نصیحت صادقانه
شیعه کوئست بزرگترین مرجع سخنرانی های مکتوب علماء و بزرگان
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
1- امام صادق(ع) فرمود: «کُونُوا دُعاةَ النَّاسِ بِاَعْمالِکُمْ؛[1] با اعمالتان دعوتگر مردم باشید.»
آنچه بیش از تبلیغ قولی، مؤثرتر و ماندگارتر است، تبلیغ با رفتار و کردار است و با تأسف، آنچه بیش تر از تبلیغ لفظی و کتبی از آن غفلت شده، همین تبلیغ عملی است.
امروز با توسعه حوزه های آموزشی و پژوهشی و همین طور، رشد طرح هجرت و تبلیغ، هم در باب آموزش و هم اعزام مبلغان، گامهای مؤثری برداشته شده است که در جای خود مفید و مغتنم است؛ امّا چه زیباست در کنار آن به تبلیغ عملی که دامنه وسیع تری را شامل می شود نیز توجّه ویژه صورت گیرد.
در سالهای اخیر در حوزه های علمیّه، به مسئله آموزش توجّه شده و مراکز متعدّد تخصّصی به مدد تعلیم سنّتی آمده است؛ امّا به نظر می رسد برای امر تربیت و تهذیب، باید اهتمام بیش تری صورت گیرد و بر سنّتها و سیره های ستودنی گذشتگان، چون: زهد، بی اعتنایی به دنیا و توجّه به عبادات و معنویات، تأکید بیش تری انجام شود.
3- اگر در گذشته تفکّراتی چون دخالت نکردن حوزویان در مسائل اجتماعی و سیاسی در مراکز دینی و علمی، حاکمیت فرهنگی داشت؛ امّا به برکت انقلاب و امام; آن اندیشه ها به انزوا رفت. چه زیباست که عملکرد افراطی در این سو و توجیه بسیاری از مسائل دنیوی به اسم مقابله با تحجّر، ما را دچار نقیصه دیگری که فاصله گرفتن از روحیّه وارستگی و تعلّق نداشتن به دنیا و متعلّقات آن و... می باشد، نسازد. توجه داشته باشیم که بزرگان ما چون حضرت امام ; با اینکه بیش ترین اهتمام را به سیاست و اجتماع داشتند؛ امّا در پارسایی، اخلاق و معنویّات نیز در اوج بودند.
توصیه آن عزیز هنوز در گوشمان طنین انداز است که می فرمود: «اگر ما از زیّ متعارف روحانیّت خارج شویم و خدای نخواسته توجّه به مادّیات کنیم، در صورتی که خودمان را با اسم روحانی معرفی کنیم، این منتهی ممکن است بشود به اینکه روحانیت شکست بخورد... و شکست روحانیّت، شکست اسلام است.(2)
روحانیّت به سبب جایگاه خاصّ و پیروی از ائمّه: و اولیاء و پاسداری از دین باید وارسته و آزاد از دنیا باشد. در این اصل، شکّی نیست و در دعای ندبه نیز می خوانیم: «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَکَ ذَلِکَ؛[3] پس از اینکه شرط کردی بر آنان زاهد بودن در مراتب این دنیای پست و در زر و زیورش را، پس آن را پذیرفتند.» خداوند بر اولیایش زهد در دنیا را شرط کرد. و حوزه و عالمان که تابع و نایب عامّ ایشان هستند، قطعاً مشمول آن خواهند بود.
این مسئله در عصری که روحانیت، دخیل و سهیم در حکومت است، اهمیت بیش تری می یابد که شیوه امام علی(ع) در دوران زمامداری، دلیلی بر این ادّعاست. همچنین است سخن امام صادق(ع) خطاب به معلّی که فرموده بود: «هَیْهَاتَ یَا مُعَلَّی أَمَا وَ اللَّهِ أَنْ لَوْ کَانَ ذَاکَ مَا کَانَ إِلَّا سِیَاسَةُ اللَّیْلِ وَ سِیَاحَةُ النَّهَارِ وَ لَبْسُ الْخَشِنِ وَ أَکْلِ الْجَشِبِ؛[4] هیهات اگر چنین می بود (و حکومت دست ما بود) برای ما جز نگهبانی شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و خوراک سخت، چیزی نبود.
این سخن، ارائه الگویی برای ما است که بدانیم در زمان مسئولیّت اجتماعی و سیاسی، بیش از گذشته باید به دوری از دنیا اهتمام ورزید؛ از اینرو وضعیّت، بیش تر شبیه دوران حضرت علی(ع) است که حکومت حق، برقرار بود؛ نه مانند سائر ائمه: که تشیّع و امامان در انزوا بودند. قول و عمل حضرات ائمه: به ما می فهماند که در این دوره، اهمیّت و اولویّت زهد و وارستگی بیش تر از دیگر زمانهاست.
3-کلام آخر اینکه اگر می خواهیم مصداق آیه شریفه أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ...؛[5] «آیا مردم را به نیکی امر می کنید و خود را از یاد برده اید...» نباشیم و عقاب لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ؛ [6] «چرا می گویید آنچه را که بدان عمل نمی کنید.» شامل حالمان نشود، باید با الهام از اندرز الهی که فرمود: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی ؛[7] «بگو شما را به موعظه ای نصیحت می کنم که دو به دو یا تک تک برای خدا قیام کنید.» به تنهایی یا به جمع، هر اندازه که می توانیم برای خدا قیام و اقدام کنیم. باید هشدار قرآن را جدی بگیریم که فرمود: فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ [8] «حیات دنیا، شما را نفریبد و شیطان، شما را به خدا مغرور نسازد.
امید که با اصلاح خود، بر آلودگیهایی که جان و جامعه را فرا گرفته، آب پاکی و پاکیزگی بریزیم.
والسّلام
پی نوشت ها:
[1] بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، دوم، 1403 ق، ج 5، ص 198.
[2] صحیفه نور، امام خمینی، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی وزارت ارشاد اسلامی، تهران، 1365 ش، ج 18، ص 12.
[3] مفاتیح الجنان، شیخ عبّاس قمی، وجدانی، دوم، 1385 ش، قم.
[4] اصول کافی، محمّد بن یعقوب کلینی، تهران، گلگشت، دوم، 1377 ش، ج 2، ص 273.
[5] بقره/ 44.
[6] صفّ/ 2.
[7] سبأ/ 46.
[8]. لقمان/ 33.


