يكشنبه 21 تير 1405

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

علل ماندگاری عاشورا، جلسه دوم -حجت‌الاسلام والمسلمین روستاآزاد - محرم 1405

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم


الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.
ربّ اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

در خصوص نماز، روایات متعددی وجود دارد که بر اهمیت آن تأکید می‌کنند؛ چنانکه امام حسین (ع) می‌فرمایند: «الصلاه عَمُودُ الدِّینِ، إِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِواها، وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِواها». اگر خدای متعال نماز انسان را قبول کند، بقیه اعمال نیز پذیرفته می‌شود و اگر خدای نکرده نماز رد شود، سایر اعمال نیز مردود خواهد بود.

امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا می‌توانستند به داخل خیمه‌ای پناه‌گاه بروند و نماز بخوانند، اما با اینکه نمازِ «خوف» (نماز در شرایط ترس و خطر) بود، که مختصر است. ایشان به وسط میدان آمدند و عده‌ای از محافظانِ مجروح، جان خود را فدا کردند تا نماز ایشان به سرانجام برسد. دلیل این کار این بود که می‌خواستند بگویند تمام این جنگ‌ها و فداکاری‌ها برای ادای نماز است، در متن زیارت که می‌خوانیم، خطاب به ایشان نمی‌گوییم «شهادت می دهم که تو نماز خواندی» یا «صلَّیت» (نماز خواندی)، بلکه می‌گوییم: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ»؛ یعنی نماز را به پا داشتی و نگذاشتی نماز از بین برود.

امام حسین (ع) یکی از کارهای مهمی که انجام دادند، زنده نگه داشتن نماز بود. ایشان به مردم فرمودند: اگر می‌خواهید نماز بخوانید، می‌شود در مقابل لشکر یزید ایستاد و نماز خواند. اقامه‌ی نماز باید با ولی خدا و امام منصوب از طرف خدا باشد. همان‌طور که نماز مهم است، احکام، افعال و آداب آن نیز مهم هستند. توجه داشته باشید که تنها واجبی که هرگز از انسان معاف نمی‌شود، نماز است؛ در حالی که روزه در برخی موارد و جهاد نیز تحت شرایط خاصی (مانند عدم توانایی مالی) معافیت دارند، اما نماز هیچ‌گاه ساقط نمی‌شود.


مساله احکام
مسئله‌ای که می‌خواهم مطرح کنم این است که اگر اتفاق بیفتد نماز فراموش شود یا قضا گردد، طبق نظر فقها باید آن را همانطور که قضا شده به جا آوریم. این یعنی چه؟ مثلاً شما به مسافرت می‌روید و نماز ظهر و عصر شما قضا می‌شود. وقتی برمی‌گردید و می‌خواهید نماز قضا را بخوانید، باید آن را شکسته بخوانید، زیرا در زمانی که نماز قضا شده، شما در مسافرت بوده‌اید.

بنابراین، اگر نماز ظهر را که در سفر قضا شده بخوانید، در حالی که زمان مغرب و عشا است و نماز عشا را بلند می‌خوانیم، اما نماز ظهر و عصر قضا شده را آهسته می‌خوانیم. یعنی هر طوری که نماز قضا شده و به صورت شکسته بوده، باید به همان شکل شکسته به جا آورده شود. مثلاً اگر به مسافرت کرمان رفته‌اید و نمازتان در آنجا شکسته است، می‌خواهید نمازی که در محل سکونت‌تان قضا شده را در کرمان به جا آورید؛ با اینکه در کرمان نماز شکسته است، اما نماز قضا را باید کامل به جا آورید. پس هر جوری که نماز قضا شده، باید به همان شکل به جا آورده شود.

 

وصیت اختصاص به پیر یا جوان ندارد. یکی از مواردی که انسان باید در وصیت‌نامه خود بیاورد، این است که اگر نسبت به نماز بدهکار است و نماز نخوانده و اکنون توانایی خواندن ندارد (مثلاً جوانی دو سال یا یک سال نماز نخوانده)، در وصیت خود قید کند که پس از او، دیگران نمازهای قضا شده‌اش را به جا آورند.


علل ماندگاری عاشورا
موضوع صحبت ما این بود که چرا پس از گذشت قریب به هزار و چهارصد سال از حادثه‌ی عاشورا، نه تنها یاد امام حسین (ع) تضعیف نشده و فراموش نشده، بلکه سال به سال بر عظمت، درخشش و نورانیت جلسات امام حسین (ع) افزوده شده و گسترش می‌یابد. کشورها و ملت‌هایی که تا پنج یا ده سال پیش نامی از امام حسین نشنیده بودند، اکنون می‌آیند و عزاداری می‌کنند و نام حسین را می‌برند. چند علت برای این موضوع وجود دارد:

۱. خواست خدا بوده است. خداوند می‌خواهد که این‌گونه باشد. خداوند عزیز برای امام حسین (ع) است و امام حسین (ع) نیز عزیزِ خداوند متعال هستند.

۲. علت دوم، اخلاصی بود که ابی‌عبدالله در کار خود داشت. قرآن کریم می‌فرماید: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً». در زبان عربی به «رنگ»، «صبغه» می‌گویند. کسانی که در گذشته کارشان رنگ‌ریزی می‌بود، «صباغ» نامیده می‌شدند. قرآن کریم می‌فرماید: مردم باید به کارهای خود «صبغة الله» (رنگ خدا) بزنند؛ یعنی رنگتان رنگ خدا باشد، کاری که می‌کنید با خدا تزیین کنید، با خدا آن را شیک و زیبا کنید. چه رنگی بهتر از رنگ خدا؟ امام حسین (ع) کارش رنگ خدا داشت و خداوند به آن برکت بخشید. هر کسی بخواهد کارش زیبا، قشنگ و ماندگار شود، راهش این است که رنگ خدایی به آن بزند.

 

۳. علت سوم این است که چرا واقعا حادثه‌ی عاشورا، داستان عاشورا و ماجرای بزرگ عاشورا انقدر دوام، درخشش و ماندگاری پیدا کرده است؟ دلیل سوم، شعارهایی است که در روز عاشورا از ابی‌عبدالله و یارانش نقل شده است. ببینید جمهوری اسلامی ما از روزهای اول، امام رضوان خداوند بر او باد، شعارهایی مانند «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را مطرح کرد. این شعار در بین افراد با سواد و بی‌سواد جا افتاد. نزدیک به نیم قرن گذشته و هنوز هم شعار جمهوری اسلامی پایدار است. امام حسین (ع) با زیرکی و ذکاوت، شعارهایی را در عاشورا و قبل از آن فرمودند که با فطرت، ذات، علائق و گرایش‌های انسان مطابقت داشتند. این شعارها باعث ماندگاری، پویایی و مانایی عاشورا شدند.

 

امام حسین (ع) فرمودند: «مَثَلِی یا بِیاعَ مَثَلِه». ایشان نگفتند «من حسین با یزید بیعت نمی‌کنم»، بلکه فرمودند: «هر کس مانند من فکر کند، هر کس مانند من زندگی کند و سبک زندگی‌اش مانند من باشد، با یزید نمی‌تواند بیعت کند.» این شعار، هزار و سیصد و هشتاد سال بعد نیز توسط امام شهید ما، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تکرار شد. در آخرین سخنرانی ایشان در حسینیه امام خمینی (ره)، انگار حوادث را پیش‌بینی می‌کردند. در دیدار با مردم تبریز، چند روز قبل از شهادتشان، فرمودند: «مَثَلِی یا بِیاعَ مَثَلِه». هنوز عاشورا نبود و محرم نبود، اما رهبر شهید ما آن شعار امام حسین (ع) را تکرار کردند.

 

همان‌طور که نام امام حسین (ع) به برکت شعارهای ایشان درخشید، پس از این همه سال، جمهوری اسلامی و شما مردم، به‌ویژه خانم‌ها، ایستادید و یزید زمانه را به شکست واداشتید. اکنون می‌بینید که آمریکا در داخل کشور خودش، از جانب دموکرات‌ها و حتی برخی جمهوری‌خواهان، چقدر تحقیر می‌شود و صهیونیست‌های مقیم آمریکا چقدر تحت فشار و تحقیر هستند. آن‌ها گفتند: «من می‌خواهم بجنگم، می‌خواهم ایران را به تسلیم وا دارم و قرارداد بی قیدی وضع کنم.» این قرارداد همان برجام سابق شد. این اتفاق مصداق فرموده‌ی آقا («مَثَلِی یا بِیاعَ مَثَلِه») است.


امام فرمودند: «أَلا وَ إِنَّ الدَّعِيَ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَّزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السُّلْطَةِ وَالذِّلَّةِ، وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ». إِنَّ الدَّعِيَ اشاره به فرزند نامشروعی دارد که نه نسبش معلوم است و نه پدرش. او (ابن زیاد) من ( امام حسین) را بر سر دو راهی قرار داده است: ذلتِ شمشیر یا ذلتِ بدبختی و فلاکت. اما حسین (ع) می‌فرمایند: «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»؛ ذلت از من و از ما بسیار دور است.

 

حتما شنیده‌اید که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ» (سلمان از ماست و اهل بیت است). و امام حسین (ع) فرمودند: «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ». و آن شعر معروف که امام فرمودند:«الْمَوْتُ أَوْلَى مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ * وَالْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ»امام فرمودند: مرگ و کشته شدن برای من بهتر از این است که زیر ننگ بروم و با شخصی مانند یزید دست به بیعت بدهم.

همین موارد باعث شد که امام حسین (ع) معشوقِ سنی، شیعه، مسیحی و یهودی شوند. و همین است که در روز اربعین، بیست میلیون نفر را از سراسر عالم به کربلا جمع می‌کند.

 

و همچنین یارانش. از ابوالفضل عباس (ع) نقل شده است که در روز عاشورا وقتی به میدان می‌رفت، این شعر را می‌خواند:«وَاللَّهِ إِنْ قَطَعْتُمْ يَمِينِي إِنِّي أَحَامِي أَبَدًا عَنْ دِينِي»سوگند به خدا، اگر دست راستم را نیز قطع کنید، تا ابد از دین و امام صادق‌الیقین خود دفاع خواهم کرد.

وقتی کاروان امام حسین (ع) در راهی که منتهی به کربلا می‌شد، در منزلگاه بنی مقاتل در حال حرکت بود، امام حسین (ع) سر خود را بر زین مرکب گذاشتند و اندکی خوابیدند.
وقتی حضرت (ع) سر از خواب برداشتند، فرمودند:«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»حضرت (ع) سه بار این جمله را تکرار کردند. حضرت علی‌اکبر (ع) که بسیار مراقب حال پدر بودند، جلو آمدند و گفتند:«یَا أَبَتِ! جُعِلْتُ فِدَاکَ! مِمَّ حَمِدْتَ اللَّهَ وَاسْتَرجَعْتَ؟»پدرجان! فدایت شوم. چرا کلمه‌ی استرجاع را جاری کردید و خدا را حمد فرمودید؟

حضرت (ع) فرمودند: در این حین که می‌رفتیم، خوابم برد و دیدم هاتفی (فرشته‌ای ناطق) ندا می‌کرد:«اَلْقَوْمُ یَسِیرُونَ وَ الْمَنایَا تَسِیرُ اِلَیهِماین کاروان در حرکت است و مرگ نیز این‌ها را بدرقه می‌کند.

همین‌جا بود که حضرت علی‌اکبر (ع) سوال کردند:«یَا أَبَتِ! أَ لَسْنَا عَلَى الْحَقِّ؟!!»
آیا ما بر حق نیستیم؟

حضرت (ع) فرمودند:«بَلَى وَاللَّهِ، أَرَى أَنَّکُمْ عَلَى الْحَقِّآری به خدا سوگند که ما بر حقیم!

علی‌اکبر (ع) عرض کردند:«فَاِذًا مَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّینَاگر مسیر ما مسیر حق است، دیگر باکی از مرگ نداریم!

امام حسین (ع) وقتی این جمله را شنیدند، فرمودند:«جَزَاکَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ خَیْرَ مَا جَزَی وَلَدًا عَنْ وَالِدِهِ»خدایت پاداشی نیکو عطا کند، همان‌گونه که نیکوترین پاداشی است که فرزندی برای پدرش می‌پردازد.

حضرت علی‌اکبر جمله‌ای بسیار طلایی، زیبا، موثر و ماندگار گفتند که اصلا ماندگار شد. اگرچه کوتاه بود، اما بسیار اثرگذار بود. علی‌اکبر فرمودند: «فَاِذًا مَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّینَ!» اگر مسیر ما مسیر حق است، دیگر باکی از مرگ نداریم!

یا آن جمله‌ی معروف حضرت قاسم (ع): «اَهْلَی مِنَ الْعَسَلِ».

 

این بخش از عرضم را خلاصه کنم: یکی از علت‌های ماندگاری حسین (ع)، عاشورا، کربلا و قیام امام حسین (ع)، همین شعارهای زیبا، دل‌انگیز، شورانگیز، شورمندانه و سلحشورانه‌ی ابی‌عبدالله است که هر انسان آزاده‌ای و هر انسانی که هنوز فطرتش سالم است، با دیدن این جملات دلش پر می‌کشد به سوی امام حسین (ع) و اشتیاق پیدا می‌کند. عجب شخصیتی بودند که در اوج تنهایی، اوج غربت و اوج عطش، جملات افتخارآمیزی گفتند.

 

جمله‌ای در زیارتنامه‌ی امام حسین (ع) وجود دارد که می‌خوانیم:«لَقَدْ عَجِبْتُ مِنْ صَبْرِكَ مَلائِكَةُ السَّماواتِ»ملائکه‌ی آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.
واقعا و واقعا مردم جهان از صبر و ایستادگی مردم ایران در این صد شب تعجب دارند. آن‌ها (دشمنان) نمی‌فهمند که چطور می‌ایستند. ترامپ احمق تصور می‌کرد که مردم ایران و مسئولین ایران مانند ونزوئلا هستند؛ که بریزند و ببندند و ببرند و تمام شود. اما نفهمید که انقلاب ما، جوان‌ها، مردان و زنان ما متصل به حسین (ع) و متصل به «مَثَلِی یا بِیاعَ مَثَلِه» هستند و این حرکت امام حسین (ع) دارد جان‌ها و دل‌ها را سیراب می‌کند.

 

لذا یکی از اسباب ماندگاری عاشورا و امام حسین (ع)، همین شعارهای زیبا و دل‌انگیز ابی‌عبدالله است.

خطبه‌های امام حسین (ع) و جملاتی که ایشان فرمودند، حتی آن لحظه‌ای که خون علی‌اصغر (ع) بر دست امام حسین (ع) بود. علی (ع) شیرخوار را آورده بود تا سیراب کند. دید سر علی‌اصغر از گوش تا گوش بریده شد. دستش را به سمت آسمان گرفت و گفت:«هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ»خدایا، آنچه بر من نازل شد برایم آسان است، زیرا در پیشگاه توست و برایم سخت نیست.

 

امشب شب دوم محرم است. نقل‌های مختلفی وجود دارد، اما مشهورترین نقل این است که روز دوم محرم الحرام، امام وارد کربلا شدند.
خبر داریم و حتما شنیده‌اید که امام در بیست‌وهفتم رجب، روز مبعث پیامبر (ص)، از مدینه بیرون آمدند. طبق برخی نقل‌ها، در بیست‌وششم و بیست‌وپنجم نیز حرکت کردند. والی مدینه، امام را به دارالعماره فراخواند. امام در مسجد بودند و برخی از اطرافیان خود فرمودند: «فکر می‌کنم معاویه به درک واصل شده است؛ این‌ها می‌خواهند از من برای کسی بیعت بگیرند.» امام نزد ولید رفتند و والی مدینه از امام حسین خواست تا با یزید بیعت کند.


امام جواب صریح ندادند و فرمودند: «ببینم چه می‌شود، بررسی کنیم.» سپس دستور جمع‌وجور کردن زندگی را دادند. شب بیست‌وهفتم، امام به صورت شبانه از مدینه خارج شدند و به سمت مکه حرکت کردند. امام در روز سوم شعبان (روز میلادشان) وارد مکه شدند. کسانی که مکه مشرف شده‌اند می‌دانند که فاصله‌ی مدینه تا مکه حدود پانصد کیلومتر است.
امام در روز سوم شعبان به مکه رسیدند. ماه‌های شعبان، رمضان، شوال و ذی‌القعده سپری شد و امام چهار ماه در مکه ماندند. با آدم‌های مختلف صحبت کردند، تشویقشان کردند و جمعیتی را گرد آوردند.


در روز هشتم ذی‌الحجه، که همه در حال حرکت به سمت عرفات هستند، امام از مکه خارج شدند. می‌توانستند در ششم یا پنجم ذی‌الحجه بروند، اما ایستادند. روزی که مسلمانان همه در حال رفتن به عرفات، قربانگاه و سنگ زدن به شیطان هستند، امام مسیر خود را از مسلمانان جدا کردند. می‌خواستند بگویند: «ای مسلمانان کم‌فهم، من را رها می‌کنید و می‌روید تا نفس‌هایتان را قربانی کنید؟ باید کنار من باشید که قربانی‌تان معنا پیدا کند. می‌خواهید به منا بروید و شیطان را سنگ بزنید؟ شیطان زمانه، یزید است. او را باید سنگ بزنید، اما نفهمیدند و رفتند اعمال حج را انجام دادند، غافل از اینکه حجی که حسین (ع) در آن نباشد، چه ارزشی دارد؟ آن حجی که بر محور ولی خدا نباشد، نه ارزشی دارد.

 

امام در هشتم ذی‌الحجه از مکه به سمت کوفه راه افتادند. حدود بیست‌وچهار روز، زن و بچه، بچه‌ی شش‌ماهه و دختر دو و سه‌ساله در کنار ایشان بودند. در بیابان‌ها! شما وقتی می‌خواهید مسافرت بروید، اگر دو، سه یا چهار ساعت طول بکشد، می‌پرسید: «کی می‌رسیم؟ کی می‌رسیم؟ خسته شدیم.» اما امام حسین (ع) بیست‌وچهار شب و روز را در بیابان‌ها طی کردند.
امام حسین (ع) به یک مکانی رسید. حر آمد و جلوی امام را گرفت و امام گفت: «بگذارید ما را به جایی دیگر برویم.» حر گفت : «نمی‌شود دستور ملعون عبیدالله بن زیاد این است که همین‌جا باید بایستید من مأمورم و معذورم.


به هر حال با همین گفته‌ها آمدند، آمدند و به جایی رسیدند که کربلاست. امام فرمودند: «آنجا چیه؟ که آب و علفی دارد، گفتند: «آنجا قاضریه است». می‌شود بریم آنجا؟ حر در جواب پاسخ داد: نه
امام دوباره فرمود: آن طرف یک روستایی هست که درخت دارد و سرسبز است به نام نینوا، می‌شود آنجا برویم؟حر نیز دوباره پاسخ داد: نه.
در نهایت امام گفتنداینجا اسمش چیه؟ گفتند: «اینجا معروف است به کرب و بلا.
امام پایین آمدند، بخشی از خاک را به دست گرفتند و فرمودند:أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ
پناه می‌برم به خدا از کرب و بلا، از سختی و بلا.


اینجا همان‌جاست. اینجا همان‌جاست که رسول خدا وعده داده‌اند. اینجا همان‌جاست که در روز صفین، پدرم امیرالمؤمنین (ع) از اینجا رد می‌شدند و فرمودند: اینجا خون عزیزان من ریخته می‌شود.»

باربگشائید، اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت
به به از این تربت مینو سرشت

کربلا، ای آفرینش را هدف
قبله گاه عاشقان از هر طرف

طور عشق است و مطاف انبیا
نور حق اینجاست، ای موسی بیا

جسم را احیا اگر عیسی کند
جان و تن را کربلا احیا کند

گر سلامت رفت، از آتش خلیل
نور ثار الله شد او را دلیل

کربلا، قربانگه ذبح عظیم
عرش رحمان را صراط مستقیم

گر خدا خواهی، برو این راه را
کن زیارت کوی ثار الله را

عیسی تن‌ها را شفا می‌دهد، ولی کربلا جان و تن را شفا می‌دهد.
گر سلامت رفت از آتش خلیل
نور ثارالله شد او را یک دلیل

اگر ابراهیم از آتش نجات پیدا کرد، اگر عیسی جان‌ها را شفا داد، اگر موسی دنبال نور بود، او همه‌ی این‌هاست. همه در کربلا جمع شده‌اند. پس فرمودند: «بار بگشایید، اینجا کربلاست. عزیزم علی‌اکبر! عمه‌ زینب را با احترام و تکریم بیارید پایین. زینب باید با تکریم پایین بیاید، سالار عقیله بنی‌هاشم است. احترام بیارید پایین.
بعد فرمودند: «اینجا جایی که خون ما می‌ریزد، اینجا حرم ما اسیر می‌شود.»

اما یه روزی هم رسید. زینب تنها بعد از شهادت امام حسین علیه السلام بگوید کجایی ابوالفضل؟ کجایی علی‌اکبر؟ من چه کنم با این قوم؟ بچه‌ها رو جمع کنم، جنازه‌ها رو جمع کنم، اسرا رو جمع کنم؟
قربان غم زینب. امام از دل زینب، آمد کنار گودی قتلگاه دید شمر روی سینه‌ی حسین (ع) نشسته. وا محمداه این همون حسینی که سینه‌ش رو می‌بوسیدی، لبش رو می‌بوسیدی، چشماش رو می‌بوسیدی، زیر دست و پای شعیل ملعونه...


صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا مَظْلُومَ یا حُسَیْنُ بْنِ عَلِیٍّ

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    shiaquest@gmail.com

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group