روایتی از ندای پیامبر اکرم به حسنین در لحظات شهادت حضرت زهرا
در نقلی چنین آمده :ساعات آخر عمر شریف صدیقه طاهره سلام الله علیها بود که به امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند :
يا أمير المؤمنين!امض بولديك إلى قبر جدهما
▪️یا امیرالمؤمنین! پسرانت را بر سر مزار جدشان رسول خدا صلی الله علیه و آله ببر (تا شاهد جان دادن من نباشند)
امیرالمومنین علی علیه السلام، امام حسن و امام حسین علیهما السلام را بر سر مزار جدشان بردند و خود برگشتند تا صدیقه کبری علیها السلام به ایشان وصیت کنند.
در همین حال که صدیقه کبری علیها السلام داشتند به امیرالمؤمنین علی علیه السلام وصیت می نمودند، شنیدند که صدای گریه و فریاد می آید؛فضه از خانه بیرون آمد که ناگهان دید امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند که اینگونه فریاد می زدند و مي گویند :
وا ويلاه، وا مصيبتاه،وا حزناه،وا كربتاه
وقتی که به داخل خانه آمدند، امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:چه شده است که اینگونه ناله و فریاد می زنید؟
آن دو فرمودند :پدرجان! همینکه نزدیک قبر جدمان رسول خدا صلی الله علیه و آله حاضر شدیم، هاتفی ندا داد :
هذا إبراهيم الخليل يقول:إن يتامى فاطمة الزهراء عليها السّلام قد أتيا،و هذا إسماعيل الذبيح يقول:إن شفعاء يوم القيامة قد جاء،و هذا محمد المصطفى صلّى اللّه عليه و آله يقول:ولديّ و قرتي عيني أقبلا
▪️ابراهیم خلیل این جا نشسته و می گوید :«یتیمان فاطمه زهرا سلام الله علیها آمدند»
اسماعیل ذبیح این جا نشسته و می گوید :« شفیعیان روز جزا، آمدند»
و این رسول خدا صلی الله علیه و آله است که می گوید :«ای دو فرزند من و دو نور چشم من! جلو بیایید»
ما جلو رفتیم و شنیدیم که از داخل قبر کسی می گوید : ارجعا يا ولديّ إلى أمكما و ودّعاها قبل وفاتها،فإني قد جئت مع جمع من الأنبياء لاستقبال روح أمكما
▪️ای فرزندان من! برگردید به نزد مادرتان و تا قبل از اینکه از دنيا نرفته با او وداع کنید چرا که من و تمام انبيا به استقبال از روح مادرتان آمدیم.
پس امام حسن و امام حسین علیه السلام داخل اتاق مادرشان آمدند و دیدند که مادر در بستر شهادت افتاده و دارد جان می دهد.
فجعلا يقبّلان يديها و رجليها و يقولان:افتحى عينيك و انظري إلى يتاماك.فلما سمعت صوتهما فتحت عينها،فرأتهما فضمّتهما إلى صدرها
▪️پس شروع کردند به دست و پای مادر را بوسیدن و و می گفتند :مادرجان! چشمانتان را باز کنید و یتیمانتان نظر کنید.
همینکه صدیقه طاهره سلام الله صدای آن دو امام مظلوم را شنید، چشمانشان باز کردند و آن دو را به سینه چسپانیده و فرمودند :
چه بگویم از دشمنانی که چه بر سر شما می آورند و چه ظلم ها و اذیت و آزار ها در حق شما روا می دارند.؟!
سپس آن بانو مکرمه امر نمودند تا حضرت زینب و ام کلثوم علیها السلام حاضر شوند و امام حسن و امام حسین علیهما السلام را امر نمودند که کفالت دو خواهرشان را به عهده بگیرند و همواره متوجه احوالات آن ها باشند.
📚التاریخ والسیره ص١٩


