آثار گرانبهای امام هادی علیه السلام
آشنايى با امام هادى عليه السلام
اسم مبارك ايشان «على»، و نام پدرش «جواد الائمه عليهالسلام»، و نام مادرش «سمانه مغربيه» است. كنيه شريفشان ابو الحسن ثالث بوده و از القابشان: هادى، نجيب، نقى، امين، مؤتمن، طيب، عالم، فقيه و ابن الرضا است.
برخى كرامات آن حضرت
۱. ابو هاشم جعفرى گويد: من داخل مدينه بودم هنگامى كه بُغا (يكى از فرماندهان لشكر) در ايام «واثق» در جستجوى اعراب بيرون رفت و از مدينه گذشت. امام هادى عليه السلام فرمودند: برويم ببينيم اين فرمانده ترك چگونه لشكرآرايى كرده است. بيرون رفتيم و منتظر مانديم تا لشكر او از مقابل ما بگذرد.
هنگام عبورِ لشكر مردى ترك از كنار ما گذشت. امام هادى عليه السلام با او به زبان تركى سخنى گفتند. آن مرد از اسب پياده شد و سُم اسب حضرت را بوسيد.
(پس از مشاهده اين منظره) مرد ترك را قسم دادم و گفتم: اين شخص به تو چه گفت؟ جواب داد: او پيامبر است؟ گفتم: نه، پيامبر
نيست. گفت: مرا به اسمى صدا زد كه ايام كودكى در سرزمين ترك بر من گذارده بودند و تا اين ساعت كسى از آن اطلاع نداشت .
۲. جماعتى از اهالى اصفهان كه از جمله آنها ابو العباس احمد بن نصر و ابو جعفر محمد بن علويه بودند گفتند: در اصفهان مردى به نام «عبد الرحمن» شيعه بود. از او پرسيدند: چه چيز باعث شد كه قائل به امامت على النقى ( عليه السلام) شدى؟ جواب داد: چيزى ديدم كه سبب اين اعتقاد شد، و آن چنين بود كه: من مردى فقير ولى با جرأت و سخنگو بودم. يك سال اهالى اصفهان مرا با گروهى ديگر براى شكايت نزد متوكل بردند.
روزى جلوى درب قصر متوكل ايستاده بوديم كه دستور رسيد على بن محمد بن رضا عليهم السلام را حاضر كنند. از بعضى حاضرين پرسيدم: اين شخصى كه دستور رسيده احضارش كنند كيست؟ جواب داد: اين مردى علوى است كه شيعيان قائل به امامت او هستند. سپس گفت: شايد متوكل او را خواسته تا به قتلش رساند.
با خود گفتم: از اينجا نمى روم تا ببينم اين شخص كيست. ناگاه مشاهده نمودم سوار بر اسب مى آيد و مردم در طرف راست و چپ راه دو صف تشكيل داده اند و او را تماشا مى كنند. هنگامى كه ايشان را ديدم محبتش در قلبم قرار گرفت و در دل دعايش مى كردم تا خداوند شرّ متوكل را از او بر طرف كند.
او به همان حال مى آمد و چشم به يال اسبش داشت و چپ و راست را نگاه نمى كرد و من دائما او را دعا مى كردم.
هنگامى كه مقابل من رسيد صورت مباركش را به سمت من نموده و فرمودند: خداوند دعايت را اجابت نمود، و عمرت را طولانى كرد، و مال و فرزندانت را زياد نمود. از هيبت او بر خود لرزيدم و ميان دوستانم روى زمين افتادم. آنها از من پرسيدند: چه شده است؟ گفتم: خير است، و به آنها چيزى نگفتم.
پس از مدتى به اصفهان برگشتيم و خداوند به بركت دعاى ايشان باب خير و رحمت را بر من گشود و ثروتمند شدم به طورى كه اكنون در خانه ام يك ميليون درهم دارم به جز اموال ديگر، هم چنين خداوند به من ده پسر عنايت فرمود، و الآن عمرم هفتاد و چند سال است و قائل به امامت اين شخصى هستم كه از دل من آگاه بود و خداوند دعايش را در مورد من اجابت فرمود .
حكمتها و پندهاى حضرت عليه السلام
بعضى از كلمات حكمت آميز و پندهاى امام هادى عليه السلام جملات زير است:
هر كه از خود راضى باشد، خشمگينان از او زياد شود.
بى نيازى كمى آرزو، و خشنودى به مقدار كفاف است.
مصيبت براى شكيبا يكى، و براى بى تاب دو تا است.
حسد نابود كننده كارهاى نيك است، و روزگار دشمنى مى آورد، و خود پسندى از طلب علم باز مى دارد و موجب كوچك شمردن ديگران و نادانى مى شود، و خسيس بودن زشت ترين اخلاق است، و طمع خوى بدى است. مسخره كردن لطيفه گويى كم خردان و كار نادانان است، و نافرمانى از پدر و مادر موجب تنگدستى و خوارى است.
بياد آر پيكر بىجان خود ميان خانواده ات را كه هيچ طبيبى نمى تواند مرگ را از تو دفع كند، و هيچ دوستى نمى تواند برايت سودمند باشد.
دو ميراث گرانبهای حضرت هادی علیه السلام: زيارت جامعه كبيره وزيارت غديريه
امام هادى عليه السلام با انشاء زيارت جامعه ى كبيره و زيارت غديريه منشور اعتقادى شيعه را با فصيح ترين بيان انشاء فرمودند.
زیارت جامعه کبیره
زيارت جامعه كبيره با بيان حدود ۴۰۰ ويژگى و صفات امامان معصوم عليهم السلام يك دوره امام شناسى و زيارت غديريه با بيانى شيوا و با استناد بر حدود ۴۰ آيه قرآنى يك دوره اميرالمؤمنين شناسى را مطرح نموده است، در اين دو زيارت مهم ترين استدلال هاى اعتقادى شيعه مطرح شده است.
در اين زيارت مىخوانيم:
«فالراغب عنكم مارق و اللازم لكم لاحق و المقصر فى حقكم زاهق و الحق معكم و فيكم و منكم واليكم و أنتم أهله و معدنه و ميرث النبوة عندكم…»:« هر كس از طريق شما روى گرداند از دين الهى خارج شده و هر كه ملازم امر شما بود ملحق شده، و هر كس در حق شما تقصير كند هلاك شده است. و حق با شما و در خاندان شما و از شما و به سوى شماست. و شما اهل حق و معدن آن هستيد و ميراث نبوت نزد شما است» .
زيارت غديريه
زيارت امير المؤمنين عليه السلام در روز غدير نيز يكى ديگر از يادگارهاى امام هادى عليه السلام است. در اين زيارت خطاب به امير المؤمنين عليه السلام عرض مى كنيم:
«أشهد أنك أمير المؤمنين الحق الذى نطق بولايتك التنزيل و أخذ لك العهد على الأمّة بذلك الرسول…» : «شهادت مى دهم كه تو اميرالمؤمنين همان حقى هستى كه ولايتت در قرآن آمده است و بر اين مطلب رسول اللّه از امت عهد و ميثاق گرفته است…» .
چند نكته ى اعتقادى در زيارت جامعه
۱ ـ اهل بيت عليهم السلام بنده و مطيع خداوند هستند. وَعِبادِهِ الْمُكْرَمينَ، الْمُطيعُونَ للّهِِ، لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِاَمْرِهِ يَعْمَلُونَ.
۲ ـ آنها معصومند «عَصَمَكُمُ اللّهُ مِن الزَّلَل وَ طَهَّرَكُم مِن الدَّنَس »
۳ ـ معرفت ايشان معرفت خداست. «مَحآلِّ مَعْرِفَةِ اللّهِ ؛ مَن أرادَ اللّه بَدءَ بِكُم»
۴ ـ دشمنى با ايشان دشمنى با خداست «مَنْ عاداكُم فَقد عادَى اللّه»
۵ ـ پذيرش ولايت ايشان، پذيرش ولايت خداست «مَن والاكم فَقَد والى اللّه»
۶ ـ صلوات بر ايشان و پذيرش ولايت آنها باعث پاكى نفوس و نيكويى فطرت مى شود «جَعَلَ صَلواتَنا عَلَيْكُم وَ ما خَصّنا بِه مِن وَلايتكُم طيبا لخلقنا وطهارة لأنفسِنا»
۷ ـ مخالفشان، كافر و محارب با آنها مشرك است «مَن جَحدكم كافر ومن حارَبكم مُشرك»
۸ ـ مردم به وسيله ى اهل بيت عليهم السلام امتحان مى شوند «وَالْبابُ المُبتَلى بِهِ النّاس»
۹ ـ قبل از آمدن به سوى مردم آنان به عرش الهى محيط بودند. «خَلَقكم اللّه أنوارا فَجَعَلكُم بعَرشِه مُحدقين»
۱۰ ـ آنان حقّ محض هستند. وَالحقّ معكم وفيكم وَ مِنْكُم و اِلَيكُم»
۱۱ ـ روح و نور و طينت آنها يكى است «أنّ أرْواحَكُم وَ نُورَكُم وطينتكم وَاحدَة»
۱۲ ـ خداوند به آنها مقامى عطا كرده كه به احدى از اهل عالم نداده است و هيچ كس با آنها قابل مقايسه نيست «آتاكُم اللّه ما لَم يُؤتِ أحَدا مِنَ الْعالَمين».
۱۳ ـ شرط پذيريش عبادات پذيرش ولايت آنهاست. «بموالاتِكم تُقبَل الطاعة المُفْتَرَضة»
۱۴ ـ همه چيز در عالم از اهل بيت عليهم السلام شروع مى شود و به آنها ختم مى شود «بكم فتح اللّه و بكم يختم»
۱۵ ـ بندگى و وصول الى اللّه فقط از طريق اهل بيت عليهم السلام صورت مى گيرد «من اراد اللّه بدء بكم و من وحّده قبل عنكم» مورد۱۴ و ۱۵ وجوب توسل به ايشان را نشان مى دهد*
۱۶ ـ باز گشت خلق به سوى آنهاست و حساب مخلوقات با آنان است، «اياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم» با توجه به آيه ى قرآن «إنّ إلينا إيابهم، ثم إنّ عليناحسابهم» «سوره غاشيه ۲۵ و ۲۶» كه نفرموده «إنّ الىّ…» و جمع آورده كه نكته ى زيارت جامعه روشن مى شود).
چند نكته اعتقادى در زيارت غديريّه
۱ ـ اميرالمؤمنين عليه السلام سفير خدا در بين مخلوقات است. «وَ سَفيره في خَلقه»
۲ ـ همه چيز به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ختم مى شود و هم چنين از ايشان منتشر مى شود «الخاتم لِما سَبَق وَ الفاتِح لمَا اسْتُقْبِل» و اميرالمؤمنين علیه اسلام جان پيامبر صلى الله عليه و آله است.
۳ ـ اميرمؤمنان صراط مستقيم خداست. «أشْهَدُ أنَك الْمَعنيُ بِقول الْعَزيز الرَّحيم «وأنَّ هذا صِراطي مُستَقيما»»(سوره انعام: ۱۵۳)
۴ ـ اوّلين كسى كه به خدا ايمان آورد و نماز خواند حضرت على عليه السلام بود. «أنتَ اوّل مَنْ آمَنَ بِاللّه وَ صَلّى له»
۵ ـ عالم به تفسير و تنزيل قرآن است «أنت المخصوص بعلم التنزيل و حكم التأويل و نصل الرسول»
۶ ـ نور اميرالمؤمنين عليه السلام خاموش شدنى نيست. «نُورك لا يُطفأ»
۷ ـ خداوند امر نموده كه مؤمنين از ايشان تبعيت كنند و ايشان را يارى نمايند «وقد أمر اللّه تعالى باتباعك و ندب المؤمنين إلى نصرك»
۸ ـ خداوندا لعنت كن قاتلين اميرالمؤمنين عليه السلام و ظلم كنندگان به ايشان و پيروان و انصار آنان را. «اللهمَّ العن قَتَلَة أميرالمؤمِنين وَ مَن ظَلمَه وأشياعهم وأنصارهم»
۹ ـ دشمن اميرالمؤمنين دشمن خداست و منكر رسول خداصلى الله عليه و آله است «و عدوّك عدوّ اللّه و جاحد لرسول اللّه»
۱۰ ـ خداوند مداح اميرالمؤمنين است: «وفى مدح اللّه تعالى غنى عن مدح المادحين و تفريط الواصفين»
**************************************************************
مستندات
۱. كافى، ج۱، ص۴۹۷.
۲. مناقب آل ابيطالب، ج۳، ص۵۰۵.
۳. مفاتيح الجنان ص۸۸۹.
۴. بحار الانوار: ج۹۹، ص۱۲۸.
۵ . بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۱۴.
۶ . الخرائج و الجرائح ج ۲ ص ۶۷۴. ثاقب فى المناقب ص ۵۳۹.
۷ . الخرائج و الجرائح ج ۱ ص ۳۹۲. مدينة المعاجز ج ۷ ص ۴۶۴.
۸ . بحار الانوار ج ۷۵ ص ۳۶۸. نزهة الناظر و تنبيه الخاطر ص ۱۳۸.
۹ . بحار الانوار ج ۹۹ ص ۱۲۹.
۱۰ . مزار مشهدى ص ۲۶۵. بحار الانوار ج ۹۷ ص ۳۶۰.
زيارت غديريه و زيارت جامعه كبيره هر دو در مفاتيح الجنان آمده است.


