نگاهي به سخنان امام باقر (عليه السلام)- استاد قرائتی
یکم: «لَا سَلَامَةَ كَسَلَامَةِ الْقَلْبِ» اگر ميخواهيد بدانيد چه کسي سالم است ببينيد که قلب سالم است يا نه، قلب همان روح است. در قرآن سه تا قلب داريم: قلب سليم، «إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ» شعراء/89 يکي قلب منيب «وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيبٍ» ق/33 يکي قلب مريض. «في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» بقره/10
قلب سالم قلبي است که واقعاً پاک پاک است. صفا، صميميت کلک نيست. آن کسي که پرتقال بدها را زير ميگذارد و خوبها را رو، اين بقال مريض است ولو مشت بزند ديوار برود داخل، زود دارد ولي مريض است. کلاهبردار مريض است يعني بيش از آنکه از مردم بچاپد از دين خودش چاپيده، قلب منيب يعني اگر هم روحش کج رفت يک وقت فکرش منحرف شد برگردد بله من اين حرف را نزده بودم بد شد بهتر بود بگويم ولي زود عذرخواهي کند.
قلب مريض همينهايي است که مثل شرک، تکيه به غير خدا، امام باقر (عليه السلام) اين جمله سه حرفي «لَا سَلَامَةَ كَسَلَامَةِ الْقَلْبِ» ميخواهد بفرمايد که به خودت برسي، روحت سالم است، يعني تکبر نداري، بخل نداري، استکبار در ما نيست، اينها همه امراض است. در دعاهاي ما خيلي به اين مسئله تکيه شده که «الهي – طهر قلبي من الشرک»خدايا قلب مرا پاک کن از شرک.
اما شيوه اينکه چشم را باز کردن و گناهان دل را شستن اين هم يک کاري است.
دوم: «لَا عَقَلَ كَمُخَالَفَةِ الْهَوَى» تحف العقول/286 امام باقر (عليه السلام) ميفرمايد: ما معمولاً به چه کسي ميگوييم عاقل، ميگوييم فلاني پسر عاقلي بود،آن ور روز عيد خريدش را کرد، اين ور عيد گران شد. فلاني عاقل بود از اول فکر کرد مسير فلان جاده چطور است رفت صندلي، جاي خنکي گرفت که آفتاب به آن نزد.
فلاني آدم عاقلي است با چه کسي ازدواج کرد، دنبال يک پدرزني ميگشت که ميلياردر باشد. پير هم باشد، دو دفعه سکته ناقص هم کرده باشد، واقعاً عاقل است. که بعد از عقد يک مرگي، يک پدرزني، يک پولي، ما به چه کسي ميگوييم عاقل، به کسي ميگوييم عاقل، که بتواند با يک برد و باخت خوراک، پوشاک، مسکنش را تأمين کند اما امام باقر (عليه السلام) ميگويد اين نيست، عقل ميخواهيد،ببينيد چه کسي توانست جلوي هوي و هوسش را بگيرد؟
يعني ديدمان برود بالاتر، يادتان هست که ما ميگفتيم جنگ، جنگ تا پيروزي. امام فرمود: نه، اسلاميباشد جنگ؛ جنگ تا رفع کل فتنه از جهان. قرآن اين را ميگويد، در قرآن اين است «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ» بقره/193 يعني جنگ کنيد تا فتنه در روي کره زمين نماند. حالا قطع نامه را جام زهر نوشيديم به دليل اجبار. خوب اجباري بود کرديم،ولي دين ما اين را ميگويد عقل خوراک، پوشاک، مسکن نيست، عقل اينکه طبق هوي و هوست ميخواهي يک کاري را بکني جلوي خودت را بگيري، به اين ميگويند عاقل، چون گاهي وقتها يک لحظه غفلت انسان را به يک درهاي ميکشاند
سوم:«لَا فَقْرَ كَفَقْرِ الْقَلْبِ» تحف العقول/286 امام ميفرمايد فقير او نيست که لباسهايش ارزان است، ماشينش ارزان است، فقير آن است که روحش کمبود دارد.افرادي ممکن است از نظر زندگي خيلي بالا باشند ولي روحشان فقير و کمبود روحي دارند.
ابوذر فقير بود از نظر زندگي.کل زندگي ابوذر ساده بود اما هر کاري کردند روحش بزرگ بود مدرس که شهيد شد زندگيش ساده و فقيرانه بود اما رضا شاه هر چه خواست اين روحش را سوراخ کند نشد.
يک شاعري ميگويد حسين جان بدن تو سوراخ سوراخ شد اما روح تو را نتوانستند دستکاري بکنند. يعني زير سم اسب رفتي ولي بله به يزيد نگفتي، افرادي هستند وضع ماليشان خوب است اما براي صد تومان کلي دروغ ميگويند. اينقدر ما حاجي گدا داريم. 13 بار رفته مکه بعد توي فرودگاه ميگويند چند کيلو است ميگويد 20 کيلو ميگويند اين که 30 کيلو است ميگويد حالا بايدکرايه بدهم هنوز از مکه برنگشته بخاطر 10 کيلو دروغ ميگويد اين حاجي گداست مگر هر کس زياد رفت مکه آدم است.
مدرسه فيضيه گربه دارد که 42 سال توي مدرسه است ولي باسواد نيست مگر هر کس توي مدرسه فيضيه باشد حجت الاسلام است. مگر هر کس مدرک ليسانس گرفت آدم است، تحصيل کرده حاضر نيست به پدر و مادر به استادش احترام بگذارد.افرادي هستند که ميگويند اگر ميخواهي بداني فقير کيست نگاه نکن که کفش و کلاه چيست؟ به روح نگاه کن، خلاصه امام باقر ميخواهد معيارها را عوض کند
چهارم:«وَ لَا مَعْرِفَةَ كَمَعْرِفَتِكَ بِنَفْسِكَ» تحف العقول/286 بهترين شناخت اين است که خودت را بشناسي الان دنياي علم اتم شناسي، سلول شناسي، آب شناسي، معدن شناسي، سرطانشناسي يعني هر چيزي يک دانشکده تخصصي دارد حالا اگر همه اينها را شناختي و خودت را نشناختي الان بنده و شما چقدر خودمان را ميشناسيم و ايمان داريم.
يک حديث داريم که با اين حديث خودتان را بشناسيد. به هر حال خلاف کرديد مخ شما همان است اگر بخاطر دويست تومان دروغ گفتي شما دويست تومان هستي. اگر يک بزغاله به بنده دادند و گفتند بين فقرا تقسيم کن و کبابهايش را براي خودم برداشتم بنده حجت الاسلام نيستم، بزغاله هستم چون در تقسيم آن گناه کردم. گاهي وقت يک حادثه خودشناسي ميآورد. گاهي وقتها يک خواب باعث خودشناسي است.
خدا رحمت کند مطهري را ميگويد هر کس ميخواهد بداند چه جانوري است ببيند چه خوابي ميبيند اگر توي خواب ديدم آدم ميکشم پس روحم، روح آدم کش است و اگر توي روز اين کار را نکردم يا اسلحه ندارم يا پليس ايستاده.
علي بن ابيطالب (عليه السلام) نرخش چقدر است فرمود اگر هستي را به علي بدهند که گناه کند ولله گناه نميکنم يعني من از هستي نرخم بيشتر است «لَا شَرَفَ كَبُعْدِ الْهِمَّةِ» تحف العقول/286 اگر ميخواهيد ببينيد مقدار شرف چطور است ببينيد همت چقدر بلند است. افرادي هستند فقط خودشان را ميبينند، افرادي هستند ميگويند خودم و زن و بچه و افرادي ميگويند جامعه.
هر چي همت بلندتر باشد دليل اين است طرف چقدر رشد کرده، از دعاها معلوم ميشود يک وقت ميگويد من را يک وقت ميگويد ما را بيامرز. يک وقت ميگويد همه مسلمين تاريخ را بيامرز « وَ لَا زُهْدَ كَقَصْرِ الْأَمَلِ» تحف العقول/286 اگر ميخواهيد ببينيد زاهد کيست ببينيدچه کسي آرزويش کوچک است، گاهي وقتها کسي نميخورد ميگويند اين چه آدم زاهدي است. لباس ساده، يک فرش ساده. ميگويد به سادگي نگاه نکنيد ببينيد آرزويش چيست. گاهي وقتها شخص ساده زندگي ميکند که بتواند بعداً بيشتر استفاده کند. ميفرمايند هر کسي که ساده زندگي کند، زاهد نيست بلکه ممکن است مقدمهاي باشد براي آرزوهاي بزرگ لذا به آرزوهايش نگاه بکنيد.
گفتند فلاني عقلش خوب است. فرمود «كَيْفَ صَلَاتُهُ» (كافي،ج3،ص487) نمازش چگونه است. گفتند فلاني نمازش کامل است، فرمود «كَيْفَ عَقْلُهُ» (كافي،ج1،ص11) عقلش چطور است. لذا براي دوختن هم نخ بايد باشد هم سوزن. براي انسان کامل هم عقل لازم است و هم صلاه.
پنجم:«وَ لَا حِرْصَ كَالْمُنَافَسَةِ فِي الدَّرَجَاتِ» خيال نکنيد حرص فقط در مال است ممکن است کسي در مال حرص نداشته باشد اما در درجه داشته باشد. ميگويند آقا بحث مال نيست حقوقم را اگر نصف کرديد ولي پست و عنوانم را نگيريد. ما خيال ميکنيم هر کس پول جمع ميکند بايد بگوئيم «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» تكاثر/2-1 تکاثر يعني سرمايه داري، نخير تکاثر از کثرت است يعني فقط کثرت مال نيست، کثرت شغل هم هست يکي از نمايندههاي مجلس گفت من هيجده تا شغل دارم من يک جا رفتم طرف 64 تا مسئوليت داشت من گفتم تو روزي 64 تا سرفه ميتواني بکني اصلاً 64 تا سرفه کني شب ميشود من براي هر جلسه صحبت کردن در تلويزيون يک هفته مطالعه ميکنم.
حالا هفته کارگر هم هست «من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق» بايد تشکر از عوام کرد. پيغمبر وقتي در آن حديث ميفرمايد دست کارگر را ميبوسد مشهور است.
ششم:«لَا مُصِيبَةَ كَاسْتِهَانَتِكَ بِالذَّنْبِ وَ رِضَاكَ بِالْحَالَةِ الَّتِي أَنْتَ عَلَيْهَا» (تحفالعقول،ص286) مصيبت زده آن نيست که کسي از او مرده، مصيبت زده آن است که فکر ميکند آدم خوبي است پس ما خيليها مصيبت زده هستيم. بزرگترين مصيبت اين است که گناه برايت کوچک باشد و رضايت به آن حالتي که داشته باشي. هر کس راضي باشد به مدرکش و يا از خودش بايد به او تسليت گفت. خدا وکيلي تا حالا يک نماز با توجه خوانديم، اگر لباسهايمان لک داشته باشد نارحت ميشويم ولي نماز ما اين همه لک دارد.
امام زين العابدين (عليه السلام) ميفرمايد: خدايا من را حزب اللهي قرار بده. تو ميگويي من بودم از بيست سال پيش يعني ما راضي هستيم به آنچه که هستيم آقايان که اهل نماز هستند به نمازشان راضي نباشند. آقايان که اهل علم هستند هفته يک کتاب مطالعه کنند و به مدرکشان راضي نباشند به امام سجاد (عليه السلام) گفتند چرا اين قدر نماز ميخواني خودت را به مشقت مياندازي تو سيد ساجدين هستي. حضرت فرمود: من در مقابل نمازهاي علي (عليه السلام) هيچ هستم.
از علي (عليه السلام) پرسيدند چرا اين قدر خودت را به مشقت مياندازي، فرمود من در مقابل نمازهاي پيامبر هيچ کاري نکردم اينها اينطور هستند راضي نباشيم به مقدار کار.
هفتم:«لَا فَضِيلَةَ كَالْجِهَادِ» (تحفالعقول،ص286) فضيلتي بهتر از جهاد نيست تمام کارهايي که ما کرديم به اندازه يک شب بيخوابي يک بسيجي نيست يک روز بازاري با من تماس گرفت گفت نقش ما بازاري را در نظر بگيريد. گفتم پول دادن بالاتر از جان دادن نيست ديدم همه اش حرف ميزند گفتم تا بحال در روضه براي حضرت علي اصغر گريه کرديد. گفت خيلي گفتم براي حضرت خديجه چي؟ گفت يادم نميآيد. گفتم حضرت علي اصغر جان داد. حضرت خديجه پول شما خودتان هم براي کساني که پول ميدهند گريه نميکنيد.
َهشتم:«لَا قُوَّةَ كَرَدِّ الْغَضَبِ» (تحفالعقول،ص286) هيچ قدرتي مثل رد غضب نيست. امام باقر (عليه السلام) ميفرمايد: اگر ميخواهيد بدانيد کي قدرت دارد ببينيد چقدر جلوي غضبش را ميگيرد نه چقدر وزنه بلند ميکند.
نهم:«وَ لَا ذُلَّ كَذُلِّ الطَّمَع» (تحفالعقول،ص286) ذليل کسي است که طمع دارد. گفتند فلاني خيلي دست و دل باز است. حضرت فرمود: سخي کسي است که خمس بدهد آيا خمس ميدهد يا نه؟ ميگويند فلاني آدم عادلي است پشت سر او نماز بخوانيم. ميگوئيم چرا عادل است. ميگويند چون به کسي کار ندارد. خوب اين با سيب زميني فرق ندارد اگر در زمان جنگ نميتواند بجنگد براي پيروزي رزمندگان دعا کند نه اينکه به هيچ چيز کاري نداشته باشد.
بهر حال امام ميفرمايد: گول ظاهر را نخوريد يک مقداري عميق تر فکر بکنيد به سلمان فارسي گفتند ريش تو بهتر است يا دم سگ. گفت زود قضاوت نکن هر کدام سريع تر از پل صراط رد شد.آخوربين نباشيم چون کار حيوانات است. آخر بين باشيم، معلم شدن هم شغل است،سيگار فروشي در آمدش بيشتر است، آقا سيگارفروش دود به ريه ميرساند و معلم علم به مغزها.خدايا ما را در فهم دچار انحراف نکن و گول ظاهر را نخوريم.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته


