زبان حال حضرت زهرا در کنار مزار رسول الله
در آخرین روزهای عمر شریف صدیقه طاهره سلام الله علیها بود که بیماری آن بانو شدت یافته بود به گونه ای که توان ایستادن را نداشتند و یقین پیدا کرده بودند که دیگر عمرشان به دنیا باقی نیست؛
در یکی از شب ها به امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند :ای پسر عمو! چقدر از شب گذشته است؟
مولا فرمودند :یک سوم شب.
حضرت فرمودند :اگر شما اجازه بدهید می خواهم بر سر قبر پدرم بروم تا قبل از رفتنم از این دنیا با او وداع کرده باشم؛ چرا که وقت جدایی دیگر نزدیک شده است ای پسر عمو.
پس مولا علی علیه السلام به گریه افتاد و فرمودند :إنك بهذه الحالة لم تستطيعي القيام!؟
▪️شما با این حال حتی توانایی ایستادن را نداری؟
حضرت فرمودند : چاره ای نیست دیگر.
فنهضت و توجّهت نحو القبر المقدس؛فتارة تقوم و تارة تطيح،حتى وصلت إلى قبر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و معها علی علیه السلام
▪️پس آن بانوی مکرمه به وسیله ای بود از جا بلند شده و به همراه امیرالمؤمنین علی علیه السلام به سمت مرقد شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتادند.
صدیقه کبری علیها السلام در بین راه مکرر زمین می خورد و باز بلند می شدند تا اینکه به قبر مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید.
فلما نظرت إلى القبر،أنّت أنّة تزلزلت لها الأرضين و قالت:يا أبتاه،سكنتَ التراب و فارقت الأحباب و أسلمتنا للخطوب و فوادح الكروب،و بكت حتى انصدع قلبها.
▪️پس همینکه نگاهش به قبر پدر افتاد چنان ناله ای زدند که زمین به لرزه افتاد و فرمودند :
ای پدرجان! ساکن خاک ها شده ای و از دوستان جدا شده ای و ما را تسلیم سختی ها و مصیبت ها نمودی؟!
و چنان گریستند که نزدیک بود قلب آن حضرت از هم پاشیده شود.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند :
زهرای من! کم گریه کن که می ترسم خودت را با این گریه ها از بین ببری؟!
فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :
ای پسر عمو! مرا معذور بدار؛ چرا که فراق و خصوصا فراق پدرم، بد کامم را تلخ نموده است.
ثم أخذت قبضة من صعيد قبره الشريف و وضعتها على أنفها و عينها و شمّتها، و أنشأت عليها السّلام :
صبّت عليّ مصائب لو أنها
صبّت على الأيام صرن لياليا
▪️سپس آن بانوی مکرمه مشتی از خاک قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را برداشته و روی چشم ها گذارده و بوییدند و اشعاری چنین فرمودند :
چنان مصیبت ها بر سر من آوار شد که اگر بر سر روزها این مصائب آمده بود، تبدیل به شب می شدند
📚 وفاة فاطمه الزهرا علیهاالسلام للبلادی ص۶٩


