سه شنبه 30 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

میلاد حضرت زهرا سلام الله- عوامل رضایت الهی - استاد رفیعی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم


میلاد با سعادت کوثر قرآن پاره ی تن پیامبر ام الائمه ام الشهدا حضرت زهرا سلام الله علیها رو تبریک عرض می کنم در قرآن کریم یکی از زنانی که خیلی تجلیل شده و تکریم شده حضرت مریم هست
شنیدید خدا اونقدر از او حمایت کرده می فرماید که يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ دو بار خدا تو رو برگزید تو رو پاکیزه قرار داد مریم نترس هر کسی گفت این بچه رو از کجا آوردی بگو من روزه ام اشاره کن چون روزه سابق سکوتم بوده


و بدان که خدای تبارک و تعالی از تو حمایت می کنه وقتی این آیات رو جعفر بن ابی طالب برای نجاشی پادشاه حبشه که کشور اتیوپی امروزه و الان هم نجاشی اونجا حرم داره زیارتگاه داره وقتی این آیات رو برا پادشاه مسیحی حبشه جعفر خواند مثل باران شروع کرد اشک ریختن خیلی گریه کرد با شنیدن این آیات سوره مریم، خب ایشون بخشی از این آیات رو خوندند


و بعد هم کوتاه ترین سوره قرآن کوچک ترین سوره قرآن با سه تا آیه سوره مبارکه کوثر ،ما اگر یه چیزی رو همین طوری به افراد بدیم می گیم «آتینا» مثلا فرض کنید تو این جلسه الان یکی شام دست همه میدن این به همه دارن میدن دیگه اما یه وقت این هدیه ها رو به یکی می دیم هدیه می گیم «اعطینا» ،اعطینا ما سه جا تو قرآن اعطینا داریم اعطینا غیر از آتیناست


مطلق چیز دادن رو می گن شاید تو خیابون یه موکب بزنند هر کی بیاد یه چایی برداره اما یه وقت کسی شب میآد در خونه شما غذا می آره هدیه می آره خدا نمی گه ما فاطمه رو دادیم به پیغمبر میگه اعطا کردیم إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ خیلی مهمه اعطینا


اون وقت آدمی که هدیه می گیره هر چقدر هدیه بزرگ باشه به همون میزان هم باید تشکر کنه آقا خیلی ممنون زحمت کشیدید یکی مثلا بلیط نجف به شما میده کربلا میده یکی یه فیش حج به شما میده خدا به پیغمبر می گه این هدیه انقدر بزرگته دو تا کار بکن یکی فَصَلِّ لِرَبِّكَ نماز بخونه می گه یه نماز پس فَصَلِّ لِرَبِّكَ نماز بخون استمرار پیغمبر که نماز می خوند معلومه این نماز غیر از نماز واجبه یه نمازی که به خاطر این انا اعطیناست


و بعد می فرماید وَانْحَرْ شتر بکش یه وقت آدم یه گوسفندی می کشه این رو می گن ذبح فرق شتر و گوسفند اینه گوسفند ذبح می شه سرش رو می برند اما شتر رو حالا تو مشهد هم لابد هست جاهایی که شتر می کشند شتر رو ذبح نمی کنند اگه سر ببرند حرامه شتر رو نحر می کنند


یعنی این گودی گلوش رو چاقو می زنند ضربه می زنن خون زیادی میره بیرون بی حال می شه می افته اینو می گن نحر ،لذا نحر مال شتره ،ذبح مال گوسفنده نمی گه ذبح کن می گه شتر بکش
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ جالبه یه سوره کوچیکه سه آیه ای چقدر مطلب توشه نماز ،نحر و انفاق ،اعطای کوثر و بعد هم چون یکی از دشمنان پیامبر به نام عاص پدر عمر عاص بن وائل او گفته بود که پیغمبر ابتره یعنی نسلش تعطیله چون پسر نداره که از دختر عرب ها می گفتند نسل منتقل نمی شه حتما کسی که پسر داره نسلش ادامه پیدا می کنه کسی دختر داشته باشه نسلش قطع می شه


اسلام این رسم و شکست و فرمود إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ - شَانِئَكَ یعنی دشمن اونی که ابتر دشمن توست خب الان امروز کی سراغ داره از نسل عاص یه نفر رو نام ببره کی الان ابتر شد یا فلانی از نسل عاصه ، نوه عمر و عاصه مثلا
اما پیغمبر خدا حضرت زهرا و ائمه که جای خودشون اون ذخیره اصلی عالم امام زمان که جای خودش این همه سادات الان یه موسسه ای در قم راه افتاده به نام ذریه از طرف حوزه، موسسه رسمیست مجوز قانونی داره کار این موسسه شناساییه سادات در سراسر دنیاست ببینیم چند تا حضرت زهرا فرزندانشه ،میلیون ها آدم تا حالا شناسایی کردند میلیون ها آدم جالبه بعضی از این ها اهل سنت هم هستند شیعه نیستند ولی سیدن فرزندان حضرت زهرا س


مثل سید محمود آلوسی مفسر قرآن، سید محمد رشید رضا، سید هم داره تو فامیلیشون خیلی از این علوی ها خیلی از کسایی که الان در حتی فلسطین از جاهای دیگه نسل با برکت حضرت زهرا این کوثره قرآن
لذا امشب یه تبریک ویژه باید بگیم به خدیجه کبری که مریمی که الان اسمش رو آوردم در تولد حضرت زهرا حضور داشتند ،چون زن ها خدیجه رو تنها گذاشتند پشت کردند ولی خداوند مریم رو فرستاد آسیه رو فرستاد خواهر و مادر موسی رو فرستاد و این دختر امشب و امروز در خانه پیامبر متولد شد


خب حضرت زهرا بحث های زیادی داره من امشب می خوام راجع به یه حدیث صحبت کنم با یه مقدمه ای خیلی هم وقتتون رو نمی گیره اون مقدمه اینه آقایون خواهرا ،ما همه از دلمون می خواد خدا اما راضی باشیم اگه خدا اما راضی باشه هر کی می خواد ناراضی باشه مهم نیست خشنودی خدا اساسه


خیلی هم مهمه کاسبی که خدا ازش راضیه ،منبری که خدا ازش راضیه ،آدمی که خدا ازش راضیه قرآن می فرماید این صاحب نفس مطمئنه است يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً مرضیه یعنی کسی که خدا ازش راضیه


آیه دیگه هم تو قرآن داریم رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ خدا راضیه از بعضیا حالا تو اهل سنت خیلی رسمه وقتی اسم یه شخصیت رو می برند حتی امام های ما رو علیه السلام نمی گن می گن رضی الله خدا ازش راضی باشه ما می گیم علیه السلام اونا می گن سلمان رضی الله فاطمه رضی الله امیر المومنه رضی الله ما ائمه رو می گیم علیه السلام

 

داستان
خب من براتون بگم چقدر رضایت خدا مهمه یه داستانی بگم بعد وارد این بحث بشم خوب دقت کنید جوانی بود در مکه به نام عبدالعزی عبدالعزی یعنی پسر و بنده عزی عزی بته اینا اسمشون رو غالبا این طوری میذاشتند دیگه بنده ی بت عبدالعزی پدر ثروتمندی داشت لحظات آخر مرگش برادرش رو صدا زد یعنی عموی این رو گفت من دارم از دنیا می رم همین یه پسرم بیشتر ندارم تمام این ثروت مال اینه ولی مدیریتش با تو این بچه است جوونه شاید نتونه ثروت در اختیار تو خونه خواست براش بخره زن خواست براش بگیره هر کاری داشت انجام بده پول مال این بچه است منتها یه شرط داره شرطش اینه که این بر مکتب و مذهب بت پرستی بماند


اگه یه روزی دست از بت پرستی برداشت مذهب ما رو گذاشت کنار مکتب ما رو گذاشت کنار مشرک بودن رو گذاشت کنار دیگه می تونی پولش رو قطع کنی هر کاریش می خوای بکن
خب شرط مهمی است این آقا با این ثروت انبوه شرطش اینه که بنده ی بت ها بماند پیغمبر خدا مبعوث شد ایشونم دلش می خواست مسلمون بشه


خیلی آدم می خواد از این ثروت بگذره بلند شد اومد خدمت رسول خدا مسلمان شد و پیغمبر خدا رفت مدینه هجرت کرد ایشون به حدی عموش براش سخت گرفت که حتی دیگه یک لباس پول نداشت بخره هیچ انقدر بدبخت شد فقیر شد که یه بار یه دونه از این مثل رو فرشیا هست فرش های نازک میگن جاجیم میگن گلیم میگن یه اینا رو نصف کرد نصفش رو رو شونه اش انداخت نصفش هم دور خودش بست مثل لنگ مثلا این لباس های یمنی ها دیدید لنگ می بندند


یه لنگ بست و یکی هم روش مثل لباس احرام پا شد اومد مدینه خدمت رسول خدا پیغمبر تو مسجد بود صبح رفت نماز و پیغمبر سلام رو که داد ایشون رو دید یه آدمی با دو تا لنگ لباس غیر معمول صداش زد فرمود اسمت چیه؟ گفت عبدالعزی فرمود اسمت رو من عوض می کنم عبدالله روز قیامت بعضیا رو وقتی به اسم صدا می زنند خجالت می کشند سرشون رو پایین می ندازه


البته می گن خدایا ما تقصیر نداریم بابامون اسم رو ما گذاشت مادر ما رو ما گذاشت حالا بعضی اسم ها اینا که بزرگ می شن قابل تغییره بعضی پدر و مادرایی که گوش نمیدند البته من امشب خیلی خوشحال شدم تلویزیون اخبار هفت گفت اولین اسم در ایران در میان خانم ها فاطمه است چهار میلیون و پونصد هزار دوم زهراست سوم معصومه است و چهارم زینب که حالا این زینب یک میلیون و هفتصد هزار در میان جامعه بالاترین اسم هنوز هم فاطمه است توی جامعه و گولم نخورید گاهی بگید آقا مثلا فرض کنید که داداشم فاطمه داره داشته باشه موسی بن جعفر چهار تا فاطمه داره چهار تا دختر فاطمه حالا ما غالبا این کار رو نمی کنیم دیگه سه چهار تا برادر خواهر رو یه اسم نمیذاریم ایشون یه فاطمه اش فاطمه معصومه است یه فاطمه اش اصفهانه من رفتم سر قبرش فاطمه یه فاطمه اش آذربایجان باکو فاطمه وسطی یه فاطمه اش هم در رشت این چهارتا خواهرن فاطمه خود امام حسین همه بچه هاش علی هستند


حضرت اسم این رو عوض کرد گذاشت عبدالله بعد چون دو تا گلیم به خودش بسته بود فرمود ذوالبجادین شد عبدالله ذوالبجادین یعنی عبدالله دو گلیمه دو جاجیمه دو حوله ای می گفتند عبدالله ذوالبجادین تو عرب از این لقبا زیاد میذارند
خب گذشت جنگی در گرفت به نام جنگ تبوک این جنگ با رومیان بوده پیغمبر از مدینه رفت تا مرز روم هفتصد کیلومتر جنگم در نگرفت صلح کردند و پیغمبرم برگشت درگیری صورت نگرفت عبدالله ذوالبجادین تو این جنگ مرد از دنیا رفت مریض شد تو راه و مرد این رو می خواستم بگم همه ی قصه رو برای یه کلمه گفتم


عبدالله بن مسعود می گه نصف شبی بود من از خواب بیدار شدم دیدم سر و صدا می آد آتیش روشنه بلند شدم دیدم پیغمبر داره همین جوون و این آقا رو به خاک می سپاره عبدالله ذوالبجادین می گه یه جمله ای پیغمبر کنار قبرش فرمود که من آرزو کردم خدایا کاش من به جای این مرده بودم


حالا چی گفت پیغمبر که این عبدالله بن مسعود خوشش اومد وقتی بدنه عبدالله ذوالبجادین رو پیغمبر گذاشت تو قبر یه جمله ای فرمود که عبدالله بن مسعود میگه من آرزو کردم کاش من جای این مرده بودم چی گفت پیغمبر «اللهم انی امسیت راضیا عنه فارض عنه» خدایا من از این راضیم تو هم ازش راضی باش


این می شه رضایت پس خیلی مهمه ما رضایت خدا رو کسب کنیم من اینا رو می خوام بگم اگه منو دنبال کنید می خوام برسم به حضرت زهرا یه جایی اما هنوز نه،
از کجا بفهمیم خدا از ما راضیه من شیش هفت تا راهش رو یادداشت کردم برا شما می گم تندم می گم معطل نشید آقا من می خوام ببینم خدا از من راضی یا نه؟


الان یه دانش آموز می فهمه معلم ازش راضیه یا نه از لبخند معلم از هدیه ای که بهش میده از اینکه مبصرش می کنه مثلا بیا جلو بشین سوال ازش می کنه برگه ها رو بهش میده صحیح کنه می فهمه
یه زن می تونه بفهمه شوهرش ازش راضیه یا نه گل می آره هدیه می آره خوش اخلاقی می کنه یه کاسب الان تو این شهر چقدر کاسب کاسب می تونه بفهمه مشتری راضی نه از صفی که مردم می کشند وقتی می بینید پنجاه تا فست فود توی خیابونی یکی سرش شلوغه مردم راضی اند که می رن سراغ این، این کبابی یه ذره شلوغه این بستنی فروشی یه ذره شلوغه این لبنیاتی هر کسی می تونه بفهمه الان من می تونم بفهمم شما از من منبر من راضی هستید یانه؟ یعنی خودم باید بفهمم دیگه مردم گوش ندادند پاشن برن خلوت بشه منبرم می فهمم آقا من نتونستم حرف درستی بزنم


یه پزشکی که مطبش خلوت می شه خب می فهمه راضی نیستند دیگه ازش ، الان شما ماشین می خری از کل راضی هستش یا نه می گی بله جام نذاشته خراب نشده مثلا عیب نکرده خوش رکاب بوده برام
آقا یه سوال ما بنده ایم خدایا ما کجا بفهمیم تو از ما راضی هستی من این شش هفتایی که می گم رو دقت کنید

 

علائم رضایت خداوند از انسان:


1- یک امیرالمومنین فرمود علامَةُ رِضا اللّه ِ سبحانَهُ عن العَبدِ ، رِضاهُ بما قَضَى بهِ سبحانَهُ لَهُ و علَيهِ .[. غرر الحكم : 6344 .] کسی می خواد بفهمه خدا عزیز راضی یا نه اولین علامتش اینه که اون از خدا راضی باشه هر که از خدا راضی بود بدون خدا ازش راضیه
البته لَهُ و علَيهِ چه اون موقعی که به نفعمونه چه اون موقعی که به ضررمون خدایا اولاد دادید راضیم ماشین دادی راضی ام خونه دادی راضی ام که هنر نیست همش داده خدا بچه رو گرفتی راضیم این هنره این هنره شیش ماهات رو دستت جون بده بگه راضیم گله نمی کنم اسیر شی مثل زینب تو دست دشمن بگی راضیم ما رایت الا جمیلا


تو گیر اومدن آدم راضی باشه هنر نیست تو از دست دادن تو دنیا به آدم رو می کنه آدم راضی باشه هنر نیست ام البنین باشی بیان بهت بگن چهار تا بچه ها تمام هیچی بگه همشون فدای حسین «أولادی وَ مَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین»


لذا امام صادق یه پسری داشت مریض بود من این حرفی که دارم به شما می زنم چون خودمم تو زندگی سختی هایی دیدم مشکلاتی دیدم شما همتون دیدید الان همه ی شمایی که اینجا نشستید کم و بیش تو خونه بیمار دارید سختی هایی دارید داغ دیدید حالا من اگه بخوام برای شما تعریف کنم که چقدر مردم میان برا من مشکلاتشون رو مطرح می کنند


دیشب یه آقایی اومده بود زنگ زده بود می گفت داماد ما فوت کرده خواهر اونم سرطان سختی خون گرفته دوتا بچه کوچیکم دارند من چه کنم با این مشکل؟
اگر کسی به این مرحله رضا برسه خیلی سخته ها افضل اعمال بالاترین ارزشه که در رویکرد و پشت کرد گهی زین به پشت و گهی پشت به زین بتونه اونجایی که دیگه پشت به زینه بتونه راضی باشه حالا مریضی باشه فقدان باشه


امام صادق پسر جوانی داشت مریض بود خیلی آقا ناراحت بود تلاش کرد این بچه خوب بشه همه کاری که ازش می اومد انجام داد یه وقت اومدند گفتند آقا کافیه بچه مرد از دنیا رفت امام صادق نشست آرام نشست نه اینکه گریه نکرد گریه می کنه آدم بعد فرمود ما اهل بیت قبل از مصیبت تلاش می کنیم واقع نشه اما وقتی واقع شد دیگه گله نمی کنیم شکوه نمی کنیم
پس از کجا بفهمیم خدا از ما راضیه یه علامت مهمش اینی که در «له و علیه »ما از خدا راضی باشیم

 

2- نشانه دوم فرمود بعضی از اوقات دقت کنید چی می گم رضایت خدا با رضایت مردم تعارض پیدا می کنه یه خانم به من زنگ زد شاید بیست روز پیش بود هنوز شهادت حضرت زهرا بود گفت ایام میلاد زهرا مثل همین الان ما یه عروسی داریم اون عروسی هم توی باغی برگزار می شه و حالا من شهرش رو عرض نمی کنم مشروب توشه اختلاط زن و مرد توشه موسیقی حرام توشه حرام مسلم توش آقای ما می گه تو باید بیایی حالا باید یه وقته دم در تو یه اتاقی بشین تا عروسی تمام میشه شامت رو بخور می گه باید بیایی مشروب بخوری با اینا برقصی تو این جلسه شرکت کنی خب من چه کنم؟


گاهی از اوقات رضایت خدا با رضایت شوهر با هم تعارض پیدا می کنه رضایت خدا با رضایت اولاد با رضایت مردم همه می گن بخور ببر بگیر اما خدا می گه نه، اگر کسی رضایت خدا رو بر رضایت خلق ترجیح داد خدا ازش راضیه


می گه من از این راضی ام این رضایت منو بر شوهرش مقدم کرد بر بچه اش مقدم کرد پسرش گفت این دروغ رو بگو نگو همکارش گفت این کار خلاف رو انجام بده ببینید «مَن طَلَبَ رِضا اللّه ِ بِسَخَطِ الناسِ كَفاهُ اللّه ُ اُمُورَ الناسِ» [. بحار الأنوار: 71/208/17.]
هر کسی رضایت خدا رو بر رضایت مردم ترجیح بده البته اونجایی که تعارض نداره که عیبی نداره ولی بنده الان واقع شدم با یه رفیقی که چیزی از من می خواد که حرامه بگم نه خدا گفته حرامه من این کار رو نمیکنم دیدی بعضی ها می گه برو با من من پشتتم من قیامت جواب می دم این خیلی مهمه که انسان تو زندگیش دومین نشانه رضایت خدا که خدا از ما راضیه اینه که بگیم به خدایا ما ببینیم تو به چی راضی هستی اینجا دروغ من نمی گم اینجا غیبت من نمی کنم اینجا مشروب من نمیآم ولو دیگران منو تشویق کنند چون خیلی از اوقات بعضی ها با تشویق دیگران گناه می کنند اینم دو تا


3- سوم فرمود إِذَا رَأَيْتَ نَفْسَكَ تُحِبُّ الْمَسَاكِينَ وَ تُبْغِضُ الْجَبَّارِينَ فَذَلِكَ آيَةُ رِضَايَ»؛ (مستدرك‏الوسائل، ج 12، ص 234.) اگر نگاه کردی به خودت به دلت الان شما اگه به دلتون مراجعه کنید دیدی آدم خوبا رو دوست داری از آدم بدا بدت می آد از جبارها بدت بیاد ،تا می گن نتانیاهو حالت بهم می خوره می گه خدا لعنتش کنه تا می گن سید حسن نصرالله می گه خدا رحمتش کنه حیف شد خدا از تو راضیه این معلومه ذائقه ات سالمه


چطور الان آدم هایی که اینجا نشستید ما قدیم که دبیرستان می رفتیم زیست شناسی می خوندیم می گفتند این زبان پرزهای چشایی داره یه جاییش تلخی رو احساس می کنه یه جایی شوری رو احساس می کنه یه جایی شیرینی رو احساس می کنی همین طور هم هست دیگه مثلا تلخی غالبا انتهای زبان


خب آدم هم داریم می گیم می گیم تلخه می گه من که نه می فهمم شوره می گه من آقا خیلی بوی خوبی داره می گه من بو استشمام نمیکنم این مریضه اگه کسی مریض شد ذائقه اش می شه ناسالم
قرآن می فرماید آیه هفتم سوره حجرات حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ هر کسی ذائقه اش سالم باشه آدمای خوب باید دوست داشته باشه از بدا باید بدش بیاد


می گن عبدالملک مروان خیلی خبیث بوده خدا لعنتش کنه یه فرماندارش حجاج هست هشتاد هزار شیعه کشته کمیل رو ایشون کشتند قنبر رو ایشون کشت خیلی جنایت کرد خیلی این نتانیاهو رو شما ببینید یه چیزی شبیه همین خدا لعنتش کنه خدا خبر مرگش رو برسونه عرض می کنم که محرم شده بود خیر سرش خلیفه مسلمانان بود آمده بود مکه بعد آوردنش توی طواف گفتند یالا شروع کن گفت چیکار کنم گفتند هفت دور باید بچرخی نماز بخونی گفت برو بابا این حرفا چیه من بدم می آد از این کارا نه بابا نمی شه تو محرم شدی زنت بهت حرامه باید اینا رو انجام بدی


رفت یه گوشه نشست اومدند گفتند قربان زشته تو امیر الحاجی رئیس کشوری خلیفه پاشو گفتند آقا بره یکی پیدا کنید یه خورده نصیحتش کنه رفتند گفت از اصحاب پیغمبر باشه البته اون موقع اصحاب پیغمبر هنوز زنده بودند چون عبدالملک تقریبا سال هشتاد هفتاد و هشتاد هنوز جابر بعضی ها مثل انس و جابر و بعضی از این ها زنده بودند گفتند آقا کسی امسال از اصحاب پیغمبر مکه نیست


گفت از تابعین پیدا کنید اگر کسی پیغمبر رو دیده باشه بهش می گن اصحاب مثل سلمان اگر کسی اصحاب رو دیده باشه بهش می گن تابعی سلمان رو دیده باشه نه پیغمبر یکی رو پیدا کردند به نام ابو حازم آمد و گفت چیه عبدالملک؟ مشکلت چیه؟ عالم بود محدث گفت سوال از تو دارم چرا من آدم می کشم خوشم میآد بگن برقص خوشم میآد بگن شراب بخور خوشم میآد
گفت اما از نماز و عبادت اینا بدم میآد چیکار کنم؟ مشکل من چیه؟ عبدالملک ذائقه تو عوض شد تو زیر و رو شدی وارونه شدی دیگه مرگ قلبت و روحت رسیده


خیلی زشته ماهام گناه می کنیم گاهی ولی بعد اعصابمون خورد می شه اگر کسی گناه نکنه که خیلی خوبه اگه بکنه و بعد هی خودش رو سرزنش کنه بگه ای کاش نمی کردم این کار رو این سالمه نفس لوامه داره اما اگر کسی گناه می کنه و خوششم می آد و می گه ای کلاه سرش گذاشتیم چه خوب کیف کنه این صاحب نفس اماره است
سومین نشانه رضایت خدا اگه در خودتون می بینید خدا رو شکر کنید اینایی که می گم ببینید دارید یا نه سه تا تا اینجا گفتم اینه که آدم خوبا رو دوست داشته باشه از بدا بدش بیاد


4- چهارم :خب حالا روز زن بود و امروز بالاخره این خانم ها الحمدالله دارن گوش می دن اینم برای اینا بگم الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام : إنَّ أرضاكُم عِندَ اللّه ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ .[بحار الأنوار : 78/136/13 .] یکی از کسایی که خیلی خدا ازشون راضیه اونایی که به زنشون می رسند وسعت میدن خوش اخلاقی می کنند


چون خدا می فرماید خلق عیال منه خانم ها مانند کارگزارای منن چطور یه رئیس کارخونه کارگراش رو تحویل می گیره خدمت می کنه این خانم ها کارمند منن مردها به اینا برسید خوش اخلاقی کنید «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» لباس این ها باشید پوشش این ها باشه مردی که به زنش خدمت کنه


زهرای مرضیه سلام الله علیها پیغمبر آمد خانه شون دید حضرت علی داره کمک حضرت زهرا کار خانه می کند گاهی جارو می زد گاهی عدس پاک می کرد گاهی هیزم می آورد
فرمود علی جان لا یخم العیال خدمت نمی کنه به همسرش مگر کسی که خدا رو جزو صدیقین یا شهدا قرار میده
حالا که خیلی دنبال شهید شدن هستید نمی خواد شهید شید تو خانه کمک کنید کمک به همسرم باعث رضایت خداست این چهار همینم دیگه کافیه رد می شم


از کجا بدونیم خدا از ما راضیه؟
یک ما از خدا راضی باشیم
دو رضایت خدا رو بر رضایت خلق ترجیح بدیم
سه خوبا رو دوست داشته باشیم از بدا بدمون بیاد
و چهارم خدمت به عیال

5- و اما پنجمش این شاه بیت حرف منو دیگه جلسه رو واگذار کنم رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله :إنّ اللّه َ لَيَغضَبُ لِغَضَبِ فاطمةَ ، و يَرضى لِرِضاها .[بحار الأنوار: 43/19/4.] اگر فاطمه از کسی راضی باشه خدا ازش راضیه و اگر فاطمه سلام الله علیها از کسی ناراضی باشه خدا از او ناراضیه


لذا وقتی اون دو نفر اومدند دم در برای عیادت ایشون اومدند حضرتم بهشون اجازه داد تا نشستند حال حضرت زهرا خوب نبود که تو بستر خوابیده بود تا نشستند کنار بسترش حولت وجهها إلى الحائط روش رو برگردوند به سمت دیوار بلند شدند اومدند این طرف نشستند فسلما عليها دوباره روش رو برگردوند سه بار حضرت از اینا رو برگردوند اولی گریه افتاد گفت کاش مادر منو نزاییده بود و فاطمه اینطور با ما برخورد نمی کرد معلومه از ما خوشش نمیآد


بانوی بزرگوار ما اومدیم عذرخواهی کنیم حضرت فرمود یه سوال منو جواب بدید شنیدید بابام فرمود هر که فاطمه رو آزار بده منو آزار داده هر که منو آزار بده خدا رو آزار داده گفتند بله شنیدید کسی خدا از فاطمه ازش راضی نباشه خدا ازش راضی نیست گفتند بله فرمود من از شما راضی نیستم و شما رو بعد هر نمازم نفرین می کنم که هر دوشون با ناراحتی بلند شدند رفتند


لذا یه کاری کنیم حتی زهرا از ما راضی باشه خانمی که اهل حجابی اهل عفافی آقایی که اهمیت به خانواده ات میدی غیرت داری اهمیت به دین میدی حلال و حرام میدی بدان حضرت زهرا ان شاءالله از شما راضیه ان شاءالله همه ی این جمع امشب این پنجمی رو داشته باشید ان شاءالله خداوند از همه عزیزان قبول کنه


خدایا در ظهور آخرین سفیرت حجت بن حسن تعجیل بفرما
خدایا مریضامون و لباس عافیت بپوشان
صبر بر بیماری به ما عنایت بفرما
خدایا رهبر عظیم الشانمون که امروز مقتدرانه صحبت کردند در برابر دشمن سلامت و عزت عنایت بفرما
گذشتگان و اموات و شهدا شهدای این محل این منطقه امام عزیز شهید سلیمانی سید حسن نصرالله روحشون رو از این جلسه بهره مند بگردان

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group