شخصیت حضرت معصومه علیهاالسلام - حجت الاسلام رفیعی
شیعه کوئست بزرگترین مرجع سخنرانی های مکتوب علماء و بزرگان
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
حجت الاسلام رفیعی
قال الله تبارک و تعالی: « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنُ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً (نحل، 97)
مقدمه
در کنار حرم کریمه اهل بیت فاطمه معصومه علیهاالسلام هستیم. یک فرازی از زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام را خدمت شما برادران و خواهران توضیح دهم که بیشتر نسبت به حضرت معرفت پیدا کنیم.
خانم فاطمه معصومه علیه السلام از جایگاه و مقامات ویژه ای برخوردار است. یک مقام حضرت مقام شفاعت است: «يا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ»؛ یک مقام فاطمه معصومه علیهاالسلام ثواب زیارت آن حضرت است که اگر زیارت «عارِفا بِحَقِّها» باشد؛ بهشت بر آن شخص لازم و واجب است(بحارالانوار، ج99، ص 265). یکی دیگر از آن مقامات زیارت نامهء ایشان است؛
ما در میان امامزاده ها شاید غیر از ابا الفضل العباس و حضرت معصومه علیهاالسلام اصلاً نداشته باشیم کسی که زیارت نامه مأثور از امام معصوم داشته باشد.
شرح فرازی از زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام
در یکی از فرازهای این زیارت می خوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ اَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَةِ فَلا تُسْلَبُ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ »( بحار الانوار، ج19، ص 265.)؛ این دعا را فرا بگیریم و در قنوت های نمازمان بخوانیم، در سجده های آخر نماز هم بخوانیم؛ چون دعای بسیار مهمی است.
در این فراز زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام چند چیز از خداوند می خواهیم: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ »؛ اولین موردش این است که عاقبت به خیر شویم. فقط آغاز کار ما با سعادت نباشد بلکه تا آخر با سعادت باشد.
پایان کار ما، سعادتمند تمام شود. امیر مؤمنان علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمودند: فرزندم اگر دیدی یک کسی آدم خوبی است، حكم نکن که خوب هم از دنیا می رود و اگر هم دیدی آدم بدی است،قضاوت نکن که بد هم از دنیا می رود، « کم مِنْ سَعِيدٍ خُتِمَ لَهُ بالشقاوة »، چه بسا آدم هایی که خوب بودند، به ظاهر سعادتمند بودند اما آخر کار لغزیدند و شقاوتمند شدند، «كَمْ مِنْ شَقِيٍّ»؛ چه بسا آدم هایی که به ظاهر بد و شقاوتمند بودند «خُتِمَ لَهُ بِالسَّعَادَةِ»؛ اما آخر کار آنها، به سعادت تمام شده است.
کسی فکر نمی کرد برصیصای عابد سقوط کند، بلعم باعورا سقوط کند، کسی فکر نمی کرد پایان کار زبیر، زبیری که پای وصیت نامه حضرت زهرا علیهاالسلام امضا کرد، در تشییع جنازه حضرت زهرا علیهاالسلام حضور داشت، در جنگ های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شرکت داشت، جزو شورای شش نفره بود و به نفع امیر مؤمنان علیه السلام کنار رفت، اما در جمل آن طور مقابل على ع صف آرایی کند!
اسامه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بسیار دوستش داشت، در جمل از امیر مؤمنان علیه السلام جدا شد.
سعد بن ابی وقاصی که برای اسلام بسیار شمشیر زده بود، در جمل خدمت امیر مؤمنان علیه السلام آمد و ادامه جنگ عذرخواهی کرد.
این است که مولا می فرمایند: « کم مَنْ شَقِيَ خَتَمَ لَهُ بِالسَّعَادَةِ »؛ چه بسا انسان های شقاوتمند که عاقبت به خیر شدند. فضیل مگر آخرش توبه نکرد، حر مگر آخرش توبه نکرد و فراوان بودند کسانی که پایان کار آنها ختم به خیر شد؛ لذا حضرت یوسف می فرمود: «تَوَفَّنِي مُسْلِماً»( يوسف، 101)؛ خدایا! من را مسلمان بمیران، «وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ» (آل عمران، 193.)؛ با نیکان بمیران.
در زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ» ؛ خدایا! کاری کن آخر کارآن جایی که داریم از دنیا می رویم، به سعادت امام تمام شود.
علائم شقاوت
حدیث قشنگی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برایتان بخوانم، ببینید چه آدم های سعید و چه آدم هایی شقی می باشند؛ البته در این رابطه روایات زیاد است ولی من یک حدیث را برای شما انتخاب کردم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « عَلَامَةُ الشَّقَاوَةُ أَرْبَعَةُ »؛ چهار چیز نشانه شقاوت و بدبختی است. حالا من علائم بدبختی را بیان می کنم خود به خود علائم سعادت را متوجه می شوید.
1-فراموشی گناه
نِسْيَانَ الذُّنُوبِ الْمَاضِيَةِ وَ هِيَ عندالله مَحْفُوظَةُ »؛ اولین علامت انسان شقاوتمند این است که به جای این که توبه از گناهش کند، گناهش را فراموش می کند.
در قرآن می خوانیم: « رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا »(بقره ، 286) خدایا! از ما بگذر، ما را ببخش و به ما رحم کن! این سخن یک انسان سعادتمند است.
ما در دعای « آمَنَ الرَّسُولُ » معروف، هشت تا چیز از خدا می خواهیم: «رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا»( بقره، 286)؛ خدایا! اگر ما یک چیزی را فراموش کردیم، ما را مؤاخذه نکن؛ البته فراموشی مؤاخذه ندارد، آدم یادش برود نماز صحبش را بخواند، مؤاخذه نمی شود، ولی این مورد غیر از آن مورد است؛ منظور نسیان عمدی است.
ما دو نوع فراموشی داریم: یک وقت آدم یک چیزی یادش می رود، اما یک وقت آدم دو سال نمی رود به فاملیش سر بزند، فامیلش را فراموش می کند؛ این فراموشی دومی بسیار بد است.
اگر انسان خدا را فراموش کرد، گناهش را فراموش کرد، قیامت را فراموش کرد، قرآن می فرماید: ما هم به او می گوییم: «الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ»؛ ما هم شما را فراموش می کنیم، «كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا» (جائیه، 34.)؛ اولین علامت بدبختی فراموشی گناه است، نقطهء مقابل آن که علامت سعادت این است که آدم گناهش يادش نرود و بلافاصله توبه کند. یک مناجاتی در مفاتیح به نام مناجات خمسه عشر است که خیلی زیباست، یک موردش: «مُناجاتُ التّائِبین» است، امام سجاد آنجا می فرماید: خدایا! تو یک دری به نام در توبه درست کردی، « سَمَّيْتَهُ بَابُ التَّوْبَةِ » خدایا! اگر کسی این در را نزد، خودش نیامد و توبه نکرد، مقصر خودش است؛ چون شما راه گذاشتی و مسیر را باز کردی، اما خودش نیامد.
موسی بن عمران با خدا مناجات می کرد گفت: « یا اللَّهِ الْمُطِيعِينَ »؛ ای خدای اطاعت کننده ها، خطاب شد: «لَبَّیْکَ»؛ خدا پاسخ داد: بله چه می گویی؟!
صدا زد: «یا الله الْعابِدِینَ»؛ ای خدای عبادت کننده ها، جواب آمد: «لَبَّیْکَ»، یک وقت صدا زد: « يَا اللَّهُ الْعَاصِينَ »؛ ای خدای گنه کارها! سه بار جواب آمد: «لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ»؛ عرض کرد: وقتی گفتم خدای عبادت کننده ها، یک بار جواب دادی، وقتی گفتم خدای اطاعت کننده ها، یک بار جواب دادی، ولی وقتی گفتم خدای گنه کارها، سه بار جواب دادی، چرا؟!
خطاب شد: عبادت کننده ها یک چیزی دارند می گویند عبادت داریم، اطاعت کننده ها یک چیزی دارند می گویند اطاعت داریم، ولی گنه کارها جز من تکیه ای ندارند. قرآن هم می فرماید: «إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ» (بقره. 222) خدا توبه کننده ها را دوست دارد.
2-کارهای خوبش را به رخ دیگران کشیدن
ذکر الْحَسَنَاتِ الْمَاضِيَةِ وَ لَا يَدْرِي قُبْلَةً أَوْ رُدَّتْ »؛ دومین علامت انسان شقاوتمند این است که مرتب کارهای خویش را به رخ دیگران می کشد. خدا از گناه کبیره خیلی بدش می آید.
هر که تکبر می ورزد با خدا در افتاده؛ چون کبریایی صفت خداست و خدا سوگند خورده من کسی که تكبر ورزد زمینش می زنم. امام صادق عليه السلام فرمود: « مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَهُ اللَّهُ »( بحارالانوار، ج 98، ص109،)؛ کسی که تواضع ورزد خدا بلندش می کند و رشدش می دهد و کسی که تكبر ورزد خدا او را زمین می زند.
3-در ماديات به بالا دست نگاه نکردن
وَ نَظَرْتَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فِي الدُّنْيَا »؛ سومین علامت انسان شقاوتمند این است که در دنیا به بالا دستان نگاه می کنند.
متأسفانه مسابقه ثروت، چشم و هم چشمی در جامعه بسیار زیاد شده است. سابق این طور مردم نبودند. صفت قناعت در بین مردم موج می زد.
طرف می خواهد دختر شوهر بدهد، اگر وضع مالی خوبی نداشته باشد، به حد ورشکستگی می رسد. وسایلی به عنوان جهاز به دخترامون می دهیم که تا آخر عمراستفاده نمی شود، چرا؟ چون فلانی این طور جهاز داده بود. مهریه بالا برای دخترمان معین می کنیم، چرا؟ چون دختر خاله اش مهریه اش آن مقدار بوده است و ...
اگر یک روز اعلام کنند، خانواده ها اثاثیه اضافی که در خانه دارند تا آخر عمر گاهی استفاده نمی شود، بیرون بگذارید خدا می داند که راه کو چه بسته می شود از بس اثاث تو کوچه ها می گذارند. گاهی می بینید یک عروس خانم، سرویس های متعدد، لباس های متعدد و ... به خاطر این است که سن ازدواج این قدر بالا می رود.
نگاه به بالا دست در مادیات را قرآن کریم هم مذمت می کند، می فرماید: بعضی ها حریص اند، بعضی ها طمع دارند و طغیان گرند. قارون وقتی از قصرش بیرون آمد، تا نگاه بعضی ها به ثروتش افتاد، گفتند: «يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ»( قصص، 79) کاش ما هم مثل این قارون پول داشتیم، ببین چه ثروتی دارد!. وقتی در زمین فرو رفت گفتند: خوب شد ما مثل این پول نداشتیم. ثروت بد نیست، اما نه از راه حرام و حلال، نه از راه غیر شرعی
4-در معنويات به پایین دست نگاه کردن
وَ إِلى مَنْ هُوَ دُونَهُ فِي الدَّيْنِ »( المواعظ العددیه، ص 331)؛ چهارمین علامت انسان شقاوتمند این است در امور دینیش به پایین دست نگاه کند. شده است شما تا به حال یک بار به نماز امیر مؤمنان عليه السلام غبطه بخورید، شده است به نماز شب یک عالم غبطه بخورید، شده است بگویید خوشا به حال فلان آیت الله که در نماز شبش با خدا یک ساعت مناجات می کند؟! در امور دین به پایین دست نگاه کردن یکی از نشانه های بدبختی است.
عزیزان! عبارتی از زیارت نامه حضرت معصومه علیهاالسلام را توضیح میدادم: « اللَّهُمَّ إِنِّي أسألک »؛ می گوییم: خدایا! از تو می خواهیم « أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ »؛ آخر کار ما به سعادت تمام شود. این دعا خیلی مهم است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « لا يَزالُ الْمُؤْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَةِ »(بحارالانوار، ج 68، ص 366) مؤمن همیشه از پایان کارش باید بترسد.
حضرت امام رحمه الله فرموده بود بالای سر یک شخصی آخرین لحظه هایی که داشت جان می داد، رفتم دیدم دارد کفر می گوید، به خدا بد و بیراه می گوید، هر چه به او گفتم توبه کن، گفت: نه! گفت: خدا چرا ما را آفریده، به من همه چیز داده حالا دارد من را می برد. دیدم با حالت کفر از دنیا رفت. عاقبت به خیری بسیار مهم است.
در بخش بعدی زیارت نامه حضرت می خوانیم: « فَلَا تُسْلَبُ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ »( بحارالأنوار، ج19، ص265.)؛ خدایا! چیزهایی را که ما داریم از ما نگیر ما چه چیزهایی داریم؟! نعمت سلامت، ولایت، امنیت، توفيق حرم آمدن و ...
عزیزان! یک چیزهایی در زندگی انسان سلب نعمت می کند، سلب توفیق می کنند، چند موردش را نام می برم: 1- سخنان ناشایسته؛ على علیه السلام فرمود: « رُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً »( غررالحکم، ح 7501.)؛ چه بسا یک سخن ناروا نعمتی را از آدم می گیرد.
دیدید گاهی بعضی ها حال ندارند نماز صبح بخوانند، حال ندارند اول اذان بیدار شوند، حال ندارند بعد از نماز تسبیحات و تعقيبات داشته باشند، حال دعا کردن ندارند و ... یک دلیل کسالت کلمات ناروایی است که از زبان انسان خارج می شود.
انسان مدتی زبانش را کنترل کند، متوجه می شود خداوند چه توفیقاتی به او می دهد و چه حکمت هایی را بر قلبش جاری می کند. چرا این قدر تأكید به سکوت شده؟!
چون سکوت زیاد حکمت می آورد. سکوت زیاد برای انسان وقار می آورد. آدم پرحرف، پر خطاست و به حرفش هم کمتر توجه می شود.
بنابراین یکی از چیزهایی که از انسان سلب نعمت می کند کلمات ناروا و ناشایست است.
قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: حرف چند گروه را نپذیر، « وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ بِنَمِيمٍ»؛( قلم، 10) اولین گروه کسانی که سوگند می خورند.
گروه دوم کسانی که پست هستند و هر گناهی را مرتکب می شوند؛ البته (مهين) در فارسی معادل ندارد و اسم خانم ها را که مهین می گذارند به معنای ماه نما است.
در عربی چون کلمه مهین از مدن می آید به معنای سستی و پستی است. گروه سوم کسانی که عیب جویی می کنند؛ می گردند تو زندگی مردم نقاط ضعف مردم را پیدا کنند و برجسته کنند که خیلی کار زشتی است. گروه چهارم سخن چین ها هستند سخن چینی روابط را به هم می ریزد: رابطه دو تا دوست، رابطه پدر و فرزند، رابطهء عروس و مادر شوهر و ...
ضرب المثلی است که بسیار قشنگ است حالا شاید هم از کلام حکما گرفته شده باشد، می گوید: « اكْتُمْ ذهبک وَ ذهابک وَ مذهبک »؛ سه تا چیز را بپوشان!
1- پولت، چه لزوم دارد بگوی چقدر ثروت دارم؟! 2- مسافرت هایی که می روی،
3- مذهبت؛ بعضی جاها آدم واقعاً باید اعتقاداتش را بپوشاند، مثلاً: بین وهابی ها، بین غیر مسلمان ها و ... باز توی ضرب المثل های عربی یک مطلبی داریم، می گویند راز اگر از بین دو تالب بیرون آمد دیگر راز نیست؛ چون اشاعه پیدا می کند.
خانم شما، چیزی به مادرت گفت، بشنو و همان جا خاکش کن و همین طور اگر مرد خانه چیزی گفت. راز داری از صفات ارزشمند اسلامی است.
شناختن مؤمنین در سه جا
امام صادق علیه السلام فرمود: شیعیان ما را سه جا ارزیابی کنید: 1- اول وقت نماز بین کجاست، نماز می خواند یا جای دیگری مشغول به کار است. 2- کمک کردن به دیگران، 3- راز داری؛(1) رازداری خیلی صفت بزرگی است. بحث را جمع کنم عبارتی از زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام که از امام رضا علیه السلام به ما رسیده است و زیارت بسیار ارزشمندی است خواندم: «اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ»؛ خدایا! ما از تو می خواهیم، « أَنْ تَخْتِمَ لی بِالسَّعادَةِ» آخر کار، ما سعادتمند شویم، «فَلا تَسْلُبْ مِنّی ما اَن-َا فیهِ»؛ و آن نعمت هایی که داریم از ما گرفته نشود؛ مخصوصاً نعمت ولایت، نعمت شیعه بودن، نعمت پیرو اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بودن که کم نعمتی نیست.
امیدواریم خداوند همهء ما را بر این نعمت ارزشمند ثابت قدم قرار بدهد.


