منبر_کوتاه | سهضلعیِ عقلانیت و زندگی موفق از دیدگاه پیامبر اکرم (ص)
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
« الحمد لله رب العالمين، و الصلاة و السلام علي سيد الانبياء و المرسلين، حبيب إله العالمين ابی القاسم المصطفی محمد (صلی الله علیه و آله) و علي أهل بيته الطيبين الطاهرين المعصومين، سيما بقية الله في الأرضين، روحي و أرواح العالمين لتراب مقدمه الفداء. »
حدیث شریف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):«لا يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَكونَ ظاعِنا إلاّ في ثَلاثٍ : مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ ، أو تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ ، أو لَذَّةٍ في غَيرِ مُحَرَّمٍ»
سزاوار نیست که انسان عاقل، سفر و هجرت یا دلمشغولی و حرکتی داشته باشد مگر در سه چیز: اصلاح معاش و زندگی، توشهاندوزی برای معاد، یا لذتی در غیر گناه.
حاضران محترم، برادران و خواهران گرامی ؛
در زندگی روزمره، همه ما دائماً در حال حرکت، تلاش، سفر یا برنامهریزی هستیم. گاهی از صبح تا شب بدو بدو داریم، گاهی بارهای سفر میبندیم، گاهی برای آینده برنامهریزی میکنیم.
اما پرسش اساسی و بنیادی مکتب انبیاء این است که: قطبنمای حرکت انسان عاقل به سمت کجاست؟ آیا هر حرکتی ارزشمند است؟ آیا هر تلاشی، انسان را به مقصد اعلای انسانیت میرساند؟
قرآن کریم در آیه ۱۱۵ سوره مبارکه قیامت میفرماید: «أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى» آیا انسان گمان میکند که بیهدف و رها به حال خود واگذار شده است؟
خداوند متعال انسان را موجودی هدفمند آفریده و برای لحظه لحظه عمر و گامهای او حساب و کتابی دقیق قرار داده است. در نگاه مادی، سفر و تلاش یعنی کار کردن برای پول درآوردن و لذت بردن. اما در نگاه عمیق عقلانی و دینی، «حرکت» چارچوب دارد.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در یک کلام کوتاه اما اقیانوسوار، فلسفه سفر و حرکت عاقلانه انسان را ترسیم کردهاند. ایشان میفرمایند: «لا يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَكونَ ظاعِنا إلاّ في ثَلاثٍ : مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ ، أو تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ ، أو لَذَّةٍ في غَيرِ مُحَرَّمٍ» (تحف العقول، ص ۴۶؛ بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۲۶۴)
«ظاعِن» در لغت به معنای کسی است که بار سفر بسته و از جایی به جای دیگر حرکت میکند یا در حال تلاش و پویایی است.
پیامبر میفرماید شایسته انسان خردمند نیست که سفری جز برای این سه محور داشته باشد:
1.سامان دادن به زندگی و معاش،
2. توشه برداشتن برای قیامت و معاد،
۳. کامجویی و لذتی که آلوده به گناه نباشد.
امروز میخواهیم این سه ضلعِ طلاییِ زندگی خردمندانه را با هم واکاوی کنیم و ببینیم چطور میتوانیم تمام عمر، کار، تفریح و معنویت خود را در این قالب تنظیم کنیم.
بخش اول: «مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ»؛ ساماندهی و اصلاح معاش و اقتصاد زندگی
بخش اول از حکمت نبوی، به مسئله «معاش» و زندگی دنیایی اختصاص دارد. واژه «مَرَمَّة» در ادبیات عرب یعنی اصلاح کردن، تعمیر کردن و به سامان رساندن چیزی که دچار خلل شده است.
نکته بسیار ظریف در کلام پیامبر این است که نمیفرماید «جمع کردن ثروت انباشته و حرص زدن»، بلکه میفرماید «مرممت معاش»؛ یعنی زندگی را روی غلتک درست انداختن، نان حلال درآوردن و چرخ اقتصاد خانواده را چرخاندن.
در اسلام، دنیا مذموم نیست؛ دنیا «مزرعه آخرت» است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در روایت دیگری فرمودند: «مَنْ لَا مَعَاشَ لَهُ لَا مَعَادَ لَهُ» (مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۱۹)
کسی که زندگی و اقتصاد درست و آبرومندانهای نداشته باشد، دینداری و آخرت او نیز به خطر میافتد. فقیر را ممکن است کفر تهدید کند.
عزیزان! امروز در جامعه ما، مسئله «معاش» یک چالش جدی است. گرانی، تورم، مشکلات اقتصادی. اما اسلام به ما میآموزد که کار و تلاش اقتصادی، خود یک عبادت بزرگ است.
در روایت وارد شده که امام صادق (علیه السلام) دیدند جوانی در گرمای هوا به سختی کار میکند. فرمودند: اگر این کار را برای اداره زندگی و بینیازی از مردم میکنی، در راه خداست (بحارالأنوار، ج ۱۰۰، ص ۶۶).
اما آیا در جامعه امروزی ما، کار و تلاش برای معاش، حد و مرز دارد؟ بله! «مرممت» یعنی اعتدال. قرآن کریم در وصف بندگان خاص خدا (عباد الرحمن) میفرماید: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا»(فرقان، ۶۷) - کسانی که وقتی انفاق میکنند نه اسراف میکنند و نه سختگیری، بلکه میان این دو، اعتدال را برمیگزینند.
بسیاری از خستگیهای امروزی ما به این دلیل است که «حرکت برای معاش» تبدیل به «اسارت در چرخدندههای مصرفگرایی» شده است. عاقل کار میکند تا زندگی کند، نه اینکه زندگی کند تا کار کند و ثروت بیندوزد.
سفر کاری، تلاش روزمره، تحصیل برای کسب مهارتهای شغلی، همه و همه وقتی در چارچوب «مرمَّة معاش» باشد، عین عقلانیت و بندگی است.
بخش دوم: «أو تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ»؛ توشهاندوزی برای ابدیت و قیامت
ستون دوم از سفر عاقلانه، «تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ» است؛ یعنی توشه برداشتن برای دنیایی که بازگشت همه ما به سوی آن است (معاد).
خداوند در سوره مبارکه بقره، آیه ۱۹۷ میفرماید: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ»و توشه برگیرید که همانا بهترین توشه، تقواست.
تصور کنید کسی بخواهد به یک سفر طولانیِ بیبازگشت برود؛ کویر خشکی در پیش دارد که نه آب هست و نه غذا. آیا بدون توشه راه میافتد؟ قطعا خیر. سفر آخرت، سفری است که منزلگاههای سختی دارد: احتضار، برزخ، صراط، میزان و حساب.
**داستان:
مرحوم شیخ عباس قمی (ره) در *مفاتیحالجنان* و کتابهای دیگر داستانی از ابوذر غفاری نقل میکند. ابوذر روزی در کنار کعبه ایستاد و با صدای بلند خطاب به مردم مدینه و مکه فریاد زد: «ای مردم! من ابوذرم، بیایید خیرخواه شما باشم.» مردم دور او جمع شدند. گفت: «أيها النّاس، إنّ السفر بعید...» (ای مردم، سفر آخرت بسیار دور و دراز است، توشه سفر را سنگین بردارید؛ چون راه سخت است). یکی پرسید: اباذر! توشه این سفر چیست؟
ابوذر فرمود:«صوموا يوماً شديد الحرّ لحرّ النّشور، وصلّوا ركعتين في ظلمة الليل لوحشة القبور، وحجّوا حجّاً لعظائم الأمور، أو تصدقوا بمال لعلّكم تنجون»
روزه بگیرید در روزهای بسیار گرم برای گرمای قیامت، دو رکعت نماز در دل تاریکی شب بخوانید برای وحشت قبر، و مالی را صدقه بدهید شاید نجات پیدا کنید.
این همان «تزود لمعاد» است. سفر انسان عاقل، سفری است که در آن، هر قدمی که برمیدارد، هر نمازی که میخواند، هر گرهی که از کار مومنی باز میکند، یک توشه و آذوقه برای آن جهان است. در روایت است که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر بالین مردی گریستند و فرمودند: «توشه راه دور است و مسافر بیصبر!» (نهجالبلاغه، حکمت ۷۷).
امروز در جامعه ما، تکنولوژی و فضای مجازی طوری ما را احاطه کرده که غفلت از معاد به اوج رسیده است.
ساعتها در شبکههای اجتماعی وقت میگذاریم، اما برای قرآن خواندن، برای نماز جماعت، برای دستگیری از مستمندان و صله رحم وقت کم میآوریم. پیامبر به ما هشدار میدهد: عاقل کسی است که هر حرکتی که میکند، نیمنگاهی هم به کاروانِ ابدیت خود دارد.»
بخش سوم: «أو لَذَّةٍ في غَيرِ مُحَرَّمٍ»؛ کامجویی و لذتهای مشروع و حلال
و اما بخش سوم؛ جذابترین و در عین حال ظریفترین بخش حدیث! پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید سفر و حرکت عاقلانه میتواند برای «لذت در غیر حرام» باشد.
اینجا دین اسلام چهره زیبای خود را نشان میدهد. اسلام دین خشک، گوشهگیر و ضد شادی نیست. اسلام به فطرت انسان احترام میگذارد.
انسان نیاز به تفریح، استراحت، لذت از طبیعت، همصحبتی با خانواده، ورزش، سفر سیاحتی و هنر حلال دارد.
امام رضا (علیه السلام) در روایتی فرمودند: «اجْعَلُوا لِأَنْفُسِكُمْ حَظّاً مِنَ الدُّنْيَا بِالْإِعْطَاءِ لَهَا مَا تَشْتَهِي مِنَ الْحَلَالِ وَ مَا لَا يَثْلِمُ الْمُرُوَّةَ»(بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۳۴۶)
سهمی از دنیا را برای خود قرار دهید و خواستههای مشروع و حلال نفس را (که لطمهای به مروت و انسانیت نمیزند) به آن بدهید.
در تاریخ زندگی ائمه (ع) میبینیم که پیامبر و امامان معصوم اهل شوخیهای لطیف بودند، به باغها میرفتند، از منظره طبیعت لذت میبردند، اسب سواری و تیراندازی میکردند (که هم ورزش بود و هم لذت مشروع).
نکته:
امروزه جوانان ما به شدت به تفریح، نشاط و هیجان نیاز دارند. اگر اسلام و مساجد نتوانند لذت حلال، سالم، شاداب و پرنشاط (مانند اردوهای سالم، ورزشهای گروهی، هنرهای متعالی، تفریحات خانوادگی) را فراهم کنند، جامعه به سمت لذتهای کاذب و حرام کشیده میشود.
اما شرط مهمی که پیامبر گذاشته این است: **«في غَيرِ مُحَرَّمٍ»**. یعنی لذتی که به قیمت پایمال کردن حق دیگران، گناه، آلودگی، ظلم، و ضایع شدن روح انسان نباشد.
لذت حلال، باتری روح را شارژ میکند تا انسان دوباره با قدرت به سراغ «مرممت معاش» و «تزود معاد» برود.»
نتیجه:
حاضران گرامی؛بیایید جمعبندی کنیم. کلام پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در این حدیث شریف، یک تابلوی راهنمای کامل برای مدیریت عمر است.
عمر انسان سرمایه بیبازگشتی است. اگر از ما بپرسند امروز روز خود را چگونه گذراندهایم، باید ببینیم حرکتهای ما در کدام یک از این سه دایره قرار داشته است:
۱. آیا کار و تلاشی برای اصلاح زندگی و کسب روزی حلال کردهایم؟ (`مرمَّة معاش`)
۲. آیا توشهای برای روز مبادای قیامت و تقرب به خدا اندوختهایم؟ (`تزود معاد`)
۳. آیا لحظاتی را به استراحت، تفریح سالم و لذت مشروع برای بازسازی قوای جسم و روح اختصاص دادهایم؟ (`لذت در غیر حرام`)
اگر حرکتی خارج از این سه محور باشد، به فرموده پیامبر، «لافائده فیه» و با عقلانیت سازگار نیست؛ یعنی وقتتلفی و هدر دادن گوهر عمر است.
پروردگارا! تو را قسم میدهیم به محمد و آل محمد، توفیق درک این حکمتهای بلند را به همه ما عنایت بفرما.
عمر ما را در راه طاعت خود، کسب روزی حلال، و توشهاندوزی برای آخرت قرار ده.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


