انس با امام علیه السلام،جلسه پنجم، حجت الاسلام عابدینی محرم1405
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و السلام و السلام علی محمد و آله الطاهرین، عجل فرجه و لعن الدائم لاعداهم اجمعین الی یوم الدین.
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک حجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا، حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا، ان شاءالله.
از یاران و یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم؛ صلواتی سرداری مرحمت کنید، ان شاءالله شهیدان شفیعان ما باشند و در راس این شهیدان، انقلاب اسلامی، آقای شهید ما شفیع ما باشند و عاقبت ما هم ختم به شهادت بشود. صلوات دوم را بلندتر مرحمت کنیم. هر چقدر عشق و علاقه به اهل بیت علیهم السلام داریم، که این ماه محرم ماه اظهار ارادت به اهل بیت علیهم السلام و اباعبدالله علیه السلام است، و بالخصوص هر چقدر علاقه به حضرت زهرا سلام الله علیها داریم، با صلوات بر محمد و آل محمد ابراز کنیم.
و خب، بحثی که در محضر دوستان بودیم در رابطه با روایت الهی بود، به خصوص این بحث در روایت الهی که چه تفاوتی بین روایت الهی و روایت زمینی است، و به خصوص آیات سوره فتح در رابطه با بیعت با امام و نتایج بیعت با امام را داشتیم. از سوره فتح می شمردیم. قبل از اینکه وارد اون بحث بشیم، در رابطه با پیام مقام معظم رهبری که دیشب بیان کردند، یه جملاتی رو ان شاءالله در محضر دوستان هستیم و بعد ان شاءالله اگر فرصت شد ادامه بحث رو انجام می دیم.
نگاه به مردم در ساختار انقلاب
نکته ای که قابل ذکر است این است که ایشون تو بحثی که داشتند، نکته زیبایی رو مطرح کردند که مردم در بعثتی که پیدا کردند، مردم تصمیم گیرند، مردم جلو دارند. همون جوری که از روز اول و اولین پیامشون مطرح کردند، نگاه به مردم رو با توجه به اون جریانی که امام شهید ما مطرح کرده بودند، توسعه دادند و یه مرتبه جلو بردند.
ببینید امام شهید ما یه به اصطلاح ساختاری رو تعریف کرد که اون ساختار عبارت از این بود که ما انقلاب اسلامی داشتیم، بعد از انقلاب اسلامی نظام اسلامی تشکیل شد، به دنبال نظام اسلامی دولت اسلامی باید شکل می گرفت، به دنبال دولت اسلامی جامعه اسلامی باید محقق می شد، و به دنبال جامعه اسلامی تمدن اسلامی. این پنج مرحله رو امام شهید ما به عنوان ساختار عملیاتی و تفکری برای نظام اسلامی پیش بینی کردند و بیان کردند و فرمودند که اون انقلاب اسلامی محقق شد؛ پیروزی انقلاب اسلامی مرحله اول رو رقم زد.
در مرحله دوم نظام اسلامی شکل گرفت، چرا؟ چون جریان تقسیم ارگان ها، قوا و ماموریت ها با قانون اساسی و شکل گیری تقسیم کارها، نظام اسلامی هم محقق شد. اما در مرحله سوم که دولت اسلامی گفت، در مرحله دولت اسلامی ما سالیانی قدم برداشتیم، اما توفیق بر تحقق دولت اسلامی پیدا نکردیم. علتش هم این بود که تفکرهای مختلفی در هر برهه ای در ریاست جمهوری ها متکفل امر اجرا می شدند که هر کدام نوعی و برنامه ای خاص داشتند و لذا روند ثابتی در تحقق دولت اسلامی نبود.
از بنی صدر که اولین رئیس جمهور بود تا شهید رجایی که این ها عمر دولت هاشون کوتاه بود؛ شهید رجایی که پس از چند ماه کوتاه به شهادت رسید، بنی صدر هم بعد از حدود کمتر از یک سال فراری شد. تا آقای به اصطلاح مقام معظم رهبری شهید ما که ریاست جمهوری بعد از شهید رجایی رو متکفل شدند، دو دوره، ولی تو اون دوران جنگ بود و لذا اون دوران جنگ امام راحل ما نظرشون این بود که دولت آقای موسوی، نخست وزیر میرحسین موسوی که نخست وزیر بود، این دولت تغییر نکند. با اینکه مبنای فکری آقای میرحسین با امام شهید ما خیلی متفاوت بود، اما اطاعت به امر امام پذیرفتند و لذا تو اون دوره اساس این بود که نخست وزیر همه کاره بود، رئیس جمهور یه شخصیت تشریفاتی بود.
لذا بعد از اون که قانون اساسی بعدا اصلاح شد و اصلاح قانون اساسی بعد از رحلت امام به تصویب خبرگان هم رسید، البته نخست وزیری حذف شد و ریاست جمهوری رئیس دولت بود و معاون اول به اصطلاح قوه اجرایی اش بود، و الا همه کاره رئیس جمهور شد. این در دولت آقای هاشمی خودش رو نشون داد؛ دیگه اونجا نخست وزیر نداشتیم. دو دوره بعد از آقای هاشمی بود. خب اونم یه تفکری بود، یه نوعی، به خصوص بعد از جنگ که اون فشارها و سختی های جنگ رو به عنوان دولت سازندگی، یه نوع تفکری رو که رفاه زدگی و اون به اصطلاح مسئولینی که با حقوق های کلان و رانت ها مواجه شدند، بعد از جنگ یه دفعه یک مسائل خاصی ایجاد شد، به طوری که رهبر معظم در اون دوره بارها تذکر دادند و نگاهشون هم این بود که عدالت اجتماعی در کنار رشد مهم است.
رشد و توسعه اساس نیست؛ عدالت اجتماعی یعنی مردم مستمند و سخت زندگی کن باید دیده شوند، در کنارش رشد اقتصادی دیده شود. این دو تا با هم نتیجه می دهد، و الا اگر رشد اقتصادی فقط باشد، فاصله بین غنی و فقیر چی می شه؟ دائما بیشتر می شه و یه عده ای بهره مند، یه عده ای محروم تر هی جلو می ره.
ولی دولت آقای هاشمی زیر بار این حرف نرفت، اون طرح رو پیاده کرد و لذا بنیان یه ساختار کسانی که با رانت ها جلو رفتند، در عین اینکه یه دستاوردهایی هم محقق شد، شکل گرفت. بعد از آقای هاشمی نوبت آقای خاتمی رسید. دولت آقای خاتمی از یک هزار و سیصد و هفتاد و شش تا یک هزار و سیصد و هشتاد و سه که این هشت سال هم دولت آقای فاطمی، دولت اصلاحات بود که دیگه اونجا دوستان معمولا می شناسن؛ الان نمی خوایم گفتگویی بکنیم که یه نگاه دیگری کاملا متفاوت.
و بعد هم دولت آقای به اصطلاح احمدی نژاد آمد که از یک هزار و سیصد و هشتاد و سه تا یک هزار و سیصد و نود و دو دولت آقای احمدی نژاد بود، که آقای احمدی نژاد ابتدائا به عنوان یک فرد ارزشی اصولگرا آمد اما کم کم در اثر مشاوران و ارتباط تصمیم سازان اطرافش از حلقه اصولگراها جدا شد و خودش یک نحوه در حقیقت چی شد؟ یک نحوه اپوزیسیون نظام شد که الان هم خب به نحوی ادامه دارد.
و تعبیر خیلی به اصطلاح تعابیر در قم، دو سه سال آخر عمر دولتش با آقا درگیری ها و اصطکاکات فراوانی هم پیدا کرد و حتی گاهی بعضی الفاظی که واقعا از یک رئیس جمهور در رابطه با رهبری سزاوار نبود، به طوری که بعضی تغییراتش تعبیراتی بود که حتی آقای خاتمی به کار نبرده بود در رابطه با رهبری، ولی این به کار برد در اون دو سه سال آخر و اقتصاد رو هم دو سه سال آخر رها کرد، درگیری به مسائل دیگری که اون هم ضرباتی ایجاد شد.
به دنبال او دولت آقای روحانی آمد که در دولت آقای روحانی هم اون سختی ها و تلخی هایی که امام شهید ما هرگاه از دوران دهه نود نام می برند به عنوان یک دوران خسارت کامل جمهوری اسلامی، که یه رهاشدگی و ول کردنی که اصلا چیزی ارزش نداشت و اون فرهنگ اشرافی گری به عنوان یک فرهنگ به اصطلاح جاری و حاکم دیده می شد. حالا دیگه اونم الان نمی فهمیم گفت.
بعد از اون دولت شهید رئیسی آمد که دولت شهید رئیسی هم خیلی طلوعش کوتاه بود، یه دوره سه ساله که به شهادت ایشون منجر شد، ولی تو همین سه سال بنیان های خوبی رو شکل داد. ولی خب قطعا تو سه سال نتیجه به راحتی محقق نمی شود و به دنبالش دولت آقای پزشکیان شکل گرفت که الان است.
ببینید این سیر دولت ها باعث شد چی بشه؟ دولت های روند رو به رشد نداشته باشند، از جهت دولت اسلامی شکل نگیرد. پس دولت اسلامی محقق نشد. وقتی دولت اسلامی محقق نشد، به مرتبه بعد که جامعه اسلامی است هم نرسید و به تمدن اسلامی هم نرسید. لذا مقام معظم رهبری شهید ما در یه برهه ای، حالا سالش رو یادم نمی آد، فرمودند که این سختی که در انتقال از دولت اسلامی که تحقق پیدا کند به جامعه اسلامی، چون فاصله زیاد شد، بعد از انقلاب اسلامی و نظام اسلامی که تو دو سال و سه سال اول انقلاب شکل گرفت، دیگه از اونجا به بعد مرحله سوم نتونستیم عبور بکنیم.
نگاه ایشون این شد که بیاد مسئله رو با جامعه اسلامی رو آغاز کند که جامعه اسلامی رشدش باعث می شود که دولت هم کم کم به سمت اسلامی شدن حرکت کند. پس این روند طولی رو تبدیل کردند به یه روند ارزی که بیاد جامعه اسلامی در کنار دولت اسلامی جلو بره. لذا تو عرصه فرهنگ، تو عصر آقای روحانی، آقا فرمودند که خود این حرکت های مستقلی که نیروهای فرهنگی داشته باشند، که بتوانند خودشون از ارزش ها دفاع کنند، رو به عنوان یک اصل فرهنگی برای مردم و مومنان تعریف کردند که خودتون بیفتید جلو؛ منتظر این آغاز جامعه اسلامی بود.
بعثت مردم و نقش آنان در صحنه
حالا یاد داشته باشید آغاز جامعه اسلامی یعنی بعثت مردم؛ یعنی مردم جلو بیفتند، یعنی مردم خودشون رو مسئول ببینند. ببینند این مسئله رو امام شهید ما در برهه های مختلفی، به خصوص در برچیدن فتنه ها، کاملا تجربه کردند با مردم. چه فتنه هشتاد و هشت که در نه دی هشتاد و هشت با حضور یکپارچه مردم بعد از حدود شش ماه یک دفعه اون حضور عظیم مردم اون فتنه رو کاملا شست و تمام کرد، و بعد در سال چهارصد و یک هم با حضور مردم باز اون فتنه چهارصد و یک که اصطلاحا زندگی آزادی و بساط دیگر و این ها بود، اون هم ترمیم شد با حضور مردم نه دولتیان.
فتنه چهارصد و چهار هم که هجده و نوزده دی پارسال بود، با حضور بیست و دو دی مردم چی شد؟ کاملا شسته شد و تمام شد. و همچنین جریان بیست و دو بهمن رو که آقا یه ماه بعد از اون راهپیمایی بیست و دو دی بود، ایستاده از مردم خواستند، با اینکه مردم تحت فشار اون مسائل اقتصادی و حذف عرضه یا یارانه ای بودن و قیمت ها خیلی بالا رفت.
این ها رو دارم می گم تا بدونیم کجای کاریم ما. قصه نمی خوام بگم، اما می خوام بگم چرا این بیانیه آقامون، رهبر معظم مون، امروز اینجور اشاره داری روندی دارد؛ داخل اون روند باید دیده بشه تا ارزشش آشکار بشود. نگاه نقطه ای نکنیم؛ نگاه روندی داشته باشیم.
اونجا هم راهپیمایی بیست و دو بهمن ماه که سالگرد انقلاب اسلامی بود، با دعوت آقا، با همه فشارها، جزو یکی از شیرین ترین، عظیم ترین راهپیمایی هایی بود که مردم واقعا نمی دونستند چرا، اما یه شوقی اینا رو کشیده بود به خیابان. حالا اگر یادتون بیاد، یه راهپیمایی بی نظیری از جهت شوقی بود که… آقا مردم رو دعوت کردن که مردم ما میان تو خیابان ها با همه سختی ها و هستند. و بعد هم فردا شبش آمدند تشکر کردند از مردم که آمدید و نشون دادید به دشمن که با همه فشارها در صحنه هستید.
این ها اون جریان بعثت مردم رو هی داشت رقم می زد، هی داشت پررنگ می کرد که بعثت مردم یعنی مردم تو صحنه بیان، فتنه برچیده می شود. دشمن هر طراحی می کند، دولت به این قدرت نمی تونه مقاومت بکنه در مقابل طراحی ها. اصلا دشمن جوری طراحی می کند که اگر دولت دخالت کرد شدیدتر بشود، اما اگر مردم آمدن برچیده می شود. مردم این قدرت رو دارند.
آقای شهید ما نگاهش این بود تو مسائل اجتماعی، حضور مردم پایان دهنده نقطه های بن بست است، بازکننده نقطه های راه های جدید است. تو مسائل سیاسی همین جور، تو مسائل اقتصادی هم همین جور، که اگر مردم وارد شن، بارها ایشون می فرمود مشکل گشا این است و تا مسئولین ما باور به حضور مردم پیدا نکنند، این به اصطلاح مشکلات اقتصادی، تورم ها، مسائل مختلف حل نمی شد.
لذا سال های زیادی رو با عنوان اقتصادی سال رو با شعار سال اقتصادی که خیلی هاش ناظر به مردم بود، که مثلا تولید ملی رو مردم باید چیکار بکنند؟ پاسدار باشند، دقت بکنند، مراقب امثال این ها، تا اینکه جریان به اصطلاح حمله نه اسفند محقق شد و بعد از نه اسفند حدود هشت روز مردم بدون اینکه رهبری باشد، آنچنان در خیابان ها و میادین آنچنان کنترل کردند به اصطلاح اون چیزی رو که دشمن دنبالش بود.
که با زدن رهبری از یک سو، که اون قدرت مطلقه و نخ تسبیح حکومت رهبری بود، که همه اختلافات وقتی می رسید به رهبری حل می شد. مسئولین ما تو طول این سال ها اختلافات لاینحلی داشتند؛ مجلس با قوه مثلا مجریه، اونها مثلا با مجمع تشخیص مصلحت، و همین جور همه وقتی به رهبری می رسید با قدرت ایشون همه این ها رضایت پیدا می کردند و حل می شد.
نگاهی بود با زدن رهبری که نخ تسبیح است و زدن فرمانده ها در زمان جنگ می توانند دستگاه محاسبه مردم رو به حیرت وادارند و مسئولین رو به عکس برسانند که نمی شه و همه چیز در حال چی هستش؟ از بین رفتن است. اما حضور مردم اینجا که این بعثت مردم حقیقتا یه رقم یه چیز دیگری رو رقم زد که تمام محاسبات اون ها به هم خورد.
دیدند به دنبال این بودند که بعد از اینکه این حیرت و سرگردانی با زدن رهبری و مسئولین و فرماندهان محقق بشود، به دنبال این از درون جامعه یه سری شورش ها نسبت به مباحث اقتصادی، فشارها و نارضایتی ها شکل بگیرد و از اطراف مرزها هم یه سری تجزیه طلبی به عنوان فشار شکل بگیرد و همه اینها با هم جمهوری اسلامی رو از داخل ضعیف کند و لذا بمباران ها و حضور آمریکا، اون به اصطلاح فصل اخیرش و اون به اصطلاح حقیقتی باشد که این رو رقم بزنه و تمام کند.
اما حضور مردم از همان سحر، از همون سحر که خبر شهادت آمد، با اینکه قبلش شبکه های مختلف بین المللی خبر رو پخش کرده بودند و عده ای از مردم ساده لوح، به خصوص در تهران، چون ما اونجا بودیم، آمده بودند عده ای محدود در پیش ساختمان هاشون هلهله و شادی می کردند از این شهادت. که اگر تلویزیون ما، سیمای ما، اعلام کرد و می کرد، اینها قصد بر این بود که این حرکت سرازیر بشه، حرکت بکنند و عده دیگری هم تحت تاثیر بیان جلو و یه دفعه آشوبی که ایجاد می شه، با توجه به هجده و نوزده، عده ای که حدود سه هزار نفر اونجا شهید یا کشته شده بودند و خون ها هنوز اونجا جوشان بود و کینه ها هنوز برقرار بود و رفع نشده بود، اینا پیش بینیشون این بود که می گیرد این مسئله و کاملا می توانند بر این سوار شن.
حالا یه طرح های قوی تری هم داشتند که الان من دیگه نمی خوام چون تریبون است و گفتن حق چیزی درست نیست؛ یه طرح های قوی تری حساب شده که چطور از یه نقطه شروع کنند و با پروازهای پهپادی و هوایی کاملا آسمان تهران رو در پوشش بدن و این حرکت با به اصطلاح سپرسازی مردم هی جلوتر بیاد، مردم رو سپر کنند و این ها رو پشت سر اون ها جلو بیان و تمام حتی ایست بازرسی ها و کلانتری ها و این ها رو در این راه بزنن که هیچ و اطراف تهران رو که ورودی ها هم امکان پذیر نباشند.
که الحمدلله اون سفری که مردم آمدند در خیابان، اینجا بعثت مردم همه طراحی های دشمن رو از بین برد. این رو کم نگیریم؛ یعنی به اندازه یک ارتش عظیمی که بجنگد، به اندازه یک لشکر بزرگی که از نیروهای مختلفی تشکیل شده باشد، آماده باشد و بتواند در مقابل این ها، اونم نقشه های چند جانبه این ها، که وقتی در مقابل مردم قرار گرفته می شه کار خیلی سخته. وقتی شما مقابله با مردم می شی، یه عده ای میان جلو، نمی شه از توپ و تانک و مسلسل استفاده کرد، خیلی سخت می شه. دیدیم هجده و نوزده دیته چقدر سخت شد و چقدر این مسئله می تونست آسیب ایجاد کند.
خب تو این مسئله، به دنبال این مسئله وقتی که حضور مردم تمام توطئه های اونها رو خنثی کرد، یعنی همین آمدن شب های شما تو خیابان ها نمی دونید ارزش مادیش چقدر است، ارزش معنویش جدا عندالله این مجاهده و این نیت؛ اما ارزش مادی این که چقدر این می تونست خسارت ایجاد کند، آسیب ایجاد کند و به دنبال اون چقدر هزینه برای همه ایجاد. اما بدون کمترین آسیبی از درون و تجزیه طلبان و مشکلات دیگه این حضور رقم زد.
رهبری مردم و بلوغ جامعه اسلامی
اون رو حالا دنبال این، این یه مرتبه دیگری از بعثت بود که در کلام مقام معظم رهبری ما فرمودند. مسخ من آیت الله… نه خیر، اولین اطلاعیه ایشون این آیه که هر آیتی از آیات الهی نسخ شد یا فراموش شد، بهتر از اون آورده می شود. همه فکر کردند می خواد بگه یعنی من بهتر از پدرم هستم، اما وقتی که جلو رفت و ستون بعدی خوانده شد، بیان کرد ایشون با ظرافت و دقت و باور که این مردم بودند که رهبری کردند، اون آیتی که آیت قبل که رهبر شهید ما بود به شهادت رسید، آیت بعد رو خدا آورد.
مردم بودند که خون امام شهید ما در رگه های مردم دمیده شد و جاری شد و این مردم شدند همه اون ایده آلی رو که حضوری رو که بصیرتی رو که رهبری ما از مردم توقع داشت، محقق کردند در سخت ترین لحظات و جنگ شناختی عظیمی که دشمن ایجاد کرده بود، ولی مردم بدون توجه به اون ها آمدند وسط و وایستادند، رهبری کردند. این رهبری مردم یعنی یه بلوغ و انقلابی تحولی تو عرصه جامعه اسلامی شکل گرفت.
اون مرحله چهارم که گفتیم گیر کرده بود دولت اسلامی به جامعه اسلامی، چون دولت اسلامی محقق نمی شد، اما تو چند مرحله این مسئله جامعه اسلامی مرتبه به مرتبه رشد کرد که بلوغ کاملش و نتیجه نهاییش تو اون هشت روز دیده شد، که تو اون هشت روز هنوز ما نمی دونیم چه کردیم، هنوز برای ما قابل تحلیل نیست. بعد از اینکه دشمنان ما این مسئله بگذرن، بنشینن بگن ما چه کارهایی کرده بودیم، محاسبه کرده بودیم، همه چیز رو دیده بودیم، همه چیز قرار بود طبق کار خودش انجام بشه، اما یه چیز رو حساب نکرده بودیم که مردم اگه یهو بیان تو خیابون و اینها از خیابون رو رها نکنن، ما چجوری اون نقشه هامون رو اجرا کنیم.
این غیر محاسبه شدن حضور مردم و نقش بر آب شدن تمام نقشه های دشمن نمی دونید چه کار عظیمیه، نظیر ندارد، نظیر ندارد تو تاریخ. این حضور گاهی بود که یه مرده باد و زنده بادی در جریانات تاریخی پیش بیاد، یه دسته هایی بی… اما اینجوری مردم یکصد و بیش از یکصد و ده شب بیان، چند ساعت حضوری، اون هم با شور، با هیجان، با درحقیقت تو ماه رمضان، توی سرما، تو گرما، زیر بمباران، یعنی تو شرایط مختلف، این بعثت مردم آشکار شد.
لذا حالا تا اینجا آمدیم، این تاریخ چه بود؟ لذا رهبر معظم ما با باور این، رهبر معظم جدید ما با باور به اینکه مردم نقش آفرینند و هنوز مسئولین ما این باور درشون شکل نگرفته، هنوز احساسشون این است مردم رو زمان انتخابات می خواهیم که رای بدن، بعدشم خداحافظ تا انتخابات بعدی، نقشی برای مردم در رقم زدن سرنوشت ها در جهات اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی نمی بینند، در حالی که حل معضل در تمام این ها واقعا به دست مردم است.
من یادم نمیره در وقت انتخابات بعضیا نگاهشون این بود که یه عده ای بیان رای بدن، این ها کاندیدی که مورد نظر ماست انتخاب بشه بس. آقا می فرمودند نه، حضور حداکثری، حتی اگر شده کسی که انتخاب می شود با آقا مواضعش مشترک نباشد، اما حضور حداکثری مهم است. این حضور حداکثری نظام رو حفظ می کند، هرچند آسیبی هم ممکنه با تفکرهای مختلف توی مراحلی مثل دوران اصلاحات، مثل دوران در حقیقت به قول خودشون اعتدال آقای روحانی، یا حتی احمدی نژاد تو اون دوران در حقیقت چیش؟ اون دوران دومش اختلالاتی هم ایجاد می کند، اما اون نگاه کلان حضور دائم بود، حضور اکثری بود.
لذا آقا نگاهش این بود، می گفت کاری بکنیم حضور حداکثری باشد و این کمرنگ نشود، حتی اگر انتخاب اونی که ما ممکنه مورد نظرمون باشد و می مردم انتخاب نشود، مردم عیب نداره این رای بدن، پای کارم خودشون می ایستند. این باور بعد از این تو جریان اخیری که پیش آمدش، ببینید خودش رو نشون داد.
یعنی تو نگاه این مفاهمه نامه که آقا در حقیقت جملاتی که در رابطه با این به کار بردن، جملات مختلفی بود که من حالا متنش رو نوشتم تا یه موقع اشتباه هم نشود که اولا فرمودند این مفاهمه نامه بین رئیس جمهور ایران و آمریکاست؛ یعنی از جهت جمهوری اسلامی آقا خودش رو تو دایره امضای این ندیده. تصریح هم می کنند بین رئیس جمهور ایران است و رئیس جمهور آمریکا. نمی خواد بگه رئیس جمهور ایران رو ما تخطئه کنیم، اما می خواد بگه این نگاه اینهاست، تصویر اینهاست، تحلیل اینهاست، اما این تحلیل رو رهبری هم اجازه می دهد.
با اجازه رهبری مراحل مختلف این مفاهمه نامه پشتیبانی هم می کند، چون اجازه می دهد با درحقیقت واگذارند به شورای امنیت ملی کردند که اونها هم تصمیم بگیرند به عنوان متخصصا، اونم سه چهارم آرا رو داشته باشند که این سه چهارم آرا بیش از هفتاد و پنج درصد بشود. اینم پیدا کردند که شاید نه نفر از ده نفر مثلا رای دادند به این مسئله، اما آقا نگاهش این است تو این مسئله نگاه به مردم دیده نشده، اون قدرت مردم اشباع نشده.
روایت الهی و روایت زمینی
بحثمون در این شب ها چی بود اگر یادتون باشه؟ یک روایت الهی داشتیم، یک روایت زمینی. روایت زمینی حول چی بود؟ آنچه که حواس پنجگانه ما می بیند و می شنود و قابل شمارش است و همه می تونن؛ یه بچه می بینه، یه بزرگ هم می بینه، یه دانشمند می بیند، یک آدم ساده هم می بیند. چشم همه می بینند؛ موشک رو همه می بینند، انفجار موشک رو همه می بینند، شهید شدن افراد رو و کشته شدن دشمنان برای همه محسوس می شود، اصابت موشک فیلمش بیاد همه می بینند، چه بچه باشد چه بزرگ، همه براشون تو روایت زمینی قابل حله.
اما یه موقع هست این روایت زمینی منشا دستگاه محاسباتی قرار می گیرد؛ یعنی چون من مثلا یکصد تا موشک دارم و او مثلا دویست تا مثلا موشک فرض دیگه دارد، پس ما الان ضعیف شدیم و او چی شده؟ قوی تر. اگر او ناوهاش اگر آمدند و من ناوهای دریاییم زده شده، ولی قایق های تندروی ما و موشک های در حقیقت دریایی ما هست، ولی او این هاش قوی تر است. دستگاه محاسباتی که بر اساس اون روایت زمینی است می گه اینجا نباید حرکت کرد.
جریان کربلا رو براتون مثال زدم که جریان امام حسین علیه السلام چرا ابن عباس، عبدالله بن جعفر، محمد بن حنفیه که اینها بزرگان اون زمان بودند، اینها یلان اون دوره بودند، هرچند سنشون زیاد شده بود، اما توصیه شون به امام حسین علیه السلام چی بود؟ نرو. چرا؟ محاسبه زمینی. محاسبه و روایت زمینی دستگاه محاسبه رو می آره می گه که اونا قدرت دستشونه، لشکر دارن، تو نیرو نداری، کم داری، بری کشته می شی، شهید می شی، پس شکست می خوری، پس رفتن فایده ای ندارد.
این تحلیل ما تو نظام دستگاه فکری مسئولین ما عمدتا این تحلیل، با توجه به مشاورینی که تو مباحث اقتصادی، تو مباحث سیاسی، تو مباحث نظامیش می شینن، این ها رو که ما انبار موشکمون چقدر است، انبار خوار و بارمون چقدر است، ما اگر بخواهیم الان کالا در کشور ما مثلا تو محاصره دریایی وارد نشده است و از مثلا اطراف زمینی بخوایم یه حرکت هایی انجام بدیم، این نسبت با اون کشتی ها پیدا نمی کنن، اینا خیلی کمتر از…
و لذا ممکن است به آسیبی برسیم که این آسیب نتیجه باعث قحطی، فشار و حضور مردم در مقابل ما بشود. این دستگاه محاسباتی به کجا می کشاند؟ پس دنبال صلح باشیم. پس چیکار بکنیم؟ پس اگر پیشنهاد صلحی می شود هرچند شرافتمندانه باید باشد نه ذلیلانه، که ولا تَهنوا و لا تَدعوا إلی السَّلْمِ. در حالت ضعف حق ندارید پیشنهاد صلح بدهید؛ باید قوت داشته باشید. ما هم قوت داشتیم، اظهار ضعف نکردیم، اما این دستگاه محاسبه زمین نیست.
دستگاه روایت الهی چی هستش؟ ببینید این رو ولی فقیه، امام شهید ما، امام راحل ما، امامان معصوم ما، انبیا گرامی ما یه دستگاه فکری دیگری داشتند که اون دستگاه فکری بر اساس سنت های الهی است، که اون سنت های الهی تعبیر این است؛ مثلا یکیش این است: كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ. یه عده کم تو نگاه الهی می توانند بر عده زیاد چی باشند؟ غلبه بکنند.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ… این دیگه محاصره زمینی نیست. این روایت الهی از مسئله است.
یا مثلا فرد ادامه داره آیات، من دارم فقط تکه تکه می گم تا تمام شه. یا وقتی در جنگ بدر، لشکر بدر سیصد و سیزده تا بودند، آمدند تا کاروان قریش رو که چهل نگهبان داشت مصادره کنند، اما قریش وقتی مطلع شدند چیکار کردند؟ لشکری به ظرفیت هزار نفر مسلح فرستادند. و مسلمان ها وقتی رسیدن به کاروان یهو مواجه شدند با چی؟ با لشکر قریش. اونجا بود که این ها در آیه قرآن دارد که این ها خیلی ترسیدند که ما سیصد و سیزده نفر، تازه کار، در مقابل هزار تا سرباز قوی چجوری سه برابر خودمون مقاومت بکنیم.
خدا تو قرآن می گه من برای اینکه این امر محقق شود عمدا شما رو به سمت کاروان حرکت دادم تا بیاید بگید چهل نفر در مقابل سیصد و سیزده نفر می تونیم غلبه بکنیم، ما خلاصه چند برابریم؟ هشت برابرش می تونیم غلبه بکنیم. اما شما رو تو یه عمل انجام شده قرار داد که در مقابل هزار نفر قرار بگیرید. اولین جنگ اسلام است با نگاه الهی.
می گه تا اینها مقابل لشکر قریش قرار گرفتن، تعبیر قرآن این است: إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ… شما وقتی دیدید در مقابل هزار نفری، توجهتون در میدان ندارید، یه جا گوشه بنشینید دعا کنید، تو خود میدان جنگ استغاثه پیدا کردید؛ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ تا استغاثه پیدا کردید، خدایا ما آمدیم تو جنگ، آماده ایم تا مرز شهادت هم آماده ایم، تا این حالت پیش آمد دنبالش فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ، هزار ملکی که این ها جنگجو هستند، نه هزارتای منفصل، هزارتایی که پشتوانه دارند، یعنی پشت هم پشت هم این ها هزار تا هزار تا آورده می شود. این روایت الهی از صحنه است.
امام جامعه نگاهش مبتنی بر سنت های الهیه، مسئولین ما نگاهشون بر چی هستش؟ روایت زمینی، شمارش انبارها، کالاها، کمبودها، دارایی ها، با این نگاه محاسبه می کنند اقتصاددان های ما. اما آیا اگر یک اقتصاددان غیر الهی هم بود غیر از این محاسبه رو داشت؟ اونم همین محاسبه رو می کرد. روایت زمینی یعنی محاسبه بر اساس چی؟ همین چیزهایی که انسان حقش ادراک می کند.
تفاوت نگاه الهی و زمینی
اما رهبری نگاهش بر اساس روایت الهی و سنن الهی است. اینجاست که رشد ایجاد می شود. اینجاست که این مردم به کار میان. اینجاست که می فرماید که شما اگر بر اساس روایت زمینی قرارداد می بندید ببندید، اگر اکثریت بودید منم اکثریت مطلق منم امضا می کنم اجازه می دن، اما اگر نظر من رو می خواید، اما نگاه من رو می خواید، من باور به سنن الهی دارم. سنن الهی این است.
آیه ای که دیشب تا نزدیکش آمدیم، همین آیه را بخوانم تمام بکنم، می فرماید یکی از سنن الهی این است که امام شهید ما چند بار این رو در کلامشون خوانده بودند و بیان کرده بودند: وَإِنْ يَمْسَسْكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَمْسَسْكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَّوُا الْأَدْبَارَ… اگر شما دشمنان به شما حمله کردند، هرچند با تمام قدرت و امکانات، با امکانات بسیار به شما اگر حمله کردند، ولو و تلکم الذین کفروا، این سنت خدا است. این سنت الهی است.
تعبیر آقای شهید ما این بود که اگر ما حمله بکنیم خدا وعده نداده حتما پیروزی را، اما اگر دشمن حمله بکند خدا فرموده این سنت قطعی تقدیر ناپذیر خداست که حتما اونها شکست خواهند خورد. تو این حمله عراق حمله کرد شکست خورد، اسرائیل حمله کرد شکست خورد، آمریکا حمله کرد شکست خورد. لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا. اینها همه روابط دوستی شونن، تو این حمله ای که به شما کردن با دوستانشون به هم می خورد. ببینید چقدر زیباست؛ بین خودشون اختلاف می افته.
لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا یعنی اون کسی که همه چیش با این هماهنگه، نَصِيرًا یعنی در عرض هم اند و این کمک به هم می کنن. نصیر یه مرتبه پایین تره، ولی مرتبه شدیدتره. اسرائیل و آمریکا ولایت دارند؛ این کشورهای عربی آمریکا ولایت داره براشون، اینا ولی اند به عنوان که آمریکا ولی شونه، و همچنین اروپایی ها نصیبن، نصرت اند، یعنی با همدیگه قراردادها و پیمان ها دارن. لَا يَجِدُونَ تعبیر آقا رو ببینید؛ می گه آمریکا به استیصال رسیده بوده. این استیصال یعنی این لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا و عقب نشینی و فشار حقیقتا براش محقق شده بوده.
اگر این باور رو با سنت های الهی بکنیم و روایت الهی ما، خیلی بالاتر از این می تونستیم پیروزی رو پیدا کنیم. اگر بر اساس روایت زمینی تحلیل بکنیم، می شه تحلیلی که افراد بر اساس محاسبات زمینی کالا چقدر داریم. اما خدا رحمت کن از شهید رئیسی رو. وقتی دولت رو تحویل گرفت، این رو خودش داشت تعریف می کرد برای ما؛ گفت همون روز آقای جهانگیری که معاون اول آقای روحانی بود به من گفت آخر این ماه حقوق کارمندای دولت رو هم نداریم و این خزانه خالی خالیه.
گفت خیلی برای ما سخت بود، این روایت زمینی مسئله. اما ایشون می گفت ما توسلمون به خدای سبحان و دنبال راهکار بودن برای اینکه خدا گشایش ایجاد کند. گفت طولی نکشی همون ماه نه فقط ما حقوق کارمندا رو به موقع دادیم، به طوری که هیچ کسی متوجه نشد چی شد، بودجه های عمرانی رو هم که معمولا فدا می شود وقتی که صرف می شه و نمی دن، تونستیم قسمتیش رو ادا بکنیم.
آقای زاکانی می گفتند که شهردار تهران هستند. می گفتند تمام این به اصطلاح ساخت و سازه ایی رو که در اثر بمباران ایجاد شد، چه در جنگ دوازده روزه چه در این جنگ اخیر، به اصطلاح چهل روزه، گفتند تو جنگ دوازده روزه شهرداری تمام ساخت و سازها رو به عهده گرفت، خودش از پول خودش، نه از پول دولت؛ یک ریال از دولت ما نگرفتیم. همون بودجه ای که برای شهرداری بود و مصارف داشت.
اما وقتی این ها رو تحویل گرفتیم، گفت رفتیم گزارشش رو بعد به امام شهید اون موقع بودند، جنگ دوازده روزه رو دادیم؛ آقا فرمودند جدی با همین کاری که کردید بدون اینکه پولی بگیرید تونستید خرابی ها رو اصلاح بکنید، خونه ها رو بسازید، ویرانه ها رو تعمیر بکنید، انجام بدید؟ گفتیم آقا بودم از کدام بودجه؟ گفتیم آقا ما قدم برداشتیم، باور به خدا داشتیم، خدا هم جور کردش.
نمی گیم این محاسبه نیست، این دیوانگی نیست، این بی محاسبه گی نیست؛ این دستگاه الهیه. اینم یک دستگاه محاسباتی داره برای خودش. تو این جنگ اخیر هم ایشون می فرمود با همه این خرابی ها یک ریال ما برای تعمیرات ساکن کردن مردم در هتل ها و هزینه ها خیلی زیاد می شه، تو هتل ها الان نزدیک چهار ماه، سه ماه خورده، اونجا ساکنن یه عده ای. هزینه ها، هتل های خوب یا ساختن پنجاه هزار، وزارت خانه ای که بعضیش به اصطلاح جزئی، بعضیش متوسط، بعضیش کلان، بعضیش باید تخریب… همه این ها رو با همان بودجه شهر هم اداره شده، کمبودی هم نشده. شما تو شهر هم، تو نظام شهرداری، احساس کمبودی هم نکردید. تازه خانه سازی و عوارض هم کمتر شده چون مردم نمی سازند، ساخت و ساز هم نمی شود، بودجه هم کمتر می شود. اما اگر این باور و روایت الهی باشد، همون جور که إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ، بیست نفر دویست نفر رو غلبه می کنند، تو نظام اقتصادی هم كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ می شود.
این باور هنوز تو دستگاه دولت اسلامی ما وارد نشده و لذا محاسبات بر اثر چیه؟ روایت زمینی. و لذا آقا می فرماید من نگاهم اون به اصطلاح با اون کار شما من موافق نیستم از این جهت که من به اصطلاح نگاه دیگری دارم. طرح این بر اساس طرح روایت الهیست؛ باور به خداست که خدا کارگشایی، اونم با این مردم عظیمی که آمدن در میدان، به پشتوانه این مردم الهی.
دعا و ختم مجلس
به فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها. خدایا عزت این کشور رو، قدرت این کشور رو، اقتدار این کشور اسلامی رو، اقتدار جبهه مقاومت رو روزافزون بگردان.
خدایا به حق حضرت زهرا و فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها، خدایا به حق این اصحاب کسا و اصحاب مباهله، خدایا دشمنان ما رو حقیر و ذلیل و نابود بگردان.
خدایا فرج امام زمان را نزدیک و نزدیک تر بگردان.
ما را قدردان این نظام اسلامی بیش از گذشته قرار بده.
خدایا امام شهید انقلاب اسلامی و شهیدان رو از ما راضی بگردان.
خدایا عاقبت ما رو ختم به شهادت قرار بده.
خدایا رهبر عزیزمون رو سلامتی و عزت روزافزون عنایت بفرما.
خدایا این مسائل اقتصادی و مشکلات اقتصادی رو با عنایت و قدرت خودت بیش از گذشته و راحت تر از گذشته برای این مردم قرار بده.
خدایا رفتگان ما رو ببخش و بیامرز، عاقبت ما رو ختم به خیر بفرما.
خدایا گناهان ما را که مانع رسیدن به کمالات است از همه ما ببخش و بیامرز.
خدایا حاجت اولی ما ظهور حضرت و امام زمانمون است؛ چشم ما را به جمال حضرتش به زودی زود روشن بگردان.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.


