهم» گفتند یا رسول الله اینها چه کسانی اند؟ فرمود: کسانی که این سه ویژگی را دارند
1. الّذينَ يَقْبِلُونَ الحَقَّ؛ حق را قبول میکنند (قبول حق)؛
2. يَبْذِلُونَهُ إِذَا سُئِلُوهُ؛ وقتی هم لازم شود حرف میزنند، دفاع میکنند و حق را اعلام میکنند (بیان حق)؛
3. يَحْكُمُونَ للناس كَحُكْمِهِم لِأَنْفُسِهِم؛ طبق حق هم حکم میکنند (عمل و حکم طبق حق) (الجعفريات (الأشعثيات)، ص183).
قرآن کریم می فرماید: بدترین افراد کسانی هستند که حق را کتمان میکنند می فرماید: «أُولئِكَ يَلعَنْهُمُ اللهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّعِنُونَ»(بقره، آیه 159)
حق با چه کسی است؟ ملاک حق چیست؟ امیرالمؤمنین علیه السلام معیار دارد على مع الحق و الحق مع على ائمه اطهار علیهم السلام معیار حق بودند، خط کش بودند: «بموالاتکم تقبل الطاعة المفترضة (عيون أخبار الرضا، ج 2، ص 277)
امروز، ملاک حق را باید از کجا پیدا کرد؟
وصيتنامه حضرت امام رحمه الله علیه ملاک حق و معیار حق است که از چه دفاع کنیم. وصیت نامه شهدا ملاک حق .است وصیت نامه ای از شهدا پیدا نشده است که در آن به دین و ولایت فقیه سفارش نشده باشد ،این خود نمونه واضح حق است. خانواده شهدا (با یک شهید سه شهید چهار شهید) ملاک حق است؛ خانواده ای که زندگی اش را وقف ولایت فقیه می.کند بله؛ ولایت فقیه تجلّی اش در یک شخص است؛ اما دیدگاه امام رحمه الله در قراردادن فقیه در رأس جامعه، آنهم فقیه عادل، فقیه ،بصير، فقيه حاكم ، فقیه ،ناظر ملاک حق است جانبازان ملاک حق هستند. کسانی که برای این انقلاب هزینه میکنند ملاک حق.اند علما افراد بصیر، افراد با تشخيص در جامعه نیز ملاک حق هستند.
عزیزان انتخابات نزدیک است؛ خیلی باید مراقب باشیم. اگر جایی حق دارد فدا میشود جای خشم مقدس است و زهرای مرضیه علیهاالسلام خشم کرد برای این که حق عظیمی به نام ولایت داشت فراموش میشد
2. بدعت در دین
وقتی بدعتی در دین گذاشته میشود جای خشم و غضب مقدس است؛ مثل این که یکی از دین تفسیر به رأی میکند به دین می افزاید، از ارزشهای دینی میکاهد یا بدعتی را وارد دین می.کند اینجا جای فریاد است نه جای سکوت.
به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض شد یکی از اصحابِ شما (عثمان بن مظعون)، دنیا را رها کرده، رفته در خانه و خانه اش را مسجد قرار داده است: «يَتَعَبَّدُ فيه»؛ همان جا نماز می خواند و عبادت می.کند او نه به خانواده اهمیت میدهد نه در جامعه حضور پیدا میکند و نه با کسی حرف میزند پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله به حدی ناراحت شدندکه «فَخَرَجَ رسولُ الله مُغْضَبَاً يَحْمِلُ نَعْلَيْه»؛ (نعلین حضرت در دست بود) با عصبانیت سراغ عثمان بن مظعون آمد و فرمود این بدعت است خدا مرا به رهبانیت و ترک دنیا برنگزیده است؛ بلکه «بَعَثَنِي بِالحَنِيفِيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَة». (الکافی (ط - الإسلامية)، ج 5، ص494). خداوند متعال نیز در قرآن می فرماید: «يُرِيدُ اللهُ بِكُمُ اليُسرَ وَ لَا يُرِيدُ بِكُمُ العُسر»، (بقره، آیه 185) «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» (بقره، آیه 286)حضرت رسول صلى الله عليه وسلم فرمودند با خانواده ات حرف بزن، ارتباط داشته باش.
چرا گاه ائمه علیهم السلام حتی با بدعت گذارها مقابله فیزیکی میکردند؟ حتی آنها را مورد لعن و نفرین قرار میدادند؟ علی بن محمد شَلْمَغانی را لعن کردند(الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1122.)
رسول خدا صلى الله عليه وسلم دیدند که مسلمانی نزد مردی یهودی نشسته و در حال نوشتن یادداشتی است. انس بن مالک میگوید دیدم که پیغمبر صلی الله علیه و آله به شدت ناراحت شدند. :فرمود چرا حرفهایت را از یک یهودی میگیری تو مسلمان هستی، آن وقت باید از یهودی آدرس بگیری؟ او هم توجیه کرد و گفت یا رسول الله، اوصاف شما را از او میپرسیدم (عذر بدتر ازگناه). انس میگوید: آمدم و روی شانه اش زدم و گفتم: بلند شو: «مَا تَرَى غَضَبَ النَّبِی؛ دیدی پیغمبر چهره اش برافروخته شد (تفسير القمى، ج 2،ص 357.)
ما با هم بایستی دینمان را از فقیه و عالم بگیریم؛ چون عالم و فقیه، از امام و قرآن و معصوم علیهم السلام میگویند و اخذ میکنند نه این که از خود بگویند.
3 . توهین به شخصیتها
موردی که جسارت و توهین به شخصیتهای محترم است نباید سکوت کرده فرض کنید آن شخصیت ،مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله ،امیرالمؤمنین زهرای مرضیه ائمه هدی علیهم السلام ، یا ،عالم ،مرجع مؤمن یا یک شخص مورد احترام باشد. موارد متعددی داریم که جلوی معصوم علیه السلام یا پیغمبر صلی الله علیه و آله تنقیص کسی را کردند و امام علیه السلام یا پیامبر صلی الله علیه و آله به شدت موضع گرفتند.
از امیرالمؤمنین علیه السلام بدگویی شده بود. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَنْقُصُونَ عَلِيَّاً مَنْ يَنْقُصُ عَلِيَّاً فَقَدْ يَنْقُصُنى وَ مَنْ فَارَقَ عَلِيَّاً فَقَدْ فَارَقَنِي؛ هركس تنقيص و بدگویی علی را کند بدگویی مرا کرده است و هرکس از علی جدا شود از من جدا شده است». (الصوارم المهرقة في نقد الصواعق المحرقة (لابن حجر الهيثمي)، ص185 )
چرا امام خمینی رحمه الله علیه به توهین سلمان رشدی حسّاسیت بالایی نشان دادند؟ حتی امام رحمه الله علیه حكم اعدام برای او صادر کردند؛ چون و به مقام پیغمبر صلى الله عليه وسلم توهین، و سبّ و ناسزا کرده بود.
نزد امام صادق علیه السلام، کسی به سلمان جسارت کرد (قبر ایشان در مدائن است). امام صادق علیه السلام فرمود: «جعله الله عَلَويّاً قُرَشِيّاً بعد أن كان مجوسياً و فارسيّاً، فصلوات الله على سلمان (الإختصاص، ص341.)
در زمان فعلی هم به انتخابات نزدیک میشویم نقد و انتقاد، دیدگاه ها و حرفها را مطرح کنید؛ اما از توهین فحش و تنقیص خودداری کنید. مواظب باشید هر حرفی را به زبان جاری نکنیم که برای دفاع از هر کاندیدا معصیت مرتکب شویم.
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله از شخصی بدگویی کردند شخص دیگری بلند شد و از فرد غایب دفاع کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله: فرمود: «تویی که دفاع کردی، روز قیامت حجابی از آتش داری؛ مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِيهِ كان لَهُ حجاباً مِّنَ النَّار (الأمالي (للمفيد)، ص338)
امام صادق علیه السلام فرمود:لله فى بلادكم خمس حُرُمٌ :
1. حرمه رسول الله ؛
2. حرمه آل رسول الله؛
3. حرمه كتاب الله ؛
4. حرمه كعبه الله؛
5. حرمه المؤمن؛
خدا پنج چیز را میان شما با حرمت قرار داده است: 1. حرمت پیغمبر؛ 2. حرمت آل پیغمبر؛ 3 حرمت کتاب خدا؛ 4 حرمت کعبه؛ 5 حرمت مؤمن) (الکافی (ط- الإسلامية)، ج 8، ص 157).
4. گسترش منکر اجتماعی
گاه منکر فردی است در منزل یا مکانهایی که در ملأ و اجتماع نیست، صورت میگیرد این منکر مدنظر نیست؛ اما گاه منکری در جامعه شکل میگیرد که اینجا جای خشم و تذکر و حساسیت است. بزرگترین منکر اجتماعی یعنی جانشینی خلافت به جای ،امامت سقیفه به جای غدیر فراموشی یک معرفت، رخ میدهد که این فریاد امیرالمؤمنین علیه السلام است: «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللهِ مَنْقُوضَةً فلا تغضبون» (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص 154).. چه عهدی از امامت بالاتر است؟!
چه مگر ما در دعا نمیخوانیم: «انی اجدد له في صبيحة يومى هذا و ما عشت من ایامی عهدا و عقدا»( بحار الأنوار ( ط - بیروت) ، ج 53، ص96.) . امامت خود عهد عظیم و عقد بزرگی است؛
البته امروزه حساسیت به پدیده های منکر در جامعه کمرنگ شده است. مرحوم آیت الله بافقی در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام دید که خاندان رضاشاه (همسر و دخترش) بی حجاب در ماه مبارک رمضان وارد حرم شدند. ابتدا کسی را فرستاد که با تذكّر موضوع حل شود (ببینید اگر با تذکر مشکل حل بشود، اوّل جای تذکر است، ابتدا با لَین بودن باید عمل کرد)؛ اما فایده نداشت تا این که ایشان خودشان عصازنان آمدند و اینها را با عصبانیت از حرم بیرون کردند البته دفاع از دین هم هزینه دارد.
رضاخان خبیث آمد و ایشان را زیر چکمه و باتوم گرفت و به شهر ری تبعید کرد. مگر شهدای ما هزینه ندادند؟ وقتی احساس کردند که دین در خطر است، مگر شهید بزرگوار سردار سلیمانی که امسال خیلی جایش خالی ،است جانش را در این راه تقدیم نکرد که دستش از بدنش جدا شد ایشان خود را این طور در معرض هجمه داعش قرار دادگاه این جنایاتی که داعش انجام میدهند حاکی از این است که اگر این عزیزان نرفته بودند، اگر حججی ها نرفته بودند، خدا میداند که چه به ناموس این مملکت وارد میشد خدا میداند به امنیت این مملکت چه وارد میشد!
اگر شهید سلیمانی با خشم :فرمود ترامپ قمارباز با من طرف هستی؛ این خشم، مقدس ،بوده نشئت گرفته از خشم زهرای مرضیه علیهاالسلام است، که در مسجد فریاد زد: «فَلَمَّا اخْتَارَ اللهُ لِنَبِيِّهِ دَارَ أَنْبِيَاءِهِ وَ مَأْوَى اَصْفِيَاءِهِ ظَهَرَ فِيكُمُ حَسِيكَةُ النِّفَاق (الإحتجاج(للطبرسي)، ج1، ص101.)
اگر آن خشم را فاطمه علیهاالسلام داشت خدا خشمناک می شود. حالا نه فقط اینکه مختص حضرت زهرا علیهاالسلام باشد و بس؛ بلکه پیغمبر صلی الله علیه و آله هم همین طورند، اهل بیت علیهم السلام هم همین طوراند این خشم در تمام موارد گفته شده جا و مناسبت دارد.
5. فساد کارگزاران
اميرالمؤمنین علیه السلام بارها بر کارگزاران خاطی غضب کرد آنها را تبعید کرد و حتی در نماز جمعه بعضی از آنها را آوردند و شلاق زدند به رفاعه فرماندار اهواز نوشت بر فلانی که مسئول اقتصادی بازار اهواز ،بود سخت بگیر او را زندان کن ابن هرمه را در نماز جمعه شلاق زدند (دعائم الإسلام، ج 2، ص532)
منذر بن جارود در حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام، چهار هزار درهم اختلاس کرد. ، امیرالمؤمنین علیه السلام از حلقوم او بیرون کشید و دیگر به او مسئولیت نداد( نهج البلاغة (للصبحى صالح) نامه 71، ص461)
نمونه های دیگر نامه حضرت امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف است که سر سفره ثروتمندان رفته و فقرا را فراموش کرده بود(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج33، ص473.) یا مقابله خود حضرت با ابن عبّاس، که پسر عموی آقاست اما در مسائل مالی جریاناتی را آفریده بود که حضرت نامه تندی به او نوشته اند (نهج البلاغه ، نامه 41 .)


