آثار معنوی دفاع مقدس
شیعه کوئست بزرگترین مرجع سخنرانی های مکتوب علماء و بزرگان
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
مقدمه
به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، باز هم بر خوان گسترده جهاد و شهادت زانو می زنیم و از شهد شیرین معنویت آن روزگاران، جرعه ای برمی گیریم، دوران جهاد و شهادت و دفاع مقدس، چنان نوری ایجاد کرد که نه تنها فضای تیره و تار دوران قبل را به نور مبدل نمود، بلکه مسیر را تا اوج آسمان ها روشن کرد و راه رسیدن به آن قله ها را برای پیر و جوان، زن و مرد فراهم نمود.
البته جنگ، در نگاه ابتدایی، پدیده ای نامطلوب و همراه با خسارات جانی و مالی هست؛ ولی این ملت ها هستند که می توانند این حوادث را به یک فرصت و سرمایه برای تکامل جامعه تبدیل کنند.
دفاع مقدس، از جنبه های مختلف دستاوردهایی مبارک داشت که این دستاوردها در شرایط عادی، کمتر پدید می آید و به صورت گلخانه ای یا دستوری حاصل نمی شود؛ بلکه در محیطی طبیعی و دور از ظاهرسازی محقق می گردد.
این دستاوردها در زمینه های سیاسی، نظامی، امنیتی، فرهنگی، علمی و صنعتی، مدیریتی و فرماندهی، اخلاقی و معنوی بود که هر یک شرح مفصلی می طلبد.
ما به بخشی از دستاوردهای اخلاقی- معنوی دوران دفاع مقدس می پردازیم. هشت سال جنگ، جهاد فی سبیل الله بود، نه جهاد فی سبیل آب و خاک. حکمت اصلی جهاد که در قرآن بر آن تکیه می شود، این است که نام خدا در زمین زنده بماند و پرچم توحید به اهتزاز در آید؛ چون یاد خدا تنها حقیقتی است که می تواند انسان را به سعادت برساند. از سوی دیگر، تسلط مستکبران و طاغوت ها بر افکار و قلوب مردم، برداشته شود.
در دوران دفاع مقدس، فضای جامعه و نهادها اعم از خانواده، مدرسه دانشگاه، مساجد، بازار و... تحت تأثیر این جهاد الهی قرار گرفتند و همه رنگ خدا یافتند. اخلاق و معنویت، از صحنه کارزار، به میدان و بازار راه یافته بود و جامعه را مزین به یاد خدا و معطر به بوی معنویت کرده بود.
1-ظهور و توسعه فرهنگ جهاد و شهادت
در روایات آمده است که نبی اکرم6 فرمودند: بهشت دری دارد مخصوص مجاهدان در راه خدا که از آن در، داخل بهشت می شوند. هنگامی که مجاهدان بر در بهشت برسند، آن در گشوده می شود؛ و در حالی که مردم هنوز در موقف حساب هستند، مجاهدان شمشیر به کمر بسته [وارد بهشت می شوند] و فرشتگان، به ایشان خوش آمد و مرحبا می گویند.(1)
شهادت در راه خداوند، آرزوی انسان های کامل است که از خود و خودیت رها شده و به خداوند و معنویت رسیده اند؛ لذا در شب های قدر و هنگام وداع با ماه مبارک، یکی از درخواست های اهل بیت: از درگاه خداوند، طلب شهادت در راه خدا بوده است.
فرهنگ جهاد و شهادت طلبی که اوج معنویت و اخلاق الهی است، در زمان دفاع مقدس، ظهور و توسعه یافت و منشأ بسیاری از برکات شد.
2-حاکمیت نگاه توحیدی
روزهای زیبای دفاع مقدس، پر از شور و نشاط بود. فرهنگ خاصی در جبهه ها رایج شده بود. رزمندگان، عالم را محضر خدا می دانستند؛
بنابراین می کوشیدند عملی را انجام دهند که آن ها را به خداوند نزدیک تر کند و رضای او را در بر داشته باشد.
درک حضور خداوند و ناظر بودن او، محبت به خداوند و اشتیاق انس با خدا در مقابل گریز از دنیا و مظاهر آن، همان معنویت حاکم در جبهه ها بود. امید و اطمینان به پیروزی، در اتکای به خداوند، خود را نشان می داد. کسی مأیوس و ناامید از عنایت الهی نمی شد و در صورت شکست ظاهری یا پیروزی، خود را موفق به انجام وظیفه الهی می دانست.
3-انقطاع از دنیا
عوامل مختلف از جمله حضور در میدان جنگ و شهادت، عبادت ها و مناجات های شبانه، دیدن شهادت دوستان و آشنایان، تشییع جنازه مطهر شهدا، انفاق ها و کمک های مردم پشت جبهه و عوامل دیگر، موجب شده بود که انقطاع از دنیا در روح عموم مردم ایجاد شود.
بسیاری از رزمندگان و مردم پشت جبهه به حقیقت این روایت رسیده بودند که: «حُبُّ الدنیا رأسُ کلِ خَطیئة؛[2]علاقۀ به دنیا، منشأ همه خطاها است.
بله در اثر انقطاع از دنیا و زیر پا نهادن هواهای نفسانی در همه جا و به خصوص در جبهه، کینه رایج نبود، کسی به کسی تهمت نمی زد، فضای یک رنگی و خلوص حاکم بود.
کسی تلاش نمی کرد که نامش برتر از دیگران باشد؛ بلکه همه می کوشیدند دور از چشم دیگران و بدون تظاهر خدمت کنند. کسی نمی دانست کدام رزمنده ظرف او را شسته و پوتینش را واکس زده است.
4-اجرای احکام الهی
تقواپیشگی و تقید به احکام آسان شده بود؛ از جمله احساس مسئولیت در قبال دین خداوند و امر به معروف و نهی از منکر، معنا و مفهوم داشت، و انگیزه برای انجام این حکم الهی و پذیرش آن از جانب مردم، بالا بود.
عبادت و انجام تکالیف شرعی در سخت ترین شرایط بر رزمندگان، آسان بود.
انجام برخی دستورات و آداب دینی از جمله نگارش وصیت نامه و.... رایج شده بود؛ از این رو میراث گران بهایی از وصیت نامه شهدا به جای مانده که خواندن آن ها در تنبه و تربیت نفوس، مؤثر است.
5-تقویت حس وحدت، اخوت و همکاری
در دوران دفاع مقدس، خدا محور وحدت افراد مختلف بود. خود و خودیت کنار گذاشته شده بود، و همه از «من» به «ما» تبدیل شده بودند. امام خمینی(ره) به طور مرتب به تقویت چنین روحیه ای می پرداختند.
ایشان در پیام خود به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خطاب به رزمندگان اسلام می فرمایند:
ای عزیزان اسلام و سرمایه های ملت! مجاهده کنید که خودیت را از سرّ قلب خود بزدایید. و باید بدانید و بدانیم که هرچه هست، اوست و جلوه جمال او. جسم و جان و روح و روان همه، از او است. بکوشید تا حجاب خودیت را بردارید و جمال جمیل او جلَّ وَ علا را ببینید. آن گاه است که هر مشکلی، آسان و هر رنج و زحمتی، گوارا و فداشدن در راه او، احلی از عسل، بلکه بالاتر از هر چیز به گمان آید.
مبادا غرور و شجاعت و جوانی و پیروزی، در دل شما راه یابد که با آمدن آن، همه چیز فرو ریزد و طاق و رواق آمال در هم شکند.
بکوشید تا همه قشرهای سلحشور از ارتش و سپاهی و بسیجی و ژاندارمری و کمیته ای و شهربانی و عشایر، همه در هم ذوب شوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده بر دشمن بتازید. (3)
رزمندگان، بنابر «اِنَّما المُؤمِنونَ اِخوةٌ» (4) خود را برادر یکدیگر می دانستند. رزمندگان داشته خود را با هم تقسیم می کردند و بر سر یک سفره می نشستند. توده مردم هم از رزمندگان درس اخوت آموخته بودن. حتی در گفت وگوها واژه «برادر» بر سر زبان ها افتاده بود و یکی از نتایج آن به صورت تعاون و همکاری نمایان شده بود.
توده مردم، این حقیقت را یافته بودن که غلبه بر باطل، از راه همکاری و تعاون می گذره؛ لذا غالب مردم، در دفاع از اسلام، با هم کاری و هم یاری قیام کردند.
6-ایستادگی، مقاومت و شهامت
حماسه ها و رشادت های فراوانی در جبهه های جنگ آفریده می شد. جنگ، موجب شد تا روحیۀ شجاعت و نترسیدن از مرگ، در بین بسیاری از مردم رواج یابد. صبر و پایداری، ویژگی مهم بسیاری از مردم ایران در برابر سختی های دوران جنگ بود. مؤمنان به قرآن، معتقد بودند که صبر در برابر مصیبت ها و رنج ها، موجب سلام خداوند به آن ها می شود. (5)
7-ایثار و فداکاری مردم
فرهنگ فداکاری و ایثارگری در بین اقشاری از مردم توسعه یافت. انجام کارهای صلواتی در جبهه های جنگ و پشت جبهه ها به صورت یک فرهنگ در آمد.
در اون دوران، کار برای خدا و فداکاری در راه ارزش های اسلامی، در بین آحاد مردم افزایش پیدا کرد. به تعبیر قرآن، «آنچه پیش شما است، نابود می شود و آنچه پیش خدا است، ابدی و ماندگار است».[6] این نوع نگاه به هستی و به زندگی، موجب توسعه فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی و افزایش فداکاری شده بود.
همسر شهید مهدی باکری می گوید: چند شب بعد از ازدواجمون، مهدی به من گفت: «به نظرت این هدیه هایی که برامون آوردند رو بدیم برای کمک به جبهه ها؟» منم قبول کردم. سریع رفتیم به یک مغازه لوازم خانگی با همه پول هدیه ازدواجمون، کلمن خریدیم و فرستادیم به جبهه های نبرد حق علیه باطل. (7)
8-سبقت در انجام خیرات
برخی مردم، مخصوصاً غالب رزمندگان در عین برادری می کوشیدند تا در خالص شدن و در فعال بودن در امور جبهه ها از سایر همرزمان، سبقت بگیرن و از فرصت ها بهره ببرن. آن ها بسیار پرکار و کم هزینه بودن و از مصرف های غیرضروری خودداری می کردند. آیه «فَاسْتَبِقُوا الخَیْرات» در رفتار آنان قابل مشاهده بود.
خُلقیات و شیوه هدایت فرماندهان دوران دفاع مقدس، این گونه بود که خود، بیش از سایر رزمندگان به خط مقدم جبهه می رفتند و به جای اینکه به زیردستان خود بگویند «جلو بروید»، در جایی که لازم بود، خود جلو می رفتند و به بقیه می گفتند «جلو بیایید». بر همین اساس، تعداد زیادی از فرماندهان خرد و کلان در حین هر عملیات، شهید می شدند. آن ها کسی را به «جهاد اکبر» توصیه نمی کردند بلکه «مبارزه با نفسِ» آنان دیگران را وادار به پیروی از آن ها می کرد.
9-ایجاد روحیه خود باوری و سخت کوشی
رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس، منتظر قدرت یافتن و سپس جنگیدن نبودند. آن ها جنگیدند و در جریان مقابله و برخورد با دشمن، قدرت یافتند و توانستند با تجهیزات و جنگ افزارهای پیشرفته دشمن برخی از واحدهای مورد نیاز، نظیر زرهی و توپخانه را شکل دهند.
این روحیه، نتیجه خداباوری و توکل بر خداوند و امدادهای او بود که در جبهه حق برضد باطل شکل گرفته بود.
فضای حاکم بر خط مقدم و جامعه، فضای کار و تلاش در راه اهداف مقدس شد و از تنبلی و بطالت فاصله گرفت. در این فضا، عرصه برای جولان شیطان تنگ بود و زمینه جلب رحمت الهی فراهم شد. عامل اصلی در شکل گیری این فضا، گسترش روحیه جهادگری در توده مردم بود.
خاتمه
با برپایی فضای دفاع مقدس، زمینه شکوفایی فطرت توحیدی فراهم شد و انسان های پاک طینت با بسیاری از ارزش ها مأنوس شدند. تداوم آن معنویات با گذشت سال ها از طریق زنده نگه داشتن اهداف، سیره و فضای جهاد و شهادت ممکن خواهد بود.
سخن را با کلامی پر شور و حال از مقام معظم رهبری–مدظله العالی- که در یادداشتی بر کتاب فرمانده من در موضوع دفاع مقدس نگاشته اند به پایان می برم.
السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیکم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیکم یا انصار دین الله و اعوان ولیه. .. ای آیت های خدا، ای معجزه های ایمان، ای نشانه های تعالی جاودانه انسان. .. ای گل های محمدی که فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شکوفایی بازداردتان، برقی شُدید و دنیای تاریک را روشن کردید، حجتی شدید بر آن کوتاه نظران که بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت، ناممکن می دانستند، خاطره مسلمانان صدر اسلام را زنده کردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی بیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه می کردند. اما شما چه؟! حقا خلوص و تقوا را مجسم کردید و برای آن امام بحق که مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید. .. سلام الله علیه و علیکم هنیئا لکم رحمة ربکم.کتبه بیمینه الوازره اسیر امانیه و ذلیل نفسه، علی الحسینی، غفرالله له و رحمه و حشره مع اولیائه و الحقه بهذه الزمرة الطیبة. آمین.
پی نوشت ها:
[1] کافی، شیخ کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 5، ص2.
[2] همان، ج2، ص128.
[3] صحیفه امام، ج 18، ص 333.
[4] سوره حجر: 47.
[5] سوره فرقان، 75.
[6] سوره نحل: 96.
[7] یادگاران، طه فروتن، انتشارات روایت فتح، تهران، ج3، ص 10.


