سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

داستان - مراعات حال همسایه

مردی حضرت رسول(ص) را در خواب دید و ایشان به او فرمودند: برو به فلان مجوسی (زرتشتی) بگو آن دعا مستجاب شد. از خواب بیدار گردید ولی از رفتن خودداری کرد. مجوسی مردی ثروتمند بود. مرتبه دوم باز در خواب دید که همان سخن را به او فرمودند. باز هم نرفت. مرتبه سوم در خواب دید به او فرمودند: برو به آن مرد مجوسی بگو خداوند آن دعا را مستجاب کرد. فردای آن شب پیش او رفت و گفت: من فرستاده رسول خدا(ص) و پیک او هستم. به من فرموده به تو بگویم آن دعا مستجاب شده.

مجوسی گفت: آیا مرا می‌شناسی و دین و مسلکی که دارم را می‌دانی؟ جواب داد: بلی. مجوسی گفت: من تا همین ساعت منکر دین اسلام و پیغمبری حضرت محمد(ص) بوده‌ام، ولی الآن می‌گویم: اشهد ان لا اله الا الله لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

پس از آن تمام خانواده خود را خواست و گفت: تا کنون گمراه بودم ولی اینک هدایت شده و نجات یافته‌ام. هر کس از بستگان من مسلمان شود آنچه از اموالم در دست اوست همانطور در اختیارش باشد و هر که امتناع ورزد، دست از اموال من بشوید. تمام بستگان او اسلام آوردند. مجوسی دختری داشت که او را به پسر خود تزویج کرده بود. بین آنها نیز جدایی انداخت.

به من گفت: می‌دانی آن دعا چه بود؟ گفتم به خدا سوگند من هم‌اکنون می‌خواستم از تو بپرسم. مجوسی تازه مسلمان گفت: هنگامی که دخترم را به ازدواج پسرم درآوردم، ولیمه مفصلی تهیه نمودم و تمام دوستان را به آن دعوت کردم. در همسایگی ما خانواده شریفی از سادات بودند که بضاعتی نداشتند. به غلامانم دستور دادم حصیری در وسط خانه پهن کنند و من بر روی آن نشستم. در آن میان شنیدم صدای یکی از دختران علویه‌ای که همسایه ما بود بلند شد و اینطور به مادرش می‌گفت: مادر جان! بوی خوش غذای این مجوسی ما را ناراحت کرده. همین که این سخن را شنیدم بدون درنگ حرکت کرده و مقدار زیادی غذا و لباس و پول برای همه آنها فرستادم. چشم فرزندان علوی که به آن غذا و لباس‌ها افتاد، بسیار مسرور و شادمان گردیدند. همان دخترک به دیگران گفت: قسم به خدا به این غذا دست دراز نمی‌کنم، مگر اینکه اول صاحبش را دعا نمایم. آنگاه دست‌های خود را بلند نمود و گفت: خداوندا این مرد را با جدمان پیغمبر اکرم محشور گردان. بقیه هم آمین گفتند.

آن دعایی که حضرت به تو فرمود از مستجاب شدنش به من اطلاع دهی، همین دعای کودکان سادات بود.

 منبع: پند تاریخ، ج۱، ص۱۲۵ (به نقل از شجره طوبی، ص۱۵ و بحارالانوار، ج۴۲، ص۱۴)

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group